پیشرفتهای دانش فنی و نیز فعل و انفعالات نیروهای بازار ، قیمت و اندازه مینی کامپیوترها را برای شرکتهای کوچک و بزرگ بسیار مناسب نموده است ، حتی بخشی از شرکتهای بزرگ به سیستم های کامپیوتری کوچک روی آورده اند. حال که ارزش تعیین شده برای کامپیوترها ملموستر و منافع بالقوه آنها واضح تر است ، آیا مدیران واحد تجاری در انتخاب و استقرار یک سیسیتم کامپیوتری از آسایش نسبی برخوردارند ؟ پاسخ منفی است ، بویژه هنگامی که باید سیستم جدید مورد بحث ، با سایر عملیات سیستم موجود در تعامل باشد. به منظور کمک به مدیرانی که می خواهند تصمیماتی در این فرایند پیچیده اتخاذ کنند ، و با مطالعات کافی در این زمینه خریدهایی انجام دهند که به جای وابستگی اقتصادی ، افزایش کارآیی و ارتقای توان مدیریت کشور را به دنبال داشته باشد، مطالعه مراحل قدم به قدم به شرح زیر و توجه به اشتباهات تجربه شده در هر مرحله ، توصیه می گردد:
در این مقاله با ارائه شواهد و قرائن موجود در جهان و با استناد به آمار و ارقام در سالهای اخیر سعی میشود تاثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) در رشد اقتصادی نشان داده شود . برای این منظور از دو تحقیق ارزشمند که یکی توسط گیانگ و همکاران در بانک جهانی و دیگری توسط خوانگ در دانشگاه هاروارد انجام شده کمک بسیاری گرفته میشود . در این مقاله ابعاد مختلف تاثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر رشد اقتصادی ارائه شده و سعی میشود چگونگی این تاثیرات و روند آتی آنها ذکر گردند...
امروزه دانش و مدیریت برآن، از مهمترین توانمندسازهای مزیت رقابتی پایدار محسوب می شود و موسسات پیشرو در دنیا، تجربه های موفقی را از مدیریت دانش، کسب کرده اند. از این روست که دراکر معتقد است، شرکتهای اینده، گرداگرد دانش سازماندهی می شوند، تا گرداگرد تولید...
فرانسیس بیکن از دانش به عنوان قدرت یاد می کند . قدرت دانش یک منبع مهم برای حفظ میراث ارزشمند ، یادگیری موارد نو و تازه ، حل مشکلات و مسائل ، ایجاد هسته های رقابت و بنیان نهادن موقعیت های جدید برای فرد و سازمان در حال حاضر و همچنین برای آینده است . در دهه های پیشین با ظهور انقلاب صنعتی ، تمامی توجهات معطوف به صنعت و تولید انبوه و ارائه راهکارهایی در جهت بهبود و توسعه آن بوده است ، اما هم اکنون با انقلاب دیگری به نام انقلاب فناوری اطلاعات و ارتباطات روبه رو شده ایم که دریچه جدیدی را به روی ما گشوده و باعث تغییر نگرش ما شده است ...
عصر حاضر ، عصر تحولات و تغییرات شگرف در فناوریهاست . عصری که ساختار فکری آن آکنده از عمق بخشیدن به اطلاعات و توجه به مشارکت نیروی انسانی خلاق و دانش گرا به جای نیروی انسانی عملکردی است . از این رو ، مدیریت هوشیار بر آن است تا هر چه بیشتر و بهتر در جهت استفاده از ابزاری به نام دانش برای رویارویی و مقابله با عوامل عدم اطمینان ، حفظ موقعیت و ایجاد خلاقیت و نوآوری جهت گسترش عرصه رقابتی خود برآید ، این امر مستلزم ایناست که سازمان با ارج نهادن به مدیریت دانش و متقابلاَ مدیریت خلاقیت و نوآوری ، آن را به عنوان یکنیاز استراتژیک و ضروری جهت پیشگامی در عرصه رقابت پذیری ، در زمره برنامه های اولویت دار خود قرار دهد ...