بر اساس اسناد و بخش نامه های موجود، نظام آموزش و پرورش ایران درصدد پرورش نوع خاصی از سوژه های سیاسی و مذهبی است. در این مقاله سعی شد تا نحوه حضور نهادی ایدئولوژیک نظیر آموزش و پرورش در مدارس و خلاقیت دانش آموزان در مصرف فضای ایدئولوژیک آن بررسی شود. بر اساس یافته های این تحقیق که به شیوه کیفی در مدارس دولتی و پسرانه منطقه دوازده و منطقه یک تهران انجام شده به نظر می رسد که عدم انطباق دو سطح تولید پیام های ایدئولوژیک و سطح مصرف یا رمزگشایی پیام ها وجه مسلط رابطه میان نهاد مدرسه و مخاطبان آن است. وضعیت یاد شده محصول دو پدیده مقاومت یا بی اعتنایی دانش آموزان نسبت به پیام های ایدئولوژیک در مدرسه است. در اینجا گفتمان سیاسی– مذهبی حاکم، گفتمانی ناکارآمد و گاه در نزاع گفتمانی عرصه را به گفتمان های رقیب واگذار نموده است.
شناخت جامعه هم از طریق شناسایی ویژگی های مشابه و همگرایانه آن ممکن است و هم از طریق ویژگی های فرهنگی واگرایانه، همچنین برای شناخت جامعه هم می توان از ساختارها شروع کرد و هم می توان از سطح خرد به جامعه نگریست. نویسندگان مقاله در پی شناختی واگرایانه از جامعه و آن هم از منظر زندگی روزمره هستند.
در این مقاله با بهره مندی از الگوی تبیینی بوردیو به بررسی تطبیقی دو سبک زندگی اصول گرایی انقلابی و پسامدرن می پردازیم. جامعه آماری، جوانان منطقه 3 تهران هستند که به طور متناوب به کافی شاپ ها یا بسیج مساجد این منطقه مراجعه می کنند. در این پژوهش از دو روش پیمایش و مشاهده استفاده شده است و تاثیر متغیرهای مستقل سرمایه اقتصادی، سرمایه فرهنگی، نوع گرایش دینی و سیاسی و همچنین میزان اعتقاد به نگرش پدرسالارانه در خانواده بر گزینش سبک زندگی بررسی شده است.
فیلم چهارشنبه سوری یکی از موفق ترین فیلم های سال 85 بود که با استقبال مردم و منتقدان روبرو شد. از آنجا که هر اثر هنری دارای رگه ای از حقیقت است، نویسنده مقاله می کوشد که بنیان های فلسفی این فیلم را روشن سازد و این رگه ها را روشنایی بخشد. چهارشنبه سوری خود تاملی است بر این بنیان ها و نتایج فردی و اجتماعی ای که به دنبال آن می آید. گفتمان «علم» در دهه های هفتاد و هشتاد مدعی شد که می تواند مسایل فردی و اجتماعی در ایران را حل کند. چهارشنبه سوری تاملی است بر این ادعا. نویسنده می کوشد که با برجسته ساختن این تامل نقش علم و قدرت را در زندگی روزمره ایرانیان در این دو دهه بررسی کند.
مبنای این پژوهش «رابطه انسان با خدا» در قالب الگوهای مختلف جهت گیری ارزشی در جامعه ایران است که با الهام از آموزه های مولای متقیان،امام علی(ع)، در نهج البلاغه الگویی نظری برای بررسی آن طراحی شده است. روش تحقیق، تحلیل محتوای مضامین ارزشی مندرج در روزنامه های کثیرالانتشار و با قدمت چهل سال گذشته بوده و بر اساس یافته ها ونتایج تحقیق، جهت گیری نظام ارزشهای دینی ـ فرهنگی بر پایه سنجه های دینداری از الگوی «احساسی ـ مناسکی» قبل از انقلاب اسلامی به الگوی «پیامدی ـ فکری» بعد از انقلاب اسلامی تحول یافته است.نتایج حاصل ازآزمون تفکیک احتمال وقوع: تحلیل خوشه و الگوریتمهای خوشه بندی نیز نشان دهنده آن است که وقتی جهت گیریهای ارزشی از نوع «پیامدی»در حوزه دینداری رواج می یابد، بقیه ارزشها در این حوزه تحت الشعاع قرار می گیرند.
"ادبیات، گستردهترین افق فرهنگی است که در خلال گزارشهای آن، میتوان، مؤلفههای اصلی هویت را از سرنوشت انسان در اجتماع که همچون کارکردهای معین به ظهور میرسد، بازشناخت. مؤلفههای پر بسامد هویت ایرانی، خصایص اصلی و بن مایههای فرهنگی ایرانی، در انواع ادبی با ساختارهای متفاوت، ظهوری مشابه دارند.
در این مقاله، پس از بازشناسی و بررسی مفهوم ایران و ایرانی.از طریق بررسی ادب پارسی تا حمله مغلول، کوشش شده است تا پر بسامدترین مؤلفههای فرهنگی هویت ایرانی جستجو و از طریق نمونههای بارز آن معرفی گردند.
"
"«از خود بیگانگی»، به معنی دور شدن ا زاصل خویش، موضوعی است که در دورانهای مختلف، مورد توجه دانشمندان بوده است؛اما در عصر جدید و در جامعه صنعتی، به شکل تازهای ظهور کرد و چهره خویش را نمودار ساخت؛به طوری که دانشمندان بزرگ جامعه شناس، درباره این پدیده هشدارها داده و جامعه را از آن برحذر داشتهاند.
در جامعهشناسی«از خود بیگانگی»، در حوزه تقسیم فنی کار(تکنولوژی)، از جنبه فردی و اجتماعی توجه صاحبنظران را به خود جلب کرده است؛زیرا در این راستا، انسان یا نسبت به خود، بیگانه میشود یا نسبت به جامعه.در جوامع صنعتی، توکویل را اولین کسی دانستهاند که بدون ذکر «الیناسیون»به تبیین آن پرداخت، سپس مارکس، این دیدگاهها را تکمیل کرد؛البته برخی از این دانشمندان تنها از دیدگاه اقتصادی، به این موضوع نگریستهاند.میشل فوکو، آلن تورن و ملوین زیمن نیز دیدگاههای خویش را، دراینباره تبیین کردهاند.
در متون ادب فارسی نیز این موضوع، نه تنها از جنبه ظاهری؛بلکه از جهات مختلف، مورد توجه قرار گرفته است.ناصر خسرو، یکی از اولین شاعرانی است که با مطرح کردن ارزش انسان و اهمیت او، با توجه به اوضاع اجتماعی، فرهنگی و سیاسی روزگار خود، درباره این بیگانگی، سخن میگوید و انسانها را از غفلت و بیخبری نسبت به جایگاه خویش، برحذر میدارد.او گرفتار شدن انسان را به زرق و برقهای دنیوی و اسارت در چنگال دیو، دور شدن از مقام خود میداند و کفتاروارگی را رمز بزرگ غفلت میشمارد.
"
جنگ ها از جمله رویدادهای هویت سوز و در عین حال هویت سازند و جنگ تحمیلی هشت ساله علیه کشورمان نیز از این قاعده مستثنی نبوده است. از سوی دیگر هویت نیز محصول این همانی شناخت از سوی خویش و دیگری است و می تواند به این همانی یا انطباق تصاویر ذهنی تحویل شود. در این چارچوب، تصاویر هنری از جمله تصاویر سینمایی امکان ها و محمل هایی برای بازنمایی، و روایت رویدادها و مفاهیم به مثابه منابع و مولفه های هویت ساز به شمار می روند و می توانند به خودیابی جوامع کمک کنند. ژانر سینمای جنگ در جامعه ما نیز عمدتا در پی روایت و بازپرداخت جنگ تحمیلی به منزله رویدادی هویتساز است و می کوشد تا آن را به پاسخ پرسش از کیستی ما وارد نماید. بر این اساس مقاله حاضر به تحلیل روایت سینمایی ابراهیم حاتمی کیا از جنگ تحمیلی به مثابه روایتی عرفانی و معنوی پرداخته و سعی دارد تا نمادها و چارچوب های زمانی و مکانی آن را در برداشتی که با چارچوب های هویتی انقلاب اسلامی ملازم است بازخوانی کند.
این مقاله به بررسی و تحلیل بازاندیشی مصرف کنندگان و مصرف تظاهری آنان در محیط ارتباطات سیار می پردازد. تلفن همراه با عنوان وسیله ارتباطی سیار و همراه موجب بازاندیشی مصرف کننده و همچنین بروز رفتارهای تظاهری در بین آنان شده است. در این مقاله استدلال می شود که چگونه مصرف کننده ایرانی تلفن همراه نوع تازه ای از رفتار مصرف کننده را به نمایش گذاشته و چگونه امکان استفاده از تلفن همراه به ارزشی اجتماعی تبدیل شده است. در این مقاله برخی موضوعات در خصوص ماهیت تغییر یابنده سبک زندگی ایرانیان مورد توجه قرار می گیرند که به خاطر ورود تلفن های همراه به بازار مصرف ایران بروز کرده است: اینکه آیا مردان بیشتر از زنان وقت خود را با صحبت های تلفنی می گذرانند؛ اینکه آیا استفاده از تلفن های همراه فقط به گروه های سنی مشخصی اختصاص دارد؛ اینکه آیا طبقه و ثروت در تملک تلفن های همراه نقشی اساسی دارد یا نه؛ و اینکه آیا گسترش فرهنگ استفاده از تلفن های همراه موجب کاهش استفاده از باجه های تلفن همگانی خواهد شد؟ نویسنده خاطرنشان می کند که تلفن همراه با از بین بردن سلسله مراتب قدیمی موجب ایجاد فضای فردگرایانه گسترده تری می گردد.
"هویت ملی، امروزه، به عنوان یکی از مبانی زیر ساختی مقوله فرهنگ در هر جامعه مطرح است، به همین سبب شعر که از عناصر مهم سازنده فرهنگ یک جامعه به شمار می رود، بازتاب روح جمعی و آرزوهای ملی یک جامعه است. از همین روست که نقش شاعران در فرهنگ سازی و به دنبال آن در هویت سازی، اهمیت مییابد. چهره های برجسته شعر فارسی، فرهنگ و هویت ملی ایرانیان را فراروی چشمان جهانیان نهاده اند.
هدف این مقاله، مروری بر مقوله هویت ملی در شعر معاصر( 1357 هـ. ش به بعد). است بنابراین پس از بیان مفاهیم و مولفه های هویت ملی، ارتباط آن با مقوله شعر فارسی مورد قرار گرفته است. این مقاله تلاش می کند تا با روشن کردن مفاهیم اصلی هویت ملی، زنجیره تامین و چگونگی ارتقای جایگاه آن را در شعر معاصر فارسی، تبیین نماید."
"مقاله حاضر به منظور بررسى عوامل موثر بر هویت جمعى غالب در نزد دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاههاى شهر سنندج به انجام رسیده است پرسش اصلى این است که دانشجو در درجه اول با کدام یک از هویت هاى جمعى (قومى، ملى، جهانى) خود را به دیگران معرفى کرده و در برابر آن احساس تعهد و تعلق مى کند؟ رابطه هویت جمعى غالب در نزد دانشجویان باگستره شبکه روابط، گروه مرجع، پایگاه اقتصادى ـ اجتماعى، میزان آگاهى، پنداشت از خود و جنسیت دانشجویان سنجیده شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها بیانگر آن است که هویت جمعى غالب در نزد دانشجویان هویت قومى بوده و هویت هاى جهان وطنى و ملى به ترتیب در اولویت هاى بعدى قرار دارند. از میان متغیرهاى مورد بررسى متغیرهاى گستره روابط، گروه مرجع و میزان آگاهى با هویت جمعى رابطه معنادارى را نشان داده اند اما سه متغیر دیگر فاقد چنین رابطه اى بودند. در تحلیل نهایى متغیرهاى گروه مرجع و میزان آگاهى برجستگى خاصى پیدا کردند، به طورى که در تبیین و پیش بینى هویت جمعى غالب بالاترین سهم را به خود اختصاص داده اند.
"
گسترش وسیع مطالعات فرهنگی در سه دهه اخیر در متن مباحثاتی که میان مدرنیسم و پست مدرنیسم در گرفته، باعث شده است که زندگی روزمره به عنوان مقوله ای در خور اهمیت قلمداد شود. با توسعه مصرف گرایی و تبلیغات که هر دو زندگی روزمره را هدف قرار داده اند، مطالعات نقادانه فلسفی و جامعه شناختی زندگی روزمره، به وظیفه مهم متفکران انتقادی بدل شده است و آنان به طرق مختلف این وظیفه را انجام دادهاند.«رولان باروت» گرفته تا «تئودور آدورنو» و «هانری لفور» و «یورگن هابرماس» هر یک از منظری، زندگی روزمره را موشکافانه بررسی کرده اند اگر وظیفه تفکر انتقادی را دستیابی به امر انضمامی متصور شویم، حرکت از سوژه گرایی دکارتی به زیست - جهان را باید حرکتی در جهت رسیدن به این امر انضمامی بدانیم. این مقاله نشان می دهد که چگونه زندگی روزمره به معضله ای بدل شد که هم از حیث نظری و هم از حیث کنش اجتماعی، باید در بررسی و حل آن کوشید. آرای متفکرانی که برای حل این معضل کوشیده اند مورد بررسی قرار گرفته است و راه های برون رفت از مخمصه های زندگی روزمره در عصر مدرن نیز خاطر نشان شده است
جنگ یکی از پیچیده ترین پدیده های اجتماعی است که جوامع را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد و تاثیر آن، تمام نظام ها، خرده نظام ها و نهادهای اجتماعی را در برمی گیرد. لذا جنگ یک ستیزه گروهی است که مهم ترین خصلت آن نظم و سازمانی است که بر آن حاکم می باشد. از طرفی، هویت نیز به عنوان یکی از پیچیده ترین و غامض ترین مفاهیم علوم اجتماعی می باشد که با توجه به سابقه دیرینه آن هنوز رنگ کهنگی به خود نگرفته و همواره در معرض تغییر و دگرگونی است. این مقاله، با استفاده از الگوی پارسونز به تحلیل خرده نظام های زیستی، شخصیتی، اجتماعی و فرهنگی و تحلیل جامعه شناختی جنگ ایران و عراق و رابطه هویت و جنگ پرداخته است و این موضوع را که در جریان جنگ هویت در معنای عام و هویت ملی در معنای خاص خود تقویت می شود و افراد یک جامعه از طریق وفاق و وحدت جمعی و ملی و با توجه به منش ملی خود فارغ از احساسات دینی و قومی در کنار هم در برابر دشمنان خارجی ایستادگی می کنند، مورد بررسی قرار داده است.
"در پژوهش حاضر کوشش شده، تصویر و جایگاه زن در داستانهای عامیانه«سمک عیار»و «دارابنامه»بررسی و تحلیل شود.این پژوهش تأکید دارد:زن در داستانهای عامیانه، برخلاف اشعار و آثار کلاسیک، حضوری مؤثر و سازنده دارد و در عین این که در اندیشهورزی، حکومت، پهلوانی، عیاری و عشق، حضوری تأثیرگذار دارد، گاه در پارهای موارد، مورد توهین قرار میگیرد و حضورش نادیده انگاشته میشود.چون داستانهای عامیانه، متعلق به عامه مردم هستند، زنان این داستانها مانند زنان در طبقات فرودین جامعه، حضوری گستردهتر از زنان اشراف دارند.به طور کلی حضور زن در این داستانها به واقعیت نزدیک است و تصویری به نسبت واقعبینانه از چهره وی نمایانده میشود.به عبارت دیگر نه چهره کاملا مثبت دارد و نه کاملا منفی.
"