مبنای این پژوهش «رابطه انسان با خدا» در قالب الگوهای مختلف جهت گیری ارزشی در جامعه ایران است که با الهام از آموزه های مولای متقیان،امام علی(ع)، در نهج البلاغه الگویی نظری برای بررسی آن طراحی شده است. روش تحقیق، تحلیل محتوای مضامین ارزشی مندرج در روزنامه های کثیرالانتشار و با قدمت چهل سال گذشته بوده و بر اساس یافته ها ونتایج تحقیق، جهت گیری نظام ارزشهای دینی ـ فرهنگی بر پایه سنجه های دینداری از الگوی «احساسی ـ مناسکی» قبل از انقلاب اسلامی به الگوی «پیامدی ـ فکری» بعد از انقلاب اسلامی تحول یافته است.نتایج حاصل ازآزمون تفکیک احتمال وقوع: تحلیل خوشه و الگوریتمهای خوشه بندی نیز نشان دهنده آن است که وقتی جهت گیریهای ارزشی از نوع «پیامدی»در حوزه دینداری رواج می یابد، بقیه ارزشها در این حوزه تحت الشعاع قرار می گیرند.
"ادبیات، گستردهترین افق فرهنگی است که در خلال گزارشهای آن، میتوان، مؤلفههای اصلی هویت را از سرنوشت انسان در اجتماع که همچون کارکردهای معین به ظهور میرسد، بازشناخت. مؤلفههای پر بسامد هویت ایرانی، خصایص اصلی و بن مایههای فرهنگی ایرانی، در انواع ادبی با ساختارهای متفاوت، ظهوری مشابه دارند.
در این مقاله، پس از بازشناسی و بررسی مفهوم ایران و ایرانی.از طریق بررسی ادب پارسی تا حمله مغلول، کوشش شده است تا پر بسامدترین مؤلفههای فرهنگی هویت ایرانی جستجو و از طریق نمونههای بارز آن معرفی گردند.
"
"«از خود بیگانگی»، به معنی دور شدن ا زاصل خویش، موضوعی است که در دورانهای مختلف، مورد توجه دانشمندان بوده است؛اما در عصر جدید و در جامعه صنعتی، به شکل تازهای ظهور کرد و چهره خویش را نمودار ساخت؛به طوری که دانشمندان بزرگ جامعه شناس، درباره این پدیده هشدارها داده و جامعه را از آن برحذر داشتهاند.
در جامعهشناسی«از خود بیگانگی»، در حوزه تقسیم فنی کار(تکنولوژی)، از جنبه فردی و اجتماعی توجه صاحبنظران را به خود جلب کرده است؛زیرا در این راستا، انسان یا نسبت به خود، بیگانه میشود یا نسبت به جامعه.در جوامع صنعتی، توکویل را اولین کسی دانستهاند که بدون ذکر «الیناسیون»به تبیین آن پرداخت، سپس مارکس، این دیدگاهها را تکمیل کرد؛البته برخی از این دانشمندان تنها از دیدگاه اقتصادی، به این موضوع نگریستهاند.میشل فوکو، آلن تورن و ملوین زیمن نیز دیدگاههای خویش را، دراینباره تبیین کردهاند.
در متون ادب فارسی نیز این موضوع، نه تنها از جنبه ظاهری؛بلکه از جهات مختلف، مورد توجه قرار گرفته است.ناصر خسرو، یکی از اولین شاعرانی است که با مطرح کردن ارزش انسان و اهمیت او، با توجه به اوضاع اجتماعی، فرهنگی و سیاسی روزگار خود، درباره این بیگانگی، سخن میگوید و انسانها را از غفلت و بیخبری نسبت به جایگاه خویش، برحذر میدارد.او گرفتار شدن انسان را به زرق و برقهای دنیوی و اسارت در چنگال دیو، دور شدن از مقام خود میداند و کفتاروارگی را رمز بزرگ غفلت میشمارد.
"
"در این مقاله، در ابتدا نگاهى کوتاه به سیر تحول ارتباطات میان فرهنگى در جهان قبل از فن آورى هاى نوین اطلاعاتى - ارتباطى (ICT) مى شود و با تاکید بر نقش جبر و اختیار در ارتباطات میان فرهنگى نشان داده مى شود که نظام ارتباطات میان فرهنگى تا قرن 13 میلادى به صورت چند قطبى بوده و از قرن چهاردهم، عصر سلطه «یک قطبى» آغاز و با تحولاتى چند، به دوران جهانى شدن یا به تعبیر هربرت مارشال مک لوهان، به دوران زندگى انسان در دهکده جهانى رسیده است. عصرى که اگر چه محصول یک فرآیند تاریخى است، اما در آن، اجراى پروژه هاى ارتباطى علیه فرهنگ هاى دیگر سهل تر شده است.
مقاله در ادامه، این دیدگاه را مطرح مى کند که اگر چه شکل گیرى اصطلاح «امپریالیسم فرهنگى»، محصول نظام تک قطبى با مرکزیت امریکا و به وجود آمدن اصطلاح «تهاجم فرهنگى»، حاصل تحولات عصر دهکده جهانى است، اما آن چه «تهاجم فرهنگى» نامیده مى شود، تفاوت هاى عمیقى با «تهاجم نظامى» دارد.
مقاله ضمن تبیین برخى از تفاوت هاى مذکور، کوشش مى کند که نشان دهد وضعیت حاضر، یک دوره در حال گذر است و طى چند دهه آینده، ویژگى هاى دهکده جهانى تغییر خواهد کرد و عصر جدیدى آغاز خواهد شد که نویسنده به دلیل مشابهت نسبى ویژگى هاى آن با سازو کار حاکم بر بازارهاى سنتى مشرق زمین، طى مقالات متعدد خود آن را «بازار پیام» نامیده است.
آخرین بخش مقاله اختصاص به توصیف برخى ویژگى هاى ارتباطات میان فرهنگى در بازار پیام، به ویژه تحولات سخت افزارى و نرم افزارى مربوط به زبان دارد و نگاهى به آسیب شناسى ایران در بازار مذکور خواهد نمود.
"
"میزان مشارکت زنان در عرصههای مختلف اجتماعی به ویژه سطح برگزیدگان سیاسی یکی ازشاخصهای توسعه و نوسازی سیاسی است. در این تحقیق علاوه بر مرور تاریخچه مشارکت زنان در سطح نخبگان در عرصه ملی و بینالمللی، اولویتهای ارزشی و نگرش دختران و پسران جوان نسبت به مشارکت سیاسی زنان در سطح نخبگان نیز بررسیشده است. پژوهش حاضر از نوع پیمایش و اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسشنامه جمع آوری شده است. نتایج تحقیق حاکی از این است که: 1- اگر چه جو حاکم بر اولویتها و خواستههای جوانان، مادی است اما پسران بیشتر از دختران، مادی فکر میکنند2- بین جنسیت و نگرش نسبت به مشارکت زنان در سطح نخبگان سیاسی رابطه وجود دارد به نحویکه فقط 7/15 درصد از پسران با مشارکت سیاسی زنان در سطح نخبگان موافقبوده و بقیه، نگرش مخالف و یا متوسط داشتهاند.3- 7/57 درصد از دختران با مشارکت سیاسی زنان در سطح برگزیدگان موافقند (به خود آگاهی مدنی رسیدهاند) و1/13درصد مخالفاند.4-میتوان با معادله رگرسیونی زیر، نگرش جوانان را نسبت به مشارکت زنان در سطح نخبگان سیاسی(Y) پیش بینی کرد: (جنسیت)96/13+(اولویت ارزشی)75/0+61/19=Y
"
" طرح بحث: در زمینه مشارکت اجتماع دو رویکرد اساسی روان شناختی و جامعه شناختی وجود دارد. در این مقاله، نظرات یکی از صاحب نظران رویکرد روان شناختی به نام راجرز مورد بررسی قرار می گیرد و سعی می شود نظریه راجرز از لحاظ واقعیت های مسلط بر جامعه ایران در طول دهه های گذشته (از لحاظ جغرافیایی، تاریخی، اجتماعی، فکری، فرهنگی و روان شناختی) مورد آزمون تجربی قرار گیرد و اینکه آیا این رویکرد نظری تبیین کننده واقعیت موجود در زمینه مشارکت اجتماعی در ایران می باشد یا خیر؟
روش تحقیق: روش بررسی تلفیقی از روش کتابخانه ای و میدانی است که در بررسی میدانی جامعه آماری را شهروندان 15 سال به بالا ساکن شهر تهران تشکیل می دهند.
یافته ها: بین ویژگی های شخصیتی افراد (ویژگی های خرده فرهنگ دهقان) و مشارکت اجتماعی تا حدی رابطه معنی داری وجود دارد. چنان که داده ها نشان می دهد بین خرده فرهنگ دهقانی و تمایل ذهنی به مشارکت اجتماعی رابطه معنی داری وجود دارد؛ به طوری که جهت رابطه منفی می باشد.
نتیجه: هر چه افراد دارای خرده فرهنگ دهقانی کمتری باشند تمایل ذهنی بیشتری به مشارکت اجتماعی دارند."
این مقاله به بررسی و تحلیل بازاندیشی مصرف کنندگان و مصرف تظاهری آنان در محیط ارتباطات سیار می پردازد. تلفن همراه با عنوان وسیله ارتباطی سیار و همراه موجب بازاندیشی مصرف کننده و همچنین بروز رفتارهای تظاهری در بین آنان شده است. در این مقاله استدلال می شود که چگونه مصرف کننده ایرانی تلفن همراه نوع تازه ای از رفتار مصرف کننده را به نمایش گذاشته و چگونه امکان استفاده از تلفن همراه به ارزشی اجتماعی تبدیل شده است. در این مقاله برخی موضوعات در خصوص ماهیت تغییر یابنده سبک زندگی ایرانیان مورد توجه قرار می گیرند که به خاطر ورود تلفن های همراه به بازار مصرف ایران بروز کرده است: اینکه آیا مردان بیشتر از زنان وقت خود را با صحبت های تلفنی می گذرانند؛ اینکه آیا استفاده از تلفن های همراه فقط به گروه های سنی مشخصی اختصاص دارد؛ اینکه آیا طبقه و ثروت در تملک تلفن های همراه نقشی اساسی دارد یا نه؛ و اینکه آیا گسترش فرهنگ استفاده از تلفن های همراه موجب کاهش استفاده از باجه های تلفن همگانی خواهد شد؟ نویسنده خاطرنشان می کند که تلفن همراه با از بین بردن سلسله مراتب قدیمی موجب ایجاد فضای فردگرایانه گسترده تری می گردد.
در پژوهش حاضر ابعاد مساله «عدم برجستگی هویت فرهنگی جمعی» و برجستگی هویتهای فرهنگی دینی، ملی، قومی درونمرزی و قومی فرامرزی در زمان حال، با استفاده از روش پیمایش در میان مردم عرب خوزستان مورد بررسی قرار گرفته و سپس با استفاده از روش شبیهسازی و ساختن مدل کامپیوتری جامعه واقعی، به پیشبینی تاثیر آزادیهای مدنی، جهانیسازی، ارتباطات درونملی، ارتباطات فراملی- فرصت یکسان، ارتباطات فراملی- فرصت متفاوت و نیز تاثیر تعاملی ارتباطات درونملی و آزادیهای مدنی بر روی وضعیت پدیده «عدم برجستگی هویت فرهنگی» و برجستگی هویتهای فرهنگی مختلف، در آینده مردم مذکور پرداخته شده است. نتایج بهدست آمده حکایت از تاثیر معنیدار متغیرهای مستقل ذکر شده، بر روی آینده هویتهای فرهنگی دارد. مدل کامپیوتری ساخته شده و چهارچوب نظری به کار رفته بر مبنای تئوریهای سازهگرایی اجتماعی میباشند.
"هویت ملی، امروزه، به عنوان یکی از مبانی زیر ساختی مقوله فرهنگ در هر جامعه مطرح است، به همین سبب شعر که از عناصر مهم سازنده فرهنگ یک جامعه به شمار می رود، بازتاب روح جمعی و آرزوهای ملی یک جامعه است. از همین روست که نقش شاعران در فرهنگ سازی و به دنبال آن در هویت سازی، اهمیت مییابد. چهره های برجسته شعر فارسی، فرهنگ و هویت ملی ایرانیان را فراروی چشمان جهانیان نهاده اند.
هدف این مقاله، مروری بر مقوله هویت ملی در شعر معاصر( 1357 هـ. ش به بعد). است بنابراین پس از بیان مفاهیم و مولفه های هویت ملی، ارتباط آن با مقوله شعر فارسی مورد قرار گرفته است. این مقاله تلاش می کند تا با روشن کردن مفاهیم اصلی هویت ملی، زنجیره تامین و چگونگی ارتقای جایگاه آن را در شعر معاصر فارسی، تبیین نماید."
"مقاله حاضر به منظور بررسى عوامل موثر بر هویت جمعى غالب در نزد دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاههاى شهر سنندج به انجام رسیده است پرسش اصلى این است که دانشجو در درجه اول با کدام یک از هویت هاى جمعى (قومى، ملى، جهانى) خود را به دیگران معرفى کرده و در برابر آن احساس تعهد و تعلق مى کند؟ رابطه هویت جمعى غالب در نزد دانشجویان باگستره شبکه روابط، گروه مرجع، پایگاه اقتصادى ـ اجتماعى، میزان آگاهى، پنداشت از خود و جنسیت دانشجویان سنجیده شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها بیانگر آن است که هویت جمعى غالب در نزد دانشجویان هویت قومى بوده و هویت هاى جهان وطنى و ملى به ترتیب در اولویت هاى بعدى قرار دارند. از میان متغیرهاى مورد بررسى متغیرهاى گستره روابط، گروه مرجع و میزان آگاهى با هویت جمعى رابطه معنادارى را نشان داده اند اما سه متغیر دیگر فاقد چنین رابطه اى بودند. در تحلیل نهایى متغیرهاى گروه مرجع و میزان آگاهى برجستگى خاصى پیدا کردند، به طورى که در تبیین و پیش بینى هویت جمعى غالب بالاترین سهم را به خود اختصاص داده اند.
"
یکی از دغدغه های نظری مهم در عرصه جامعه شناسی فرهنگ این است که چه عواملی نوع و میزان مصرف فرهنگی مردم را تعیین می کنند. به میزانی که محصولات فرهنگی در جوامع گسترش می یابند و مصرف فرهنگی نقش مهمتری در خلق هویت ها و همچنین اقتصاد فرهنگ ایفا می کنند، طرح این پرسش نیز اهمیت بیشتری می یابد. به همین ترتیب، پاسخ به آن بخشی از تلاش برای روندنمایی تغییرات اجتماعی و فرهنگی جامعه نیز هست. مقاله حاضر نیز به طرح این پرسش می پردازد که نوع و میزان مصرف موسیقی تحت تاثیر چه عواملی است. برای پاسخ دادن به آن نیز از منظر تحلیل طبقاتی به مصرف موسیقی نگریسته شده است. طبقه اجتماعی و سرمایه فرهنگی به عنوان دو متغیر کلیدی نظریه های کلاسیک تبیین مصرف فرهنگی طرح شده اند و سپس بر مبنای مطالعه تجربی مصرف موسیقی در شهر تهران، تلاش شده است تا سهم این عوامل در تبیین ذائقه موسیقایی مشخص شود. در این مقاله بر اساس شواهد تجربی، نظریه های طبقاتی تبیین کننده ذائقه موسیقایی نیز نقد می شود.