فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲٬۲۲۱ تا ۱۲٬۲۴۰ مورد از کل ۱۸٬۰۷۷ مورد.
بررسی مقایسه ای عوامل موثر بر افت تحصیلی دانشجویان مشروط و ممتاز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در رویکردهای علمی به نظام های آموزشی تاکید شده که فراگیران بایستی مطابق انتظارات جامعه تحول یابند و در فرایند تعلیم و تربیت باید چرخه تولید به گونه ای باشد که میزان عدم کارایی و اتلاف انرژی به حداقل برسد. افت تحصیلی به عنوان یکی از معضلات نظام های آموزشی در کشورهای جهان باعث به هدر رفتن بسیاری از منابع می شود این مساله در مقطع دانشگاه به طور محسوس مشاهده می شود. هدف این پژوهش بررسی عوامل موثر بر افت تحصیلی دانشجویان با مقایسه دانشجویان مشروط و ممتاز بوده است. به این منظور نمونه های از دانشجویان مشروط (با حداقل سه بار مشروطی متوالی یا چهار بار یا بیش تر مشروطی متناوب) شامل 60 دانشجو (39 پسر و 21 دختر) مورد بررسی قرار گرفت. همچنین به منظور مقایسه وضعیت تحصیلی این دانشجویان با وضعیت تحصیلی دانشجویان ممتاز، نمونه ای از دانشجویان ممتاز (52 دانشجو شامل 25 پسر و 27 دختر) مورد مطالعه قرار گرفت. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش عبارت بودند از: پرسشنامه مشخصات فردی، پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت و آزمون هوشی ریون بزرگسالان. نتایج به دست آمده نشان داد که دانشجویان ممتاز در مقایسه با دانشجویان مشروط از بهره هوشی بالاتری برخوردارند. عزت نفس آنها قوی تر است و از پیشینه تحصیلی (معدل دیپلم) بهتری برخوردارند. همچنین معلوم شد اکثر دانشجویان دچار افت تحصیلی (88.8 درصد) غیربومی و اکثر دانشجویان ممتاز (53.8 درصد) بومی هستند. به علاوه، این یافته حاصل شد که دانشجویان دختر در مقایسه با دانشجویان پسر عملکرد تحصیلی بهتری دارند.
تاریخ و فرهنگ افغانستان
بررسی تأثیر عوامل اجتماعی در نابرابری جنسیتی نمادی در خانواده (نابرابری در قدرت تصمیم گیری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقایسه تجربی سنجه های دینداری: دلالت های روش شناسانه کاربرد سه سنجه در یک جمعیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گفت و گویی با جامعه شناسان کلاسیک
حوزههای تخصصی:
جبر فناوری
معانی اجتماعی و فرهنگی فراغت
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطه نظامهای تضمین کیفیت آموزش عالی با زمینههای فرهنگی و اجتماعی «نقشهای شناختی» با تأکید بر مورد ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
جهانی شدن و ظهور اقتصاد دانش به همراه شرایط رقابتی، پرسش از کیفیت آموزش عالی را برجسته کرده است. این کار بدون اصلاح نهادها و کنش های نهادسازی امکان پذیر نیست. «دیرآیندگان» توسعه، از جمله جامعه ایرانی، با مساله دوگانه ای دست به گریبان هستند. از یک سو هنجاری های مشترک و اجماعیات بین المللی در تضمین کیفیت آموزش عالی پیش روی آنهاست و از سوی دیگر، پابند محدودیت ها و دشواری های خاصی هستند که از پیچیدگی های ساختاری این نوع جوامع ناشی می شود. تحلیل روابط میان زمینه های فرهنگی و اجتماعی جوامع با مولفه های تضمین کیفیت آموزش عالی، با به دست دادن «نقشه ای شناختی»، امکان آن را فراهم می آورد که کنشگران در هر سه سطح جامعه، دانشگاه و دولت، با شناخت بیشتری بتوانند درباره ویژگی های الگوی مناسب ارزشیابی و اعتبارسنجی آموزش عالی و ملزومات سیاستی، راهبردی و عملیاتی مربوط به استقرار کیفیت، تصمیم بگیرند و عمل کنند
"بررسی توسعه تکنولوژی و صنعت نفت ایران 1287ـ1357 نگاهی از دریچه جامعهشناسی تکنولوژی "(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صنعت نفت از موثرترین و بزرگترین صنایع در جهان به ویژه ایران است. تاثیر برجسته این صنعت در اقتصاد، سیاست و توسعه ایران از دو بعد قابل تامل است؛ یکی نقش تکنولوژی های مرتبط با نفت در افزایش درآمد کشور و توسعه مناطق نفت خیز و دیگری ریسک آینده بدون نفت برای کشور و به خصوص برای جمعیت این مناطق است. مقاله حاضر با نگاهی اجتماعی، به تجربه توسعه صنعت و تکنولوژی نفتی از پیدایش تا سال 1357 می پردازد و به این منظور در میان رهیافت های موجود در جامعه شناسی تکنولوژی، بررسی عوامل اجتماعی اثرگذار در توسعه قابلیت های تکنولوژیک صنعت نفت این بخش را با تحلیل شبکه کنشگران این صنعت در سه مقطع زمانی به انجام رسانده است. در این راستا با ترسیم پیشرفتهای حاصله در کسب و توسعه قابلیت های تکنولوژیک، نشان داده شده است که در این صنعت علی رغم پیشرفت در ابعاد بهره برداری، فقدان اراده برای توسعه قابلیت های نوآورانه، عدم یکپارچگی در شبکه کنشگران این صنعت و ناتوانی در ترجمه مناسب خواست هایی که در خود قابلیت های متناظر با سطوح پیشرفته تر تکنولوژی را دربردارند از جمله عوامل ناکامی تحقق توسعه در سایر حوزه های تکنولوژی نفتی بوده اند.
تغییرات فرهنگی از کوچ به اسکان «نمونه موردی عشایر تالش در طول سه نسل»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله از چند قسمت تشکیل شده است: قسمت اول مربوط به بررسی مساکن تالش در منطقه طولارود است. در این بخش مساکن ابتدایی و سنتی تالش توصیف شده و تغییرات تکنولوژیکی و فرهنگی آن، مورد مطالعه قرار گرفته است. در بخش دیگر منشا قدرت سیاسی، سازمان مختلف عشایری تالش با تکیه بر اقتصاد و منزلت اجتماعی، ساختار مادی قدرت و تغییرات ایجاد شده مورد بررسی قرار گرفته اند. علاوه بر آن دو چرخه قدرت در بین عشایر تالش و نظام تعویض آن و موضوع افزایش قدرت در دو دوره زمانی با هم مقایسه شده است. در بخش دیگر، علاوه بر مطالعه مواد اولیه و کارکرد لباس های سنتی، تغییرات ایجاد شده در این مورد و علل و عوامل موثر در دگرگونی و تغییر پوشاک برشمرده شده است. بخشی نیز به بررسی ویژگی های اقتصادی این گروه قواعد مربوط به آن در دوره قبل و بعد از اسکان می پردازد. و بالاخره ویژگی های نظام خانواده و خویشاوندی و دگرگونی جنبه های مختلف آن در بین ساکنین تالش آخرین مبحثی است که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته می گیرد.