یکی از وظایف مدیران و رهبران در هر سازمانی این است که با حفظ و ارتقای سطح خود کارآمدی و اعتمادبه نفس کارکنان، حیات سازمانی خود را استمرار بخشند. این مهم زمانی امکان پذیر خواهد بود که آن ها از عوامل اثرگذار و نیز عوامل تضعیف کننده آن مطلع باشند. یکی از مهم ترین این عوامل، رهبری اخلاقی است که مورد توجه اندیشمندان عرصه مدیریت و سازمان قرارگرفته است. در سازمان های آموزشی از جمله دانشگاه ها، رهبری اخلاقی و توجه به معنویت تأثیرات بسیاری بر نگرش و ادراک اعضای سازمان و ایجاد و حفظ اعتمادبه نفس و خودکارآمدی کارکنان دارد. هدف مطالعه حاضر نیز بررسی نقش واسط معنویت سازمانی در رابطه بین رهبری اخلاقی و خودکارآمدی کارکنان دانشگاه فردوسی مشهد است. روش پژوهش ماهیتی پیمایشی- کاربردی دارد و جهت جمع آوری داده ها از پرس شنامه استفاده شد و فرضیه ها با بهره گیری از روش مدل سازی معادلات ساختاری مورد آزمون قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان می دهد، بزرگ ترین ضریب هم بستگی مربوط به رابطه بین خودکارآمدی و معنویت سازمانی (۵۹۴/۰) و کوچک ترین ضریب مربوط به رابطه رهبری اخلاقی و معنویت سازمانی (۵۴۶/۰) است. همچنین، قوی ترین ضریب اثر مربوط به ضریب اثر رهبری اخلاقی و معنویت سازمانی (۶۷/۰) و ضعیف ترین ضریب به ضریب اثر رهبری اخلاقی بر خودکارآمدی (۳۱/۰) مربوط می شود که البته معنادار است. با توجه به تأیید اثر رهبری اخلاق مدار بر معنویت سازمانی و همچنین، اثر معنویت سازمانی بر خودکارآمدی می توان گفت معنویت سازمانی رابطه بین رهبری اخلاق مدار و خودکارآمدی (اثر غیرمستقیم ۳۵۵/۰) را میانجی گری می کند.
در این پژوهش به بررسى تأثیر متغیرهاى مستقل سرمایه اجتماعى، سرمایه فرهنگى و پایگاه اجتماعى ـاقتصادى والدین، منطقه محل سکونت و متغیرهاى زمینه اى سن و جنس بر متغیر وابسته شخصیت اجتماعى پیشرفته جوانان شهر بابل پرداخته شده است روش بررسى در این پژوهش، پیمایش و با استفاده از ابزار پرسشنامه مى باشد. جمعیت آمارى تحقیق را افراد جوان واقع در سنین 18 تا 30 ساله خانواده که در زمان تحقیق ساکن شهر بابل بوده اند، تشکیل مى دهد که از بین آن ها براساس فرمول نمونه گیرى کوکران، حجم نمونه مورد مطالعه 264 نفر (139 نفر زن و 125 نفر مرد) تعیین شد. یافته هاى تحقیق نشان داد که متغیرهاى مستقل سرمایه فرهنگى و متغیر زمینه اى سن و منطقه محل سکونت به میزان 493/0 با شاخص شخصیت اجتماعى پیشرفته رابطه معنادار داشته و به میزان 234/0 از واریانس شخصیت اجتماعى پیشرفته را تبیین مى کنند.
هدف این پژوهش مقایسه ثبات ازدواج و مولفه های عشق در دانشجویان با ازدواج سنتی و غیر سنتی بود. جامعه آماری را تمامی زوجین دانشجوی 22 تا 35 ساله دانشگاه آزاد اسلامی استان فارس که مدت ازدواج شان کم تر از 10 سال بود، تشکیل می دادند. نمونه پژوهش شامل 326 نفر (224نفر ازدواج سنتی و 104 نفر ازدواج غیر سنتی) بود که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. از مقیاس های شاخص بی ثباتی ازدواج ( ادواردز ، جانسون و بوث ) و عشق مثلثی اشترنبرگ برای گردآوری داده ها استفاده شد. یافته ها نشان دادند که بین زوجین با ازدواج سنتی و غیر سنتی در بی ثباتی ازدواج در سطح 001/0 تفاوت معنا دار وجود دارد. به این معنا که میانگین نمره بی ثباتی ازدواج ( احتمال طلاق ) در ازدواج سنتی به گونه ای معنی دار بیش تر از ازدواج مدرن (غیر سنتی) بود. هم چنین، بین زوجین با ازدواج سنتی و غیر سنتی در مولفه های عشق تفاوت معنادار در سطح 05/0 وجود دارد. به این معنا که میانگین نمره مولفه های صمیمیت و میل (هوس) در زوجین با ازدواج غیر سنتی به گونه ای معنادار بیش تر از زوجین با ازدواج سنتی بود، ولی بین میانگین نمره مولفه تعهد در زوجین دو گروه تفاوتی معنادار مشاهده نشد.