"موقعیت های اجتماعی و شغلی چه گونه در اختیار افراد قرار می گیرد؟ آیا همه افراد جامعه فرصت های یکسانی برای دستیابی به موقعیت های بالا و پایین دارند؟ دو رویکرد غالب در مطالعات مربوط به نابرابری های اجتماعی و تحرک اجتماعی، یکی وجه توزیعی نابرابری و دیگری وجه رابطه ای نابرابری خوانده می شود. در وجه توزیعی تحرک اجتماعی شغلی و در وجه رابطه ای تحرک طبقاتی مورد مطالعه قرار گرفته است.
جامعه آماری تحقیق حاضر کلیه روسای خانوارهای (شاغل و بیکار جویای کار) ساکن در محدوده شهر همدان در سال 1381 می باشند. روش تحقیق پیمایشی است. اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسشنامه و با مراجعه به نمونه های انتخاب شده تکمیل گردیده است. نتایج تحقیق حاضر نشان می دهد، تحرک شغلی عمومیت دارد؛ اما تحرک طبقاتی محدود است، و طبقات به سوی ساخت یافتگی پیش می روند."
"
پدیده حاشیه نشینی که به روایتی ریشه در سالهای دهه 1320 و 1330 در کشور ما دارد، از یک سو، نشان آسیب اجتماعی – اقتصادی و کالبدی در قالب اجتماعات نامتعارف گردهم آورده در خانه های ناهنجار به شکل سکونت گاه های بی ضابطه است و از دیگر سو، نوعی پاسخ – اگر چه ناقص و ناتمام – به مساله زمین و مسکن به ویژه در شهرها و کلان شهرها و نیز در بیشتر کشورهای توسعه نیافته یا در حال توسع هاست. دیدگاه ها و نظریات مربوط به این موضوع نیز از گذشته تا به حال بین دو طرف «آسیب شناختی» تا «راه حل جویانه» مطرح بوده است. اما، حداقل از دهه 1970 به این سو، نگرش مثبت به نقش و کارکرد کانونهای جمعیتی غیر رسمی آغاز شد و در دهه اخیر به دیدگاه های مبتنی بر توانمندسازی، نهادسازی و ظرفیت سازی در این کانونها، بهینه سازی ساختار و عملکرد و سرانجام سامان دهی این سکونت گاه ها به عنوان بخش غیرقابل انکار و مهم از «شهر جهان سومی» منجر شد. در این مقاله با استناد به داده های پایان نامه نگارنده و تجربیات پس از آن ضمن مرور بر مشخصه های اجتماعی – اقتصادی نمونه کانون های خودرو، کارکرد آنها در ابعاد آسیب شناختی یا راه حل گرایانه بحث می شود.
"
برنامه های مدارس از لحاظ فلسفی باید آیینه تمام نمای ارزش ها، خواست ها و انتظارات اجتماعی باشند و به همین دلیل، شناسایی مسائل و نیازهای اساسی اجتماعی محوری ترین عنصر در تصمیم گیری محسوب می شود. به عبارت دیگر هدف اصلی برنامه های مدارس این است که دانش آموزان را جامعه پذیر کرده و آنها را با دانش، ارزشها، گرایش ها و مهارت های ضروری جهت زیست در جامعه آماده سازند.علیرغم آنکه فلسفه نظام آموزش و پرورش، حصول به هدف های تربیت شهروندی است، دامنه اقدامات و مطالعات انجام شده در این راستا، در داخل کشور بسیار ناکافی و نارسا است. مقاله حاضر از طریق بررسی ها و مطالعات میدانی بر آن است تا نشان دهد شهروند خوب باید دارای چه ویژگی ها و خصوصیاتی باشد. در این راستا از طیف وسیعی از مطالعات انجام شده در زمینه مطالعات شهروندی بهره گرفته شده و سپس با استفاده از نظرات متخصصان تعلیم و تربیت و علوم اجتماعی، این مطالعات برای جامعه ایرانی بومی سازی شده است و سرانجام ویژگی های ذیربط در سه قلمرو دانش مدنی، توانش مدنی و نگرش مدنی طبقه بندی شده است. همچنین پژوهش حاظر به دنبال شناسایی میزان توجه به تربیت شهروندی در مراحل تدوین، اجرا ارزشیابی برنامه های مدارس بوده است.نتایج نشان میدهد که ویژگی های مورد نظر در سه حیطه کلی دانش مدنی، توانش مدنی و نگرش مدنی، برای جامعه ایران مهم و اساسی ارزیابی شده است. همچنین داده ها نشان می دهند که در مراحل طراحی، اجرا و ارزشیابی برنامه ها توجه کمی به پرورش ارزش ها ی شهروندی می شود و اصلاحات اساسی در این راستا الزامی است.
این مقاله سعی در کاربست نظریه برینگتون مور بر انقلاب ایران دارد. سؤال اصلی این مقاله آن است که آیا نظریه مور توان تبیین انقلاب ایران را دارد. برای پاسخ به این سؤال ابتدا متغیرهای مورد نظر مور یعنی نوع نظام کشاورزی، روابط دولت / طبقه، توان انقلابی دهقانان و قوت انگیزه بورژوازی برای نوسازی، در مورد انقلاب ایران به کار گرفته شده است. آنگاه امکان وقوع انقلابهای از بالا، دهقانی و بورژوایی در جامعه ایران بررسی شده است.
این مقاله کوششی برای ارائه تبیین قشربندی اجتماعی و اثبات تجربی آن در ایران است. در این مقاله ضمن نقد برخی از اصول نظریه کارکردگرایی دیویس و مور به مفهوم سازی جدید از تبیین قشر بندی اجتماعی می پردازیم. ادعای ما این است که از زمان انتشار اولین مقاله دیویس و مور در سال 1945 میلادی تاکنون این کوشش نظری صرفا در سطح تأملات نظری باقی مانده است در حالیکه قشربندی اجتماعی کماکان موضوع اصلی شکل گیری اجتماعات انسانی از یک سو و مشغله فکری جامعه شناسان از سوی دیگر بوده است. ما در این مقاله نشان می دهیم که کوشش دیویس و مور باید مجدداً مورد توجّه قرار گیرد تا تبیین قشر بندی اجتماعی در جوامع معاصر با آنها پیوند یابد. امّا کوشش ما، ضمن هموار ساختن نقص های نظریه دیویس و مور یک امتیاز دیگر هم خواهد داشت و آن عبارت است از اینکه ما یک مدل تجربی (اثبات تجربی) را ارائه خواهیم کرد که قابل بکارگیری در سایر جوامع خواهد بو
مساله مورد بررسی این تحقیق پی بردن به علل و عوامل عمده خشونت در فوتبال است. می خواهیم بدانیم (از نظر تماشاگران) تا چه حد خشونت فوتبال از فقر فرهنگی و اجتماعی نشات می گیرد. با توجه به نظریه های کم و بیش مشخصی که در مورد هیجانات سنین جوانی و برخوردهای احتمالی جوانان که اغلب در بین جمعیت تماشاگر و برگزار کننده فوتبال بروز می کند، بعضی از سوالاتی که تعیین کننده ظهور خشونت بوده است پاسخگیری شده است و درجه تطابق یافته های تحقیق با فرضیات مد نظر، مورد آزمون قرار گرفته است. از جمله دست آوردهای این تحقیق این است که به دلیل هیجان آفرینی ورزش فوتبال، نسل های جوان تر که پرشور و پر تحرک هستند از این مسابقات هیجان آمیز فوتبال که تنها ورزش و سرگرمی ارزان قیمت برای محصلین و جوانان غیر شاغل نیز میباشد استقبال بیشتری به عمل میآورنده اند لیکن وجود این هیجان در جوانی لزوما دلیلی بر بروز خشونت آنها نمیتواند باشد. ارتقاء فرهنگ عمومی خاصه وسایل ارتباط جمعی و جراید ورزشی، ایجاد زمینه های متعدد تفریح هیجان زا و نیز اشتغال جوانان، برنامه ریزی برای تربیت هیجانات (به ویژه جوانان) با جلب مشارکت نیروی امنیتی و تنظیم برنامه برای تعیین روز خشونت زدایی فوتبال و مطلوب سازی نحوه بروز هیجان در دوره جوانی از جمله پیشنهادات این تحقیق است