این پژوهش با هدف شناسایى رویکرد مطبوعات محلى به نهمین دوره انتخابات ریاست جمهورى به تحلیل محتواى اخبار و مطالب انتخاباتى نهمین دوره انتخابات ریاست جمهورى در نه روزنامه محلى فجر آذربایجان (استان آذربایجان شرقى)، نسل فردا (استان اصفهان)، سبحان (استان فارس)، زمان (استان تهران)، نیم نگاه (استان فارس)، مهد آزادى (استان آذربایجان شرقى)، گیلان امروز (استان گیلان)، بشیر مازندران (استان مازندران) و زاهدان (استان سیستان و بلوچستان) با سه گرایش سیاسى راست، میانه و چپ مى پردازد. نمونه آمارى این پژوهش ایام تبلیغات رسمى انتخابات ریاست جمهورى از 6 خرداد ماه 1384 تا 26 خرداد ماه 1384 (جز روزهاى تعطیل) است. در 16 روز مورد بررسى، جمعاً 1572 واحد تحلیل از نظر 24 مقوله مورد بررسى قرار گرفت. روش به کار رفته در این پژوهش «تحلیل محتوا» است. براى بررسى نحوه پوشش خبرى در اخبار و مطالب انتخاباتى از نرم افزار Spss و آزمون کاى اسکویر (خى دو) استفاده شد. در این پژوهش به بررسى 19 مقوله سبک مطلب، محور اصلى مطلب انتخاباتى، هدف مطلب، مهمترین موضوع مطلب، برنامه کاندیدا، نوع حمایت مطلب از کاندیدا، نوع رویکرد مطلب به کاندیدا، نحوه کارزار تبلیغاتى، نشانگاه مطلب، منشع مطلب، جهت گیرى مطلب، میزان مطلب تولیدى، منبع مطلب، جغرافیاى تحت پوشش، محل رویداد مطلب، تیتر در صفحه اول و محل قرار گرفتن عکس پرداخته شد. یافته هاى تحقیق نشان داد که در بین سه گرایش سیاسى روزنامه هاى مورد بررسى، تمامى مقوله ها، جز مقوله تیتر در صفحه اول، از تفاوت معنادارى برخوردار بودند. مقوله نشانگاه مطلب به دلیل اینکه نسبت خانه هاى فراوانى مورد انتظار کمتر از 5، پس از ادغام نیز بیش از 25 درصد بود، مورد قضاوت قرار نگرفت. یافته هاى برخى مقوله ها عبارتند از: مهمترین موضوع مطلب با 6/27 درصد مربوط به دیدگاه ها و برنامه هاى کاندیدا و کم اهمیت ترین موضوع مطلب با5/0 درصد مربوط به مسائل محلى، بیش ترین کاندیدا مطرح با 7/15 درصد مربوط به على اکبر هاشمى رفسنجانى و کم ترین کاندیدا مطرح با 2/3 درصد مربوط به محسن مهرعلیزاده، 2/42 درصد رویکرد مطالب نسبت به کاندیدا احترام آمیز و 3/4 درصد اهانت آمیز، 6/32 درصد منشاء مطلب مربوط به کاندیدا و 5/0 درصد مربوط به شهردار و مسوولان شهردارى بود.
"در ایران، دستگاه هاى دولتى، طبق آمار سازمان مدیریت و برنامه ریزى کشور، بخش زیادى از زنان را در مشاغل گوناگون جذب نموده اند و زنان ایرانى نسبت به اشتغال در سازمان هاى دولتى تمایل بیشترى دارند و آن را به اشتغال در بنگاه ها و شرکت هاى خصوصى ترجیح مى دهند. در نتیجه، تعداد زنان استخدام شده در بخش عمومى، افزایش یافته است. با وجود این، مقایسه سهم مدیران زن با سهم زنان در نیروى کار سازمان هاى دولتى، نشان مى دهد که زنان تا نیل به سهم مطلوب، راه زیادى در پیش دارند.
وضعیت تحصیلى زنان، نقش مهمى در اشتغال و بهبود موقعیت اجتماعى و شغلى آنان نیز ایفا مى کند. در سال هاى اخیر سهم اشتغال زنان داراى تحصیلات عالى در ایران، روبه افزایش بوده است، در این مورد، نکته قابل بررسى در این است که آیا با افزایش تحصیلات، کیفیت اشتغال و نوع آن بهبود خواهد یافت یا خیر؟ از سوى دیگر، پیشرفت شغلى زنان، تحت تاثیر عوامل مختلفى قرار دارد؛ چراکه به رغم افزایش مشارکت اجتماعى و شغلى زنان در سال هاى اخیر، زنان شاغل هنوز نتوانسته اند سهم مناسبى از پست هاى مدیریتى را در سازمان ها و شرکت هاى دولتى و خصوصى به دست آورند. هدف این مقاله، بررسى و تبیین موقعیت شغلى زنان شاغل است. در این راستا، مطالعه ابعاد نابرابرى بین مردان و زنان شاغل در کسب موقعیت هاى شغلى و مدیریتى، هسته اصلى بررسى حاضر را تشکیل داده است. به منظور تدقیق مطالعه، دو پرسش اساسى زیر مورد توجه قرار گرفته اند.
چرا زنان در ایران، هنوز نتوانسته اند سهم مناسبى از پست هاى مدیریتى را به دست آورند؟
آیا مرد سالارى، مانع دستیابى زنان به پست هاى مدیریتى مى شود؟
با توجه به تحقیق میدانى انجام شده در وزارت علوم، تحقیقات و فناورى و دانشگاه هاى تهران در سال 1382 که با استفاده از روش هاى آمارى، شامل روش همبستگى جزیى و روش رگرسیون چند متغیره صورت گرفته است، در این مقاله، سه فرضیه ""کسب پست هاى مدیریتى زنان شاغل با موقعیت مطلوب شغلى آنان رابطه مثبت دارند""، ""بین مردسالارى و موقعیت مطلوب شغلى زنان رابطه منفى وجود دارد"" و ""موقعیت هاى شغلى بین زنان و مردان شاغل در شرایط یکسان، به طور برابر توزیع نشده است""، تجزیه و تحلیل شده و با نمونه تصادفى مطالعه شده، رد نشده اند.
"
حقوق و تکالیف در خانواده ایرانی به تناسب تغییر در ساختار درونی نهاد خانواده با تغییراتی روبرو گردیده که در این پژوهش این موضوع از سه منظر دین ، قانون مدنی و عرف اجتماعی و فرهنگ عمومی نگریسته شده است . با مروری بر محتوای تفاسیر متون مقدس و آرای علمای دین، مفاد قانون مدنی جمهوری اسلامی و فحوای موجود در مصادیق فرهنگ عمومی آنچه مسلم می شود، سنگینی کفه حق به نفع مردان است که گاهاً این پدیده اجتماعی و محصول تاریخی با توجیحات ایدئولوژیک در سایه فرهنگ مرد سالار ایران همراه می گردیده اما آنچه مسلم است زن ایرانی در سایه تحولات سیاسی ،اجتماعی اخیر از ایستارهای گذشته فرسنگ ها فاصله گرفته و درجامعه در حال گذار ایران بازگشت به گذشته امکانپذیر نخواهد بود لذا در راستای تعدیل نظام حقوق و تکلیف مطابق با ساختار موجود، که عموماً قدرت چانه زنی زنان را در کسب قدرت در نهاد خانواده بیشتر کرده لازم است سایرنهادهای اجتماعی از جمله دولت، آموزش و پرورش، دین، رسانه و ... با نگرش احقاق حقوق اعضای خانواده درقالب مفهوم شهروندی خانوادگی اهتمام جدی نمایند تا نهاد خانواده بعنوان نهادی مؤثر، بدون بروز تنش به کارکردهای تعریف شده خویش بپردازد زیرا در صورت عدم پذیرش واقعیتهای موجود، ساختارهای غیر قابل انعطاف برخی نهادها نخواهد توانست به نیازهای روز ایران پاسخی در خور دهد لذا جامعه ناگزیر به گذر از آن خواهد شد که ثمرات خوشایندی در پی نخواهد داشت . یافته های تحقیق نیز نشانگر این مهم است که زنان و مردان در حوزه نظری وارد عرصه های جدیدی از نگرش به زندگی مشترک و فاصله گرفتن از نقش های کلیشه ای شده اند منتهی در برخی متغیرها همچون ریاست مردان بر خانواده و یا انجام مشترک کارهای خانگی می توان تفاوت هایی را در گروه مردان و زنان مشاهده کرد لیکن با توجه به حضور گسترده زنان در عرصه های اقتصادی - اجتماعی پیش بینی می شود در آینده ای نزدیک ساختار خانواده ایرانی دستخوش تحولاتی جدی گردد.
آیا زنان و مردان در رویکرد به کالاهاى فرهنگى چون دیگر عرصه هاى زندگى متفاوت اند؟در تحقیقى که در سال 1385 پیرامون رابطة سبک زندگى و مصرف کالاهاى فرهنگى در شهر تهران به انجام رساندیم به نکات جالب توجهى در تفاوتهاى زنان و مردان در مصرف کالاهاى فرهنگى بویژه کتاب که محور تحقیق یادشده بود، دست یافتیم که مؤید این فرضیه است که «جنسیت در میزان و نوع مصرف فرهنگى مؤثر است»؛ شرح این تفاوتهاى به ظاهر ساده و در عین حال ساختارى، دستمایة مقالة حاضر گردید. جامعة نمونه در تحقیق متشکل از 1560 نفر بودند که به طور تصادفى از میان خریداران کتاب در شهر تهران انتخاب شدند و حجّت ما در این گزینش این نکته بود که یکى از راههاى شناسایى مصرف واقعى، بررسى فرآیند «خرید» است؛ به دیگر سخن، مصرف، نخست در عرصة خرید، «بالفعل» مى گردد. از میان کالاهاى گوناگون فرهنگى، از این جهت کتاب را برگزیدیم که عرصة تولید و توزیعِ شفافترى نسبت به دیگر کالاهاى فرهنگى دارد و دستیابى به مخاطبان آن منوط به زمان و شرایط خاص نیست. در عین حال در این تحقیق، مصرف کالاهاى دیگر چون سینما، تئاتر و موسیقى نیز در کنار کتاب سنجیده شد، با این تفاوت که در مورد آنها به اظهارات پاسخگویان اکتفا شد. آراى پیربوردیو، پاول دى مگیو، آریل سولیوان و تالى کاتزجرو و کارول گیلیگان درخصوص مصرف فرهنگى راهگشاى مقالة حاضر است(
این مقاله در پی پاسخگویی به یک پرسش اصلی درباره زنان شهری ایرانی است و آن این است که آیا در دسترسی آن ها به فضاها و عرصه های عمومی تغییری ایجاد شده است، یا خیر؟ بر این اساس پرسش آغازین آن بدین شکل طراحی شد که ”زنان شهری ایرانی در خارج از خانه، معمولا در کجاها بیشتر دیده شده و حضور دارند؟“ برای پاسخگویی به این سوال از روش مطالعه ترکیبی استفاده شده است. مطالعه تاریخی و کیفی مبنای آن چه را که در بخش کمی به آزمون گذارده شد، ساختند. بر اساس نتایج به دست آمده در گام نخست بهتر دیده شد که زنان شهری با توجه به میزان برخورداری از دو عنصر مدرن تحصیلات و اشتغال به چهار دسته تقسیم شوند. و در بخش های کیفی و کمی این پژوهش تفاوت های احتمالی در دسترسی آنان به فضاهای عمومی و یا زنانه به آزمون گذارده شدند. بر اساس نتایج به دست آمده زنان تحصیلکرده و شاغل امکان استفاده از فضاها و اماکنی را دارند که زنان فاقد تحصیلات دانشگاهی و شغل این امکان را ندارند. بر این اساس، زنان در تیپ های مختلف در یکسری از فضاها به اشتراک دیده می شوند اما زنان دارای تحصیلات دانشگاهی و اشتغال به عرصه های گسترده تر و بیشتری دسترسی دارند. محل کار مهمترین مکانی است که زنان برای ورود به آن از خانه خارج می شوند.