مشارکت گسترده زنان محجبه در انقلاب اسلامی ایران، ناظران خارجی را بر انگیخت که آن را انقلاب چادرها بنامند. چرایی و چگونگی این مشارکت، از جمله عرصه های مغفول در میان علایق نظری مطالعات انقلاب اسلامی به شمار می رود. مقاله حاضر بر آن است تا با استفاده از امکانات مفهومی روش تحلیل گفتمان این مساله را بکاود. بنابراین سه گفتمان سنتی، مدرنیزاسیون و انقلاب اسلامی، در دو سطح تعاملات درون گفتمانی و بیرون گفتمانی مورد مطالعه قرار می گیرند. فرضیه اصلی این مقاله این است که در سطح درون گفتمانی، گسستگی در مفصل بندی دو گفتمان سنتی و مدرنیزاسیون و اتخاذ استراتژیهای طرد و حذف در قبال دیگری، و در سطح بیرون گفتمانی زمینه ناتوانی آنها در حفظ مخاطبان سابق و جذب مخاطبان جدید در سالهای قبل از انقلاب فراهم گردید. از سوی دیگر ماهیت سنتزی مفصل بندی گفتمان انقلاب اسلامی در سطح درون گفتمانی و اتخاذ استراتژی برخورد نقادانه و ایجابی با دیگری مبتنی بر اقتضائات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعه، معنا و هویت سیاسی و اجتماعی جدیدی برای زن ایرانی رقم زد. این بازتعریف زن به نوبه خود توانست تعداد زیادی از زنان را وارد عرصه مبارزه علیه حکومت وقت نماید که نمادی سنتی یعنی حجاب را به عنوان سمبل مبارزه برگزیده بودند.
هدف اصلی این مقاله بررسی رابطه دگرگونی نسلی و هویت اجتماعی در میان جوانان شهر سقز است. برای بررسی این مسئله بر تاثیرات فرایند جهانی شدن بر ساخت هویت اجتماعی جوانان و ماهیت دگرگونی نسلی متمرکز شده ایم. سطوح تجربی تحقیق شامل سطح دگرگونی نسلی و رابطه با والدین، سطح هویت اجتماعی و فضاهای دوستی و سطح فرایند جهانی شدن و تاثیر رسانه ها هستند که متناسب با آنها نظریه های تحول فرهنگی رونالد اینگلهارت و جامعه شبکه ای مانوئل کاستلز به عنوان چارچوب نظری پژوهش انتخاب شده اند. روش تحقیق پژوهش کیفی بوده و یافته ها با به کارگرفتن تکنیک مصاحبه عمقی با 60 نفر از جوانان گردآوری شده است. یافته های پژوهش نشان می دهند به رغم اینکه تفاوت نسلی محدود به حوزه های فرهنگی- اجتماعی و به ویژه سطوح هنجاری است، هویت اجتماعی جوانان امری سیال، شناور و نامنسجم است که عناصر آن شامل بی قدرتی، بی مرجعی و معترض بودن است.
در این مقاله به این پرسش اساسی پرداخته شده است که دختران دانشجو چه تعریفی از چگونگی هویت اجتماعی خویشتن در جامعه در حال گذار ایران دارند. از بررسی انتقادی ادبیات موضوع تحقیق و به خصوص با تاکید بر آرای آنتونی گیدنز در مورد مدرنیته و چگونگی هویت فردی و اجتماعی در عصر مدرن، این فرضیه کلی استنتاج شده است که با تضعیف شالوده ها و ساختارهای سنتی در جامعه در حال گذار ایران، دختران تلاش می کنند با حرکت به سمت مراجع هویت ساز غیرسنتی، هویت اجتماعی غیرسنتی را برای خود در جامعه تعریف نمایند.
پژوهش، روی نمونه 389 نفری از دانشجویان دختر مشغول به تحصیل در دانشگاه گیلان به روش پیمایشی مورد آزمون و بررسی قرار گرفت. با توجه به یافته های پژوهش به نظر می رسد دختران جامعه ما سعی دارند با اتکاء به مراجع هویت ساز غیرسنتی چون تحصیل، شغل، کسب استقلال مالی از هویت اجتماعی سنتی که توسط خانواده پدرسالار برای آنها تعریف شده است یعنی، هویت اجتماعی سنتی گذار کنند و خودشان به صورت بازاندیشانه، هویت اجتماعی غیرسنتی را برای خویشتن در جامعه تعریف نمایند.
روند تغییر و تحول نام های افراد می تواند نشان دهنده فرآیند تغییرات اجتماعی و فرهنگی در نظام اجتماعی باشد. در این تحقیق با مطالعه موردی نام گذاری فرزندان در شهر تهران، به مقایسه ارزش های نسل های پس از انقلاب پرداخته می شود. بر اساس نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، 400 نفر به عنوان جمعیت نمونه انتخاب شدند. با بررسی تاثیر دوره تاریخی، جنسیت و منطقه مسکونی در میزان تحول ارزش های نسل های پس از انقلاب به بررسی نام ها پرداخته و نتایجی که به دست آمد، مبین آن بود که مردان بیش از زنان دارای نام های اسلامی– مدرن اند. بر این اساس در دوره انقلاب، کودکان بیشتر نام های اسلامی داشته ولی در دوره اصلاحات، بر میزان نام های غربی افزوده شده است. علاوه بر آن، فرزندان مناطق جنوبی شهر تهران بیشتر دارای نام های اسلامی– سنتی و اکثر افراد ساکن در مناطق شمالی، برای کودکانشان نام های ایرانی–مدرن برگزیده اند.