کیفیت زندگی کاری فرایندی است که به وسیله آن همه اعضای سازمان از راه مجاری ارتباطی باز و ارتباط مستمر بر هم اثر می گذارند. بر اساس کیفیت زندگی کاری سطح رضایت شغلی، احساس هویت سازمانی و سلامت روانی در محیط کار بیشت می بوشد. بنابراین کیفیت زندگی کاری هم یک روش و هم یک هدف اخلاقی است عوامل مختلفی بر کیفیت زندگی کاری موثر که در جمع بندی نهایی می توان به ایمنی و امنیت کار، فرصت شکوفایی و امکانات فیزیکی اشاره کرد. هارولدکنتز و منتز برگ کارکرد عمومی کیفیت زندگی کاری را شامل امنیت شغلی، مساوات، پرورش شغلی و حرفه ای و مسارکت در سطح سازمان می دانند . بنابراین در این تحقیق با توجه به نقش عوامل مستقل فوق بر کیفیت زندگی کار ، 300نفر از کارگران کارخانجات صنعتی تبریز به عنوان مونه انتخاب شدند و مشخص گردید که متوسط سطح کیفیت زندگی کاری آنان 5/49 درصد است و این در حد متوسط می باشد لذا در تحلیل نهایی روابط متغیرهای موثر بر کیفیت زندگی کاری مشخص شد که کاهش فشار کاری ، ارتقاء شغلی و نیز تعهد حرفه ای ارتباط معنی داری با کیفیت زندگی کاری دارند. در نهایت در تفسیر روابط تئوریک و تجربی یافته ها نیز مشخص گردید. بهره وری فردی و سازمانی کارخانجات صنعتی تا حدود 45 درصد به کیفیت زندگی کاری سازمان وابسته است.
این پژوهش با هدف بررسی روایی و پایایی مقیاس گرایشهای اجتماعی مطلوب در بین دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه اصفهان به مرحله اجرا درآمده است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه اصفهان در سال تحصیلی 1388-1387 تشکیل می دادند که به روش تصادفی ساده و بر حسب فرمول تعیین حجم کوهن و همکاران(2000)، تعداد 300 نفر بعنوان نمونه در نظر گرفته شدند. پرسشنامه هایی که به طور همزمان در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفتند بدین شرح است: پرسشنامه 25 سوالی گرایشهای اجتماعی مطلوب تجدید نظر شده کارلو و همکاران (2003)، پرسشنامه 20سوالی رفتار اجتماعی مطلوب جهانی راشتون و همکاران ، (1981)، پرسشنامه 7 سوالی نگرانی های همدلانه دیویس (1983)، پرسشنامه 4سوالی ارزشهای نوعدوستانه نیکل (1998)، وب و همکاران (2000) و پرسشنامه 4سوالی انگیزش مسوولیت اجتماعی استیل و همکاران (2008). در پایایی از ضرایب آلفای کرونباخ، اسپیرمن – براون،گاتمن و بازآزمایی و در روایی از تحلیل عاملی(مولفه های اصلی و چرخش از نوع واریماکس) و روایی همزمان (همبستگی بین مقیاسها) استفاده شده است. نتایج حاصله نشان داد که ضریب آلفای کرونباخ برای مقیاسهای گرایشهای اجتماعی مطلوب تجدیدنظر شده، رفتارهای اجتماعی مطلوب جهانی، نگرانی های همدلانه، ارزشهای نوعدوستانه و انگیزش مسوولیت اجتماعی، به ترتیب برابر با861/0، 845/0، 600/0، 500/0، 782/0 هستند. روایی همزمان بین پرسشنامه های گرایشهای اجتماعی مطلوب تجدید نظر شده با مقیاسهای رفتارهای اجتماعی مطلوب جهانی، نگرانی های همدلانه، ارزشهای نوعدوستانه و انگیزش مسوولیت اجتماعی در سطح (0001/0>p) معنادار بود. نتایج تحلیل عاملی برای پرسشنامه گرایشهای اجتماعی مطلوب کارلو و همکاران(2003) نشان داد که این پرسشنامه دارای پنج عامل به نامهای رفتارهای اجتماعی مطلوب ناشناس(گمنام)، نوعدوستانه و جمعی، هیجانی، در موقعیت بحرانی(اضطراری) و متابعت آمیز است.
تاکنون دیدگاه های مختلفی در منابع و ادبیات علوم اجتماعی در خصوص وضعیت رشد و توسعه جامعه شناسی در ایران مطرح شده است. عده ای با استناد به عدم تولید نظریه در این رشته تأکید دارند که جامعه شناسی در ایران فاقد رشد و گسترش مطلوب بوده و متناسب با نیازها و مباحث کنونی جامعه ایران توسعه نیافته است. برخی دیگر با توجه به شرایطی که علوم انسانی و جامعه شناسی در ایران داشته است، با اشاره به حجم تولیدات علمی در این رشته، وضعیت رشد آن را مطلوب ارزیابی کرده و چشم انداز روشنی را برای آینده آن ترسیم می کنند. دلایل و عوامل مختلفی ممکن است در تبیین این موضوع قابل بررسی باشند. این مقاله درصدد است بدون ورود به مباحث توسعه یافتگی یا توسعه نیافتگی جامعه شناسی در ایران، با استفاده از عمده ترین رویکردها در خصوص چرایی و چگونگی رشد جامعه شناسی در جامعه ای خاص و استفاده از مصاحبه با تعدادی از استادان جامعه شناسی دانشگاه های تهران، مدلی تحلیلی برای تبیین وضعیت رشد جامعه شناسی در ایران عرضه کند. مدلی که بتوان فرضیاتی از آن استنتاج کرد و در مطالعات عینی و نظام مند دیگر آن ها را مورد بررسی قرار داد. امیل دورکیم، کارل مانهایم، تامس کوهن و مایکل مولکی از جمله نظریه پردازان کلیدی در حوزه تفکر و اندیشه نظری در جامعه شناسی علم و معرفت اند که دیدگاه های آن ها در این بررسی در حد لازم مورد استفاده قرار گرفته است. روش مورد استفاده اسنادی ـ تحلیلی، کیفی و مصاحبه ساختاریافته است.
مقاله حاضر به بررسی عوامل مؤثر بر انگیزه تحصیل در دانشگاه غیرانتفاعی می پردازد. روش تحقیقْ پیمایشی، ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه ، جامعه آماری شامل دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه های غیردولتی و غیرانتفاعی استان مازندران و حجم نمونه، 290 نفر بوده است. نتایج تحقیق حاکی است که انگیزه اقتصادی تحصیل در دانشجویان در بالاترین سطح قرار دارد. میانگین انگیزه تحصیل در دانشگاه غیرانتفاعی 99/2 از 5 است که در حد متوسطی قرار دارد. متغیرهای مستقل مطرح شده در این تحقیق شامل سن، جنسیت، وضعیت تأهل، وضعیت اشتغال، مقطع تحصیلی، رشته تحصیلی، نام دانشگاه، تحصیلات پدر، تحصیلات مادر و درآمد خانواده است که از میان آنها تنها تأثیر نام دانشگاه بر انگیزه تحصیل در دانشگاه غیرانتفاعی تأثیرگذار است. یافته ها همچنین نشان می دهد در مورد انگیزه اقتصادی و انگیزه نزدیکی به والدین و دوستان، از میان متغیر های مستقل مطرح شده، تنها متغیر درآمد خانواده در مدل نهایی باقی مانده و تأثیر این متغیر بر هر دو متغیر وابسته، منفی است.
این پژوهش با هدف مقایسه ی اثر بخشی دورویکرد TA و راه حل محور درتغییر سطح رضایت زناشویی زنان تهران صورت گرفت. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه ی آماری شامل زنانی است که به 10 مرکز مشاوره در تهران مراجعه کرده اند و مشکلاتی در رضایت زناشویی داشته اند. نمونه ی آماری پژوهش 48 زن بودند که به روش تصادفی انتخاب شدند و به گونه ی تصادفی به 3 گروه 16 نفره تفکیک شدند. برای گرد آوری داده ها از پرسشنامه ی انریچ استفاده شد. فرضیه های پژوهش با توجه به پرسشنامه و با استفاده از تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین اثر بخشی دورویکرد TA و راه حل محور بر تغییر رضایت زناشویی زنان متاهل تفاوت معناداری وجود ندارد و هر دو روش باعث افزایش رضایت زناشویی زنان می شوند، اما درخرده مقیاس مذهبی – عقیدتی و شخصیت روش TA موثرتر و در خرده مقیاس ارتباط با اقوام و مسایل جنسی روش راه حل محور موثر تر است.
این مطالعه که با روش کیفی انجام شده و می کوشد تا تصور و راهبرد زنان نسبت به خشونت های خانگی را از زبان خودِ آنان بازگوید. بی تردید خشونت علیه زنان می تواند به مقدار زیاد مانع تساوی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، توسعه و دسترسی به فرصت ها شود. خشونت علیه زنان نه یک امر شخصی یا خصوصی، بلکه یک مساله عمومی به لحاظ اجتماعی بودن آن است. این امر ریشه در عمق رویه های فرهنگی و اجتماعی دارد. یعنی خصوصی تلقی کردن خشونت خانگی، تحلیل عمیق آن را دشوار می کند. در مصاحبه های کیفی، زنان کاملا بر این موضوع واقف بودند که زندگی آنان به وسیله اشکال مختلف خشونت تهدید می شود و بستر اجتماعی و ارزش هایی که در جامعه زنان را بی اعتبار می سازد، به طور کامل مشوق خشونت علیه آنهاست. در این تحقیق موضوعات کلیدی مرتبط با بستر و زمینه ای که خشونت در آن اتفاق می افتد و هنجارهای فرهنگی و اجتماعی بررسی می شود. این تحقیق اگرچه اطلاعاتی غنی درباره تجربه زیسته زنان فراهم می آورد که در فهم ما نسبت به موضوع بسیار موثر است و چون از نمونه کوچکی به دست آمده و قابل تعمیم نیست، به ناچار محدودیت هایی برای تحقیق ایجاد کرده است. اما اطلاعات به دست آمده در این تحقیق با بسیاری از تحقیقات کمّی و کیفی، که در سایر کشورها انجام گرفته است، تطابق دارد.
"قدرت نرم، محصول و برآیند تصویرسازیِ مثبت و کسب اعتبار نزد افکار عمومی جهان است که با بهکارگیری ابزارهایی چون فرهنگ، پیشینه درخشان، آرمان یا ارزش های انسانی به صورت غیرمستقیم بر منافع یا رفتار دیگر کشورها اثر میگذارد. بنابراین، قدرت نرم پدیدهای اجتماعی و مرتبط با مؤلفه های محیطی است که به نسبت سایر ابزارهای سیاست خارجی، بیشترین تاثیرپذیری را از مؤلفه های هویت ملی دارد. هدف از انجام این پژوهش، بررسی چگونگی و میزان تاثیر مبانی و اجزای هویت ایرانی بر کارکرد قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران و تعیین مؤثرترین آنهاست. در این راستا، نوشتار حاضر با بهره گیری از رهیافت «سازهگرایی» برای درک رابطه میان هویت ایرانی و قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران، روشی توصیفی داشته و مبتنی بر استدلال و تحلیل است. چنانچه یافته های تحقیق نشان میدهد، در میان مؤلفه های هویت ملی، هویت جدید ایرانی که بر اساس شاخصها و معیارهای حقوقی و انسانی و در عین حال اسلامی در قالب الگوی «مردمسالاری دینی» تعریف میشود، بیشترین تاثیر را بر افزایش قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران دارد. بنابراین، تقویت این بخش از هویت ایرانی، اثربخشیِ بیشتر قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران را در جهان و بهویژه در میان ملل مسلمان به دنبال خواهد داشت.
"