هدف کلی این تحقیق مطالعه ی جامعه شناختی نشاط عمومی در شهر اردبیل با رویکرد تئوری کیفیت اجتماعی است. در این تحقیق با استفاده از تئوری کیفیت اجتماعی به تنظیم فرضیه و پرسشنامه مبادرت گردیده است. متغیر وابسته نشاط عمومی و متغیر مستقل کیفیت اجتماعی است. مفهوم کیفیت اجتماعی عبارت است از میزان توانایی شهروندان در مشارکت در زندگی اجتماعی و اقتصادی جوامع حاضر در آن، تحت شرایطی که رفاه و پتانسیل شخصی آنها ارتقا یابد. کیفیت اجتماعی، به چهار حوزه اشاره دارد: امنیت اقتصادی، انسجام اجتماعی، ادغام اجتماعی و توانمندسازی اجتماعی. در این پژوهش مدل کیفیت اجتماعی بر مبنای این فرضیه شکل گرفته که شادکامی افراد تحت تأثیر چهار مؤلفه ی ذکر شده قرار می گیرد. پژوهش حاضر از نظر کنترل شرایط پژوهش، پیمایشی، از نظر وسعت پهنانگر و از نظر زمانی مقطعی است. جامعه ی آماری آن همه ی شهروندان بالای ۱۵ سال شهر اردبیل است وحجم نمونه ۳۹۹ نفر تعیین شده است. اطلاعات با یک پرسشنامه ای ۳۲ سؤالی و با روایی سازه های مناسب (براساس ضریب آلفای کرونباخ) برحسب نسبت سن و جنس و از طریق نمونه گیری چند مرحله ای (ابتدا طبقه بندی شده و سپس تصادفی) تکمیل گردیده است. نتایج این مطالعه نشان می دهد که میانگین نشاط در مجموع با مقدار ۷۲/۳ نیز به طور معناداری از حد متوسط بالاتر است. در مجموع در جامعه ی آم اری م ورد مطالعه افراد، نش اط خود را بالاتر از ح د متوسط ارزیابی می کنند. همچنین کیفیت اجتماع ی در شه ر اردبیل در حد متوس ط ارزیابی می شود. طبق یافته های تحقیق، بین کیفیت اجتماعی و نشاط عمومی همبستگی و رابطه ی معناداری وجود دارد و بیانگر این واقعیت است که در این پژوهش، تئوری کیفیت اجتماعی هم به عنوان تئوری و هم به عنوان رویکرد برای تبیین نشاط عمومی، توسط نتایج این پژوهش، حمایت می شود.
بسیاری از صاحبنظران معتقدند که راه حل مسائل و مشکلات زیست محیطی به رفتار و عملکرد شهروندان بستگی دارد. در این راستا، پدیده ی شهروندی محیط زیستی به دلیل اینکه افراد را در برابر مشکلات محیط زیستی (از جمله پیامدهای منفی تغییر آب و هوا ) متعهد بار می آورد، از اهمیت خاصی برخوردار است. استان مازندران یکی از مناطق مهم کشاورزی و گردشگری کشور است و فعالیت مناطق شهری آن نیز طی سال های اخیر، به شدت تحت تأثیر تغییرات آب و هوا قرار گرفته است. با توجه به اینکه برای کاهش اثرات منفی تغییر آب و هوا، داشتن شهروندان متعهد امری لازم و ضروری می باشد، تحقیق حاضر درصدد بررسی سطح تعهد شهروندی محیط زیستی و نقش آن در مقابله با مشکلات ناشی از تغییرات آب و هواست. جامعه ی آماری این تحقیق، ۳۲۰۷۴۱ نفر از ساکنان شهرستان قائمشهر(مازندران) هستند که با استفاده از نمونه گیری تصادفی ساده، تعداد ۳۵۰ نفر به عنوان نمونه ی آماری انتخاب شدند. اطلاعات لازم با استفاده از ابزار پرسشنامه وری شد و اعتبار ظاهری و محتوایی پرسشنامه بر اساس نظر استادان مرتبط و پایایی آن بر اساس آلفای کرونباخ بیش از ۶۰ درصد مورد تأیید قرار گرف ت. یافته های تحقیق نشان داد که تعهد شهروندان به محیط زیست و مقابله با یکی از بحران های محیط زیستی یعنی تغییر آب و هوا متوسط رو به بالا است (میانگین= ۶۲/۳). میزان تعهد شهروندان نسبت به مقابله با پیامدهای منفی و زیان بار تغییر آب و هوا برحسب سن و تحصیلات متفاوت بود؛ به عبارت دیگر، با افزایش سن، وضعیت شهروندی محیط زیستی بهبود یافته اما با افزایش تحصیلات، تعهد به شهروندی محیط زیستی کاهش داشت. پیوند مکانی شهروندان نیز در سطح خیلی بالا (۲۵/۴ از ۵) گزارش شده بود و هم چنین، میانگین تأثیرگذاری چهارچوب پیام های محلی تغییر آب و هوا ، ۲۱/۴ بوده که نشان می دهد سطح این تأثیر بالا بود. در نهایت، نتایج تحلیل رگرسیون نیز تحقیق نشان داد که پیوند مکانی نسبت به چهارچوب محلی پیام های تغییر آب و هوا، بیشترین تأثیر را بر توسعه ی شهروندی محیط زیستی داشته است. در پایان مقاله و بر اساس نتایج تحقیق پیشنهاد شده است که با توجه به مشهود بودن پیامدهای تغییر آب و هوا و مشهود بودن، تأثیرات آن در استان مازندران، سیاست گذاران درصدد ایجاد تعهد در مردم در برابر سیاست های کاهش تغییر آب و هوا و تقویت شهروندی محیط زیستی باشند.
پوشش زنان در طول تاریخ دچار تغییر و تحولات بسیاری شده است. در بین پوشش زنان، چادر از اهمیت ویژه ای برخوردار است. تحولاتی که در شکل و نحوة استفاده کردن از این پوشش پدید آمده، همواره مورد توجه منتقدان و پژوهشگران بوده است. این پوشش در بسیاری موارد معرف شخصیت اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و دینی فرد بوده و از این رو وجود یا عدم آن مورد بحث مداوم پژوهشگران میادین علوم اجتماعی قرار گرفته است.
در این نوشتار به بررسی و تحلیل دلایل تغییر شکل این پوشش، خصوصاً در دهه اخیر، پرداخته و تحول و تغییر آن را از چادر سنتی به اشکال و الگوهای جدید و طرح های امروزی مورد توجه قرار داده ایم.
پژوهش حاضر در یک محیط دانشگاهی (دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز) صورت گرفته و گروه مورد مطالعه آن از دانشجویان بین سنین 20 تا 35 سال انتخاب شده اند. با بهره گیری از روش کیفی و ژرفانگر (مردم شناسی) و با مشاهده مستقیم مشارکتی در زمینه تحقیق و با استفاده از منابع بیرونی (اسناد و مدارک کتابخانه ای) و ابزار تحقیق (دوربین عکاسی و فیلمبرداری و ضبط صوت و...) پژوهش به سرانجام رسیده است.
نتایج این نگاه مردم شناسی و پژوهش میدانی نشان می دهد که طی دهه اخیر، با تغییر شکل الگوهای چادر از سنتی به جدید، تفکرات جدیدی نسبت به چادر پیدا شده و با تغییر در شکل و اندازه چادرها با برخی از لایه های پنهانی در افکار دختران و زنان امروز روبرو می شویم، که در برخی از آنان موجب تاسف و در بعضی دیگر موجب بالندگی نسبت به زن بودنشان در جامعه مورد مطالعه شده است.
هر چند که مردم شناسی مقید به دادن راهکار یا پیشنهادات ویژه ازطرف پژوهشگران خود نیست و قضاوت در این امر و انجام امور بعد از پژوهش را از عمده کارهای برنامه ریزان فرهنگی می داند، ولی غافل از نتایج یافته های این پژوهش نیستیم که نتیجه آراء زنان و دخترانی است که از دور بر این داستان پر قیل و قال چادر یا حجاب اسلامی نظارت دارند.
نکته آخر اینکه در این نوشتار در یک چارچوب نظری از اندیشه های بزرگان مکتب کارکردگرایی به ویژه از بانی روش تحقیق میدانی یعنی برانیسلاو مالینوفسکی بهره ها برده ایم.
با وجود تغییرات و تحولات صورت گرفته در پوشش اسلامی، باز می توان گفت که زنان خود عاملان اصلی این تغییر و تحول هستند.
شبیه سازی اجتماعی شامل مجموعه ای از تکنیک ها و ابزارهاست برای مدل کردن پدیده های اجتماعی، به گونه ای که بتوان آزمون ها و آزمایش هایی مجازی بر روی آن مدل ها انجام داد. اگر چه گسترش امکانات رایانه ای تاریخی کوتاه دارد؛ اما ریشه های نیاز به شبیه سازی در جامعه شناسی را می توان تا نیمه اول قرن بیستم پی گرفت. در یک تقسیم بندی تکنیک های شبیه سازی اجتماعی را می توان در پنج دسته پویایی سیستمی، مدل های صف بندی، شبیه سازی خرد، اتوماتای سلولی و مدل های عامل محور قرار داد. این پنج تکنیک در دو دسته تکنیک های فرآیند محور (دو مورد اول) و تکنیک های عامل-محور (سه موردی بعدی) قرار می گیرند. از میان تمام این تکنیک ها به نظر می رسد مدل-سازی عامل محور بیش از همه بر معضلات پیش روی محققان اجتماعی و نیز نیازهای آن ها تطابق دارد. در مدل سازی عامل محور می توان برخی از مهم ترین دغدغه های جامعه-شناسان؛ مانند ناهمگونی عامل ها، تعامل میان عامل ها، یادگیری عامل ها، تعامل عامل ها و محیط و ظهور الگوهای کلان از کنش های خرد را به خوبی بررسی کرد.
هدف این مقاله، بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر میزان پیاده روی مردان متأهل و تعیین سهم هر یک از این عوامل بر میزان پیاده روی است. این پژوهش با روش پیمایشی و نمونه گیری تصادفی از مناطق مختلف شهر مشهد با حجم نمونه 360 نفر انجام شده است. نتایج نشان داده است که: بین طبقه اجتماعی، امنیت معابر، میزان اوقات فراغت و آگاهی دینی، با میزان پیاده روی رابطه معنی دار مثبتی وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیره نشان داد که متغیرهای زیر به ترتیب بیشترین تأثیر مثبت را بر میزان پیاده روی مردان متأهل دارند: میزان اوقات فراغت، امنیت معابر، تشویق دیگران، طبقه اجتماعی و در نهایت، آگاهی دینی از سودمندی ورزش. مقدار ضریب همبستگی نیز (427/0) است، همچنین در تحلیل مسیر بین متغیر طبقه اجتماعی و اوقات فراغت رابطه غیر مستقیم مشاهده شده است.
مسئلة تغییرات صورت پذیرفته در الگوی پوشش جوانان و گرایش سلیقة جوانان در استفاده از الگوهای پوشش مدرن که اغلب سنخیتی با ارزش ها و هنجارهای دینی و بومی ندارند، بیش از یک دهه است که برای جامعة ایرانی به منزلة یک آسیب مطرح شده است. مطالعة پیش رو با هدف سنجش وضعیت الگوی پوشش، در میان 330 نفر از جوانان شهر یاسوج، با روش نمونه گیری خوشه ای و با ابزار پرسش نامة محقق ساخته انجام گرفته است. داده های تحقیق با نرم افزار spss و با انجام آزمون های هم بستگی تحلیل شد. با استخراج و کدگذاری دوبارة گویه های مربوط به سنجش الگوی پوشش با اختصاص نمره های مشخص به گویه ها و ترکیب آنها مقیاس الگوی پوشش به دست آمد، که در این میان، الگوی پوشش سنتی شبه مدرن بیشترین تعداد فراوانی را به خود اختصاص داد. در این پژوهش متغیرهای التزام دینی، سرمایة فرهنگی و مصرف به ترتیب بیشترین هم بستگی را با الگوی پوشش نشان دادند.
دین از ابتدای پیدایش انسان نقش مهمی در زندگی او داشته است. سینماگران نیز به تبع جامعه و تاریخ، همواره نگاه های دینی را به همراه داشته اند و با روایت و استفاده از تکنیک های بصری و صوتی و سو ژه سازی و پردازش شخصیت های مورد نیاز خود، بر سبک دین مداری مخاطب مؤثر بوده اند. ورود بشر به دوره مدرن و کم توجهی به دین باعث شد بازگشت بشر به دین در دوره پسامدرن با تحریف و گمراهی بسیاری همراه شود. معنویتِ بدون خدا و جایگزینی جادو به جای معنویت اصیل از مهم ترین این تحریف هاست که توسط سینما بازنمایی و تبلیغ می شود. کابالا یا همان تصوف یهودی یکی از این معنویت های غیر اصیل است که در سال های اخیر در مجامع سینمایی مورد توجه قرار گرفته است. این مقاله با تلقی کابالا به عنوان یکی از مؤلفه های کلیدی معنویت عصر نوین، سعی نموده است با بررسی موردی انیمیشن «ناین»، روش های القاء نامحسوس مفاهیم کابالیستی، توسط رسانه ها را بررسی نماید.
فلسفة علوم اجتماعی درصدد بررسی چیستی، امکان، اعتبار، غایت، موضوع و روش های معتبر در علوم اجتماعی است و تعین آن متأثر از متغیرهای متعددی است. جریان مسلط تفکر و علوم غربی به تناسب هستی فردی و اجتماعی آن زمینی و مادی گرایانه است و قهراً فلسفة علوم اجتماعی هم در چنین زمینی ارتزاق خواهد کرد. از منظر علّامه طباطبائی در المیزان اصول و مفاهیم بنیادینی از قبیل: «حق» به منزلة ملاک عالم تکوین و تشریع، «غایات جوامع» به مثابه امری تأثیرگذار در هویت، قوانین و اعتباریات جوامع، «سعادت و کمال انسان» به عنوان امری عینی و مؤثر در بازشناسی نیازهای حقیقی انسان، و «عدم تمایز حقیقی جامعه با مقتضای طبیعت فردی انسان» جملگی در متن ماهیت علوم حقیقی، اعتباری و اجتماعی تأثیر خود را می نشانند. از این منظر هریک از اصول فوق دلالت هایی دارد که علوم اجتماعی و فلسفه آن را از نسبیت مفرط و سکولار خارج می کند و ظرفیت علم اجتماعی را در مفهوم سازی، توصیف، تبیین و ارزیابی جهان اجتماعی افزایش می دهد.
هدف نهایی این مقاله تبیین نظام فکری علّامه طباطبائی در موضوع «مطالعات زنان» به منزلة یک رشتة میان رشته ای قابل مقایسه با رشته های رایج علمی است. این کار باید در قالب پارادایمی مقایسه پذیر با پارادایم های رایج رشته های علمی صورت پذیرد تا امکان داوری و گزینش را فراهم سازد. تهافت مبنایی در پارادایم های رایج الهیاتی (وحی محور) با پارادایم های رایج دانشگاهی (عقل تجربه محور) از یک سو و لزوم فراگیر بودن الگو و ساختار ارائه شده برای همة موضوعات مطرح در آن علم به گونه ای که با مبانی پارادایمی ارتباطی منسجم و قابل دفاع برقرار کند، خبر از صعوبت چنین الگویی می دهد. علّامه بر اساس یک الگوی چهاروجهی که دربرگیرندة مباحث تاریخی و جامعه شناسانه، هستی شناسانه، ارزش شناسانه و آسیب شناسانه است، شاکلة اصلی این رشتة میان رشته ای را صورت بندی کرده و با مدد از برخی از مفاهیم و سازه های بنیادین فلسفی به دفاع از این ساختار می پردازد.
توماس کوهن در کتاب ساختار انقلاب های علمی پیشرفت علم به معنای رشد انباشتی و تقرب به واقعیت نظریه های علمی را مورد نقادی جدی قرار می دهد و الگوی پیشرفت تکاملی داروین را برای بیان سیر تکامل علم پیشنهاد می کند. اما الگوی داروینی مورد پیشنهاد او در زمان انتشار کتابش مورد توجه جدی قرار نگرفت. این مقاله سعی دارد چگونگی به کارگیری استعاره های انتخاب طبیعی، درخت حیات و پیشرفت تکاملی داروین را در نظریه پارادایمی بررسی کند و به ارزیابی این پرسش ها بپردازد: آیا این استعاره ها به طور کامل قابل به کارگیری در تحول نظریه های علمی هستند؟ و آیا به کارگیری این استعاره ها می توانند هدف اصلی کوهن یعنی کنار گذاشتن پیشرفت علم-به معنای رشد انباشتی و تقرب به واقعیت- را برآورند؟
هدف این مطالعه شناخت تأثیر ساختار قدرت در نهاد خانواده بر نگرش نسبت به سبک زندگی اسلامی شهروندان شهر گرگان بوده است. روش تحقیق پیمایشی و جامعه آماری آن را کلیه شهروندان 15 سال به بالای ساکن شهر گرگان تشکیل دادند. از میان آنها 400 نفر به عنوان نمونه بر اساس توزیع نقشه ی حوزه بلوک های شهری در 40 بلوک با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی سیستماتیک انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. داده ها با استفاده از پرسشنامه جمع آوری گردید. نتایج نشان داد که ابعاد نگرش مردم نسبت به سبک زندگی اسلامی: بعد شناختی 45/4 از 5؛ بعد عاطفی 30/4 از 5 و بعد رفتاری 22/4 از 5 می باشد. بررسی رابطه بین ساختار توزیع قدرت در خانواده با نگرش نسبت به سبک زندگی اسلامی حاکی از آن است که از یک طرف حوزه ی توزیع قدرت در خانواده ارتباط معناداری با نگرش نسبت به سبک زندگی اسلامی ندارد و از طرف دیگر، بین شیوه ی اعمال قدرت در خانواده با نگرش نسبت به سبک زندگی اسلامی، رابطه مثبت وجود دارد.
مصرف برق در ایران فراتر از استانداردهای جهانی است. با توجه به اینکه بخش اعظم برق در بخش خانگی مصرف می شود، صرفه جویی در آن به ویژه توسط زنان به عنوان مدیران خانه، راهکاری مهم در کاهش بحران مصرف برق است اما این امر کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر بررسی میزان آگاهی از کارایی انرژی برق و صرفه جویی در مصرف برق در بین زنان متاهل شهر یاسوج بوده است که 406 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار تحقیق، پرسشنامه پژوهشگر ساخته است که با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی، اعتبار سازه ای گردید و جهت تعیین پایایی از روش کودر - ریچاردسون استفاده شد. بررسی رابطه آگاهی از کارایی انرژی برق و صرفه جویی در آن با استفاده از مدل معادله ساختاری نشان داد آگاهی از کارایی انرژی برق رابطه مثبت و معناداری با صرفه جویی برق دارد و قادر است 26 درصد از تغییرات آن را تبیین کند. بنابراین، با ارتقاء آگاهی از استفاده کارا، مناسب و با بازده بیشتر از انرژی برق، می توان صرفه جویی در مصرف برق را افزایش و مصرف بی رویه برق را در کشور تسکین بخشید.
امر به معروف و نهى از منکر دو واجب مؤکد کفایی است که در حوزه ی زندگی اجتماعی انسان تأثیری عمیق و گسترده دارد. بر این اساس، هر کس به حسب توانایی موظف است واجبات را اقامه و از وقوع محرمات جلوگیری کند. این تکلیف اختصاص به صنف خاص ندارد و همه از جمله حکومت اسلامی مورد خطاب آیات و روایات هستند. در حوزه ی حجاب این ادله می تواند بهترین دلیل بر مسئولیت حکومت اسلامی باشد. در این مقاله ضمن بررسی واژه ی معروف و منکر و تطبیق آن با موضوع مورد بحث، به شرایط و مراتب این فریضه در رابطه با حکومت اسلامی پرداخته شده که بیانگر گستره ی مسئولیت حکومت هم در حوزه ی فرهنگی و هم در حوزه ی جزایی است.