فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۹۸۱ تا ۱۲٬۰۰۰ مورد از کل ۱۸٬۰۷۷ مورد.
عوامل اقتصادی- اجتماعی مرتبط با مسؤولیت پذیری جوانان شاهد و ایثارگر استان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیروی از قواعد اجتماعی و تطابق با انتظارات نقش اجتماعی برای سازگاری اجتماعی چه در گروه های همسالان و چه در خانواده مهم است و نبود چنین مهارت هایی می تواند تأثیر زیادی بر افراد بگذارد. هدف اصلی این مطالعه، تبیین و پیش بینی عوامل اقتصادی – اجتماعی مرتبط با مسؤولیت پذیری جوانان شاهد و ایثارگر شهر کرمانشاه است. جامعه آماری جوانان 14-29 سال شهر کرمانشاه هستند که از آن ها 500 نفر به عنوان نمونه به طور تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ساختار یافته است. برخی از گویه های آن از قبل موجود بود و برای بقیه متغیرها هم توسط پژوهشگران ساخته شد و با استفاده از روایی و پایایی، بازش بودن آن ها به دست آمد. از روش های آماری آلفای کرونباخ برای پایایی ابزار سنجش، ضریب همبستگی پیرسون برای آزمون فرضیات، تحلیل واریانس برای آزمون مقایسه میانگین ها و رگرسیون و تحلیل مسیر برای سنجش مدل پژوهش استفاده شد. بر اساس یافته های پژوهش رابطه معناداری بین متغیرها، سن (19/0=r)، سبک فرزندپروری استبدادی (259/0-=r)، سبک فرزندپروری سهل گیر (180/0-=r)، عزت نفس (207/0=r) تقید دینی (464/0=r) و سرمایه اجتماعی (344/0=r) با مسؤولیت پذیری جوانان وجود دارد. نتایج رگرسیون نشان می دهد که متغیر وابسته مستقیماً تحت تأثیر متغیرهای سرمایه اجتماعی (45/0=Beta)، تقید مذهبی (23/0=Beta)، عزت نفس (19/0=Beta)، هویت اجتماعی (19/0=Beta) سبک فرزند پروری (18/0-=Beta) و عضویت افراد در نهادها (14/0=Beta) قرار گرفته است و در مجموع این 6 متغیر توانستند 35 درصد از تغییرات متغیر وابسته را پیش بینی کنند.
تحلیل میزان هوش معنوی اعضای هیات علمی دانشگاه اصفهان و ارتباط آن با ویژگی های جمعیت شناختی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی میزان هوش معنوی اعضای هیات علمی دانشگاه اصفهان و ارتباط آن با متغیرهای جمعیت شناختی بوده است. جامعه آماری مورد مطالعه شامل کلیه اعضای هیات علمی دانشگاه اصفهان در سال 87- 88 است که از این تعداد 150 نفر به عنوان نمونه با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. گردآوری داده ها با استفاده از مقیاس سنجش هوش معنوی کینگ (SISRI-24) انجام شده است. داده های به دست آمده توسط نرم افزارSPSS-15 مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. تحلیل داده ها نشان داد که بین متغیر مرتبه علمی با میزان هوش معنوی ارتباط معنی داری وجود ندارند و رابطه بین سن و سابقه خدمت با میزان هوش معنوی معنی دار بود. همچنین بین متغیر سابقه مدیریت با میزان هوش معنوی رابطه معنی داری یافت نشد. به طور کلی یافته ها نشانگر میزان هوش معنوی نسبتاً بالای اعضای هیات علمی دانشگاه اصفهان بود.
آموزش فراغت
حوزههای تخصصی:
بررسی مقایسه ای تأثیر دینداری و نگرش های جنسیتی بر قصد فرزندآوری به تفکیک جنسیت در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به مطالعات متعدد که نشان از تاثیر متفاوت دینداری و نگرش های جنسیتی بر فرزندآوری و وجود تفاوت های جنسیتی در این حوزه دارد، این تحقیق با هدف بررسی و مقایسه تأثیر دینداری و نگرش های جنسیتی بر تعداد فرزندان قصد شده، به تفکیک جنسیت انجام شده است. جامعه آماری پیمایش، متاهلین شهر تهران بوده و با استفاده از فرمول کوکران و اثر طرح مطلوب، 1272 مرد و زن متاهل که سن زن در خانواده ایشان 15 تا 49 سال بود، انتخاب شده است. شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و ابزار مورد استفاده پرسشنامه بوده و در تحلیل داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد، گرایش افراد به دین نسبتا بالاست و نگرش های جنسیتی برابرطلبانه در سطح وسیعی دیده می شود. زنان دیندارتر از مردان بوده و نگرش های جنسیتی برابرطلبانه تری دارند. به طوری که حدود 60 درصد از مردان و 70 درصد از زنان دینداری متوسط و بالاتر و حدود 50 درصد مردان و 70 درصد زنان نگرش های جنسیتی برابرطلبانه در سطح بالا را گزارش کرده اند. نتایج تحلیل مسیر نشان می دهد تعداد فرزندان قصد شده در هر دو جنس متأثر از دینداری و نگرش های جنسیتی بوده و دینداری بیش از نگرش های جنسیتی بر تعداد فرزندان قصد شده اثرگذار است. الگوی تقریبا مشابهی در تاثیر دینداری و نگرش های جنسیتی بر قصد فرزندآوری در مردان و زنان وجود داشته، اما تفاوت های جنسیتی نیز مشهود است. نتایج تحقیق نشان می دهد اتخاذ سیاست های مناسب می تواند در رسیدن به جمعیت مطلوب کمک کننده باشد. واژه های کلیدی : قصد فرزندآوری، دینداری، نگرش های جنسیتی، نظریه گذار دوم جمعیتی، نظریه تغییر ارزش های نسلی.
Presenting a Model of Happiness for Students of Primary Schools of Education and Training (Case Study of Tehran City)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The purpose of the present study was to provide a model of happiness for students of primary schools in Tehran. Methodology: In terms of the basic purpose, the present study was exploratory mixed (qualitative-quantitative) in terms of the nature and type of study. The statistical population of the current study included all specialists in the field of happiness, such as psychologists and sociologists, educational sciences, and quantitatively, all managers, educational assistants, and sports teachers in Tehran, which included (220 men and 280 women). Therefore, in the qualitative dimension, the sample size of the research was 16 experts in this field, and in the quantitative dimension, 334 people (144 men, 190 women) were selected using the cluster random sampling method. The measurement tool of the current research is a semi-structured interview form in the qualitative dimension, which was developed using open coding and axial coding. The formation of the said form was finalized with the help of interviews and Delphi technique from experts through selective coding. The validity and validity of this matter was confirmed with the help of experts. The research tool in the quantitative dimension was a 121-question questionnaire, which was compiled by transforming the saturated interview form by experts and by giving weight to the indicators. The reliability of the questionnaire was calculated through Cronbach's alpha and was equal to 0.958. Its validity was obtained with the help of content and confirmatory validity, which was relatively high. The research data were analyzed through the coding process based on the systematic design of the theory derived from the data of Strauss, Corbin (1998). Findings: The method of data analysis in the qualitative dimension including the open coding method, axial coding was done, and after the theoretical saturation of the experts, the model of happiness based on 3 dimensions, 11 components and 121 indicators was finalized. In the quantitative dimension, it was confirmed with the help of factor analysis test, which consisted of 3 dimensions, 11 components and the final model of the happiness pattern was confirmed. Conclusion: Based on the findings, the final model of the dimensions of the happiness model includes, in order, family (parental relations, education, economy), school (teacher, principal, classmates, employees) and environment (culture governing the society, security, rules and regulations, media ha) is.
خودکشی؛ به مثابه عبور از امر مسکوت مانده (موردمطالعه: افراد اقدام کننده به خودکشی در شهر تهران).(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی زمستان ۱۳۹۵ شماره ۱۰
1 - 39
حوزههای تخصصی:
خودکشی به عنوان اقدامی آگاهانه در آزار به خود که به مرگ منتهی می گردد، ازجمله مسائل اجتماعی جامعه انسانی می باشد که روزبه روز بر وسعت آن افزوده می شود. مطالعات همه گیرشناسی خودکشی در ایران نیز نشان داده است که خودکشی و اقدام به آن در حال افزایش است. این تحقیق درصدد است در یک مطالعه کیفی و بر اساس رهیافت گرنددتئوری علل اجتماعی و فرهنگی اقدام به خودکشی، نوع تعامل فرد خودکش با خانواده، گروه و جامعه و ارتباط آن با اقدام به خودکشی را موردمطالعه قرار دهد تا به تصویری شفاف تر از روابط بین عوامل مؤثر بر اقدام به خودکشی دست یابد. شیوه نمونه گیری مبتنی بر هدف بوده و از افراد اقدام کننده به خودکشی (8 زن و 3 مرد) که در بیمارستان های شهر تهران تحت درمان پزشکی بوده اند مصاحبه شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که تبیین کننده های اقدام به خودکشی از دیدگاه افراد خودکش خیانت جسمی- جنسی، خیانت ذهنی، ارتباط با جنس مخالف، روحیه لجبازی و سرکشی، توجه بیش ازحد به ظاهر و آراستگی، بی اعتباری، سنت شکنی، ارجحیت خواسته خود بر نیازهای خانواده، دروغ گویی و پنهان کاری، ازدواج تحمیلی و نارضایتی کامل از زندگی مشترک به عنوان شرایط علی خودکشی شناسایی شد. نتایج تحقیق نشان داد بارزترین علت اقدام به خودکشی این افراد نوع مواجهه و برخورد آن ها و یا خانواده هایشان با موضوع خیانت و یا مسائل حیثیتی بوده است.
بازخوانی شعر احمد شاملو در چارچوب رویکرد ساختارگرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال نوزدهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱
68 - 90
حوزههای تخصصی:
این مقاله تحلیلی بینا رشته ای بین جامعه شناسی و ادبیات است و سعی دارد شعر احمد شاملو را از منظری جامعه شناختی بررسی نماید. برای این منظور ضمن استفاده از نظریه های مختلف جامعه شناختی مربوط حوزه ساختارگرایی، از روش شناسی تحلیل گفتمان فوکو و تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف نیز استفاده شده است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که شعر شاملو دارای تعین معنایی و خطی است که در آن ارتباط دال و مدلول یک به یک است. این امر امکان تولید معنی و خوانش های مختلف در آثار وی را کاهش می دهد و از این رو بافتی ساختارگرایانه به آثار و اندیشه های وی داده است. این تحقیق همچنین نشان می دهد که ادبیات ایران همپای ادبیات جهانی از ظرفیت بالایی در پرداختن به مسائل انسانی و اجتماعی برخوردار است و دارای رویکردهای متفاوتی در تفسیر این مسائل است که روایت شاملو تنها یکی از آن هاست. این تحقیق و کارهای مشابه ضمن کشف چنین توانمندی هایی، از مهجوریت این آثار کاسته، اهمیت تحقیقات بینارشته ای را روشن نموده و ضرورت آموزش توأمان آن ها را در رشته های دانشگاهی مربوطه یادآور می شود.
خصایص ایرانیان
حوزههای تخصصی:
پژوهش های اجتماعی
Designing the organizational cultural model based on the grounded theory emphasizing on collaborative learning culture(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Abstract Purpose: The aim of the present study was to provide an optimal model of organizational culture in educational organization of Khorasan Razavi. Methodology: To reach this purpose, a qualitative data research method or grounded theory had been used. Fifteen experts on the subject were interviewed in order to obtain the required data in this study. After conducting interviews, data analysis was performed using open coding, axis coding, and selective coding of Strauss and Corbin. Findings: After data analysis, the paradigm or optimal model of organizational culture for educational organization of Khorasan Razavi was extracted and obtained. This model had a causal condition, grounded conditions, interventional conditions, strategies and outcomes. Discussion: Based on the results of the present research, suggestied such as addressing the current and future needs of learners, changing on the basis of community changes, paying attention to the modern ability of individuals to recruit new forces, the use of active and modern methods of teaching and learning, earning income for schools, decentralization, clear and transparent performance criteria, and the involvement of stakeholders in decision making.
رابطه جو عاطفی خانواده و اهمال کاری تحصیلی در دانش آموزان: نقش میانجی گری انعطاف ناپذیری شناختی (اجتناب تجربه ای)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال هجدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۷۰
371 - 386
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه جو عاطفی خانواده و اهمال کاری تحصیلی با واسطه گری اجتناب تجربه ای در دانش آموزان بود. طرح پژوهش در این مطالعه توصیفی- همبستگی بود. شرکت کنندگان این پژوهش شامل 375 نفر (219 دختر و 156 پسر) از دانش آموزان پایه دهم شهر یزد در سال تحصیلی ۱۴۰۰- 139۹ بودند که بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده های پژوهش، از پرسش نامه اهمال کاری تحصیلی سولومون و راثبلوم (1984)، پرسش نامه جو عاطفی خانواده هیل برن (1964) و پرسش نامه پذیرش و عمل بوند، هایس، بیر، کارپنتر، گوئنول، ارکات و زتل (2011) استفاده شد تجزیه و تحلیل داده ها با روش همبستگی مبتنی بر رویکرد مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار AMOS انجام گرفت. نتایج نشان داد که جو عاطفی خانواده به صورت مستقیم، منفی و معنادار اجتناب تجربه ای (68/0-=β) و اهمال کاری تحصیلی (34/0- =β) را پیش بینی می کند. اجتناب تجربه ای نیز به صورت مستقیم، مثبت و معنادار اهمال کاری تحصیلی (21/0=β) را پیش بینی می کند. در نهایت نتایج نشان داد اجتناب تجربه ای در رابطه بین جو عاطفی خانواده و اهمال کاری تحصیلی دارای نقش واسطه ای می باشد. بنابراین با بهبود جو عاطفی خانواده و افزایش انعطاف پذیری شناختی (کاهش اجتناب تجربه ای) می توان تا حدودی اهمال کاری تحصیلی را کاهش داد.
قانون کبیر - 2 -
قحط سالی در قحط سال اندیشه و فرهنگ
حوزههای تخصصی:
سیاسی - اجتماعی: گزارش یک زندانی از بند 8 زندان قصر: دست نگه دارید! چک را امضاء نکنید!
منبع:
گزارش آذر ۱۳۷۹ شماره ۱۱۸
حوزههای تخصصی:
سیره مدیریتی پیامبر اکرم (ص) در حوزه انتظام اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال هشتم تابستان ۱۳۹۵ شماره ۲
1 - 16
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مدیریت در اسلام به معنای واقع آن است که مستند به وحی الهی و منابع اسلامی است؛ از استثمار و استعمار و بهره کشی انسان از انسان در آن خبری نبوده و بر ارزش های متعالی و ثابتی استوار است. اسلام تنها مکتبی است که مدل و الگو معرفی می کند. بخشی از رحمت خداوند نسبت به بندگانش این بود که حامل رسالت، مؤظف شد دین را عملاً بر واقعیت زندگی خویش حاکم کند تا زندگی مبارک او در همه حالت و شرایط الگویی باشد که طالبان حقیقت و سالکان طریقت از آن پیرون کرده و از چشمه های فوارش رفع تشنگی کنند.<br /> روش شناسی: روش انجام پژوهش حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی با بهره گیری از تحلیل محتوای کیفی، از طریق شیوه های پژوهش کتابخانه ای، سیره گفتاری و رفتاری پیامبر(ص) پیرامون اقدامات اساسی در حوزه نظم و امنیت، از مدارک مکتوب حدیث و کتب مرتبط استخراج شده است و به واکاوی، بازنمایی و تحلیل و استنتاج سوابق موجود پرداخته است.<br /> یافته ها و نتایج: از آنجایی که هسته اصلی و اساسی در تشکیل حکومت و دوام و قوام آن، استقرار نظم و امنیت است، انتظام فردی و اجتماعی عامل بسیار مهمی برای به اهداف و تعالی معنوی است؛ بنابراین رسول اکرم (ص) پایه حکومت خود را بر نظم بنا نهادند و در واقع راه دست یابی به آن را در معنویات ارائه کردند؛ به همین منظور مسجد را به عنوان اولین پایگاه نظم و امنیت به مردم معرفی کردند و از آن طریق مسائل و مشکلات مردم و پدیده های بر هم زننده امنیت و آسایش عمومی را شناسایی و با آنها مقابله می کردند.<br /> بر اساس یافته های پژوهش گزاره های مطرح سیره مدیریتی پیامبر(ص) در حوزه انتظام اجتماعی پنج موضوع کلی قابل دسته بندی است. انتخاب مسجد به عنوان نخستین پایگاه انتظامی، تدوین نخستین منشور انتظامی، تأمین نظم و انتظام شهر مدینه، اقدامات اطلاعاتی-انتظامی و اقدامات امنیتی-انتظامی. نتایج پژوهش در بردارنده دستاوردهای نظری و کاربردی برای پلیس جمهوری اسلامی ایران است.
فرزندخواندگیِ باز و حق بر هویت در بستر مصالح عالیه کودک: نگاهی تحلیلی به ماده 22 قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست مصوب 1392(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال سیزدهم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۵۲
497-514
حوزههای تخصصی:
فرزندخواندگی، از بسترهای توجه به مصالح عالیه کودک، بر موضوع یافتن خانواده ای مناسب برای کودک و نه صرف الحاق او به یک خانواده تمرکز دارد. در این میان فرزندخواندگیِ باز به عنوان یکی از انواع فرزندخواندگی در جهت حمایت از کودک، مدعی است که با در اختیار قرار دادن اطلاعات مربوط به والدین اولیه و همچنین سایر اطلاعات هویتی، حق بر هویت کودک را در راستای مصالح وی، تأمین می کند. از سوی دیگر الگوی اسلام برای حمایت از کودکان، علی رغم عدم پذیرش فرزندخواندگی، به دلیل توجه ویژه به حفظ هویت و نسب کودک، ارائه اطلاعات والدین اولیه را ضروری می داند. تجلی این نگاه در قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست مصوب 1392 قابل مشاهده است. مقاله حاضر به دنبال یافتن نقاط مشترک و متفاوت این دو الگوی حمایتی از کودکان است.بر اساس یافته های این پژوهش میتوان نتیجه گرفت که هر دو رویکرد، علیرغم تفاوتهای مبنایی، در لزوم ارایه اطلاعات هویتی مربوط به کودک، همسو میباشند. در سایر انواع فرزندخواندگی نیز اگرچه رهیافت اصلی رعایت حق دسترسی کودک به اطلاعات مذکور است، لکن در این نوع خاص، کودک فراتر از دسترسی اطلاعاتی باوالدین اولیه خود تماس و ارتباط نیز برقرار خواهد کرد.
Presentation of a Knowledge Commercialization Model based on Teaching-Learning(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The general aim of this study was to present a knowledge commercialization model based on teaching-learning in Mazandaran Islamic Azad universities. Methodology: The present study was applied in terms of purpose and descriptive-survey type in terms of method. The statistical population of this study included all faculty members of Mazandaran Islamic Azad Universities, which comprised 1537 individual. Using stratified random sampling, 308 individuals were selected as sample. To collect the data, a researcher-made knowledge commercialization questionnaire with 84 items and a researcher-made learning-learning questionnaire with 30 items were used. The face and content validity of the tools were confirmed by the experts and their reliability was calculated using the Cronbach's alpha coefficient for the knowledge commercialization questionnaire (0.89) and the teaching / learning questionnaire (0.85). Structural equations were used to analyze the data. Findings: The results showed that learning-learning has a positive and significant effect on knowledge commercialization, and the knowledge commercialization from learning-learning receives a direct and significant effect with a coefficient of 0.785. The fit of the proposed model was also suitable. Conclusion: knowledge commercialization is a process of transferring and transforming knowledge generated in research centers into a variety of business activities.