تحقیقات انجام شده در ایران، به ندرت به تعمیم پذیری نظریه های جرم شناختی در تبیین رفتارهای انحرافی جنس مؤنث توجه دارند. پیشینة مربوط به رابطة بین جنس و رفتار انحرافی بر مفهوم «تعمیم پذیری» متمرکز شده است. این مفهوم به این موضوع اشاره دارد که تا چه حد نظریه های جرم شناختی می توانند رفتارهای منحرفانة زنان را همچون رفتارهای منحرفانة مردان تبیین کنند. لذا، تحقیق حاضر ناظر بر تعمیم پذیری جنسیتی نظریة پیوند اجتماعی هیرشی به رفتارهای انحرافی دانشجویان دختر است. روش این پژوهش پیمایشی و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه است. جمعیت تحقیق حاضر، شامل تمامی دانشجویان دختر و پسر دانشگاه مازندران در سال تحصیلی 92-91 است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که متغیرهای این نظریه رفتارهای انحرافی دانشجویان دختر را همچون رفتارهای انحرافی دانشجویان پسر تبیین می کند و لذا دارای تعمیم پذیری جنسیتی است.
شاخه های مختلف علوم انسانی و اجتماعی با یک دیگر ارتباط دارند و نمی توان قایل به نوعی مرز بندی بین آن ها بود. از این منظر، جامعه شناسی حقوق نمود بارز تعامل دو شاخه مهم علوم انسانی و اجتماعی یعنی حقوق و جامعه شناسی است. با این حال، امروزه می توان از این دانش به عنوان دانشی مستقل یاد کرد که حصول شناخت در آن مبتنی بر عقلانیت تجربی است. این دانش در عین حال که فاقد رویکرد معرفت شناختی، هستی شناختی و یا چارچوب نظری نیست، مانند فلسفه حقوق وامدار گزاره های بدیهی و پیش فرض های متافیزیکی نیست و محتوا یا نوع تحلیلهای آن، به نسبت هر نظام حقوقی متفاوت می شود. در خصوص روش شناسی جامعه شناسی حقوق باید گفت از طرفی در حقوق روش استدلال هنجاری بر روش های دیگر غلبه دارد، در حالی که چیستی جامعه شناسی حقوق نمی تواند سازگاری چندانی با روش هنجاری و قیاس منطقی محض داشته باشد و مبتنی بر داده های متغیّر تجربی است. با این حال، موضوع مطالعه جامعه شناسی حقوق نمی تواند محدود به حقوق برآمده از بطن ساختار اجتماعی یا مبتنی بر اراده اجتماعی باشد و جامعه شناسی حقوق می تواند موضوع مطالعه خود را حقوق دولتی نیز بداند؛ اگر چه در مطالعه این موضوع بر دو اصل تأثیر و تأثّر حقوق و جامعه در ارتباط با یک دیگر تأکید دارد و با روش تجربی به مصادیق عینی این دو اصل می پردازد. در این تحقیق برای جمع آوری داده ها از روش کتابخانه ای و برای استنتاج از روش استقرای توصیفی استفاده شده است.
امروزه شهرسازی مردانه و محیط های نامطلوب شهری سبب شده است که بهره مندی زنان از فضاهای عمومی شهری کاهش یابد و نوعی از بی عدالتی در جامعه حاکم شود. این پژوهش به منظور بررسی عملکرد بوستان زنان در ارتقای عدالت جنسیتی در شهرها، به صورت موردی در بوستان مادر پارک آزادگان واقع در منطقة 15 شهر تهران انجام شده است. نتایج این پژوهش شهری راه بردی بر پایة روش تحقیق ارزیابی و هم بستگی نشان می دهد که دسترسی، آزادی حضور، و امنیت از دید زنان مهم ترین شاخص های دست یابی به عدالت جنسیتی است و میان این شاخص ها و عملکرد بوستان زنان در دست یابی به عدالت جنسیتی رابطة معنادار وجود دارد. بنابراین احداث و توسعة بوستان های زنان به سبب ایجاد بستری مناسب برای گذران اوقات فراغت و محیط هایی سرزنده و فعال در افزایش حضور انتخابی زنان در فضاهای شهری و برقراری تعاملات اجتماعی آنان مؤثر است و به این دلیل افزایش سهم زنان از فضاهای شهری راه کاری عملی برای دست یابی به عدالت جنسیتی در کشورهای اسلامی به شمار می رود
سازمان ها به وسیله تغییرات رفتاری افراد تغییر می کنند، هرچند افراد تغییر را دوست ندارند اما پویایی جزو ماهیت کار است. بااین حال، تغییرات مورد نیاز سازمانی در استراتژی و ساختار، کلیدهای تحریک افراد هستند. این پژوهش با هدف بررسی عوامل جامعه شناختی موثر بر موثر بر انگیزش کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد شوشتر به روش پیمایشی انجام شده است. از میان کارکنان دانشگاه 129 نفر به عنوان حجم نمونه به کمک جدول مورگان انتخاب شدند و یافته ها در دو بخش توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شده است. یافته های پژوهش گویای وجود رابطه بین متغیر وابسته انگیزش با متغیرهای مستقل (درآمد، شهرت، تناسب حقوق با کار، امکانات رفاهی، مشارکت، تفویض اختیار، امنیت شغلی، همکاری) است و در رابطه بین متغیر وابسته علاقه به کار با همه ابعاد متغیرهای مستقل، بجز شهرت رابطه معنادار وجود دارد. همچنین رابطه بین متغیر وابسته پویایی کار با متغیرهای مستقل (درآمد، شهرت، تناسب حقوق با کار، امکانات رفاهی، مشارکت، تفویض اختیار، امنیت شغلی، همکاری) رابطه وجود دارد. اما در بررسی رابطه بین متغیرهای وابسته پیشرفت کار، امید پیشرفت و مسئولیت پذیری همه ابعاد متغیرهای مستقل رابطه معناداری وجود ندارد.
زمینه و هدف: رسانه های جمعی به ویژه تلویزیون، نقش بسیار مهمی در بسترسازی افکار عمومی و تأمین امنیت و پیشگیری از وقوع جرم ایفا می کنند. این ابزارها با توجه به توسعه کمی و کیفی خود در عمل می توانند هم فرصت و هم تهدیدی برای امنیت اجتماعی باشند. پژوهش حاضر نقش سریال های اخیر پلیسی را در پیشگیری از جرم و آموزش آن بررسی کرده است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی است و با روش تحلیل محتوای کمی انجام شده است. جامعه تحلیل را سریال های پلیسی پرمخاطب تلویزیون ایران در پنج سال اخیر تشکیل داده اند و از بین آن ها سریال های «زخم»، «رهایی» و «میکاییل» مبنای تحلیل قرار گرفته اند. برای سنجش پایایی تحقیق از اعتبار محتوایی یا صوری بهره گیری شده است که براساس توافق نظرات و آراء صاحب نظران و اساتید حوزه رسانه و جرم، شاخص ها و مقوله های مورد مطالعه و استخراج شده از اعتبار مناسبی برخوردار بودند. یافته ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که 20 درصد محتواهای پلیسی سریال های مورد بررسی را آموزش جرم، 27 درصد آن ها را توانمندی پلیس و پیشگیری از جرم، 21 درصد رواج ارزش-های مثبت، 13 درصد رواج ارزش های منفی و 18 درصد را وظایف رسانه ای تشکیل داده است. بنابراین سریال های پلیسی می تواند به عنوان ابزار مؤثری در پیشگیری از جرم مورد استفاده قرار گیرد.
موضوع امنیت و مشارکت با پلیس در جامعه شهری اهمیت ویژه ای دارد. امروزه، با افزایش جوامع شهری و در هم تنیده تر شدن آنها، شرایط تأمین و برطرف کردن نیازها هم شکلی پیچیده تر یافته است. شناخت و کنترل امنیت در شهرها مستلزم نگاه دقیق و همه جانبه ای است تا از طریق آن، بتوان ابعاد گوناگون امنیت را درک و ارتباط های پنهان میان آن ابعاد در سطوح مختلف را کشف کرد. پژوهش حاضر در همین زمینه سعی دارد درباره عوامل مؤثر بر مشارکت شهروندان ساکن شهر ارومیه در برقراری امنیت و نظم کاوش کند و تأکید ویژه ای بر حقوق شهروندی و آگاهی مردم از این حقوق و عضوشدن و فعالیت آنها در نهادهای مدنی و مشارکتی دارد. روش پژوهش پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استاندارد استخراج شده از پژوهش های پیشین است. جامعه مطالعه شده شهروندان بالای 18 سال ارومیه است که دست کم تحصیلات راهنمایی داشته باشند. نمونه بررسی شده براساس فرمول کوکران برابر با 392 نفر است. نتایج پژوهش نشان می دهند بین متغیر جنسیت (p<0.01)، سن (p<0.01)، زبان (p<0.05) و تحصیلات (p<0.01) با مشارکت مردم در برقراری امنیت رابطه وجود دارد. میزان همبستگی متغیرهای مستقل و وابسته به این ترتیب است که متغیر همگرایی قومی با 536/0 (p<0.01)، آگاهی از حقوق شهروندی با 572/0 (p<0.01)، احساس محرومیت نسبی با 563/0- (p<0.01)، عضوشدن در نهادهای مدنی با 444/0 (p<0.01) و انسجام و وفاق اجتماعی با 570/0 (p<0.01) با متغیر وابسته همبستگی دارند. در بخش تحلیل رگرسیون نیز نتایج نشان می دهند متغیرهای مستقل حدود 46 درصد از تغییرات مربوط به متغیر وابسته را تبیین می کنند. گسترش روزافزون فیزیکی شهر و چندفرهنگی و چندقومیتی بودن آن مشکلاتی مانند کاهش انسجام اجتماعی، افزایش احساس محرومیت نسبی و... را به وجود آورده است. ازسوی دیگر، ضعف نهادهای مدنی در جلب مشارکت مردمی و آگاهی شهروندان از حقوق شهروندی سبب می شود ایجاد فضای امن شهری با چالش روبه رو شود. یافته های پژوهش نشان می دهند توجه متولیان امنیت به متغیرهای بررسی شده می تواند به بهبود امنیت به ویژه امنیت مشارکتی در فضای شهر کمک زیادی کند.