مقاله حاضر بر اساس بخشى از اطلاعات ماخوذ از پیمایش بررسى جامعه شناختى نقش اعتماد بر میزان تمایل بازگشت دانشجویان ایرانى مشغول به تحصیل در خارج از کشور که در کشور آلمان انجام گرفته، تنظیم شده است. جامعه آمارى را 9210 نفر از دانشجویان ایرانى مشغول به تحصیل در 32 شهر آلمان تشکیل مى دهد. بر اساس قواعد تعیین حجم نمونه 384 نفر از دانشجویان به طریق نمونه گیرى خوشه اى مطبق با دقت احتمالى مطلوب 5% (d=0.05) و ضریب اطمینان 95 درصد انتخاب شده اند. نتایج به دست آمده از آزمون فرضیات تحقیق و نیکویى برازش مدل تحلیلى نشان مى دهد که: طول مدت اقامت در خارج از کشور رابطه معنا دار، ولى منفى با اعتماد اجتماعى دارد. با بهبود وضعیت تحصیلى، میزان اعتماد اجتماعى افزایش مى یابد. با افزایش تعدد سفر به ایران، اعتماد اجتماعى نیز به طور فزاینده بالا مى رود. میزان اعتماد اجتماعى بر حسب میزان نارضایتى دانشجویان تغییر مى کند. میزان اعتماد اجتماعى بر حسب وضعیت اجتماعی- اقتصادى (SES) پاسخگویان تغییر مى کند. با وجود رابطه معنا دار بین اعتماد اجتماعى و گروههاى سنى، بین جنسیت و اعتماد اجتماعى رابطه معنا دارى به دست نیامد. با توجه به نیکویى برازش مدل تحلیلى از طریق کاربرد رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر نتایج به دست آمده نشان مى دهد که بر حسب ارزش بتا (Beta) متغیرهاى طول مدت اقامت در خارج از کشور، وضعیت تحصیلى، تعدد سفر به ایران، نارضایتى و وضعیت اجتماعی- اقتصادى به عنوان تعیین کننده ترین عوامل تاثیرگذار بر اعتماد اجتماعى دانشجویان مطرح اند.
واژة «قسمت» و عبارت های هم معنای آن مفاهیم عجین شده در فرهنگ فارسی هستند که به کاربردن صحیح و فهم آنها نیاز به تعمق و بررسی دارد؛ ازاین رو، در این پژوهش کوشیدیم تا نگاهی زبانی تاریخی به باور تقدیرگرایی در جامعة ایران بیندازیم و با به کاربردن نظریة اسنادی به بررسی دقیق تر این باور بپردازیم؛ بنابراین، در 4 ماه، 280 موقعیت گفتمانی از افراد با گروه های سنی، سطح تحصیلات و مشاغل مختلف گردآوری شد. سپس، با استفاده از مدل هایمز (1967) تفکر تقدیرگرایی واکاوی شد و معنای مفهوم قسمت و واژگان هم نشین با آن بررسی شد. افزون بر این، با بهره گیری از فرهنگ کاوی این باور در جامعه، «زباهنگ جبرگرایی» را معرفی کردیم و نشان دادیم که می توان مفهوم «قسمت» را فصل مشترک دو زباهنگ «جبرگرایی» و «صراحت گریزی» دانست. در مجموع، نتایج این پژوهش نشان داد تقدیرگرایی با سن رابطه ای مستقیم و با تحصیلات رابطه ای معکوس دارد.
تغییر جهت روشنفکری در ایران از راست به چپ طی دورة کوتاه مدت پهلوی اول رخ داد. برخلاف روشنفکران نسل اول پهلوی که به بازسازی جامعة ایرانی براساس الگویی تدریجی و گام به گام و برمبنای مدرنیته اعتقاد داشتند و این موضوع آنان را به همراهی با نظام پهلوی برای بازاندیشی دربارة اندیشة ایران شهری کشاند، روشنفکران نسل دوم به طورکلی از مهندسی تدریجی اجتماعی دست شستند و بر تغییر انقلابی وضع موجود پای فشردند. این مقاله براساس نظریة مهندسی اجتماعی و کثرت گرایی مفهومی توضیح می دهد که این تغییر روش چه تفاوت هایی را در فضای روشنفکری ایران طی دورة پنجاه سالة پهلوی پدید آورد.
به گمان نویسندگان، روشنفکرانِ این دو نسل شباهت هایی با هم دارند، چنان که هردو نسل روشنفکر به شدت تحت تأثیر روندهای روشنفکری اروپایی بوده اند، هردو به مخالفت با پایگاه طبقاتی خود برخاسته اند و هردو داعیة بازگشت به خویشتن را داشته اند. با وجود این، آنان راهی سراسر متفاوت در پیش گرفتند. درحالی که نسل اول براساس بازخوانی آثار پارسی قبل از مشروطه به همراهی با دولت پهلوی برای پیشبرد مدرنیته در ایران پرداخت، نسل دوم ازطریق وارونگی اندیشة انقلاب ذهنی مارکسیسم، به مخالفت با نظام حاکم پرداخت و در این مسیر، با مدرنیتة ایرانی نیز به جدال برخاست.
گردشگری صنعتی درآمدزا و با صرفه ی اقتصادی بسیار مناسب استکه به خاطر فقدان آلودگی های زیست محیطی، امروزه بسیار مورد توجه ملل مختلف است.جاذبه های طبیعی هر کشور در جذب گردشگری نقش بسزایی دارند.اکو توریست ها امروزه جزء گردشگرانی محسوب می شوند که بدون آسیب های جدی به طبیعت از مناظر طبیعی دیدن می کنند.کشور ایران در زمینه ی توسعه ی ژئوتوریسم و گردشگری ژئولوژیکیظرفیت های فراوانی دارد که یکی از بارزترین آن ها استان ایلام واقع در جنوب غربی ایران است.وجود تپه ماهور های سرسبز و دیواره های کوهستانی، غارهای آبی، رودخانه های خروشان، سلسله کوه های زاگرس، چشمه های آب گرم طبیعی، دریاچه ی دوقلو سیاه گاو و تنگ بهرام چوبین و... از قابلیت ها و ظرفیت های ژئوتوریستی این منطقه به حساب می آیند.استقرار پدیده های ژئومرفولوژیکی خاص در کنار جاذبه های تاریخی و فرهنگی،روستاهای گردشگری و سایر جاذبه های طبیعی استانرا به صورت یک مکان شاخص و بسیار مستعد جهت این نوع گردشگری (ژئوتوریسم)در راستای توسعه ی اقتصادی درآورده است.در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی به تعیین عوامل داخلی ( نقاط قوت و ضعف) و عوامل خارجی (فرصت ها و تهدیدها) بامدلswot به ارائه ی استراتژی جهت توسعه ی گردشگری و ژئوتوریسم در استان ایلام پرداخته شده است.تجزیه و تحلیل های تجربی در منطقه ی مطالعه شده(استان ایلام) نشان می دهد که اگر ژئوتوریسم می خواهد به پایداری برسد و نقش مثبتی در زندگی مردم منطقه ایفا کند، نیازمند بازنگری و ارائه ی سیاست های مناسب در راستای رفع محدودیت ها و استفاده از مزیت های نسبی موجود است .
«غرب» و « تجدد» در جامعه ایران مبدل به سازه فرهنگی پراهمیتی شده است که در شکل گیریِ بخش مهمی از دگرگونی های اجتماعی، تأثیر گذاشته است. نخستین صورت این سازه فرهنگی تقریباً در دوره قاجاری برساخته شده است . بر اساس چارچوب مفهومی جامعه شناسی فرهنگی الگزاندر و برمبنای سفرنامه های ایرانی های اروپا(ئی) دیده، می توان فرآیند آغازینِ برساخته شدن این سازه فرهنگی را نشان داد. غرب و تجدد در دوره قاجاری ، نمادی برای آزادی دانسته می شد و غرب، به ویژه در اوایل دوره قاجاری به مثابه شرّ رمزپردازی گردیده بود ، گرچه در دوره های بعدی، وزن دهی آن تعدیل شد ؛ و نیز در باره غرب دو نوع روایت اصلی در جامعه شکل گرفته بود : سنت گرا و تجددگرا . یکی از آنها(سنت گرا) غرب را به عنوان تهدید درمی یافت و دیگری (تجددگرا)، نه بر ویژگی استعمارگری غرب، که بر ویژگی پیشرفتگیِ غرب (از جمله آزادی) تأکید می گذاشت و خواهان غربی شدن جامعه بود.
هر یک از انقلابها، و از جمله انقلاب اسلامی ایران، علاوه بر مشترکات، دارای ویژگیهای منحصر به فردند که باید جداگانه مورد مطالعه قرار گیرند. درباره ویژگیهای انقلاب اسلامی ایران مسائل گوناگونی مطرح شده است که در این مقاله تنها به دو مساله متضاد آن پرداخته شده است:
1) چرا مشکلات دوره پهلوی به انقلاب اسلامی منجر شد؟
2) چرا مشکلات دوره انقلاب اسلامی درک می شود؟
این نوشته، متکی بر دیدگاه روان شناسی اجتماعی است و در پی آن است که توضیح دهد چرا از دو مقدمه ظاهراً متشابه ــ در دو مساله مذکور ــ دو نتیجه متضاد به دست آمده است.
این مقاله در پی آن است که با بررسی جنبه های مختلف فعالیت دیپلماسی فرهنگی اتحادیه اروپا در قالب قدرت هنجاری و شناسایی سازوکارهای بکار گرفته شده در این زمینه از سوی اتحادیه، دیپلماسی فرهنگی آن در قبال جمهوری اسلامی ایران را مورد مطالعه و کنکاش قرار دهد. فرضیه مقاله این است که بدون در نظر گرفتن سطح و عمق روابط سیاسی و اقتصادی اتحادیه اروپا و دولت های عضو آن با ایران، چیزی که همواره پایه ثابت سیاست اتحادیه اروپا در قبال جمهوری اسلامی ایران است، استفاده از دیپلماسی فرهنگی مستتر در قدرت هنجاری و نرم این اتحادیه با هدف همسوسازی جامعه ایران با نگرش ها و منافع اتحادیه و نهایتاً تحت فشار قرار دادن حکومت ایران از سوی مردم خود برای گشایش فضای مطلوب در بلندمدت است.یافته پژوهش این است که هرچند دیپلماسی فرهنگی واحدی از سوی اتحادیه اروپا برای تاثیرگذاری بر جامعه و افکار عمومی جمهوری اسلامی ایران تعریف نشده است، با این حال این سیاست ها در همان چارچوب راهبردهای فرهنگی اتحادیه اروپا که از سال 1992 و از پیمان ماستریخت تحت عنوان برنامه های سیاست فرهنگی اتحادیه اروپا و در دو شیوه نفوذ و تاثیرگذاری مستقیم و غیرمستقیم تعریف شده بود، ادامه داشته و تحت پوشش عناوین مختلف و در چارچوب قدرت نرم این اتحادیه با ابزارهای دیپلماسی فرهنگی و قدرت هنجاری عملیاتی می شود. مقاله از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و از روش شناسی استنباطی جهت نیل به اهداف تحقیق استفاده شده است.
بخش راهبرد توسعة شهری بانک جهانی در گزارش سال 2009 خود چنین آورد که با گذشت 37 سال از فعالیت این بانک و صرف 37 میلیارد دلار برای بهبود شرایط سکونتی جوامع شهری جهان سوم، هنوز هم بیش از یک میلیارد نفر از ساکنان این شهرها در سکونتگاه های غیررسمی ساکن اند. این بانک معتقد است دلیل اصلی روند مذکور را باید در ناکارآمدی نگرش ها، پارادایم ها و رویکردهای برنامه ریزی و مدیریت شهری این کشورها جستجو کرد. همچنان که سازمان های بین المللی از جمله مرکز UNHABITAT بر این مقوله تأکید خاصی دارند و معتقدند که نگرش های مذکور به اصلاحات عمده و اساسی نیاز دارد. پژوهش حاضر نیز به تحلیل و ارزیابی روند مدیریت و برنامه ریزی شهری در ایران و کلان شهر رشت می پردازد. تحقیق حاضر شامل بررسی و تحلیل اطلاعات و داده هایی است که برمبنای آن ها زمینه و میزان تسلط پارادایم فن سالاری (تکنوکراتیک) در فرایند مدیریت شهری ایران و شهر رشت مورد ارزیابی قرار گرفته و شامل پرسشگری نیز می شود. سؤال ها به گونه ای طراحی شده اند که بتوان براساس پاسخ های داده شده، به روابط بین متغیرهای مدنظر تحقیق پی برد که مهم ترین آن ها عبارت اند از سمت، سن و جنس، میزان و سطح تحصیلات، مدت اقامت، مشارکت شهروندان در امور شهری، تناسب سمت و زمینة تحصیلی مدیران و کارشناسان، میزان آشنایی با روش ها و رویکردهای جدید برنامه ریزی، زمینه های تحصیلی از جمله علوم انسانی و فنی مهندسی، ابعاد و مقیاس طرح های شهری، رویکردهای مختلف به حاشیه نشینی، میزان و نحوة تعامل مدیران شهری و شهروندان. نمونة آماری تحقیق نیز شامل 34 درصد از کل جامعة آماری می شود. براساس یافته های تحقیق، فقدان برنامه ریزی مشارکتی، رواج نگرش های فنی ـ اجرایی به فرایند برنامه ریزی شهری و نیز ناکارآمدی سیاست های شهری به مثابة مهم ترین تبعات منفی ناشی از تسلط نگرش تکنوکراسی و سنتی در سطوح مختلف مدیریت شهری محسوب می شوند. تحقیق حاضر ضمن مطالعة روند مذکور در نهایت به ارایة پیشنهادات پرداخته است.