مسئلة تغییرات صورت پذیرفته در الگوی پوشش جوانان و گرایش سلیقة جوانان در استفاده از الگوهای پوشش مدرن که اغلب سنخیتی با ارزش ها و هنجارهای دینی و بومی ندارند، بیش از یک دهه است که برای جامعة ایرانی به منزلة یک آسیب مطرح شده است. مطالعة پیش رو با هدف سنجش وضعیت الگوی پوشش، در میان 330 نفر از جوانان شهر یاسوج، با روش نمونه گیری خوشه ای و با ابزار پرسش نامة محقق ساخته انجام گرفته است. داده های تحقیق با نرم افزار spss و با انجام آزمون های هم بستگی تحلیل شد. با استخراج و کدگذاری دوبارة گویه های مربوط به سنجش الگوی پوشش با اختصاص نمره های مشخص به گویه ها و ترکیب آنها مقیاس الگوی پوشش به دست آمد، که در این میان، الگوی پوشش سنتی شبه مدرن بیشترین تعداد فراوانی را به خود اختصاص داد. در این پژوهش متغیرهای التزام دینی، سرمایة فرهنگی و مصرف به ترتیب بیشترین هم بستگی را با الگوی پوشش نشان دادند.
حاشیه نشینی از پیامدهای توسعه ی ناهمسو و بدریخت در نظام شهرنشینی است. شهرها بستری گسترده از ساختارهای خرد و کلان ارتباطی، تعارضات اجتماعی و خشونت های سازمان یافته اند. شهر ایلام نیز با مسئله ی حاشیه نشینی و آثار منفی آن روبه روست. این بررسی به مطالعه ی تطبیقی شاخص های توسعه ی انسانی شهر- روستا در سه منطقه ی حاشیه نشین شهر ایلام (بان بور، بان چرمگ و کمربندی) می پردازد. آمارهای پایه ای داده ها مربوط به سرشماری 1390 و آمارنامه ی 1392 استان است. برای امکان مقایسه، آزمون بررسی طراحی و بین 174 خانوارها نمونه ی اجرا که اعتبار آن به روش آلفای کرونباخ 62/0= α به دست آمد. نتایج نشانگر توسعه نایافتگی و توزیع نابرابر هزینه-درآمد و دیگر شاخص های توسعه ی انسانی به ویژه مؤلفه های بهداشت و آموزش است. این نتایج همسویی بالایی با چارچوب نظری پژوهش (گیدنز، زیمل و مرتون) داشت. مهاجرت در این مناطق بیشتر در ساخت خویشاوندی و بر اثر دافعه ی اجتماعی- فرهنگی روستایی بوده است، نه دافعه ی اقتصادی روستا یا جاذبه ی اقتصادی شهرها. سواد سرپرست خانوار بیشتر بر سواد دختران و زنان این مناطق به صورت مثبت و همسو تأثیر داشته است. این مقاله پیوند همه جانبه ی نهاد مهم آموزش و فرهنگ را با دو مفهوم مهم اجتماعی، توسعه و حاشیه نشینی نشان داد و تأثیرگذاری یک جانبه ی نهاد اقتصاد را به چالش طلبید.
استفاده از اینترنت در ایران نیز به موازات جهان همواره رو به فزونی است و هر روز و هر ساعت بر تعداد کاربران این پدیده افزوده می شود. همین گسترش فراوان و ویژگی های انحصاری اینترنت توانسته است بسیاری از وجوه زندگی روزمره را تحت تأثیر قرار دهد. یکی از ابعادی که اینترنت در آن توانایی های خود را به رخ می کشد، عرصه ارتباطات میان فردی است. کاربران اینترنت در این حوزه گونه ای جدید از ارتباطات را با ارزش ها، هنجارها و هژمونی متفاوت با زندگی روزمره خود فرا می گیرند. همین عامل باعث می شود تا آن ها با گونه ای جدید از ارتباط آشنا شوند. بی شک، یکی از ابزارهای ارتباط میان افراد جامعه، نام هایی است که افراد بر اشیاء، اشخاص و یا بر خود می نهند. این تحقیق در پی بررسی ویژگی های نام هایی است که افراد برای خود در اتاق های گفت وگو انتخاب می کنند. در این پژوهش با استفاده از آرای بوردیو، گافمن و بحث حوزه عمومی که از سوی هابرماس ارئه شد و گسترش یافت، تلاش شده است اسامی مستعار ایرانیان در اتاق های گفت وگوی سایت یاهو تجزیه و تحلیل شود. به این منظور، از شیوه تحلیل محتوای کیفی و در مراحلی نیز از رایانه استفاده شده است. در مجموع، بیش از ششصد اسم مستعار تحلیل، و در پایان نیز گونه شناسی این نام ها ارائه شده است. در این تحقیق دریافتیم افراد گاه تلاش می کنند با استفاده از اسامی انتخابی، خود را به گونه ای دلپذیر برای دیگران بازنمایی کنند و گاه با استفاده از طنز و اسامی ناهنجار، ارزش ها و روابط اجتماعی دنیای واقع را به سخره بگیرند.
در این پژوهش واژگان خویشاوندی در دو زبان فارسی و انگلیسی به منظور یافتن رابطه میان الگوهای فکری، فرهنگی و نمودهای زبانی آن ها مورد بحث و بررسی قرار می گیرند. پژوهشگران با پیش گرفتن روشی مقایسه ای/ مقابله ای و از طریق بررسی نمودهای زبانی مختلف اعم از فهرست واژگان، هم آیی ها، اصطلاحات و ضرب المثل ها سعی دارند تا زوایای مطالعه نشده رابطه میان زبان، تفکر، فرهنگ و به ویژه تجلی آن ها در حوزه واژگان خویشاوندی را روشن نمایند که بازتاب نوع نگاه به خانواده در فرهنگ هر جامعه است. پس از اشاره به مبانی جامعه شناختی زبانی و زبان شناختی پژوهش، نمونه هایی از داده ها که از طریق توزیع پرسشنامه و مصاحبه تهیه شده اند مورد بحث قرار گرفته و تفاسیر زبانی و فرهنگی مرتبط با هر یک ارائه می گردد. در پایان نیز برآیند تفسیر ارائه شده در قالب نتایجی منسجم در مورد الگوهای فرهنگی مشابه و متفاوت در زبان های فارسی و انگلیسی بیان می شوند. نتایج این پژوهش فرضیه زاهدی (1388) در مورد رابطه میان زبان، تفکر و فرهنگ و کارکرد اصلی زبان را تایید می نماید.
هدف اصلی مقاله حاضر، ارائه توصیفی از وضعیت سوء مصرف مواد مخدر و سبب شناسی و فهم تغییرات الگوی مصرف مواد مخدر در ایران است. بنابراین، با استفاده از داده های ثانویه و با فراتحلیل پژوهش های انجام شده طی سال های 1378 تا 1391 تغییرات الگوی مصرف مواد مخدر در ایران و علل این تغییر مورد ارزیابی و تحلیل قرار می گیرد. شواهد تجربی و داده های مختلف نشان دهنده کاهش سن مصرف مواد مخدر در جامعه ایرانی و تغییر الگوی مصرف مواد مخدر، به ویژه در میان گروه سنی جوانان و زنان است. در ایران یکی دیگر از تغییرات مهم الگوی مصرف مواد مخدر، تغییر در میزان تحصیلات مصرف کنندگان است، به نحوی که اکنون با پدیده معتادان تحصیلکرده مواجهیم. طبق «نظریه هویت فرهنگی» روندهای یادشده را می توان بر اساس هویت یابی افراد در خرده فرهنگ های مصرف جدید جست وجو کرد. بخشی از تغییرات یادشده را می توان در تغییرات هویتی زنان، جوانان تحصیلکرده و تغییر درک آنان از کیستی خود و بازتعریف نقش های اجتماعی جست وجو کرد.
بر طبق دیدگاه ساختی ـ کارکردی، جامعه به عنوان یک نظام اجتماعی از خرده نظامها و نهادهای مختلفی تشکیل یافته است و آنچه میتواند از جمله علل پیشرفت و توسعه هر جامعهای به حساب آید وجود تعادلی پویا و «حالتی از تعادل کارکردی» در میان این خرده نظامها و نهادهاست. بیشک دو نهاد دانشگاه و صنعت از مهمترین نهادهای اجتماعی جوامع جدیدند که در مسیر توسعه این جوامع نقشی مهم برعهده خواهند داشت. متن حاضر درصدد شناسایی و توصیف رابطه میان این دو نهاد در متن تعاملات اجتماعی موجود در جامعه ایران امروز و آسیبشناسی و تبیین چرایی چنین رابطهای در یک بستر تاریخی ـ جامعهشناختی است و سعی بر آن دارد تا در این زمینه راهکارهایی را نیز توصیه نماید
رابطة دینداری و رفتار انتخاباتی به عنوان سؤال اصلی این تحقیق، پس از مشاهدة نتایج متناقض برخی تحقیقات در این باره مطرح شد. در این تحقیق اثر میزان دینداری بر رفتار انتخاباتی در دو سطح گرایش و مشارکت تحلیل شده است. براساس مروری بر پیشینة نظری و تجربی تحقیق، دو فرضیه مطرح شده که فشردة آن ها بدین شرح است: دینداری قوی به مشارکت بیشتر و رأی دادن به اصول گرایان منجر می شود و دینداری ضعیف به مشارکت کمتر و رأی دادن به اصلاح طلبان می انجامد. روش تحقیق، پیمایش و ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه است. جمعیت تحقیق، دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس است و از میان آن ها 376 نفر به روش نمونه گیری غیرتصادفی به عنوان نمونة آماری تحقیق انتخاب شده اند.
در تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی همچون میانگین و جدول های توزیع فراوانی و نیز روش های تحلیلی مانند آزمون تی، تحلیل رگرسیون خطی و لجستیک استفاده شده است. نتایج تحقیق هر دو فرضیه را تأیید می کند. میزان دینداری اثر معناداری بر رفتار انتخاباتی (گرایش رأی دهی و میزان مشارکت افراد در انتخابات) دارد؛ به این صورت که میزان دینداری بیشتر به رأی دادن به اصول گرایان و مشارکت بالاتر در انتخابات منجر می شود و دینداری کمتر نیز موجب رأی دادن به اصلاح طلبان و مشارکت کمتر در انتخابات می شود.
قحطی در ایران سابقه ای به قدمت تاریخ این سرزمین دارد. ساکنان ایران زمین، از کهن ترین روزگاران، به صورت ادواری، با قحطی و کمیابیِ ارزاق دست به گریبان بوده و به کرات بر اثرِ آن قربانیان بسیار داده اند. دربارة اسباب و علل ایجادکنندة این قحطی ها سخن بسیار رفته است. بعضی از محققان، ساده اندیشانه و عجولانه، به سراغِ نزدیک ترین و سهل الوصول ترین عاملی که به نظرشان می رسیده ـ قهر طبیعت ـ رفته اند و مصایب بی شماری را که طیِ قرون متمادی بر اثر قحطی برای مردم ایران پدید آمده است، یک باره و یک سره، معلول بی مهری طبیعت دانسته اند. این تصور نه به کلی خالی از واقعیت است و نه تمامِ واقعیت را دربر دارد. تردیدی نیست که فلات ایران ـ در مقام مقایسه با بخش هایی از جهان نظیر اروپای غربی و شمالی، کانادا، و نیز در قیاس با متوسط کل جهان ـ از رطوبت و بارندگی کافی برخوردار نبوده و نیست؛ به همین دلیل، در طول تاریخ، بسیاری از قحطی های ایران از خشک سالی های متناوب نشئت گرفته است[i]. با وجود این، دور از منطق و واقعیت خواهد بود اگر نقشِ بسیار مؤثر و تعیین کنندة عواملِ گوناگونِ اجتماعی در ایجاد و سیرِ تحولِ قحطی های ایران نادیده یا دست کم گرفته شود. این عوامل گاه منشأ و علت شروع قحطی ها بوده اند (عوامل اولیه) و گاه عامل تشدید کننده و ادامه دهندة آن ها (عوامل ثانوی یا جانبی). در این مقاله بر آنیم تا تأثیر مشخصِ عوامل اجتماعی را در شکل گیری و تداوم عظیم ترین و دهشتناک ترین قحطی ایران در طول تاریخ بازنماییم ـ تأثیری که کم و بیش در اکثریت قحطی های ایران مشهود است. در این پژوهش، نخست به توصیف چگونگی شروع این قحطی و نقش عوامل طبیعی و جَوی در ایجاد آن، و نیز بررسی ابعاد و پیامدهای جمعیتی، سیاسی، و اقتصادی و ... آن می پردازیم و سپس به سراغ عوامل اجتماعی و فرهنگی می رویم
ارزش ها از ابتدا به عنوان مفهومی محوری در علوم اجتماعی مطرح بوده اند. مطالعه ی ارزش ها برای تبیین شخصیت و نظام های اجتماعی بسیار مهم وتعیین کننده است. افراد و گروهها در ارزش ها متفاوتند، با توجه به تغییراتی که در سال های اخیر در زمینه ی حضور زنان در عرصه های عمومی بوجود آمده است، پرسش اصلی پژوهش این است که آیا دستیابی زنان به مشاغل جدید توانسته است جهت گیری زنان را به سمت ارزش های توسعه سوق دهد.
دیدگاههای نوین در زمینه ی ارتباط ارزش و توسعه و تغییرات اجتماعی را می توان به دو دسته تقسیم کرد از کارل مارکس تا دانیل بل استدلال می کندکه توسعه ی اقتصادی، تغییرات فرهنگی را ایجاد می کنند. دراین پژوهش تاثیر شغل بر ارزش های توسعه مدار زنان مورد بررسی قرار گرفته است و برای سنجش ارزش های توسعه مدار با یک رویکرد فرهنگی دیدگاههای جامعه شناسی را در زمینه ی تغییرات و توسعه و دیدگاههای روان شناسی اجتماعی در زمینه ی ارزش ها را بررسی کرده و بر اساس مبانی نظری خوشه هایی از ارزش ها را بدست آورده ایم. سپس با ساخت پرسشنامه ی اولیه و انجام مطالعه ی مقدماتی و تحلیل عاملی، خوشه ای از ارزش ها را که روی یک عامل قرار گرفته اند را انتخاب کرده ایم که عبارتند از: جهانی گرایی، عام گرایی، علم گرایی، عقلانیت، رضایت از زندگی وگرایش به کار پویاست.جامعه ی نمونه 534 زن 15-45 ساله شهر شیراز هستند، روش پژوهش پیمایشی، با استفاده از پرسشنامه بود. پرسشنامه دارای روایی صوری و سازه ای است و برای پایایی آن نیز از آلفای کرونباخ استفاده کرده ایم و آلفا برای تمامی مقیاس ها بالای 70/0 است.
یافته های مقایسه ای عقلانیت، علم گرایی و رضایت از زندگی، در بین سه گروه زنان خانه دار، شاغل و محصل تفاوتی نداشته است. به بیان دیکر اشتغال زنان به عنوان امری مدرن در ساختار اجتماعی جامعه ی مورد مطالعه نتوانسته تجهیز شناختی لازم برای زنان ایجاد کند، بنابراین این ارزش های معطوف به توسعه ی زنان در این گروهها یکسان است، اما ارزش های جهانی گرایی، عام گرایی وگرایش به کار پویا بین سه گروه تفاوت معنیداری را نشان می دهد.
مقاله به این پرسشها پاسخ داده که نظریه برچسب در کنار نظریه های ساختاری(عینی وذهنی) ،کنترل اجتماعی وانتخاب عقلانی، چقدر می تواند احتمال بازگشت مجرمان را به زندان درپی ارتکاب مجدد جرم، تبیین کند؟ این نظریه ها روی هم چقدر می توانند بازگشت را تبیین کنند؟ روش تحقیق پیمایش وپاسخگویان زندانیانی بودند در زندان مرکزی مشهد که حداقل دوبار سابقه محکومیت داشته اند. حجم نمونه340 نفر، شامل 98نفرزن و242 نفر مرد است.روش نمونه گیری طبقه ای متناسب(جنسیت) وتصادفی سیستماتیک با استفاده از فهرست افراد با سابقه در زندان بود. ابزار جمع اوری اطلاعات پرسش نامه واجرا توسط پرسشگر در زندان بود.نتایج نشان داد که بیشترین تاثیر عوامل مختلف بر بازگشت به ترتیب عبارتند از: برچسب،انتخاب عقلانی، ساختاری عینی( پایگاه اجتماعی،نوع جرم) و ساختاری ذهنی ، کنترل اجتماعی. لذا نظریه های برچسب، انتخاب عقلانی، ساختاری وکنترل اجتماعی به ترتیب بیشترین تاثیررا درتبیین بازگشت دارند. نتایج، تاثیر اندک عوامل ساختاری (ذهنی) وکنترل اجتماعی، شاید به دلیل تشابه وضعیت مجرمان باسابقه درزندان، و نیز اهمیت تاثیر برچسب ، انتخاب عقلانی و عوامل ساختاری عینی را درتبیین بازگشت نشان می دهد. این نظریه ها روی هم به تبیین بازگشت کمک کرده اند. درپایان راهکارهایی برای کاهش بازگشت به زندان ارائه شده است.
"مقاله حاصر قرائتی از رمان کودک در زمان 1987 ارائه میدهد که سومین رمان نویسنده معاصر انگلیسی ایان مکیوئین است. با این استدلال که داستهای مکیوئین حکم کالبد شکافی و نقد فرهنگ معاصر را دارند. در این مقاله، رمان کودک درزمان به منزله مداخله ای ادبی درمباحثهای فرهنگی قرائت میشود. در این قرائت، متن رمان نوعی رویا درباره شخصیتها و رودادهایی تلقی گردیده است که بازنمایی های استعاری یک ساختار روانی هستند. ساختار مذکور بیش از آن که به روان نویسنده به منزله یک فرد مربوط باشد، به جامعه معاصر و فرهنگ غالب در آن مربوط است. به همین سبب، هدف نگارنده از قرائت رمان مکیوئین معلوم کردن امیال سرکوب شده یا خیال پردازیهای شخصی مکیویین نیست. بلکه نگارنده میکوشد که از راه تحلیل این روایت به منزله برساختاری ادبی، ناخودآگاه اجتماعی را مورد بررسی قرار دهد. به بیان دیگر، در این مقاله دنیای کابوس گونهای، که مکیوئین در داستانهایش ترسیم میکند زمینه ای اجتماعی محسوب گردیده است که نفس فرد در بطن آن شکل می گیرد.
"