این پژوهش درپی شناخت وضعیت فرهنگی منطقة حجاز پیش از بعثت پیامبر (ص) از زاویة شناخت منابع سازندة آن است. راهبرد روش شناختی برای دستیابی به منابع، مراجعه به آثار مورخان و شناسایی منابع اثرگذار بر فرهنگ پیش از بعثت و سپس تحلیل مفهومی یا کارکردی این منابع با توجه به اسناد تاریخی موجود برای دستیابی به سازوکار عمل این منابع است. حاصل این پژوهش دستیابی به چند منبع مهم و مؤثر در ساخت فرهنگ پیش از بعثت است. دو مورد آن، یعنی طبیعت و ارتباطات میان فرهنگی و نقشی که در ساخت فرهنگ منطقه حجاز ایفا کرده اند، در این مقاله محور بحث قرار می گیرد.
زمینه: با گسترش شهرنشینی و فعالیتهای اجتماعی، عمده وقت سرپرست خانوار، بیرون از خانه میگذرد. مردان برای انجام فعالیت اقتصادی، کسب علم و مهارت، ورزش و...، وقت کمتری را برای اهل خانه صرف میکنند. از سوی دیگر، خانه، بستر شکلگیری نهادی مقدس است و چیدمان تعالی یا اضمحلال جامعه نیز در آن صورت میگیرد. هدف این تحقیق، یافتن سبک متعادلی از زندگی است که بتواند بین زندگی خانوادگی و کاری، سازگاری ایجاد کند. این تعادل بر اساس سبکزندگی اسلامی خواهد بود.
روش کار: در این تحقیق با استفاده از یافتههای دانش مدیریت و آموزههای اسلامی در امور اجتماعی، تلاش شده است که یافتههای ترکیبی بر مبنای تحلیل عقلی و اجتهادی به دست آید. بر این اساس، یافته های پژوهش با استفاده از شیوه توصیفی – تحلیلی یافتهها، ارزیابی شده است.
یافتهها: با توجه به اهمیت روابط خانوادگی و گستره آن و از سوی دیگر، اهمیت کار برای بهبود وضع زندگی و پیشرفت جامعه، طیفی از ترکیبِ این دو زندگی به دست آمد که عبارت بود از: بیتوجه به زندگی، بدون برنامه، کار محور، خانواده محور و زندگی تعادلمدار. بر اساس توصیههای اسلامی، سبکزندگی تعادل مدار مورد تأکید قرار گرفت.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای تحقیق، میتوان به این نتیجه رسید که مدیران جامعه اسلامی باید تلاش کنند تا بر اساس آموزههای دینی، شرایط تحقق سبک تعادلمدار را در زندگی خانوادگی و کاریِ کارکنان به وجود آورند. تلاش مستمر، قناعت، اعتدال، توکل و دعا، از مهم ترین راهکارها برای تقویت سبک تعادلمدار است.
در این مقاله مفهوم مدرنیته را بعنوان آنچه که از تفکر کلاسیک وبر، زیمل و میشلز سرچشمه گرفته، و نیز به عنوان آنچه که در جامعه شناسی معاصر مورد تفسیر قرار گرفته است مورد بحث قرار می دهم. به توضیح جامع از گسترش مفهوم مدرنیته در جامعه شناسی علاقمند نیستم بلکه بیشتر بر یک حوزه آن متمرکز می شوم : تضاد اجتماعی و جنبش های اجتماعی. علاقه اصلی ام به تاثیر مدرنیته هم بر گسترش و هم بر فهم جامعه شناختی از جنبش های اجتماعی مرتبط است. به عبارت دیگر، صرفاً به تاریخ یک مفهوم علاقمند نیستم بلکه بیشتر به رابطه بین مفاهیم واقعیت تاریخی و توانایی درک اجزای آن تمایل دارم.
نابرابری جنسیتی یکی از مهم ترین مسائل و مشکلات جامعه است که می تواند نظم اجتماعی، توسعه و حتی ثبات سیاسی جامعه را تهدید کند. نابرابری جنسیتی تحت تأثیر عواملی چون موقعیت زندگی افراد و فرهنگ غالب بر آن پدید می آید. بحث اصلی محقق در این پژوهش، نابرابری جنسیتی در خانواده های مناطق روستایی است. در فرایند توسعه، نقش زنان را به عنوان نیمی از نیروی کار فعال نمی توان نادیده گرفت. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر احساس نابرابری جنسیتی در روستاهای استان گیلان در سال 1386 انجام شده است.
در باب نابرابری جنسیتی نظریه های گوناگونی مطرح شده است؛ اما در این پژوهش از نظریة نابرابری جنسیتی به ویژه نظریة نابرابری جنسیتی بلوم برگ به عنوان نظریه اصلی پژوهش، جهت پی بردن به علل احساس نابرابری جنسیتی در زنان روستایی، استفاده شده است. جامعة نمونة این تحقیق شامل تمام زنان ساکن در روستاهای استان گیلان است که به صورت تصادفی- طبقه ای تعداد سیصد نفر از آنان به عنوان نمونة آماری انتخاب شدند. با روش مطالعة اسنادی و نیز روش پیمانی مشاهده شد که بیش از نیمی از زنان روستایی احساس نابرابری جنسیتی دارند.
در این پژوهش به مناسبات زن و شهر از منظر زنانه شدن فضاهای شهری پرداخته شده است؛ زیرا فضای امروزِ شهرِ تهران زنانه شده است و زنان با پیش رویِ آرام حضورشان را در شهر تثبیت می کنند.
روش ِ تحقیق کیفی و میدانِ تحقیق بر اساس تجربة زیستة نگارنده در شهر تهران شکل گرفته است. شهروندان تهرانی روزانه شاهد حضور زنان در عرصه های گوناگون اداری، بازار، آموزشی و فراغتی اند. رمزگذاری و رمزگشایی شهر به دست این زنان، به زنانه شدن فضای شهر انجامیده است. هرچند این یافته ها با انتقادهایی از طیف زنان در گروه های فمینیستی مواجه خواهد شد، اما بی شک نمی توان تغییرات زنانه شدن یک صد سال اخیر در فضاهای شهری را نادیده انگاشت.
"هدف مقاله حاضر، بررسی تأثیر عوامل اقتصادی، اجتماعی، جمعیتی و ذهنی بر نگرش مردان نسبت به نقش زنان در جامعه شهر شیراز میباشد. پس از بررسی تحقیقات داخلی و خارجی و مروری بر نظریههای فمینیستی، کارکردگرایی و کنش متقابل نمادی، یک چارچوب نظری تلفیقی با استفاه از نظریه کالینز برپا گردیه که بر پایه آن یک مدل تجربی، شامل تأثیر 12 متغیر مستقل بر نگرش مردان نسبت به نقش زنان جامعه، به دست آمد/ روش تحقیق در این مقاله، پیمایشی است.جامعه مورد مطالعه، مردان 18 سال به بالای ساکن در خانوارهای شیراز اعم از متأهلین و مجردین است که یک نمونه 700 مردی، از 700 خانوار براساس نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدهاند.در این تحقیق 12 فرضیه از الگوی پژوهش در نظر گرفته شده که با استفاده از آمار استنباطی رابطه بین متغیرهای مستقل و متغیر وابسته عبارتند از:بین منزلت شغلی و نگرش مردان رابطه معنیدار است، بین طبقه اجتماعی و نگرش نیز رابطه معنیدار میباشد؛مردان با تحصیلات بالا نسبت به نقش زنان در جامعه نگرش مثبتتری دارند، تفاوت تحصیل مردان با زنان، دو عامل ذهنی انتظار فایده و ارزیابی فایده، دارای رابطه معنیداری با نگرش مردان میباشد؛همچنین کسانی که دارای مشاغل بالاتری میباشند، دارای نگرش مثبتتری نیز هستند؛بالاخره اینکه بین سن، تفاوت سنی، درآمد، تفاوت منزلت شغلی، وضعیت تأهل و بعد خانوار پاسخگو با نگرش وی نسبت به نقش زنان در جامعه، رابطه معنیداری وجود ندارد.
"
نظم و قاعده ورزی - به مثابه یکی از ارکان امور مدیریت و سازمان - در اساس مولود و محصول «قانون» به عنوان، مهم ترین محک سنجش امور و پدیده های جاری جوامع، و قانون باوری است. در جوامع اروپایی، وجود قوانین و رویه های حقوقی، حتی در دوره های تاریخی حاکمیت سلطنت مطلقه، موجد پدید آمدن و غلبة روح قانون مداری در اکثر جنبه های حیات زندگی و هم چنین در عرصة مطالعات و نظریه های علمی در حوزه های گوناگون و ازجمله علوم اجتماعی و مدیریت گردید. حال آنکه در ایران، به دلیل وجود حکومت های استبدادی و خودکامه پادشاهی و فقدان «قانون»، همواره روحیه و عادت قانون گریزی و قانون ستیزی، در ابعاد گوناگون زندگی اجتماعی، به ویژه در اداره عمومی و کارکرد نظام دیوان سالاری، وجه غالب امور جاری جامعه گردید. روحی های که در دورة قاجار و پس از آن تداوم و تشدید یافت و حتی پدیدة انقلاب مشروطیت هم قادر به تحول بنیادین در آن نگردید. در واقع پرسش اصلی آنست که با توجه به اهمیت قانون و نظم در آرای دانشمندان حوزة علوم اجتماعی و مدیریت و ادارة امور، وضعیت قانون مداری و پیشینة آن در نظامات اداری دورة قاجار به چه نحو بوده است؟ در اثر حاضر کوشش شده است با بهره گیری از روش ساختمندگرا – که کنش و ساختار را توأمان مداخله گر در تبیین علمی پدیده های اجتماعی می شمارد – به پرسش پراهمیت یاد شده پاسخ داده شود.
واکاوی رابطة میان روحانیان، در مقام نیروی مهم اجتماعی، با دولت صفوی می تواند ما را از درک بسیطی از رابطه به سوی درک دقیق آن سوق دهد. موضوع این مقاله، مناسبات میان دولت و روحانیان است؛ بنابراین فراز و فرود روابط میان روحانیان و حکومت،شکل های مشارکت آن ها در سیاست و چگونگی تحول آن در دورة صفوی و عوامل مؤثر بر این تحول بازکاوی شده است. مناسبات میان دولت و روحانیان براساس دیدگاه نظری چارلز تیلی به جامعة سیاسی مطالعه شده است.در این پژوهش، روش کتابخانهای به کار رفته است. نتایج نشان می دهد رابطة روحانیان با دستگاه سلطنت به سه شکل عضویت در دستگاه سلطنت،نفوذ در سیاست و کناره گیری از دستگاه سیاسی است و از میان این سه شکل، رابطة غالب عضویت در دستگاه سیاسی است.
"تصور و برداشت از «بدن» که امروزه به عنوان یکی از موضوع های مطرح در جامعه شناسی جهانی درآمده است در فرهنگ های مختلف متفاوت می باشد. بخصوص اختلاف نظر در مورد بدن زن و مرد بسیار بارز و روشن است. در برخی از جوامع بدن به عنوان یک موضوع خصوصی تلقی شده و از هر نوع عرضه و بهره برداری از آن در مجامع عمومی پیش گیری می شود. در برخی دیگر از جوامع بدن زینتی محسوب می شود که صاحب آن می تواند به شیوه های مختلف از آن بهره مند گردد. در ایران از زمان های قدیم بدن به عنوان یک موضوع خصوصی تلقی شده و از عرضه و استفاده از آن در مجامع عمومی پیش گیری شده است. این امر در مورد زنان از شدت بیشتری برخوردار است. در این مقاله ضمن مروری بر تاریخ نحوه پوشش زنان در ایران به زمان حاضر می پردازیم و گرایش دانشجویان دختر را نسبت به نحوه پوشش خود مورد بررسی قرار می دهم. می خواهیم بدانیم دانشجویان دختر در شرایط مختلف چه نوع پوششی انتخاب می نمایند و تغییر محیط اجتماعی تا چه حد در انتخاب نوع پوشش برای آنان موثر می باشد. با توجه به تحولات اجتماعی صورت گرفته در کشور تاثیر تحولات حدود ده سال را بر نحوه انتخاب پوشش دختران مورد بررسی قرار داده ایم.
"
در حال حاضر، گردشگری و اقتصاد گردشگری به یکی از ارکان اصلی تجاری جهان تبدیل شده است. در کنار گردشگری که نقش مؤثری در توسعه ملی و تنوع بخشی به اقتصاد ملی و منطقه ای دارد، صنایع دستی نیز می تواند مکمل بعضی از جاذبه های تاریخی و گردشگری باشد. هدف از انجام این تحقیق، بررسی وضعیت گردشگری روستایی و نقش آن در رونق صنایع دستی است، که در دهستان استرآباد جنوبی شهرستان گرگان انجام شد. روش تحقیق به کار رفته، توصیفی – تحلیلی و از نوع پیمایشی و روش جمع آوری اطلاعات روش کتابخانه ای و میدانی بوده است. جامعه آماری این تحقیق را 57 نفر صنعتگر منطقه مورد مطالعه بودند که باروش تمام شماری انتخاب گردیدند. همچنین، برای بررسی نقش گردشگری حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 228 نفر مشخص گردید که به روش طبقه بندی و تصادفی ساده به نمونه ها مراجعه شد و از آزمون کای اسکوئر برای تجزیه و تحلیل استفاده گردید. نتایج حاصل از بررسی نشان می دهد که 6/76 در صد نمونه مورد مطالعه نقش گردشگری را در توسعه صنایع دستی در حد زیاد و خیلی زیاد، 7/19 درصد کم و 7/5 درصد بی تاثیر دانسته اند.