گرچه در سالهای اخیر آنچه که به ادغام/ الحاق شهری شهرت یافته است، کم و بیش توسط کارشناشان شهری مورد اشاره قرارگرفته است، اما کوشش چندانی در سنجش دامنه یا هدایت دگرگونیهای برآمده از این فرایند در گذر زمان به انجام نرسیده است. بر مبنای اطلاعات و داده های پراکنده موجود، این پدیده طی یکی- دو دهه اخیر، در غیاب برنامه های متناسب شهری و به صورتی عمدتا خودجوش، زمینه ساز الحاق و ادغام بسیاری از سکونتگاههای روستائی در کانونهای شهری، بویژه کلانشهرهای کشور شده است. این مقاله کوشش دارد تا ابعاد مختلف پدیده الحاق شهری و پدیده های وابسته به آن- پدیده های خورندگی و خزش شهری- را با نگاهی به رشد بی رویه کلانشهر تهران به وارسی بنشیند.
بررسیها و مطالعات جغرافیایی جمعیت، به علت پرداختن به موضوع جمعیت با دید جغرافیایی، از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است. جمعیتی که در کالبد فضایی فعالیتهای خود بررسی شده است، انعکاسهای آن در فضا و تاثیر پذیری فضایی، شیوه نگارش ویژه ای را به وجود آورده که در جغرافیای جمعیت مطرح است. با توجه به تنوع محیطی (جغرافیایی) و تاثیر گذاری آن بر توزیع فضایی جمعیت، در جنوبغربی دریای خزر و در بستر جغرافیایی آن از جلگه تا کوهپایه و کوهستان که به ترتیب از شرق به غرب قرار گرفته اند، توزیع جمعیت حالت یکنواخت و متجانس ندارد به طوری که قسمت شرقی آن متراکم تر از قسمت غربی می باشد. در این مقاله نگارنده با بهره گیری از نظریات، آمارها و اطلاعات، به بررسی الگوی فضایی زیست جمعیت در جنوب غربی دریای خزرکه بر اساس آخرین تقسیمهای اداری کشور شهرستان های آستارا، تالش، رضوانشهر و ماسال را شامل می شود پرداخته و موضوعاتی نظیر؛ مشخصات محدوده مطالعه شده، شهر نشینی، روستا نشینی، کوچ نشینی و پیش بینی جمعیت در سال 1400 (هـ. ش) را بررسی و در پایان ضمن ارائه الگوی زیست جمعیت به نتیجه گیری پرداخته است.
جنگ در افغانستان نشان داد رویکرد آمریکا در ملاحظات بین المللی به سمت شرق تغییر جهت داده در حالی که در گذشته بیشتر متمایل به خاورمیانه بوده است. سیاست خارجی ایالات متحده در شرق مبتنی بر منافع و مصالح این کشور در خاورمیانه تهیه و تنظیم گردیده است. اسیای مرکزی یک منطقه پرتنش می باشد که نگرانی های امنیتی خاص خود را دارد. علاوه بر آن عملکرد روسیه و چین نیز ...
روستاهای درّه ای غرب شهرستان مشهد که در ارتفاعات بین 1400 تا 1900 متری از سطح دریا در بخش طرقبه شهرستان مشهد و در دامنة شمالی رشته کوه های بینالود استقرار یافته اند، به دلیل ناهمواری و شیب تند اراضی با مشکلات بسیار در زمینة توسعة فیزیکی به ویژه در بخش مسکن و تأسیسات مواجه می باشند. مطالعات انجام شده روی دویست خانوار نمونه از 1796 خانوار ساکن در روستاهای نمونه نشان می دهد که تنگناهای فیزیکی موجود سبب مهاجرت و کم جمعیّتی روستاهای درّه ای مورد مطالعه گردیده و بعضی از روستاها در حال تخلیه جمعیّت می باشند؛ در حالی که تعداد زیادی از این روستاها دارای موقعیّت بسیار مناسب توریستی – به ویژه به لحاظ استقرار در حاشیه شهر پر جمعیّت و زیارتی مشهد - بوده و برنامه ریزی های لازم می تواند موقعیّت مناسبی را از نظر جذب و ماندگاری جمعیّت در این روستاها سبب گردد. واژگان کلیدی: روستاهای درّه ای، توسعة فیزیکی روستاها، مساکن روستایی، برنامه ریزی روستایی، شهرستان مشهد.
تحولات کنونی در عرصه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی روستا علیرغم پیامدهای مثبتی که جهت بهبود شرایط زیست در روستا داشته، سبب گردیده تا از نقش فعال زنان در عرصه تولید کاسته شود و زنان روستایی تولید کننده سابق، تبدیل به زنان خانه دار مصرف کننده شوند. این امر نه تنها پیامدهای منفی در عرصه اقتصاد روستا به جای میگذارد، بلکه عملاً قشر فعال عظیمی را از فرایند تولید حذف کرده و رشد اقتصاد ملی را نیز کند مینماید. مقاله حاضر که بر گرفته از پژوهشی میدانی در منطقه ساحلی (ارتفاع صفر تازیر صفر) استان گیلان است در پی تشریح عواملی می باشد که موجب بوجود آمدن چنین چالشی شده است. تحقیق حاضر از نوع توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری 108682 خانوار می باشد که از بین آنها 131 خانوار به شیوه نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند.به منظور گردآوری داده ها از دو نوع پرسشنامه استفاده شد. روایی پرسشنامه توسط تعدادی از متخصصان موضوعی مورد تائید قرار گرفت. پایایی مقیاس اصلی تحقیق با آماره آلفای کرونباخ سنجیده شد که مقدار آن برای این مقیاس 84/0 بود که حاکی از اعتبار مناسب ابزار تحقیق می باشد. جهت سنجش اثرات توسعه روستایی بر اشتغال زنان، متغیرهای اقتصادی ،جغرافیایی و فرهنگی مورد سنجش قرار گرفت. نتایج این تحقیق نشان می دهد که از بین عوامل تأثیرگذار بر اشتغال زنان، عامل درآمد خانوار، طبقه اجتماعی، سواد و انزوای جغرافیایی بیشترین اثر را بر جای گذارده است. به عبارتی، از سهم و نقش اشتغال زنان کاسته است. باید توجه داشت که با ادامه روند کنونی توسعه روستایی که «کور جنسیت » میباشد، هیچ گونه چشم انداز روشنی را برای بهبود وضعیت زنان و به خصوص دختران جوان در روستا نمی توان انتظار داشت.
حضور مهاجران روستایی در شهر یزد، مانند سایر مهاجرت ها، اتفاقی و تصادفی نبوده، بلکه علل و انگیزه هایی موجب شده است تا این مهاجران در این شهر ساکن شوند. سوال اصلی پژوهش این است که چه علل و زمینه هایی موجب مهاجرت روستاییان به شهر یزد شده، هدف پژوهش پاسخ گویی به این سوال است. در این پژوهش از روش پیمایشی استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق را مهاجران روستایی وارد شده به شهر یزد طی بیست سال (75-1355) تشکیل می دهند که تعداد آنها در این مدت به 29102 تن (6584 خانوار) می رسد. با نمونه گیری کوکران، 350 تن از سرپرستان خانوارها به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد و به روش نمونه گیری تصادفی ساده، افراد نمونه انتخاب و پرسشنامه میان آنها توزیع شد. تحلیل آماری یافته های حاصل از پرسشنامه با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گرفته است. بر اساس نتایج تحقیق، اشتغال عامل اصلی مهاجرت بوده و دسترسی به امکانات آموزشی و بهداشتی - درمانی نیز در مهاجرت افراد نقش داشته است. اما دسترسی به امکانات تفریحی، تبعیت از همسر، داشتن فامیل و آشنا، داشتن زمین و خانه در شهر یزد، در مهاجرت به این شهر موثر نبوده است.
شناخت و بررسی امکانات و توانایی ها و در پی آن تعیین سطوح توسعه یافتگی نواحی روستایی نخستین گام در فرآیند برنامه ریزی و توسعه چنین نواحی به شمار می رود. به همین منظور هدف کلی از این مقاله، تعیین سطوح توسعه یافتگی نواحی روستایی شهرستان کامیاران از لحاظ برخورداری از شاخص های زیر بنایی، شاخص های بهداشتی – درمانی، شاخص های آموزشی – فرهنگی، شاخص های اقتصادی و شاخص های جمعیتی می باشد که برای تعیین سطوح توسعه یافتگی از مدل موریس، با انتخاب 34 متغیر در قالب شاخص های فوق در سطح دهستان استفاده شده است. با بهره گیری از روش ضریب اختلاف، به تعیین میزان اختلاف و پراکندگی امکانات و خدمات (شاخص های مورد مطالعه) در دهستان ها مبادرت شده است. در نهایت نتایج سطح بندی دهستان ها بر مبنای کل شاخص ها و به تفکیک هر یک از آنها در قالب نقشه تنظیم و ارایه گردیده است.نتایج به دست آمده نشان می دهد که ضریب توسعه یافتگی بین دهستان های شهرستان کامیاران متفاوت بوده و دارای اختلاف و نابرابری می باشد. به طوری که از مجموع هفت دهستان این شهرستان یک دهستان در سطح توسعه یافته، پنج دهستان در حال توسعه و یک دهستان نیز در سطح توسعه نیافته قرار دارند.
در پی ناکار آمد بودن شاخص ها در تبیین رشد و توسعه برای اولین بار در سال 1990 در گزارش برنامه عمران ملل متحد شاخص مرکب توسعه انسانی موسوم به HDI توسط کارشناسان آن سازمان مطرح شد. این شاخص از ترکیب شاخص های امید به زندگی، باسوادی و درآمد سرانه به دست می آید و در محاسبه آن از حداقل، حداکثر و نسبت بین آنها استفاده می شود.در نوشته حاضر سعی می شود تا با محاسبه شاخص توسعه انسانی مناطق روستایی استان های کشور، میزان محرومیت و توسعه مناطق یاد شده را مورد ارزیابی قرار گیرد و پس از طبقه بندی به نمایش تفاوت ها و تشابهات مناطق روستایی پرداخته شود.شاخص محرومیت و توسعه انسانی ضمن نمایش نقاط قوت و ضعف مناطق روستایی، می تواند مبنای مناسبی برای کاهش اختلافات منطقه ای قلمداد شود و آگاهی از میزان نابرابری موجود در بین مناطق روستایی مهمترین گام در ارایه راهبردهای متناسب و افزایش ضریب موفقیت روش های توسعه و برنامه ریزی درون و برون منطقه ای است.بر اساس نتایج حاصل از محاسبه شاخص محرومیت، استان های سیستان و بلوچستان با شاخص 0.941 کردستان 0.740، ایلام 0.699 کهکیلویه و بویراحمد 0.678، زنجان 0.647 آذربایجان غربی 0.631 و استان هرمزگان با شاخص 0.599 از جمله محروم ترین مناطق روستایی استان های کشور می باشند.همچنین با توجه به مقادیر HDI استان های تهران با شاخص یک، فارس 0.884، اصفهان 0.791، یزد 0.740 و استان گیلان با شاخص 0.736 در رتبه های اول تا پنجم از نظر شاخص توسعه انسانی قرار دارند.در یک جمع بندی کلی طبقه بندی HDI نشان می دهد که استان های کردستان و سیستان و بلوچستان از نظر شاخص توسعه انسانی بسیار محروم و یازده استان یا 43.85 درصد استان ها جزاستانهای محروم و 8 استان یا 33.3 درصد استان ها با شاخص HDI قوی از جمله استان های توسعه یافته و استان های فارس، تهران و اصفهان یا 12.5 درصد استانها از نظر شاخص توسعه انسانی جز مناطقی بسیار توسعه یافته قلمداد می شوند بر این اساس سیزده استان یا 54.14 درصد از استان های مورد مطالعه از نظر شاخص HDI جز استان های محروم و بسیار محروم می باشند.
در این مقاله پس از معرفی جغرافیای اقتصادی منطقه مورد مطالعه (دهستان زرینه رود جنوبی) و شرح مختصر ویژگی های بخش های مختلف اقتصادی آن (کشاورزی، صنعت و معدن، خدمات)، نقش مرفودینامیک رودخانهای (از نظر مرفوژنز و پدوژنز و نیز مواد رسوبی و آبرفتی بستر رود) در رونق اقتصاد روستایی مورد مطالعه قرار گرفته است. در این خصوص با انجام بررسیهای گرانولومتری بر روی آبرفت های رودخانههای زرینهرود و سیمینهرود به تحلیل دادهها و نتایج حاصل از گرانولومتری و تأثیر آن در تنوعبخشی اقتصاد روستایی منطقه پرداخته و در نهایت با توجه به روابط تعاملی بین مرفودینامیسم رودخانههای مذکور و بخش های مختلف اقتصاد روستایی در دهستان مورد نظر رهیافتها و پیشنهادهای لازم مورد اشاره قرار گرفتهاست. واژگان کلیدی: مرفو دینامیک رود خانه ای، اقتصاد روستایی، گرانولومتری، توسعه صنعتی، الگوی فضایی گردشگری
اگر توسعة پایدار شهری را کارآمدی اقتصادی، عدالت اجتماعی و حفظ محیط زیست بدانیم، یکی از شرط های مهم تحقق آن بهینه سازی بهره گیری از زمین شهری است. امروزه به این مهم در شهرهای ما و از جمله شهر یزد توجه چندانی نمی شود. از طرفی عرضة بیش از حد زمین و از سویی دیگر بهره برداری نادرست از آن موجب شده تا هکتارها زمین که از مناسب ترین تأسیسات و خدمات شهری برخوردار هستند به صورت بلااستفاده و غیر فعال باقی بمانند؛ در حالی که دائماً محدودة شهرها گسترش می یابد، بافتهای قدیمی و تاریخی شهرها تخلیه می شود و بدین ترتیب حجم قابل توجهی از سرمایه های عمومی جامعه به هدر می رود. در این مقاله خواهیم کوشید تا نشان دهیم نیمی از مساحتی که در دهه های اخیر شهر یزد بدان دست یافته، کاذب است و برای 25سال آینده نیاز به هیچگونه افزایش وسعتی ندارد. واژگان کلیدی: گسترش افقی شهر، زمین های بلااستفاده، سطوح غیرفعال شهری،سرانة ناخالص شهری، بافت های مستهلک