ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۹۴۱ تا ۱۰٬۹۶۰ مورد از کل ۱۱٬۲۶۸ مورد.
۱۰۹۴۱.

شناسایی و تحلیل نقاط ضعف ساختار نظارتی مناقصه های پروژه های زیرساختی و عمرانی (مطالعه موردی: شهرداری شیراز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۷۷
تحقیق حاضر با هدف شناسایی نقاط ضعف ساختار نظارتی در مناقصه های پروژه های زیرساخت های عمرانی با استفاده از روش های ترکیبی دلفی فازی و تحلیل سلسله مراتبی فازی (مطالعه موردی:شهرداری شیراز) طراحی و اجرا گردید. شیوه نمونه گیری به صورت هدفمند و در دسترس خواهد بود. بدین صورت که از بین خبرگانی که در دسترس می باشند، بعنوان نمونه انتخاب خواهند شد. روش دلفی جهت استخراج و یا غربالگری شاخص های مساله تصمیم گیری استفاده گردید.بنا بر تجربیات و نظرات نویسندگان، تعداد افرادی که در پانل دلفی قرار می گیرند معمولا بین ١٠ تا ١٥ نفر هستند اما با توجه به ضریب اهمیت موضوع، این تعداد را به 35 نفر افزایش دادیم.داده ها پس از دو راند فازی زدایی تجزیه و تحلیل صورت پذیرفت .نتایج مربوط به آلفای کرونباخ نشان داد که میزان پایایی 916/0 محاسبه گردید که نشان دهنده اعتبار و همبستگی درونی عالی گویه ها می باشد. با توجه به مولفه های استخراجی، 5 عامل مهم استخراج گردید که شامل :1- قانونگرایی 2- شفافیت 3- استقرار و توسعه سامانه های الکترونیک و فناوری های نوین 4- نظام نظارت و کنترل داخلی 5- شایسته سالاری می باشد. با توجه به مولفه های استخراج شده 27 سوال طراحی گردید که جهت اعمال نظر درروش دلفی فازی در قالب دو راند بررسی گردید، گویه شایسته سالاری و از مولفه های مربوطه این گویه، مولفه های زمینه سازی جذب و نگهداری نیروهای متعهد و متخصص به عنوان مهمترین و در پنل رتبه بندی به عنوان اولویت اول مشخص گردید.
۱۰۹۴۲.

ارزیابی و پهنه بندی فضاهای بی دفاع شهری منطقه یک تبریز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۰
فضاهای بی دفاع شهری از مهمترین عواملی هستند که با ایجاد فرصت های بروز رفتارهای بزهکارانه در بافت های شهری، امنیت روانی و اجتماعی شهروندان را به مخاطره می اندازند و به دلیل ویژگی های کالبدی و اجتماعی نامطلوب، کیفیت و چگونگی رفتار، حضور و زندگی شهروندان در محیط شهر را تحت تأثیر قرار می دهند. این پژوهش درپی ارزیابی و پهنه بندی فضاهای بی دفاع شهری منطقه یک تبریز بوده و به لحاظ کارکرد، بنیادی و به لحاظ هدف، اکتشافی و کاربردی و بر مبنای داده های اسنادی و میدانی و ترکیبی از مطالعات کمی و کیفی می باشد. جامعه آماری، فضای کالبدی محلات منطقه یک شهر تبریز بوده و داده های به دست آمده توسط مولفه های موثر در ایجاد فضاهای بی دفاع به کمک نرم افزارهای سیستم اطلاعات جغرافیایی تجزیه و تحلیل شده و با استفاده از روش های وزن دهی، همپوشانی نهایی لایه ها برای پهنه بندی محلات از نظر وجود فضاهای بی دفاع انجام شده است. یافته ها نشان می دهد محلات ولیعصر و گلکار به ترتیب دارای کمترین فضاهای بی دفاع و مالازینال، سیلاب قوشخانه، پل سنگی، یوسف آباد و ایده لو به ترتیب بی دفاع ترین نقاط می باشند و با پیشروی از نواحی شرقی به سمت مرزهای غربی منطقه و با کاهش کیفیت محلات، فضاهای بی دفاع افزایش یافته و آسیب پذیری های اجتماعی-کالبدی بیشتر می شود، بنابراین نورپردازی و روشنایی نامناسب، زمین های بایر و مخروبه، پوشش گیاهی و فضاهای سبز متراکم، معابر بن بست، کم عرض و معابر ال و یو شکل از مهم ترین متغیرهای موثر در ایجاد فضاهای بی دفاع شهری هستند، در چنین شرایطی ضعف نظارت و رویت پذیری، خلوتی و تاریکی، کیفیت نامناسب فضاها و آشفتگی و فرسودگی بافت ها منجر به کاهش امنیت اجتماعی می شود.
۱۰۹۴۳.

آینده نگاری چارچوب مفهومی بازآفرینی بافت های فرسوده بر مبنای خوانش ادراکی شهروندان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۳
محله های مرکز شهر قدیمی از غنای فرهنگی بالای برخوردارند ولی در زمان حال با مشکلی به نام بافت فرسوده روبرو می باشند. بازآفرینی شهری تجدید حیات شهری، نوسازی شهری و رنسانس شهری نیز نامیده می شود که در زمینه سیاست های عمومی، این نام ها اشاره به مسائلی از قبیل رکود اقتصادی، انحطاط زیست محیطی، بی توجهی به جوامع، رشد بیکاری و برخی از مشکلات اجتماعی، مفهوم جامعی است که به معنای بهبود وضعیت نواحی محروم در جنبه های اقتصادی، کالبدی، اجتماعی و فرهنگی می باشد. رویکرد آینده نگاری فرصت ها و تهدیدهای آینده را شناسایی نموده و بهره گیری از فرصت های آینده را به ما نشان می دهد. توجه به زیست پذیر بودن بافت های فرسوده در مواجهه با مشکلات شهری و استفاده از رویکرد آینده نگاری برای پیش بینی و مدیریت مشکلات بافت های فرسوده کمتر مورد تحلیل قرار گرفته است. هدف از این پژوهش آینده نگاری چارچوب مفهومی بازآفرینی بافت های فرسوده بر مبنای خوانش ادراکی شهروندان می باشد. در این راستا از روش تحقیق توصیفی و تحلیل محتوا و بررسی اسناد و نظریه پردازان در این حوزه استفاده شده است. نتایج نشان داده که رویکرد بازآفرینی شهری در بافت مرکزی شهرها یکی از اولویت های برنامه ریزی شهری در سال های اخیر بوده است. بنابراین باید تلاش نمود در اقدامات بازآفرینی در حیطه ابعاد مختلف توسعه ای هم کالبدی و هم غیرکالبدی، توجه به تظاهر حضور افراد در محیط و تقویت حیات اجتماعی آنان و درک انها از محیط، تقویت حیات اجتماعی شهر قدیم و توجه به جریان زندگی در بافت، توجه به مشارکت عمومی در تمامی پروژه ها صورت پذیرد. همچنین در حوزه اقتصادی نیز باید تلاش نمود که در بازآفرینی شهری، ایجاد بسترهای لازم برای ایفای نقشی عمده در اقتصاد شهری و نیز خارج کردن محله از رکود اقتصادی مدنظر قرار گیرد. به طور قطع می توان توجه به راهکارهای کالبدی و غیرکالبدی را نیز در بازآفرینی موفق شهری ضروری دانست.
۱۰۹۴۴.

عوامل مؤثر بر تحولات دارایی های معیشتی در روستاهای گردشگرپذیر (مطالعه موردی شهرستان رودسر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۷
هدف: هدف از انجام این پژوهش شناسایی عوامل و مؤلفه های اثرگذار بر تحولات دارایی های معیشتی در روستاهای گردشگرپذیر بوده که به واسطه توسعه گردشگری تحت تأثیر قرار می گیرند که شدت و روند این تغییرات و همچنین دامنه اثرگذاری بر ساکنان به مؤلفه هایی زیادی بستگی دارد که گردشگری در بستر آن شکل گرفته است. آنچه که در این مقوله مهم بوده، توجه به اصل پایداری و بهبود زندگی تمامی ساکنانی است که از رشد گردشگری متأثر می شوند. روش پژوهش: این پژوهش در روستاهای گردشگرپذیر شهرستان رودسر در شرق استان گیلان انجام شده است. این پژوهش از نوع پژوهش های کمی/کیفی و مبتنی بر روش قیاس اقترانی است. روش جمع آوری داده ها با بررسی متون و اسناد علمی، پیمایش میدانی و مصاحبه با خبره محلی، کارشناسان و متخصصان صورت گرفته و تحلیل آنها با استفاده از مدل Q است. در انتخاب نمونه ها از روش گلوله برفی استفاده شد. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش عوامل مؤثر بر تحولات دارایی های معیشتی به ترتیب اهمیت و بیشترین امتیاز شامل: تعاملات سازنده میان دست اندرکاران کلیدی توسعه گردشگری، مزیت رقابتی گردشگری، نقش آفرینی حمایتی دولت، فرهنگ محوری و توسعه زنجیره تأمین و ارزش گردشگری و آخرین مورد، مجاورت فضایی و وجود ظرفیت های طبیعی بوم شناختی بوده است. نتیجه گیری: مؤلفه های مرتبط با بخش گردشگری که سبب تحولات دارایی های معیشتی می گردد در دو گروه عوامل درونی و بیرونی قابل دسته بندی هستند که شکل و کارکرد روستا را دچار دگرگونی کرده و هر چقدر این مؤلفه ها سبب توسعه خدمات عمومی و شکل گیری بیشتر فعالیت های گردشگری پایدار گردد، به سوی تأثیرات مثبت گردشگری سوق پیدا می کند.
۱۰۹۴۵.

شناسایی پیشران های تأثیرگذار بر توسعه ی منظر شهری طبیعت محور با تأکید بر کشاورزی شهری (مطالعه موردی: کلان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۸
در عصر کنونی با توجه به کاهش ارتباط مستقیم شهروندان با طبیعت، یکی از رویکردهای توسعه ی منظر شهری، تأکید بر طبیعت محوری است. در این بین، الگوهای مختلفی برای توسعه ی منظر شهری طبیعت محور مطرح گردیده که یکی از مهمترین آن ها کشاورزی شهری می باشد و پژوهش حاضر با هدف شناسایی پیشران های تأثیرگذار بر توسعه ی منظر شهری طبیعت محور با تأکید بر کشاورزی شهری در کلان شهر تبریز نگارش شده است. روش تحقیق در مطالعه ی حاضر آمیخته (کمی و کیفی) با هدف کاربردی و ماهیت توصیفی-تحلیلی است که در راستای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل حداقل مربعات جزئی در نرم افزار Smart-pls و رویکرد کیفی تحلیل مضمون استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که بیشترین اثرگذاری بر توسعه ی منظر شهری طبیعت محور با تأکید بر کشاورزی شهری در کلان شهر تبریز به ترتیب مربوط به مؤلفه های مدیریتی، قوانین و مقررات، اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و طراحی می باشد. در بین مؤلفه های فرعی نیز بیشترین اثرگذاری مربوط به مؤلفه های تدوین برنامه ی راهبردی توسعه ی کشاورزی شهری، شکل گیری مشارکت و هماهنگی بین سازمان های درگیر در اداره ی شهر و کشاورزی شهری (شهرداری، سازمان زیباسازی شهر، جهاد کشاورزی و ...)، تدوین قوانین و مقررات الزام آور در راستای جلوگیری از تخریب اراضی باغی و زراعی شهر، بازنگری و اصلاح قوانین بخش کشاورزی و منابع طبیعی با رویکرد حمایت از کشاورزی شهری و استفاده از تجهیزات پیشرفته و نوین کشاورزی می باشد که ارزش مدل ساختاری برای آنها به ترتیب 903/0، 875/0، 822/0، 814/0 و 793/0 محاسبه شده است. همچنین نتایج نشان می دهد تأکید بر چهار شاخص اصلی منظرسازی یعنی زیبایی شناختی، کارکردی، حس مکان و محیط زیستی بایستی در برنامه ریزی منظر شهری طبیعت محور با تأکید بر کشاورزی شهری مدنظر قرار گیرد.
۱۰۹۴۶.

بررسی تأثیر دلبستگی مکان بر تاب آوری فضایی محلات سنتی کرمانشاه با تأکید برقابلیت های فضایی (مورد پژوهی: محله چنانی کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۵۹
محله سنتی چنانی در شهر کرمانشاه از جمله فضاهایی است که همچنان تاب آور بوده است.به نظر می رسد تاب آوری این فضاها به واسطه دلبستگی به مکان که برخاسته از فعالیت و تعاملات بین انسان-مکان و انسان-انسان است ایجاد شده و درک چگونگی آن سبب بهبود اختلالات موجود در تاب آوری فضاهای معاصر می گردد. لذا این پژوهش با هدف بررسی میزان تأثیر مؤلفه دلبستگی مکان و قابلیت های فضایی بر تاب آوری فضایی محله چنانی به منظور ارتقای پایداری و هویت شهری انجام گرفته است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی-تحلیلی می باشد که ابتدا به بخش نظری پژوهش با استفاده مطالعات اسنادی و منابع کتابخانه ای می پردازد، سپس متغیرهای دلبستگی مکان و قابلیت های فضایی به عنوان متغیر مستقل و متغیرهای تاب آوری به عنوان متغیر وابسته مورد سنجش قرار می گیرد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش مشاهده میدانی و پرسشنامه (طیف لیکرت) و مصاحبه می باشد. حجم نمونه براساس فرمول کوکران تعداد 313 نفر از ساکنان محله سنتی چنانی کرمانشاه انتخاب و ضریب آلفای کرونباخ برای سؤالات پژوهش 897/0 محاسبه شده که نمایاگر پایایی پرسشنامه است. برای سنجش و تحلیل داده ها از آزمون t مستقل و برای بررسی میزان اثرگذاری متغییرها از آزمون همبستگی و رگرسیون خطی چند متغیره استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که بین مؤلفه های دلبستگی مکان و قابلیت های فضایی با تاب آوری فضایی رابطه معناداری برقرار است و بیشترین تأثیرگذاری مربوط به شاخص کالبدی و اجتماعی دلبستگی مکان و قابلیت تطبیق پذیری می باشد.محله چنانی کرمانشاه به لحاظ تاب آوری فضایی بیشتر تحت تأثیر دلبستگی مکان و پس از آن قابلیت های فضایی قرار دارد.بدین معنی که تاب آوری فضایی از طریق افزایش دلبستگی مکان بین ساکنین و همچنین برخورداری از پتانسیل های و قابلیت های فضایی محقق می شود.
۱۰۹۴۷.

تبیین پارامترهای پایداری اجتماعی- محیطی در طراحی پارک های کوهستانی شهری (نمونه موردی: پارک فردوسی تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۵۰
رشد بی رویه جمعیت ، افزایش آلودگی های زیست محیطی و کمبود فضاهای سبز از بزرگترین چالش ها در کلان شهر تهران محسوب می شود. از این رو ایجاد فضاهای سبز مانند پارک می تواند به منزله مکانی برای تفرج و تعاملات اجتماعی شهروندان در بهبود شرایط محیطی موثر واقع شود. همچنین طراحی فضای سبز بر پایه اصول پایداری اجتماعی و محیطی به عنوان مولفه های اصلی توسعه پایدار می تواند گامی در جهت دستیابی به اهداف آن باشد. موقعیت جغرافیایی تهران در دامنه جنوبی رشته کوههای البرز می تواند بستری مناسب برای ایجاد پارک ها و تفرج گاههای کوهستانی بر پایه ملاحظات اجتماعی و زیست محیطی فراهم آورد. این پژوهش با هدفی کاربردی به منظور دستیابی به ضوابط پایداری اجتماعی و محیطی در طراحی پارک های کوهستانی، به بررسی این ضوابط در پارک فردوسی به عنوان نمونه ای موفق از یک پارک کوهستانیدر کلان شهر تهران می پردازد. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بر اساس تحلیل محتوا می باشد که ضمن آگاهی از معیارهای پایداری اجتماعی- محیطی، ویژگی های آنها با پارک فردوسی مورد مقایسه تطبیقی قرار می گیرد. نتایج نشان می دهند طراحی این پارک بر اساس معیارهای پایداری اجتماعی- محیطی با تأکید بر تعاملات اجتماعی، مشارکت شهروندان، ارتباط با طبیعت و هماهنگی با بستر کوهستانی، استفاده از مصالح والگوهای معماری بومی، کاشت گیاهان بومی و کم آب و جلوگیری از اتلاف آب می باشد. شناخت ویژگی های مذکور در پارک فردوسی می تواند به مثابه راهبردی در طراحی فضاهای سبز کوهستانی به منظور دستیابی به اهداف توسعه پایدارباشد.
۱۰۹۴۸.

بررسی راهبردهای معماری-اقتصادی فضاهای کسب وکار روستایی از دیدگاه خبرگان (تحلیل عاملی Q مرتبه اول و دوم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۸
هدف: معماری، اقتصاد و کسب وکار عمیقاً درهم تنیده شده اند. معماری فقط طراحی و ساخت وساز نیست بلکه یک فعالیت اقتصادی است که بر شرایط اقتصادی گسترده تر واکنش متقابل دارد. تحولات مهم اقتصادی تأثیراتی بر فضاهای کسب وکار روستایی داشتند. اصلاحات ارضی باعث کاهش بزرگ مالک ها، افزایش تعداد خرد مالک ها و خرد زمین ها، افزایش تعداد بناها شد و بستر گسترش کالبدی روستا در قالب طرح هادی را فراهم آورد. طرح هادی در ابتدا کاملاً مثبت ارزیابی می شد اما به مرورزمان و درنهایت از بعد کالبدی مناسب و از بعد اقتصادی و اشتغال زایی نامناسب ارزیابی شد. در دهه اخیر، حرکت های مختلف اقتصادی توسعه روستا شکل گرفت که جامع ترین آن، الگوی اشتغال پایدار منظومه روستایی است که این طرح نیز تاکنون اثر فراگیری در پیشرفت روستاها نداشته است. این پژوهش تلاشی در ارتباط بین طرح هادی و اشتغال پایدار با این فرض است که توسعه فضاهای کسب وکار می تواند منجر به رونق اقتصادی روستا شود. سؤال این است که دسته بندی خبرگانی در این زمینه چیست؟ روش پژوهش: این پژوهش با استفاده از روش دلفی و نمونه گیری گلوله برفی غیرتصادفی و اساتید دانشگاه های علم و صنعت ایران، تهران، شهید بهشتی، خوارزمی در رشته های توسعه روستایی و/یا معماری، شهرسازی با حجم نمونه 27 نفر انجام شد. ابزار اندازه گیری جدول هدف- محتوا و پرسش نامه بود. پس از تأیید جدول تحلیل عاملQ روی داده ها انجام و نتایج استخراج گردید. کفایت داده ها از طریق آزمون K.M.O و کرویت بارتلت سنجیده و مقدار آن 668/0 شد که برای کفایت نمونه مناسب است. یافته ها: نتایج نشان داد اساتید در خصوص معماری کسب وکار روستایی سه دیدگاه اصلی دارند که شامل «تجهیز-توسعه بهداشتی، اقتصادی فضای کشاورزی دامداری» با پوشش 83/25 درصد، «مسکن مزرعه معیشتی گردشگری» با پوشش 1/19 درصد و «دکوراسیون یا احداث فروشگاه محصولات بومی روستا» با پوشش 96/15 درصد از جامعه خبرگانی است. نتیجه گیری: انتظار می رود پژوهش در سطح وسیعی از روستاهای کوهستانی شمال ایران (مازندران) قابل استفاده باشد ولی پیشنهاد می شود این پژوهش در سایر طرح های اشتغال پایدار منظومه (گچساران، زنجان، میامی و ...) نیز تکرار شود.
۱۰۹۴۹.

گونه شناسی و بررسی تطبیقی معماری سنتی و معاصر ابنیه مسکونی شهر تاریخی ماسوله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۸۲
هدف: پژوهش حاضر شناخت انواع گونه های معماری ابنیه مسکونی سنتی و نوساز در شهر تاریخی ماسوله است که از میان 564 بنای موجود در شهر تاریخی ماسوله، 119 بنای مسکونی تاریخی به صورت میدانی موردبررسی قرارگرفته است. برای شناخت فضاها و کاربری فضاهای معماری ابنیه مسکونی از ساکنان مصاحبه گرفته شده است. برای درک مناسب تفاوت میزان محصوریت و سلسله مراتب فضایی در معماری ابنیه سنتی و نوساز مسکونی ماسوله از نرم افزار تحلیل فضا و دید بصری دپس مپ ورژن10 استفاده شده است. روش پژوهش: نگارندگان با استفاده از منابع تاریخی، مطالعات کتابخانه ای و بررسی های میدانی و با به کارگیری روش های توصیفی-تطبیقی و نرم افزار تحلیل فضا و دید بصری دپس مپ 10 برای شناخت انواع گونه های معماری ابنیه مسکونی 119 خانه سنتی و نوساز ماسوله را موردبررسی قرار داده اند. یافته ها: در معماری ابنیه مسکونی نوساز ماسوله، فضاهایی همچون؛ چٌغٌم، سومعه، تزئینات پاشنه درب، طاقچه های داخلی، شومینه، مَفرَغ، انبار، مال بند، بُرج و سلسله مراتب فضایی حریم های عمومی به خصوصی حذف شده اند. شفافیت و گسترش فضایی در معماری ابنیه نوساز افزایش یافته است. در ساختار سازه ای ابنیه نوساز مسکونی ماسوله از مصالح سیمانی، آجری، میلگرد استفاده شده است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که ابنیه مسکونی سنتی ماسوله در دو گونه خانه های گسترش یافته افقی و عمودی طبقه بندی می شوند. ابنیه مسکونی نوساز به عنوان جدیدترین گونه در بافت تاریخی ماسوله ظاهر شده اند. از منظر سازمان دهی فضایی، گونه های سنتی شامل عناصری نظیر ورودی، دالان، سومعه، مال بند، انبار، راه پله، مفرغ، برج، تالار، تلارپیش، بریه، لن، اتاق خواب، سرویس بهداشتی، حمام و بهره گیری از عمق زمین هستند. این فضاها سلسله مراتب عمومی-خصوصی را رعایت می کنند: طبقه همکف مشتمل بر انباری، دالان، سرویس بهداشتی و ورودی؛ و طبقات فوقانی شامل چغم، سومعه، راه پله، سرویس، حمام، مطبخ، پذیرایی، تالار، تلارپیش و اتاق خواب. در مقابل، ابنیه نوساز فاقد این سلسله مراتب هستند؛ مهمانان در طبقه همکف مستقیماً به فضای پذیرایی وارد شده و به آشپزخانه دید دارند، و در طبقات به پذیرایی، آشپزخانه و اتاق های خواب دسترسی می یابند. فضاهای دالان، انبار، مال بند، چغم و سومعه حذف گردیده و الگوی خانه ها به سبک مدرن شهری گرایش یافته اند.
۱۰۹۵۰.

عوامل پیش برنده و بازدارنده مؤثر بر توسعه مسکن روستایی؛ مطالعه موردی: روستاهای بخش مرکزی شهرستان اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۳۰
هدف: در حال حاضر فقر مسکن به عنوان یکی از مهم ترین ابعاد فقر در نواحی روستایی، به چالشی جدی برای سیاست گذاران حوزه مسکن تبدیل شده است. با توجه به اهمیت این مسئله، در پژوهش حاضر عوامل پیش برنده و بازدارنده مؤثر بر توسعه مسکن روستایی؛ نمونه موردی: روستاهای بخش مرکزی استان اردبیل مورد بررسی قرار گرفت. روش پژوهش: روش تحقیق در این پژوهش بر اساس ماهیت از نوع کیفی، بر اساس هدف از نوع کاربردی و بر اساس نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل خانوارهای روستایی بخش مرکزی شهرستان اردبیل است. با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه خانوارها برابر با 360 خانوار به دست آمد و پرسش نامه ها به نسبت تعداد خانوار و با استفاده از روش تصادفی ساده در بین خانوار روستاهای موردمطالعه پخش شد. جهت تجزیه وتحلیل اطلاعات نیز از آزمون معادلات ساختاری در نرم افزار لیزرل و آزمون کروسکال والیس در SPSS استفاده شد. یافته ها: عامل کالبدی-محیطی (با ضریب اثر 952/0)، اقتصادی (با ضریب اثر 941/0)، مدیریتی (با ضریب اثر 903/0) و اجتماعی-فرهنگی (با ضریب اثر 897/0) به ترتیب مهم ترین عامل بازدارنده و عامل کالبدی-محیطی (با ضریب اثر 918/0)، مدیریتی (با ضریب اثر 905/0)، اقتصادی (با ضریب اثر 876/0) و عامل اجتماعی-فرهنگی (با ضریب اثر 866/0) به ترتیب مهم ترین عوامل پیش برنده مؤثر بر توسعه مسکن روستایی هستند. نتیجه گیری: ازنظر عوامل بازدارنده توسعه مسکن روستایی می توان گفت سه روستای زرد آلو، قره تپه و کل تپه دارای بیشترین و سه روستای آقبلاغ آقاجان خان، خشکه رود و انزاب علیا دارای کمترین عوامل بازدارنده بودند. همچنین ازنظر عوامل پیش برنده توسعه مسکن روستایی نیز سه روستای آقبلاغ آقاجان خان، حکیم قشلاقی و خشکه رود دارای بیشترین عوامل پیش برنده و سه روستای کل تپه، تازه کند رضاآباد و بنفشه درق دارای کمترین عوامل پیش برنده هستند. در کل می توان گفت روستاهای نزدیک و برخوردار از شریان های ارتباطی و اقتصاد (کشاورزی) مناسب دارای بیشترین عوامل پیش برنده و کمترین عوامل بازدارنده توسعه مسکن روستایی هستند.
۱۰۹۵۱.

تحلیل تطبیقی عوامل مؤثر بر نابرابری های نظام سکونت شهری-روستایی؛ مطالعه موردی: استان چهارمحال و بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۳۴
هدف: نابرابری های نظام سکونت شهری–روستایی از مهم ترین چالش های توسعه منطقه ای در ایران محسوب می شوند که موجب برهم خوردن تعادل فضایی و افزایش جریان های مهاجرتی از نواحی روستایی به شهرها شده اند. این نابرابری ها حاصل ترکیب عوامل اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی است که در سطوح مختلف ساختاری، فضایی و سیاستی عمل می کنند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل جامع عوامل مؤثر بر نابرابری های نظام سکونت در استان چهارمحال و بختیاری، تبیین روابط متقابل میان متغیرهای مؤثر و ارائه مدلی شناختی برای دستیابی به توسعه متوازن و پایدار منطقه ای انجام شده است. روش پژوهش: تحقیق از نوع کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی–تحلیلی با رویکرد ترکیبی (کمی–کیفی) است. داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته، مصاحبه نیمه ساختاریافته و تحلیل های فضایی گردآوری شده اند. جامعه آماری شامل 384 نفر از ساکنان شهری و روستایی (بر اساس فرمول کوکران) و 20 نفر از کارشناسان حوزه برنامه ریزی بود. تحلیل داده ها با بهره گیری از نرم افزارهای SPSS، GIS و MICMAC و به کارگیری آزمون های t و ANOVA، تحلیل رگرسیون، تحلیل فضایی و ماتریس آثار متقاطع انجام گرفت. برای افزایش اعتبار نتایج، از اجماع خبرگان در قالب سه مرحله ای دلفی نیز استفاده شد. یافته ها: نتایج بیانگر تفاوت معنادار در سطح رفاه، درآمد و زیرساخت میان مناطق شهری و روستایی بود. میانگین درآمد سرانه در شهرها (12.3 میلیون تومان) به طور معناداری بالاتر از روستاها (7.4 میلیون تومان) است و شاخص دسترسی به زیرساخت ها در مناطق شهری (3.10) نسبت به روستاها (2.20) برتری دارد. تحلیل MICMAC سه عامل کلیدی کم آبی و تغییرات اقلیمی، کمبود زیرساخت اقتصادی و ناکارآمدی سیاست های توسعه را به عنوان محرک های اصلی نابرابری شناسایی کرد. ترکیب این نتایج با تحلیل GIS منجر به تولید دو نقشه تحلیلی شد که نواحی شرقی و جنوب شرقی استان را به عنوان کانون های بحرانی نابرابری فضایی مشخص ساخت. نتیجه گیری: یافته ها مؤید حاکمیت الگوی تمرکز فضایی منطبق با نظریه های قطب رشد پرو و مکان مرکزی کریستالر است، اما استمرار این تمرکز از دیدگاه پژوهشگران نامطلوب از منظر توسعه پایدار منطقه ای ارزیابی می شود. الگوی ترکیبی GIS–MICMAC ارائه شده در این پژوهش با تبیین تعامل بین عوامل ساختاری و فضایی، ابزاری کارآمد برای شناسایی اولویت های فضایی، تصمیم سازی مبتنی بر شواهد، و کاهش شکاف های اجتماعی–اقتصادی در سایر استان های کشور به شمار می آید.
۱۰۹۵۲.

ارزیابی اثربخشی اجرای پروژه مدیریت مشارکتی روستایی بر سرمایه اجتماعی جوامع روستایی: کاربرد تحلیل شبکه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۴۴
هدف: هدف تحقیق حاضر ارزیابی اثربخشی اجرای پروژه مدیریت مشارکتی روستایی بر سرمایه اجتماعی جامعه روستایی در شهرستان گچساران، از طریق روش تحلیل شبکه است. روش پژوهش: در تحقیق حاضر میزان سرمایه اجتماعی شبکه از طریق روش تحلیل شبکه و شاخص های سطح کلان شبکه در روستاهای پادوک و آرو از توابع شهرستان گچساران استان کهگیلویه و بویراحمد که تحت پوشش طرح آبادانی و پیشرفت منظومه های روستایی است، سنجش گردیده است. در این پژوهش جهت سنجش سرمایه اجتماعی از روش تحلیل شبکه اجتماعی، تکمیل پرسش نامه تحلیل شبکه ای و مصاحبه مستقیم با اعضای صندوق های خرد توسعه روستایی و با استفاده شاخص های سطح کلان شبکه نظیر تراکم، دوسویگی، انتقال یافتگی و میانگین فاصله ژئودزیک استفاده شد. یافته ها: میزان شاخص تراکم در بین اعضای صندوق های خرد توسعه، در پیوندهای اعتماد و مشارکت بعد از اجرای پروژه افزایش یافته است. افزایش میزان تراکم در افراد سبب توسعه اعتماد، مشارکت و سرمایه اجتماعی در سطح افراد می شود. دوسویگی پیوندها نیز در ابعاد اعتماد و مشارکت بعد از اجرای پروژه روند افزایشی داشته است. افزایش این شاخص باعث پایداری شبکه اعضای صندوق به میزان مطلوب شده است. میانگین فاصله ژئودزیک در پیوندهای اعتماد و مشارکت در دو روستا بعد از اجرای طرح نزدیک به عدد یک شد که نشان دهنده بالا بودن سرعت گردش منابع و اطلاعات در افراد بوده و اتحاد و یگانگی بالای افراد را بیان می کند. نتیجه گیری: برای ایجاد بسیج جامعه محلی، توانمندی اجتماعی و پایداری اقتصادی و اجتماعی جامعه موردبررسی و درنهایت استقرار مدیریت مشارکتی، ضرورت دارد که میزان سرمایه اجتماعی افزایش یابد که این عامل نیز فرصتی برای ایجاد ظرفیت در جهت مشارکت ایجاد کرده که تأثیر بسزایی بر روند مدیریت مشارکتی اجتماع محور در منطقه دارد.
۱۰۹۵۳.

تبیین شاکله اقلیمی خانه های چهارصفه زواره؛ بازخوانی مقطع اقلیمی به مثابه محورکلیدی خنک سازی طبیعی در معماری نواحی گرم و خشک ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۴
هدف: گرمایش زمین ناشی از تغییرات اقلیمی و انتشار گازدی اکسیدکربن، مصرف انرژی و هزینه های سرمایش فضا را افزایش داده است. در این شرایط، خنک سازی طبیعی رویکردی مؤثر برای آسایش اقلیمی به شمار می رود. اما فراهم آرودن امکان و شرایط خنک سازی طبیعی نیازمند گنجاندن راهکارهای مؤثر در معماری بنا از همان مراحل اولیه طراحی است؛ راهکارهایی که یا می بایست از طریق شناخت تجارب گذشته و بهبود آن ها و یا شبیه سازی های پرهزینه و زمان بر بدست آید. در حالیکه، معماری بومی در مناطق گرم و خشک ایران، منبعی از راهکارهای آزموده شده خنک سازی طبیعی است. از میان آن ها خانه های چهارصفه ی زواره نمونه ای شاخص از مسکن شهری روستایی سازگار با اقلیم گرم و خشک هستند که در آن ها سازوکار خنک سازی با معماری در هم آمیخته است؛ اما مورد مطالعه ی دقیق نبوده اند. در مقاله ی حاضر پژوهشگران با هدف پر کردن این خلأ، به شناخت شاکله ی معماری چهارصفه ها از منظر اقلیمی با تمرکز بر مقطع بنا، به مثابه ی محور کلیدی خنک سازی و تهویه ی طبیعی، می پردازند. روش پژوهش: پژوهش از نوع تحلیل اکتشاف و از نظر روش شناختی در چارچوب مطالعه ی موردمحور است. تمرکز بر ۱۶ خانه ی چهارصفه ی دارای زیرزمین در زواره است که برداشت آن ها با توجه ویژه به اجزای اقلیمی برای اولین بار صورت گرفته است. یافته ها: داده ها در 6 محور جمع آوری شده و با روش سه وجهی تطبیق نظری، ارزیابی میدانی، و همسان سنجی الگو تحلیل گردیده و درنهایت شاکله ی اقلیمی چهارصفه، متشکل از هشت مؤلفه ی اقلیمی مؤثر، که در چهار سطح از مقطع بنا در ساختاری عمودی نظام یافته اند و یکپارچه به تنفس بنا کمک می کنند، تبیین شده است. نتیجه گیری: در نهایت این نتیجه بدست آمد که شاکله ی اقلیمی چهارصفه، به دلیل کاربست هم زمان هواخوانِ خورشیدی، زمین سرمایی، و در برخی نمونه ها افزوده شدن بادگیر دیواری، یک سامانه ی هم افزا محسوب می شود. همچنین سامانه ی خنک کننده ی میان خانه زیرزمین در مسکن چهارصفه ی زواره به عنوان یک الگوی مستقل، متمایز، و جهان شمول برای اقلیم های گرم و خشک در کنار الگوی مرجع بادگیر تثبیت گردید و مشخص شد مقطع بنا در شاکله و کارایی اقلیمی آن اهمیت دارد و ضروری است از آغاز فرایند طراحی از طریق راهکارهای پیشنهادشده در این مطالعه، مد نظر معماران در اقلیم های مشابه در سطح ملی و جهانی قرار گیرد.
۱۰۹۵۴.

بررسی مبانی تفکیک زمان و مکان از منظر دانش بومی بهره برداران مراتع ییلاقی، مطالعه موردی: مراتع منطقه قلعه میران استان گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۱
روستائیان و عشایر تاریخچه طولانی از زندگی مکان محور و سنت هایی با قدمت طولانی دارند که تولیدکننده نظام های پیچیده از دانش در رابطه با دنیا و محیط اطراف است. این مجموعه های پیچیده از دانش و فعالیت ها به عنوان دانش بومی، محلی یا سنتی شناخته می شوند. این دانش زمینه های مختلفی را در برگرفته که یکی از آن ها اتنواکولوژی می باشد. اتنواکولوژی در برگیرنده چشم انداز وسیعی است که از آن می توان آشنایی با منابع محیط زندگی و مدیریت پایدار را از دید مردم بومی درک کرد. در این پژوهش، دانش جوامع محلی منطقه قلعه میران به منظور شناخت اجزا و عوامل محیطی و طبقه بندی آنان، موردمطالعه و بررسی قرار گرفت. اطلاعات موردنیاز تحقیق از افراد به صورت مصاحبه نیمه ساختاریافته و مشاهده مشارکتی جمع آوری شد. مصاحبه ها به صورت هدفمند از خبرگان محلی صورت پذیرفت و برای درک بهتر گفته ها از ایشان اجازه گرفته شد تا حین گفتگو، صدایشان ضبط شود. در مجموع در این تحقیق مشخص شد که مردم محلی این منطقه در شناخت اجزاء و عناصر محیط طبیعی اطراف خود و استفاده از آن ها دارای تبحر خاصی هستند و برای هر جزء از اصطلاحاتی استفاده می کنند که همگی نامکتوب و روایی هستند. به طوری که عوامل مختلفی همچون دما، اقلیم، عوارض موجود در سطح زمین، ارتفاع، کاربری اراضی، جنس زمین، نوع خاک، پوشش گیاهی، انواع راه ها، آفتاب گیر و سایه گیر بودن، جهات جغرافیایی و دیگر عوامل را شناخته و هر جزء را به طبقات مختلفی تقسیم بندی کرده و در زندگی روزمره خود از آن ها استفاده می کنند.
۱۰۹۵۵.

مروری سیستماتیک بر کاربست شاخص های ترکیبی در اندازه گیری تاب آوری شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۶
هدف: به موازات فراوانی بیشتر سوانح در مناطق شهری در جهان، توجه به «تاب آوری شهری» به عنوان سازوکاری برای رویارویی شهرها با اختلالات افزایش یافته است. لیکن، پیاده سازی تاب آوری شهری و سنجش آن با چالش های جدی روبه رو است. از میان روش های سنجش تاب آوری شهری، استفاده از شاخص های ترکیبی به دلیل ماهیت عددی، فرایند ساخت روشن و امکان مقایسه مکانی-زمانی در دو دهه اخیر بسیار پرکاربرد بوده است ولی معیارهای جامع و موردتوافق گسترده برای ساخت شاخص ترکیبی در مقیاس شهری ارائه نشده است؛ لذا این پژوهش در پی انجام یک مطالعه مروری سیستماتیک برای استخراج و تحلیل جامع ارکان و روش های سنجش تاب آوری شهری با محوریت شاخص ترکیبی است. روش پژوهش: بر مبنای یک مرور سیستماتیک با تمرکز بر 80 پژوهش انتخاب شده از پایگاه های استنادی WoS و Scopus، مبانی و گام های چندگانه ساخت شاخص های ترکیبی برای سنجش تاب آوری شهری موردبررسی قرار گرفته اند. تحلیل داده ها با استفاده از یک چهارچوب تحلیلی مبتنی بر چهار رکن (زمینه ای، مبانی نظری و کاربردی، روش شناختی و محتوایی) و از طریق کدگذاری مضامین انجام شد. یافته ها: نتایج نشان می دهد که از منظر مبانی پایه، اکثر شاخص ها (5/92 درصد) بر اساس چهارچوب های موجود و عمدتاً با رویکرد سرمایه محور (5/62 درصد) و اهداف تشخیصی (70 درصد) طراحی شده اند. از منظر ارکان روش شناختی، غالب شاخص های بررسی شده بر مبنای رویکردهای ایستا (5/92 درصد)، ذاتی (25/61 درصد)، پیشینی (75/83 درصد) و با روش های از بالا به پایین ( 5/72 درصد) توسعه یافته اند و طرح ساختاری قیاسی-سلسله مراتبی مبنای سازمان دهی اغلب شاخص های بررسی شده (5/77 درصد) را تشکیل می دهد. گام های اعتبارسنجی متقابل و خارجی به ترتیب تنها در 35 درصد و 5/27 درصد از مقالات مشاهده شد و76 درصد از مطالعات از تحلیل استحکام غفلت نموده اند. از منظر محتوایی، چهارچوبی مورد اجماع ازنظر تعداد و نوع عناصر سازنده شاخص ترکیبی و تعداد متغیرهای استفاده شده وجود ندارد. نتیجه گیری: شکاف ها در کاربست شاخص های ترکیبی در اندازه گیری تاب آوری شهری را می توان در دو گروه کلی ذاتی و رویه ای دسته بندی کرد. چالش های ذاتی، برخی مسائل اجتناب ناپذیر بین رشته ای است که به خاستگاه و ماهیت شاخص ترکیبی بازمی گردد. اما کاستی های رویه ای شامل کمبود داده های واقعی سوانح، هزینه و زمان جمع آوری داده های میدانی و زمینه ای در برابر داده های ثانویه، تعارضات میان دیدگاه های ذی نفعان و نبود چهارچوب مورد اجماع جهت گزینش عناصر شکل دهنده شاخص ترکیبی تاب آوری شهری است. توجه بیشتر به گام های اعتبارسنجی، شناسایی منابع حساسیت و بهره گیری از روش های مشارکتی می تواند با کاهش شکاف های روش شناختی موجب بهبود قابلیت اطمینان به نتایج اندازه گیری شود.
۱۰۹۵۶.

ارزیابی عملکرد تابش و باد در خانه های تاریخی چهارطرف ساخت اقلیم سرد و خشک شهرکرد با هدف دستیابی به فرم بهینه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۴
هدف: طراحی معماری غیرفعال گرایشی با تأکید بر کاهش مصرف انرژی های فسیلی و استفاده از الگوهای معماری بومی و منطقه ای، امروزه به عنوان یک رویکرد مهم در معماری معاصر مطرح است. استان چهارمحال وبختیاری جزء مناطق سردسیر کشور و مرکز آن شهرکرد، به علت موقعیت جغرافیایی خود، در اصطلاح عامیانه «بام ایران»، قابلیت بالایی برای جذب تابش حرارتی خورشید دارد. این شهرستان دارای 4 خانه تاریخی درون گرا است که نمونه بهینه آن می تواند الهام بخش، معماران معاصر در جهت طراحی غیرفعال باشد. از اهداف ویژه نیز می توان به ارائه تناسبات بهینه حیاط مرکزی، جهت گیری مناسب و نسبت های ارتفاعی مناسب اشاره نمود. روش پژوهش: روش تحقیق به شیوه آمیخته کمی و کیفی است. برای تحلیل ها از نرم افزار انسیس فلوئنت استفاده شده، که در آن بر مبنای میانگین دمای دیوارهای داخلی حیاط های مرکزی، نمونه ها مورد تطبیق قرار گرفته اند. بر اساس آمار ده ساله سازمان هواشناسی این استان، دو ماه دی و تیر، به عنوان بحرانی ترین ماه های سال شناخته شده، بنابراین تحلیل نمونه ها در این دو ماه صورت گرفته است. یافته ها: جهت گیری های متفاوت حیاط های مرکزی می تواند تأثیر زیادی بر دریافت تابش خورشید و بالا بردن مقدار میانگین دمای دیوارهای داخلی داشته باشد. نتیجه گیری: بنابراین در بین نمونه ها خانه مرتضوی ها ازنظر جهت گیری و تناسبات در زمستان با دمای میانگین دیوارهای 74/16 درجه سانتی گراد با تناسبات حیاط 30/1 و جهت گیری 50 درجه نسبت به جنوب، دارای بیشترین دما و نمونه بهینه است. همچنین خانه آزاده در تابستان با دمای میانگین دیوارهای 00/29 درجه سانتی گراد و تناسبات حیاط 33/1 و جهت گیری 8 درجه نسبت به جنوب دارای کمترین دما و نمونه بهینه در تابستان است. بنابراین در طراحی های جدید به عنوان نمونه اقامتگاه های محلی یا بومی، می توان نوع بهینه معرفی شده، ترجیحاً در این اقلیم (خانه مرتضوی ها) انتخاب و اجرا نمود. در بررسی های آتی، پیشنهاد می شود، نمونه بهینه با مصالح مختلف روز در محیط نرم افزار شبیه سازی و مقایسه شود و مصالح مناسب معرفی گردد.
۱۰۹۵۷.

ارائه مدل عوامل کلیدی موفقیت گردشگری خلاق، مطالعه موردی: شهر نائین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۱
امروزه یکی از ابزارهای کلیدی برای رسیدن به توسعه همه جانبه در شهرها، توجه به نوآوری ها و خلاقیت در استفاده از پتانسیل ها و ظرفیت های طبیعی، اقتصادی، اجتماعی و فعالیت های فرهنگی با رویکرد گردشگری خلاق است. در این راستا، شهر نائین به عنوان یکی از با ارزش ترین مناطق تاریخی و گردشگری با جاذبه های مختلف، تاکنون نتوانسته است به طور کامل از ظرفیت های موجود در این حوزه در جهت تحقق گردشگری پایدار شهری، استفاده نماید؛ پژوهش حاضر بر آن است تا با ارائه مدل عوامل کلیدی موفقیت گردشگری خلاق در شهر نائین، زمینه های توسعه همه جانبه گردشگری را فراهم نماید. قلمرو مکانی پژوهش، شهر نائین می باشد. نوع پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه انجام توصیفی - تحلیلی است جامعه آماری پژوهش را دو سطح شامل مسئولین، مدیران شهری و فعالان حوزه گردشگری شهر، و متخصصین و صاحب نظران دانشگاهی تشکیل می دهد. روش نمونه گیری، هدفمند است و حجم نمونه برای گروه اول بر اساس اشباع نظری، 17 نفر در قالب مصاحبه نیمه ساختاریافته و برای گروه دوم، 10 نفر در قالب پرسشنامه انتخاب شده است. تجزیه وتحلیل داده ها نیز از طریق تحلیل تماتیک و ISM، انجام شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که، از بین 9 عامل کلیدی اصلی شناسایی شده، مهم ترین عامل کلیدی، مدیریت کارا و اثربخش می باشد. نتایج حاصل از یافته ها نشان می دهد که تحقق عامل کلیدی موفقیت گردشگری خلاق شهر نائین نیز، نیازمند تعریف چشم انداز، مأموریت و همچنین تدوین استراتژی ها و خط مشی های روشن و مشخص در این حوزه می باشد.
۱۰۹۵۸.

مطالعه تطبیقی میزان تاب آوری اقوام آذری و کرد شهرستان ارومیه در مواجهه با بحران اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
ارزیابی میزان و چگونگی تاب آوری گروه های جمعیتی به خصوص در بحران های اجتماعی-سیاسی نقش مهمی در مدیریت و حکمرانی کشور دارد. تاب آوری، تابع عوامل مختلف اجتماعی و فرهنگی است و چگونگی کنش و واکنش گروه های قومی به آن به عنوان یک مسئله مهم قابل مطالعه است. این مقاله در صدد است تا میزان و چگونگی تاب آوری اقوام آذری و کرد شهرستان ارومیه در مواجهه با بحران اقتصادی را با استفاده از روش پیمایشی پرسشنامه ای، ارزیابی و مطالعه تطبیقی کند. یافته های تحقیق نشان داده است که تاب آوری قوم کرد در قبال بحران اقتصادی اخیر بیش تر از قوم آذری بوده و نسبت به آن سازگاری بیش تری داشته اند؛ درحالی که آذری ها در قبال این بحران واکنش های سیاسی صریح تری را بروز داده در مقابل واکنش سیاسی قوم کرد کم تر و آرام تر بوده است. تقریباً در همه مؤلفه های بررسی شده یعنی کاهش مشارکت سیاسی، افزایش اعتراضات، اعلام نارضایتی آشکار، کاهش انتظارات از نهادهای دولتی، افزایش تقاضا برای تغییرات سیاسی، مخالفت با دولت، درخواست برای تعامل و رابطه با سایر کشورها، تشکیل گروه برای پیگیری مطالبات، فعال کردن اقتصاد محلی، افزایش خشونت، افزایش مهاجرت، کاهش تعهد به حکومت، قانون گریزی و تشدید هرج ومرج این تفاوت دیده می شود. هم چنین نتایج به دست آمده نشان داده است که عوامل اثرگذار بر میزان تاب آوری در این دو قوم متفاوت بوده است. در کردها مهارت های حل مسئله و در آذری ها دل بستگی های عاطفی بیش ترین اثرگذاری را بر میزان تاب آوری داشته اند. 
۱۰۹۵۹.

اثرگذاری سرمایه اجتماعی بر مؤلفه های اقتصادی محرک بازآفرینی شهری در محله های تاریخی، مورد مطالعه: محله فیض آباد شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۳
سرمایه اجتماعی به عنوان یک عنصر کلیدی در بازآفرینی شهری شناخته می شود. ازآنجایی که این گونه از سرمایه تسهیلگر بازآفرینی جامعه محلی بوده و موفقیت پروژه های بازآفرینی بدان وابسته است، ضعف در مؤلفه های آن می تواند اثرات منفی بر پروژه های بازآفرینی داشته باشد. پژوهش حاضر به بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی و مؤلفه های آن بر مؤلفه اقتصادی محرک بازآفرینی شهری در محله تاریخی فیض آباد کرمانشاه پرداخته است. در این مطالعه، 180 پرسشنامه تکمیل و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شد. هفت مؤلفه شامل احساس تعلق، حمایت نهادهای اجتماعی، مقبولیت ارزش ها، درک مشترک، شبکه ها، قابلیت اعتماد و مشارکت مدنی به عنوان مؤلفه های سرمایه اجتماعی شناسایی شدند. همچنین سه عامل اقتصادی محرک بازآفرینی شامل باور به افزایش ارزش املاک، تمایل به استفاده از وام ها و انگیزه اختصاص درآمد شخصی به پروژه ها بررسی شد. یافته ها حاکی از آن است که تنها دو مؤلفه «احساس تعلق» و «درک مشترک و همیاری» بر مؤلفه اقتصادی محرک بازآفرینی تأثیر مثبت و معنادار دارند. اما این تأثیرگذاری در سایر عوامل به صورت مستقیم دیده نمی شود. عواملی چون «مقبولیت ارزش ها»، «مشارکت مدنی» و «شبکه ها، روابط و ارتباطات» به صورت غیرمستقیم تأثیرگذار هستند. ارتباط ساکنین با یکدیگر (سرمایه درون گروهی) از وضعیت مطلوبی برخوردار است اما ارتباط ضعیف آنان با نهادهای حاکمیتی و عدم اعتماد به شهرداری و دولت، سبب ضعف در سرمایه اجتماعی میان گروهی و برون گروهی شده است. بنابراین ناکارآمدی های شهرداری و دولت، پتانسیل های سرمایه اجتماعی محله تاریخی فیض آباد را برای بازآفرینی پایدار محدود ساخته است.
۱۰۹۶۰.

ارزیابی و تحلیل مکانی فقر شهری، مطالعه موردی: شهر مهاباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۳
مطالعات و ارزیابی فقر شهری با هدف شناسایی علل و عوامل مؤثر بر شکل گیری و تداوم محرومیت در مناطق شهری، ارائه راهکارهای علمی و عملی برای کاهش نابرابری های اجتماعی و اقتصادی، و بهبود شرایط زندگی ساکنین مناطق کم برخوردار انجام می شود. این مطالعات به برنامه ریزان و مدیران شهری کمک می کند تا با درک دقیق تری از وضعیت موجود، اقدامات هدفمند و مؤثری را برای توسعه پایدار شهری طراحی و اجرا کنند. هدف تحقیق حاضر شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر فقر با استفاده از شاخص های اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و دسترسی به خدمات عمومی و تعیین تأثیر هر یک از آن ها بر وضعیت فقر شهری و تبیین الگوی فضایی فقر شهری در شهر مهاباد می باشد. در این راستا، ابتدا ۲۰ معیار مؤثر در فقر شهری در ۴ بعد اصلی دسته بندی شدند. سپس، این معیارها با استفاده از فرایند تحلیل شبکه وزن دهی شدند. در مرحله بعد، برای مدل سازی مکانی فقر شهری، معیارهای انتخاب شده با به کارگیری مدل فازی گاما ترکیب شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد که محلات شمال غربی و مرکزی از فقر شهری کمتری برخوردار هستند، اما با فاصله گرفتن از این نواحی و حرکت به سمت حاشیه ها، فقر شهری به تدریج افزایش می یابد. به طورکلی 30.97 درصد از مساحت محدوده موردمطالعه دارای وضعیت مطلوب و نسبتاً مطلوب، 21.08 درصد دارای وضعیت متوسط و 47.95 درصد دارای وضعیت نامطلوب و نسبتاً نامطلوب است. بررسی شاخص خودهمبستگی فضایی موران (۰.۲۴) نشان دهنده عدم توزیع تصادفی ویژگی های فقر شهری و وجود الگوی خوشه ای در محدوده موردمطالعه است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان