ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۸۸۱ تا ۴٬۹۰۰ مورد از کل ۴٬۹۴۸ مورد.
۴۸۸۱.

تأثیر تغییر اقلیم در برنامه ریزی فعالیت های نظامی در مرزهای غربی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۵۵
تغییر اقلیم به عنوان یکی از بزرگ ترین تهدیدات قرن بیست و یکم، نه تنها بر محیط زیست و اقتصاد جهانی، بلکه بر امنیت و فعالیت های نظامی کشورها نیز تأثیرات عمیقی می گذارد؛ لذا تغییرات الگوهای آب و هوایی و غیرقابل پیش بینی بودن آن می تواند تهدید جدی برای زیرساخت های نظامی محسوب گردد. بنابراین هدف از این تحقیق، بررسی تغییرات پارامترهای اقلیمی بر شاخص اقلیم نظامی (MCI) نرمال شده در استان های آذربایجان غربی، ایلام، کردستان، کرمانشاه و خوزستان است. بدین منظور، ابتدا پارامترهای اقلیمی موردنیاز از سازمان هواشناسی اخذ گردد. سپس پس از مشخص نمودن بهترین مدل اقلیم جهانی (GCM)، پارامترهای اقلیمی هر ایستگاه با کمک مدل LARS-WG تا سال 2100 میلادی ریزمقیاس-نمایی شدند. نتایج نشان داد در همه ایستگاه های موردمطالعه از اواخر فصل بهار تا پایان فصل تابستان، شاخص MCI کاهش یافته که نشان دهنده شرایط سخت برای انجام فعالیت های نظامی است. در مقابل در اهواز اواخر پاییز و اوایل زمستان، ایلام در پاییز و اوایل بهار، کرمانشاه و سنندج در اوایل پاییز و بهار و در ارومیه بهار به دلیل بالا بودن شاخص MCI از شرایط بسیار مطلوبی برخوردار بوده اند. در پایان، پیشنهاد می گردد هرگونه برنامه ریزی برای فعالیت های نظامی اعم از تمرین، آموزش، مانور و طراحی مبتنی بر شناخت شرایط تغییر اقلیم و شاخص های اقلیم آسایش باشد که در این صورت لازم است تدابیر ویژه ای اتخاذ گردد. بنابراین، هرگونه بازنگری و مطابقت راهبردهای دفاعی با شرایط تغییر اقلیم در هر منطقه ضروری است.
۴۸۸۲.

واکاوی فنولوژیک ارتفاع برف مرز در قلمرو شمال غربی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۰
در این پژوهش از فرآورده های روزانه برف مادیس (MOD10A1 و MYD10A1) در دوره 2020-2003 استفاده و ارتفاع برف مرز در قلمرو شمال غرب ایران (به دو روش 1) خط همدمای 0˚ به کمک داده های LST و 2) به ازای هر یاخته هم برف پوش وجود داشته باشد و هم LST 0˚ یا زیر0˚ باشد) به صورت ماهانه، فصلی، سالانه و بلندمدت برآورد و نقشه های پهنه ای ترسیم شد. بر اساس الگوریتم اول و دوم، ارتفاع برف مرز در ژانویه در فاز بیشینه و در جولای و اگوست در فاز کمینه قرار داشته است. بر اساس الگوریتم دوم، در ژانویه ناهنجاری های منفی دمایی همراه با بارش برف منجر به گسترش برف مرز تا تراز ارتفاعی 1974 متر شده است. افزایش دمای هوا، ذوب برف و افت شدید گستره برف پوش در جولای و اگوست سبب پسروی این مشخصه فنولوژیک برف به تراز ارتفاعی 4811 متر (کوهستان سبلان) شده است. در الگوریتم دوم، بیشینه پیشروی ارتفاع برف مرز از اکتبر به سوی نوامبر به میزان 1374 متر به سوی طبقات ارتفاعی پایین تر اتفاق افتاده است. ارتفاع برف مرز در فصل زمستان (فاز بیشینه) بر اساس الگوریتم دوم به تراز ارتفاعی 2230 متر و در الگوی تابستانه (فاز کمینه) به تراز ارتفاعی 4805 منتقل شده است. بر اساس الگوریتم دوم، سال های 2011 و 2010 به ترتیب با ارتفاع 3408 متر و 3692 متر کمترین و بیشترین ارتفاع برف مرز را به خود اختصاص داده اند.
۴۸۸۳.

شناسایی الگوهای زمانی و مکانی خشک سالی در جنوب شرق ایران با رویکردی مبتنی بر روش گرافیکی تحلیل روند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۸۸
منطقه جنوب شرق ایران جز نواحی کم باران و خشک محسوب می شود که در سال های اخیر با خشک سالی و کم آبی شدید روبه رو شده است. در این پژوهش، به منظور بررسی الگوهای خشک سالی در جنوب شرق ایران و شناخت رفتار پارامترهای اقلیمی در این منطقه، مقادیر کمینه و بیشینه دما و همچنین بارش 20 ایستگاه سینوپتیک طی دوره آماری 1995-2018 از سازمان هواشناسی کشور دریافت شد. سپس با محاسبه شاخص SPEI و تحلیل سری های زمانی این شاخص، مشخصه های مختلف خشک سالی از جمله شدت، مدت، بزرگی و فراوانی رویدادهای خشک سالی تعیین گردید. در ادامه با کاربرد آزمون روند نوآورانه (ITA)، معنی داری روند پارامترهای اقلیمی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که منطقه موردمطالعه تا پایان سال 1997 تحت تأثیر ترسالی های شدید بوده و از اواخر دهه 1990، خشک سالی ها با شدت و تداوم بیشتری رخ داده اند. در این بازه شدیدترین خشک سالی با مقدار SPEI 4/4- در سال 2009 در چابهار و مرطوب ترین وضعیت با شاخص 5/2 در سال 1996 در انار ثبت گردیده است. همچنین ایستگاه بم با ثبت وخیم ترین شدت خشک سالی (48/1-)، خاش بیش ترین فراوانی (75/18 درصد) و بافت، جزیره قشم و بم با بیشترین مقادیر شاخص بزرگی خشک سالی (به ترتیب 06/12-، 65/11- و 35/11-)، بحرانی ترین وضعیت را در محدوده پژوهشی داشتند. نتایج آزمون ITA نیز بیانگر شیب مثبت و روند افزایشی معنی دار دما در تابستان و کاهشی معنی دار بارش در دوره سرد سال بود؛ این تغییرات به وضوح در روند نزولی SPEI در طبقات مرطوب شاخص مشاهده گردید که بیانگر آسیب پذیری وضعیت آبی منطقه در برابر تغییرات اقلیمی اخیر است.
۴۸۸۴.

بررسی تاثیر روند تغییرات کاربری اراضی / پوشش زمین بر وضعیت منابع آب زیرزمینی با استفاده از تصاویر ماهواره ای، GIS و +GS(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۷۴
هدف اصلی این تحقیق پایش سطح آب های زیرزمینی با استفاده از علم سنجش از دور و تصاویر ماهواره ای و رابطه آن با کاربری اراضی می باشد. به همین منظور ابتدا تصاویر مربوطه اخذ و پیش پردازش های لازم بر روی هر کدام اعمال شد. سپس نسبت به مدل سازی و طبقه بندی تصاویر اقدام شد. به منظور بررسی تغییرات کاربری اراضی، نقشه طبقه بندی شده کاربری اراضی برای هر دو سال 2002 و 2023 با استفاده از روش طبقه بندی شی گرا استخراج شد و سپس به منظور بررسی تغییرات کاربری اراضی نقشه تغییرات کاربری اراضی برای بازه زمانی 20 ساله استخراج شد. بعد از استخراج نقشه تغییرات کاربری اراضی به منظور انتخاب بهترین مدل درون یابی از بین مدل های مختلف، RBF، IDW و Kriging تمامی مدل ها مورد ارزیابی قرار گرفتند. در میان کاربری های تغییریافته، کاربری مسکونی یا همان منطقه شهری و روستایی افزایش داشته است. تقریباً در اکثر کاربری ها مناطق مسکونی رقم چشم گیری در حد خود بوده است که این نشان دهنده توسعه شهری و همچنین دخالت و تخریب انسان به منابع طبیعی را نشان می دهد. نتایج بررسی آب های زیرزمینی نشان داد بیش ترین میانگین تراز آب در سال 2003 برای کاربری منطقه آبی با 12/53 متر و منطقه مسکونی با 17/48 متر ثبت شده است و کم ترین میانگین تراز آب نیز برای محدوده زمین کشاورزی48/45 متر ثبت شده است. ودر سال 2023، بیش ترین میانگین تراز آب متعلق به کاربری منطقه آبی با 89/36 مترو باغات با مقدار 78/32 می باشد و کم ترین میانگین تراز آب ثبت شده مربوط به کاربری منطقه مسکونی با 16/24 متر می باشد.
۴۸۸۵.

بررسی ارتباط نمایه های مدیترانه ایMOIac بر بارش شمال غرب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۵
بارش یکی از فراسنج های جوی بسیار تغییرپذیر جوی است که چگونگی و زمان رخداد تغییرات آن توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است. در پژوهش حاضر به منظور شناسایی تغییرات رخ داده در بارش شمال غرب کشور بین سال های 1348-1397 (1970 تا 2019) و با درنظر گرفتن اثر دریای مدیترانه بر مقدار بارش ایران، به ویژه شمال غرب کشور، ارتباط نمایه ی پیوند از دور مدیترانه MOIac که در الجزایر و قاهره واقع است را با استفاده از روش همبستگی و رگرسیون حداقل مربعات خطا واکاوی شد. تمامی واکاوی ها بر روی فازهای مثبت و منفی نمایه نیز انجام گرفت. نتایج حاکی از آن است که به صورت کلی ارتباط ضعیف بین نمایه ی مورد مطالعه و بارش وجود داشت. این شرایط برای فازها نیز صادق است. با این وصف بیش ترین نواحی متأثر از نمایه ی مورد بررسی در شمال، شمال غربی و شمال شرقی ناحیه مورد مطالعه قرار دارند. از سوی دیگر در فاز مثبت نمایه بین 65/0 تا 1 درصد از پهنه مورد مطالعه عدم معنی داری آماری را نشان داد. در حالی که در فاز منفی بین 40 تا 56 درصد از پهنه با عدم معنی داری آماری مشخص شد. همچنین نتایج تحلیل موجک بیانگر وجود نوسانات غالب 9 تا 15 ماهه در شرایط خنثی، 5 تا 8 ماهه در فاز مثبت و 5 تا 9 ماهه در فاز منفی است.
۴۸۸۶.

ارزیابی رژیم جریان رودخانه سیمینه رود با رویکرد شاخص های تغییرات هیدرولوژیکی (IHA)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۲
رودخانه ها نقش حیاتی در تأمین آب شرب، کشاورزی، صنعت و حفظ اکوسیستم های آبی دارند و رژیم جریان آن ها تحت تأثیر عوامل طبیعی و انسانی است. این پژوهش با هدف ارزیابی تغییرات رژیم جریان رودخانه سیمینه رود در ایستگاه داشبند با استفاده از مدل تغییرات شاخص های هیدرولوژیکی IHA و بررسی 33 پارامتر هیدرولوژیکی انجام شد. نتایج نشان داد که دبی ماه های اکتبر، نوامبر، فوریه و مارس با شیب منفی و سطح معناداری 95 درصد کاهش را طی دوره آماری نشان داده اند. دبی های ژوئن و جولای شیب مثبت دارند، اما این روند معنادار نیست. شاخص های دبی حداقل در بازه های زمانی 1، 3، 7، 30 و 90 روزه روند نزولی معنادار (p کمتر از 01/0) دارند که کاهش جریان پایه را نشان می دهد. دبی های حداکثر نیز روند نزولی دارند، اما معنادار نیست. تعداد روزهای صفر جریان (شیب 4/3) و مدت ضربان کم (شیب 82/2) افزایشی معنادار (p کمتر از 01/0) داشته اند که نشانه تشدید خشکسالی هیدرولوژیک است. زمان وقوع جریان حداکثر با شیب 7/0 و p برابر 005/0 به تأخیر افتاده، در حالی که تغییر زمان جریان حداقل معنادار نیست. شاخص جریان پایه با شیب 001/0 کاهش یافته اما معنادار نیست (p برابر با 25/0). هم چنین نوسانات افزایشی و کاهشی دبی با شیب های 021/0 و 005/0 به طور معنادار افزایش یافته اند که بیانگر بی ثباتی بیشتر جریان است. تعداد برگشت جریان با شیب 1/1 کاهش یافته و با p برابر 01/0 معنادار است که می تواند به کاهش وقوع سیلاب های ناگهانی مربوط باشد. بر اساس نتایج، شاخص های تغییرات هیدرولوژیکی می توانند ابزار مؤثری در مدیریت منابع آب باشند؛ به گونه ای که تحلیل تغییرات هر شاخص (مانند کاهش جریان پایه، افزایش روزهای بدون جریان یا تغییر زمان وقوع دبی های اوج) کاربردهای مدیریتی مهمی در برنامه ریزی تأمین آب شرب، کشاورزی، کنترل خشکسالی و حفاظت از اکوسیستم های آبی در ابعاد مختلف مدیریت آب به همراه دارد.
۴۸۸۷.

تعیین روند زمانی و مکانی و نقطه تغییر بارش و دمای بیشینه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۱
روندها و میزان تغییرپذیری زمانی و مکانی دو عنصر اساسی جو یعنی بارش و دما، اثرات محیطی، اقتصادی و اجتماعی بسیار شدیدی دارد. پژوهش حاضر باهدف تحلیل روند و بررسی همگنی دمای بیشینه و بارش در فصل های سرد سال (پاییز و زمستان) در چهار ایستگاه سینوپتیک شهر تهران طی دوره آماری 1994 تا 2023 انجام شده است. برای تحلیل روند، از آزمون ناپارامتری من کندال استفاده شد و میزان شیب تغییرات فصلی با استفاده از تخمین گر شیب سن محاسبه گردید. همچنین، به منظور شناسایی نقاط تغییر ساختاری در سری های زمانی، چهار آزمون آماری شامل پتی، نرمال استاندارد، بیشاند و فان نیومن به کار گرفته شد. نتایج حاصل از آزمون من کندال نشان داد که دمای بیشینه در هر دو فصل موردمطالعه، در اغلب ایستگاه ها دارای روند افزایشی معنادار بوده است. در برخی ایستگاه ها مانند شمیران و ژئوفیزیک، میانگین دما پس از نقطه تغییر تا بیش از ۲ درجه سانتی گراد افزایش یافته است. در مقابل، بارش پاییزه در هیچ یک از ایستگاه ها روند معناداری نداشت، اما در زمستان، ایستگاه های مهرآباد و چیتگر با کاهش معنادار بارش مواجه بودند. نتایج آزمون های همگنی نیز وقوع شکست های ساختاری در داده های دمایی و در برخی موارد بارش زمستانه را تأیید کردند. این یافته ها بیانگر وجود روندهای اقلیمی معنادار در تهران طی سه دهه گذشته هستند و نشان می دهند که شهر تهران در معرض گرمایش فصلی و کاهش نسبی منابع آبی در زمستان قرارگرفته است؛ موضوعی که باید در برنامه ریزی شهری و مدیریت منابع آب و انرژی موردتوجه قرار گیرد.
۴۸۸۸.

پایش خشکسالی بر مبنای شاخص بارش- تبخیروتعرق استاندارد شده SPEI تحت تأثیر تغییر اقلیم و الگوریتم XGBoost(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۰
در سال های اخیر، به دنبال بروز پدیده ی گرمایش جهانی و تغییر در الگوهای اقلیمی و پارامترهای هواشناسی، فراوانی وقوع خشکسالی در بسیاری از مناطق جهان افزایش یافته است. در این مطالعه به پایش خشکسالی با استفاده از شاخص SPEI و بررسی خصوصیات این پدیده (شدت، بزرگی، مدت) در شرایط تغییر اقلیم در ایستگاه سینوپتیک قزوین در دوره تاریخی 2014-1986 و دوره های آینده 2050-2026، 2075-2051 و 2100-2076 تحت سناریوهای SSP2-4.5 و SSP5-8.5 در مقیاس های زمانی 3، 6، 9 و 12 ماهه پرداخته شده است. به منظور کاهش عدم قطعیت مدل های منفرد و افزایش قابلیت اعتماد برآوردها، از یک رویکرد ترکیب چندمدلی مبتنی بر یادگیری ماشین (Multi-Model Ensemble) با استفاده از الگوریتم XGBoost جهت ترکیب غیرخطی و بهینه خروجی سه مدل اقلیمی CMIP6شامل MIROC6،ACCESS-CM2 و CNRM-CM6-1 استفاده شد. ویژگی های خشکسالی بر اساس داده های مدل ترکیبی (Ensemble) حاصل از سه مدل اقلیمی محاسبه شدند. در سناریویSSP2-4.5، تغییرات خشکسالی نسبت به گذشته روندی افزایشی ملایم نشان داد. در دوره ی 2026–2050، میانگین شدت بین 03/2 تا 02/3 و بزرگی بین 91/0 تا 25/1 مشاهده شد. در سناریوی بدبینانه SSP5-8.5، روند افزایش شدت و بزرگی خشکسالی ها واضح تر بود. در نیمه ی اول قرن (2026–2050)، شدت بین 91/1 تا 70/3 و بزرگی بین 1/1تا 14/1 متغیر بود. به طور کلی، نتایج نشان داد که هر دو شاخص شدت و بزرگی خشکسالی از گذشته به آینده روندی افزایشی دارند، اما افزایش شدت چشمگیرتر است. بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت که در آینده، منطقه ی مورد مطالعه با افزایش فراوانی، شدت و پایداری خشکسالی ها مواجه خواهد شد و این امر ضرورت برنامه ریزی سازگاری، مدیریت منابع آب و توسعه ی راهبردهای کاهش اثرات خشکسالی را بیش از پیش آشکار می سازد.
۴۸۸۹.

شناسایی و پهنه بندی حرکات پیوسته مواد دامنه ای با استفاده از تصاویر راداری سنتینل-1 و ارتباط آن با کاربری اراضی ، مطالعه موردی: گردنه صلوات آباد استان کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۲۶
لغزش های دامنه ای تحت تأثیر عوامل درونی، بیرونی (اقلیم) و فعالیت های انسانی قرار دارند. گردنه صلوات آباد، در شرق سنندج و مسیر ارتباطی سنندج–همدان، یکی از مناطق آسیب پذیر با لغزش های مکرر سالانه است که به دلیل عبور محور اصلی، ساخت وساز، باغداری و جاده سازی، این مخاطرات تشدید شده اند. این پژوهش با هدف شناسایی، اندازه گیری و پهنه بندی حرکات دامنه ای، از تداخل سنجی راداری و تحلیل کاربری اراضی بهره برده است. برای بررسی پوشش گیاهی، شاخص NDVI از 8 تصویر سنتینل-2 استخراج و تاریخ مناسب تصاویر راداری انتخاب شد. همچنین، با پردازش 4 تصویر سنتینل-1 طی دوره 2020 تا 2023 در نرم افزار SNAP، جابه جایی های سطحی بررسی شد. نقشه کاربری اراضی با استفاده از تصویر لندست-8 (2023) و روش طبقه بندی نظارت شده در ArcGIS به شش کلاس تقسیم شد. نتایج نشان داد که منطقه سالانه 2.4 سانتی متر جابه جایی و در مجموع 9.5 سانتی متر تغییرات دامنه ای را تجربه کرده است. در تحلیل پهنه بندی، 14.45 درصد مساحت منطقه در طبقه خطر زیاد و 29.33 درصد در طبقه متوسط قرار گرفت. کاربری جاده به سه قطعه تفکیک شد که قطعات اول (6.59 کیلومتر) و دوم (6.6 کیلومتر) به ترتیب در طبقات زیاد و متوسط جای گرفتند. در نهایت، 18 پهنه ناپایدار در امتداد جاده شناسایی شد که 16 مورد عمدتاً در کاربری مرتع و بایر قرار داشتند. بیشترین جابه جایی در دامنه های با جهات شمال، شمال غربی، جنوب و غرب مشاهده شد.
۴۸۹۰.

واکاوی الگوهای همدیدی پر تکرار در ایجاد ترسالی های شدید شمال ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۳۰
در این پژوهش به شناسایی و معرفی الگوهای همدیدی غالب در ترسالی های شدید شمال ایران پرداخته شد. در این راستا از داده های بارش روزانه ایستگاه های منتخب منطقه شمال ایران (استان های گیلان، مازندران و گلستان) در یک دوره آماری 33 ساله و منطبق با سه چرخه خورشیدی (22، 23 و 24) از سازمان هواشناسی کشور دریافت شد. بر اساس میانگین سالانه ی بارش و  شاخص SPI و با استفاده از نرم افزار DIP ،ترسالی های شدید، که در آنها حداقل در نیمی از ایستگاه ها درگیر ترسالی باشند، استخراج گردید. پس از شناسایی ترسالی های شدید، داده های جوی برای روزهای بارشی سنگین و ابرسنگین مشتمل بر داده های مؤلفه سرعت باد مداری و نصف النهاری،  نم ویژه و امگای ترازهای 1000 تا 500 هکتوپاسکال از تارنمای NCEP/NCAR و ECMWF اخذ گردید. سپس با استفاده از روش تحلیل عاملی و بررسی های مکرر چشمی، پرتکرارترین الگوها برای تحلیل همدیدی انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان داد که واچرخند مهاجر، کم فشار سودان/ واچرخند مهاجر، واچرخند افریقا، ورتکس، ورتکس/واچرخند مهاجر، واچرخند سیبری/ واچرخند مهاجر، کم فشار سودان/ چرخند مدیترانه، مونسون، مونسون/ واچرخند مهاجر و کم فشار سودان/ورتکس، الگوهای همدیدی غالب در روزهای بارشی سنگین در منطقه شمال ایران هستند؛ در بین الگوهای ذکر شده، الگوهای واچرخند مهاجر و کم فشار سودان/ واچرخند مهاجر، از مناسب ترین الگوها برای بارش های ابر سنگین در این منطقه می باشند. در بیشتر الگوهای همدیدی غالب در روزهای بارشی سنگین در منطقه شمال ایران، منبع رطوبتی در ترازهای زیرین و میانی وردسپهر، اغلب دریای خزر و در ترازهای بالاتر از منطقه همگرایی سرچشمه گرفته و از طریق جریانات جلوی ناوه به منطقه شمال ایران فرارفت شده است. همچنین موقعیت جریان های جتی جنب حاره در اغلب روزهای بارشی فوق سنگین در طول 30 تا 60 درجه شرقی و با گرایشی نصف النهاری قرار داشتند و بهترین و مناسب ترین موقعیت استقرار هسته ی مرکزی جت برای تشدید ناپایداری ها در منطقه شمال ایران، محدوده ی شمال عراق تا استان آذربایجان شرقی و اردبیل می باشند.
۴۸۹۱.

مقیاس کاهی داده های دمایی مدل گردش کلی CMIP6 به کمک داده های دمای سطح زمین (LST) سنجنده MODIS مطالعه موردی: استان یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۱۱۲
در مطالعات تغییر اقلیم، مقیاس کاهی و تبدیل داده های مدل های گردش کلی (GCMs) از سلول های بزرگ مقیاس به واحدهای کوچک تر و یا نقطه ای بسیار حائز اهمیت است. در این پژوهش روشی برای مقیاس کاهی داده های بزرگ مقیاس دمای ماهانه مدل های گردش کلی CMIP6 ارائه گردیده است که در آن، از رابطه بین دمای هوای استان یزد با دمای سطح زمین (LST) به عنوان یکی از محصولات تصاویر سنجنده مودیس استفاده گردید تا داده های دمایی سه مدل گردش کلی TaiESM1، ACCESS-CM2 و CanESM5 با دقت های مکانی 105*118 کیلومترمربع، 138*175 کیلومترمربع و 310*270 کیلومترمربع را به نقشه های دمای ماهانه استان یزد با دقت مکانی 1*1 کیلومترمربع بهبود دهد. نتایج حاصله نشان داد که روش پیشنهادی برای مقیاس کاهی دما، کارآیی مناسب تری نسبت به روش های پیشین نظیر روش دلتا داشته و در مدل های مختلف گردش کلی با دقت های مکانی مختلف دارای کارایی های متفاوتی بوده است؛ به طوری که دقت این روش در مدل Can-ESM5 نسبت به مدل های Access-CM2 و Tai-ESM2 بیشتر بود. در ادامه، اقدام به شبیه سازی میانگین دمای ماهانه و سالانه استان یزد به کمک مدل های TaiESM1، ACCESS-CM2 و CanESM5 تحت سه سناریوی SSP1-2.6، SSP2-4.5 و SSP5-8.5 در دهه های آتی (2100-2015 میلادی) شد. بر اساس نتایج به دست آمده از محدوده مطالعاتی استان یزد، میانگین دمای سالانه دهه های آتی استان یزد دارای روند افزایشی بوده و این مدل ها افزایش دمای 15 تا 35 درصد (میانگین 22 درصد) نسبت به دوره پایه را پیش نگری می کند. در بین سه مدل گردش کلی مذکور، بیشترین افزایش دما توسط CanESM5 پیش نگری شده و در بین سه سناریوی SSP بیشترین افزایش دما توسط سناریوی SSP5-8.5 پیش نگری شده است.
۴۸۹۲.

ارزیابی پتانسیل ژئوتوریستی ژئوسایت های کارستیک، مطالعه موردی: بخش هورامان، استان کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۶
امروزه ژئوتوریسم به عنوان زیرمجموعه گردشگری سهم زیادی در توسعه گردشگری دارد. یکی از مناطق مستعد توسعه ژئوتوریسم و گردشگری، مناطق کارستیک هستند. ازآنجایی که بخش اعظم جاذبه های ژئوتوریستی نواحی زاگرس در ایران را پدیده های کارستی تشکیل می دهد؛ در این تحقیق به ارزیابی پتانسیل ژئوتوریسم کارست منطقه هورامان در زاگرس مرتفع پرداخته شد. با بهره گیری از اطلاعات کتابخانه ای و میدانی، ژئوسایت های ارزشمند ازنظر توسعه ژئوتوریسم شناسایی شدند. با توجه به یکسان نبودن ارزش و اهمیت ژئوسایت ها، با استفاده از دو روش رینارد و گام، ژئوسایت های مستعد منطقه ارزش گذاری شدند. علاوه بر ارزش گذاری هر یک از ژئوسایت ها در این دو روش، به منظور تعیین ارزش نهایی ژئوسایت ها، ارزش های به دست آمده از دو مدل باهم ترکیب شدند. ارزش نهایی هر ژئوسایت بر اساس ژئوسایت مربوطه محاسبه شد. میزان ارزش به دست آمده برای هر ژئوسایت به صورت درصد محاسبه شد. بر مبنای این درصدها ارزش نهایی هر ژئوسایت بر اساس دو مدل رینارد و ارزیابی ژئوسایت محاسبه گردید. این ارزش ها در هر دو مدل با اندکی تفاوت مشابهت نزدیکی را نشان می دهد. بر اساس نتایج این پژوهش و میانگین درصدی حاصل از هر دو مدل، چشمه آبشاری بلبر با 64/77 درصد از مجموع امتیازات دارای بالاترین ارزش بود و بعدازآن بزرگ لاپیه های سلین با 04/69 درصد، رودخانه سیروان با 48/67 درصد و دامنه های جنوبی کوسالان با 24/64 درصد از مجموع امتیازات در رده های بعدی قرار دارند.
۴۸۹۳.

تحلیل مورفومتریک مخروط افکنه ها در مناطق پایکوهی البرز شمالی، مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۹۲
مخروط افکنه ها یکی از مهم ترین لندفرم های رسوبی رودخانه ای هستند که عمدتاً در محل خروج از کوهستان تشکیل می شوند. عوامل متعددی در شکل گیری و تکامل این اشکال نقش دارند. تحقیق حاضر، با هدف ارزیابی مورفومتری مخروط افکنه ها در پایکوههای البرز شمالی (مازندران)، بررسی عوامل مؤثر در تشکیل آنها و مقایسه آنها با مخروط افکنه های سایر مناطق ایران انجام شدهاست. در ابتدا محدوده مخروط افکنه ها با استفاده از شاخص MRVBF شناسایی شد و سپس با استفاده از شکل منحنی تراز حاصل از مدل ارتفاعی رقومی با قدرت تفکیک 5/12 متر تعیین حدود شدند. پارامترهای مساحت، طول، شیب، حجم و زاویه جاروب مخروط ها اندازه گیری شدند. مقادیر خصوصیات هندسی حوضه های آبریز بالادست، درصد پوشش جنگلی و مقاومت لیتولوژیکی آنها با استفاده از آنالیز مؤلفه های اصلی (PCA) مورد تحلیل قرار گرفتند. تعداد 45 مخروط افکنه با مساحت های 2/0 تا 370 کیلومتر مربع مورد ارزیابی قرار گرفتند. تحلیل رگرسیونی متغیرهای مختلف بیانگر نقش پارامترهای مساحت، طول و درصد پوشش جنگلی حوضه در تخمین ابعاد مخروط افکنه شامل مساحت، طول، شیب و حجم با ضریب تبیین بالا است. بر اساس این ویژگیها، مخروط ها در سه دسته گروه بندی شدند. مقایسه ویژگیهای هندسی مخروط افکنه های البرز شمالی با سایر مناطق کشور نشانمیدهد که مساحت این مخروط ها نسبت به سایر مناطق کشور 3 تا 4 برابر کوچکتر و شیب مخروط ها 2/1 تا 6/1 برابر کمتر است. علاوه بر خصوصیات هندسی حوضه های آبریز، درصد پوشش جنگلی و پهنای دره در قسمتهای انتهایی حوضه هم در ابعاد مخروط افکنه ها نقش داشته اند.
۴۸۹۴.

ارزیابی عوامل مؤثر بر توسعه پرنده نگری در تالاب صالحیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۹۸
همسو با الزامات محیط زیستی طبیعت گردی، شناخت قابلیت های محیطی تالاب ها و ویژگی های جامعه پرنده نگرها، اثرگذار بر توسعه پایدار پرنده نگری است. تالاب صالحیه با گونه های متنوع پرندگان و موقعیت جغرافیایی خاص، از نظر توان های طبیعی و ظرفیت های پرنده نگری کمتر موردتوجه قرارگرفته است. بنابراین پژوهش پیش رو با دیدگاه پایداری اکولوژیکی و اقتصادی، عوامل مؤثر بر توسعه پرنده نگری در این تالاب را ارزیابی کرده که به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش، تحلیلی و پیمایشی است. جمع آوری اطلاعات به روش میدانی و از طریق پرسشنامه محقق ساخته با آلفای 852/0 انجام شد که شامل 4 شاخص دلایل پرنده نگری، رفاه و انتظارات پرنده نگرها، آگاهی و اطلاع رسانی، ریسک پذیری و رفتارهای پرخطر بوده و توسط 54 نفر از پرنده نگرها به روش نمونه گیری در دسترس تکمیل شد. داده ها از طریق آمار توصیفی، آزمون کولموگراف-اسمیرنوف، t تک نمونه ای، همبستگی و معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج نشان داد عوامل اثرگذاری مثبت وجود ایستگاه نظاره گری، جذابیت نزدیک شدن به لانه پرندگان، اثر مثبت راه های ارتباطی مطلوب و دسترسی آسان در تمایل به پرنده نگری، رغبت به پرنده نگری به دلیل آگاهی علمی از گونه های پرندگان، ارجحیت نسبی نظاره گری سیار به ایستا، استفاده از تکنولوژی مدرن و دوربین، تأثیر راهنمای طبیعت گردی بر ترغیب به تکرار پرنده نگری، اثرگذاری مشاهده پرندگان نادر و کمیاب بر بازدید مجدد، و لذت مشاهده پرواز و حرکت دسته جمعی پرندگان بالاترین اهمیت را دارند. بنابراین افزایش شناخت علمی از پرندگان، ترویج رفتارهای همسو با زیست آن ها، ایجاد کمپ پرنده نگری، بهبود راه های دسترسی و افزایش امکانات رفاهی در تالاب صالحیه می تواند موجب توسعه اکوتوریسم پرنده نگری، حفاظت از میراث زیستی و ایجاد اشتغال طبیعت محور پایدار شود.
۴۸۹۵.

شناسایی و طبقه بندی زمین شکل های بیابانی مبتنی بر الگوریتم جنگل تصادفی در شرق شهرستان گرمسار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۸
نقشه های ژئومورفولوژی ابزارهای مهمی در ارزیابی فرآیندهای ژئومورفولوژیکی، هیدرولوژیکی، و مدیریت منابع طبیعی هستند. روش های سنتی نقشه برداری لندفرم ها، که شامل مشاهدات میدانی و تصاویر هوایی می شود، به دلیل زمان بر بودن و هزینه های بالای اجرایی محدودیت هایی دارند. در این پژوهش، از الگوریتم یادگیری ماشین جنگل تصادفی برای تولید نقشه های لندفرم در منطقه بیابانی ده نمک و آرادان استفاده شد. برای این منظور، از داده های ماهواره ای سنتینل 2آ سال 2023و شاخص های مورفومتری شامل رطوبت توپوگرافیک، انحنا کلی و ناهمواری زمین به همراه مدل رقومی ارتفاع 10 متر استفاده گردید. در این مطالعه، دو مدل شامل مدل اپتیک استفاده از داده های سنتینل 2آ به تنهایی و مدل اپتیک-مورفومتریک ترکیب داده های سنتینل 2آ با شاخص های مورفومتری برای طبقه بندی لندفرم ها بررسی شد. نتایج نشان داد که مدل ترکیبی دقت بالاتری در شبیه سازی مرزهای لندفرم ها و شناسایی لندفرم های با تغییرات شدید ارتفاعی مانند تپه ماهور، کوهستان با دامنه منظم و هوگ بک ارائه داد. همچنین، مدل ترکیبی توانست مناطق دشتی و کوهستانی را به طور مؤثری از یکدیگر تفکیک کند. علاوه براین، استفاده از شاخص های مورفومتری به طور چشمگیری دقت طبقه بندی لندفرم ها را افزایش داده است. به طوری که با افزایش دقت کلی از ۷۸ درصد به ۸۵ درصد و ارتقاء شاخص کاپا از 74/0 به 82/0، توانست تفکیک دقیق تری از واحدهای لندفرمی ارائه دهد. این روش می تواند زمان و هزینه های نقشه برداری لندفرم ها را به طور قابل توجهی کاهش دهد و دقت نقشه های ژئومورفولوژیکی را بهبود بخشد. نتایج این پژوهش به ویژه در زمینه های مدیریت منابع آب، پایش تغییرات محیطی و برنامه ریزی کاربری اراضی کاربرد دارد و پیشنهاد می شود که در مطالعات آتی از ترکیب داده های مورفومتری و ماهواره ای برای بهبود تفکیک لندفرم ها استفاده شود.
۴۸۹۶.

پهنه بندی ناپایداری دامنه ها با استفاده از روش های تصمیم گیری SWARA و CRITIC در محدوده شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۶
ناپایداری دامنه ای از جمله مهم ترین مخاطرات طبیعی محسوب می شود که سالانه خسارت های مالی و جانی قابل توجهی به همراه دارد و اجرای پروژه های عمرانی را با چالش های جدی مواجه می کند. این مطالعه با هدف شناسایی عوامل مؤثر در بروز ناپایداری دامنه ای و ارائه راهکارهای پیشگیرانه در کلان شهر تبریز انجام شده است، موضوعی که در برنامه ریزی های محیطی از اهمیت بالایی برخوردار است. در این پژوهش، از روش های تصمیم گیری SWARA و CRITIC برای وزن دهی و ارزیابی معیارها استفاده شد و نقشه پهنه بندی خطر با کمک نرم افزار ArcGIS تهیه گردید. معیارهای مورد بررسی شامل شیب، جهت شیب، ارتفاع، فاصله از گسل، فاصله از رودخانه، فاصله از جاده، لیتولوژی، کاربری اراضی و میزان بارش بودند که پس از وزن دهی، به صورت لایه های استانداردشده درآمدند. در نهایت، با تلفیق و رویهم گذاری این لایه ها، نقشه نهایی پهنه بندی مناطق مستعد حرکات دامنه ای تهیه شد. بررسی نتایج نشان داد که پهنه های ناپایدار در هر دو مدل، با مناطق وقوع لغزش های پیشین مطابقت دارد. به طور مشخص، محلاتی نظیر سیلاب، ملازینال، یوسف آباد، کوی ولیعصر، کوی گلپارک، شهرک های باغمیشه، یاغچیان، فجر، خاوران و صیاد شیرازی در محدوده های با خطر بسیار بالا و بالا قرار گرفته اند. در مقابل، مناطق غربی، شمال غربی و جنوب غربی شهر در پهنه های بی خطر جای دارند، درحالی که بخش های مرکزی و شرقی عمدتاً در محدوده های کم خطر طبقه بندی شده اند. بنابراین جهت کاهش نسبی خطرات و افزایش میزان پایداری دامنه ها لازم است تا حد ممکن از تغییر اکوسیستم و کاربری اراضی اجتناب کرد
۴۸۹۷.

پیش نگری اثرات تغییر اقلیم بر رواناب قسمت بالادست حوضه آبریز رودخانه کشف رود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۱۵
تغییر اقلیم مستقیماً بر منابع آبی تأثیر گذاشته و خطراتی همچون سیلاب و خشک سالی را تشدید می کند. این پژوهش با هدف پیش نگری اثرات تغییر اقلیم بر رواناب قسمت علیای حوضه آبریز رودخانه کشف رود، انجام شد. ریزمقیاس نمایی توسط مدل CMhyd و پیش نگری رواناب به وسیله مدل هیدرولوژیکی SWAT انجام گردید. سپس برونداد مدل های منتخب CMIP6 تحت سناریوهای SSP1_2.6 و SSP5_8.5 برای دوره های آینده نزدیک (54-2025) و میانی (84-2055) به کار گرفته شدند. پس از انجام مراحل اعتبارسنجی و واسنجی توسط مدل SWAT-CUP، شبیه سازی مدل هیدرولوژیک SWAT در شرایط تغییر اقلیم انجام گرفت. ضرایب R2 NSE, RMSE, به ترتیب در دوره واسنجی برای ایستگاه های منتخب دولت آباد 73/0، 154/12، 672/0 و کرتیان 81/0، 25/13، 72/0 و در دوره اعتبارسنجی برای ایستگاه دولت آباد 77/0، 205/14، 684/0 و کرتیان 76/0، 43/16، 66/0 به دست آمدند. بررسی وضعیت متغیرهای اقلیمی بارش و دما در شرایط تغییر اقلیم، افزایش دمای بیشینه و کمینه فصلی و سالانه برای تمامی سناریوها و افزایش بارش را در همه سناریوها به جز SSP1_2.6 در دوره آینده نزدیک نشان می دهد. مقدار رواناب در دوره آینده نزدیک تحت سناریوی SSP1_2.6 به میزان 03/10% کاهش می یابد. مقادیر رواناب در سایر دوره ها و سناریوها به صورت افزایشی بین 37/3% در سناریوی SSP1_2.6 دوره آینده دور تا 56/15% در سناریوی SSP5_8.5 دوره آینده دور پیش نگری شد. این تغییرات عمدتاً ناشی از افزایش شدت و فراوانی بارش های شدید و افزایش دما است. نتایج این پژوهش می تواند به عنوان ابزاری مدیریتی برای سیاست گذاری منابع آب در جهت سازگاری با تغییرات اقلیمی استفاده شود.
۴۸۹۸.

تحلیل منابع ماسه های بادی بر اساس تلفیق تحلیل باد و مورفومتری ذرات ماسه، مطالعه موردی: دشت بورالان آذربایجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۶
این پژوهش با هدف شناسایی منابع ماسه های بادی دشت بورالان از طریق رویکرد تلفیقی شامل تحلیل های بادی و مطالعات رسوب شناسی انجام شد. داده های بادی 30 ساله (1990–2020) ایستگاه سینوپتیک ماکو، ایران، تحلیل شدند. نرم افزار WRPLOT View 8 و ابزار سفارشی ترسیم گلباد برای تولید گلباد، گل طوفان و گل حمل ماسه و همچنین محاسبه شاخص های بادی شامل پتانسیل جابجایی (DP)، پتانسیل جابجایی نتیجه گیر (RDP)، جهت جابجایی نتیجه گیر (RDD) و شاخص یک جهته (UDI) استفاده شدند. برای شناسایی منشأ رسوبات بادی، نمونه های ماسه ای سطحی از تپه های ماسه ای جمع آوری و آزمایش های گرانولومتری و مورفوسکوپی بر روی آن ها انجام شدند و منحنی های دانه بندی با استفاده از نرم افزار GRADISTAT و روش Folk و Ward (1957) ترسیم شدند. تحلیل گلباد نشان داد بادهای جنوب شرق (SE) و شرق (E) بیشترین فراوانی را دارند، درحالی که گل طوفان، بادهای فرساینده شمال غرب (NW) و غرب (W) را مشخص کرد. پتانسیل حمل ماسه عمدتاً به سمت شرق است و بادهای دو جهته (E-W) در پاییز و زمستان نقش مهمی در جابجایی رسوبات بادی دارند. تحلیل دانه بندی نشان داد میانگین اندازه ذرات بین 125 تا 250 میکرون متغیر است، با جورشدی از جورشده تا ضعیف جورشده و توزیع عمدتاً متقارن. بررسی ها نشان داد منابع اصلی ماسه های روان دشت بورالان شامل آبرفت های رودهای قره سو و ارس، هوازدگی روانه های بازالتی، مخروط افکنه های حاشیه ای و سطوح فرسایش یافته ناشی از کاهش پوشش گیاهی به دلیل تغییرات کاربری اراضی هستند. بنابراین، منابع ماسه های بادی دشت بورالان ترکیبی از فرآیندهای آبی و بادی است که توسط ویژگی های زمین شناسی و اقلیمی منطقه هدایت می شوند.
۴۸۹۹.

تعیین مهم ترین پارامترهای موثر بر سیلاب شهری خرم آباد با استفاده از مدلSWMM(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۹
کنترل آبگرفتگی، سیلاب و تحلیل پیچیدگی عملکرد هیدرولیکی و هیدرولوژیکی پارامترهای موثر بر سیلاب شهری ، مستلزم استفاده از روش های محاسباتی پیشرفته و مدلسازی های جدید و کارآمدتر می باشد. هدف ازاین پژوهش شبیه سازی رواناب و تعیین مهم ترین پارامترهای موثر بر سیلاب شهری بخش هایی از شهر خرم آباد با استفاده از مدل SWMM است. ابتدا ضمن تعیین مقادیر رواناب برای بارش 24 ساعته با دوره بازگشت های مختلف بهترین توزیع آماری با توجه به نمودارهای شدت-مدت-فراوانی، پتانسیل سیلخیزی شهر خرم آباد بررسی و سپس شبیه سازی نفوذ از روش SCS و لایه اطلاعاتی خاکشناسی انجام و با استفاده از پارامترهای عرض معادل، درصد شیب، درصد مناطق نفوذ ناپذیر، ضریب زبری مانینگ مناطق نفوذ پذیر و نفوذ ناپذیر، عمق ذخیره چالابی برای مناطق نفوذ پذیر و نفوذ ناپذیر و درصد مناطق نفوذ ناپذیر بدون ذخیره چالابی، آنالیز حساسیت مدل SWMM انجام شد. با توجه به مقدار 994/0 رابطه نش-ساتکلیف ورابطه کلینگ-گوپتا به میزان913/0 نتایج واسنجی و ارزیابی مدل نشان داد که بین شاخص ارزیابی کارایی مدل جهت برآورد ارتفاع رواناب شبیه سازی و مشاهداتی، رابطه معنی داری وجود دارد و مدل برای شبیه سازی بارش و رواناب از کارایی قابل قبولی برخوردار است. نتایج نشان داد به ترتیب درصد مناطق نفوذ ناپذیر، عمق ذخیره چالابی مناطق نفوذ ناپذیر و عرض معادل بیشترین تاثیر را بر تغییر عمق رواناب دارند .نتایج واسنجی مدل نشان داد بین عمق رواناب تولیدی مدل و محاسباتی روش SCS ارتباط معنا داری وجود دارد و مدل SWMM می تواند با مدلسازی نفوذ به روش های مختلف، ضریب رواناب و پتانسیل سیل خیزی را به خوبی شبیه سازی نماید . همچنین نتایج نشان داد برخی کانال ها و گره-هایی شبکه شهری خرم آباد به درستی رفتار نمی کنند و موجب رفتار مخاطره آمیز درموقعیت های حساس و پر رفت و آمد و متراکم شهر می شوند که پیشنهاد می شود جهت رفع نواقص هیدرولیکی بهسازی شوند
۴۹۰۰.

میزان انطباق جهت استقرار و جهت گیری ساختمان های آموزشی قدیم و جدید شهر دزفول با شرایط اقلیمی بر اساس قانون کسینوس ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف این پژوهش شناسایی میزان انطباق جهت استقرار و جهت گیری ساختمان های آموزشی قدیم و جدید شهر دزفول با شرایط اقلیمی به منظور استفاده حداکثری از توانمندی های اقلیمی در دوره فعالیت مدارس و کاهش استفاده از تجهیزات گرمایشی و سرمایشی می باشد. برای استخراج مناسب ترین الگوی استقرار مدارس متناسب با شرایط اقلیمی، از روش قانون کسینوس ها و نرم افزار Q Basic استفاده شده است. ابتدا میزان انرژی تابشی دریافتی بر روی سطوح قائم به صورت نظری و واقعی برای جهات 24 گانه جغرافیایی بر اساس داده های اقلیمی ایستگاه هواشناسی دزفول در بازه زمانی (1986-2019) میلادی محاسبه شده، سپس مناسب ترین جهت و سایر جهات مطلوب استخراج و معرفی گردید و در نهایت ساختمان های آموزشی موردبررسی میدانی قرار گرفت که با انتخاب 15 نمونه از مدارس قدیم، جدید و بازسازی شده، جهت گیری کلی ساختمان ها با الگوی استخراج شده از قانون کسینوس ها مقایسه گردید. بر اساس نتایج حاصل از قانون کسینوس ها و با در نظر گرفتن شرایط اقلیمی شهر دزفول، چه در ساختمان های دوطرفه و چه در ساختمان های چهار طرفه جهت جنوبی مناسب ترین جهت برای استقرار دیوارها و بازشوها می باشد. مقایسه جهت گیری این مدارس با الگوی مناسب حاصل از تحقیق نشان می دهد که در تعدادی از نمونه های قدیمی و در تعدادی از نمونه های تازه تأسیس الگوی مناسب رعایت شده است. البته در تعدادی از نمونه ها نیز بازشوها در تمام جهات جغرافیایی احداث شده است اما در مجموع میزان سازگاری با الگوی مطلوب در مدارس جدید بیشتر از مدارس قدیمی بوده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان