فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۸۸۱ تا ۴٬۸۸۸ مورد از کل ۴٬۸۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش به شناسایی و معرفی الگوهای همدیدی غالب در ترسالی های شدید شمال ایران پرداخته شد. در این راستا از داده های بارش روزانه ایستگاه های منتخب منطقه شمال ایران (استان های گیلان، مازندران و گلستان) در یک دوره آماری 33 ساله و منطبق با سه چرخه خورشیدی (22، 23 و 24) از سازمان هواشناسی کشور دریافت شد. بر اساس میانگین سالانه ی بارش و شاخص SPI و با استفاده از نرم افزار DIP ،ترسالی های شدید، که در آنها حداقل در نیمی از ایستگاه ها درگیر ترسالی باشند، استخراج گردید. پس از شناسایی ترسالی های شدید، داده های جوی برای روزهای بارشی سنگین و ابرسنگین مشتمل بر داده های مؤلفه سرعت باد مداری و نصف النهاری، نم ویژه و امگای ترازهای 1000 تا 500 هکتوپاسکال از تارنمای NCEP/NCAR و ECMWF اخذ گردید. سپس با استفاده از روش تحلیل عاملی و بررسی های مکرر چشمی، پرتکرارترین الگوها برای تحلیل همدیدی انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان داد که واچرخند مهاجر، کم فشار سودان/ واچرخند مهاجر، واچرخند افریقا، ورتکس، ورتکس/واچرخند مهاجر، واچرخند سیبری/ واچرخند مهاجر، کم فشار سودان/ چرخند مدیترانه، مونسون، مونسون/ واچرخند مهاجر و کم فشار سودان/ورتکس، الگوهای همدیدی غالب در روزهای بارشی سنگین در منطقه شمال ایران هستند؛ در بین الگوهای ذکر شده، الگوهای واچرخند مهاجر و کم فشار سودان/ واچرخند مهاجر، از مناسب ترین الگوها برای بارش های ابر سنگین در این منطقه می باشند. در بیشتر الگوهای همدیدی غالب در روزهای بارشی سنگین در منطقه شمال ایران، منبع رطوبتی در ترازهای زیرین و میانی وردسپهر، اغلب دریای خزر و در ترازهای بالاتر از منطقه همگرایی سرچشمه گرفته و از طریق جریانات جلوی ناوه به منطقه شمال ایران فرارفت شده است. همچنین موقعیت جریان های جتی جنب حاره در اغلب روزهای بارشی فوق سنگین در طول 30 تا 60 درجه شرقی و با گرایشی نصف النهاری قرار داشتند و بهترین و مناسب ترین موقعیت استقرار هسته ی مرکزی جت برای تشدید ناپایداری ها در منطقه شمال ایران، محدوده ی شمال عراق تا استان آذربایجان شرقی و اردبیل می باشند.
ارزیابی عوامل مؤثر بر توسعه پرنده نگری در تالاب صالحیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همسو با الزامات محیط زیستی طبیعت گردی، شناخت قابلیت های محیطی تالاب ها و ویژگی های جامعه پرنده نگرها، اثرگذار بر توسعه پایدار پرنده نگری است. تالاب صالحیه با گونه های متنوع پرندگان و موقعیت جغرافیایی خاص، از نظر توان های طبیعی و ظرفیت های پرنده نگری کمتر موردتوجه قرارگرفته است. بنابراین پژوهش پیش رو با دیدگاه پایداری اکولوژیکی و اقتصادی، عوامل مؤثر بر توسعه پرنده نگری در این تالاب را ارزیابی کرده که به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش، تحلیلی و پیمایشی است. جمع آوری اطلاعات به روش میدانی و از طریق پرسشنامه محقق ساخته با آلفای 852/0 انجام شد که شامل 4 شاخص دلایل پرنده نگری، رفاه و انتظارات پرنده نگرها، آگاهی و اطلاع رسانی، ریسک پذیری و رفتارهای پرخطر بوده و توسط 54 نفر از پرنده نگرها به روش نمونه گیری در دسترس تکمیل شد. داده ها از طریق آمار توصیفی، آزمون کولموگراف-اسمیرنوف، t تک نمونه ای، همبستگی و معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج نشان داد عوامل اثرگذاری مثبت وجود ایستگاه نظاره گری، جذابیت نزدیک شدن به لانه پرندگان، اثر مثبت راه های ارتباطی مطلوب و دسترسی آسان در تمایل به پرنده نگری، رغبت به پرنده نگری به دلیل آگاهی علمی از گونه های پرندگان، ارجحیت نسبی نظاره گری سیار به ایستا، استفاده از تکنولوژی مدرن و دوربین، تأثیر راهنمای طبیعت گردی بر ترغیب به تکرار پرنده نگری، اثرگذاری مشاهده پرندگان نادر و کمیاب بر بازدید مجدد، و لذت مشاهده پرواز و حرکت دسته جمعی پرندگان بالاترین اهمیت را دارند. بنابراین افزایش شناخت علمی از پرندگان، ترویج رفتارهای همسو با زیست آن ها، ایجاد کمپ پرنده نگری، بهبود راه های دسترسی و افزایش امکانات رفاهی در تالاب صالحیه می تواند موجب توسعه اکوتوریسم پرنده نگری، حفاظت از میراث زیستی و ایجاد اشتغال طبیعت محور پایدار شود.
تحلیل و ارزیابی محتوایی تولیدات علمی پژوهشگران ایران در حوزه موضوعی تغییرات اقلیمی: یک مطالعه علم سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعات علم سنجی با بررسی مقالات علمی در پایگاه های اطلاعاتی معتبر بین المللی، روندها، الگوها و زمینه های پژوهشی مرتبط با تأثیر تغییرات اقلیمی را شناسایی می کنند. هدف پژوهش حاضر تحلیل علم سنجی تولیدات علمی پژوهشگران ایران در حوزه موضوعی تغییرات اقلیمی در پایگاه اطلاعاتی Web of Science است. پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی - تحلیلی و از نوع کاربردی است که با رویکرد علم سنجی انجام شده است. بازه زمانی موردمطالعه شامل متون منتشر شده در پایگاه اطلاعاتی از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۲۴ است. برای تحلیل داده ها و ترسیم نقشه های علمی از نرم افزارهای اکسل، و آر استودیو و پکیج بیبلیومتریکس استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد روند رشد سالیانه تولیدات علمی پژوهشگران ایران در حوزه موضوعی تغییرات اقلیمی بخصوص در سال های اخیر رشد چشمگیری داشته است. بررسی مجلات منتشرکننده مقالات پژوهشگران ایران نشان دهنده این است که نشریاتی که بر تحقیقات و مقالات علمی مرتبط با تغییرات آب وهوایی، ابعاد مختلف توسعه پایدار و مدیریت منابع آبی تمرکز داشته اند. بر اساس شاخص های H و G، مجله Journal of Hydrology با داشتن h-indexبرابر با ۲۷۴ و g-index برابر با ۶۵، در رتبه اول قرار دارد. همچنین، همکاری پژوهشگران ایران با سایر کشورها در حوزه موضوعی تغییرات اقلیمی قابل توجه بوده است. دانشگاه های تهران، کل واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی به عنوان یک واحد متمرکز و تربیت مدرس به عنوان پرتولیدترین مؤسسات در تولیدات علمی پژوهشگران ایران در حوزه موضوعی تغییرات اقلیمی شناسایی شده اند. پژوهشگران ایرانی کلیدواژه های Climate-Change، Adaptation، Conservation Disease، Water، Emissions، Design، Model، Energy، Temperature و Plants به کاربرده اند. نتایج نشان می دهد ۵ خوشه موضوعی شامل: مدیریت تغییرات اقلیمی، مدل سازی اثر تغییرات بر منابع آب، تحلیل بارندگی، سیستم بهینه سازی منابع و حفاظت از الگوهای تنوع زیستی شناسایی شدند. این نتایج می تواند توسط محققان و سیاست گذاران برای بررسی اهداف تحقیقاتی آینده و توجه به جهت گیری های فعلی مطالعات تغییرات اقلیمی مورد استفاده قرار گیرد.
اولویت بندی زیرحوضه های انجرد با روش تحلیل مولفه های اصلی بر اساس پارامترهای مورفومتری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هیدروژئومورفولوژی دوره ۱۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۴
35 - 18
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، زیرحوضه های انجرد واقع در استان آذربایجان شرقی با بهره گیری از تحلیل پارامترهای مورفومتری، از منظر نیاز به اقدامات حفاظت خاک و آب اولویت بندی شده اند. به دلیل عدم دسترسی به مدل رقومی ارتفاع (DEM) با دقت مناسب، از نقشه های توپوگرافی با مقیاس 1:25000 جهت تولید مدل ارتفاعی و تحلیل مورفومتری استفاده شد. در این راستا، 15 پارامتر مورفومتری مؤثر در فرآیندهای هیدروژئومورفولوژیکی شامل تراکم زهکشی، نسبت انشعاب، فراوانی آبراهه ها، نسبت بافت زهکشی، طول جریان سطحی، ضریب گردی، ضریب فرم، نسبت کشیدگی، ضریب فشردگی، عدد نفوذ، ثابت نگهداری، شیب متوسط، عدد ناهمواری، نسبت ناهمواری و انتگرال هیپسومتریک استخراج گردید. سپس زیرحوضه ها بر اساس مقادیر هر پارامتر از رتبه 1 تا 11 طبقه بندی و با محاسبه میانگین رتبه ها، اولویت بندی نهایی انجام شد. برای کاهش تعداد متغیرها و شناسایی شاخص ترین پارامترها، از تحلیل مؤلفه های اصلی (PCA) بهره گرفته شد. نتایج PCA نشان داد که 6 پارامتر شامل تراکم زهکشی، ضریب گردی، نسبت انشعاب، فراوانی آبراهه ها، ضریب فشردگی و انتگرال هیپسومتریک دارای بیشترین اهمیت هستند. مقایسه نتایج اولویت بندی بر اساس تمامی پارامترها با نتایج حاصل از پارامترهای منتخب PCA، تطابق قابل قبولی را نشان داد که مؤید کارایی این روش آماری در ساده سازی فرآیند اولویت بندی است. بر این اساس، زیرحوضه A1-4 با پایین ترین میانگین رتبه، بالاترین اولویت مدیریتی و زیرحوضه A5 کمترین اولویت را به خود اختصاص دادند. نتایج این پژوهش می تواند در تدوین راهبردهای مدیریتی به منظور کاهش ورود رسوبات به مخزن سد عمارت و کاهش آثار مخرب سیلاب مؤثر واقع شود.
تغییرات زمانی و پراکنش مکانی شاخص ذرات معلق در دامنه جنوبی البرز مرکزی بر پایه داده های ماهواره ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آلودگی هوا یکی از چالش های اصلی زیست محیطی در کلان شهرهای تهران، کرج و قزوین است که به دلیل تمرکز صنعتی و جمعیتی این منطقه، سطوح بالای ذرات معلق، سلامت انسان و محیط زیست را تهدید می کند. هدف این پژوهش، تحلیل زمانی _ مکانی غلظت ذرات معلق و شناسایی مناطق بحرانی به صورت میانگین پنج ساله، تغییرات سالانه، فصلی و ماهانه است. بدین منظور، از داده های شاخص جذب آئروسل (AAI) ماهواره ای سنتینل-5 استفاده شده تا تغییرات مکانی _ زمانی ذرات معلق در دامنه های جنوبی البرز مرکزی بررسی شوند. نتایج نشان داد بیشترین غلظت ذرات معلق در نواحی جنوبی و شرقی منطقه از جمله تهران، مرز سیاسی قم و کرج مشاهده شده است. تحلیل کانون های بحرانی در سطح اطمینان 99% حاکی از تمرکز بالای آلودگی در این نواحی است. در مقابل، مناطق شمالی قزوین و ارتفاعات البرز به دلیل جریان هوای بهتر و فعالیت های صنعتی کمتر دارای کیفیت هوای بهتری هستند. طی بازه زمانی 1397 تا 1399، روند تغییرات غلظت ذرات معلق نزولی بوده و به حداقل مقدار خود رسیده، اما در سال 1401 به اوج خود افزایش یافته است. تحلیل های فصلی و ماهانه نشان می دهند که بیشترین غلظت ذرات معلق در فصل تابستان ثبت شده است. این الگو تأثیر عوامل جغرافیایی، تراکم جمعیت، و فعالیت های صنعتی بر توزیع فضایی آلاینده ها را برجسته می کند و بر اهمیت مداخلات منطقه ای برای مدیریت کیفیت هوا تأکید دارد.
مدل پیش بینی برای نقاط باستانی- مقایسه روش ماکزیمم آنتروپی و وزن های شواهد، مطالعه موردی: استان خراسان شمالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حفاظت و شناسایی محوطه های باستانی با توجه به تهدیدات ناشی از شهرسازی، گسترش کشاورزی و توسعه زیرساخت ها اهمیت روزافزونی یافته است. کاوش های میدانی سنتی، اگرچه مؤثر، اما زمان بر و پرهزینه اند. مدل سازی پیش بینی فضایی با استفاده از عوامل محیطی و داده های مکان های شناخته شده، ابزاری کارآمد برای شناسایی مناطق با پتانسیل باستانی بالاست. این مطالعه به مقایسه دو روش مدل سازی پیش بینی، وزن های شواهد (WoE) و ماکزیمم آنتروپی (MaxEnt)، در شناسایی محوطه های باستانی در استان خراسان شمالی، ایران، می پردازد. این منطقه به دلیل کشف اخیر یک کاخ هخامنشی در نزدیکی آشخانه از اهمیت باستانی برخوردار است. در این پژوهش، داده های 980 محوطه باستانی به صورت تصادفی به مجموعه های آموزشی (70%) و اعتبارسنجی (30%) تقسیم شدند. شش متغیر محیطی شامل ارتفاع، شیب، فاصله از رودخانه ها، پوشش گیاهی، آبادی ها و زمین شناسی با رزولوشن 30 متر در محیط GIS پردازش شدند. مدل WoE با رویکرد بیزین و آزمون استقلال شرطی (کای اسکوئر) و مدل MaxEnt بدون نیاز به استقلال متغیرها اجرا شدند. نتایج نشان داد MaxEnt با نرخ موفقیت آموزشی 88.65% و اعتبارسنجی 88.20% نسبت به WoE (83.26% و 83.00%) عملکرد بهتری دارد. نزدیکی به آبادی ها و رودخانه ها مهم ترین عوامل پیش بینی کننده بودند. MaxEnt به دلیل انعطاف پذیری و عدم نیاز به استقلال متغیرها، برای محیط های پیچیده مناسب تر است، درحالی که WoE به دلیل سادگی برای پروژه های کوچک تر کارآمد است. پیشنهاد می شود در تحقیقات آتی از روش های ترکیبی و داده های با وضوح بالا برای بهبود دقت استفاده شود.
بررسی تغییرات تیپولوژی پوششی رودخانه جاجرود با تأکید بر تأثیرات انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درک تعاملات اجزای سیستم رودخانه ای در پاسخ به محرک های خارجی برای پیشبرد مدیریت پایدار محیط رودخانه ضروری است. هدف این تحقیق، بررسی تغییرات تیپولوژی پوشش گیاهی حاشیه رودخانه جاجرود طی دوره 1402-1367 بوده است. در این پژوهش، از عکس های هوایی آنالوگ سال 1367 و تصاویر اولتراکم سال 1402 استفاده شد. برای بازه بندی رودخانه بر اساس ژئوفرم از روش GUS استفاده شد. بر اساس بررسی ژئومورفولوژی رود، 5 بازه 800 متری تعیین و نوع حصر کرانه های چپ و راست رودخانه، پایداری، نوع رسوبات و شیب و ارتفاع هر بازه بررسی شد. رودخانه جاجرود به 5 بازه ژئومورفیک تفکیک شد. سپس، تعدادی مقطع عرضی شبه موازی در فاصله مناسب در امتداد رودخانه ترسیم شد. طبقه بندی تیپولوژی پوششی در هر یک از مقاطع عرضی شامل مجرای رودخانه، چمنزار، پوشش گیاهی چوبی بلند و کوتاه، جزایر رسوبی، بار رسوبی حاشیه ای، عوارض انسانی و جزایر گیاهی بود. نوسانات تغییر در پوشش گیاهی بیانگر کاهش تیپولوژی علفزار حاشیه ای در سال 1402 نسبت به سال 1367 است. مساحت تیپولوژی جزایر گیاهی میان آبراهه در سال 1402 با 265633 مترمربع در مقایسه با سال 1367 (165415 مترمربع) کاهش یافته است. تیپولوژی رسوبات حاشیه ای و عوارض انسانی در سال 1402 در مقایسه با 1367 افزایش یافته که حاکی از تغییر کاربری اراضی و تجاوز به اراضی حاشیه ای رودخانه جاجرود است.
پیش نگری اثرات تغییر اقلیم بر رواناب قسمت بالادست حوضه آبریز رودخانه کشف رود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تغییر اقلیم مستقیماً بر منابع آبی تأثیر گذاشته و خطراتی همچون سیلاب و خشک سالی را تشدید می کند. این پژوهش با هدف پیش نگری اثرات تغییر اقلیم بر رواناب قسمت علیای حوضه آبریز رودخانه کشف رود، انجام شد. ریزمقیاس نمایی توسط مدل CMhyd و پیش نگری رواناب به وسیله مدل هیدرولوژیکی SWAT انجام گردید. سپس برونداد مدل های منتخب CMIP6 تحت سناریوهای SSP1_2.6 و SSP5_8.5 برای دوره های آینده نزدیک (54-2025) و میانی (84-2055) به کار گرفته شدند. پس از انجام مراحل اعتبارسنجی و واسنجی توسط مدل SWAT-CUP، شبیه سازی مدل هیدرولوژیک SWAT در شرایط تغییر اقلیم انجام گرفت. ضرایب R2 NSE, RMSE, به ترتیب در دوره واسنجی برای ایستگاه های منتخب دولت آباد 73/0، 154/12، 672/0 و کرتیان 81/0، 25/13، 72/0 و در دوره اعتبارسنجی برای ایستگاه دولت آباد 77/0، 205/14، 684/0 و کرتیان 76/0، 43/16، 66/0 به دست آمدند. بررسی وضعیت متغیرهای اقلیمی بارش و دما در شرایط تغییر اقلیم، افزایش دمای بیشینه و کمینه فصلی و سالانه برای تمامی سناریوها و افزایش بارش را در همه سناریوها به جز SSP1_2.6 در دوره آینده نزدیک نشان می دهد. مقدار رواناب در دوره آینده نزدیک تحت سناریوی SSP1_2.6 به میزان 03/10% کاهش می یابد. مقادیر رواناب در سایر دوره ها و سناریوها به صورت افزایشی بین 37/3% در سناریوی SSP1_2.6 دوره آینده دور تا 56/15% در سناریوی SSP5_8.5 دوره آینده دور پیش نگری شد. این تغییرات عمدتاً ناشی از افزایش شدت و فراوانی بارش های شدید و افزایش دما است. نتایج این پژوهش می تواند به عنوان ابزاری مدیریتی برای سیاست گذاری منابع آب در جهت سازگاری با تغییرات اقلیمی استفاده شود.