ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۵۰۱ تا ۱۴٬۵۲۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۱۴۵۰۱.

تحلیل فضایی شاخص های رشد هوشمند شهری در شهرهای میان اندام (مطالعه موردی: شهر مرند)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۳
  در جهان امروز، شهرها با چالش های متعددی مواجه اند که ناشی از نیازهای اجتماعی جدید می باشد. با توجه به پیشرفت علم و صنعت، ضرورت استفاده بهینه از زمین و مدیریت توسعه شهری را بیش از پیش نمایان می سازد. رویکرد رشد هوشمند شهری در پی نظم بخشی به رشد و توسعه و تجدید حیات شهری است. هدف مقاله حاضر تحلیل کالبدی- فضایی و اولویت بندی نواحی شهری مرند بر اساس شاخص های رشد هوشمند شهری است. روش تحقیق در این مقاله «توصیفی- تحلیلی» و «کاربردی- توسعه ایی» است. برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از دو شیوه کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. روش نمونه گیری و جمع آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه جامعه آماری شهروندان شهر مرند از روش کوکران 348 پرسشنامه می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تکنیک ویکور (vikor) و نرم افزارspss انجام شد است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که ناحیه سه شهر با مقدار عددی Q (صفر) در مجموع شاخص های مورد ارزیابی از وضعیت مطلوب تری نسبت به سایر نواحی قرار دارد. و سپس ناحیه یک شهر با مقدار Q (128/0) در رتبه دوم و بعد از آن ناحیه چهار شهر با مقدار Q (183/0) در رتبه سوم قرارگرفته و نواحی دو و پنج با توجه به شاخص های شهر هوشمند با مقدار Q (454/0 و 736/0) در رتبه های چهارم و پنجم قرار دارد.  بر اساس مدل برازش رگرسیونی،  بخش کاربری اراضی کالبدی بیشترین تأثیر را در پیش بینی و توسعه ی ساختار فضایی رشد هوشمند در نواحی شهر مرند داشته است؛ به طوری که یک واحد تغییر در رشد هوشمند، به ترتیب 684/0 ، 352/0 و098/0 واحد در انحراف بخش کالبدی و کاربری اراضی، دسترسی و ارتباطات و زیست محیطی تغییر در شاخص های تلفیقی رشد هوشمند ایجاد کرده است. در ادامه یافته های حاصله از آزمون (T) نشان داد که مجموع شاخص ها شهرهوشمند در نواحی پنجگانه شهر مرند کمتر از میانگین انتخاب شده است.
۱۴۵۰۲.

تحلیلی بر نمونه گیری در پژوهش های کمّی مبتنی بر پیمایش برنامه ریزی شهری (مطالعه موردی: نشریه پژوهش و برنامه ریزی شهری در سال 1398)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵۸ تعداد دانلود : ۵۵۵
نمونه گیری یکی از عناصر روش شناسی پرکاربرد در پژوهش های کمّی برنامه ریزی شهری در دهه های اخیر بوده است که به دلیل نقش بسزای آن در کیفیت و اعتبار پژوهش، تحلیل و ارزیابی فرایند طراحی، اجرا و گزارش آن بر اساس اصول و قواعد نظریه نمونه گیری ضروری و حائز اهمیت به نظر می رسد. در این راستا، پژوهش حاضر با انتخاب مقالات پیمایشی مبتنی بر نمونه گیری کمّی منتشر شده در شماره های 36 و 37 نشریه پژوهش و برنامه ریزی شهری در سال 1398 به عنوان نمونه موردی، به روش کیفی و تحلیل محتوا به ارزیابی گزارش روش نمونه گیری آن ها پرداخته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که از مجموع مقالات مورد بررسی، نحوه توضیح و گزارش معیارهای «ذکر تعداد نمونه» با گزارش 100 درصدی (80 درصد گزارش دقیق و کامل و 20 درصد گزارش ناقص و مبهم)»، «تعریف جامعه آماری» با 90 درصد گزارش (40 درصد گزارش دقیق و کامل و و 50 درصد گزارش ناقص)، «روش محاسبه حجم نمونه» با 80 درصد گزارش (50 درصد گزارش دقیق و کامل و 30 درصد گزارش ناقص در وضعیت خوب و یا نسبتاً قابل قبولی بوده است؛ ولی معیارهای«چارچوب نمونه گیری (با 100 درصد عدم گزارش)»، «روش نمونه گیری (40 درصد عدم گزارش و 60 درصد گزارش ناقص، مبهم و یا اشتباه)»، «تعیین شیوه دسترسی به اعضای نمونه (80 درصد عدم گزارش)» در وضعیت بدتری قرار داشته اند. درنهایت، به طور کلی نحوه گزارش روش و فرایند نمونه گیری در 50 درصد آن ها «ناقص و مبهم»، 10 درصد «ناقص و اشتباه» و 40 درصد «ناقص، مبهم و اشتباه» بوده است و هیچ کدام از آن ها دارای گزارش کامل و درستی از روش شناسی نمونه گیری - در همه معیارها به صورت یکجا - نبوده اند. بنابراین نبود الگوی علمی مشخص و منظم در زمینه گزارش روش نمونه گیری بر اساس اصول و قواعد نظریه نمونه گیری در پژوهش های مورد بررسی و وجود کوتاهی و قصور در زمینه برخی معیارها در برخی مقالات، کیفیت علمی آن ها را از لحاظ هنجارها و کارکردهای تکرارپذیری، اعتبارپذیری، پایایی و تعمیم پذیری روش پژوهش علمی تحت تأثیر قرار می دهد. این امر، توجه جدی اعضای جامعه علمی حوزه برنامه ریزی شهری را به مسأله روش شناسی نمونه گیری در فرایند آموزش، پژوهش، ارزیابی و انتشار تحقیقات علمی طلب می کند.
۱۴۵۰۳.

برآورد نرخ جابجایی عرضی کانال در امتداد رودخانه لاویج رود بر پایه سن سنجی درختان حاشیه رودخانه –چمستان، مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۲ تعداد دانلود : ۴۹۹
تغییرات موقعیت کانال رودخانه فرآیندی مهم در اکوسیستم های رودخانه ای است که تهدیدی برای فعالیت های انسانی در دشت های سیلابی محسوب می شود.رودخانه لاویج که در آن هرساله سیلاب های کوچک و بزرگ متعددی به وقوع می پیوندد، با جابه جایی های عرضی مختلفی مواجه شده است. در این پژوهش تاریخ تحول و جابه جایی عرضی کانال رودخانه لاویج از طریق تکینیک دندروژئومورفولوژی بررسی شده است. در این روش با برآورد سن درختان موجود در دشت سیلابی، کانال های متروک، تراس ها و پوینت بارها و موقعیت سطوح نسبت به هم، تغییرات عرضی کانال رودخانه از گذشته تا به امروز بازسازی شده است. مقایسه داده های هیدرولوژی و کرنولوژی درخت های موجود در سطوح مختلف نشان می دهد که جابجایی کانال در بازه شماره یک حدود سال های 1374و1375، در بازه شماره 2 در حدود سال 1346و1345 ، در بازه شماره 3 حدود سال 1380 رخ داده است، و در بازه شماره 4 حفر عمده ای در بستر رودخانه رخ داده و جابجایی عمده کانال در سطح دشت سیلابی به طرف چپ مسیر جریان بوده است. نتایج نشان داد سن درختان با افزایش فاصله از کانال اصلی و افزایش تراز ارتفاعی سطوح نسبت به کانال فعال افزایش می یابد. جابه جایی کانال مرتبط با جریان های با دوره بازگشت طولانی تر است. درواقع دبی های استثنایی همزمان با سیلاب های نادر به طور موقت موجب کوتاه تر و عریض تر شدن کانال می شوند. بررسی جابجایی کانال با استفاده از سن سنجی درختان توسکا در بازه های موردمطالعه نشان می دهد که تغییرات کانال به شدت از سیلاب های بزرگ گذشته سال های 1345 ،1346 ،1374 ،1375، 1376 و 1380 متأثر شده است و سن استقرار درختان توسکا نشان دهنده این امر است.
۱۴۵۰۴.

برآورد ﺑُﻌﺪ ﻓﺮاکﺘﺎﻟی ژئومورفولوژی کرانه های شمال خلیج فارس ﺑﺎ استفاده از روش شمارش جعبه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۷ تعداد دانلود : ۳۶۷
در پیوند با پدیده های ژئومورفولوژی کرانه ای خلیج فارس از دید ریخت شناسی، آشوبناک و درهم تنیده بنظر می آیند اما از دید هندسه فراکتال خورها از یک نظم درونی برخوردار می باشند. در این پژوهش با استفاده روش شمارش خانه ای، بُعد هندسه فراکتال خورهای کرانه شمالی خلیج فارس شامل: خورهای دریایی (خور موسی در کرانه های دریایی ایران و خور عبدالله در مرز مشترک کویت و عراق) و پیچانرودهای رودخانه ای (اروند رود و رودخانه دالکی) با استفاده از نرم افزار Arc GIS و تصاویر ماهواره ای لندست8، در ده مقیاس صدکیلومتر تا یکصد متر، بدست آورده شد. هدف ما در این پژوهش بررسی الگوی نظم در ژئومورفولوژی هندسی خورهای شمال خلیج فارس و پیچانرودی رودخانه ها از دیدگاه فراکتالی و ارتباط آن به فرایندهای (زمین شناسی، آب و هوایی، آبی و ...) می باشد. نتایج نشان از آشوبناکی خور دریایی موسی با بُعد کلی فراکتال ۱.۵ و 0.6 برای خور عبدالله می باشد. بُعد فراکتالی دو رودخانه دالکی و اروند رود تقریبا ۰.۵ می باشد. بطور کلی در این پژوهش می توان چنین نتیجه گیری کرد که از دید پدیده های ژئومورفولوژی فرکتال، خورهای دریایی شمال خلیج فارس (بویژه خور موسی) وارد مرحله لبه آشوبناکی شدند. همچنین آشوبناکی بعد فرکتال در مقیاس 100 متری رودخانه اروند رود بیشتر از رودخانه دالکی می باشد. در مجموع پدیده های ژئومورفولوژی خورها و پیچانرودها در مقیاس 100 متری دچار آشوبناکی است که نشان از کارکرد و اثرگذاری فرایندهای آبی ساحلی مانند نیروی مَه کشند – کَه کشند، امواج دریایی، فرسایش آبی و سست بودن رسوبات در خورها و پیچانرودهای ساحلی شمال خلیج فارس دارد.  
۱۴۵۰۵.

پیش بینی شبکه های آبراهه با استفاده از مدل زیر جاذبه و الگوریتم ژنتیک در محیط GIS(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۰ تعداد دانلود : ۴۵۸
آبراهه ها، زهکش در یک حوضه آبخیز محسوب می شوند که تاثیر زیادی بر روی ویژگی های فیزیوگرافی، هیدرولوژی، فرسایش و رسوب یک حوضه آبخیز دارند. هدف از این مطالعه، استفاده از مدل جاذبه به منظور افزایش قدرت تفکیک مکانی مدل رقومی ارتفاع (DEM) و استفاده از الگوریتم ژنتیک به منظور پیش بینی آبراهه ها در آینده و مقایسه نتایج آن با خطوط آبراهه مستخرج از DEM با قدرت تفکیک ۳۰ متر است. برای استخراج DEM های با قدرت تفکیک بالاتر، در مدل جاذبه برای تولید زیرپیکسل ها از مقیاس ۳ و مدل همسایگی چهارگانه که دارای دقت بالاتری هستند استفاده شد. از DEM حاصل از مدل جاذبه، به عنوان داده ورودی برای پیش بینی و استخراج آبراهه های منطقه مورد مطالعه با استفاده از الگوریتم ژنتیک در آینده استفاده شد. در الگوریتم ژنتیک، بهینه سازی و پیش بینی شبکه های رودخانه بر اساس تابع «نیروی جریان» و با ایجاد تغییرات در بالا آمادگی ها و رسوب گذاری ها در منطقه مورد مطالعه انجام شد. نتایج حاصل از مدل جاذبه نشان داد که مقیاس ۲ با مدل همسایگی ۲ گانه دارای دقت بالاتری نسبت به دیگر همسایگی ها برای استخراج DEM با قدرت تفکیک بالاتر است. همچنین نتایج حاصل از الگوریتم ژنتیک، نشان دهنده تغییر درجه آبراهه های منطقه مورد مطالعه در طول زمان نسبت به وضع موجود است، به طوری که درجه تعدادی از آبراهه های درجه اول در آینده به درجه ۳ تغییر خواهد کرد که علت آن فرسایش آبراهه های درجه کمتر و اضافه شدن به آبراهه های درجه بالاتر است. از نتایج این تحقیق، می توان برای پیشنهاد محل های مناسب ایجاد بندهای انحرافی و یا محل های مناسب برای احداث سازه های مختلف با توجه به تغییرات در مورفومتری آبراهه ها در آینده، استفاده کرد.
۱۴۵۰۶.

ارزیابی ریسک اکولوژیکی عناصر سنگین در رسوبات حاشیه جاده ها در محیط GIS(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵۰ تعداد دانلود : ۶۴۰
فعالیت های انسانی ممکن است منجر به تجمع بیشتر فلزات سنگین در رسوبات حاشیه جاده شود. خودروها یکی از منابع تولید فلزات سنگین در جاده ها هستند که این آلاینده ها به صورت ذرات از اگزوز یا دیگر اجزا خودرو وارد محیط شده و باعث آلودگی خاک این نواحی می شود. در این پژوهش میزان تغییرات فلزات سنگین در رسوبات حاشیه جاده تحت تأثیر تردد وسایل نقلیه در جاده فسا- داراب (استان فارس) مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور نمونه های خاک از فواصل ۵ و15 متری حاشیه جاده از دو عمق 0-15 سانتیمتری در قالب طرح بلوک کامل تصادفی به صورت فاکتوریل (عمق و فاصله) جمع آوری گردید. مقادیر کل و قابل جذب عناصر سنگین اندازه گیری و با دستگاه جذب اتمی قرائت گردید. شاخص محاسبه شاخص مولر و فاکتور آلودگی (CF)، شاخص ریسک اکولوژیکی (RI)، شاخص بار آلودگی تاملینس ون (PLI) ک ه برای تعیین میزان آلودگی منطقه مورد مطالعه بر روی 5 عنصر کادمیوم، سرب، مس، روی و نیکل مورد محاسبه قرار گرفتند. نتایج نشان داد، مقدار غلظت میانگین عناصر نیکل، مس، روی، کادمیوم، و سرب به ترتیب 1.20، 2.86، 9.81، 10.08، و 84.17 میلی گرم بر کیلوگرم می باشد که غلظت سرب و کادمیوم بالاتر از مقدار پس زمینه محلی بود. بیش ترین مقدار فلزات سنگین برای نزدیکترین فاصله از جاده یعنی ۵ متری از آن می باشد و مقدار آن ۸۶/۳۸ میلی گرم بر کیلوگرم می باشد که با افزایش فاصله از جاده کاهش می یابد. شاخص زمین انباشتگی (Igeo) محاسبه شده براساس میانگین شیل و مقدار پس زمینه محلی نشان دهنده عدم آلودگی جدی منطقه به فلزات مس، روی و نیکل است و تنها کادمیوم و سرب در کلاس آلوده تا آلودگی متوسط، و آلودگی زیاد تا بشدت آلوده به ترتیب قرار گرفتند. نتایج حاصل از نقشه ها پهنه بندی به روش کریجینگ نشان داد که روی، نیکل و سرب در جنوب منطقه (نزدیکی شهر داراب)، کادمیوم در شمال (نزدیکی شهر فسا) و مس در بخش هایی از شمال، مرکز و جنوب بیشترین مقدار را داشتند.
۱۴۵۰۷.

بررسی خصوصیات شیمیایی و کانی شناسی گرد و غبار ورودی به شمال شرق ایران و پتانسیل بیماری زایی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۴ تعداد دانلود : ۶۷۰
پدیده گرد و غبار یکی از مهم ترین مخاطرات طبیعی جهان بخصوص در حاشیه بیابان ها و اقلیم خشک و نیمه خشک است. در فصل تابستان، طوفان های گرد و غبار ناشی از وزش بادهای صدو بیست که از بیابان قره قوم در جنوب ترکمنستان و بعضاً بستر خشک دریاچه آرال سرچشمه می گیرند، بخش شمال شرقی ایران را تحت تأثیر قرار می دهند و شرایط زیست ساکنان این مناطق را به مخاطره می اندازند. به منظور درک تأثیر گردوغبار بر سلامت، خصوصیات شیمیایی گردوغبار ورودی به این مناطق مورد بررسی قرارگرفته است. بدین منظور اقدام به نصب نمونه بردار در مرز ایران و ترکمنستان (سرخس) و ایران و افغانستان (تایباد) گردید و نمونه برداری از تیر تا مهرماه 1396 به صورت ماهانه انجام گرفت و خصوصیات کانی شناسی و شیمیایی گرد و غبار با استفاده از روش های ICP و XRD انجام گرفت. نتایج نشان داد که در بین عناصر اصلی کلسیم، آلومینیم و سیلیسیم به ترتیب درصد بیشتری داشته و مقدار قابل توجهی از عناصر کمیاب B، S، Ba و Sr نسبت به دیگر عناصر در منطقه وجود دارند. کانی های کوارتز، کلسیت، دولومیت و مونت موریلونیت درصد بیشتری را نسبت به کانی های دیگر در بین نمونه های مورد مطالعه به خود اختصاص داده اند. وجود عناصر سنگین نظیر آرسنیک، سرب، تنگستن، کادمیوم وآهن در نمونه های گرد و غبار در غلظت های بالا احتمال بروز سینوزیت، برونشیت، آسم و آلرژی و صدمه به عملکرد دفاعی ماکروفاژها که منجر به افزایش عفونت های بیمارستانی می گردد را افزایش می دهد.
۱۴۵۰۸.

استفاده از مدل حاصل ضربی برای تصحیح داده های ماهانه بارش سنجش از دور دراقلیم های مختلف ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۶ تعداد دانلود : ۵۱۳
ارزیابی و واسنجی داده های سنجش از دور به عنوان منبع جدید برآورد بهتر و دقیق تر بارش در مناطق مختلف امری ضروری است. بر همین اساس در پژوهش حاضر، داده های ماهانه بارش  15  ایستگاه سینوپتیک در  5  اقلیم ایران (خشک، نیمه خشک، مدیترانه ای، مرطوب و بسیارمرطوب) به عنوان مبنا در دوره زمانی  20  ساله  1998  تا  2017  انتخاب گردید. داده های بارش ماهانه ماهواره ای (TMPA(3B43_V7 مورد ارزیابی قرار گرفته و با کمک مدل حاصل ضربی واسنجی شدند.  ارزیابی نتایج با کمک شاخص های R2،MBE،MAE وRSME انجام پذیرفت.  بر اساس نتایج مقادیر تصحیح نشده، شاخص R2از 0.6 برای ایستگاه آبعلی تا  0.89  برای ایستگاه کوهرنگ متغیر بود.  در مناطق خشک داده های ماهواره ای بیش برآورد و در مناطق مرطوب کم برآورد داشتند.  پس از اعمال تبدیل لگاریتمی و مدل حاصل ضربی بر داده ها، پارامتر ماهانه C جهت تصحیح داده های ماهواره ای برای اقلیم های مختلف به دست آمد.  پس از تصحیح، شاخص های ارزیابی به ویژه در معیار MBE  کاهش قابل ملاحظه ای یافت.  به طوری که مقادیر این خطا در پیکسل های متناظر ایستگاه های بم، شهرضا، بجنورد و اراک  ( با اقلیم های خشک و نیمه خشک )  به ترتیب به  0.3- ،  0.6،  0.3-  و  0.5-  میلی متر کاهش یافت و در ایستگاه نیشابور به صفر رسید.  درصد کاهش انحراف خطا در اقلیم های خشک، نیمه خشک، مدیترانه ای، مرطوب و خیلی مرطوب به ترتیب  88.7،  95.3،  68.4،  38.4  و  63.9  درصد به دست آمد.  بر اساس نتایج، مدل تصحیح به ویژه در مناطق خشک قابلیت استفاده را دارد.
۱۴۵۰۹.

ارزیابی الگوهای پایدار رفتاری در مرکز محله سلطان میر احمد کاشان با استفاده از تکنیک تحلیل نحو فضا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۵ تعداد دانلود : ۳۲۱
در پژوهشحاضر از روش پیاده کردن الگوهای رفتاری روی نقشه، برای بررسی تأثیر محیط طراحی شده بر افراد، میزان موفقیت و تأثیر طراحی در هدایت رفتارها و ایجاد بسترهای مناسب برای رفتارهای مختلف استفادهشده است. در این مشاهده جمع آوری داده های مربوط به الگوهای رفتاری تحت سه دسته ضروری، تفریحی و اجتماعی مدنظر بوده است. هدف از انجام این پژوهش، مشاهده مستقیم با حضور در فضا در جهت تکمیل داده های جمع آوری شده است تا از کارایی لازم در روش ها و شیوه های آزمون کمی برخوردار باشد. ثبت تکرار مشاهده، یکی از ضرورت های مشاهده شد ه ر ا شکل می دهد که پایایی آن را ثبت می کند. ازآنجایی ک ه رفتارها ی غیرکلام ی مبنا ی اصل ی مشاهد ه ر ا شک ل می دهد، از دوربین عکاسی به همراه نقشه مکانی اتفاقات استفاده شدهاست تا علاوه بر ثبت الگوی رفتاری مدنظر، مکان نیز مشخص گردد. در ابتدا بافت موردنظر و ویژگی های کلی آن مطرح گردیده و پس از بررسی اجمالی مراکز محلات، مرکز محله سلطان میر احمد جهت مطالعه انتخاب شد. برای آزمون فرضیه های مطرح در این مقاله، تلفیقی از روشهای نرم افزاری به همراه مشاهدات میدانی انتخاب شده است. درنهایت با بررسی دقیق موضوع، رابطه رفتار و فضای شهری می تواند از طریق موارد مطرح شده مورد شناخت در محیط های شهری قرار گیرد. نتایج تحقیق نشان می ده د که ارتباط متقابل میان رفتار و محیط، می تواند در ارزیابی های کیفیت فضا موردتوجه قرار گیرد. تحلیل مشاهدات بصری رفتار کاربران فضا به ارائه الگویی مناسب منجر شده که می تواند در ارتقاء کیفیت های محیط کالبدی و میزان حضور تأثیرگذار باشد.
۱۴۵۱۰.

تاثیر لکه های خورشیدی بر بارش فصلی و سالانه با استفاده از آنالیز موجک مطالعه موردی (اصفهان و کاشان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۱ تعداد دانلود : ۳۳۱
انرژی خورشیدی به عنوان منبع اصلی انرژی زمین و ایجا د کننده ی تفاوت های اقلیمی است. تغییرات میزان انرژی خروجی از خورشید و یا نوسانات دمایی سطح آن، می تواند نوسانات و تغییراتی را در جو زمین ایجاد نماید. لکه های خورشیدی، از جمله مولفه هایی است که  بر سامانه اقلیم در مقیاس های زمانی متفاوت اثر گذاشته و در نهایت نوسانات و تغییرات اقلیمی را به دنبال خواهد داشت. در این مطالعه، به تحلیل طیفی سری های زمانی بارش با استفاده از نظریه موجک ها، با هدف شناخت تاثیر لکه های خورشیدی بر رفتار طیفی بارش، انجام شده است که از داده های بارش و همچنین داده های مربوط به لکه های خورشیدی برای یک دوره آماری50 ساله (2010- 1961) در دو ایستگاه همدیدی اصفهان و کاشان استفاده گردیده است.  سپس با جداسازی محتوای طیفی سری های زمانی بارش با استفاده از تبدیل موجک مورلت و مقایسه آن با داده های تعداد لکه های خورشیدی در سال های مختلف، میزان همبستگی این نوسانات در ایستگاه های مذکور محاسبه شد. بر اساس تحلیل های صورت گرفته، بین بارش و فعالیت لکه های خورشیدی رابطه معناداری دیده نشد و بر اساس آنالیز موجک در اکثر ایستگاه ها رابطه معکوس و ضعیف بین آن ها مشاهده گردید. با توجه به تحلیل آنالیز موجک درطی دوره آماری 50 ساله، چهار سیکل 11 ساله در فعالیت لکه های خورشیدی مشاهده گردید. اوج این فعالیت ها در سیکل های دوم و سوم و حداقل آن در سیکل های اول و چهار وجود دارد. وسعت دامنه سیکل های بارشی (7- 12 ساله)  در فصل پاییز ایستگاه های مورد مطالعه،  نسبت به سایر فصول بیشتر است.  
۱۴۵۱۱.

اولویت بندی توان های زمین- گردشگری ژئوسایت ها (مطالعه موردی: الموت قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۸ تعداد دانلود : ۳۴۰
ژئوریسم از جمله شاخه های علوم زمین است،که امروزه بیانگر روش های نوین برای تبیین و تحلیل علوم زمین و شناخت جاذبه های طبیعی در هر منطقه محسوب می شود. که علاوه بر ایفای نقش آموزشی و علمی، سبب رشد و توسعه گردشگری در یک منطقه می شود. ژئوسایت ها در بردارنده ارزش های علمی، حفاظتی و گردشگری هستند که در کنار هم ژئوتوریسم را شکل می دهند. ارزیابی ژئوسایت ها و اولویت بندی آنها از منظر توان های گردشگری، می تواند در ترویج حفاظت علمی و توسعه اقتصادی و اجتماعی پایدار، بسیار موثر باشد. منطقه الموت در شمال شرقی استان قزوین واقع شده است. در کنار توان های میراث زمین، از نظر فرهنگی و اجتماعی نیز یک مقصد مهم در کشور به شمار می رود. در این پژوهش که با هدف ارائه پتانسیل گردشگری منطقه الموت به بازار گردشگری انجام گرفته است، برای این منظور، ده ژئوسایت منطقه شامل الموت، معلم کلایه، دره اندج، صخره های اندج، قلل سیرکی دینه رود، قلل آتان-کوچنان، دریاچه اوان، دره گرمارود، آبشار پیچ بن و دره آتان انتخاب، و از طریق سه روش ارزیابی GAM، کوبالیکوا و کرچنر(2016) و روش پارک های ملی، مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج ترکیبی سه روش نشان می دهد که ژئوسایت های اوان، الموت و معلم کلایه دارای مطلوب ترین شرایط بوده که می توان آنها را به عنوان کالای گردشگری به بازار عرضه کرد و در مقابل سه ژئوسایت قلل سیرکی اوانک – دینه رود و کوچنان- اتان و همچنین دره آتان در شرایط نامطلوبی قرار دارند و ضرورت برنامه ریزی در جهت مدیریت این ژئوسایت ها ضروری به نظر می رسد.
۱۴۵۱۲.

ارائه چارچوبی جهت مدل سازی و ارزیابی کمِی میزان سازگاری الگوی شکل شهری با شاخص ها و مؤلفه های کیفی شهر ایرانی- اسلامی به کمک GIS(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۲ تعداد دانلود : ۳۴۳
شکل گیری شهر ایرانی-اسلامی بر اصول و ارزش هایی استوار است که همواره در برنامه ریزی و طراحی محیط زندگی مسلمانان اهمیت بسزایی دارد و بر روابط انسان با محیط و با سایر همنوعان خویش تأثیرگذار است. در این راستا، تبعیت شهر از اصول و قواعدی در راستای برآوردن نیازهای انسان و خدمت رسانی به او، یک مسئله ی ضروریست. از این رو، توجه به اصول شهرسازی و معماری در راستای تحقق شهر ایرانی-اسلامی نقشی پررنگ می یابد. در طول سالیان گذشته توسعه مفهوم شهرهای ایرانی-اسلامی موجب شکل گیری ادبیات جدیدی در برنامه ریزی و طراحی شهری کشور شده است که عموماً به ذکر شاخص های کیفی بسنده کرده اند، لیکن آنچه به عنوان حلقه مفقوده مطرح میباشد، ارائه ی شاخص های کمّی جهت ارزیابی مؤلفه های کیفی شهر ایرانی-اسلامی است. در این زمینه سامانه اطلاعات جغرافیایی به علت دارا بودن قابلیت تجزیه و تحلیل بالا در حل مسائل پیچیده و مکانی، می تواند به عنوان ابزاری در جهت غلبه بر این محدودیت مورد استفاده قرار گیرد. لذا در این پژوهش چارچوبی جهت مدل سازی و ارزیابی کمی میزان سازگاری الگوی شکل شهری با شاخص ها و مؤلفه های کیفی شهر ایرانی-اسلامی به کمک GIS ارائه گردیده است. در روش پیشنهادی، شاخص های عدالت فضایی، عدالت اجتماعی، توجه به مقیاس انسانی و انسانگرایی و تأمین دسترسی مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت مدل ارائه شده برای چهار ناحیه مرکزی شهر بجنورد، پیاده سازی و اجرا گردید. نتایج بدست آمده حاکی از توانایی مُدل پیشنهادی در ارائه شاخص هایی قابل اندازه گیری و مدیریت پذیر و همچنین شناسایی محدودیت ها و توانایی های هر ناحیه در رابطه با هر کدام از شاخص های ارائه شده، می باشد. مُدل پیشنهادی، گامی به جلو در راستای پیاده سازی بهتر مفهوم شهر ایرانی-اسلامی است و می تواند به عنوان ابزاری مناسب در اختیار تصمیم گیران، برنامه ریزان و طراحان شهری قرار گیرد.
۱۴۵۱۳.

نابرابری های ناحیه ای در توسعه پایدار آموزشی. نمونه موردی: شهرستان های استان آذربایجان غربی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۱ تعداد دانلود : ۲۹۱
توسعه را فرایند تحول بنیادین باورهای فرهنگی، نهادهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به منظور خلق و متناسب شدن با ظرفیت های جدید و ارتقای کمّی و کیفی قابلیت ها و توانایی های انسانی، آموزشی، اقتصادی و... دانسته اند که رسیدن به چنین مرتبه ای بیش از همه مستلزم تحول فرهنگی و ارزشی جوامع است. به بیانی دیگر دانش و دانایی ملی، رکن اصلی توسعه است و جامعه زمانی به اهداف خود دست می یابد که از راه توسعه انسانی راه خود را هموار کند. در این راستا؛ تحقیق حاضر با هدف بررسی وضعیت شاخص های آموزشی در قالب 42 شاخص آموزشی در استان آذربایجان غربی تدوین شده است. نوع تحقیق کاربردی و روش بکارگرفته؛ نیز توصیفی - تحلیلی است؛ گردآوری داده ها با استفاده از منابع اسنادی و کتابخانه ای و آمارهای موجود در زمینه موضوع تحقیق صورت گرفته است. تحلیل داده های تحقیق در قالب روش ویکور و تحلیل خوشه ای صورت گرفته است. نتایج حاصل از مدل ویکور نشان می دهد؛ که شهرستان ارومیه، خوی و نقده به ترتیب با امتیاز 0.0342، 0.2491 و 0.4296 در رتبه اول تا سوم قرارگرفته اند یعنی سه شهرستان مذکور به لحاظ وضعیت برخورداری از شاخص های آموزشی مورد استفاده در وضعیت مناسب تری نسبت به دیگر شهرستان های استان قرار دارند. در مقابل شهرستان شاهین دژ با امتیاز (0.9647) و چالدران با امتیاز (1) در پایین ترین رتبه و در وضعیت نامناسب تری قرار دارند؛ همچنین طبق یافته های تحلیل خوشه ای؛ شهرستان های ارومیه و خوی با بیشترین سهم از برخورداری از شاخص های آموزشی در خوشه اول و فراتوسعه قرار دارند. در گروه دوم، شهرستان های نقده و پیرانشهر و در گروه سوم شهرستان های بوکان، ماکو، میاندوآب، سلماس و مهاباد قرار دارند و در نهایت شهرستان های تکاب، پلدشت، شوط، شاهین دژ، چالدران، چایپاره، سردشت و اشنویه به عنوان شهرستان های فرو برخوردار شناخته شدند. در نهایت جهت افزایش پایداری آموزشی و کاهش نابرابری ها پیشنهادهایی مانند افزایش سرمایه گذاری در زیرساخت ها توسط بخش خصوصی و عمومی، تقویت فرهنگ آموزش، توجه به شهرستان های محروم و غیره اشاره کرد.
۱۴۵۱۴.

تحلیل فرآیندهای مورفودینامیکی موثر در عمیق شدگی آبراهه های جلگه جنوب غربی دریای خزر، مطالعه موردی: رودخانه های لیسار، کرگانرود و شفارود در استان گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۶ تعداد دانلود : ۴۱۵
با توجه به وقوع همزمان بالاآمدگی البرز و فرونشست صفحه اقیانوسی خزر و تغییرات تراز آب دریای خزر، شرایط پیچیده ای را در سطح جلگه از لحاظ رسوبگذاری و حفر مجرا شاهد هستیم. به دلیل مورفولوژی ناهمگون مناطق ساحلی، تأثیر نوسانات دریای خزر در تمام مناطق ساحلی یکسان نیست. مسأله تحقیق آن است که بستر رودخانه های منتهی به خط ساحلی خزر عمیق شدگی قابل توجهی را نشان می دهد. از جمله هدفهای اصلی این تحقیق، بررسی ارتباط میزان کف کنی رودخانه ها با نوسان های آب دریای خزر، مورفوتکتونیک البرز و عوامل انسانی است. برای دستیابی به این هدف از داده های دبی و رسوب، نوسان های تراز آب، مدل رقومی ارتفاعی منطقه با توان تفکیک 5/12 متر به همراه عکس های هوایی، تصاویر گوگل ارث، مطالعات کتابخانه ای و میدانی مورد استفاده قرارگرفته است. برای شناخت نحوه عملکرد و میزان اثرگذاری فعالیت های نوزمین ساخت و تحلیل نیمرخ های طولی و عرضی رودخانه ها از شاخص های ژئومورفیک استفاده شد؛ و به منظور بررسی روند کف کنی رودخانه های مورد مطالعه از کوهستان تا خط ساحل، مقایسه تحلیلی نیمرخ های طولی و عرضی و مطالعه نمودارهای تاریخی نوسانات آب دریای خزر انجام گرفت و با بهره گیری از استدلال استقرائی تحلیل ها انجام شد. نتایج حاصل از شاخص های مورفوتکتونیک و مشاهدات میدانی و بررسی نیمرخ های عرضی رودخانه ها، نشان داد که در برخی نیمرخ ها علاوه بر بالاآمدگی البرز، سایر عوامل از جمله عامل انسانی و نوسانات دریا و فرونشست تکتونیکی در عمیق شدگی بستر رودخانه ها نقش داشته اند.
۱۴۵۱۵.

ارزیابی شاخص های فضایی-کالبدی در تبیین الگوی پراکنده رویی شهری با استفاده از داده های سنجش از دور. نمونه موردی: شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۷ تعداد دانلود : ۳۲۳
جمعیت شهرنشین در جهان روز به روز در حال افزایش  بوده و در پی آن، شهرها نیز تبدیل به مکان هایی با تمرکز بالای جمعیتی گشته اند. این امر گسترش فضایی-کالبدی شهر را دستخوش تغییراتی می کند که تبیین الگوی این گسترش به منظورِ بررسی تأثیرات آن بر زندگی شهری، امری ضروری تلقی می گردد. این پژوهش، قصد دارد با بهره گیری از داده های سنجش از دور، در 8 مقطع زمانی طی سال های 1363 تا 1397 و با استفاده از 28 شاخصِ کالبدی-فضایی در 4 دسته مساحت-لبه، شکل، تجمع و تنوع و در 3 سطحِ لکه، کلاس کاربری، و سیمای سرزمین، به تبیین الگوی پراکنده رویی در شهر کرمان بپردازد. برای این منظور، 8 تصویر از ماهواره های لندست 5، 7 و 8 به فاصله زمانی 5 سال از یکدیگر انتخاب گردید، آماده سازی آن ها در نرم افزارهای ENVI و ArcGIS انجام شد و سپس مقادیرِ شاخص های کالبدی-فضاییِ پراکنده رویی شهری با استفاده از نرم افزار Fragstats در سال های مختلف محاسبه گردید. در مرحله بعد با کدنویسی در نرم افزار MATLAB، وزن دهی به شیوه انتروپی شانون بر روی مقادیرِ به دست آمده برای شاخص ها انجام گردید که «شاخص بزرگترین لکه (LPI)» بیشترین وزن را به خود اختصاص داد. پس از آن، شاخص پراکنده رویی برای 8 سالِ مورد مطالعه محاسبه گردید که بیشترین میزان پراکنده رویی در سال 1363 و کمترین آن در سال 1397 رخ داده است. در مرحله پایانی، با استفاده از آزمون فریدمن در نرم افزار SPSS، رتبه میانگینِ 4 دسته مساحت-لبه، شکل، تجمع و تنوع محاسبه شد و با رتبه میانگین شاخص پراکنده رویی مقایسه گردید، نتایج این آزمون نشان می دهد که الگوی پراکنده رویی شهر کرمان عمدتاً از شاخص های مساحت-لبه تبعیت می کند.
۱۴۵۱۶.

تأثیر نابرابری های اجتماعی در کیفیت فضای سبز. نمونه موردی: شهر کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۰ تعداد دانلود : ۴۱۶
فضای سبز شهری یکی از مهم ترین کاربری های خدماتی و یکی از شاخص های توسعه یافتگی جوامع محسوب می شود و در توسعه پایدار شهری اهمیت بالایی دارد. برخورداری از این کاربری مهم شهری تحت تأثیر نابرابری های اجتماعی قرار می گیرد که در حال حاضر یکی از مشکلات اساسی برای شهرهای امروزی به حساب می آید. در این میان آنچه مهم است، کیفیت فضاهای سبز و تأسیسات و خدمات ارائه شده در آن ها است. در این پژوهش رابطه بین سطح اجتماعی شهروندان و کیفیت فضای سبز در شهر کاشان مورد بررسی قرار گرفته است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است و گردآوری اطلاعات به صورت میدانی صورت گرفته است. جامعه آماری تحقیق را کلیه ساکنان شهر کاشان یعنی 304487 نفر تشکیل می دهند و حجم نمونه با استفاده از نرم افزار Sample Power 200 پرسش نامه محاسبه شد. برای تجزیه و تحلیل توصیفی و استنباطی داده ها از آزمون های آماری T-Test و Anova در نرم افزار Spss و جهت تبیین و مدل سازی تأثیر نابرابری های اجتماعی در کیفیت فضای سبز از مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار Amos استفاده گردید. نتایج حاصل از آزمون T بیانگر کیفیت نامناسب فضای سبز در پارک های شهر کاشان است؛ همچنین نتایج آزمون Anova نشان داد که بین شاخص های کیفیت فضای سبز در مناطق مختلف شهر کاشان به لحاظ آماری تفاوت میانگین وجود دارد. تحلیل یافته های منتج از مدل سازی معادلات ساختاری نیز بیانگر این مطلب است که بین وضعیت اجتماعی مناطق و کیفیت فضای سبز در شهر کاشان رابطه معناداری وجود دارد، همچنین در بین متغیرهای مربوط به شاخص کیفیت فضای سبز عامل منظر، بیشترین بار عاملی را با 98/0 به خود اختصاص داده است.
۱۴۵۱۷.

تحلیل تطبیقی آسیب پذیری کالبدی بافت مرکز و پیرامون شهر گرگان در برابر زلزله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۰ تعداد دانلود : ۳۲۱
مهم ترین عامل در آسیب پذیری بافت های شهری در هنگام زلزله به مشخصه های کالبدی نظیر قدمت ابنیه، مصالح، تعداد طبقات، عرض معبر و درجه آسیب پذیری بر می گردد. بر همین مبنا هدف پژوهش حاضر تحلیل آسیب پذیری بافت کالبدی مناطق مرکزی شهر گرگان نسبت به نواحی پیرامونی در برابر زلزله است. در این پژوهش از روش خوشه ای و رائو (R.H.C) استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل مشخصات 400 مورد از ساختمان های شهر گرگان است که براساس فرمول کوکران تعیین شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد بر اساس نتایج آزمون همبستگی رگرسیون، رابطه متغیر آسیب پذیری با عرض معتبر مستقیم و متوسط، با قدمت ساختمان مستقیم متوسط، با نوع مصالح مستقیم قوی، با تعداد طبقات مستقیم قوی و در نهایت با تعداد واحد در ساختمان مستقیم و ضعیف است. بر اساس نتایج رگرسیون، به ترتیب مصالح ساختمانی و تعداد طبقات بیشترین تأثیر را در آسیب پذیری بافت کالبدی مناطق شهری دارند و پس از آن قدمت ابنیه، دسترسی به معبر و در نهایت تعداد واحد مسکونی در ساختمان در رده های بعدی قرار دارند. نتایج حاصل از مقایسه میزان آسیب پذیری کالبدی بافت مرکزی و پیرامونی شهر گرگان نشان دهنده آن است که میانگین تراکم واحدهای مسکونی (معادل 92/1) در بافت مرکزی کمتر است. قدمت ابنیه بافت مرکزی (برابر با 31/2) بیشتر است. طبقات ساختمان های بافت پیرامونی (برابر با 29/1 ) از ارتفاع بیشتری  برخوردار هستند. در زمینه شاخص دسترسی واحد ها به معبر (معادل 33/2)، ساختمان های بافت پیرامونی از دسترسی مناسب تری به معابر عریض تر برخوردار هستند. شاخص نهایی مربوط به میزان آسیب پذیری ساختمان ها در منطقه مرکزی و پیرامونی نشان می دهد که میانگین بافت پیرامونی برابر با 42/2 است و در نتیجه، ساختمان های این بخش از آسیب پذیری کمتری برخوردار می باشند.
۱۴۵۱۸.

تحلیل فضایی ژئومورفوکلیماتیک حوضه آبی قزل اوزن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۵ تعداد دانلود : ۳۵۵
غالب ژئومورفولوژیست ها تلاش نموده اند شکل تغییر و تحول ناهمواری ها را در روندی قابل پیش بینی تبیین کنند. با این وصف همواره مواردی در طبیعت یافت می شود که چنین نظمی را در چارچوب های تعریف شده، نقض می نمایند. مورفولوژی حوضه ها و شبکه های رودخانه ای در پاسخ به تغییرات محیطی، متحول می شود. شواهد توالی چهار ژئونرون بیجار، زنجان، میانه و طارم در حوضه قزل اوزن و اتصال آن ها به وسیله نرون های ماهنشان، هشتچین و میانه- طارم دال بر این است که هرکدام از آن ها به صورت حوضه های مستقل بوده اند. مستقل بودن هر یک از ژئونرون ها با توجه به سلول های اقلیمی، لیتولوژیکی، تکتونیکی و ژئومورفولوژیکی قابل ردیابی است. به این منظور، با استفاده از DEM 30*30 لایه توپوگرافی حوضه قزل اوزن استخراج گردید. با استناد به نقشه های 1:100000 و 1:250000 زمین شناسی، لایه های لیتولوژی و گسل و به کمک نقشه های توپوگرافی 1:50000 لایه آبراهه ها رقومی گردید. مناطق استراتژیک با ترسیم نقشه های لیتولوژی، هم بارش، هم دما، توپوگرافی، خط تعادل آب ویخ کواترنری و گسل در مسیر رودخانه اصلی مشخص گردید. از روش رایت برای برآورد ارتفاع برف مرز دائمی کواترنری استفاده شد. در منطقه بیجار، نزدیک سرچشمه قزل اوزن، 6 زیرحوضه وجود دارد که شبکه آبراهه ای همگرای سطحی دارند، چنین عملکردی نشان از ژئونروتیکی حوضه دارد که بحث داشتن سطح اساس محلی برای شبکه رودخانه های قزل اوزن را به میان می آورد. شبکه ژئونروتیکی حوضه ناشی از اثرگذاری عوامل مختلفی است که از تمرکز آن عوامل در یک مکان به عنوان سلول یادشده است. توزیع سلول های آب و هوایی بستگی به سلول های ژئومورفیکی دارد و تجدید ماده و انرژی را برای حوضه قزل اوزن به ارمغان آورده است. توزیع سلول های لیتولوژیکی و تکتونیکی بیشتر بر رفتار رودخانه اثر گذاشته و موجب فرسایش خط یا خط در سطح رودخانه شده است.
۱۴۵۱۹.

ارزیابی نقش مدیریت محلی در توسعه و بهسازی کاربری اراضی(مورد مطالعه: سکونتگاه های روستایی شهرستان خرمدره)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۱ تعداد دانلود : ۴۹۸
کاربری اراضی و مدیریت آن، یکی از محورهای مهم در زمینه توسعه پایدار و حفظ منابع و بهره برداری صحیح از آن ها است. در این راستا هدف این نوشتار بررسی نقش مدیران محلی در مدیریت کاربری اراضی و جلوگیری از تغییر کاربری غیررسمی در نواحی روستایی شهرستان خرمدره است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و گردآوری اطلاعات با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و میدانی صورت گرفته است. جامعه آماری، روستاهای شهرستان خرمدره با تعداد جمعیت 12582 نفر است که با روش نمونه گیری جدول مورگان، تعداد نمونه 373 نفر از افراد مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از تحلیل رگرسیونی با کمک نرم افزارهای ERDAS و SPSS استفاده شد. در طول دوره مورد پژوهش (1348 تا 1392)، 6/1721 هکتار از اراضی شهرستان خرمدره تغییر کاربری داده اند. در این میان حدود 176 هکتار از اراضی شهرستان به کاربری صنعتی تغییر یافته و حدود 1545 هکتار نیز به کاربری کشاورزی تغییر پیدا کرده اند. همچنین میزان رضایت جامعه آماری از عملکرد مدیریت محلی در مدیریت کاربری اراضی برابر 726/0 بوده است؛ به عبارت دیگر مدیریت محلی از نظر جامعه آماری تاثیر مستقیم و بالایی بر مدیریت کاربری اراضی و نظارت بر تغییر کاربری اراضی دارد. در بین شاخص های عملکرد مدیریت محلی، بیشترین میزان رضایت از شاخص «نظارت بر کاربری اراضی روستا» (447/0=β) و کمترین میزان رضایت نیز از شاخص «توسعه اقتصاد روستا (کشاورزی)» (227/0=β) بوده است. برای مدیریت بهتر کاربری اراضی، افزایش نظارت، تغییر کاربری منطبق با توانمندی های محیطی و تهیه کاداستر کاربری اراضی منطقه ضروری است.
۱۴۵۲۰.

تحلیلی بر کیفیت زندگی در محلات شهری (مورد مطالعه: مسکن مهر شاهین شهر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۷ تعداد دانلود : ۳۷۷
تهیه مسکن یکی از دغدغه های اصلی دولت ها در همه کشورهای جهان است. در ایران نیز بعد از آن که رشد جمعیت شدت گرفت، سیاست های مختلف برای تامین مسکن به اجرا درآمد. یکی از این سیاست ها که در نیمه دوم دهه 1380 خورشیدی اجرایی شد، طرح جامع مسکن مهر بود. هدف از اجرای این طرح تامین سریع، ارزان و باکیفیت مسکن انبوه برای گروه های کم درآمد بود. بررسی میزان موفقیت یکی از پروژه های بزرگ این طرح، در قالب بررسی کیفیت زندگی در محله مسکن مهر شاهین شهر، موضوع و هدف این مقاله است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی و به لحاظ ماهیت از نوع توصیفی-تحلیلی است. اطلاعات موجود در این مقاله با دو روش کتابخانه ای (برای تدوین مبانی نظری) و میدانی (برای بررسی کیفیت زندگی محله) به دست آمده است. جامعه آماری پژوهش، ساکنان محله مسکن مهر شاهین شهر باقابلیت جمعیت پذیری 6400 خانوار است. حجم نمونه موردمطالعه از روش کوکران و برابر با 400 سرپرست خانوار برآورد شده است. برای تحلیل 40 شاخص مورد بررسی از روش های آمار توصیفی، تحلیل عاملی و آزمون کای اسکوئر استفاده شده است. نتایج حاصل نشان می دهد تنها پنج  شاخص شامل: دسترسی به حمل ونقل عمومی، دسترسی به تسهیلات آب و برق و گاز، دسترسی به امکانات گرمایشی و سرمایشی درون مجتمع، مدیریت مجتمع و دسترسی به پارکینگ، دارای میانگین رضایتمندی بالاتر از حد متوسط (عدد 3) بوده و میانگین رضایتمندی دیگر شاخص های موردبررسی (5/87 درصد شاخص ها)، کمتر از عدد 3 بوده که این امر حاکی از نارضایتی شدید ساکنان محله مسکن مهر شاهین شهر از کیفیت زندگی در این محله است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان