ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳٬۹۴۱ تا ۱۳٬۹۶۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۱۳۹۴۱.

اثر تغییراقلیم بر رواناب ناشی از ذوب برف حوضه آبریز رودخانه گاماسیاب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۷ تعداد دانلود : ۲۲۳
تامین بخش عمده ای از آب مناطق کوهستانی از طریق رواناب ذوب برف صورت می گیرد. بنابراین ارزیابی دقیق آب ناشی از ذوب برف و همچنین اثرات تغییرات آب و هوایی بر روی آن، در مدیریت منابع آب امری ضروری است. در این پژوهش، رواناب ذوب برف در حوضه گاماسیاب تحت شرایط تغییر اقلیم، بررسی شد. برای این منظور، رواناب ناشی از ذوب برف با بدست آوردن سطح پوشش برف در دو سال آبی 97-95 از تصاویر روزانه ماهواره ترا- مودیس در سامانه گوگل ارث انجین و وارد کردن داده ها و پارامترهای لازم به مدلSRM ، شبیه سازی شد. در مرحله بعد با توجه به نزدیکی و طول دوره آماری مناسب از داده های ایستگاه همدید کرمانشاه در مدل ها و سناریوهای گردش عمومی جو از سری CMIP5 تحت دو سناریوی RCP4.5 و RCP8.5 استفاده شد. ریزمقیاس نمایی این مدل ها توسط مدل آماری LARS-WG انجام شد. با بررسی عدم قطعیت مدل ها و سناریوها، برای تولید پارامتر دما از مدل HADGEM-2 تحت سناریوی PRC4.5 و برای تولید پارامتر بارش از همان مدل تحت سناریوی PRC 8.5 استفاده شد. در مرحله نهایی برای برآورد میزان تغییر رواناب ناشی از ذوب برف در دوره آتی میزان تغییرات داده های دما و بارش ماهانه نسبت به دوره پایه، به مدل SRM وارد شد. نتایج نشان داد که رواناب ناشی از ذوب برف علی الخصوص در فصل بهار کاهش می یابد. همچنین با وجود کاهش بارش دبی اوج اردیبهشت ماه با همان شدت تکرار می شود که علت آن می تواند ذوب ذوب هنگام برف بر اثر افزایش دما باشد.
۱۳۹۴۲.

بررسی هیدرو شیمی و کیفیت منابع آب حوضه حاجیلارچای و تعیین منشأ عناصر کمیاب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۳۰۲
حوضه ی آبریز حاجیلارچای در قسمت غربی شهرستان ورزقان قرار گرفته است. قرارگیری کارخانه ی استحصال طلای شرکت زرین داغ آستارکان در محدوده ی این حوضه پتانسیل آلودگی منابع آبی منطقه را افزایش می دهد. به منظور بررسی منابع آبی حوضه ی حاجیلارچای تعداد 12 نمونه از آب های سطحی و زیرزمینی در اسفندماه 1399 جمع آوری گردید و مورد تجزیه شیمیایی قرار گرفت. نتایج تجزیه شیمیایی نشان داد غلظت برخی از عناصر همچون کبالت، سرب و آرسنیک در برخی از موقعیت ها بالاتر از حد مجاز برای آشامیدن است. بررسی ا حاکی از این است که منشأ این عناصر مرتبط با سازندهای منطقه و در اثر فرایندهای زمین زاد می باشد. هدف این تحقیق ارزیابی ویژگی های هیدرو شیمیایی منابع آبی با استفاده از روش های ترسیمی و بررسی و تعیین منشأ عناصر کمیاب به کمک روش های آماری چندمتغیره مانند تحلیل عاملی و تحلیل خوشه ای می باشد. بر اساس نتایج به دست آمده از روش های ترسیمی، بیشتر نمونه های آبی منشأ آهکی داشته و تیپ غالب بی کربنات کلسیم را دارا می باشند. نتایج حاصل از تحلیل عاملی نشانگر تأثیر 4 گروه عاملی بر کیفیت منابع آبی حوضه ی حاجیلارچای است. عامل های اول، سوم و چهارم نشان دهنده ی تأثیر سازندها بر منابع آبی و فرآیندهای زمین زاد هستند. عامل دوم از فعالیت های انسانی ناشی می شود. همچنین تحلیل خوشه ای، داده ها را به سه دسته تقسیم کرد. داده های دسته ی اول دارای روند ژئوشیمیایی مشابه و عناصر کمیاب پایینی هستند. در دسته دوم تعادل هیدرو شیمیایی برقرار نمی باشد که به احتمال زیاد به دلیل تأثیر فعالیت های کارخانه می باشد. در دسته ی سوم غلظت عنصر آرسنیک بالا است که از سازندهای منطقه منشأ گرفته است.
۱۳۹۴۳.

تحلیل مدلهای هوش مصنوعی هیبریدی نوین در برآورد دبی سیلابی:مطالعه موردی: حوضه آبریز کشکان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۲۴۰
سیل از جمله پدیده های طبیعی است که هر ساله خسارات جانی و مالی زیادی را در دنیا به بار آورده و مشکلات عدیده ای را بر سر راه توسعه ی اقتصادی و اجتماعی کشورها ایجاد می نماید. از این رو جهت کاهش خسارات، کنترل و هدایت این پدیده، برآورد دبی سیلابی و شناسایی عوامل مؤثر بر آن بسیار حائز اهمیت می باشد. در این پژوهش، به منظور برآورد دبی سیلابی حوضه ی آبریز کشکان واقع در استان لرستان از مدل های هوش مصنوعی هیبریدی نوین شامل شبکه عصبی مصنوعی- تفنگدار خلاق، شبکه عصبی مصنوعی-عنکبوت بیوه سیاه و شبکه عصبی مصنوعی- ازدحام مرغ در طی دوره ی زمانی 1400-1390 استفاده شد. برای ارزیابی عملکرد شبیه سازی از شاخص های آماری ضریب تعیین (R2)، میانگین مطلق خطا (MAE)، ضریب کارایی نش- ساتکلیف (NSE) و درصد بایاس (PBIAS) استفاده گردید. نتایج نشان داد که بطور کلی مدل های هوش مصنوعی هیبریدی عملکرد بهتری نسبت به مدل منفرد در برآورد دبی سیلابی دارند. نتایج نشان داد مدل شبکه عصبی مصنوعی- تفنگدار خلاق نسبت به سایر مدل ها از دقت بیشتر و خطای کمتری برخوردار است. در مجموع نتایج نشان داد استفاده از مدل های هوش مصنوعی هیبریدی در برآورد دبی سیلابی موثر بوده و می تواند به عنوان راهکاری مناسب و سریع در مدیریت منابع آب مطرح شود.
۱۳۹۴۴.

تنگناها و چالش های راهبردی و ژئوپلیتیکی رژیم صهیونیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۴ تعداد دانلود : ۳۵۹
یکی از مسائل و چالش های اساسی جهان به خصوص در منطقه غرب آسیا موضوع اسرائیل و آینده رژیم صهیونیستی است. به نظر می رسد که این مسئله را باید فراتر از یک مناقشه عادی بین اعراب و رژیم اشغالگر قدس دانست؛ چراکه کل مسائل جهان اسلام را تحت تأثیر قرار داده است. درواقع، برای بسیاری از مسلمانان، نابودی رژیم صهیونیستی به صورت یک آرمان درآمده است. قضاوت درباره اینکه آیا این آرمان محقق می شود یا خیر امر ساده ای نیست که بتوان بدون تکیه بر پژوهش های دانشگاهی بدان پرداخت. بنابراین لازم است تا جوانب مسئله موردبررسی های بیشتری قرار گیرد. در این راستا این مقاله درصدد است تا مهم ترین تنگناها و چالش های راهبردی و ژئوپلیتیکی رژیم صهیونیستی را مورد ارزیابی قرار دهد. داده های موردنیاز این پژوهش به روش کتابخانه ای و اسنادی گردآوری شده است و روش شناسی حاکم بر تحقیق نیز ماهیت توصیفی- تحلیلی دارد. نتیجه پژوهش نشان می دهد بااینکه رژیم صهیونیستی برخی فرصت ها را در اختیار دارد که از نقاط قوت آن به شمار می رود، درعین حال، با تنگناها و چالش های بزرگی نیز روبرو است. ازجمله مهم ترین این چالش ها می توان به شکاف و دودستگی های سیاسی، اجتماعی و قومی، وابستگی جدی به مهاجرت و پدیده مهاجرت معکوس، بحران هیدروپلیتیک و انرژی، وضعیت دشوار جغرافیایی و نداشتن عمق استراتژیک و نقش آفرینی محور مقاومت اشاره کرد.
۱۳۹۴۵.

تحلیل عوامل مؤثر بر تاب آوری مراکز حساس و حیاتی شهری مبتنی بر پدافند غیرعامل (مطالعه موردی: منطقه 11 کلان شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۲ تعداد دانلود : ۴۲۸
امروزه، به دنبال گسترش شهرنشینی و مهاجرت های بی رویه به این نقاط، مسئله آسیب پذیری و تاب آوری مراکز ویژه، حیاتی و حساس از اهمیت دوچندانی برخوردار شده است. در واقع، این مراکز در حکم شریان های مهم بدنه هر سرزمین محسوب می شوند که می توانند کارکرد ملی یا فراملی داشته باشند. از این رو، رویکرد پدافند غیرعامل به منظور افزایش تاب آوری این مراکز و به طور کلی نقاط شهری مهم مطرح شده است. برهمین اساس، هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل اصلی موثر بر تاب آوری مراکز ویژه، حیاتی و حساس مبتنی بر پدافند غیرعامل و سپس تحلیل میزان تأثیر هر یک از عوامل بر مراکز ویژه، حیاتی و حساس منطقه 11 تهران می باشد. روش تحقیق پژوهش توصیفی – تحلیلی است و برای شناسایی عوامل اصلی ادبیات پژوهش و مبانی نظری مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت معیارهای اصلی مطابق با نظرات صاحبنظران امر استخراج گردید. جامعه آماری پژوهش شامل متخصصان جغرافیا و برنامه ریزی شهری با توجه به زمینه تخصصی تحقیق است که با استفاده از نرم افزار Sample Power اقدام به برآورد حجم نمونه آماری گردید. سپس برای تحلیل  میزان تأثیر هر کدام از عوامل شناسایی شده از نرم افزار Smart PLS  بهره گرفته شد. در نهایت، یافته های حاصل از تحلیل داده ها، نشان دهنده آن است که عوامل مکان یابی و چند عملکردی 0/826؛ پراکندگی، تفرقه و جابه جایی 0/708؛ استحکامات و سازه های امن 0/582؛ دسترسی 0/513؛ استتار و فریب 0/490؛ اختفاء و پوشش0/410؛ و اعلام خبر 0/175 به ترتیب دارای بیشترین تأثیر بر تاب آوری مراکز ویژه حیاتی و حساس منطقه می باشند. از طرفی تاب آوری اقتصادی 0/819؛ اجتماعی0/767؛  کالبدی-محیطی 0/607؛  و نهادی-مدیریتی 0/594 نیز به ترتیب از اصلی ترین پیامد های تاب آوری این مراکز است.
۱۳۹۴۶.

تحلیل راهبردهای توسعه منطقه ای پایدار در استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۲ تعداد دانلود : ۳۸۳
در عصر حاضر که با خصیصه های عدم قطعیّت، نوآوری و پیچیدگی مسائل شناخته می شود، نظام برنامه ریزی سنّتی با چالش های متنوّعی مواجه است. یکی از ضعف های نظام برنامه ریزی منطقه ای رایج، عدم شناسایی، تحلیل و به کارگیری عوامل کلیدی توسعه منطقه است. هدف اصلی این پژوهش تحلیل استراتژیک ظرفیت های توسعه منطقه ای استان مازندران بر اساس چارچوب نظری توسعه منطقه ای در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، زیربنایی و مدیریتی، طبیعی، ساختار سکونتگاه و پیوندها است. در این راستا ابتدا با سنجش محیط داخلی و محیط خارجی، فهرستی از نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای مطرح در این شش حوزه برای توسعه ی استان تهیه، سپس با نظر سنجی از کارشناسان و متخصصان استان مازندران، اقدام به وزن دهی به هر یک از آنها شد. در نهایت با محاسبه و تحلیل آنها، اولویت ها مشخص گردید. براساس نتایج به دست آمده 240 نقطه قوت، ضعف فرصت و تهدید در استان شناسایی شد که در نهایت 40 نقطه به عنوان عوامل اصلی توسعه در استان مازندران انتخاب شدند. بدین ترتیب تولید ناخالص ملی با وزن 0/36 مهمترین نقطه قوت منطقه و عدم تعادل اکولوژیک در تمامی گستره ی استان با وزن 0/46 مهمترین نقطه ضعف استان می باشد. همچنین ایجاد رسانه های جمعی مناسب در سطح ملی و منطقه ای با وزن0/32 مهم ترین نقطه فرصت و ضعف حمل و نقل و ارتباط ضعیف پیوند فراملی هر کدام با وزن 0/36 مهم ترین تهدید منطقه محسوب می شوند.
۱۳۹۴۷.

ارزیابی ابعاد و مولفه های زیست پذیری در نواحی شهری با رویکرد توسعه پایدار (نمونه موردی نواحی شهر خرم آباد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۹ تعداد دانلود : ۳۵۷
زیست پذیری شهری به عنوان یکی از مهمترین عناصر کیفیت و جاذبه شهری، در شهرهای مختلف مورد توجه روزافزون قرار گرفته است. این مفهوم برآسایش اجتماعی، سلامتی و رفاه فردی و اجتماعی در شهر که از اصول توسعه پایدار نیز هستند، دلالت دارد. در همین راستا پژوهش حاضر نیز با هدف ارزیابی ابعاد و مولفه های زیست پذیری در نواحی شهر خرم آباد انجام گرفته است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و با استفاده از ابزار پرسشنامه صورت گرفته است. جامعه آماری آن تمام شهروندان شهر خرم آباد که در سرشماری سال 1395برابر380829 نفر بوده است. برای تخمین حجم نمونه از فرمول شارل کوکران استفاده شده است و مطابق این فرمول تعداد نمونه 384 نفر برآورد شده است.روش انتخاب نمونه تقسیم شهر به 11 ناحیه و پخش 34 پرسشنامه در هر ناحیه به صورت تصادفی ساده بوده است. اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزار های Spss,Arc Gis, Excel و بهره گیری از مدل های آنالیز واریانس یک طرفه(ANOVA) و تاپسیس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج به دست آمده نشان داد که بین نواحی شهر خرم آباد از نظر ابعاد زیست پذیری تفاوت معنی دار وجود دارد و در سطح نواحی شهر ابعاد زیست پذیری با شدت و ضعف همراه است. همچنین مدل تاپسیس نشان داد که از نظر میزان زیست پذیری کلی ناحیه شقایق با مقدار Si 0.823 بالاترین میزان زیست پذیری و ناحیه دره گرم با مقدار Si 0.176پایین ترین میزان زیست پذیری را در بین نواحی شهر خرم آباد به خود اختصاص داده اند و سایر نواحی نیز در این بین قرار گرفته اند.
۱۳۹۴۸.

تحلیلی بر تعاملات فضایی مقصدهای گردشگری. مورد مطالعه: شهرستان علی آبادکتول، ناحیه محمدآباد- زرین گل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۵ تعداد دانلود : ۳۷۰
یکی از ویژگی های سکونت گاه های انسانی تطورپذیری و پویایی آن است. این پویایی در فضا، زمینه ایجاد جریان های فضایی بین شهر و روستا را در قالب پیوند های روستایی- شهری میسر می سازد، این پیوندهای روستایی- شهری حاصل تعاملات دو سویه سکونت گاه های روستایی و کانون شهری در عرصه ناحیه ای است که به سبب جریان های جریان افراد،کالا ها و اطلاعات پدید می آید. شکل گیری و گسترش این جریان های فضایی درسطوح مختلف (محلی، ناحیه ای و منطقه ای) به ایجاد سازمان فضایی می انجامد. هدف این تحقیق تحلیلی بر تعاملات فضایی مقصد های گردشگری ناحیه محمدآباد - زرین گل شهرستان علی آباد کتول مبتنی بر الگوی سازمان یابی فضایی شبکه ای است. روش شناسی تحقیق کمی و مبتنی بر روش توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری مورد مطالعه، شامل 20 نقطه سکونت گاهی روستایی که همگی به عنوان مقصد گردشگری روستایی درناحیه محمدآباد- زرین گل واقع در شهرستان علی آبادکتول هستند. برای گردآوریِ اطلاعات به شیوه های اسنادی و میدانی عمل شده است. در روش میدانی، از فن پرسش گری و ابزار پرسش نامه استفاده شد. البته، برای برخی از داده های ثانویه به مراکز اطلاع رسانی مانند مرکز آمار ایران و سازمان هایی مانند فرمانداری، میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شهرستان علی آباد مراجعه شد. با توجه به ماهیت مساله از تحلیل شبکه اجتماعی (SNA) استفاده شده است. در این روش سه دسته شاخص وجود دارند که در این پژوهش از شاخص های کلان (اندازه شبکه، تراکم شبکه و مرکزیت شبکه) استفاده شده است. همچنین، در این روش داده های جریانی به وسیله نرم افزار Nodexl مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. با توجه به یافته های تحقیق، نتایج زیر به دست آمد: - تعاملات فضایی در سطح ناحیه اگرچه مبتنی بر ساختارهای محیطی مبتنی بر فعالیت های بخش کشاورزی شکل گرفته است ولی در دهه اخیر به علت تحول در بسترهای اجتماعی- اقتصادی و امکان محیطی ، چشم انداز طبیعی) مبتنی بر فعالیت گردشگری و سرمایه گذاری های بومی مرتبط (با فعالیت گردشگری) از تعدد و تنوع بیشتری برخوردار شده است. - تعاملات فضایی نوین نه تنها زمینه افزایش تعاملات درون قلمروی را فراهم نموده است. بلکه زمینه افزایش تعاملات برون قلمرویی نیز افزایش یافته است. مبتنی بر بنیان نظری تحلیل شبکه، این نوع از تعاملات بسترساز پایداری شبکه (یا نظام سکونتگاهی) خواهد شد. - اگرچه، جریان ها از تعدد و تنوع برخوردار شده و سطح تعاملات هم ارتقا یافته است. ولی ساختار جریان ها با نقش پذیری شهرها و روستا های بزرگ به جای ماهیت دو سویه و مکمل، از ماهیتی یک سویه برخوردار است. این ویژگی سبب شده  استتا پیوند بین سکونت گاهی شکل نگیرید.
۱۳۹۴۹.

تبیین توسعه منطقه ای با تأکید بر اشتغال در حوزه اقتصاد دریا. مورد مطالعه: استان بوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۲ تعداد دانلود : ۴۶۲
اقتصاد دریامحور فرصت های شغلی جدیدی ایجاد می کند و منجر به افزایش تولید ناخالص منطقه ای و درآمد نیروی کار می شود. آینده نگاری فرآیند سازماندهی شده هدف مندی است که باعث گردهم آمدن بازیگران کلیدی عرصه های علم و فناوری برای ترسیم آینده ای امکان پذیر و راه های رسیدن به چنین آینده ای می شود. استان بوشهر به عنوان یکی از استان های ساحلی کشور دارای ظرفیت بسیار بالایی در راستای توسعه اقتصاد دریامحور به خصوص در زمینه های مورد تأکید در این پژوهش است. هدف این پژوهش، بهره گیری از رویکردهای آینده پژوهی و اتکا به مدل های برنامه ریزی بر پایه این رویکرد، به بحث در خصوص توسعه اشتغال در سه بُعد اقتصاد دریا (گردشگری دریایی، آبزی پروری دریایی و زیست فناوری دریایی) در استان بوشهر است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت بر اساس روش های آینده پژوهی توصیفی- تحلیلی است. روش گردآوری داده ها، اطلاعات اسنادی، میدانی و گروه دلفی است و مدل های پردازش داده ها آینده نگاری با استفاده از نرم افزار MICMAC است. در این پژوهش پیشران های کلیدی آینده پژوهی در ارتباط با توسعه اشتغال در بخش های اشاره شده، ارائه شد. نتایج نشان داد که رقابت پذیری شهری، مناطق نمونه و دهکده های گردشگری، سرمایه گذاری مردم محلی در بخش گردشگری، سرمایه گذاری بخش خصوصی، زمین های ساحلی مطلوب و گسترده در بخش آبزی پروری و وجود منطقه ویژه علم و فناوری دریایی، حمایت از تولیدات داخلی، صادرات محصولات زیست فناوری در بخش زیست فناوری دریایی بیشترین میزان تأثیرگذاری بر فرآیند توسعه اشتغال در استان بوشهر را خواهند داشت.
۱۳۹۵۰.

بازشناسی مفهوم خوانایی در فرآیند ادراک ساکنان از مجتمع های مسکونی. نمونه موردی: مجتمع اکباتان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۸ تعداد دانلود : ۳۷۱
با وجود معرفی خوانایی به عنوان یک مفهوم مرتبط با ادراک انسانی، نگاه کالبدمحور به سنجش این مفهوم، منجر به تمرکز بر معیارهایی از محیط فیزیکی شده است. اگر مبتنی بر تعاریف، مبنای سنجش خوانایی کالبدی را به جای تصویر محیطی، تصور ناظر از محیط کالبدی بدانیم که مبنای تعامل افراد با محیط است، زوایای دیگری از وجوه مؤثر بر خوانایی را می توان تشخیص داد. هدف این پژوهش دست یافتن به معیاری جامع برای سنجش مفهوم خوانایی مبتنی بر تصور ذهنی است، لذا پرسش پژوهش این است که فرآیند ادراکی ایجاد تصویری روشن و منسجم از محیط در ذهن ناظر چگونه است؟ این مقاله در چارچوب مطالعات کیفی بوده و ضمن بررسی اسناد و مطالعات مرتبط و با روش تحلیل محتوا سعی دارد تا به مدلی مفهومی از ارتباط مؤلفه های تصویر ذهنی دست یافته و از طریق استدلالی منطقی ارتباط آن را با خوانایی برقرار نماید،  سپس ضمن ارزیابی آن در چارچوبی کمّی و در محدوده یک مجتمع مسکونی به روش پیمایشی و با ابزار پرسش نامه و تحلیل عامل تأییدی در نرم افزار لیزرل ضمن شرح و بسط چارچوب نظری اعتبار آن را برای سنجش خوانایی بررسی نماید. نتایج تحلیل ها نشان از همبستگی بین داده ها و روایی بین مؤلفه ها داشته و حاکی از تأثیر توأمان لایه های مکانی، زمانی و عاطفی در تصور ناظر از محیط کالبدی است؛ لذا خوانایی ادراک شده از محیط کالبدی علاوه بر ایجاد تصویر ذهنی- مکانی منوط به ایجاد تصویر ذهنی- زمانی و ذهنی- عاطفی است
۱۳۹۵۱.

تحلیل تحقق پذیری شهر خلاق در شهرهای میانی. مورد مطالعه: شهر ساری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۰ تعداد دانلود : ۳۵۳
شهر خلاق مبحثی جدید و مورد توجه در حوزه شهرسازی است و نقش اساسی در رشد و توسعه شهر دارد، شهرهای خلاق با مردمی پویا، با تجربه و خلاق، جایی است که ایده ها تقویت شده اند و مردم تلاش می کنند تا جامعه خودشان را به مکان هایی بهتر برای زندگی و کار تبدیل نمایند و نقش اساسی در رشد و توسعه هر کشوری ایفاء کنند. فلسفه شهر خلاق آن است که در هر شهری همیشه ظرفیتی بیشتر از آنچه در وهله اول تصور می شود وجود دارد. شهر ساری به عنوان مرکز سیاسی استان برخوردار از عناصر شهری مهمی همچون بازار، بسیاری از اماکن فرهنگی، مراکز و نهادهای دولتی از قبیل شهرداری، کتابخانه، کتابفروشی ها، دانشگاهها و بسیاری دیگر از اماکن جاذب گردشگر و... روزانه است که پذیرای جمعیت بسیاری از جمله طبقات خلاق شهر است. برنامه ریزی کالبدی- عملکردی برای تأمین فضای عمومی مورد نیاز استفاده کنندگان از این شهر، اهمیت فراوانی دارد. با توجه به نمونه موردی، پرسش اصلی این است که آیا ساری پتانسیل کافی برای تبدیل شدن به شهر خلاق را دارد؟ پژوهش مبتنی بر رویکرد توصیفی- تحلیلی است و اطلاعات مورد نیاز از طریق مطالعات اسنادی و پیمایشی جمع آوری شد و بعد داده های خام مطالعات پیمایشی (مصاحبه و پرسشنامه) به روش دلفی تهیه گردید. در این پژوهش ضمن شناسایی مهمترین شاخص های شهر خلاق، همچنین جهت تدوین استراتژی توسعه و تشریح اهداف، منابع، توانایی ها و عوامل کلان محیطی و همچنین تجزیه و تحلیل داده ها جهت ارزیابی میزان خلاقیت و در نهایت میزان برخورداری از شاخص های شهر خلاق استفاده شده است. براساس نتایج به دست آمده مهمترین عامل در راستای رسیدن شهر ساری به شهر خلاق افزایش نیروی انسانی متخصص و افزایش فعالیت های کارآفرین است. تنوع فعالیت های اقتصادی، افزایش مراکز علم و رشد و فناوری از دیگر مواردی است که باید در راستای آن اقدامات مؤثری صورت پذیرد.
۱۳۹۵۲.

خودسازماندهی شهری در عمل: شناسایی الگویی برای درک اقدامات جمعی در محلات شهر سبزوار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۰ تعداد دانلود : ۳۸۱
مطالعات نشان می دهد، مفهوم خودسازماندهی شهری می تواند راهی را برای تحقق مشارکت واقعی شهروندان پیش روی محققان قرار دهد. با وجود اهمیت این موضوع، به نظر می رسد خلأ شناختی عمده ای در این زمینه در کشور وجود دارد. با توجه به ماهیت زمینه گرای خودسازماندهی شهری، برای بهره گیری از این مفهوم در توسعه ی محلات کشور باید ابتدا شناختی از مفاهیم و عناصر خاص این پدیده در داخل انجام شود. هدف پژوهش حاضر شناسایی مفاهیم و مقولات خودسازماندهی شهری در محلات شهر سبزوار و بررسی چگونگی ارتباط بین این مفاهیم و مقولات می باشد. برای دستیابی به هدف مذکور در این پژوهش از روش نظریه ی داده بنیاد چندگانه استفاده شده است و طی فرآیندی رفت و برگشتی به مرور متون نظری موجود و مصاحبه با 18 نفر از کنشگران فرآیندهای خودسازماندهی شهری در سبزوار، مسئولان و متخصصان مسائل شهری پرداخته شد. طی فرآیند پژوهش 423 کد اولیه، 68 مفهوم و 22 مقوله شناسایی گردید. از میان مقولات بدست آمده جریان ثابت انرژی به عنوان مقوله ی محوری معرفی شده و الگوی پیشنهادی با تأکید بر شرایط علّی، زمینه ای، مداخله گر و راهبردها و پیامدها ترسیم و ارائه گردید. مطابق با یافته های پژوهش، جریان ارتباطات، تعاملات و تبادل ایده ها، تجربیات و اطلاعات در میان کنشگران مختلف فرآیندهای خودسازماندهی شهری اعم از شهروندان، افراد کلیدی و مسئولان نهادهای رسمی، اساس فرآیندهای خودسازماندهی شهری مبتنی بر جامعه را تشکیل می دهد. از این رو تلاش در جهت برقراری و افزایش جریان مذکور می تواند بسترهای لازم برای شکل گیری فرآیندهای خودسازماندهی شهری را فراهم آورد. برقراری و تداوم جریان اطلاعات و تبادل تجربیات در میان افراد سبب ایجاد علایق و منافع مشترک و نیز افزایش بینش و آگاهی شهروندان می گردد. به منظور دستیابی به اهداف مشترک شهروندان، مذاکرات و توافقاتی درون اجتماع محلی و بین افراد گروه خودسازمانده یا شهروندان دخیل در فرآیندهای خودسازماندهی و نیز مذاکرات و توافقاتی بیرون از اجتماع محلی و میان کنشگران محلی و نهادهای دولتی رخ می دهد. در خلال این مذاکرات، برنامه ها و پروژه های موردنیاز ساکنان تعریف شده و در نهایت، بودجه ی مورد نیاز از کانال های مختلف از قبیل آوردهی مردمی، بودجه های اختصاص یافته ی محلی و تبدیل پتانسیل های مختلف به یکدیگر تأمین می گردد. از سوی دیگر، ساختارها و چارچوب های قانونی تسهیل کننده و مکانیسم های مطلوب حاکمیتی و مدیریت شهری در سطوح کلان و محلی از قبیل وجود سیستم های مدیریت شهری چندسطحی و تدوین قوانین انعطاف پذیر و قابل تطبیق با شرایط محلی، بسترهایی هستند که اثرات مثبت و قابل توجهی در ایجاد و گسترش فرآیندهای خودسازماندهی شهری برجای می گذارند. مطابق با یافته های این پژوهش، فرآیندهای خودسازماندهی شهری، سبب ارتقاء ابعاد عملکردی، معنایی و زیست محیطی می گردد و دستاوردهای اقتصادی و مداخلات اجتماعی و رفتار محور را نیز به همراه دارد.
۱۳۹۵۳.

تبیین روابط قدرت کنشگران در تولید و بازتولید فضاهای شهری در اراضی عباس آباد شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۴ تعداد دانلود : ۴۴۸
گفتمان تولید و بازتولید فضای شهری طی دهه های اخیر در ادبیات شهری موردتوجه قرارگرفته است. تولید فضای شهری، مفهومی چندوجهی است که می توان آن را مجموعه ای از فرایندها و اقدامات فردی و گروهی انسانی نظیر تصمیم گیری، مشارکت در کنترل و مالکیت شهری و مشارکت در تولید فضای فیزیکی دانست. تأکیدات اندیشمندان مختلف، رابطه و تأثیر قدرت در ایجاد فضاهای شهر را عیان می سازد. امروزه فضاهای شهری ما، به خاطر انحصارطلبی ها، برنامه ریزی مختص یک یا چند گروه خاص، فقدان عرصه ای برای مشارکت و ابراز عقیده استفاده کنندگان از فضا، عدم توجه به منافع عمومی، با مشکلات متعددی مواجه است. در جریان تولید و بازتولید فضای شهر،کنشگران متعددی هرکدام دارای قدرت متفاوت و با دسترسی به منابع قدرت مختلف به تأثیرگذاری می پردازند. اراضی عباس تهران، یکی از محدوده های باارزش و دارای پتانسیل های منحصربه فرد است. نحوه تولید و بازتولید و بهره برداری از آن در دهه های اخیر توسط اقشار مختلف تأمل برانگیز بوده و به نظر می رسد که روندها یا عواملی، مستقیم یا غیرمستقیم، باعث شده است این محدوده باارزش، از حالت ایده آل «شهر برای همه شهروندان»، به حالت «هر بخش شهر برای قشری خاص» تبدیل گردیده و متعلق به همه مردم نباشد. لذا این پژوهش به دنبال شناسایی کنشگران تأثیرگذار در تولید فضای عباس آباد و همچنین بررسی روابط قدرت بین آن ها بوده است. گردآوری داده ها با مصاحبه نیمه ساخت یافته با روش نمونه گیری گلوله برفی و همچنین بررسی اسناد و مشاهده میدانی بوده و برای تحلیل از نرم افزار میک مک استفاده شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که دولت و حکومت، به عنوان دو نهاد وابسته به یکدیگر و گاه در تضاد باهم، به هدایت و کنترل تولید فضای عباس آباد پرداخته اند، بخش خصوصی مستقل، در این فرایند وجود ندارد و آنچه به اسم بخش خصوصی وجود دارد وابسته و تحت کنترل و اراده دولت و حکومت فعالیت می کنند. روابط قدرت بین کنشگران در عباس آباد به هیچ وجه معطوف به شهروندان و سازمانهای مردم نهاد نیست. تناقض موجود در اهداف و عمل انجام شده در اراضی عباس آباد، منجر به از دست رفتن بخش زیادی از پتانسیل این فضای شهری بزرگ در بازتولید از لحاظ تامین نیازهای اقشار مختلف شهروندان شده است. میزان قدرت هر کنشگر در تولید فضاهای شهری، وابستگی زیادی به منبع قدرت وی دارد و بنابراین برای موازنه قدرت کنشگران، مهم و ضروری است که موارنه منبع قدرت آن ها را به تعادل رساند. این امر مستلزم ایجاد تحولات و اصلاحاتی در حوزه ساختاری و عملکردی در فرایند تولید فضای شهری است.
۱۳۹۵۴.

بررسی عوامل مؤثر بر رهیافت توسعه میان افزا (مطالعه موردی منطقه 12 شهر تهران، محله سنگلج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۷ تعداد دانلود : ۴۱۳
توسعه میان افزا یا توسعه از درون درحقیقت نوعی از توسعه است که برخلاف سایر سیاست های توسعه شهری، در بستر شهر موجود و با حضور ساکنان و شهروندان و واحدهای همسایگی صورت می پذیرد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر تحقق پذیری توسعه میان افزا، به روش پیمایشی درسه زمینه کیفیت فضا، مشارکت ساکنان و سرمایه گذاری عاملان انجام گرفته است. حوزه پژوهش محله سنگلج در منطقه 12 شهرتهران بوده و جامعه آماری آن شامل سه گروه ساکنان، افرادگذری و صاحبان سرمایه بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران برآورد شد که به شیوه نمونه گیری طبقه ای به روش تصادفی دردسترس انتخاب شده اند. ابزارگردآوری اطلاعات شامل3 پرسشنامه محقق ساخته(ساکنان، صاحبان سرمایه و افرادگذری) است. داده ها با روش های تحلیل عاملی اکتشافی، رگرسیون چندمتغیره و به شیوه مقایسه دودویی ساعتی، مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد؛ از میان عوامل کیفیت فضا، مشارکت و سرمایه گذاری، کیفیت فضا مهمترین عامل در توسعه میان افزا در بافت های فرسوده شناسایی شد. همچنین از میان عوامل مؤثر برکیفیت فضا، پویائی فضا، از میان عوامل مؤثر بر مشارکت ساکنان، روابط همسایگی، و از میان عوامل مؤثر بر سرمایه گذاری خصوصی، تسهیلات صدور پروانه ساخت و وام ساخت مسکن بافت های فرسوده، بیشترین تأثیر را دارد.
۱۳۹۵۵.

راهبردهای توسعه گردشگری مذهبی - تاریخی شهر زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۴ تعداد دانلود : ۳۶۸
امروزه جاذبه های گردشگری تاریخی- مذهبی نقش مؤثری در بازسازی حیات شهرها در طول تاریخ و امروز داشته است رشد و توسعه بسیاری از شهرها، ریشه در کارکرد تاریخی و مذهبی آن شهرها داشته است و گاه به این شهرها جایگاه و نقش جهانی بخشیده است. در این راستا هدف پژوهش حاضر، راهبردهای توسعه گردشگری مذهبی - تاریخی شهر زنجان، می باشد. تحقیق حاضر از نظر ماهیت و روش توصیفی و از نظر هدف مطالعه کاربردی-توسعه ای است. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات، از نرم افزار (Expert Choice) و مدل (SWOT) استفاده شده است. نتایج مدل SWOT، گویای برتری نقاط قوت و فرصت ها بر ضعف و تهدید ها می باشد، بنابراین، استراتژی کلان، از نوع استراتژی رقابتی خواهد بود. نتایج نرم افزار (Expert Choice) نشان داد، در بین فرصت ها (ارتقای شاخص های توسعه پایدار گردشگری) با مقدار وزن به دست آمده (0.018)، در بین نقاط قوت، (پاسخگویی نیازهای روحی و معنوی زائرین) با مقدار وزن به دست آمده (0.014)، در بین نقاط ضعف، (نبود برنامه های کاربردی در راستای مدیریت جاذبه های تاریخی و مذهبی) با مقدار وزن (0.015) و در نهایت در بین تهدید ها، (همکاری نکردن میراث فرهنگی در زمینه ساخت و ساز و مرمت بناهای مذهبی و تاریخی و سنتی بودن سیستم های تبلیغاتی و اطلاع رسانی برای افزایش آگاهی در زمینه گردشگری مذهبی این شهر) با مقدار وزن به دست آمده (0.014)، بیشترین تاثیرگذاری را بر راهبرد های چهارگانه داشته اند.
۱۳۹۵۶.

بررسی تغییرات دما و بارش حوضه ی سیمره با استفاده از مدل های اقلیمی سری CMIP5(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۲ تعداد دانلود : ۴۲۷
دو پارامتر مهمی که در اقلیم هر منطقه بلاواسطه تاثیرگذار می باشند، دما و بارش می باشند که تغییرات آن ها در زمینه های مختلف از جمله کشاورزی، انرژی، گردشگری و ... تاثیرگذار است. هدف این مطالعه بررسی تغییرات دما و بارش در سه ایستگاه منتخب و شاخص حوضه آبریز سیمره می باشد. برای این منظور از مدل ها و سناریوهای گردش عمومی جو از سری مدل های CMIP5 تحت دو سناریوی RCP45 و RCP85 که با مدل آماری LARS-WG ریزمقیاس شدند، استفاده شد. سپس برای بررسی عدم قطعیت مدل ها و سناریوها، از طریق مقایسه خروجی مدل ها در دوره آتی (2040-2021)، با دوره پایه (2010-1980)، به صورت ماهیانه توسط شاخص های آماری ضریب تعیین (R2) و خطای جذر میانگین مربعات (RMSE)، بهترین مدل و سناریو برای تولید داده های دما و بارش دوره آتی انتخاب شد. در نتیجه برای تولید پارامتر دمای حداقل و حداکثر از مدل HADGEM-2 تحت سناریوی PRC4.5 و برای تولید پارامتر بارش از همان مدل تحت سناریوی PRC 8.5 استفاده شد. نتایج این مطالعه نشان داد که بارش دوره آتی به طور متوسط در سطح حوضه حدود 5/4 % کاهش خواهد یافت در حالی که دمای حداقل 5/1 درجه سانتیگراد و دمای حداکثر 17/2 درجه سانتیگراد افزایش خواهد یافت که بیشترین افزایش مربوط به ما ه های گرم سال می باشد. نکته قابل توجه بر هم خوردن توزیع زمانی بارش و افزایش دما است که احتمالاً بیشتر از کاهش بارش تبعات منفی خواهد داشت.
۱۳۹۵۷.

تحلیل جایگاه دانش بومی در توسعه فضاهای پیراشهری با تأکید بر زیست پذیری اقتصادی- اجتماعی مورد: روستاهای منطقه ۱۹ تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۷ تعداد دانلود : ۳۳۲
امروزه یکی از مسائلی که توجه برنامه ریزان را به خود جلب کرده، بررسی نقش دانش بومی در توسعه و زیست پذیری نواحی می باشد. دانش بومی، بخشی از سرمایه ملی هر قوم است که باورها، ارزش ها، روش ها و آگاهی های محلی و دانش اکولوژیک آنها از مح یط زندگیشان را در بر می گیرد. دانش بومی، حاصل قرن ها آزمون و خطا در محیط طبیعی، اقتصادی و اجتماعی است. در این راستا هدف پژوهش حاضر تحلیل جایگاه دانش بومی در توسعه فضاهای پیراشهری با تاکید بر زیست پذیری اقتصادی و اجتماعی (مورد مطالعه: روستاهای منطقه ۱۹ تهران)، می باشد. تحقیق حاضر از نظر روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و از نظر ماهیت، کمی و به لحاظ هدف کاربردی – توسعه ای است. ابزار گردآوری اطلاعات برای بررسی جایگاه مناطق روستایی منطقه 19 از نظر کاربست دانش بومی در راستایی زیست پذیری در قالب معیارهای اقتصادی، اجتماعی، 24 زیرمعیار است. در بخش توصیفی و استنباطی (نتایج مرتبط به تجزیه و تحلیل داده ها) از تکنیک های تحلیل رابطه خاکستری (GRA) و نرم افزار SPSS استفاده می گردد. نتایج آزمون اسپیرمن نشان داد بین دانش بومی در روستاهای منطقه 19 تهران و زیست پذیری اقتصادی و اجتماعی با مقدار ضریب همبستگی اسپیرمن 751/0، ارتباط معنادار و مثبتی وجود دارد. همچنین نتایج آزمون T نشان داد مؤلفه اقتصادی بیشترین اثرپذیری را از دانش بومی در راستای زیست پذیری مناطق روستایی منطقه 19 داشته است. نتایج تحلیل رابطه خاکستری (GRA) نشان داد، روستای مرتضی گرد با کسب میزان امتیاز خاکستری (0.633)، در جایگاه اول از نظر کاربرد دانش بومی در راستای ارتقای زیست پذیری در بین روستاهای مورد مطالعه قرار می گیرد.
۱۳۹۵۸.

مدیریت شهری و نقش آن در هدایت و کنترل توسعه فضایی- کالبدی مناطق پیراشهری یاسوج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۴ تعداد دانلود : ۳۶۲
افزایش جمعیت، رشد سریع شهرنشینی و خزش شهری عامل اصلی تولید فضاهای پیراشهری است. مدیریت شهری به عنوان یک نهاد محلی نقش اساسی در کنترل و هدایت روند گسترش کالبدی-فضایی شهرها دارد. الگوی کنونی مدیریت شهری در ایران منجر به بروز ناپایداری های فضایی-کالبدی و دست اندازی به فضاهای پیراشهری به ویژه زمین های کشاورزی در بیش تر شهرها از جمله یاسوج شده است. پژوهش حاضر با هدف مدلسازی ساختاری مؤلفه های مبنایی مدیریت شهری مؤثر بر هدایت و کنترل روند توسعه فضایی-کالبدی مناطق پیراشهری یاسوج صورت گرفته است. روش پژوهش مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی که با پیمایش میدانی جهت تکمیل پرسشنامه ها می باشد. جامعه آماری پژوهش، مدیران، متخصصان و کارشناسان نهادهای دولتی و عمومی شهر یاسوج است که به روش نمونه گیری خوشه ای و به صورت هدفمند با استفاده از جدول تعیین حجم نمونه مورگان به تعداد 148 نفر انتخاب شد. داده های گردآوری شده با بهره گیری از روش معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار اسمارت پی ال اس (Smart P.L.S) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که مؤلفه های مبنایی مدیریت شهری (سیاست گذاری و تصمیم گیری شهری، برنامه ریزی و سازماندهی، امور اجرایی و خدمات شهری) به میزان 433/0، 372/ و 487/0 تغییرات کنترل و هدایت روند توسعه فضایی-کالبدی محدوده مطالعاتی را تبیین می کنند. هم چنین تأثیر مؤلفه های مبنایی مدیریت شهری طبق آماره t (935/12)، (888/4)، (851/14) در سطح 99 درصد معنادار بوده که بیانگر تأثیر مثبت و معنادار این مؤلفه ها بر کنترل و هدایت روند توسعه فضایی-کالبدی است. در مجموع این سه مؤلفه مدیریت شهری، 874/0 درصد متغیر هدایت و کنترل توسعه فضایی مناطق پیراشهری یاسوج را پیش بینی می کنند.
۱۳۹۵۹.

عوامل و پهنه های زوال کلان شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۱ تعداد دانلود : ۳۸۰
زوال را می توان فرایند پالایش جمعیتی و اقتصادی و کاهش تدریجی طبقات یا اقشار متوسط به بالا و افت بخش مرکزی شهرها تعریف کرد. شهر مشهد 2292 هکتار بافت فرسوده دارد که حدود 600 هزار نفر در آن بافت ها سکونت دارند. بر اساس مطالعات اکتشافی به عمل آمده، تحولات این بافت ها در چند دهه اخیر با ماهیت زوال مطابقت دارد. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل و انطباق و یا عدم انطباق زوال محلات بخش مرکزی شهر مشهد با بافت فرسوده و قدیمی آن است. برای انجام این پژوهش، 12 متغیر مرتبط به پدیده زوال در سرشماری نفوس و مسکن محلات این شهر انتخاب و بر اساس نمره Z استانداردسازی، مقایسه و بر اساس مجموع امتیاز به نقشه تبدیل شدند. آزمون فرضیات با بررسی جامعه آماری سال های 1365 تا 1390 و بلوک های سرشماری سال 1390 مرکز آمار ایران انجام شده است. تحلیل داده ها از طریق استانداردسازی متغیرها بر اساس نمره Z و آزمون میزان پراکندگی و تجمع پدیده زوال توسط شاخص G (خودهمبستگی فضایی موران) انجام شده است. محلات دارای زوال بر اساس مجموع امتیاز هر یک از محلات در نقشه مشخص شد. پردازش آماری و کارتوگرافی نقشه ها به کمک نرم افزارهای Excel و Arc GIS صورت پذیرفته است. نتایج محاسبات نشان می دهد که میانگین نمرات استاندارد متغیرها در سطح شهر، نزدیک به صفر بوده و دارای اختلاف و تفاضل اندکی در مقایسه با یکدیگر هستند. ازاین رو، از مقایسه تفاضل میانگین امتیازات استانداردشده پهنه های در حال زوال و فاقد زوال شهر مشهد استفاده شد. رتبه بندی متغیرها نشان می دهد که سطح تحصیلات و تبعات شغلی و درآمدی آن و میزان سرمایه گذاری در ابنیه جدید به ترتیب تأثیرگذارترین عوامل در زوال بخش درونی شهر مشهد هستند. همچنین، قدمت و منسوخ شدگی بافت، عامل اصلی نابسامانی محلات بخش مرکزی شهر مشهد نیست، بلکه میزان برخورداری اقتصادی و منزلت اجتماعی موجب زوال این محلات شده اند.
۱۳۹۶۰.

کاربست سیاست های کاربری زمین در راستای ارتقای تاب آوری شهری، مطالعه موردی: شهر رودبار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۷ تعداد دانلود : ۳۳۰
برنامه ریزی کاربری زمین قابلیت بالایی در بهبود شرایط سکونتگاه های انسانی و افزایش تاب آوری شهرها در برابر مخاطرات دارد. با توجه به ابعاد ساختار مکانی- فضایی و تأثیرگذاری ابزارهای تحلیلی و سیاست های برنامه ریزی کاربری زمین بر شدت و نوع توسعه، ابزاری مهم برای کاهش خطرات محسوب می شوند. درواقع هدف از این پژوهش، کاربرد سیاست های برنامه ریزی کاربری زمین در راستای بهینه سازی و استفاده از توانایی ها و تاب آور کردن شهر در برابر مخاطرات طبیعی است. پژوهش حاضر ازلحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش ماهیتی توصیفی- تحلیلی است. گردآوری داده ها با مطالعات اسنادی- کتابخانه ای و برداشت های میدانی از طریق ابزارهایی همانند مشاهده و تکمیل پرسشنامه صورت گرفته است. جامعه آماری پژوهش، شهروندان ساکن در شهر رودبار بوده که تعداد نمونه ها با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر محاسبه شده است. پایایی پرسشنامه نیز با آزمون آلفای کرونباخ 915/0 محاسبه شد. از رگرسیون چندگانه که یک پیش شرط لازم برای موردبررسی قرار دادن رابطه معناداری است استفاده شد. متغیر سیاست کالبدی کاربری زمین به میزان 68 درصد توانایی برآورد ارتقاء شاخص نهادی، 61 درصد اقتصادی، 57 درصد کالبدی و 55 درصد بعد اجتماعی تاب آوری شهری را دارد. و همچنین ضریب بتای متغیرها نیز از بیشترین به کمترین بدین شرح است؛ 826/0 نهادی، 761/0 کالبدی و 742/0 اجتماعی. این ضرایب مثبت بیان گر آن است که اگر یک انحراف معیار از متغیر سیاست کالبدی کاربری زمین در شهرستان رودبار افزایش یابد به این میزان که اگر سیاست کالبدی حفظ تناسب میان توسعه عمودی و افقی اجرا شود به همان میزان نیز تنوع مسکن به لحاظ تاب آوری در شهر افزایش می یابد. با مقایسه برخی از شاخص های تاب آوری شهری با ابعاد سیاست های کاربری زمین مشخص شد که اگر سیاست های کاربری زمین در شهر رودبار طبق برنامه ها و طرح های تهیه شده اجرا شود شاخص های تاب آوری شهری رودبار نیز قابل ارتقاء است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان