ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۵۶۱ تا ۱۰٬۵۸۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۱۰۵۶۱.

ظرفیت سنجی توسعه پایدار شهری و پس کرانه های آن بر اساس معیارهای پدافند غیر عامل (مطالعه موردی: منطقه لواسانات)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۳ تعداد دانلود : ۳۴۸
امروزه مفهوم توسعه ی پایدار شامل فرایندی است که ارتقای شاخص های مختلف اقتصادی، اجتماعی، کالبدی-زیست محیطی و فناوری با تأکید بر رویکرد آینده نگری را موجب می گردد. از طرفی پیش نیاز دست یابی به توسعه ی پایدار یک منطقه و آسایش شهروندان تحقق شاخص های امنیت می باشد که در این راستا رویکرد پدافند غیرعامل به عنوان یکی از مهمترین الگوهای دست یابی به امنیت و به تبع آن تحقق توسعه ی پایدار محسوب می گردد. با توجه به اهمیت امنیت و نقش آن در توسعه ی پایدار، هدف از تحقیق حاضر ظرفیت سنجی توسعه ی پایدار منطقه ی لواسانات بر اساس معیارهای پدافند غیرعامل می باشد. روش تحقیق مطالعه ی حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی- تحلیلی بوده که به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از مدل تحلیل عاملی Q و آزمون آماری T تک نمونه ای استفاده شده است. جامعه ی آماری تحقیق نیز شامل مسئولان، مدیران و کارشناسان حوزه ی پدافند غیرعامل منطقه ی لواسانات و ساکنان این منطقه می باشد که حجم نمونه ی گروه اول 100 نفر بر اساس روش دلفی و حجم نمونه ی ساکنان 384 نفر بر اساس روش کوکران تعیین شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که منطقه ی مورد مطالعه از منظر توسعه ی پایدار بر مبنای رویکرد پدافند غیرعامل دارای کاستی های اساسی در ابعاد مختلف زیست محیطی، اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی، کالبدی، دسترسی و مدیریتی می باشد. در این راستا بر اساس مدل کیو سه الگوی مدیریت سیستمی و یکپارچه، حفاظت از محیط زیست و تأکید بر الگوی بومی-سنتی و برنامه ریزی اقتصادی و اجتماعی به منظور تحقق توسعه ی پایدار منطقه بر مبنای رویکرد پدافند غیرعامل پیشنهاد گردیده است که به ترتیب مقدار ویژه ی آنها 714/3، 285/2 و 649/1 می باشد.
۱۰۵۶۲.

تحلیل الگوی فضایی عدالت توزیعی در منطقه روستایی جنوب استان آذربایجان غربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۵ تعداد دانلود : ۳۱۶
بررسی الگوی عدالت فضایی در نقاط روستایی، یکی از مباحث علمی مهم است که نگاه جامعه علمی، سیاستگذران و برنامه ریزان را به خود جلب نموده است. عرصه های روستایی متاثر از فرایندهای فضایی از سطح برخورداری متفاوتی از هم برخوردار هستند. برخی از آنها، سطح برخورداری مناسب و برخی دیگر سطح برخورداری نامناسب تری دارند. این ویژگی، الگوهای پراکنش فضایی متفاوتی از عدالت (توزیعی) را به عینیت رسانده است. از این رو، مقاله حاضر به منظور بررسی و کشف این الگو (الگوی عدالت توزیعی) در مناطق روستایی جنوب استان آذربایجان غربی تهیه و ارایه گردیده است. در این تحقیق مبتنی بر رهیافت اثبات گرایی انتقادی، از روش شناسی کمی استفاده شده است. همچنین، تحقیق حاضر بر اساس روش، توصیفی- تحلیلی و بر اساس هدف کاربردی است. جامعه آماری پژوهش 1143 روستای دارای سکنه با مجموع جمعیت 418948 در 9 شهرستان جنوب آذربایجان غربی است. این پژوهش با به کارگیری 8 شاخص خدمات روستایی که در مجموع از 77 معرف تشکیل شده، انجام گرفته است. برای گردآوری داده ها از روش کتابخانه ای استفاده شده است. برای شناسایی الگوی فضایی توزیع خدمات روستایی از «روشIDW »، برای خوشه بندی فضایی نقاط روستایی از روش «گیتس ارد جی» بر مبنای مدل های شش ضلعی و برای تأیید الگوی سازی خوشه های فضایی از آماره موران استفاده شده است. همچنین، از رگرسیون وزنی جغرافیایی برای نیاز سنجی نقاط روستایی به خدمات روستایی استفاده شده است. مبتنی بر یافته ها، تحقیق حاضر به نتایج زیر دست یافت: الگوی توزیع خدمات روستایی درسطح منطقه از الگویی کاملا خوشه ای تبعیت می کند. این الگو، برخورداری نابرابری را برای روستاها بدنبال داشته ست. همچنین، الگوی نیاز به خدمات روستایی با االگوی خوشه ای توزیع فضایی خدمات منطبق نیست و افزایش خدمات روستایی درخیلی از روستاهای کم برخوردار بر میزان جمعیت پذیری آنها تأثیرگذار نخواهد بود.
۱۰۵۶۳.

عملکرد زیست محیطی مناطق 22 گانه کلانشهر تهران براساس رویکرد شهر سبز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۴ تعداد دانلود : ۳۱۵
شهرنشینی دومین انقلاب تاریخ بشر، سبب شکل گیری شهرهایی شده است که امروزه بعنوان عاملان اصلی ناپایداری در جهان، دچار تاثیرات عمیقی در روند توسعه شده اند و چالش های زیست محیطی، تاثیرات منفی زیادی بر کارآیی و عملکرد توسعه آنها داشته است. کلانشهر تهران بعنوان پایتخت و بزرگترین شهر کشور، در دهه های اخیر شاهد دگرگونی های متعددی بویژه در عرصه زیست محیطی بوده و الگوی توسعه شهری و روند آن در این کلانشهر، بیش از آن که متأثر از نتیجه عملکرد یک مدیریت منسجم باشد، بیشتر حاصل فشارهای فزآینده عوامل مختلفی است که الگوی شهری حاضر را رقم زده است. ازاینرو جهت برون رفت از پیامدهای مخرب الگوها و رویکردهای سنتی و متفاوت توسعه در تهران، بکارگیری رهیافت های سازگار با محیط زیست همچون رویکرد شهر سبز؛ در روند توسعه و دستیابی به توسعه پایدار شهری در این کلانشهر، اهمیت بسزایی دارد. پژوهش حاضر از حیث نوع، نظری – کاربردی، از لحاظ روش مطالعه، توصیفی – تحلیلی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات، پیمایشی – کتابخانه ای و از طریق پرسشنامه و جامعه آماری آن شامل 50 نفر از اساتید و متخصصان برنامه ریزی شهری می باشد. هدف از این پژوهش بررسی عملکرد زیست محیطی مناطق 22 گانه کلانشهر تهران و رتبه بندی مناطق مذکور براساس رویکرد شهر سبز، معیارها و شاخص های آن و در نهایت ارائه راهکارهای موثر جهت دستیابی به توسعه پایدار شهری در مناطق مذکور می باشد. بنابراین با بهره گیری از روش آنتروپی به وزندهی 32 شاخص کمی در قالب 6 معیار پرداخته و سپس با استفاده از تکنیک تاپسیس، عملکرد زیست محیطی مناطق 22 گانه بوسیله رتبه بندی آنها، تعیین گردید. براین اساس، مناطق 22، 8 و 12 بترتیب در مطلوبترین و مناطق 6، 17 و 10 در نامطلوبترین وضعیت عملکرد زیست محیطی براساس رویکرد شهر سبز قرار داشته اند.
۱۰۵۶۴.

بهینه سازی فضایی ایستگاه های آتش نشانی در زمینه دسترسی و پوشش خدماتی (مطالعه موردی: شهر زابل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۲ تعداد دانلود : ۳۴۴
امروزه مکان گزینی بهینه ایستگاه های آتش نشانی یکی از ضروریات مهم در زمینه کارآمدی و واکنش به موقع مدیریت شهری به مخاطرات احتمالی است. روش های بهینه سازی فضایی به دلیل ویژگی های خاص فضایی و مکانی مسائل مرتبط با تسهیلات شهری کاربرد گسترده ای در این زمینه دارند. از عمده ترین این موارد می توان به روش های مبتنی بر میان یابی و حداکثر پوشش خدماتی اشاره کرد. شهر زابل در وضعیت موجود دارای دو ایستگاه آتش نشانی عملیاتی است که به دلیل وسعت زیاد شهر و توسعه فیزیکی سریع آن، توانایی پاسخ گویی مطلوب به حوادث و اتفاقات شهری را ندارد ازاین رو نیازمند تجدیدنظر جدی و افزایش تعداد ایستگاه ها تا حد مطلوب است. تحقیق حاضر از لحاظ روش شناسی توصیفی، ازلحاظ هدف کاربردی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و بررسی های میدانی است. این پژوهش با تکیه بر سناریو نگاری یک مدل بهینه سازی فضایی چندهدفه را ارائه می نماید که اهداف مرتبط با حد میانه و حداکثر پوشش خدماتی در زمینه استقرار ایستگاه های آتش نشانی در شهر زابل را باهم ترکیب کرده و درنهایت با استفاده از روش بهینه سازی پارتو شدت بهبود دسترسی با فرض مقادیر مختلف q (تعداد ایستگاه آتش نشانی) را نمایش می دهد. یافته های حاصل از سناریو های پژوهش نشان داد که با افزایش تعداد معینی از ایستگاه ها در بخش های مختلف شهر، دسترسی با شدت های متفاوتی بهبود پیدا می کند، برای مثال با فرض استقرار تعداد 6 ایستگاه در فواصل مشخصی نسبت به هم دیگر، دسترسی در مقایسه با وضعیت موجود تا 9 درصد بهبود پیدا می کند و در صورت افزایش این تعداد تا 12 مورد دسترسی تا 60 درصد ارتقا پیدا می کند.
۱۰۵۶۵.

واکاوی پیشران های کلیدی مؤثر بر بازآفرینی بافت های ناکارآمد شهری (مورد پژوهی: بافت فرسوده شهر ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۸ تعداد دانلود : ۳۶۴
مقدمه:بافت های ناکارآمد شهری در مقایسه با سایر پهنه های شهر از جریان توسعه عقب افتاده و از چرخه تکاملی حیات جدا گشته و به کانون مشکلات و نارسایی ها درآمده اند. این بافت ها درصد بالایی از جمعیت شهری را در خود جای داده و در عین حال از ظرفیتها و قابلیت های نهفته بسیاری برای توسعه های آتی درون شهری برخوردار هستند. لذا در پژوهش حاضر سعی گردیده است که به صورت سیستمی پیشران های کلیدی مؤثر بر بازآفرینی بافت ناکارآمد شهر ارومیه مورد بررسی قرار گیرد. روش شناسی: پژوهش حاضر بر اساس هدف، کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی- تحلیلی می باشد. جهت گردآوری اطلاعات از دو روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. منطقه مورد مطالعه شهر ارومیه و جامعه آماری تحقیق شامل 30 نفر از کارشناسان می باشند که به صورت گلوله برفی انتخاب شده اند. برای تجزیه و تحلیل داد ها نیز از روش های پویش محیطی و دلفی و نرم افزار میک مک استفاده شده است. یافته ها: بر اساس یافته های حاصل از نرم افزار میک مک، از میان 46 عامل اولیه تاثیرگذار بر بازآفرینی بافتهای ناکارآمد در شهر ارومیه، 15 عامل از جمله؛ میزان اشتغال و بیکاری افراد ساکن در بافت، میزان سرمایه گذاری های خصوصی، تسهیلات بانکی و قیمت زمین و مسکن، جلب مشارکت ساکنین، انطباق طرح ها با نیازها و سبک زندگی ساکنین، نبود حکمروایی خوب شهری، فقدان سیاست گذاری یکپارچه و روشن در مواجهه با مسائل بافت های ناکارآمد شهری، نقص و ناکارآمدی طرح های شهری، عدم همسوئی سیاست ها و اقدامات دستگاه ها، خوانایی، بهبود و ارائه خدمات و امکانات زیرساختی، دسترسی حمل ونقل عمومی در سطح بافت، کیفیت ابنیه و تأمین دسترسی پیاده و سواره به عنوان عوامل کلیدی انتخاب شده اند. بحث و نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش، بعد اجتماعی- سیاسی با 6 متغیر، بعد کالبدی- محیطی با 5 متغیر و در آخر بعد اقتصادی با 4 متغیر به ترتیب دارای بیشترین اثرگذاری بر بازآفرینی بافت های ناکارآمد شهری در شهر ارومیه می باشند.
۱۰۵۶۶.

تحلیل تغییرات دسترسی به خدمات بیمارستانی شهر زنجان با استفاده از روش اندازه گیری دسترسی مکانی بالقوه در فاصله زمانی 1385- 1395(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۸ تعداد دانلود : ۲۹۰
با توجه به اهمیت سلامت در سطح جامعه، دسترسی مکانی بالقوه به بیمارستانها موضوع این تحقیق است. بدین منظور میزان دسترسی به بیمارستانهای شهر زنجان در سطح بلوک با سه روش حوزه پوشش شناور دو مرحله ای، حوزه پوشش شناور دو مرحله ای بهبود یافته و حوزه پوشش شناور سه مرحله ای در دو مقطع زمانی 1385 و 1395 مورد بررسی قرار گرفته است. مبنای این سه روش، عرضه و تقاضا و در روش سوم عرضه و تقاضا به علاوه رقابت بین تسهیلات می باشد. از سوی دیگر از آنجا که ماهیت دسترسی به صورت اصولی بر مبنای شبکه خیابانها تعریف میشود، محاسبات دسترسی متکی بر تحلیل شبکه بوده است و از این رو تحلیلها با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی به انجام رسیده است. نتایج کار نشانگر اختلاف دسترسی بلوک ها و در نتیجه نابرابری فضایی در سطح شهر در هر دو مقطع مورد بررسی است. همچنین میزان دسترسی در مقایسه دو مقطع نیز متفاوت بوده، به طوری که دسترسی به بیمارستان های شهر در هر سه روش در سال 95 بیشتر از سال 85 بوده است. تفاوتهای مورد انتظاری نیز بین نتایج سه روش دیده میشود به این صورت که به دلیل اعمال رقابت بین مراکز خدماترسان، مقادیر دسترسی حاصل از روش سوم کمتر از دو روش دیگر میباشد. با توجه به نتایج تحقیق، علیرغم بهبود کلی وضعیت شهر از نظر دسترسی به بیمارستان، شاهد نابرابری دسترسی به تسهیلات بیمارستانی در سطح شهر هستیم. راهکار کاهش این نابرابریها، ساخت بیمارستانهای جدید در نواحی مواجه با کمبود یا توسعه شبکه دسترسی این نواحی است.
۱۰۵۶۷.

تحلیل وضعیت محیط زیست شهر مشهد با مدل DPSIR(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۴ تعداد دانلود : ۲۸۹
تخریب محیط زیست طبیعی و انسانی در نتیجه ی افزایش جمعیت، صنعتی شدن و توسعه شهرها، در حال حاضر به چالشی بزرگ برای شهرها به ویژه کلانشهرها تبدیل شده، و شهرها را به مرکز توجه سیاست های زیست محیطی تبدیل نموده است. با توجه به این که کلان شهر مشهد از انواع آلودگی ها و مشکلات زیست محیطی رنج می برد، آغاز هر اقدام مدبرانه برای ساماندهی به این وضعیت و حل آن ها، از راه شناخت محرک های پیدا و پنهان پدیدآورنده این وضعیت و مکانیسم اثرگذاری آنها می گذرد. از این رو، هدف این مقاله آن است که با مدل DPSIR، به عنوان یکی از مدل های مطرح به منظور  تحلیل علی معلولی محیط زیست، وضعیت شهر مشهد را مورد بررسی قرار دهد. جامعه آماری، شهر مشهد بر اساس هفت بعد مورد مطالعه در سند توسعه محیط زیست شهر مشهد (1396) انتخاب شده است. پس از شناسایی عوامل  DPSIRدر هر بعد، از نظر 14 تن از خبرگان استفاده شده و با اهمیت ترین و اثرگذارترین عوامل تلفیق شده مشخص گردیده و سپس بر اساس عوامل نهایی شده، تحلیل علی معلولی انجام شده است. نتایج نشان می دهد که گسترش شهرنشینی، رشد جمعیت شهری، مهاجرت و حاشیه نشینی، رشد و توسعه صنعتی؛ سبک زندگی و گرایش به رفاه بیشتر؛ رشد سریع فناوری؛ تغییر اقلیم و نبود مدیریت یکپارچه شهری و زیست محیطی مهمترین نیروهای محرکه ای هستند که در یک سلسله روابط علی معلولی به روند فشار، وضعیت، اثر و در نهایت پاسخ هایی منجر شده اند.
۱۰۵۶۸.

تحلیلی بر پایداری اجتماعی در رابطه تعاملی شهروندان و مدیریت شهری با استفاده از روش تحلیل عاملی (نمونه موردی: شهروندان شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۸ تعداد دانلود : ۲۶۵
پایداری اجتماعی متاثر از مؤلفه های اجتماعی و نهادی، شامل شاخص های متنوعی از توسعه شهری پایدار است. یکی از این مؤلفه ها، ایجاد رابطه تعاملی شهروندان و نهاد اجتماعی در جامعه مدنی است. مدیریت شهری به عنوان یک نهاد عمومی، می تواند نهادهای تسهیلگر و واسط میان شهروندان و دولت باشد. به نظر می رسد برای تحقق پایداری اجتماعی به ایجاد رابطه تعاملی میان شهروندان و مدیریت شهری نیاز باشد. این مقاله با هدف تدوین مدل ساختاری بر اساس آزمون شاخص های اجتماعی و با استفاده از روش تحلیل عاملی تاییدی، مدل پنج شاخصه ای را برای سنجش این رابطه تعاملی پیشنهاد می دهد. در شهر اصفهان با پیشینه تحقق طرح های فرهنگی، میزان آگاهی و مطالبه گری اجتماعی در شهروندان قابل توجه است. به همین منظور 1806 نفر از شهروندان از تمام محلات شهر اصفهان انتخاب شده و برای بررسی این شبه نظریه از آنان سوال پرسیده شده است. بر این اساس عوامل تاثیرگذار در پنج شاخص با ضرایب همبستگی، برای تحقق پایداری اجتماعی وجود دارد. به منظور تایید یا رد شبه نظریه مطرح شده، یک مدل عاملی در نرم افزار آموس ترسیم و شبه نظریه از طریق پرسشنامه آزمون شد. نتایج نشان داد، مقدار CMIN/DF برابر 13/3 مقدار CFI برابر 94/0 مقدار RMSEA برابر 03/0 که همگی دلالت بر تایید مدل ساختاری این مقاله دارند. نتایج نشان داد که شاخص های؛ مشارکت اجتماعی، آگاهی اجتماعی، اعتماد اجتماعی، رضایتمندی اجتماعی و مطالبه گری اجتماعی برای ایجاد رابطه تعاملی بین شهروندان و مدیریت شهری اثرگذار هستند و می توانند به عنوان ابزاری برای تقویت پایداری اجتماعی در این رابطه تعاملی استفاده شود.
۱۰۵۶۹.

روند شکل گیری کانون های عشایری و سنجش میزان استقبال و رضایتمندی کوچندگان، مطالعه تطبیقی ناحیه کوهرنگ (چهارمحال و بختیاری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۹ تعداد دانلود : ۳۱۴
زﻧﺪﮔﯽ ﻋﺸﺎﯾﺮی  و شیوه کوچ نشینی به عنوان اولین نظام اجتماعی جامعه بشری ﺑ ﻪ ﻣﺮاﺗ ﺐ، ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ دو ﻧﻈﺎم روﺳﺘﺎﻧﺸﯿﻨﯽ و ﺷﻬﺮﻧﺸﯿﻨﯽ ﺑﺎ دﺷ ﻮاری ﺑﯿﺸﺘﺮی ﻫﻤ ﺮاه  است. بنابراین از ﺳ ﻮی ﺑﺮﻧﺎﻣ ﻪرﯾ ﺰان و  ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن ﻣﺮﺑﻮطه، راﻫﺒﺮدﻫ ﺎی ﮔﻮﻧ ﺎﮔﻮﻧﯽ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ارﺗﻘﺎی ﮐﯿﻔﯿﺖ اﯾﻦ ﺷ ﯿﻮه از زﻧﺪﮔﯽ اراﺋ ﻪ شده که یکی از مهم ترین این راهبردها، اﺳﮑﺎن ﻋﺸﺎﯾﺮ است. در راستای این راهبرد، کانون های عشایری (هدایتی و حمایتی) متعددی با روندهای متفاوتی جهت اسکان عشایر داوطلب در سراسر نقاط عشایری ایجاد شده است. باتوجه به روند شکل گیری کانون های عشایری، میزان استقبال و رضایتمندی کوچندگان از این کانون ها متفاوت است. از این رو هدف از پژوهش حاضر مطالعه تطبیقی روند شکل گیری کانون های عشایری و سنجش میزان استقبال و رضایتمندی کوچندگان ناحیه کوهرنگ (چهارمحال و بختیاری) است. روش شناسی تحقیق، توصیفی- تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و میدانی با رویکرد پیمایشی است و جامعه آماری تحقیق شامل خانوارهای اسکان یافته عشایری در کانون های اسکان عشایر ناحیه کوهرنگ است. نتایج نشان می دهد که میزان مشارکت کوچندگان در اجرای طرح اسکان عشایر، در کانون های حمایتی بیشتر از کانون های هدایتی بوده و در بحث رضایتمندی نیز با توجه به نتایج آزمون تی-تک نمونه ای، میزان رضایتمندی و استقبال کوچندگان از کانون های حمایتی(95/3) بیشتر از کانون های هدایتی(26/3) ارزیابی شده است.
۱۰۵۷۰.

آسیب شناسی برنامه های آمایش سرزمین در استان گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۲ تعداد دانلود : ۲۹۸
آمایش سرزمین به عنوان یک فرایند بنیادین برای ایجاد و اجرای بلندمدت افق برنامه ریزی راهبردی همراه با یک رویکرد یکپارچه برای سیاست گذاری با تأکید بر دستیابی به اهداف و نه تنظیم کاربری اراضی، مورد تأکید بوده است. آمایش سرزمین دلالت بر اقدام هایی دارد که به طور گسترده توسط بخش عمومی به کار گرفته می شود تا آینده توزیع فعالیت ها و سکونتگاه ها را تحت تأثیر قرار دهد. این اقدامات باهدف ایجاد یک سازمان فضایی عقلایی از کاربری های مختلف سرزمین و ایجاد پیوندهای بیشتر بین این کاربری ها، متوازن ساختن تقاضای توسعه با الزام های حفاظت محیط زیست و دستیابی به اهداف اجتماعی و اقتصادی موردنظر دولت ها صورت می پذیرند. بر این اساس، در برنامه ریزی آمایش سرزمین، اقدام هایی برای هماهنگ ساختن تأثیرات فضایی سیاست های سایر بخش ها، جهت دستیابی به توزیع بهینه ای از توسعه اقتصادی بین مناطق (حتی در جوامعی که به رویکرد بازار آزاد التزام دارند و یا تنظیم تغییرات مطلوب در کاربری های مختلف سرزمین) صورت می پذیرد. هدف اصلی این مقاله آسیب شناسی ساختاری، محیطی، محتوایی، قانونی، مدیریتی و اجتماعی طرح و برنامه های آمایشی در کشور می باشد. نوع تحقیق کاربردی و روش آن توصیفی - تحلیلی خواهد بود، شیوه جمع آوری اطلاعات می دانی بر مبنای مصاحبه بوده و تلاش شده با احصای متغیرهای اثرگذار در قالب پرسشنامه با استفاده از طیف لیکرت نسبت به اخذ نظرات کارشناسانی که با آزمون میانگین و همبستگی شناسایی شده اند اقدام شود. بین مؤلفه های آمایش سرزمین همبستگی مثبت وجود دارد. به این معنا با افزایش هر مؤلفه، مؤلفه دیگری نیز افزایش می یابد و با کاهش یکی، دیگری نیز کاهش می یابد. بین مؤلفه های محیطی و اجتماعی با نمره 0/704 بیشتری رابطه وجود دارد و کمترین رابطه مربوط به مؤلفه های اجتماعی و ساختاری است.
۱۰۵۷۱.

تبیین تأثیر تغییر عناصر اقلیمی بر تغییرات کاربری های سطح زمین در زیرحوضه های حوضه آبریز کارون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۰ تعداد دانلود : ۳۲۶
تغییر اقلیم پدیده ای است که بررسی همه جانبه آن نیازمند بررسی طولانی مدت عناصر مختلف اقلیمی نظیر دما، بارش، تبخیر، رطوبت و ... می باشد. بارش و دما از عناصر مهم آب و هوایی هستند که تغییر آنها می تواند تأثیر بسزایی در تغییرات سایر اجزا محیطی از جمله تغییرات کاربری های سطح زمین داشته باشد. می توان گفت تغییر پوشش سطح زمین، ارتباط مستقیمی با تغییر اقلیم جهانی دارد. بر این اساس در تحقیق حاضر تلاش شده است که تغییرات طولانی مدت دما و بارش در حوضه آبریز کارون و سپس ارتباط احتمالی این تغییرات با تغییرات کاربری های سطح زمین مورد بررسی قرار گیرد. لذا داده های دما و بارش روزانه از 152 ایستگاه همدید و باران سنجی از سال 1972 تا 2014 تهیه شده و نقشه های روزانه آنها با اندازه یاخته های 4 × 4 کیلومتر با استفاده از تکنیک میان یابی کریجینگ تولید شد.  به دلیل تنوع اقلیمی و مکانی موجود در کارون، حوضه آبریز به 12 زیرحوضه کوچک تر تقسیم شد. سپس با استفاده از کد نویسی در سامانه گوگل ارث انجین GEE و با بهره گیری از داده های رقومی ماهواره های سری لندست 5، 7 و 8  سنجنده های TM   و OLI/TIRS ، نقشه های کاربری اراضی با محاسبه میانگین هر کاربری استخراج گردید. با استفاده از الگوریتم حداقل فاصله از میانگین طی دوره های چند ساله (1987-1997-2007-2018) طبقه بندی تصاویر انجام شد. برای پایش تغییرات زمانی کاربری های اراضی نیز از مدل پویایی کاربری ها بهره گرفته شد. همچنین برای بررسی رفتار طولانی مدت دما و بارش از آزمون من کندال بهره گرفته شد. سپس تغییرات زمانی این عناصر و هم زمانی این تغییرات با تغییرات کاربری های اراضی مورد ارزیابی قرار گرفت.  نتایج تحقیق نشان داد که از بین دو عنصر اقلیمی مورد مطالعه، بارش، بیشترین تأثیر را بر تغییر کاربری های سطح زمین، به ویژه در حوضه های مرتفع کارون داشته است.  همچنین کاهش بارش طی زمان به همراه تأثیر عوامل انسانی، تأثیر مخربی روی تغییرات نوع کاربری ها به ویژه کاهش سطح جنگل ها، مراتع، سطوح آبی و کشاورزی آبی منطقه داشته است. بررسی روند دما نیز نشان داد که با وجود نوساناتی که در رفتار دما دیده می شود اما این تغییرات جزئی بوده و نسبت به بارش، تأثیر چندانی در تغییرات کاربری های سطح زمین نداشته است.
۱۰۵۷۲.

مدل تصمیم گیری چند معیاره برای انتخاب مکان های مناسب صنایع براساس روش های Swara وFuzzy-Gis(مطالعه موردی:استان کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۱ تعداد دانلود : ۳۲۳
انتخاب سایت صنعتی یکی از تصمیمات ضروری کلیدی در فرآیند راه اندازی، گسترش یا تغییر مکان انواع سیستم های صنعتی است و یکی از مهم ترین و طولانی ترین تصمیماتی که مدیران عملیاتی با آن مواجه هستند، تصمیم گیری در مورد محل استقرار تأسیسات صنعتی جدید است. بر این اساس هدف از این مطالعه، انتخاب مکان مناسب برای صنایع بر اساس روش های Swara  و Fuzzy  در استان کرمانشاه  و در محیط Gis بوده است. این تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش، توصیفی و تحلیلی می باشد. در این مطالعه، از مدل های تصمیم گیری چند معیاره برای ارزیابی تناسب زمین برای پیشنهاد مکان های مناسب برای مناطق صنعتی در استان کرمانشاه استفاده شده است. سیستم های اطلاعات جغرافیایی (Gis) و تصمیم گیری چند معیاره (Mcdm) با هم ترکیب شده اند تا به طور مشخص مناطق مناسب برای صنایع را شناسایی کنند. برای تشخیص بهترین سایت صنعتی از ده معیار استفاده شد. معیارهای انتخاب شده از طریق جمع آوری نظرات خبر گان با استفاده از تکنیک Swara مشخص گردید. این معیارها شامل فاصله از آ ب های سطحی، شیب، فاصله از نقاط شهری و روستایی، فاصله از جاده، مناطق حفاظت شده، فاصله از مناطق گسلی، نوع کاربری زمین،  نقشه دما و باران هستند. سپس کلیه معیارها با فرمت مشابه به  Gisوارد و استانداردسازی شدند. در مرحله بعد از روش   Swara  برای وزن دهی معیارها استفاده  شد و درنهایت کلیه لایه ها با استفاده از روش Fuzzy وزن دار تلفیق شدند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که، از کل مساحت 24640 کیلومتر مربع استان کرمانشاه، 11/9 درصد، معادل 37/2224 هکتار در سطح کاملاً مناسب،26 درصد، معادل 09/6414 هکتار در سطح مناسب، 69/18 درصد، معادل 09/4606 هکتار در سطح بی تفاوت، 26 درصد، معادل 22/6393 هکتار در سطح نامناسب و 5/14 درصد، معادل 80/3574 هکتار در سطح کاملاً نامناسب جهت استقرار صنایع در استان کرمانشاه قرار دارند.
۱۰۵۷۳.

تأثیر سطوح سبز عمودی در ارتقای کیفیت آب و هوای شهری با تأکید بر بهبود پارامترهای آلودگی هوا و دما (مورد پژوهی تک نگاری: دیوار سبز پل طبیعت، تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۹ تعداد دانلود : ۳۵۹
شهر تهران امروز محل مناسبی برای شهروندان پیاده نیست. آلودگی هوا و افزایش دما از مهم ترین مسائلی هستند که موجب این امر می شوند. بنابراین، پژوهش حاضر به بررسی تأثیر استفاده از جداره سبز شهری بر آلودگی هوا و دما می پردازد. در این پژوهش گیاه رونده پاپیتال دیوار سبز پل طبیعت تهران برای واکاوی بیشتر موضوع انتخاب شده است. این پژوهش در دو فاز میزان و چگونگی تأثیر جداره سبز در تغییرات دما و آلاینده های موجود در هوا را سنجیده است. در فاز نخست با استفاده از دستگاه دیتالاگر دما در فواصل مشخصی از جداره برداشت شد. فاز دوم با استفاده از نمونه برداری از گیاهان جداره و بررسی میزان آلاینده ها در آن و همچنین، مقایسه این میزان با مقادیر پژوهش های پیشین انجام گرفت. نتایج حاصل از پژوهش بیانگر تأثیر گیاه پاپیتال در کاهش دما تنها تا فاصله حدود 5/0 متری از جداره آن است. در بهترین حالت اثر کاهش دمایی این جداره در نقطه A با فاصله صفر از جداره، حدود 9/0 درجه سانتی گراد اختلاف نسبت به نقطه C با فاصله 1 متر از جداره با دمای نزدیک به هوای بیرون اتفاق افتاده است. نتایج فاز دوم نشان می دهد در نوع پاپیتال ابلق میزان جذب سولفات 2 برابر و جذب نیترات حدود 2/1 برابر نسبت به نوع سبز است. همچنین، مقایسه دو نمونه پل طبیعت و نمونه شهری نشان دهنده افزایش 18 برابری غلظت سولفات و 8/6 برابری غلظت نیترات در نمونه شهری نسبت به پل طبیعت، به دلیل فاصله از منبع آلاینده است.
۱۰۵۷۴.

ارزیابی و تحلیل میزان تغییرات بستر رودخانه خیاوچای در مقاطع مختلف با استفاده از مدل اتومای سلولی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۷ تعداد دانلود : ۲۵۲
تغییرات بستر رودخانه، فرسایش و رسوب گذاری فرایندهای طبیعی رودخانه هستند که هر کدام به نوبه خود باعث تخریب زمین های اراضی و خسارات بسیار زیادی به تاسیسات انسانی می گردند. رودخانه به عنوان سیستمی در حال توسعه، مکان و ویژگی های مورفولوژیکی خود را همواره برحسب بازه زمان، فاکتورهای ژئومورفیک، زمینشناسی، جریانات آبی و بعضا در اثر مداخلات انسانی تغییر می دهد. هدف از این تحقیق، ارزیابی و تحلیل میزان تغییرات بستر رودخانه خیاوچای در مقاطع مختلف با استفاده مدل اتومای سلولی در استان اردبیل می باشد. بدین منظور جهت شبیه سازی تغییرات از مدل اتومای سلولی استفاده شد. مدل CAESAR یک مدل تکامل یافته سلولی رودخانه است. در این مدل برای مدل سازی، داده های ورودی مانند توپوگرافی، دبی روزانه سال (1394) و اندازه رسوبات بستر رودخانه تهیه و در مرحله بعد تغییرات مجرا شبیه سازی شد. نتایج حاصله از مدل اتومای سلولی نیز نشان داد که تغییرات مورفولوژیکی بستر رودخانه در مقاطع عرض شماره 22 در بازه اول برابر 1 متر بوده است. هم چنین تغییرات بستر رودخانه در بازه دوم و سوم مقاطع 44 و 60 به ترتیب برابر 1 متر و 2 متر را نشان داد که در این مقاطع حداقل و حداکثر میزان تغییرات قابل مشاهده است. بنابراین نتیجه گیری می شود بر اساس نتایج حاصله بیش ترین میزان تغییرات بستر رودخانه خیاوچای در بازه سوم و نزدیک مناطق مسکونی رخ داده است. در این جهت پیشنهاد می شود برای جلوگیری از افزایش تغییرات بستر رودخانه مداخلات انسانی در بازه سوم به حداقل خود برسد.
۱۰۵۷۵.

The relationship between General Proficiency in English Language and Inferring Vocabulary: The case of Tourism and Hotel management Students(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۹ تعداد دانلود : ۲۷۴
Teaching English for specific purposes has always been challenging as it involves a skill-based teaching methodology to develop learning and use specific grammar and lexicon to understand texts in specialized texts. As for other professions, teaching EFL learners about tourism and hotel management also requires the acquisition of vocabulary, grammar, and general communication skills in varied situations and contexts. To this end, this paper focuses on the comparison and assessment of vocabulary inferring skills of ESP learners majoring in Tourism and Hotel management. To conduct the present study, 10 contextualized vocabulary items were selected, then the VKS test (Vocabulary Knowledge Scale; Wesche & Paribakht, 1996) was administered to 56 Iranian students of Tourism and Hotel Management studying at Islamic Azad University, South Tehran branch. It was hypothesized that learners who show better general English language knowledge perform more skillfully in inferring the meaning of specialized words in Tourism and hotel management texts than less competent ones. Descriptive as well as inferential statistics proved the hypothesis. The results of the present research have implications for ESP learners and teachers as well as materials developers of Tourism and Hotel management textbooks.
۱۰۵۷۶.

Development of Geotourism in the southeast caspian seaboard with special view on mud volcanoes(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۵ تعداد دانلود : ۲۱۶
The development of geo-tourism in the southeast of the Caspian seaboard with a special view on the therapeutic potential of mud volcanoes by geochemical and mineralogical methods for the first time was studied (Case study: Naftlicheh mud volcano). The results of mineralogical and geochemical studies carried out by XRF&XRD methods show that Naftlicheh mud volcano has no significant toxic substances and its main minerals are quartz, calcite, dolomite, halite, clay minerals such as smectite and illite. There is a high amount of elements such as boron, copper, iodine, bromine, vanadium, magnesium, sodium, calcium, organic acids, aromatic hydrocarbons, and bicarbonate. So Naftlicheh mud volcano has a therapeutic aspect and can be one of the essential destinations for curative geo-tourism. In addition to therapeutic effects, mud volcano contains essential scientific information about evaluating gas and oil reservoirs, salt domes and the tectonic situation of the region (faults and subduction) therefore as an educational geo-site can attract a large number of domestic and foreign tourists and geo-tourists. Also, in line with geo-tourism development of the Naftlicheh volcanic mud area, some guidelines are suggested, such as: Presenting media publicity nationally and internationally about the therapeutic potential of Naftlicheh mud volcano.
۱۰۵۷۷.

تحلیلی بر کاهش حوادث در فضاهای کارگاهی ساختمانی با بهره گیری از اینترنت اشیاء در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۸ تعداد دانلود : ۳۱۱
با عنایت به افزایش مسکن سازی در جوامع درحال توسعه مانند ایران، پرداختن به موضوع کاهش حوادث ساختمانی به خصوص در کلان شهرها و ایمن سازی های مربوطه با کمک تکنولوژی های نوظهور، امری ضروری است. بنابراین، هدف اصلی پژوهش حاضر عبارت است از: واکاوی کاربست اینترنت اشیاء جهت نظارت و کنترل بر نقاط دارای خطر زیاد به منظور کاهش حوادث و ارتقای ایمنی در فضاهای کارگاهی ساختمانی در شهر تهران. در این پژوهش کاربردی، ابتدا مطالعه کتابخانه ای درخصوص مفهوم و کاربرد اینترنت اشیاء در حوزه ی ایمنی صنعت ساخت و ساز انجام شد. سپس، نقاط و فعالیت های دارای خطر زیاد شناسایی شدند. پس از آن، در مرحله مطالعه میدانی، این لیست توسط 52 مشاور ذی صلاح ایمنی ساختمان تصحیح و تکمیل شد. بعد ا ز آن، ده مصاحبه نیمه ساختار یافته با کارشناسان خبره ایمنی و آگاه به حوزه ی اینترنت اشیاء، صورت پذیرفت. براین اساس، راهکارهای موثر مبتنی بر اینترنت اشیاء برای کنترل و نظارت بر نقاط دارای خطر زیاد استخراج گردیدند. همچنین، در این ارتباط، وضعیت موجود و بسترهای مورد نیاز از جنبه های تکنولوژی، سازمان، هزینه و برون سازمان تبیین شدند. درواقع، یافته های اصلی این تحقیق، در قالب مدل مفهومی، نشان می دهد که توجه به مراحل انتخاب حادثه، انتخاب نقطه و فعالیت مورد نظر، تعیین راهکار مناسب با موقعیت تعیین شده (پایش میزان جابه جایی و سلامت سازه، پایش مجاورت مواد اشتعال زا با دیگر مواد، پایش مجاورت افراد و ماشین آلات و ممانعت از ادامه ی حرکت و تعیین محدوده در اطراف بازشوها) و بررسی بسترهای مورد نیاز (زیرساخت، پشتیبانی، اعتباربخشی، فرهنگ، بودجه، کارفرمایان و قانون)، به ترتیب، جهت طراحی و پیاده سازی سیستم های ایمنی اینترنت اشیاء محور در فضاهای کارگاهی ساختمانی حیاتی است.
۱۰۵۷۸.

پایش و مدلسازی تغییرات الگوی توسعه شهری با استفاده از تصاویر ماهواره ای و مدل شبکه عصبی مصنوعی (مطالعه موردی بخش یک شهرستان رفسنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۹ تعداد دانلود : ۲۷۱
مقدمه : استفاده بیش ازحد و نادرست از منابع طبیعی موجود، نیازمند افزایش ارزیابی اجزا منابع و بررسی تغییراتی است که درگذشته اتفاق افتاده است. بنابراین آشکارسازی، پیش بینی تغییرات لازمه مراقبت از یک اکوسیستم به ویژه در مناطقی با تغییرات سریع و اغلب بدون برنامه ریزی در کشور های درحال توسعه می باشد. داده و روش : روش پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از حیث روش، توصیفی- تحلیلی است. و با استفاده از تکنیک های بصری و ترسیمی از تصاویر سنجنده های TM لندست 5 در سال های 1998،1992،1986، ETM+ لندست 7 در سال های 2010،2004 و سنجنده OLI لندست 8 در سال2016 بهره گرفته است. به علاوه از نقشه های رقومی منطقه برای بررسی تصحیح هندسی تصاویر و همچنین به عنوان داده های کمکی در تفسیر تصاویر و پیش بینی تغییرات، استفاده گردید. پس از تأیید کیفیت هندسی و رادیومتری تصاویر با توجه به ویژگی های منطقه، کاربری های موجود، با روش تفسیر تلفیقی تصاویر هر شش مقطع زمانی به چهار کلاس مناطق شهری، باغات پسته، اراضی بایر و نمکزار با الگوریتم حداکثر احتمال طبقه بندی  شد و پس از اعتبار سنجی میانگین دقت کاپا 83 درصد و میانگین دقت کلی 89 درصد برای شش نقشه کاربری اراضی تولیدشده بدست آمد. یافته ها : نقشه های کاربری اراضی تولید شده از کلاس بندی و پیش بینی شده از مدل ها در سال های 2016،2010،2004،1998 مقایسه و صحت آن با استفاده از شاخص کاپا ارزیابی شد. نتایج نشان داد میانگین دقت کاپا برای مدل شبکه عصبی76 درصد بود. نتیجه گیری : نشان دهنده هماهنگی بین مقدار و مکان تغییرات واقعی و پیش بینی شده و درنتیجه عملکرد نسبتاً خوب برنامه LCM در پیش بینی تغییرات کاربری اراضی است.
۱۰۵۷۹.

ارزیابی خطر سیلاب با استفاده از تلفیق مدل های اتومات سلولی و SCS در دامنه های شمالی البرز مرکزی (مطالعه موردی: حوضه آبخیز لاویج رود)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۷ تعداد دانلود : ۲۴۲
رشد جمعیت، تجمع سرمایه ها و گسترش شهرنشینی در مکان های مستعد خطر، منجر به پدید آمدن جامعه شهری با آسیب پذیری بالا در برابر سوانح می گردد. توسعه روز افزون جوامع و پیچیده شدن روابط درونی و خارجی آنها، اهمیت پرداختن به مدیریت و برنامه ریزی در کاهش بلایا و اثرات آنها بر سکونتگاه های انسانی را بیش از پیش نمایان میکند. دامنه های شمالی البرز مرکزی بویژه حوضه آبخیز لاویج رود عمدتاً به دلیل وضعیت توپوگرافی و فیزیوگرافی، موقعیت اقلیمی، عدم رعایت مشخصات فنی در احداث راه و ابنیه فنی و تجاوز به حریم رودخانه، زمین-شناسی و دیگر عوامل مؤثر در ایجاد رواناب، دارای پتانسیل تولید سیل در برخی از مواقع سال می باشد. در این پژوهش کارایی مدل های اتومات سلولی و SCS به منزله روش های نوین و امکان تلفیق آن ها با برنامه های GIS برای شبیه-سازی خطر سیلاب و هیدروگراف جریان برای لاویج رود مطالعه شد. از داده های کاربری اراضی، گروه های هیدرولوژیک خاک، DEM، داده های بارش و ضریب زبری استفاده شد که همه لایه ها در قالب رسترهای با اندازه سلول 30×30 تهیه شدند. بخش زیادی از حوضه دارای گروه هیدرولوژیکی C و D است که نفوذپذیری کم و خیلی کم دارند؛ بدین-معنی که حجم زیادی از بارش در این قسمت ها می تواند تبدیل به رواناب شود. نیمه شمالی به ویژه شمال غربی حوضه، به دلیل قابلیت نفوذ کم و نیز نزدیکی به خروجی حوضه، دارای ارتفاع و عمق رواناب بسیار زیادی است. همچنین، خطر سیلاب در مسیر رودخانه لاویج و در اراضی اطراف آن (دشت سیلابی رودخانه) به ویژه در پایین دست رودخانه بالاست. شبیه سازی سیلاب در حوضه لاویج رود نشان داد که علاوه بر کاربری اراضی، خاک، نفوذپذیری و شیب، پراکنش مکانی مقدار بارش عامل مهمی در تجمع رواناب به یک سمت از جریان پایین دست حوضه و تولید سیلاب است.
۱۰۵۸۰.

پهنه بندی خطر وقوع زمین لغزش در قلمرو کوچ نشینان (مطالعه موردی: حوضه طالقان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۷ تعداد دانلود : ۲۷۸
مقدمه: یکی ازمهم ترین مخاطرات ژئومورفولوژیکی که خسارات زیادی بر منابع طبیعی، کشاورزی و فعالیت های عمرانی وارد نموده و دارای اثرات اقتصادی و اجتماعی متعددی است، پدیده زمین لغزش می باشد.هدف پژوهش: این تحقیق با هدف شناسایی عوامل موثر در ایجاد زمین لغزش و تعیین مناطق مستعد زمین لغزش جهت پیش گیری وقوع آن روش  LNRF انجام شده است.روش شناسی تحقیق: در این پژوهش بعد از جمع آوری اطلاعات پایه، مدل رقومی ارتفاعی(DEM)، ازنقشه های توپوگرافی به منظور ایجاد لایه های اطلاعاتی شیب، جهت شیب، ارتفاع، استفاده شد و پس از قطع دادن نقشه ه ای عام ل ب ا نقشه پ راکنش زمین لغ زش ه ا، LNRF ب رای ه ر واح د ی ک نقشه محاسبه شد. قلمروجغرافیایی پژوهش: محدوده مورد مطالعه این پژوهش حوضه طالقان یکی از شهرستان های استان البرز است که در فاصله 120 کیلومتری شمال غرب شهر تهران واقع شده است.یافته ها و بحث: در ابتدا پارامترهایی مانند شیب، جهت شیب، ارتفاع، فاصله از گسل، فاصله از جاده، فاصله از رودخانه، زمین شناسی و کاربری اراضی به عنوان عوامل موثردر محیط سیستم های اطلاعات جغرافیایی (GIS) تهیه و رقومی شدند. سپس نقشه پراکنش زمین لغزش ها با استفاده از نقشه زمین شناسی با مقیاس1:100000 و بازدیدهای میدانی و با استفاده از سیستم موقعیت یاب جهانی تهیه شد. با استفاده از روابط حاکم بر مدل، وزن هر یک از عوامل موثر که نشان دهنده میزان تاثیر آن ها در ایجاد زمین لغزش است محاسبه شده است.نتایج: نتایج نشان داد که اصلی ترین متغیرهای موثر در وقوع و پیش بینی خطر زمین لغزش ها، شیب، جهت شیب، مارن های نئوژن وکواترنر و کاربری مراتع متوسط می باشند. از سوی دیگر پهنه بندی خطر زمین لغزش و بررسی پهنه های خطر خیلی زیاد حاصله از مدل نشان داد که در36 درصد مساحت کل منطقه مورد مطالعه، حدود46 درصد از زمین لغزش ها اتفاق افتاده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان