فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۲۴۱ تا ۱۱٬۲۶۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
بازنگری در تعیین دمای پایه آسایش حرارتی مناطق اقلیمی متفاوت ایران به منظور محاسبه شاخص درجه- روز مورد نیاز سرمایشی و گرمایشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سپهر دوره ۲۷ بهار ۱۳۹۷ شماره ۱۰۵
127 - 143
حوزههای تخصصی:
یکی از شاخص های کاربردی در تعیین انرژی مورد نیاز جهت تأمین آسایش اقلیمی شاخص درجه-روز می باشد. در ایران غالباً دمای 18 درجه سلسیوس جهت محاسبه HDD و 24 درجه را به منظور محاسبه CDD استفاده می کنند. حال آنکه تنوع اقلیمی و جغرافیایی ایران باعث می شود تا دماهای مبنای جدیدی جهت محاسبه HDD و CDD پیشنهاد گردد. در پژوهش حاضر جهت تعیین آستانه های دمایی جدید به منظور تأمین انرژی مورد نیاز برای شرایط آسایش اقلیمی از دیاگرام اولگی استفاده شده است. از آنجایی که کشور ایران دارای تنوع اقلیمی مختلفی می باشد، بنابراین 10 ایستگاه که معرف شرایط متفاوت آب و هوایی ایران می باشند انتخاب و مورد واکاوی قرار گرفتند. همچنین قابل توجه می باشد که در این مطالعه دیاگرام اولگی به 12 طبقه زیست اقلیمی تقسیم گردید. اما مهم ترین بخش این مطالعه مربوط به تعیین دماهای پایه جدید برای محاسبه شاخص های HDD و CDD ایستگاه های مطالعاتی است. پس بر مبنای روزهای واقع در منطقه آسایش سه محدوده در قالب آستانه صدک های 40 تا 60 براساس نماینده 20 درصد مرکزی داده ها، آستانه صدک های 25 تا 75 درصد به عنوان 50 درصد غالب مرکزی و در نهایت آستانه صدک های 10 تا 90 به عنوان 80 درصد مرکزی داده های مورد مطالعه انتخاب و این محدوده ها به نام آستانه های آسایش دمایی جدید به منظور تعیین دماهای پایه برای محاسبه HDD و CDD معرفی گردیدند. بر اساس هدف اصلی این تحقیق آستانه های آسایش دمایی جدیدی برای تمام ایستگاه های مطالعاتی پیشنهاد گردید که یافته ها نشان دادند با توجه به صدک های مختلف، حداقل دمای پایه جهت محاسبه HDD متعلق به ایستگاه بابلسر و حداکثر دمای پایه به منظور محاسبه CDD به ایستگاه شیراز اختصاص یافته است.
ارزیابی اثرات فاضلاب های رها شدة شهری بر ناپایداری اقتصادی روستاهای ساوجبلاغ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف: از آنجایی که فاضلاب های رهاشدة شهری در مناطق روستایی، یکی از عوامل مهم در ناپایداری روستاها به شمار می آیند، هدف این پژوهش، ارزیابی تأثیر فاضلاب های رها-شدة شهری بر ناپایداری اقتصادی روستاهای بخش ساوجبلاغ است.
روش: تحقیق حاضر بر اساس روش توصیفی-تحلیلی، مبتنی بر منابع اسنادی، بررسی-های میدانی و تکمیل پرسش نامه انجام شده است. روش میدانی شامل انجام مشاهده مستقیم برای بررسی اثرات فاضلاب های رها شدة شهری در روستاهای مورد مطالعه و بررسی منطقه و تکمیل پرسش نامه با استفاده از دو گروه است. گروه اوّل سرپرست خانوارهای تحت تأثیر فاضلاب هستند و گروه دوم، سرپرست خانوارهای بدون تأثیر فاضلاب هستند که هر دو گروه در روستاهای مطالعه شده ساکن بوده اند. برای تحلیل یافته ها از نرم افزار SPSS و آزمون های mann-whitney و مدل ماتریسی موریس استفاده شده است که در این بین، داده ها با استفاده از نرم افزار spss تجزیه و تحلیل شده اند.
یافته ها/ نتایج: یافته ها نشان می دهد با توجّه به سطح معناداری کوچک تر از 05/0 (05/0sig
زاگرس و هویت مکانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هویت مکانی مفهومی است که در تحلیل رفتارها و سازمندی های اجتماعی کم کم جایگاه خاصی پیدا کرده است و رمزگشای بسیاری از پدیده های جغرافیایی به شمار می آید. همواره این پرسش برای پژوهشگران مطرح بوده که چه عامل یا عواملی سبب تبلور مدنیت های بشری در شکل ها و الگوهای متفاوت شده است. آیا رودخانه ها می توانند چنین ویژگی را به وجود آورند و اگر چنین است چرا در طول رودخانه هایی که گاه چند صد کیلومتر طول دارند، تنها در بخش های خاصی سکونتگاه های شهری یا روستایی به وجود آمده است و اصلاً چرا در بسیاری از مناطق که آب و خاک مناسب داشته است، سازمندی های اجتماعی مدنیتِ روان شکل گرفته است تا مدنیت مسکون و غیره؟ براساس مطالعات جدید، هویت مکانیْ تبیین کننده بسیاری از این چراهاست. نتایج جدید پژوهشگران جغرافیا در ایران، درباره این موضوع بر این نکته تأکید دارد که بستر اصلی مدنیتِ مسکون سرد و گرم و همچنین مدنیت روان در ایران، تابع قوانین خاصی است و از هویت مکانی قلمرو آن پیروی می کند. در این مقاله که برگرفته از یک طرح پژوهشی در دانشگاه آزاد اسلامی میبد است، سعی شده است به روش تحلیل گفتمان تاریخی، به بازشناسی هویت سکونت گزینی در منطقه زاگرس پرداخته شود. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد اگرچه منطقه زاگرس در زمره قلمرو مدنیت روان محسوب می شود، ولی عوامل هویت مکانی دیگری به صورت محدود و در مقیاسی کوچک، همواره سعی در تغییر بافت اصلی سازمندی های مکانی منطقه داشته است که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
الف: ساحل دریاچه های دوران چهارم در قلمرو سیستم اجتماعی مدنیت روان زاگرس، جاذبه ای قوی در تبدیل مدنیت روان به مدنیت مسکون شهری در این منطقه داشته است.
ب: پدیده مخاطره آمیز زمین لغزه ها در زاگرس، کانون های جذاب دیگری در ایجاد سازمندی مکانی هستند که باعث شکل گیری روستاهای کوچک و سکونت در قلمرو مدنیت روان محسوب می شوند.
تحلیل آسیب پذیری شهری در برابر مخاطره زلزله با روشELECTRE FUZZY (مطالعه موردی: کلان شهر کرج)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اﻣﺮوزه ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ روﻧﺪ رو ﺑﻪ رﺷﺪ ﺟﻤﻌﯿﺖ و ﺗﺮاﮐﻢ ﺟﻤﻌﯿﺘﯽ در ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺷﻬﺮی، ﺑﻪ ویژه در ﺷﻬﺮﻫﺎی ﭘﺮﺟﻤﻌﯿﺖ و ﻣﺴﺘﻌﺪ از ﻧﻈﺮ ﻟﺮزهﺧﯿﺰی، ﻟﺰوم ﻧﮕﺮﺷﯽ ﻫﻤﻪﺟﺎﻧﺒﻪ و ﻓﺮاﮔﯿﺮ ﺑﻪ ﺣﻮادث ﻃﺒﯿﻌﯽ و ﻓﺠﺎیﻊ ﻧﺎﺷﯽ از ﺑﺮوز آن ﻫﺎ، ﺑﯿﺶ از ﭘﯿﺶ ﺟﻠﻮه ﮐﺮده اﺳﺖ. ﺗﻤﺮﮐﺰ ﺑﯿﺶ از اﻧﺪازه ﺟﻤﻌﯿﺖ در ﻣﺤﺪوده ﻫﺎی ﺧﺎص ﺷﻬﺮی، ﻧﺒﻮد ﺑﺮﻧﺎﻣﻪریﺰی ﻫﺎی ﭘﯿﺸﮕﯿﺮاﻧﻪ و ﻧﺒﻮد آﻣﺎدﮔﯽ ﻻزم ﺑﺮای ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﺣﻮادﺛﯽ ﻧﻈﯿﺮ زﻟﺰﻟﻪ، ﺗﻬﺪیﺪی ﺑﺴﯿﺎر ﺟﺪی و ﻣﻬﻢ ﺑﺮای ﺷﻬﺮوﻧﺪان و ﺗﺪاوم ﺣﯿﺎت ﺷﻬﺮی ﺑﻪ ﺷﻤﺎر ﻣﯽ رود. کلان شهرکرج ﺑﻪ ﻋﻨﻮان یکی از ﺷﻬﺮﻫﺎی ﻣﻬﻢ ایﺮان ﺑﻪ واﺳﻄﻪ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻦ ﭼﻨﺪیﻦ ﮔﺴﻞ ﻓﻌﺎل در اﻃ ﺮاف و درون آن از ریﺴک ﺑﺎﻻیی در ﺑﺮاﺑﺮ ﺧﻄﺮ زﻟﺰﻟﻪ ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ، ﺑﺮایﻦ اﺳﺎس ﺑﺮرﺳیﻫﺎی ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ آسیب پذیری ﻟ ﺮزه ای ای ﻦ ﺷﻬﺮ یکی از ﺿﺮوریﺎت ﻣﺪیﺮیﺖ ﺷﻬﺮی کرج اﺳﺖ. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ایﻦ ﻣﻬﻢ کلان شهرکرج ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﻨﻄﻘ ﻪ ﻣﻮرد ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ اﻧﺘﺨﺎب ﺷﺪ، روش ﺗﺤﻘیﻖ و ﺗﺠﺰیﻪ و ﺗﺤﻠیﻞ اﻃﻼﻋﺎت ﺟﻤﻊآوری ﺷﺪه ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ روﺷﻬﺎی ﻣﺒﺘﻨی ﺑ ﺮ ﭘﺎیﮕﺎه اﻃﻼﻋﺎﺗی و ﺑﺎ ﺑﻬﺮهﮔیﺮی از ﻣﺪل ELECTRE FUZZY و ﻣﻌیﺎرﻫﺎی ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻧی، ﺗﻌ ﺪاد ﻃﺒﻘ ﺎت، کیﻔی ﺖ اﺑﻨی ﻪ، ﺗ ﺮاکﻢ ﺟﻤﻌیﺖ، تراکم ساختمان، مساحت قطعات، عرض معابر، زمین شناسی، فاصله از گسل، فاصله از مراکز درمانی، فاصله از فضای باز عمومی، فاصله از تأسیسات شهری و ﺳﺎزﮔﺎری کﺎﺑﺮیﻫﺎ ﺑ ﺮای اﻧﺠ ﺎم ﭘ ﮋوﻫﺶ ﻣ ﻮرد اﺳ ﺘﻔﺎده ﻗ ﺮار ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ. ﻧﺘﺎیﺞ ﺣﺎﺻﻠﻪ ﺣﺎکی از آﺳیﺐﭘﺬیﺮ ﺑﻮدن ﻣناطق 6، 8، 1 و 7 ﺷﻬﺮداری کرج در ﺑﺮاﺑﺮ زﻟﺰﻟﻪ است طوری که بیش از 70 درصد از شهر کرج ازنظر خطر آسیب پذیری در برابر زلزله در طبقه خیلی کم و کم قرار گرفته است و تنها حدود 20 درصد از شهر کرج بخاطر نزدیکی به گسل و وجود تراکم بالای جمعیتی، ساختمانی و... در مناطق با خطر زیاد و خیلی زیاد قرارگرفته است که با رعایت اصول شهرسازی ورعایت آیین نامه 2800 می توان از خسارات ناشی از زلزله در این مناطق کاست.
روند تحول کالبدی- فضایی روستاهای پیرامون شهر کاشان طی دوره زمانی 1395-1355(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عرصه محیطی سکونتگاه های انسانی، بستر نظام اجتماعی و اقتصادی است که ساخت ها و کارکردها بر آن تکیه دارند. بر همین مبنا، تحولات کالبدی- فضایی عرصه های روستایی و شهری حاصل تعامل متقابل عوامل و نیروهای مختلف در ابعاد محیطی- اکولوژیک و اجتماعی- اقتصادی هستند. هدف از انجام این مقاله این است که در چارچوب رویکرد پویش ساختاری– کارکردی، ضمن تأکید بر پیوندهای روستایی- شهری به بررسی و تبیین تحولات کالبدی- فضایی سکونتگاه های بخش مرکزی کاشان بپردازد. جامعه آماری برای انجام تحقیق، 35 روستای دارای سکنه بخش مرکزی شهرستان کاشان با مجموع 14657 نفر جمعیت و 4891 خانوار است. حجم نمونه خانوارهای روستایی از فرمول کوکران به دست آمده است؛ بدین ترتیب که 320 پرسشنامه به نسبت جمعیت هر روستا، بین خانوارهای روستاهای مذکور به صورت تصادفی توزیع و تکمیل شد. در راستای تحلیل و تبیین داده ها و اطلاعات از روش های کیفی (تحلیل منطقی)، کمّی (آماری- توصیفی) و SPSS استفاده شد. جمع آوری اطلاعات نیز به روش اسنادی و میدانی بوده که روش اسنادی شامل سوابق آماری، کارهای صورت گرفته در دانشگاه ها و مؤسسات مختلف و روش میدانی نیز ازطریق پرسشنامه خانوار روستایی بوده است. نتایج بررسی نشان می دهد، در سکونتگاه های بخش مرکزی شهرستان کاشان با مرکزیت منطقه ای شهر کاشان، عوامل و نیروهای مختلف با ابعاد محیطی- اکولوژیک، اجتماعی و اقتصادی به صورت برهم افزا (سینرژیک) در فرایند دگرگونی سکونتگاه های ناحیه اثرگذر بوده اند؛ به طوری که پیامدهای این دگرگونی ها در عرصه های مختلف، ازجمله تغییرات محیطی- اکولوژیک، بهره گیری از فناوری، تغییر کاربری اراضی، محدودیت های فعالیت کشاورزی، گسترش واحدهای صنعتی و تغییر در الگوهای رفتار اجتماعی قابل ردیابی است. هرچند این پیامدها در بعضی عرصه ها موجب توسعه روستایی- شهری شده، اما تعارضاتی نیز در عرصه های کالبدی- فضایی به همراه داشته است.
اثرگذاری آموزش محیط زیست شهری بر ارزش گذاری و رفتار زیست محیطی دانش آموزان دختر مقطع راهنمایی ناحیه 5 استان اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین میزان اثرگذاری آموزش محیط زیست شهری بر ارزش گذای و رفتار زیست محیطی دانش آموزان دختر مقطع راهنمایی ناحیه 5 استان اصفهان است. نوع تحقیق مطرح شده بر اساس اهداف از نوع تحقیقات کاربردی می باشد. روش تحقیق حاضر نیمه تجربی یا طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل است. برای دستیابی به هدف پژوهش، از بین مدارس راهنمایی ناحیه 5 استان اصفهان به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی چند مرحله ای، دو کلاس 25 نفره در دو مدرسه راهنمایی، یکی به عنوان گروه کنترل و دیگری به عنوان گروه آزمایش انتخاب شدند. و سپس به مدت ده جلسه آموزشی (هر جلسه به مدت 75 دقیقه)، گروه آزمایش تحت آموزش محیط زیست شهری قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که، آموزش های محیط زیست شهری بر رفتار دانش آموزان در گروه آزمایش در سه مبحث حفاظت فضای سبز، مدیریت زباله های شهری و مدیریت مصرف انرژی به طور مشهودی تأثیرگذار است. همچنین آموزش های محیط زیست شهری بر ارزش گذاری دانش آموزان در گروه ازمایش در دو مبحث حفاظت فضای سبز و مدیریت مصرف انرژی به طور مشهودی تأثیرگذار است. و بر روی ارزش گذاری دانش آموزان گروه آزمایش در زمینه مدیریت زباله های شهری بی تأثیر است.
ارزیابی عملکرد رسانه های خبری ایران با استفاده از نقد رتوریک (مطالعه موردی: بحران کم آبی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به گستردگی مسائل محیط زیستی و ضرورت توجه به آنها بخصوص بحران کم آبی در کشور ایران، نیاز مبرمی به آگاه سازی و آموزش عمومی جهت اتخاذ رفتارهای مناسب در این زمینه احساس می شود. یکی از روش های هدفمند و اصولی برای مواجهه با این بحران، تمرکز بر روی زمینه ی ارتباطات محیط زیستی می باشد، چراکه دامنه ی گسترده ای از جامعه ی انسانی را تحت تأثیر خود قرار داده و می تواند آنان را در راستای حفظ محیط زیست خود ترغیب نماید. با توجه به بررسی های انجام گرفته در زمینه ی ارتباطات محیط زیستی، می توان به این نتیجه رسید که پژوهش های اندکی در این زمینه صورت گرفته است. در این پژوهش با استفاده از دو روش کیفی و کمی، تحلیل بر روی سه منبع خبری ایرنا، وزارت نیرو و صداوسیما با تأکید بر بحران کم آبی در کشور ایران صورت گرفته است. در این پژوهش به پیشنهاد و معرفی ارزش های خبری برای تحلیل رتوریکی محیط زیست در وضعیت بحران پرداختیم و بر این اساس تحلیل آماری و رتوریکی بر روی اخبار منعکس گردیده از سه ارگان ذکرشده صورت پذیرفته است. نتایج نشان می دهد که رسانه ی خبری ایرنا با بیشترین تعداد خبر و صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران با کمترین تعداد خبر به پوشش خبری از بحران کم آبی پرداخته اند و همچنین تحلیل های کیفی نشانگر لزوم وجود تعریفی درست از مسائل پیچیده ی محیط زیستی نزد کنشگران رسانه و تمرکز بیشتر رسانه های تصویری بر روی اخبار محیط زیستی می باشد. درنهایت به ارائه ی پیشنهاد های پژوهشی و ارائه ی راهبرد پرداخته شده است.
نیازهای اجتماعی و فرهنگی زنان از منظرخدمات شهری(مطالعه موردی: منطقه 8 شهرداری تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه زنان به عنوان سرمایه اجتماعی هر کشوری نقش مهمی در پیشرفت و توسعه همه جانبه جوامع برعهده دارند. به همین دلیل شناسایی نیازها و برنامه ریزی برای تأمین آن ها می تواند کشورها را در مسیر توسعه یاری دهند. هدف از انجام این پژوهش، ارزیابی میزان هماهنگی میان خدمات شهرداری تهران در حوزه اجتماعی و فرهنگی با رفع نیازهای شهروندان (هدف یا نیاز) می باشد. چارچوب نظری مورد استفاده در این تحقیق استفاده از تعریف نیاز به عنوان یک فاصله یا شکاف بین وضع موجود خدمات شهرداری و وضع مورد انتظار خدمات از منظر شهروندان می باشد. در این تحقیق از روش پیمایش توصیفی و پیمایش تحلیلی و هم از روش پیمایش مقطعی استفاده شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل 156127نفر از زنان بین 18 تا 65 سال بر اساس برآورد جمعیت سال 1388 می باشد که از این تعداد، 178 نفر به عنوان نمونه مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج تحقیق نشان داد که در میان نیازهای اجتماعی و فرهنگی نیازهای اجتماعی 45 درصد و نیازهای فرهنگی 55 درصد از مجموع نیازها را تشکیل می دهند و در این میان نیاز به امنیت از اهمیت بیشتری برخوردار است. به طور کلی، این نتایج علاوه بر اولویت بندی نیازهای زنان شامل بیان فاصله وضع موجود تا وضعیت مطلوب (شکاف موجود) و همچنین رتبه بندی عوامل موثر بر تأمین نیازهای زنان و همچین ارائه نتایجی قابل اجرا جهت بهبود خدمات رسانی با اثربخشی حداکثری می باشد.
ارزیابی عدالت محیط زیست شهری مبتنی بر توزیع فضایی خدمات اکوسیستم گردشگری مطالعه موردی: کلانشهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر پایدار دوره ۲ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲
35 - 52
حوزههای تخصصی:
عدالت محیط زیست شهری به عنوان یکی از ارکان توسعه پایدار شهری جهت بهبود کیفیت زندگی، آزادی، رفاه و امنیت برای همه شهروندان به شمار می رود. هدف از این مطالعه ارزیابی توزیع عادلانه خدمت اکوسیستمی گردشگری به عنوان یکی از مهم ترین خدمات اکوسیستم شهری است. روش تحقیق در این مطالعه ارزیابی- تحلیلی است و وضع موجود توزیع خدمات اکوسیستم گردشگری را با استفاده از تحلیل عرضه، تقاضا و دسترسی جهت ارزیابی توزیع عادلانه خدمت اکوسیستم گردشگری بررسی می کند. در مطالعه حاضر، به منظور ارزیابی جریان، عرضه و دسترسی به این خدمت از سه مدل گردشگری اینوست، ژئوکش و طیف فرصت گردشگری بهره گرفته شد. همچنین از شاخص های منزلت اجتماعی برای تحلیل تقاضا در تمامی مناطق تهران استفاده شد. یافته های هر سه مدل نشان داد که عرضه و جریان خدمت اکوسیستم در هر سه مدل، در مناطق شمالی شهر به ویژه مناطق یک الی چهار بیشتر از سایر مناطق بوده درحالی که تقاضا برای این خدمت در مناطق جنوبی و مرکزی بیشتر بوده است. علی رغم نتایج تقریباً مشابه در خروجی هر سه مدل، مدل طیف فرصت گردشگری نتایج بهتری جهت ارزیابی خدمات اکوسیستم گردشگری ارائه داد. یافته اصلی این تحقیق ناعادلانه بودن توزیع خدمت اکوسیستمی گردشگری در شهر تهران را تائید کرد به گونه ای که مناطق جنوبی و مرکزی تهران به دلیل فاصله و عدم دسترسی مناسب همچنین وضعیت پایین تر اقتصادی و اجتماعی بهره متناسبی از این خدمت اکوسیستمی نمی برند.
تحلیلی بر کارکرد بازارهای هفتگی در کیفیت زندگی نواحی روستایی شهرستان گنبدکاووس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال بیست و دوم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲
105 - 123
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی و تبیین کارکرد بازارهای هفتگی در بهبود شاخص های کیفی زیستی و معیشتی خانوارهای روستایی است. تحقیق حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی تحلیلی و پیمایشی بود. بر این اساس، سؤالات متعددی در مقیاس های مختلف اندازه گیری (اسمی، ترتیبی و نسبتی) در قالب پرسشنامه تهیه و تنظیم شد. جامعه آماری تحقیق سرپرستان خانوارهای ساکن در روستاهای دارای بازار هفتگی در سه دهستان شهرستان گنبد کاووس بودند. برای تحلیل و سنجش داده ها، از آزمون های تحلیل همبستگی مثل کای اسکوئر و فای/ کرامر و همچنین، از آزمون های مقایسه میانگین فریدمن و کروسکال والیس استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که ایجاد و استقرار بازارهای هفتگی در برخی از روستاها با بهبود شاخص های اقتصادی و اجتماعی از قبیل ایجاد فرصت های شغلی جدید، افزایش درآمد، تنوع شغلی، کاهش هزینه ها و افزایش انگیزه ماندگاری روستاییان و ... رابطه معنی دار دارد. همچنین، نتایج آزمون های فریدمن و کروسکال والیس برای مقایسه شاخص های توسعه کالبدی در روستاهای مختلف نشان داد که استقرار بازار هفتگی با بهبود و ارتقای برخی از مؤلفه های کالبدی رابطه معنی دار دارد. بر این اساس، بهبود اوضاع کالبدی روستا تا حد قابل قبول متأثر از ایجاد بازار در نواحی روستایی مورد مطالعه است
الگوسازی روندهای فضایی جمعیت روستایی براساس میانگین متحرک فضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فضا دارای سلسله مراتبی است که در هر سطح، بافت و الگویی متفاوت را شکل می دهد. برای تحلیل فضا به ابزارهایی نیاز است که بتوان با آنها روندهای جمعیتی در کشور را به نحو مطلوب الگوسازی کرد و جمعیت را در سطح مناطق پیش بینی کرد. توزیع و پراکندگی جمعیت به عوامل مختلفی بستگی دارد که در سطوح و مقیاس های مختلف عمل می کنند و بافت های فضایی متفاوتی را به وجود می آورند. در مدل سازی روندهای فضایی، مفاهیمی مانند MAUP، واحدهای فضایی، سلسله مراتب فضایی، میانگین متحرک فضایی، ماتریس وزن جغرافیایی، و روندهای فضایی مطرح می شود که برآیندشان شکل گیری ساختارهای فضایی است. برای انجام تحقیق حاضر، از داده های سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1385 استفاده شد. این اطلاعات در سطح واحدهای شش گوش فضایی با هم تلفیق شدند، سپس واحدهای همسایگی مشخص گردید و میانگین متحرک فضایی برای آنها محاسبه شد. در مرحلة بعد، تحلیل نتایج صورت گرفت. برای عرضة نتایج و یافته های تحقیق، از نقشه و نمودار استفاده شد. نمودار ها با توجه به درجة میانگین متحرک فضایی، الگوهایی مشخص را نشان می دهند. داده ها نیز به نقشه تبدیل شدند تا وضعیت روندهای فضایی را نشان دهند. نقشه ها در مقیاس های مختلف الگوهای متفاوتی را ارائه می کنند. توزیع و پراکندگی جمعیت روستایی ایران، از الگوی فضایی ویژه ای تبعیت می کند. با میانگین متحرک های درجة پایین تر، روندهای محلی شکل می گیرند و با افزایش درجة میانگین متحرک فضایی، روندهای محلی به روندهای عمومی تبدیل می شوند.
سیر تحول نام ایران از منظر جغرافیای سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از دیدگاه جغرافیای سیاسی وجود اقوام مختلف در سرزمین ایران، موجبات دگرگونی «نام ایران» را در طول زمان فراهم آورده است. دوام و استمرار هویت ونام ایرانی، مدیون گروه های مختلف قومی بویژه فارس ها بوده است. ورود نژاد آریایی به «فلات ایران» 1500 تا 2000 سال قبل از میلاد مسیح صورت گرفته است. مفهوم «ایران» در نیمه اول قرن سوم قبل از میلاد در نتیجه تبلیغات ساسانیان به وجود آمده است. با توجه به سنگ نوشته های داریوش اول و توالی و ترتیب تنظیم نام سرزمین هایی که قلمرو گسترده هخامنشی را تشکیل می دادند، می توان بیان کرد که در متون منظوم و منثور فارسی اعم از ادبی و تاریخی و جغرافیایی، از نیمه قرن چهارم به بعد، همواره از واژه «ایران» یاد شده است. همچنین، در کتاب های ممالک عربی و مکاتبات آن ها نیز به واژه ایران و مترادف آن اشاره شده است. در این مقاله که از نوع بنیادی است، با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی، سعی شده است تا سیر تحول «نام ایران» از منظر جغرافیای سیاسی بررسی شود و یک دیدگاه «واحد و جامع» در این خصوص ایجاد شود. ضرورت پژوهش حاضر از آنروست که معمولاً درایران تنها به بررسی تاریخی مکانهای جغرافیایی پرداخته شده است و بررسی نقاط عطف تاریخی وعوامل تأثیرگذار بر تحولات «نام ایران» ونیزتقسیم بندی جغرافیایی سرزمین بر اساس تغییرات بنیادین حاصل از فعالیت و عملکرد اقوام مغفول، مانده است.
تنگناهای ژئومورفولوژیک توسعه کالبدی شهر جوانرود با استفاده از مدل Fuzzy Logic(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر اندازه شهرها گسترش پیدا کنند برخورد آنها با واحدهای گوناگون توپوگرافی و ژئومورفولوژی زیادتر می شود. لذا اهمیت شناخت ویژگیهای محیط های طبیعی جهت تشخیص نقاط مناسب برای ایجاد بناها از مناطق نامساعد معلوم می شود. هدف از این پژوهش علاوه بر بررسی توسعه شهر جوانرود، با توجه به عوامل طبیعی و ژئومورفولوژیکی در سه دوره گذشته، تعیین نواحی مناسب برای توسعه آتی شهر در منطقه مورد مطالعه می باشد. به همین منظور در گام اول نه معیار مؤثر در توسعه شهر در نظر گرفته و با استفاده از مدل AHP / Fuzzy Logic ، ابتدا معیارهای مذکور وزن دهی و هر کدام از لایه ها در محیط نرم افزارGIS از طریق برنامه نویسی توابع فازی بین طیف صفر تا یک فازی شدند. در نهایت عملگر گامای فازی 7/0 بر روی آنها اجرا و نقشة حاصله در 5 کلاس تهیه گردید. نتایج نشان می دهد، شهر در دوره اول توسعه بیشترین رشد بر روی عوارض ژئومورفولوژیکی داشته است. همچنین در راستای توسعه آتی شهر، مناسبترین مکانها بیشتر در محدوده شمالغربی شهر با مساحتی برابر34/1 درصد کل منطقه می باشد که پراکندگی فضایی این اراضی نشان می دهد بخش اعظم منطقه دارای تناسب خیلی کم برای توسعه شهر می باشد.
شناخت سیستمهای سینوپتیکی سیل زا در جنوب دریای خزر (مطالعه موردی: حوضه شفارود)
حوزههای تخصصی:
بررسی زمین ساخت فعال با استفاده از شاخص های ژئومورفولوژی در البرز مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از روش های بررسی حرکات زمین ساخت فعال، استفاده از اطلاعات ریخت زمین ساخت است. اندازه گیری کمی شاخص های ژئومورفولوژی، یک ابزار مهم برای تعیین سطح فعالیت زمین ساخت منطقه است. این اندازه گیری های کمی امکان مقایسه زمین ریخت های مختلف و محاسبه متغیرها را فراهم و شناسایی نرخ فعالیت زمین ساختی یک منطقه را امکان پذیر می سازد. در این مطالعه، زمین ساخت فعال البرز مرکزی در حوضه های هراز و نور- نوشهر با اندازه گیری شش شاخص ژئومورفولوژی ناهنجاری سلسله مراتبی (∆a) ، انشعابات (R) ، انتگرال و منحنی فرازسنجی (Hi) ، برجستگی نسبی (Bh) ، تراکم زهکشی (Dd) و ضریب شکل (Ff) مورد ارزیابی قرار گرفت. ابتدا با استفاده از مدل رقومی ارتفاعی (DEM) 30 متر در محیط GIS حوضه ها و آبراهه های منطقه مورد مطالعه استخراج شد، سپس شاخص های ژئومورفولوژی در هر زیرحوضه اندازه گیری شد. هر شاخص به سه رده به لحاظ فعالیت زمین ساختی تقسیم شد و در نهایت براساس تقسیم بندی هر شاخص، سطح فعالیت زمین ساختی کل برمبنای شاخص زمین ساخت فعال نسبی (Iat) منطقه تعیین شد و گستره مورد بررسی به 4 رده فعالیت زمین ساختی بسیار بالا، بالا، متوسط و کم تقسیم شد، سپس نقشه پهنه بندی سطح فعالیت زمین ساختی درگستره مورد مطالعه ترسیم شد. نتایج حاصل از شاخص زمین ساخت فعال نسبی نشان می دهد که گستره مورد بررسی دارای فعالیت زمین ساختی بسیار بالا و بالا است به ویژه در مناطق منطبق با گسل های شمال البرز، خزر، گلندرودشمالی و جنوبی، بلده و گسل های جنوب باختری و چین خوردگی های جنوب خاوری محدوده مورد بررسی را تایید می کند، همچنین شواهد زمین ریختی حاصل از مشاهدات صحرایی اثبات کننده نتایج حاصل از شش شاخص ژئومورفولوژی در گستره مورد مطالعه است.
ارائه الگوی کاربردی گردشگری هوشمند در مناطق شهری مطالعه موردی: شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری شهری دوره ۷ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
127 - 141
حوزههای تخصصی:
گردشگری هوشمند، نسل جدیدی از فناوری اطلاعات و ارتباطات برای پیش بینی و پاسخگویی مناسب به نیازهای فردی گردشگران و استفاده مؤثر از منابع گردشگری در مقصد (ها) گردشگری، به اشتراک گذاری عمومی اطلاعات و تجربه گردشگری و ترویج یکپارچگی منابع اجتماعی است. هدف اصلی این پژوهش، ارائه مدل بومی گردشگری هوشمند و اثر آن بر رضایت گردشگر و هم آفرینی گردشگر است. برای انجام کار از روش طرح تحقیق آمیخته اکتشافی استفاده شده است. در مرحله پژوهش کیفی، هدف بنیادی و در بخش کمّی، هدف کاربردی است. برای گردآوری داده ها در مرحله کیفی از مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته و با انجام مصاحبه با پانزده نفر از خبرگان حوزه گردشگری، تعداد نوزده مقوله اصلی شناسایی و در قالب شش بعد ساختاردهی شد. در مرحله کمّی از پرسشنامه آنلاین محقق ساخته در جامعه ای از ورودی گردشگران داخلی و خارجی به شهر اصفهان با حجم نمونه 384 نفر اطلاعات جمع آوری شد و برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار Spss 22 و Smart pls 2.0 کمک گرفته شد. نتایج حاکی از مناسب بودن تمامی موارد به جز عوامل طبیعی بود که جزو عوامل سازنده عوامل زمینه ای نمی باشد. همچنین، آزمون فرضیه ها، نتایج نشان می دهد که گردشگری هوشمند بر رضایت گردشگر و هم آفرینی گردشگر اثر مثبت دارد.
مدیریت بحران زلزله در سکونتگاه های روستایی شهرستان سروآباد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش شناسایی پهنه های امن و خطر زلزله سکونتگاههای روستایی شهرستان سروآباد با توجه ویژه به مدیریت بحران است. این پژوهش بر حسب روش تحلیلی و بر حسب ماهیت کاربردی است و با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) تجزیه و تحلیل داده ها و لایه ها صورت گرفته و نقشه های نهایی تلفیقی پهنه های امن و خطر روستایی و نقشه های هم پوشانی جهت ارزیابی فاکتورها تولید گردید. در نهایت تحلیل فضایی- جمعیتی بر روی نقشه های سنتز انجام شد و پهنه ها و روستاهای امن و خطر شهرستان سروآباد مشخص گردید. نتایج مطالعه نشان داد که حدود 50 درصد مساحت شهرستان با 45 روستا و 5/53 درصد جمعیت منطقه در محدوده پرخطر زلزله قرار دارد. همچنین 38 درصد مساحت شهرستان با 25 روستا و 3/32 درصد در طبقه خطر متوسط و 13 درصد مساحت شهرستان با 7 روستا و 2/14 درصد جمعیت در خطر کم یا پهنه های امن قرار گرفته است. بعلاوه در محدوده امن یا کم خطر شهرستان میانگین جمعیت روستاها به شدت زیاد می شود که نشان می دهد استقرار جمعیت روستایی شهرستان سرواباد با پهنه های مستعد خطر زلزله رابطه معناداری را داراست.
مدل سازی فرسایش خاک و تولید رسوب با استفاده از روش مورگان- مورگان فینی(M M F) در حوضه آبخیز گزاز چای خلخال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برآورد میزان تلفات خاک جهت ارزیابی خطر فرسایش آبی خاک در حوضه های آبخیز بسیار مهم می باشد. امروزه پتانسیل قابل توجهی برای استفاده از تکنولوژی GIS به عنوان یک ابزار کمکی در اجرای دقیق مدل های فرسایش خاک و ارزیابی خطر فرسایش وجود دارد. هدف اصلی پژوهش حاضر مدل سازی فرسایش خاک با استفاده از روش مورگان و مورگان فینی (MMF) در محیط ILWIS۳,۳ در حوضه آبخیز گزازچای خلخال و برآورد میزان تلفات خاک برای کل حوضه آبخیز و نیز به تفکیک کاربری های اراضی، واحدهای خاک و زیر حوضه ها و تیپ های پوشش گیاهی و مقایسه آن ها با همدیگر می باشد. تخمین تلفات خاک سالانه با مقایسه نقشه های مربوط به نرخ جدایش ذرات خاک و ظرفیت انتقال با در نظر گرفتن عدد حداقل از میان این دو محاسبه گردیده است. نتایج بیانگر این است که متوسط سالانه فرسایش خاک حوزه برحسب تن در هکتار برابر۸۲/۰ بوده که در این میان کاربری اراضی زراعت دیم با مقدار ۸۲/۰ و نیز واحد خاک ۱-۳-۳ با مقدار ۳۱/۱ تن در هکتار و زیر حوضه G۴-۲ با مقدار ۹۴/۱ تن در هکتار و تیپ پوشش گیاهی AsonI با ۹۷/۰ تن در هکتار دارای بیشترین میزان تلفات خاک نسبت به سایر واحدها می باشند. متوسط ظرفیت انتقال رواناب(G) با مقدار ۰۰۰۰۲/۰نسبت به متوسط جدایش ذرات خاک(F) با مقدار۷۶/۲ تن بر هکتار در اکثر مناطق حوضه دارای کم ترین عدد بوده و عامل محدودکننده فرسایش خاک در منطقه می باشد.
ارائه روشی نو برای پهنه بندی روند درجه روز سرمایش ماهانه کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش ارائة روشی نو برای واکاوی مکانی - زمانی تغییرات نیاز سرمایش کشور در دهه های آینده است. برای اجرای این پژوهش از داده های گردش کلی جو EH5OM استفاده شد. این داده ها تحت سناریوی A1B کمیتة بین المللی تغییر اقلیم است و با تفکیک 75/1 درجة طولی و عرضی اجرا شده است. با مدل ریزمقیاس نمایی، داده های میانگین دمای روزانه طی دورة آماری (2015 2050) به تفکیک عبارت است از: 27/0×27/0 درجة طول و عرض جغرافیایی، که حدوداً نقاطی با ابعاد 30×30 می باشند. سرانجام، آستانة دمایی پهنه ها مشخص و به یاخته ها تعمیم داده شد و درجة روز سرمایش ماهانة کشور در ماتریسی به ابعاد 2138×12 در نرم افزار MATLAB استخراج شد. روند و شیب روند درجة روز سرمایش ماهانه نیز طی دورة مورد مطالعه از طریق آزمون من - کندال و روش حداقل مربعات محاسبه شد. نتایج نشان داد بیشترین گسترة مکانی مناطق دارای روند مثبت نیاز سرمایش در ماه های فصل بهار، به ویژه در ماه می، است. این سناریو نوید می دهد که در آینده در ایران فصل بهار گرم تر خواهد شد. بیشترین میزان گرمایش در این فصل مختص جلگه ها و سواحل جنوبی با شیب روند 2 4 درجة روز در دهه است.