ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۳٬۰۰۱ تا ۲۳٬۰۲۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۲۳۰۰۱.

تحلیلی بر چالش های توسعه محلی مبتنی بر بازآفرینی اقتصاد پایدار شهری، مطالعه موردی: شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۷ تعداد دانلود : ۲۹۲
توسعه محلی، از جمله الگوهای جدید توسعه است که بعد از دهه 1980 بر توانمندسازی جامعه محلی برای ساماندهی امور به دست خودشان تأکید دارد. در این زمینه، الگوی بازآفرینی با رویکرد اقتصاد پایدار می تواند بدیل مناسبی برای توسعه مجدد محله های ناکارآمد باشد. بااین حال به کارگیری این رویکرد در شهر تهران، تاکنون عملی نشده و چالش های عدیده ای در این زمینه وجود دارد که در مطالعه حاضر به آن ها پرداخته شده است. روش تحقیق این مطالعه، از نوع آمیخته است. داده های پژوهش با استفاده از مصاحبه با خبرگان و پیمایش از محله های هدف گردآوری شد. جامعه موردمطالعه شامل 31 نفر از خبرگان آشنا به موضوع تحقیق در شهر تهران و 473 نفر از ساکنان محله های هدف بود. تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کیفی با روش «تحلیل محتوای کیفی» و در بخش کمّی با روش «مدل سازی معادلات ساختاری» انجام گردید. بر اساس نتایج مدل آسیب شناسی کیفی، چالش های توسعه محلی مبتنی بر رویکرد اقتصاد پایدار شهری در قالب 36 مفهوم، 35 مقوله فرعی و 4 مقوله اصلی قابل دسته بندی است. نتایج مدل کمّی نیز نشان داد که متغیر «اعتماد به نهادهای مدیریت شهری»، یک متغیر میانجی گر مهم است که باعث تقویت مشارکت ساکنان جهت همراهی با نهادهای مدیریت شهری در ساماندهی محله ها می گردد. درنهایت چنین نتیجه گیری شد که الزامات توسعه محلی با رویکرد اقتصاد پایدار شهری در سه محور زیر قابل پیگیری است: 1- تقویت نقش و عملکرد عاملین توسعه در سطح نهادی (دولت و نهادهای وابسته به آن)؛ 2- تقویت نقش و عملکرد عاملین توسعه در سطح محلی (اعضای جامعه محلی و ساکنان محله های شهری)؛ 3- بومی سازی رویکردهای بازآفرینی اقتصاد پایدار شهری منطبق با شرایط محله های شهر تهران.
۲۳۰۰۲.

بررسی نقش و اثرات گردشگری شهری بر باز آفرینی شهر زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۰ تعداد دانلود : ۳۱۶
امروزه گردشگری را به عنوان یکی از مهمترین صنایع توسعه پایدار در هر جامعه ای باید دانست، که از تحرک بالایی در تغییرات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، شهری و محیطی برخور دار است، تمرکز بر جنبه های گوناگون صنعت گردشگری، همراه با برنامه ریزی های مدیریت محلی و ملی هرجامعه ای نقش بسیار با اهمیتی در فرایندهای بین المللی و ملی هر جامعه ای می تواند ایفاء کند. گردشگری شهری در واقع بخشی از این صنعت توسعه مند و پایدار جهانگردی است که موضوع نسبتاٌ جدیدی است، و سابقه  طرح آن در محافل علمی به کمتر از دو دهه اخیر می رسد. گردشگری شهری، یکی از مهمترین و پیچیده ترین فعالیت های فضایی و مکانی انسان در جامعه شهری است، به نظر صاحب نظران، گردشگری شهری یک فرصت بزرگ فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی برای شهرها  بوجود می آورد، که این فرصت نقش بسیار موثری در ارتقاء کیفیت زندگی شهروندان در ابعاد گوناگون می تواند ایفاء کند. برای این منظور ابتدا از راه روش های میدانی و کتابخانه ای، داده ها گردآوری شد.. حجم نمونه آماری طبق استانداردهای موجود برابر با ۳۰ نفر بوده که متشکل از متخصصین حوزه گردشگری و کارشناسان حوزه شهری است که بر اساس روش دلفی انتخاب شده است. بر این اساس سنجش میزان اثر گذاری گردشگری شهری بر به سازی و بازآفرینی محلات قدیمی و هسته مرکزی شهر زنجان با استفاده از آزمون فریدمن- سنجش میزان اثر گذاری گردشگری شهری بر به سازی و بازآفرینی محلات قدیمی و هسته مرکزی شهر زنجان با استفاده از آزمون آماری کرامر- بررسی میزان تأثیر گردشگری شهری بر مولفه های مربوط به به سازی و باز آفرینی هسته ی مرکزی و محلات شهر زنجان آزمون کای اسکوئر یک طرفه - سنجش میزان اثر گذاری گردشگری شهری بر ایجاد درآمد و توجه مسئولین امر در حفظ، مرمت و به سازی و بازآفرینی محلات شهر زنجان با استفاده از آزمون فریدمن- آزمون کای اسکوئر یک طرفه - آزمون اسپیرمن ، مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفته که شرح کلی آن در بخش تجزیه و تحلیل مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت.
۲۳۰۰۳.

ارزیابی کالبدی محله های نوبنیاد شهری با استفاده از اصول شهرسازی نو. مطالعه موردی: محله یاغچیان تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۰ تعداد دانلود : ۲۹۵
نوشهرگرایی در پاسخ به محلات ناپایدار مدرن بوجود آمد؛ عدم اختلاط اصولی کاربری ها، تراکم در بافت محله، شعاع نامناسب دسترسی به کاربری ها، وابستگی به اتومبیل شخصی و عدم وجود فضاهای پیاده، از جمله مشکلات شهرسازی نوین هستند. به دنبال مشکلات ناشی از افت شهری در مراکز شهرها و گسترش افقی شهرها و عواقب ناشی از آن، توجه به رهیافتهای نوین با رویکرد توسعه پایدار مورد توجه برنامه ریزان شهری قرار گرفت و بدین ترتیب رهیافت نوشهرگرایی در انتقاد به شهرسازی مدرن و با تاکید بر جایگاه ویژه انسان در فضای شهری عصر حاضر، شکل گرفت. در این راستا پژوهش حاضر، درصدد است با هدف ارزیابی کالبدی محله یاغچیان تبریز، مولفه هایی مانند اختلاط کاربری، توزیع تراکم ها و دسترسی پیاده را جهت ارتقاء سطح زندگی با استفاده از رویکرد شهرسازی نو، مورد ارزیابی قرار دهد. در این پژوهش، روش تحقیق توصیفی تحلیلی و از نوع کاربردی می باشد. جامعه آماری، محله یاغچیان و روش جمع آوری اطلاعات نیز کتابخانه ای و میدانی می باشد. تجزیه و تحلیل به دو صورت کمی و کیفی و با استفاده از نرم افزار GIS صورت می گیرد.یافته های پژوهش نشان می دهد که محله یاغچیان، از نظر شاخص سازگاری، شعاع عملکردی خدمات عمومی و دسترسی پیاده، از وضعیت مطلوبی برخوردار است. همچنین یافته های پژوهش حاکی از آن است که تراکم زیاد این محله، منجر به تعدد قطعات و چینه بندی منظم و متنوع ساختمان ها شده که این امر تنوع الگوی مسکن در این محله را موجب گردیده است.
۲۳۰۰۴.

مفهوم کاربردی ساختمان هوشمند سبز (مطالعه موردی: منطقه یک شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۱ تعداد دانلود : ۳۳۳
پیشینه و هدف: رویکردهای پایدار و سبز در معماری به دلیل اهمیت دستیابی به اهداف کاهش ردپای کربن و سازگاری با پیامدهای گرمایش جهانی در حال گسترش اند. در این راستا، طراحی و ساخت ساختمان هوشمند سبز به عنوان مدلی کارا از نظر مصرف انرژی و پاسخگویی به نیاز ساکنان مورد توجه قرار گرفته است. ساختمان های سبز هوشمند از اینترنت اشیاء و فناوری اطلاعات و ارتباطات سبز بهره می برند و علاوه بر مدیریت مناسب انرژی، آب و پسماند، بر سلامت و کیفیت محیط داخلی اثرگذارند ولی هزینه سرمایه گذاری و قیمت فروش بالاتر محدویتی برای توسعه این ساختمان ها است. نوآوری  پژوهش حاضر، شناسایی عوامل مؤثر بر کاربردی سازی مفاهیم ساختمان هوشمند سبز است که با شاخص هایی مانند فناوری، صرفه جویی در انرژی و ایجاد محیط زیست سالم و پاک مورد بررسی قرار گرفته است.  از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی قابلیت اجرای مفهوم ساختمان هوشمند سبز از نظر ذی نفعان طرح در ایران، به تحلیل دیدگاه ساکنان و خریداران مسکن می پردازد. مواد و روش :پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش آن تحلیلی- توصیفی بر اساس ابزار کتابخانه ای- اسنادی و مطالعات میدانی و پرسشنامه ای است. پرسشنامه با 39 سؤال در چهار بعد شامل مزایای ساختمان هوشمند سبز، عوامل مؤثر بر تمایل خریداران، برآورد هزینه لازم برای ساخت و عوامل مؤثر بر اجرای مفهوم سبز هوشمند در ساخت و ساز طرح شد. سپس عوامل احتمالی مؤثر در اجرای موفقیت آمیز معیارهای ساختمان سبز در سه دسته رهبری و مسئولیت پذیری، اصول و فنون و بازخورد و ایجاد اعتماد عمومی طبقه بندی شد. پژوهش با تمرکز بر منطقه یک تهران در شمالی ترین نقطه شهر انجام شد به طوری که خانوارهای ساکن با توانایی خرید یک واحد مسکونی سبز با ارزش افزوده ای معادل 31 -10 درصد نسبت به واحد های مسکونی معمولی جامعه آماری هدف را تشکیل دادند. در مرحله پیش آزمون، پرسشنامه بین 30 نفر توزیع و با تحلیل داده ها، اندازه نمونه به دست آمد. پس از گردآوری داده ها، تمامی تحلیل های پرسشنامه ای و آماری با کمک نرم افزار SPSS  انجام گرفت.یافته ها و بحث:نتایج بررسی 62 پاسخ به پرسشنامه نشان می دهد از میان مزایای ساختمان سبز هوشمند، به ترتیب بهره وری انرژی، بهره وری مواد و بهره وری زمین از اهمیت بیشتری برخوردارند. اکثر پاسخ دهندگان بر این باورند که ساختمان های هوشمند سبز به صرفه جویی در هزینه های نگهداری و در نتیجه کاهش تقاضای انرژی برای روشنایی، گرمایش و تهویه مطبوع می انجامند. مشوق های اقتصادی در اولویت اقدامات سیاست گذاری قرار دارد و اعطای تخفیف مالیاتی به خریداران مسکن سبز بر تمایل خریداران مؤثر است. مؤلفه های برچسب گذاری ساختمان ها و پرداخت وام های یارانه ای و کمک های بلاعوض در جایگاه های بعدی قرار دارند. همچنین، نیمی از پاسخگویان ارزش افزوده لازم برای ساخت یک خانه یا آپارتمان دارای رتبه بندی سبز در مقایسه با ساخت یک خانه یا آپارتمان معمولی مشابه را بیش از 30% برآورد کرده اند که مشابه با مطالعات پیشین است. تمایل خریداران برای پرداخت اضافه بها با بالا رفتن میزان درآمد بیشتر می شود و 3/40% از پاسخگویان حاضرند مبلغ بیشتری برای خرید یک خانه یا آپارتمان جدید به عنوان ساختمان هوشمند سبز بپردازند.نتیجه گیری:برای افزایش تمایل خریداران برای پرداخت اضافه بها، لازم است قیمت ساختمان سبز تا حدودی تعدیل شود. ایجاد بستر مناسب برای افزایش آگاهی در مورد مفهوم ساختمان سبز برای عموم مردم می تواند به کاربران و مصرف کنندگان در اتخاذ تصمیم درست کمک کند. اولویت های کنونی ساختمان سبز به اثرات محیط زیستی آن بازمی گردد. در عین حال لازم است مزایای بالقوه اقتصادی و انسانی آن را که از نکات کلیدی برای موفقیت ساختمان سبز در آینده است مد نظر قرار داد. لازمه ی اجرای موفقیت آمیز برنامه ساختمان سبز هوشمند تعریف چشم انداز و دستورالعمل های تکنولوژیکی، تهیه نقشه راه، و سپس اولویت بندی و به جریان انداختن پروژه های ساخت و بازسازی با هدف پایداری است.
۲۳۰۰۵.

ارائه طرح های پیشنهادی مسکن روستایی با توجه به الگوهای توسعه یافته خانه های بومی در منطقه گیلان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۱ تعداد دانلود : ۳۲۵
امروزه شیوه ساخت خانه ها با سبک بومی در مناطق روستایی در حال از بین رفتن است و تنها برخی خانه های بومی موجود با تغییراتی که در معماری آنها برای رفع نیازهای ساکنان اعمال شده است امکان بقا و حضور در محیط روستا را دارند. هدف پژوهش حاضر بررسی و مستندسازی الگوهای تغییرات در معماری بومی خانه های روستایی و ارائه طرح های پیشنهادی مسکن بر اساس این تغییرات است. در راستای هدف کاربردی پژوهش که حفظ وجهه بومی خانه در روستا است از روش بررسی توصیفی-تحلیلی استفاده شده است که در آن با استفاده از مطالعات کتابخانه ای – اسنادی و میدانی، داده های اولیه پژوهش شامل پلان وضع موجود و پرسش از ساکنان در ارتباط با نحوه تغییرات گردآوری گردید. در این پژوهش پنج خانه با الگوی مشترک اولیه از بین ۲۰ خانه بومی در روستای طولارود بالا در بازه زمانی سال های 1398-1400 به صورت هدفمند و غیراحتمالی انتخاب شدند. از روش نحو فضا جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده شد. مقایسه تطبیقی مؤلفه های نحو فضا بر روی مشخصه های خانه بومی صورت پذیرفت سپس از طریق استدلال استنتاجی مطابقت مشخصه ها در الگوهای تکوینی ممکن به انتخاب طرح های پیشنهادی منجرگردید. بر اساس نتایج ویژگی هایی همچون عمق کم (میزان 1) و هم پیوندی بالای ایوان (متوسط میزان 7) و قرارگیری ایوان در لایه اولیه خانه (لایه 1- 2) از ویژگی های معماری بومی بوده که با اضافه شدن فضاهای جدید و مرتفع نمودن نیازهای ساکنان همچنان این ویژگی ها باقی مانده است. در انتها بکارگیری طرح های معماری تکوینی منطبق بر الگوی بومی در ساخت مسکن برای روستاییان، به جای الگوهای شهری در حال اجرا پیشنهاد می گردد.
۲۳۰۰۶.

تحلیل بافت شهری با استفاده از روش ترانسکت، نمونه موردی: شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۰ تعداد دانلود : ۳۰۰
  بررسی بافت شهر، وضعیت و تراکم فضاهای ساخته شده و فضاهای باز موجود در شهر را مشخص می سازد و در تصمیم گیری های نهایی به منظور توزیع بهینه خدمات و ارتقاء کیفیت فضاهای شهری نقش تعیین کننده ای دارد. این پژوهش با هدف بررسی بافت شهری ارومیه به منظور ارزیابی وضعیت فضای باز عمومی و سبز در مقایسه با فضاهای ساخته شده و توده ها انجام شده است. جهت تحلیل داده ها و بررسی کمی وضعیت بافت شهر ارومیه از روش Transect که عمدتاً در تحلیل های اکولوژی منظر استفاده می شود بهره گرفته شده است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی با هدف کاربردی است. قلمرو پژوهش شهر ارومیه می باشد. نتایج پژوهش نشان می دهد که در ترانسکت (T1)که از شمال غرب تا جنوب شرق شهر، فضایی های ساخته شده بین قطعات 60تا 100 متراکم، نقضان فضاهای سبز به جزء در قطعات 80 تا100 و کمبود فضاهای باز به جزء در قطعات 34و 63 نمایان است. در ترانسکت (T2) که از غرب تا شرق شهر، قسمت غربی بالاترین تراکم اراضی ساخته شده و قسمت شرقی بالاترین تراکم اراضی کشاورزی و باغات را دارد در بخش مرکزی نیز بین قطعات 30تا80 نقضان شبکه معابر وجود دارد. در ترانسکت (T3) که از جنوب غرب تا شمال شرق شهر، تراکم فضاهای ساخته شده در مرکز شهر به 85 درصد افزایش یافته، نقضان شبکه معابر، کمبود اراضی کشاورزی و فضاهای سبز و باز به ویژه در بخش میانی ترانسکت ها 15تا76 نمایان است. در ترانسکت (T4) که از جنوب تا شمال شهر، تراکم فضاهای ساخته شده در بین قطعات بخش مرکزی 40 تا 60 افزایش یافته و کمبود فضاهای سبز و باز به وضوح آشکار است. در یک جمع بندی کلی می توان گفت سیمای شهر ارومیه متشکل از سه نوع بافت شامل؛ بافت مرکز متراکم با حداقل فضاهای باز و سبز و حداکثر ساخت وساز، بافت حاشیه قسمت مرکزی که در آن از تراکم ساخت وسازها تا حدودی کاسته شده، و بافت حاشیه ای متشکل از اراضی ساخته نشده و بایر و باغات و اراضی کشاورزی است. به این ترتیب از مرکز شهر به سمت طرفین از میزان سطوح ساخته شده کاسته می شود.
۲۳۰۰۷.

ارزیابی روش های مختلف درونیابی به منظور تخمین بارندگی روزانه، مطالعه موردی: استان فارس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۰ تعداد دانلود : ۲۶۰
آب، راز ماندگاری جهان و از عناصر اصلی بقا و دوام چرخش زندگی در کره زمین است . بدون تردید کشور ایران همانند دیگر کشورهای خاورمیانه در سال های پیش رو با بحران جدی ناشی از کمبود آب روبه رو خواهد بود . بنابراین شناخت و معرفی هر چه بیشتر منابع بهینه آب، الگوی درست مصرف و بهره گیری صحیح و مناسب از منابع زیرزمینی و آب های جاری مقوله ای است که سیاست گذاران و برنامه ریزان امور آب با نگرانی و دقت به آن پرداخته اند. ریزش های جوی مهم ترین منبع طبیعی آب برای انواع فعالیت های بشری (صنعتی، کشاورزی و شرب ) است. از آن جا که ریزش های جوی با متغیرهای زمانی و مکانی زیادی همراه هستند اطلاعات موجود در خصوص توزیع آب و هوایی و عوامل سینوپتیکی ریزش های جوی بسیار اندک است. در ایران شبکه مشاهدات زمینی به اندازه کافی متراکم نبوده و بسیار پراکنده و نامنظم است . فاصله ایستگاه های مشاهداتی زمینی به خصوص در مناطق کوهستانی (مانند استان فارس ) با توجه به عامل توپوگرافی از چند کیلومتر تا چند صد کیلومتر متفاوت است . بنابراین بررسی باران به روش سنتی که نیاز به شبکه باران سنجی متراکم دارد هم از لحاظ اجرایی و هم از لحاظ اقتصادی امکا نپذیر و مقرون به صرفه نمی باشد. در مقاله حاضر به منظور تخمین بارندگی روزانه استان فارس از دو روش درون یابی کریجینگ (Kriging) و معکوس وزنی فاصله (IDW) استفاده گردید . سپس دقت نتایج حاصل از اجرای مدل ها از طریق تست آماری RMSE مورد ارزیابی قرار گرفت . نتایج حاصل از اجرای مدل و ارزیابی دقت آن ها نشان داد که روش کریجینگ نسبت به روش IDW از دقت بیشتری برخوردار می باشد . همچنین نتایج نشان داد که در بین روش های کریجینگ، روش معمولی دایره ای و نمایی از کم ترین خطا نسبت به سایر رو شهای کریجینگ برخوردار می باشند
۲۳۰۰۸.

شناسایی و الویت بندی عوامل مؤثر در بروز فرصت های کارآفرینی زنان (مطالعه موردی: شهرداری منطقه 3 تهران)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۰ تعداد دانلود : ۳۶۲
بروز فرصت کارآفرینی زنان فرایند پیچیده ای است که عوامل متعدد فردی و محیطی در آن تأثیرگذار می باشند. هدف این پژوهش شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر در بروز فرصت های کارآفرینی زنان در شهرداری منطقه ی 3 شهر تهران است. روش اجرای پژوهش توصیفی- تحلیلی و از لحاظ هدف کاربردی بود. روش گردآوری اطلاعات میدانی با استفاده از ابزار پرسشنامه بود. روایی و پایایی ابزار پژوهش با رویکرد روایی محتوایی و صوری و شاخص نرخ ناسازگاری تایید شد. جامعه ی آماری زنان کارآفرین و خبرگان کارآفرینی در شهرداری منطقه ی 3 تهران بود. داده های این پژوهش با رویکرد دلفی فازی، دیمتل و ANP فازی و GRA و MOORA خاکستری تحلیل شد. مطابق یافته های رویکر دلفی فازی 13 عامل فرعی در 5 عامل اصلی فردی، محیطی خرد، محیطی کلان، شبکه های ارتباطی و سازمانی بر بروز فرصت های کارآفرینی زنان در شهرداری منطقه 3 تهران تأثیر دارد. مطابق یافته های دیمتل فازی عوامل محیطی کلان بیشترین تاثیرگذاری بر دیگر عوامل مؤثر بر بروز فرصت های کارآفرینی زنان و عامل ویژگی های فردی دارای کمترین تأثیر پذیری است. از طرف دیگر مطابق تکنیک ANP فازی عوامل ویژگی های فردی در عوامل مؤثر بر بروز فرصت کارآفرینی از اولویت بالاتری برخوردار است و در نهایت مطابق رویکرد GRA و MOORA خاکستری، مهمترین راهکار بهبود عوامل مؤثر بر بروز فرصت کارآفرینی زنان و در نتیجه بهبود فرصت کارآفرینی زنان راهکار ایجاد بازار جدید است.
۲۳۰۰۹.

بررسی رابطه مدیریت راهبردی و توسعه پایدار روستایی (مطالعه موردی: بخش مرکزی شهرستان سیریک)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۰ تعداد دانلود : ۲۸۷
توسعه پایدار مفهومی است که پس از گزارش کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه در 1987، توانست تمامی رویکردهای دیگر که تا آن زمان غالب بودند را کنار زده و به گفتمان غالب در توسعه جوامع تبدیل شود. بنابر تعریف کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه، توسعه پایدار، توسعه ای است که نیازهای نسل فعلی را بدون ایجاد اشکال در توانایی نسل های آینده در برآوردن احتیاجات خود تأمین می نماید. حوزه های روستایی به عنوان قاعده نظام و فعالیت ملی نقش اساسی در توسعه ملی ایفا می کنند؛ زیرا توسعه پایدار سرزمین در گرو پایداری نظام روستایی به عنوان زیر نظام تشکیل دهنده نظام سرزمین است و پایداری فضاهای روستایی در ابعاد مختلف می تواند نقش مؤثری در توسعه منطقه ای و ملی داشته باشد و اگر در جریان پیشرفت و توسعه فضاهای روستایی وقفه ای ایجاد شود، آثار و پیامدهای آن نه تنها حوزه-های روستایی؛ بلکه مناطق شهری و در نهایت، کلیات سرزمین را در بر خواهد گرفت. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه مدیریت راهبردی و توسعه پایدار روستایی(مطالعه موردی: بخش مرکزی شهرستان سیریک) انجام شد. روش پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی- تحلیلی بود. جامعه آماری پژوهش صاحب نظران و متخصصان بخش مرکزی شهرستان سیرک بودند که به شیوه هدفمن 47 نفر از آن ها انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار spss استفاده شد. نتایج ضریب همبستگی نشان داد بین مدیریت راهبردی و توسعه پایدار روستایی ارتباط معنادار وجود دارد. از بین عوامل مدیریت راهبردی عامل اقتصادی مهم ترین عامل می باشد.
۲۳۰۱۰.

بازآفرینی پایدار بافت های ناکارآمدی شهری مورد مطالعه (منطقه 10 شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۰ تعداد دانلود : ۳۲۹
بافتهای ناکارآمد شهری پهنه هایی از شهر هستندکه درمقایسه باسایر پهنه های شهر از جریان توسعه عقب افتاده، از چرخه تکاملی حیات جدا گشته و به کانون مشکلات و نارساییها درآمده اند. با این وجود این بافتها درصد بالایی از جمعیت شهری را در خود جای داده و در عین حال از ظرفیتها و قابلیتهای نهفته بسیاری برای توسعه های آتی درون شهری برخوردار هستند. اما پرداختن به بافتهای ناکارآمد شهرها و برنامه ریزی برای آنها، جدا از پرداختن به واقعیتهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نبوده و مستلزم برنامه ریزی دقیق، جامع و واقع گرایانه است.درسالهای اخیر بازآفرینی شهری به عنوان رویکرد جدید برای بهسازی و نوسازی این بافتها مطرح شده است.در این راستا رویکرد«بازآفرینی شهری»گامی فراتر از مقاصد،آروزها ودستاوردهای «نوسازی شهری»،«توسعه شهری»و«بهسازی شهری» است و با درنظر گرفتن همه ابعاد اجتماعی، اقتصادی،کالبدی و زیست محیطی به بافت، نگاهی جامع و یکپارچه وپایدار دارد.تحقیق حاضر با شناخت عوامل مؤثر بر ناکارآمدی بافتهای شهری و ارزیابی میزان پایداری و ناپایداری در منطقه 10 شهر تهران و با استفاده از تکنیک SWOT-QSPM به ارائه راهبردهایی جهت بازآفرینی پایدار بافت ناکارآمدپرداخته است.در بخش اول(تحقیق کیفی) داده های تحقیق از طریق مطالعه اسنادی و کتابخانه ای گردآوری شده و در بخش دوم(تحقیق کمی)از طریق روش پیمایشی جمع آوری شده وبا استفاده ازضریب آنتروپی و مدل SWOTمورد تحلیل قرارگرفته است.با توجه به اینکه عوامل متعددی در بازآفرینی پایدار بافتهای ناکارآمدشهری دخیل هستند.درادامه نتایج کمی تحقیق نیز نشان داد که این منطقه در وهله اول از لحاظ اقتصادی و درمرحله بعد از لحاظ ابعاد اجتماعی و زیست محیطی ناپایدار می باشد.ناپایداری ابعاد اقتصادی بافت هست که منجر به ناپایداری دیگر ابعاد بافت گردیده و درنهایت نمود خود را به صورت ناپایداری کالبدی نشان می دهد.
۲۳۰۱۱.

آینده نگاری برنامه ریزی مسکن مناسب اقشار آسیب پذیر شهری (مورد پژوهی: ناحیه منفصل شهری نایسر، سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۱ تعداد دانلود : ۴۹۲
مقدمه تقریباً همه کشورهای جهان در حال تجربه پدیده «شهری شدن» هستند. توسعه شهرنشینی و پیدایش مناطق کلان شهری در کشورهای جهان سوم با توسعه شهرنشینی در غرب که از فردای انقلاب صنعتی آغاز شد، بسیار متفاوت است. یکی از تفاوت های مهم در رشد بی سامان و بدقواره و گسترش پدیده ناموزون و آسیب زایی به نام حاشیه نشینی در مقیاس وسیع گسترده در شهرهای جهان سوم بوده است. در این کشورها، مهاجران به محله های مهاجرنشینی هجوم می برند که در حاشیه شهرها به شکل قارچ گونه رشد می کنند و در جایی که «حاشیه گندابی» یا «آپاندیس نواحی شهری» نامیده می شود، ساکن می شوند [1]. در جهان صنعتی امروز پدیده حاشیه نشینی و اسکان غیر رسمی در اطراف شهرهای بزرگ مناطق محروم شهری امری اجتناب ناپذیر است و هم زمان با گسترش این پدیده، مسئله مسکن همواره به عنوان نیاز پایه ای بشر مطرح می شود. این نیاز از ابتدای سکونت تا زمان حاضر نقش مهمی در شرایط زیستی انسا ن ها ایفا کرده است. با این وجود، به دنبال رشد سریع و فزاینده شهرنشینی بعد از جنگ جهانی دوم در اغلب کشورهای جهان، مشکلات متعددی مانند ترافیک، آلودگی، دسترسی نامناسب به خدمات و امکانات شهری، بی مسکنی، بدمسکنی و غیره را به دنبال داشته که مهم ترین آن ها، مسئله مسکن بوده است. داشتن مسکن مناسب و در شأن، که همراه خود آسایش و فراغت را به دنبال داشته باشد و نوعی احساس امنیت را برای خانواده ها به ارمغان آورد [2]. امروزه، مسکن مناسب و مسائل مربوط به آن به عنوان یک مسئله جهانی مطرح شده و به یکی از مسائل حاد کشورهای در حال توسعه تبدیل شده است [3]. به همین دلیل، وجود اقشار کم درآمد و نیاز آن ها به مسکن در بسیاری از شهرهای کشورهای جهان سوم، باعث شکل گیری سکونتگاه هایی در حاشیه شهرها شده که از پایین ترین سطح کیفیتی برخوردارند و این امر باعث شده که موضوع مسکن مناسب نمایان شود و بیشتر مورد توجه قرار گیرد [4]. آینده نگاری امروزه در طراحی و سیاست گذاری های راهبردی در تمامی سطوح از جمله سیاست گذاری شهری، نقش بسزایی ایفا می کند. اهمیت نگرش آینده پژوهانه آنجاست که می توان با شناخت روندهای پیش رو که قطعیت بالایی دارند از بحران ها و ابرچالش های اساسی یک جامعه پیش گیری کرد و با برنامه ریزی نظام مند آمادگی لازم برای مواجهه با تغییرات گسترده را مهیا کرد [5]. مواد و روش ها با توجه به مؤلفه های مورد بررسی و ماهیت کاربردی این پژوهش، روش تحقیق از نوع اکتشافی است. پس از مطالعه مبانی تئوریک و نمونه های عملی، شاخص های کلیدی الگوی مسکن مناسب، استخراج شدند (جدول 4). در بخش مطالعات میدانی و پیمایشی با ابزارهایی همچون مصاحبه و پرسش نامه از 30 نفر متخصصان شهری به شناخت و تحلیل مسائل پرداخته شده و برای تجزیه وتحلیل داده های کیفی از نرم افزار MAXQDA استفاده شد. به این صورت که ابتدا نتایج حاصل از مطالعات اسنادی و سپس، نتایج حاصل از تحلیل مصاحبه های صورت گرفته به وسیله نرم افزار (مکس کیو. دی. ای) ارائه شد. طبق مطالعات اسنادی و کتابخانه ای؛ مصاحبه های صورت گرفته در این زمینه شاخص های ما در 4 بعد و 34 مقوله برای آینده نگاری برنامه ریزی مسکن مناسب اقشار آسیب پذیر ناحیه منفصل شهری نایسر، استخراج شدند. در خاتمه نتایج حاصل از ترکیب عوامل کلیدی مسکن مناسب و پایدار در قالب خروجی نرم افزار مکس کیودی ای ارائه شده است.  یافته ها از بین 34 متغیر مورد نظر و اعمال شده در نرم افزار آینده پژوهی، مشاهده می شود که عوامل فضاهای جمعی مناسب، چشم اندازهای زیبا، فضاهای مناسب پذیرایی، نمای آراسته و ظاهر خوب، ارتباط با همسایگان، به عنوان متغیرهای تأثیرگذار؛ عوامل انطباق مطلوبیت ملک، تفکیک پذیری مناسب، طراحی متناسب با فضا، برخورداری از امکانات بهداشتی، وجود عرصه های میانی، انطباق با محدوده طرح، انطباق مطلوبیت ملک، انطباق پلان معماری و فضاهای داخلی، برخورداری از نقشه، حفظ حریم خصوصی، مشارکت در طراحی، نوع مالکیت مسکن، مشرف بودن، حاوی نماد و نشانه های فرهنگی، احساس آشناییت و تداعی کنندگی، ایجاد حس سکونت به عنوان متغیرهای مستقل، و عوامل ایجاد حس هویت، احساس تعلق به عنوان متغیر هدف؛ و عوامل حفظ شأن اجتماعی، عدم مشرف بودن، قابلیت تغییرپذیری، رعایت تعریض معابر به عنوان متغیرهای تأثیرپذیر و عوامل چیدمان مناسب فضا، نوع سازه و مصالح، احساس امنیت و بیمه ساختمان به عنوان متغیرهای تنظیمی شناخته شدند که در شکل 7 به نمایش گذاشته شده است. نتیجه گیری نتایج تحقیق نشان داد عوامل مختلف می توانند در شناسایی مسکن مناسب و مطلوب نقش داشته باشند؛ به عنوان نمونه از طریق نرم افزار MICMAC، عوامل فضاهای جمعی مناسب، چشم اندازهای زیبا، فضاهای مناسب پذیرایی، نمای آراسته و ظاهر خوب، ارتباط با همسایگان، به عنوان متغیرهای تأثیرگذار؛ عوامل انطباق مطلوبیت ملک، تفکیک پذیری مناسب، طراحی متناسب با خواست، برخورداری از امکانات بهداشتی، وجود عرصه های میانی، انطباق با محدوده طرح، انطباق مطلوبیت ملک، انطباق پلان معماری و فضاهای داخلی، برخورداری از نقشه، حفظ حریم خصوصی، مشارکت در طراحی، نوع مالکیت مسکن، مشرف بودن، حاوی نماد و نشانه های فرهنگی، احساس آشناییت و تداعی کنندگی، ایجاد حس سکونت به عنوان متغیرهای مستقل؛ عوامل ایجاد حس هویت، احساس تعلق به عنوان متغیر هدف؛ و عوامل حفظ شأن اجتماعی، مشرف نبودن، قابلیت تغییرپذیری، رعایت تعریض معابر به عنوان متغیرهای تأثیرپذیر شناخته شدند. و در بین متغیرهای موجود بیشترین امتیاز نهایی با تأثیرگذاری مستقیم به ترتیب رتبه 1-9، به متغیرهای (احساس تعلق، ایجاد حس هویت، حفظ شأن اجتماعی، مشرف نبودن، قابلیت تغییرپذیری، انطباق با محدوده طرح، احساس امنیت، چیدمان مناسب فضا، رعایت تعریض معابر و... به ترتیب با عدد، 56، 55، 53، 53، 52، 50، 49، 48، 47) و متغیرهای غیر مستقیم (ایجاد حس هویت، عدم مشرف بودن، حفظ شأن اجتماعی، قابلیت تغییرپذیری، انطباق با محدوده طرح، احساس امنیت، چیدمان مناسب فضا، انطباق مطلوبیت ملک، رعایت تعریض معابر، به ترتیب با عدد 116986، 112277، 111162، 110150، 102110، 100618، 99189، 98563 ) تعلق گرفت.
۲۳۰۱۲.

ارائه الگوی برنامه ریزی و سیاست گذاری نواحی نوآوری شهری و چگونگی هدایت اثرات احتمالی آن ها (موردپژوهشی ناحیۀ نوآوری مدرس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۲ تعداد دانلود : ۲۷۲
مقدمه امروزه تحولات سریع فضاهای کار و زندگی از یک سو و نیاز به زیرساخت های سرمایه ای از سوی دیگر، شهرها را در مسیر توسعه یک محیط اقتصادی مطلوب به عنوان جریانی چندبعدی قرار داده است. از طرفی، محور اصلی پیشرفت اقتصادی و در پی آن، قرارگیری در جریان توسعه ای پایدار نیز، مبتنی بر خلق نوآوری ها است؛ نوآوری به عنوان یک سرمایه شهرمحور و محرک توسعه اقتصادی. «ناحیه نوآوری» با ایجاد بستر مناسب برای هسته های نوآور در جامعه، باعث پویا تر شدن جامعه در دل توسعه ای پایدار و اقتصادی دانش محور و نوآور شده است؛ بستری با هدف خلق ارزش به منظور رشد استانداردها، کیفیت زندگی و کارآفرینی که توسعه اقتصاد محلات را نیز به دنبال داشته باشد. ناحیه نوآوری مدرس نیز با هدف ایجاد نوعی حلقه ارتباطی میان جهان کسب و کار و جهان دانشگاهی، به منظور تسریع و تسهیل در دانشی شدن اقتصاد، شکوفایی نوآوری ها، پرورش مهارت ها و در نهایت ارتقای کیفیت محیط زندگی ساکنان یا همان محلات، برنامه ریزی شده و در حال توسعه است. به بیانی دیگر یکی از ویژگی های مهم ناحیه نوآوری مدرس، پیوند میان مؤسسه های پیشرو مرجع (لنگر)، در قالب خوشه با استارت آپ ها، مراکز رشد، کسب و کار و شتاب دهنده ها است که در کنار قطب نوآوری، به نقش آفرینی می پردازند. می توان گفت که نواحی نوآوری، سعی بر ایجاد شبکه های اقتصادی، اجتماعی و کالبدی در بستری هم افزا داشته که در آن کسب وکارهای نوپا و بنگاه های اقتصادی مختلف، در سایه قطب دانش، فناوری و نوآوری (دانشگاه تربیت مدرس) به فعالیت پرداخته اند. همچنین، این ناحیه با اقتصادی دانش محور، به کمک نوآوری اجتماعی به دو چالش مهم توسعه پایدار یعنی احیای (توسعه مجدد) اجتماعی کالبدی و ایجاد هماهنگی میان شغل و مسکن می پردازد.  مواد و روش هابه منظور پاسخ گویی این پژوهش به چالش ها و اهداف نواحی نوآوری، به گزینش روش هایی بر مبنای اطلاعات حاصل از نمونه های مطالعاتی و همچنین، مفاهیم و چارچوب نظری بررسی شده برای نواحی نوآوری، پرداخته شده است. گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای و اسنادی بوده و به منظور شناخت و تحلیل ناحیه نوآوری نیز علاوه بر استفاده از روش های آمار فضایی نظیر تحلیل خوشه ها، از ابزار پرسشنامه (متخصصان حوزه های شهرسازی، اقتصادی و اجتماعی) نیز استفاده شده است. همچنین به منظور ارزیابی ناحیه نوآوری با استفاده از ضرایب حاصل از ارزیابی کارشناسان، لایه های حاصل از شناخت و همپوشانی لایه های اطلاعاتی حاصل، تکنیک AHP و تلفیق آن با سیستم اطلاعات جغرافیایی GIS، با استفاده از برنامه الحاقی مارینونی در GIS بوده است.یافته هایکی از گام های مهم این پژوهش، دستیابی به مفاهیم مربوط به نواحی نوآوری، تجارب حاصل در سال های اخیر و چگونگی پاسخ دهی نواحی نوآوری به نیازهای مردم به ویژه نیازهای اجتماعی آن ها است. در این پژوهش سعی شده علاوه بر شناخت عمیق چارچوب نظری نواحی نوآوری و شناسایی اجزای اصلی آن ها، چگونگی عملکرد این نواحی نیز بررسی شود تا بتوان با استفاده از الگوهای سیاست گذاری نواحی پیشین، به هدایت اثرات توسعه این نواحی نیز پرداخته شود. در این راستا بررسی های این پژوهش در سه گام 1- شاخص سازی؛ 2-معرفی سازمان کالبدی فضایی و شبکه سازی و 3- بررسی اثرات احتمالی عناصر ناحیه نوآوری صورت گرفته است. در گام نخست به شناسایی و ارزیابی ناحیه نوآوری مدرس بر اساس لایه های شناختی نواحی نوآوری پرداخته شده، در گام دوم شبکه های بالقوه و بالفعل، عناصر اثرگذار و اثرپذیر به عنوان سازمان کالبدی فضایی و در گام سوم چگونگی اثرگذاری عناصر ناحیه نوآوری مدرس مورد بررسی قرار گرفته است. نتیجه گیریاین پژوهش سعی بر شناسایی اثرات مختلف توسعه ناحیه نوآوری مدرس دارد تا بتواند الگوی مشخصی را برای کنترل، هدایت و ایجاد تعادل میان بازیگران ارائه دهد. نتایج حاصل از ارزیابی ها، نیاز ناحیه نوآوری مدرس را به یک نظام سیاست گذاری محلی آشکار می سازد. در نهایت نتایج این پژوهش در سه بخش ارائه شده است؛ ابتدا اثرات توسعه بر دارایی های ناحیه نوآوری بررسی شده، سپس به معرفی اهرم های کنترل اثرات یادشده و چگونگی عملکرد آن ها پرداخته شده و در پایان الگوی سیاست گذاری، راهکارهای کنترل و هدایت اثرات توسعه ناحیه نوآوری به صورت نقشه عملیاتی به نمایش درآمده است. در نهایت، ایجاد شبکه ای کارآفرین، در راستای گسترش کسب وکارها در بستر اقتصادی دانش محور و نوآور در ناحیه نوآوری مدرس مهم ترین هدف این پژوهش است. برای نیل به موفقیت این ناحیه، در نظر گرفتن سیاست های کاربرمحور با استفاده از رهبری مشارکتی نیز از عوامل اساسی نتایج این پژوهش بوده است. شناسایی و معرفی کاتالیزورهایی برای ایجاد و هدایت بستری هم افزا از یک طرف و در نظر گرفتن اهرم های کنترل کننده اثرات توسعه از طرفی دیگر نیز در دستور کار سیاست گذاری ناحیه نوآوری مدرس خواهد بود. راهبردهای کارآفرینانه (راهبردهایی به عنوان ابزار سیاست مشارکت عمومی و خصوصی) نیز برای کنترل اثرات یادشده در نظر گرفته شده اند. نتایج نشان می دهد مهم ترین و اثرگذارترین معیار ناحیه نوآوری مدرس کارآفرینی و مهم ترین نقش در این راستا بر گردن دانشگاه و پارک نوآوری مدرس به عنوان قطب و لنگر ناحیه نوآوری است.
۲۳۰۱۳.

راهکارهای توسعه اکوتوریسم پایدار مبتنی بر قابلیت های جوامع محلی منطقه گردشگری کهمان در شهرستان سلسله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۱ تعداد دانلود : ۵۷۲
این تحقیق با هدف ارائه راهکارهای توسعه اکوتوریسم پایدار مبتنی بر قابلیت های جوامع محلی منطقه گردشگری کهمان در شهرستان سلسله و در سال 1399 صورت گرفته است. ماهیت تحقیق اکتشافی و از لحاظ هدف کاربردی است که در سه گام انجام شده است. در گام اول و بخش کمّی تحقیق، 241 نفر از مردم روستایی منطقه گردشگری کهمان از طریق نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند و منافع حاصل از صنعت اکوتوریسم در جوامع محلی مورد ارزیابی قرار گرفت. در گام دوم، با مطالعات کتابخانه ای، بررسی اسناد و مدارک موجود در سازمان های مرتبط و نیز مصاحبه با برخی افراد کلیدی و آشنا به منطقه، قابلیت های بالفعل و بالقوه در منطقه گردشگری کهمان شناسایی شد. در گام آخر، راهکارهای توسعه اکوتوریسم پایدار بر پایه قابلیت منطقه شناسایی و تحلیل شد که در این قسمت از روش دلفی فازی بهره برده شده است. در این گام، حجم نمونه شامل 21 نفر از کارشناسان مرتبط بود که به روش هدفمند گلوله برفی انتخاب شدند. نتایج این تحقیق نشان می دهد که ساکنان روستاهای مذکور عمدتاً (4/89 درصد) منافع اقتصادی را منافع غالب بر اثر توسعه اکوتوریسم در منطقه گردشگری کهمان می دانند. راهکارهای ارائه شده دربرگیرنده راهکارهای زیرساختی   فرهنگی با پنج راهکار فرعی، آموزشی   زیست محیطی با شش راهکار فرعی و راهکارهای اقتصادی با نُه راهکار فرعی است. بر اساس نظر کارشناسان، راهکارهای زیرساختی در اولویت بالاتری از سایر راهکارها قرار دارد که دربرگیرنده راهکارهای فرعی همچون برقراری امنیت، تبلیغ گسترده و اطلاع رسانی از طرق گوناگون به منظور آشنایی با منطقه، توسعه تسهیلات بهداشتی در منطقه و تصویب قوانین و مقررات حمایتی از این صنعت است.
۲۳۰۱۴.

فاکتورهای تاثیرگذار بر پیاده سازی سیستم مدل سازی اطلاعات ساختمان در ایران : رویکرد برنامه ریزی منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۰ تعداد دانلود : ۳۳۱
امروزه پیچیدگی های صنعت ساخت وساز و پیشرفت های پدید آمده در حوزه فناوری، این صنعت را وادار به بکارگیری سیستم مدل سازی اطلاعات ساختمان در بسیاری از کشورها نموده است. هدف این پژوهش تعیین استراتژی ها، اولویت دهی و برنامه ریزی توسعه سیستم مدل سازی اطلاعات ساختمان با ارائه مدل پارادایمی برآمده از پژوهش مبتنی بر ره نگاشت سازی می باشد. پژوهش از نوع کاربردی به صورت کیفی و با شیوه نظریه داده بنیاد اجرا شده است. این مطالعه ابتدا جهت تدوین چارچوب نظری پژوهش از مرور هدفمند تجارب کشورهای پیشرو به عنوان داده های ثانویه بهره می برد. داده های اولیه از مصاحبه نیمه ساختاریافته با ده نفر از خبرگان گردآوری و با استفاده از نرم افزار تحلیل کیفی "مکس کیو دا " طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفته است. هشت مقوله اصلی: همکاری دولت، انگیزش و تشویق، تحویل و تبادل داده ها، قانون گذاری، ایجاد پایگاه داده و کتابخانه دیجیتال، آموزش، استانداردها چارچوب های نظارتی و ارزیابی و تحقیق و توسعه حاصل کدگذاری داده ها بوده که جهت تدوین ره نگاشت مدل سازی اطلاعات ساختمان توسعه یافته اند. براساس یافته های حاصل، استراتژی مؤثری که در ابتدای امر باید به آنها توجه نمود همکاری و مساعدت دولت با شروع این حرکت و آگاه سازی جامعه است. طبق نتایج نشان داده شده، دولت به عنوان اصلی ترین نهاد در پیاده سازی مدل سازی اطلاعات ساختمان مورد تاکید قرار گرفته است. ترویج این سیستم و حمایت دولت با بکارگیری در پروژه های بالادست می-تواند سبب ترغیب مالکان و ذینفعان صنعت باشد. همچنین آموزش بهتر دانشجویان به تدریج صنعت ساخت و ساز را برای پذیرش مدل سازی اطلاعات ساختمان ترغیب می کند.
۲۳۰۱۵.

ارزیابی مؤلفه های تأثیرگذار بر برنامه ریزی و سیاست گذاری مسکن روستایی در ایران (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان ماسال/گیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۱ تعداد دانلود : ۳۴۸
برنامه ریزی و سیاست گذاری مسکن روستایی در ایران که به طور جدی توسط بنیاد مسکن انقلاب اسلامی پیگیری و اجرا می شود؛ به دنبال ارائه ی الگوی مطلوب مسکن برای ساکنان روستایی می باشد. با توجه به اهمیت برنامه ریزی مسکن روستایی، هدف از تحقیق حاضر ارزیابی مؤلفه های تأثیرگذار بر برنامه ریزی مسکن روستایی در شهرستان ماسال و شناسایی نقاط قوت و ضعف آنها می باشد. در این راستا، روش تحقیق آمیخته با رویکرد کمی-کیفی بوده که از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی- تحلیلی می باشد. جامعه ی آماری تحقیق شامل مسئولان و کارشناسان حوزه ی مسکن روستایی در بنیاد مسکن انقلاب اسلامی شهرستان ماسال/گیلان بوده است، که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران تعداد 383 نفر به دست آمده و با استفاده از فرمول اصلاح شده ی کوکران به تعداد 340 نفر تقلیل یافته است. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات تحقیق نیز از روش حداقل مربعات جزئی در نرم افزار Smart-pls استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که 5 متغیر اصلی و 24 متغیر فرعی مورد بررسی، تأثیر برنامه ها و سیاست گذاری ها در برنامه ریزی مسکن روستایی را 903/0 درصد و تنها با از دست دادن 097/0 درصد تبیین می کنند. همچنین بیشترین اثرگذاری در بین مؤلفه های مورد بررسی در برنامه ریزی مسکن روستایی مربوط به مؤلفه های اقتصادی و کمی و کمترین تأثیرگذاری مربوط به مؤلفه ی کیفی به ترتیب با امتیاز 856/0، 811/0 و 326/0 می باشد. از طرفی شاخص نیکویی برازش مدل GOF برای اندازه گیری برازش مدل های اندازه گیری و ساختاری مقدار 522/0 به دست آمده است که از مطلوبیت کلی مدل ساختاری تحقیق حکایت دارد.
۲۳۰۱۶.

ژئومورفولوژی جاده جدید سنندج- مریوان و پهنه بندی ناپایداری های دامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۰ تعداد دانلود : ۲۸۲
یکی از مخاطرات مهم طبیعی که راه های ارتباطی را در مناطق کوهستانی تهدید می کند، ناپایداری های دامنه ای و زمین لغزش هاست. این پدیده در زمان احداث جاده ها به واسطه برهم زدن تعادل دامنه ها فراوانی بیشتری را نشان می دهد. در این پژوهش با این هدف، پتانسیل لغزش در جاده جدید سنندج-مریوان با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی ارزیابی شده است. سنگ شناسی، شیب، جهت شیب، فاصله از جاده، بارندگی، فاصله از گسل، فاصله از شبکه آبراهه پارامترهای اصلی موثر در ناپایداری دامنه های مسلط به جاده مورد نظر انتخاب شده اند. پس از تهیه لایه های داده ها با استفاده از پارامترهای فوق و تطبیق هر کدام از این لایه ها با لایه پراکنش زمین لغزش ها، نقشه پهنه بندی خطر لغزش با استفاده از دو مدل وزن دهی و تحلیل سلسله مراتبی در نرم افزارهای سیستم اطلاعات جغرافیایی تهیه شده است. نتایج به دست آمده از مقایسه مدل ها و تطبیق آن با لغزش های روی داده در مسیر راه ضمن معرفی برتری روش تحلیل سلسله مراتبی، بیانگر آن است که احداث جاده وقوع لغزش ها را تشدید نموده است. به طوری که 67 درصد لغزش ها در فاصله 200 متری جاده به وقوع پیوسته اند. در میان عوامل مشترک موثر بر لغزش ها فاصله از مسیر راه و سپس مقاومت سنگ های زیربنا و پیرامون راه بیشترین تأثیر را در وقوع لغزش ها داشته اند. در خصوص متغیر اول، مقایسه نقشه های پهنه بندی حاصل از مدل های اشاره شده، تطبیق ناپایداری های مسیر راه و فراوانی آنها را با ترانشه های حفر شده در یک امتداد خطی به خوبی نشان می دهد. نتایج همچنین با استناد به همین پارامترها توانسته است رویکردهای احتمالی لغزش را به منظور ایمن سازی راه برآورد نماید
۲۳۰۱۷.

بررسی کارکردهای اجتماعی قنات در نواحی روستایی با تأکید بر شاخصهای سرمایه اجتماعی ( مورد مطالعه: شهرستان همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۰
قنات ها در ایران کارکردهای اقتصادی، اجتماعی - فرهنگی و زیست محیطی مختلفی در شهرها و روستاها دارند. یکی از عواملی که بر توانایی جامعه در مدیریت منابع آب مشترک تاثیر می گذارد سرمایه ی اجتماعی است. از طرف دیگر وجود قنات موجب ایجاد فضای مشارکتی در روستاها می شود و این فضای مشارکتی منشاء سرمایه ی اجتماعی در روستاها است. روش تحقیق توصیفی - تحلیلی است که با هدف بررسی نقش قنات در افزایش سرمایه ی اجتماعی ساکنین نواحی روستایی در بخش مرکزی شهرستان همدان انجام شده است. میزان سرمایه ی اجتماعی در روستاهای مورد مطالعه در چهار مؤلّفه انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی، اعتماد اجتماعی و امنیت اجتماعی مورد سنجش قرار گرفت. پایایی پرسش نامه با مقدار آلفای کرونباخ 82/0 تأیید شد. جهت روایی از نظرات کارشناسان و خبرگان دانشگاهی استفاده گردید. جامعه آماری شامل 15 روستا بود که به دو گروه، روستاهای دارای قنات و فاقد قنات تقسیم شدند. از تعداد 9257 خانوار در جامعه آماری، حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 369 خانوار تعیین گردید که سهم روستاهای دارای قنات 244 خانوار و روستاهای فاقد قنات 125 خانوار مشخص شد. داده های مورد نیاز بر اساس مطالعات میدانی و اسناد کتابخانه ای جمع آوری شد. داده های جمع آوری شده از طریق آزمون های آماری نظیر آزمون T مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. نتایج تحقیق نشان داد که سرمایه اجتماعی در روستاهای دارای قنات با میانگین 98/3 و روستاهای فاقد قنات با میانگین 37/3 در وضعیت مطلوب قرار دارند اما آزمون T در سطح 99 درصد، تفاوت معنی داری را در میزان سرمایه اجتماعی در دو گروه روستاهای مذکور نشان داد بدین معنی که میزان سرمایه ی اجتماعی در روستاهای دارای قنات بیش تر بود. تقویّت سرمایه ی اجتماعی می تواند به عنوان ابزاری در جهت دست یابی به مدیریت پایدار منابع آب و توسعه ی پایدار روستایی عمل نماید که این سرمایه ی اجتماعی باعث توانمندسازی روستاییان، اعتمادبه نفس و خود باوری در آن ها می شود.
۲۳۰۱۸.

نقش مؤلفه های اقتصاد سیاسی در سازمانیابی فضایی کلانشهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۰ تعداد دانلود : ۳۵۸
شهرها محل پیوند و سازمانیابی فضایی نیروها و فرآیندهای طبیعی، اجتماعی، اقتصادی و کالبدی در بستر محیط جغرافیایی هستند و شکل دهنده روابط و جریان های مختلف و متنوع انسان و محیط بر نظام سیاسی حاکم می باشند. اقتصاد سیاسی و مولفه های متاثر از آن یکی از این شاخص های تاثیرگذار بر روی تحولات و دگرگونی های فضاهای شهری هستند. هدف این تحقیق شناسایی مؤلفه های مؤثر اقتصاد سیاسی بر سازمان یابی فضایی کلانشهر رشت است.روش پژوهش ، توصیفی- تحلیلی است و در آن، از تکنیک چند معیاره (دیماتل) برای شناسایی مولفه های اثرگذار و اثرپذیر استفاده شده است. یافته ها دلالت بر این دارند که در بین بخش های اقتصادی ، کالبدی و سیاسی مدیریتی اقتصادسیاسی، به ترتیب مؤلفه رانت زمین جهت ایجاد مراکز تجاری ( اقتصادی)؛ تغییر در نظام توزیع کاربری ها ( کالبدی) و شاخص عدم مقابله با رانت زمین در سیستم مدیریت شهری (سیاسی مدیریتی) اثرگذارترین مولفه ها در سازمان یابی فضایی کلانشهر رشت هستند.
۲۳۰۱۹.

تبیین معیارهای طراحی فضاهای فرهنگی با رویکرد پایداری اجتماعی و پویایی فضایی؛ موردپژوهی: فرهنگسراهای شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۱ تعداد دانلود : ۲۴۰
امروزه تبیین معیارهای پایداری فضاهای زیستی با رویکرد پایداری اجتماعی از مهمترین موضوعات در حوزه برنامه ریزی معماری و شهر است که باید در فرآیند طراحی معماری موردنظر قرار گیرد. از سویی دیگر، هدف از فرهنگسراها، ایجاد محیطی آزاد، صمیمی و دارای فضایی باز است که از طریق یک سیستم غیرمتمرکز اداره می شود. به بیان عامیانه می توان فرهنگسراها را پاتوق هایی فرهنگی با تعاملات اجتماعی دانست که به عنوان یک مرکز فرهنگی، بخشی از فعالیت های فراغتی را پوشش می دهد که به ضرورت طراحی معمارانه این فضاها برای پویایی اجتماعی اشاره دارد. بر این اساس، مقاله حاضر با بهره گیری از «روش توصیفی- تحلیلی» در مرحله نظری و «روش پیمایشی» در مرحله تحلیلی و با ابزار گردآوری داده مشتمل بر مطالعات کتابخانه ای و اسنادی به بررسی مفهوم پایداری اجتماعی در معماری و طراحی فضاهای فرهنگی پرداخته است و برای تحلیل داده های حاصل از پژوهش و تبدیل آن به احکام معماری و سپس طراحی، از روش چیدمان فضا استفاده شده است. در ادامه این داده ها به صورت نمودارهای هم ترازی و سپس به صورت نقشه های گاما آورده شده است و در مرحله ی نهایی با استفاده از این تحلیل ها و مطالعات صورت گرفته بر روی سایت و با توجه به استانداردها و برنامه ی فیزیکی، طراحی معماری فرهنگسرا صورت گرفته است. در پایان نیز به معیارهای طراحی فضاهای زیستی با درنظرگیری پایداری اجتماعی و پویایی فضایی اشاره شده و راهکارهایی در راستای بهبود وضعیت ساختاری و فرهنگی فرهنگسراهای شهر تهران برای پویایی اجتماعی و امکان دهی حضور در عرصه های جمعی مورد اشاره قرار گرفته است.
۲۳۰۲۰.

مدل سازی و سطح بندی مقولات مؤثر بر فرم چشم انداز جغرافیایی جهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۱ تعداد دانلود : ۳۲۵
چشم اندازها را نمی توان تنها بسامدهای مبهم جغرافیایی که به وسیله روش های عینی، قابل توصیف باشند، تبیین کرد، بلکه آنها سوبژه های واقعی قابل مشاهده و تجربه ذهنی هستند که با دریافت هنری و زیباشناختی، تجزیه، تحلیل و مقایسه، قابل استنباط هستند. بدین سان می توان شناخت عناصر پیدایی، شکل گیری و توسعه هر چشم اندازی را آینه تمام نمای دانش، فرهنگ و ادراکات بشری در جغرافیا دانست. مبنی بر چنین برداشتی است که در پژوهش حاضر سعی بر آن است که با تلفیقی از تکنیک های تحلیل محتوای عمقی و عملیات نرم مبتنی بر فلسفه تفسیرگرایی با رویکرد کیفی-کمی به سؤال چرایی پیدایش هر چشم انداز جغرافیایی(شهری) پرداخته شود. بدین ترتیب با تحلیل محتوای منابع چاپی در این حیطه 14 مقوله استخراج گردید، که متخصصان با استفاده از پرسشنامه ارزیابی به سؤالات مربوط به نقش هر یک از مقولات پاسخ دادند. در نهایت پس از جمع آوری پرسشنامه ها از میان 10 متخصص علوم جغرافیا با کمک تکنیک دیمتل فازی روابط موجود مابین مقولات مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و سرانجام به سبب نقص این تکنیک در سطح بندی، به کمک تکنیک ساختاری تفسیری سطوح اثرگذاری مابین مقولات مشخص گردید. نتایج بیانگر آن است که مقوله جهان بینی به عنوان متغیر مستقل سیستم چشم انداز جغرافیایی مطرح می شود. در سطوح دیگر، آگاهی، اندیشه فلسفی و اندیشه سیاسی جامعه مدنی قرار دارند که بعنوان مبنایی برای چشم انداز جغرافیایی محسوب می شوند. در این میان متغیرهای چشم انداز زمینه ای، حکمروایی، ابعاد فرهنگی، بستر اجتماعی بعنوان متغیر تعدلیگر سیستم چشم انداز جغرافیایی تعریف می گردند. از تعامل مجموعه متغیرهای ذکر شده، متغیرهایی چون سازماندهی فضای زیستی، خوانش فضای زیستی، توافق حوزه عمومی و خصوصی و تاب آوری اجتماعی حاصل می گردد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان