ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳٬۳۰۱ تا ۱۳٬۳۲۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۱۳۳۰۱.

سنجش هنایندگی خُنیاگری خیابانی بر زندگی همگانی فضاهای شهری، نمونه مورد مطالعه: قلمروهمگانی شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۹ تعداد دانلود : ۳۵۶
با توسعه فیزیکی شهرها و گسترش استفاده از وسایل نقلیه موتوری، فضاهای عمومی شهرهای امروز، کمتر برای انجام رفت وآمدهای روزمره عابران پیاده مورد استفاده قرار می گیرند. در چنین شرایطی رویدادهای فرهنگی صورت گرفته در دل فضاهای شهری اهمیتی دوچندان در ارتقای پتانسیل اجتماع پذیری این فضاها می یابند. خنیاگری یا موسیقی خیابانی، گونه ای از خُرد_رویدادی فرهنگی در قلمروهمگانی است که با اثرگذاری بر کیفیت های قلمرو همگانی شهر، زندگی همگانی در فضاهای عمومی شهر را تحت تأثیر قرار می دهد.هدف اصلی این پژوهش، مقایسه میزان تأثیرپذیری هریک از اشکال حضور شهروندان در فضاهای همگانی، شامل حضور انتخابی، حضور اجتماعی غیرفعال و حضور اجتماعی فعال، در زمان اجرای موسیقی خیابانی و همچنین مقایسه میزان تأثیرگذاری عوامل محیطی و عوامل درونی مرتبط، بر تمایل شهروندان به حضور در این فضاهاست. پژوهش حاضر از نوع توصیفی تحلیلی بوده و داده های آن از طریق توزیع 250 پرسشنامه در قالب طیف لیکرت، به صورت تصادفی میان افراد حاضر در شش محدوده اجرای موسیقی خیابانی در کلانشهر شیراز به دست آمده است. نتایج تحلیل رگرسیون رتبه ای حاکی از آن است که حضور اجتماعی غیرفعال، بیش از دو مؤلفه دیگر، متأثر از اجرای موسیقی خیابانی است. همچنین عوامل محیطی مرتبط با موسیقی خیابانی در مقایسه با عوامل درونی تأثیر بیشتری بر حضور شهروندان در فضاهای شهری یادشده دارند. با تکیه بر نتایج حاصل از نمونه های مورد مطالعه، سیاست تجهیز مکان اجرا به زیرساخت های پیشرفته، تناسب سطح فنی اجراکنندگان با میزان اهمیت مکان و به کارگیری ترکیبی از سیاست های تشویقی و بازدارنده در راستای تعدیل کیفیت محیطی مکان اجرا با هدف افزایش قابلیت حضورپذیری قلمروهمگانی، پیشنهاد گردیده است.
۱۳۳۰۲.

تعیین کننده ها و راهبردهای توسعه گردشگری پزشکی با رویکرد یکپارچه سازی خدمات نمونه موردمطالعه: استان های مرزی منطقه سه سلامت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۷ تعداد دانلود : ۴۰۸
با توجه به جایگاه مهم صنعت گردشگری پزشکی در اقتصاد جهانی و قابلیت های ایران در این صنعت، رویکرد یکپارچه سازی خدمات سیاستی مؤثر برای افزایش جذابیت با هدف رقابت مقاصد است که علاوه بر ارائه خدمات بهتر و باکیفیت تر، به رفاه حال گردشگران و ارائه دهندگان خدمات نیز کمک می کند. این پژوهش با هدف تدوین تعیین کننده ها و ارائه راهبردهای توسعه گردشگری پزشکی به منظور گسترش دهکده های سلامت در استان های مرزی منطقه سه سلامت (کردستان، کرمانشاه و ایلام) انجام شده است. داده ها ابتدا با روش تحلیلی   اسنادی و با رویکرد تحلیل محتوا، سپس مصاحبه با تعدادی از خبرگان کلیدی به دست آمده است. تجزیه وتحلیل داده ها در مرحله اول با نرم افزار مکس کیو دی ای ۱۸ انجام شد. در مرحله دوم، شاخص های شناسایی شده، برای ارزیابی وضعیت موجود استان های مرزی منطقه سه سلامت با استفاده از تکنیک سوات بررسی شد. سپس با ترکیب دو تکنیک سوات و دیمتل فازی در راستای هدف تحقیق، انواع راهبردها مشخص و با استفاده از تکنیک ای اچ پی اولویت بندی شدند. جامعه آماری مرحله ارزیابی و اولویت بندی شامل هجده نف ر از خبرگان گردش گری پزش کی منطقه بوده است. یافت ه های حاص ل از تلفی ق تکنیک ه ای تص میم گیری چندمعیاره با مدل سوات، نشان می دهد که درخصوص اولویت بندی راهبردها، به ترتیب راهبرد بازنگری (WO) در اولویت اول و راهبرد تدافعی (WT) در اولویت دوم و راهبردهای تنوع (ST) و ته اجمی (SO) در اولویت ه ای بع دی ق رار گرفتند.
۱۳۳۰۳.

تحلیل پیچیدگی و پویایی ابعاد و مؤلفه های گردشگری پایدار از منظر اقتصادی با استفاده از الگوی تفسیری پویایی های سیستم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۵ تعداد دانلود : ۴۸۵
در پژوهش های متعدد مبهم بودن مفهوم گردشگری پایدار یکی از موانع پیاده سازی آن بوده و بر بروزرسانی آن متناسب با مقتضیات زمان و مکان تأکید شده است؛ بنابراین هدف از پژوهش حاضر ارائه چارچوب و الگوی تفسیری گردشگری پایدار از منظر اقتصادی بوده است. ازاین رو با استفاده از مطالعات انجام شده و مصاحبه های نیمه ساختار یافته با خبرگان (با روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع) به تبیین ابعاد و مؤلفه های این مفهوم و سپس به تحلیل پیچیدگی و پویایی های میان آن ها پرداخته شده است. با بهره گیری از تحلیل محتوا، چهار بعد اصلی شامل توزیع تأثیرات مثبت، افزایش درآمد، تاب آوری مشاغل گردشگری و کنترل تأثیرات منفی در قالب 12 بعد فرعی و 41 شاخص تعیین شده است. همچنین تعریف جامع تری از مفهوم گردشگری پایدار ارائه شده است: نوعی گردشگری که ضمن کسب درآمد، بر توزیع ثروت به دست آمده، کنترل آثار منفی و تاب آوری مشاغل گردشگری نیز متمرکز است. سپس با استفاده از تفکر سیستمی، مدل مفهومی اقتصاد گردشگری پایدار، براساس روابط علّی و معلولی بین ابعاد اصلی و فرعی ترسیم شد که با اصلاح و تأیید خبرگان به اشباع رسید. الگوی پیشنهادی، با تأکید بر پیچیدگی و پویایی سیستم گردشگری، نشان می دهد که تغییر یک عامل در این سیستم  در کل سیستم تأثیر می گذارد. همچنین یافته ها بیانگر لزوم اتخاذ نگاهی جامع و سیستمی به اقتصاد گردشگری پایدار و شبیه سازی و تحلیل حساسیت، قبل از اعمال هرگونه سیاست های مداخله ای است.
۱۳۳۰۴.

بررسی تأثیر اقامتگاه های بوم گردی بر توسعه گردشگری روستایی با میانجی گری تصویر ذهنی مقصد (موردمطالعه: روستای رادکان)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۰ تعداد دانلود : ۳۱۵
اقامتگاه های بومگردی از جمله واحدهای گردشگری هستند که به گردشگران طبیعت گردی، روستایی، مزرعه و کشاورزی ارائه خدمات می نمایند. توسعه اقامتگاه های بوم گردی از مؤثرترین ابزارهایی است که ضمن حفظ و رعایت اصول اساسی بوم گردی، نقش چشم گیری در توسعه جوامع محلی و مشارکت آنان در امور گردشگری دارد. در این راستا تحقیق حاضر که از نوع کاربردی و از منظر ماهیت توصیفی پیماشی است، صورت گرفته است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد برای متغیر تصویر ذهنی و پرسشنامه محقق ساخته برای سایر متغیرها می باشد. برای پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ و برای روایی سازه پرسشنامه از تحلیل بارهای عاملی تأییدی استفاده گردیده است. جامعه آماری تحقیق کلیه گردشگرانی است که در اقامتگاه های بومگردی اردکان اقامت داشته اند. حجم نمونه آماری 384 نفر تعیین شد. روش نمونه گیری با توجه به محدودیت های کرونایی غیر احتمالی در دسترس بوده و برای بررسی فرضیه ها از مدل یابی معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزئی جهت آزمون فرضیات و برازندگی مدل استفاده شده است. ضمناٌ برای انجام محاسبات بسته نرم افزاریSPSSو لیزرل به کارگیری شد. نتایج تحقیق نشان می دهد اقامتگاه های بوم گردی بر توسعه گردشگری روستایی تأثیر معناداری دارد و تصویر ذهنی مقصد، رابطه بین اقامتگاه های بوم گردی با توسعه گردشگری روستایی را میانجیگری می کند.
۱۳۳۰۵.

تحلیلی بر شاخص های آمایش مرز در پیاده سازی و اجرای طرح های امنیتی مرز، مطالعه موردی: مرزهای شمال غرب کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۷ تعداد دانلود : ۴۲۶
در مطالعات آمایش سرزمین، جغرافیا به عنوان بستر، نقش محوری در تحقق طرح ها و برنامه های مدون آمایشی ایفاء می کند. آمایش مناطق مرزی نوعی برنامه ریزی است که توسعه مرزها را با امنیت و دفاع عجین نموده و براساس ویژگی های جغرافیایی مناطق مرزی، با برقراری پیوند بین شاخص های توسعه و طرح های امنیتی، راه کارهایی برای توسعه پایدار مناطق مرزی معرفی می کند و لذا در آمایش مرزی امنیت و توسعه لازم و ملزوم یکدیگر است. در این پژوهش، دغدغه اصلی تعیین و طبقه بندی شاخص های آمایش مرز تأثیرگذار در امنیت مرزهای ج.ا.ایران بوده که برای تحقق این مهم، با تجزیه و تحلیل متون مستخرجه از مصاحبه های صورت گرفته با جامعه خبرگی از روش داده بنیاد و به شیوه تحلیل محتوا در نرم افزار MAXQDA   و دسته بندی شاخص های مستخرجه، عاملیت هر کدام از شاخص های ذیل مؤلفه های مربوطه از طریق تحلیل عاملی در نرم افزار SPSS صورت پذیرفت. عامل هایی که بیشترین ضریب تأثیر در اجرای طرح های امنیتی مرزی منطقه آذربایجان داشته، شامل؛ طراحی عملیات های کمین و ضد کمین و تعیین محل اجرای کمین در منطقه مرزی بر مبنای شکل زمین، موقعیت عوارض طبیعی نسبت به گذرگاه ها، موقعیت گریزگاه ها و معابر وصولی (0/87)، انطباق تعداد و فاصله پاسگاه های مرزبانی در نوار مرزی منطقه بر ویژگی های جغرافیایی(طبیعی و انسانی)(0/79)، ناامنی های مرزی در منطقه متأثر از سطح توسعه یافتگی مرز (0/764) بوده است. همچنین برای بررسی وضعیت کاربست شاخص های گزینش شده در مرزهای شمال غرب کشور با تجزیه و تحلیل آماری کاربست شاخص های آمایش مرزی در طرح های امنیتی مناطق مرزی سه استان آذربایجان مورد ارزیابی قرار گرفت. در رتبه اول استان اردبیل با میانگین کلی 3/92 در رتبه دوم استان آذربایجان شرقی با میانگین کلی 3/64 و در رتبه سوم استان آذربایجان غربی با میانگین کلی 3/61 قرار گرفتند.
۱۳۳۰۶.

شناسایی متغیرهای کلیدی مؤثر بر توسعه میان افزا در بافت های ناکارآمد مرکزی شهر با بهره گیری از آینده پژوهی (مطالعه موردی: محله شهشهان شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۰ تعداد دانلود : ۴۰۱
یکی از معضلات بزرگ شهرهای معاصر، رشد ناموزون وگسترش افقی آنهاست که حاصل عدم توجه به توسعه فضاهای درونی شهر می باشد. به همین دلیل، رویکردهایی چون توسعه میان افزا با هدف توسعه مجدد بافت های ناکارآمد مرکزی شهر بیش از پیش اهمیت یافته است. از طرفی، گذر زمان ناکارآمدی شیوه های برنامه ریزی سنتی در تحقق این توسعه را به ما نشان می دهد. از این رو، هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی متغیرهای کلیدی مؤثر بر تحقق توسعه میان افزا در بافت های ناکارآمد مرکزشهر و با تأکید برمحله شهشهان شهر اصفهان با بهره گیری از رویکرد آینده پژوهی به عنوان یکی از رویکردهای نوین برنامه ریزی در حل مسائل غیرقابل پیش بینی و عدم قطعیت ها می باشد. نوع تحقیق بر اساس هدف کاربردی و بر اساس ماهیت و روش برپایه روش های نوین علم آینده پژوهی، تحلیلی و اکتشافی است که در دو مرحله شناسایی متغیرهای اولیه از روش دلفی و تعیین متغیرهای کلیدی از روش تحلیل ساختاری به کمک نرم افزار MIC MAC بهره گرفته شده است. یافته های پژوهش نشان داد که از مجموع 40 متغیر بررسی شده، پنج متغیر بیشترین تأثیرگذاری و تأثیرپذیری را برکل سیستم دارند و به عنوان متغیرهای کلیدی مؤثر بر وضعیت آینده توسعه میان افزا و کاهش فرسودگی در محله شهشهان قابل معرفی هستند که عبارتند از: تعدیل نقش و عملکرد فرامحلی محله شهشهان، تناسب مشوق های نوسازی-بهسازی با توان بهره گیری ساکنین از آن، افزایش  مشارکت ساکنین، رفع مشکلات مالکیت زمین و مسکن و بهبود نظام ارتباطات ودسترسی ها در سطح محله. این متغیرها بیشترین نقش را در وضعیت آینده تحقق توسعه میان افزا در محله شهشهان ایفا می کنند و زمینه ساز تدوین سناریوهای توسعه آتی این محله محسوب می شوند.
۱۳۳۰۷.

عوامل مؤثر در بروز بحران امنیتی در شهرهای ایران (کاربست نظریه محرومیت نسبی در تحلیل اعتراضات آبان 1398)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۵ تعداد دانلود : ۵۱۲
به دنبال افزایش قیمت بنزین در آبان ماه 1398، اعتراض هایی در سطح شهرهای ایران رخ داد. این اعتراض ها که به صورت مسالمت آمیز آغاز و در انتها به شورش انجامید، به بحرانی امنیتی برای حاکمیت تبدیل شد که با دامنه، شدت و گستردگی بسیاری همراه بود. این در حالی بود که طی دو سال قبل از آن (دی 1396 و مرداد 1397) اعتراض هایی با دامنه محدودتر انجام شده بود. در این حادثه تعدادی از مردم، نیروهای نظامی و امنیتی کشته و مجروح شدند و به زیرساخت های کشور علی الخصوص در سطح جامعه شهری آسیب ها و خسارت های درخور توجهی وارد شد؛ بنابراین به منظور جلوگیری از وقوع مجدد چنین مسئله ای، این پژوهش به دنبال یافتن پاسخ این سؤال است: چه عواملی منجر به بروز این بحران امنیتی در شهرهای ایران شده است؟ برای یافتن پاسخ با روش توصیفی تحلیلی و با گردآوری اسناد و فیش برداری مرتبط، نظریه مرتبط بررسی شد و باتوجه به آن وقایع مرتبط از سال 139۶ تا 139۸ تحلیل گردید. در پاسخ، فرضیه طرح شده با کاربست نظریه محرومیت نسبی این است که کاهش توانایی های مردم منجر به بروز اعتراض، شورش و در نهایت تبدیل به یک بحران امنیتی می شود. نتیجه آنکه مردم طی دو سال زندگی خود در سال های 139۶ تا 139۸ در وضعیت تحریم های بین المللی، کاهش رشد اقتصادی، افزایش نرخ خوراکی ها، افزایش نرخ دلار، سکه و کاهش درآمد سرانه، کاهش توانایی هایشان آشکار شد و با آغاز ناگهانی افزایش قیمت بنزین این حس ایجاد شد که فاصله میان انتظارات و توانایی ها بسیار زیاد شده است. احساس محرومیت نسبی ایجادشده در مردم، منجر به اعتراض هایی شد که در نهایت به شورش و بحران امنیتی تبدیل گشت.
۱۳۳۰۸.

بررسی عوامل مؤثر برمهاجرت معکوس از شهر به روستا( نمونه موردی : شهرستان سرپل ذهاب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۰ تعداد دانلود : ۳۱۷
مهاجرت معکوس فرایندی است که سه مرحله تولد وزندگی در روستا، مهاجرت به شهر و سکونت در آنجا و سپس، بازگشت مجدد به روستا را شامل می شود. هدف این پژوهش عوامل موثر بر مهاجرت معکوس از شهر به روستا است. پژوهش حاضر با توجه به هدف کاربردی، و با توجه به نحوه گردآوری داده ها از نوع تحقیقات توصیفی همبستگی محسوب می شود. جامعه آماری پژوهش شامل خانوارهای دارای مهاجرت معکوس از شهر به روستا در شهرستان سرپل ذهاب که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 326 نفر از آن ها به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. در این پژوهش برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری سهمیه ای استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از دو بخش توصیفی (شاخص های گرایش به مرکز و پراکندگی) و شاخص های استنباطی (همبستگی و رگرسیون) با استفاده از دو نرم افزار spss و amos استفاده شد. نتایج یافته ها نشان می دهد که تسهیلات آموزشی r= 0/34) )، فن آوری های نوین ارتباطی (r= 0/69)، دسترسی به منابع (r= 0/75)، ایجاد درآمد r= 0/72) ) و مهاجرت معکوس از شهر به روستا رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.  
۱۳۳۰۹.

هم افزایی کنشگران بازآفرینی پایدار شهری با رویکرد حکمروایی ارتباطی - شبکه ای مطالعه موردی (ستاد بازآفرینی شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۹ تعداد دانلود : ۳۵۹
هدف از این پژوهش آسیب شناسی مدیریت بازآفرینی پایدار شهری با رویکرد مدیریتی دولتی، متمرکز از بالا به پایین، سلسله مراتبی، غیرمشارکتی، نبود ارتباط و تعامل در بازآفرینی شهری، و گذار به هم افزایی مشارکتی کنشگران مدیریت شهری (دولت، بازار، بخش عمومی، خصوصی، جامعه مدنی و شهروندان) با الگوی حکمروایی ارتباطی- شبکه ای، همکارانه، تعاملی و گفتمانی در جهت دستیابی به بازآفرینی پایدار شهری است. با تلفیق برنامه ریزی ارتباطی با حکمروایی شبکه ای، رویکرد نوین حکمروایی ارتباطی- شبکه ای در مدیریت نوین ظهور یافته است. روش پژوهش ترکیبی (کمی و کیفی) است. از تکنیک های مشاهده، مصاحبه، و پرسش نامه استفاده شده است. این پژوهش با هدف شناخت الگوی ساختاری روابط 34 سازمان و نهاد رسمی و غیررسمی مرتبط با بازآفرینی پایدار شهری انجام شده است. بدین منظور، از روش تحلیل شبکه اجتماعی استفاده شد. 34 کنشگر به عنوان نهاد در این شبکه قرار گرفته اند و درواقع تعیین کننده مرز اجتماعی شبکه اند. 1122 پیوند می توانست در این شبکه شکل بگیرد. فقط 271 مورد آن (حدود یک چهارم) به وقوع پیوسته است که بیانگر اندازه ضعیف شبکه و نبود هم افزایی ارتباطی- شبکه ای مدیریت بازآفرینی پایدار شهری است. تراکم پیوند تبادل اطلاعات و همکاری در بین سازمان های مورد مطالعه (37 درصد) در سطح پایینی بوده است و شبکه در شاخص های سیاست گذاری، هماهنگی، مدیریت (برنامه ریزی، نظارت، و ارزیابی)، اجرا، ابزارسازی، تسهیل گری به صورت متمرکز و سلسله مراتبی است. اندازه شاخص انتقال یافتگی در تبادل اطلاعات و همکاری ۲۸/۳۹ درصد میزان پایینی را برای قابلیت روابط انتقال یافتگی نشان می دهد و کوتاه ترین فاصله میان دو کنشگر در این شبکه، ۴۶/۳ درصد، نشان دهنده پیوندهای ضعیف در شبکه است. فعالیت کنشگران بر حسب شاخص های تحلیل شبکه و ارتباطات، پیوندها، و مرکزیت درونی و بیرونی کنشگران نشان دهنده مرکزیت بخش دولتی (استانداری، راه و شهرسازی، و شهرداری) بالاترین نقش مرکزیت و پیوندهای واسطه ای را داشته اند  و نهادهای خصوصی، مدنی، و محلی پایین ترین ضریب و قدرت را در شبکه داشته اند. در ستاد بازآفرینی پایدار شهری فقط سازمان های دولتی عضو رسمی ستاد بوده اند و نهادهای جامعه مدنی و کنشگران مردمی کنار گذاشته شده اند و رویکرد متمرکز، سلسله مراتبی، و از بالا به پایین حکم فرماست و باید به سوی دولت تسهیل گر، جامعه مدنی کنشگر با رویکرد حکمروایی ارتباطی - شبکه ای تغییر رویکرد گفتمانی انجام شود.  
۱۳۳۱۰.

تحلیل آثار تولید فرش دست باف بر معیشت خانوارهای روستایی شهرستان فسا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۶ تعداد دانلود : ۲۸۰
 در حال حاضر، تنوع بخشی به فعالیت های اقتصادی در مناطق روستایی بیش از پیش مورد توجه قرارگرفته است. در این میان، صنعت فرش دستباف به علت پیوند دیرینه ای که با مناطق روستایی کشور دارد، بایستی به عنوان جزئی از اقتصاد غیر زراعی روستایی، در قالب رویکرد معیشتی مورد توجه قرار گیرد. هدف: هدف تحقیق حاضر، بررسی وضعیت تولید و اثرات تولید فرش دستباف بر معیشت خانوارهای روستایی این شهرستان می باشد. روش پژوهش: این تحقیق به روش توصیفی- تحلیلی انجام گردیده است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه خانوارهای قالیباف ساکن در روستاهای شهرستان فسا می باشد. برای محاسبه تعداد حداکثری خانوارهای نمونه تحقیق، بر مبنای تعداد خانوارهای ساکن در روستاهای مورد مطالعه و استفاده از فرمول کوکران، تعداد 372 خانوار نمونه جهت تکمیل پرسشنامه ها محاسبه گردید و نهایتاً پرسشنامه های خانوار با نمونه برداری تصادفی از بین خانوارهای فعال در تولید فرش دستباف تکمیل شده اند. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از مدل AHP، تحلیل های آماری و فضایی و نرم افزارهایExpert choice ، SPSS و ArcGIS استفاده گردیده است. نتایج: یافته های تحقیق مؤید آن است که تولید فرش دستباف به تنهایی و یا همراه با دامداری، معیشت غالب 6/26 درصد از خانوارهای مورد مطالعه را تشکیل می دهد. همچنین بر اساس نتایج پژوهش، روستاهایی که مهارت بافت فرش دستباف ساکنان آنها به روش سنتی بوده، میانگین مطلوبیت معیشت خانوارهای ساکن در آنها، در سطح متوسط یا ضعیف و پایین تر از سایر روستاهای فعال در تولید فرش دستباف می باشد. نتایج آزمون کندال در بررسی ارتباط بین میزان تولید فرش دستباف با سطح مطلوبیت معیشت خانوارهای مورد مطالعه نیز نشان می دهد که این دو متغیر با ضریب همبستگی 106/0- با یکدیکر در ارتباط می باشند. نوآوری: در این تحقیق، سطح مطلوبیت معیشت خانوارهای مورد مطالعه تعیین گردید و پراکنش روستاهای دارای فرش دستباف به تفکیک میانگین مطلوبیت معیشت خانوارهای ساکن در آنها مورد توجه بوده است.
۱۳۳۱۱.

مدل سازی عوامل مؤثر بر توسعه شاخص های کارآفرینی در مناطق روستایی ایران نمونه پژوهش: منطقه اورامانات، استان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۰ تعداد دانلود : ۳۳۸
طرح مسئله: در حال حاضر جامعه روستایی ایران با مسائل و مشکلات متعددی مانند فقر، بیکاری، سطح درآمد پایین، مهاجرت، برخورداری پایین از خدمات زیرساختی و رفاهی، سطح بالای ناامنی غذایی و ... مواجه است. ریشه اصلی این مشکلات به ضعف بنیان اقتصادی روستاییان برمی گردد که برای حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی روستاییان یکی از مهم ترین راهکارها، توسعه و ترویج کارآفرینی در میان آن ها است که از آن به عنوان موتور توسعه اقتصادی یاد می شود. هدف: هدف این پژوهش ارزیابی شاخص های کارآفرینی در میان روستاییان و شناسایی عوامل موثر بر آن است که به صورت مطالعه موردی در منطقه اورامانات (استان کرمانشاه) انجام شده است. روش: این پژوهش کمی و کاربردی به صورت پیمایشی انجام شده است و به لحاظ روش شناختی، با ترکیبی از روش-های توصیفی تحلیلی و با استفاده از مدل تحلیل ساختاری انجام گرفته است. ابزار اصلی پژوهش برای گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته ای بوده که روایی آن به صورت صوری و پایایی آن با استفاده ضریب آلفای کرونباخ مورد بررسی و تأیید قرار گرفته است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه سرپرستان خانوار روستایی ساکن در منطقه اورامانات بود (23344 = N)، که از میان آن ها 209 نفر (سرپرست خانوار) با استفاده از جدول بارتلت و همکاران (2001) و به روش طبقه ای و با انتساب متناسب نمونه ها جهت مطالعه انتخاب شدند. نتایج: نتایج پژوهش نشان می دهد میزان برخورداری روستاییان از شاخص های کارآفرینی با میانگین 453/2 در سطح پایینی قرار دارد. نتایج مدل تحلیل ساختاری در زمینه تعیین کننده های کارآفرینی در مناطق روستایی نشان داد دو عامل سیاست های حمایت اقتصادی و عوامل محیطی منطقه ای به ترتیب با اثر کل 613/0 و 461/0 از عوامل کلیدی موثر بر توسعه کارآفرینی در مناطق روستایی هستند. نوآوری: بومی سازی شاخص های کارآفرینی ارائه شده توسط موسسه جهانی توسعه کارآفرینی در محدوده مطالعاتی نوآوری پژوهش حاضر است.
۱۳۳۱۲.

تحلیلی بر تاب آوری اقتصادی و نهادی در برابر سیلاب (موردشناسی: محلات شهر ایذه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۴ تعداد دانلود : ۳۷۱
مخاطرات رخ داده در سراسر جهان، آسیب پذیری محیط ساخته شده ما را منعکس می کند و نمایان گر نتایج تأسف آور فجایع هستند؛ به همین دلیل با افزایش بحران ها، تاب آوری شهری و هوشمندی استراتژیک مورد توجه و دقت نظر مدیران شهری قرار گرفته است. به عنوان هدف پژوهش، ابعاد تاب آوری اقتصادی و نهادی در سطح محلات اکبرآباد و بهشت آباد شهر ایذه در برابر سیلاب سنجیده شدند. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و بررسی های میدانی است. برای دستیابی به اهداف تحقیق، شاخص هایی در دو بخش و 11 دسته، شامل: «آگاهی و دانش، مهارت، عملکرد سازمان، اعتماد، بستر نهادی، روابط نهادی، عملکرد نهادی، میزان خسارت، توانایی جبران خسارت، بازگشت به شرایط عادی و بیمه بلایا» استخراج شد. برای کشف روند الگو درجهت طبقه بندی شاخص های تاب آوری در برابر سیل، از آزمون های تی تک نمونه ای، تی مستقل و آزمون فریدمن استفاده شده است. جامعه مطالعاتی در سطح 2 محله موجود مصوب مورد خطر سیل با روش نمونه گیری تصادفی ساده 384 نفر از سرپرستان خانوار ساکن این محلات برگزیده و پرسشنامه استاندارد بین آن ها توزیع شد. در ادامه نیز برای بررسی وضعیت اثرات تاب آوری سیل در محلات موردمطالعه، از تحلیل رگرسیون و شاخص های درمانی، بیمارستانی، راه شریانی، آتش نشانی و نوع ساخت وساز استفاده و همچنین برای وزن دهی به شاخص های موردمطالعه و داده های فضایی از روش خودهمبستگی فضایی ابزار Weights Manager موجود در نرم افزار Geoda و محیط نرم افزار ArcGis استفاده شد. نتایج نشان می دهد که قسمت های قابل توجهی از این بافت دو محله مصوب سیل خیز در شهر ایذه در بازه های تاب آوری خیلی ضعیف و ضعیف قرار دارند. نتایج تحلیلی محلات مصوب نشان می دهد دسترسی به مراکز آتش نشانی و مدیریت بحران، مراکزی درمانی و بیمارستانی و همچنین نحوه قرارگیری بافت شهر ایذه و به ویژه محلات اکبرآباد و بهشت آباد نیازمند بازنگری در اولویت های بررسی است.
۱۳۳۱۳.

جایگاه برندسازی در تحولات شهرهای تاریخی ایرانی اسلامی؛ نمونه موردی: دارالسلطنه تبریز در دوره قاجاریه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۹ تعداد دانلود : ۳۶۲
برندسازی شهری همزمان با محوریت جهانی سازی مفهومی پرکاربرد شده و در سطوح ملی و بین المللی افزایش یافته است؛ ولی بنظر می رسد این موضوع پیشتر در شهرهای تاریخی ایران نیز نمود داشته و بطور سنتی از ظرفیت های القاب برای پیشبرد برخی اهداف شهرها در ایران بهره برده شده است. القابی مانند دارالخلافه، دارالسلطنه، دارالارشارد و امثالهم، از برندهای سنتی در ایران می باشد. فرض در این پژوهش بر این است: اختصاص القاب به شهرهای کهن ایرانی در دوره های پیشین عملکرد و تاثیر مشابهی نظیر برندسازی مکان را در ساختار شهری داشته است. روش پژوهش، تفسیری-تاریخی و ابزار گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای، اسنادی و متون تاریخی و براساس تحلیل محتوا است. برای نمونه موردی شهر تبریز با لقب دارالسلطنه دوره قاجار انتخاب گردید؛ این لقب تبریز را تبدیل به ولیعهدنشین نمود و بعد از تهران موقعیت سیاسی پیدا کرد. در راستای ارزیابی فرضیه پژوهش در ابتدا به مطالعه برندسازی مکان، مولفه ها و معیارهای ارزیابی در شهر پرداخته و در ادامه پژوهش نمونه موردی ارزیابی گردیده است. مطالعه نمونه موردی در قالب مولفه های برندسازی مکان مستخرج از چهارچوب نظری تحقیق می باشد. نتایج تحقیق نشان می دهد در شهرهای تاریخی ایران تاثیرات مشابه در الحاق برند(نمانام) به شهرهای ایرانی و برندسازی مکان بوده و صحت فرضیه پژوهش را نشان می دهد. این امر می تواند در ارائه سیاست ها و تصمیم های مرتبط با موضوع برندسازی در شهرهای ایرانی، ضرورت یک بازنگری و رجوع به گذشته (زمینه، هویت بستر جغرافیایی، اصالت بومی و ...) را به منصه ظهور رساند. در پایان نیز پیشنهاداتی درباب برندسازی برپایه نمانام کهن شهر تبریز آورده شده است.
۱۳۳۱۴.

تبیین دل بستگی به مکان در فضاهای سبز شهری مطالعه مورد: فضاهای سبز شهر رفسنجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۷ تعداد دانلود : ۳۷۱
فضاهای سبز شهری به مثابه کانون های سبز و طبیعی اند که انسان امروز شاید برای گریز از محیط پرهیاهوی شهری به آن ها پناه می آورد. هرچند همین جذابیت ها در برخی موارد سبب شده که این فضاهای سبز ارزشمند، دچار تغییر و تحولات نامطلوبی بعضاً ناشی از ساخت وسازهای سرمایه گرایانه شوند. پژوهش حاضر باهدف تببین دل بستگی به مکان در فضاهای سبز شهری نوشته شد. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش توصیفی-تحلیلی است. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته بود که به منظور بررسی پایایی چندین بار توسط اساتید و کارشناسان مورد بازبینی قرار گرفت و به منظور بررسی روایی پرسشنامه از روش ترکیبی و آلفای کرونباخ استفاده شد که نتایج نشان دهنده روایی موردقبول ابزار گردآوری پژوهش است. جامعه آماری پژوهش حاضر را شهروندان ساکن شهر رفسنجان مشتمل بر 161909 نفر می باشد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر برآورد گردید که به منظور اطمینان بیشتر تعداد 400 پرسشنامه جمع آوری شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها و اطلاعات از مدل سازی معادلات ساختاری مبتنی بر روش حداقل مربعات جزئی در محیط نرم افزار pls استفاده شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که ازنظر دل بستگی به مکان محدوده موردمطالعه در وضعیت نامطلوبی قرار دارد. همچنین نتایج نشان داد که فعالیت های مکان تأثیر مثبت و معناداری بر دل بستگی به مکان دارد، ضریب مسیر به دست آمده برابر با 598/0 بود. از دیگر نتایج این پژوهش آن بود که مؤلفه های فعالیت های مکان عملکرد مکان، حضور پذیری، زیبایی بصری، مشارکت پذیری مکان و قابلیت های مکان بر دل بستگی به مکان تأثیر مثبت و معناداری دارد از بین مؤلفه های استخراج شده قابلیت مکان با ضریب مسیر 406/0 دارای بیشترین تأثیر و شاخص مشارکت پذیری مکان با ضریب مسیر 111/0 دارای کمترین تأثیر بر دل بستگی به مکان در فضاهای سبز شهری بود.
۱۳۳۱۵.

تأثیر همه گیری کووید-19 بر ویژگی های کالبدی- رفتاری فضاهای عمومی، مطالعه موردی: شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۲ تعداد دانلود : ۴۴۰
مقررات و قوانین وضع شده و ممنوعیت های ارتباطی در راستای ممانعت از گسترش بیماری Covid-19، سبب تغییر رفتار افراد در فضاهای عمومی گردیده و حفظ فواصل اجتماعی و عدم حضور مردم در فضاهای عمومی، موجب کاهش کیفیت این فضاها و از بین رفتن تعاملات اجتماعی شده است. فضاهایی که زنده بودن آن ها عاملی مهم در جهت تاب آوری شهرها در مقابل بحران همه گیری بیماری می باشد. پژوهش کاربردی حاضر که رویکردی کم-کیفی دارد، باهدف شناسایی و ارزیابی عوامل متأثر از ویروس کووید-19 و تأثیر آن ها بر فضاهای عمومی به منظور ارتقاء کیفیت زندگی در این فضاها و با تأکید بر تاب آوری شهری تنظیم و نوشته شده است. در همین راستا، متخصصین دو حوزه بهداشت- سلامت و معماری-شهرسازی، بر اساس پرسشنامه، تغییرات کالبدی و رفتاری افراد در فضاهای عمومی را بررسی نمودند. درمجموع 41 عامل مؤثر حاصل شد که به روش آمار توصیفی و تحلیلی مورد ارزیابی قرار گرفت. آمار توصیفی شامل آماره های فراوانی، میانگین، انحراف معیار، ضرایب چولگی و کشیدگی بوده و در آمار استنباطی، از تکنیک تحلیل عاملی اکتشافی بهره برده شد. همچنین برای محاسبه درصد مربوط به فراوانی پاسخ ها، از شاخص RII استفاده گردید. عوامل مذکور، در 17 رده تحت عنوان دو شاخص کالبدی و رفتاری قرار گرفتند. نتایج ارزیابی ها نشان می دهد کلیه عناصر و ویژگی های فیزیکی و عوامل مرتبط با آن ها یعنی مقیاس، دسترسی، علائم هشداردهنده و مبلمان، تراکم، فضای سبز، آلودگی، تردد، حمل ونقل، امنیت و فاصله؛ در بخش کالبدی و عوامل مربوط به فعالیت های اجتماعی و انفرادی و واکنش های حسی، وضع قوانین و مقررات، نظم، فعالیت های حمایتی، نظارت و فعالیت های مبتنی بر بهداشت و سلامت، در بخش رفتاری قرار می گیرند. در بخش کالبدی، افزایش فضاهای سبز، کاهش تردد و کاهش تراکم ساختمانی و در بخش رفتاری، نظارت بر فعالیت های رسمی، کاهش تراکم جمعیتی و ایجاد صف های منظم بر اساس شاخص RII، به عنوان مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر فضاهای عمومی به منظور تاب آوری شهر معرفی می شوند.
۱۳۳۱۶.

تحلیل کیفیت زندگی شهری در محلات شهری با تأکید بر رویکردهای روش شناسی تطبیقی مکانی مطالعه موردی منطقه 6 تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۴ تعداد دانلود : ۳۹۷
امروزه با رشد روزافزون جمعیت و گسترش شهرها، ارزیابی کیفیت زندگی شهری از اهمیت بالایی برخوردار است. این ارزیابی ها به سازمان ها و مدیران شهری چشم انداز مناسبی را جهت تدوین برنامه های آتی و تخصیص هزینه کرد بودجه ها را می دهد. دراین بین روش های مختلفی جهت ارزیابی کیفیت زندگی شهری وجود دارد که از میان آن ها روش استفاده ترکیبی از تحلیل تصمیم گیری چندمعیاره می تواند ارزیابی کیفیت زندگی شهری را باقابلیت های منحصربه فرد و تکمیل سیستم های اطلاعات جغرافیایی (GIS) ارائه دهد. در این پژوهش از روش OWA که یکی از روش های مهم تصمیم گیری چند معیاره است با دو رویکرد محلی و سراسری در سه درجه ریسک پذیری 3/0، 5/0، 7/0، تغییر اندازه پیکسل به 30،15 و 60 متر و استفاده از فیلترهای 3*3،5*5 و 7*7 باهدف ارزیابی کیفیت زندگی شهری استفاده شد. بررسی ها روی شش محله شامل: انقلاب اسلامی، ولیعصر، دانشگاه تهران، قائم مقام، بهجت آباد و پارک لاله و لایه های آلودگی هوا، ترافیک، دسترسی به خدمات سلامت، کیفیت پیاده رو، دسترسی به فضای سبز و تراکم_ جمعیت نشان داد به کارگیری رویکرد محلی و سراسری، تغییر در اندازه پیکسل و درجات مختلف ریسک پذیری می تواند هرکدام به صورت توأم و یا جداگانه تأثیر مستقیم و بسیار زیادی بر نتایج کار بگذارد. به طوری که با تغییر هرکدام از موارد ضمن تغییر قابل توجه در مساحت طبقه بندی در بسیاری از موارد، رتبه مناطق هم دچار تغییر شد. در بررسی رویکردهای مختلف استفاده از درجه ریسک پذیری 7/0 و اندازه پیکسل 30 و 60 با فیلتر 5*5 نتایج بهتری را نسبت به ارزیابی های میدانی به همراه داشته است. بنابراین با توجه به حساسیت بالای متغیرهای بیان شده و تأثیر مستقیم وزن هر لایه، باید دقت بالایی در انتخاب متغیرها و وزن دهی کارشناسان صورت گیرد.  
۱۳۳۱۷.

آثار سرمایه اجتماعی بر دستیابی به امنیت غذایی در شرایط خشکسالی، نمونه پژوهش: سکونتگاههای روستایی شهرستان دورود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۷ تعداد دانلود : ۳۲۷
تغییرات آب وهوایی و گرم شدن کره زمین بیشتر کشورهای جهان را با بحران خشکسالی و کمبود آب مواجه کرده است؛ در این کشورها، بخش های اقتصادی بخش کشاورزی به دلیل وابستگی زیاد به نزولات جوّی بیش از همه بخش ها آسیب دیده است. نخستین اثر خشکسالی به شکل کاهش تولید و درآمد کشاورزان پدیدار می شود که به افزایش فقر و ناامنی غذایی در مناطق روستایی می انجامد و در صورتی که برای مقابله با آن چاره ای اندیشه نشود، جوامع روستایی با مشکلات زیادی روبه رو خواهند شد. در این زمینه، پژوهش حاضر با هدف کلی بررسی آثار سرمایه اجتماعی بر دستیابی به امنیت غذایی در شرایط خشکسالی در سکونتگاههای روستایی شهرستان دورود انجام شد. جامعه آماری این پژوهش، تمامی خانوارهای روستایی شاغل در بخش کشاورزی شهرستان دورود بود. حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، 375 سرپرست خانوار با روش نمونه گیری طبقه ای با انتساب متناسب برای مطالعه انتخاب شد. تجزیه و تحلیل داده ها در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد. ابزار اصلی پژوهش، پرسش نامه ای بود که روایی آن با پانل متخصصان و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. نتایج نشان داد خانوارهای روستایی ازنظر امنیت غذایی و سرمایه اجتماعی در وضعیت مناسبی قرار ندارند؛ علاوه بر این، نتایج رگرسیون ترتیبی نشان داد مؤلفه های سرمایه اجتماعی (اعتماد اجتماعی، انسجام اجتماعی، مشارکت و اقدام جمعی، عضویت در گروه) اثر مثبت و معنا داری بر بهبود امنیت غذایی در خانوارهای روستایی شهرستان دورود دارد. نتایج این پژوهش بینش های جدیدی را برای سیاست گذاران و برنامه ریزان توسعه روستایی به منظور پایدارسازی خانوارهای روستایی در شرایط خشکسالی ایجاد می کند.
۱۳۳۱۸.

تحلیل و تفسیر اثرات مفهوم اندازه قرضی در توسعه شهرهای کوچک، مطالعه موردی: شهر بهنمیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۰ تعداد دانلود : ۳۶۰
در سال های اخیر، برخی از محققان از مفهوم «اندازه قرضی» به عنوان توجیهی برای کارایی شهرهای کوچک و متوسط در مناطق شهری چندمرکزی استفاده نمودند. آنها معتقدند شهرهای کوچک تری که در نزدیکی یا درون یک منطقه شهری عملکردی یکپارچه قرار دارند، می توانند از جمعیت، امکانات و تسهیلات شهرهای بزرگ تر استفاده کنند در حالی که از هزینه های تجمع این شهرها مانند ترافیک، قیمت بالای مسکن و ازدحام اجتناب می کنند. در همین راستا، مقاله حاضر سعی دارد تا با کاربرد این مفهوم، علاوه بر توضیح رشد صنعت مبل در شهر بهنمیر، مسیری برای کاربست آن در سیاست های شهری و منطقه ای کشور باز کند. بدین منظور، قابلیت کاربرد این مفهوم در بهنمیر در چهار مرحله سنجیده شدند: نخست تخصصی شدن و تمرکز با استفاده از شاخص های ضریب مکانی و تراکم بنگاه ها، دوم، همپوشانی جغرافیایی بازار تقاضا به وسیله شاخص حوزه هم پیوند، سوم سنجش چندمرکزیتی با استفاده از شاخص های گرین و آنتروپی و داده های جریان سفرهای روزانه، و در نهایت، تعادل میان صرفه ها و هزینه های تجمع با استفاده از تحلیل تناظری. یافته های تحلیل ها نشان می دهند، بهنمیر توانسته با دسترسی مناسب به بازار تقاضای شهرهای بزرگتر و ساحلی، هزینه های پایین تولید به واسطه قیمت زمین، مالکیت زمین و نیروی کار ارزانتر و نیروهای جبری، به یک بازار و تولیدی تخصصی مبلمان بدل شود که با افزایش رقابت، شکستن قیمت ها، تنوع و هم رقابتی به عملکرد بهتری نسبت به شهرهای بزرگتر دست یابد. در این راستا، نتیجه گیری کلی می شود که از این مفهوم به عنوان پشتیبانی برای تجدید نظر در نقش توسعه ای شهرهای کوچک و متوسط استفاده گردد.
۱۳۳۱۹.

بررسی اثرات تنوع فرهنگی در ساخت هویت شهری (نمونه موردی: منطقه 6 شهر کرج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۱ تعداد دانلود : ۳۵۴
فرهنگ نظام واره ای از باورها ، ارزش ها، الگوهای رفتاری دیرپا ، و نمادهاست که رفتارها و مناسبات جامعه را شکل می دهد. فرهنگ را می توان از تاریخ به عاریه گرفت، توسعه داد ، و غنی ساخت، اما کسب فرهنگ به آسانی امکان پذیر نیست و آثار مثبت یا منفی آن می تواند بسیار گسترده باشد. این درهم آمیختگی و سردرگمی ناشی از مهاجرت و گردهمایی اقوام مختلف به ویژه در شهر کرج و منطقه 6 آن قابل درک است . از این رو ، نمادها، باورها، ارزش ها ، و هنجارهای متفاوت گاه ی به تضاد و نزاع منجر شده و اختلاط و التقاط فرهنگی پیش آمده را در منطقه 6 شهرداری کرج به علت مدیریت نامناسب به سوی ازخودبیگانگی فرهنگی و هویتی سوق داده است و از گزار ه تنوع فرهنگی ، که می تواند موجبات توسعه باشد ، فاصله گرفته است. بر این اساس ، پژوهشی در منطقه 6 کرج با هدف شناخت هویت شهر انجام شده است . برای این منظور ، در پژوهش حاضر ، که از نوع کمی مبتنی بر پیمایش با بهره بردن از ابزار پرسش نامه است، با بررسی نظریات مرتبط سه معیار عوامل فرهنگی اثرساز در معماری، نمادهای هویت ساز ، و عوامل فرهنگی مبتنی بر سنت به عنوان عامل های اثرگذار در هویت فرهنگی منطقه 6 شهری کرج مورد ارزیابی محققان قرار گرفته است. برای تعیین حجم نمون ه آماری ، 390 نفر ، از فرمول کوکران استفاده شده است . همچنین ، پس از استدلال های آماری مورد نیاز بخش تجزیه و تحلیل داده ها، یافته های پژوهش نشان داده است که وضعیت هویتی منطقه 6 شهر کرج نامطلوب است و از یک بی هویتی فرهنگی رنج می برد.
۱۳۳۲۰.

ابعاد و مؤلفه های ژئوپلیتیکی روابط روسیه با امریکا و اتحادیه اروپا در بحران سوریه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۹ تعداد دانلود : ۳۱۳
در پژوهش حاضر به شناخت مهم ترین ابعاد و مؤلفه های ژئوپلیتیکی مؤثر در روابط روسیه با امریکا و اتحادیه اروپا در بحران سوریه با درنظرگرفتن اهمیت و ارتباط این ابعاد و مؤلفه ها با یکدیگر و در قالب یک مدل ساختاری پرداخته شده است. این پژوهش با روش ترکیبی انجام شده است؛ در بخش کیفی آن با استفاده از نظریه داده بنیاد الگوی عوامل ژئوپلیتیکی مؤثر در روابط روسیه با امریکا و اتحادیه اروپا در بحران سوریه طراحی شده و در بخش کمی با روش مدل سازی ساختاری و نرم افزار Smart PLS الگوی حاصل در معرض آزمون کمی قرار گرفته است. بر اساس یافته های پژوهش، ابعاد و مؤلفه های ژئوپلیتیکی روابط روسیه با امریکا و اتحادیه اروپا در بحران سوریه عبارت است از: شرایط نظام ژئوپلیتیک جهانی با مؤلفه های اهمیت سوریه در راهبرد ژئوپلیتیکی این قدرت ها و رقابت این قدرت ها در نظام ژئوپلیتیک جهانی، عوامل ژئواستراتژیکی با مؤلفه های اهمیت نظامی سوریه و اهمیت مسیر ارتباطی این کشور، کدهای ژئوپلیتیکی با مؤلفه های شرایط داخلی و سیاست خارجی این قدرت ها نسبت به بحران سوریه، نظام ژئوپلیتیک منطقه ای با مؤلفه های روابط قدرت های فرامنطقه ای با قدرت های منطقه ای و رقابت قدرت های منطقه ای، عوامل جغرافیایی با مؤلفه های موقعیت جغرافیایی و موقعیت نسبی سوریه، مهاجرتی، سرزمینی و قومیتی، عوامل ایدئولوژیکی با مؤلفه های مذهبی و گفتمانی و عوامل ژئواکونومیکی با مؤلفه های منابع انرژی و منافع اقتصادی . با توجه به اهمیت ابعاد و مؤلفه های یادشده برای این قدرت ها، آن ها به جای حل بحران به دنبال مدیریت آن اند تا حداکثر بهره را از بحران سوریه در راستای منافع ژئوپلیتیکی خود ببرند؛ به همین سبب، این بحران به یکی از طولانی ترین بحران های ژئوپلیتیکی دوران معاصر در نظام جهانی تبدیل شده و تلاش های دیپلماتیک برای حل آن بی نتیجه مانده است .

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان