ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۲۱ تا ۱٬۶۴۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۱۶۲۱.

ارزیابی کیفیت مورفولوژیکی رودخانه خرم رود، مطالعه موردی: بخش بالایی و پایینی شهر خرم آباد، استان لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۴
رودخانه خرم رود در طی چند دهه گذشته به طور چشمگیری تحت تأثیر تغییرات اساسی هم در سطح حوضه و هم در داخل کانال قرار گرفته است. این رودخانه به دلیل واقع شدن در منطقه پرجمعیت خرم آباد و همجواری روستایی زیادی با این جریان، تغییرات در آن می تواند منجر به از دست دادن زمین های کشاورزی، آسیب پذیری زیرساخت ها و ساختمان های مجاور آن شود. در واقع اثرات فرایندهای ژئومورفیک (رسوبگذاری در بستر، گسترش کانال، فرسایش کرانه ها و...) این رودخانه به دلیل قرارگیری در منطقه کوهستانی می تواند از طغیان های آن مهمتر باشد. شناخت وضعیت مورفولوژیکی این رودخانه می تواند باعث افزایش آگاهی نسبت به احیاء آن شود. این تحقیق به منظور ارزیابی کیفیت مورفولوژی خرم رود با استفاده از روش rMQI در طی دوره زمانی 2025-2006 انجام شد. نتایج نشان داد که کیفیت رودخانه خرم رود در بخش اول(95/63درصد) و بخش جنوبی(65/57 درصد) کیفیت مورفولوژیکی ضعیفی دارد. علاوه براین نتایج نشان داد، در بخش اول از 6 بازه مورد مطالعه بازه های 1-3 و 4 در کلاس ضعیف و بازه های 5 و6 در کلاس خیلی ضعیف قرار دارند. نتایج حاصل از ارزیابی 7 بازه مورد بررسی در بخش دوم نشان داد که تنها بازه 4 کیفیت متوسطی دارد و بازه های دیگر(1-2-3-5-6-7) در کلاس کیفیت مورفولوژی ضعیف قرار دارند. همچنین نتایج پژوهش نشان داد که رودخانه خرم رود دچار شرایط شکننده ای شده و به نظر می رسد با توجه به تداوم این شرایط و در برخی از موارد با تشدید شاخص های فشار وضعیت این رودخانه را حادتر کند.
۱۶۲۲.

ارزیابی حساسیت پذیری زمین لغزش در بخشی از شمال شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۲
زمین لغزش ها باعث از دست رفتن جان انسان ها، خسارت مالی و تخریب زیرساخت ها می شوند. توسعه منطقه مسکونی تهران بر روی شیب های تند شمال شهر تهران خطراتی مانند زمین لغزش را افزایش داده است. هدف این تحقیق تهیه نقشه حساسیت پذیری زمین لغزش با استفاده از رگرسیون لجستیک در شمال شهر تهران است. ابتدا نقشه زمین لغزش های منطقه تهیه شد. بعد از طبقه بندی، نقشه های عوامل موثر و نقشه زمین لغزش ها در محیط GIS روی هم انداخته شده و تراکم زمین لغزش ها در هر یک از طبقات محاسبه شد. مدل رگرسیون لجیستیک برای تهیه نقشه حساسیت پذیری زمین لغزش استفاده شد. با استفاده از این مدل وزن نقشه ها محاسبه شد و با جمع نقشه های وزنی نقشه نهایی حساسیت به دست آمد. منحنی ROC و سطح زیر این منحنی برای ارزیابی دقت مدل استفاده شد. میزان سطح زیرمنحنی برای رگرسیون لجیستیک 819/0 به دست آمد که با توجه به استاندارد ارائه شده این مدل در طبقه خیلی خوب قرار می گیرد. نتایج نشان داد حدود 27 درصد از مساحت منطقه در طبقه حساسیت زیاد و خیلی زیاد قرار دارد که نشان می دهد که این منطقه به شدت در معرض خطر زمین لغزش است و توجه به این پدیده ضروری است. نتیجه این تحقیق می تواند ابزاری برای توسعه زیرساخت ها، برنامه ریزی استفاده از زمین و ساخت جاده باشد. توصیه می شود سازمان هایی مانند منابع طبیعی، محیط زیست و راه و شهرسازی در صورت نیاز به هرگونه توسعه در منطقه، این نقشه را به عنوان یکی از نقشه های پایه در بحث ناپایداری دامنه در نظر بگیرند تا از افزایش بیشتر زمین لغزش در این منطقه جلوگیری شود.
۱۶۲۳.

توسعه مدل ترکیبی IHACRES–XGBoost برای شبیه سازی رواناب روزانه در حوضه قره سو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۴
در این پژوهش، با هدف بهبود دقت شبیه سازی رواناب روزانه در حوضه ی قره سو واقع در استان کرمانشاه، یک چارچوب مدل سازی ترکیبی مبتنی بر تلفیق مدل مفهومی IHACRES و الگوریتم های پیشرفته یادگیری ماشین توسعه داده شد. داده های مورد استفاده شامل بارش، دمای حداقل، حداکثر و میانگین و دبی رودخانه از ایستگاه های هیدرومتری پل کهنه و قورباغستان در بازه ی زمانی ۱۹۹۵ تا ۲۰۲۳ می باشند. در مرحله نخست، مدل نیمه توزیعی IHACRES جهت شبیه سازی فرآیند بارش–رواناب پیاده سازی گردید و با بهره گیری از الگوریتم ژنتیک،پارامترهای آن بهینه سازی شد. به منظور حذف نوسانات کوتاه مدت، یک فیلتر میانگین متحرک سه روزه بر خروجی مدل اعمال شد. سپس،با استفاده از خروجی IHACRES و مجموعه ای از متغیرهای مشتق شده شامل ویژگی های تأخیری، آماره های بارش و دما، شاخص های زمانی و خشکسالی، یک مدل یادگیری ماشین نوع XGBoost طراحی گردید. عملکرد مدل ها با شاخص های آماری RMSE و NSE در دو دوره آموزش و آزمون مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که مدل پایه ی IHACRES عملکردی در حد قابل قبول داشت (NSE≈0.44)، اما با اعمال فیلتر میانگین متحرک و بهینه سازی پارامترها، دقت آن به طور متوسط تا ۳۰٪ افزایش یافت. در نهایت، مدل ترکیبی IHACRES–XGBoost با دستیابی به مقدار NSE بیش از ۰.۹۷ و RMSE کمتر از ۱۰، بالاترین دقت را ارائه کرد. این یافته ها نشان دهنده ی کارایی بالا و پتانسیل بالای مدل های ترکیبی در ارتقاء پیش بینی رواناب روزانه می باشد.
۱۶۲۴.

ارزیابی شاخص های ژئودایورسیتی در جنوبغرب استان لرستان با تاکید بر اشکال کارستی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۵
ژئودایورسیتی توصیف تنوع طبیعی عناصر غیر زیستی در یک مکان است. هدف از این پژوهش تفسیر و ارزیابی ژئودایورسیتی با تاکید بر اشکال کارستی در منطقه جنوب غرب لرستان است. این منطقه حوضه شهرستان های کوهدشت، رومشکان، پلدختر، و معمولان را شامل می شود. ارزیابی ژئودایورسیتی کارست در محدوده مورد مطالعه با استفاده از مدل بنیتو کالوو (2009) شامل شاخص های ژئودایورسیتی از قبیل تراکم ناهمواری هر قطعه (PRD)، ضریب ناهمواری سیمپسون(SIEI)، ضریب ناهمواری شانون(SHEI)، ضریب دایورسیتی شانون(SHDI)، ضریب دایورسیتی سیمپسون(SIDI) انجام گرفته است. نتایج شاخص های پنجگانه تمام ژئوکارست منطقه نشان داد که بالاترین ارزش مربوط به حوضه معمولان است. در این حوضه میزان شاخص های ناهمواری سیمپسون و شانون برای تیپ های ژئومورفیک به ترتیب 0/977 و 0/751 تعیین گردید و تحلیل اعداد نشان می دهد که هتروژنی توپوگرافیک خیلی بالا و ترکیب کلاس های ناهمواری هم زیادند و تقریبا یکنواخت توزیع شده اند. هم چنین میزان دایورسیتی سیمپسون و شانون برای تیپ های ژئومورفیک به ترتیب 0/973 و 4/125 مشخص شد که در این تفسیر از دید سیمپسون، غلبه یک تیپ خاص نداریم چون تنوع بالاست. عدد موثر شانون با تنوع زیاد، ولی معقول تر سازگار است. در رتبه دوم این ارزیابی، حوضه پلدختر قرار دارد. نتایج کلی نشان داد که سهم عوامل زمین شناسی بیشتر از عوامل مورفومتری و اقلیمی بوده است.
۱۶۲۵.

تحلیل تفاوت اثرگذاری گردشگری منفعت محور و زنجیره فعالیت ها بر کاهش فقر روستایی، مطالعه موردی: روستاهای پیرامون تالاب زریوار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۲۷
توسعه گردشگری حامی فقرا، به مثابه رویکردی کارآمد در کاهش فقر روستایی، با توجه به ماهیت چندبعدی فقر و پیچیدگی های ساختاری مدیریت گردشگری، مستلزم تحلیل های زمینه محور در بسترهای جغرافیایی متنوع است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی تفاوت های اثرگذاری گردشگری منفعت محور حامی فقرا و ارزیابی زنجیره فعالیت های گردشگری در روستاهای پیرامون دریاچه زریبار شهرستان مریوان انجام شده است. این تحقیق از نوع کاربردی و به روش توصیفی-تحلیلی طراحی شده و داده های آن به شیوه ترکیبیِ اسنادی-میدانی گردآوری شده است. جامعه آماری شامل 1954 خانوار در هشت روستای پیرامون تالاب زریبار است که بر اساس فرمول کوکران، حجم نمونه 350 خانوار تعیین و به صورت طبقه ای و تصادفی ساده انتخاب شد. یافته های حاصل از آزمون تحلیل واریانس حاکی از آن است که در سطح معناداری کمتر از 0.05، تفاوت معناداری در میزان اثرگذاری گردشگری بر بهبود کیفیت زندگی فقرای روستایی در بین روستاها وجود دارد. این تفاوت در ابعاد اقتصادی و اجتماعی مشهود است، درحالی که در ابعاد طبیعی و کالبدی، معناداری مشاهده نشد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که متغیرهای جمعیت خانوار، سن و تنوع منابع درآمدی، تأثیر معناداری بر کیفیت زندگی فقرای روستایی دارند. در مقابل، متغیر جمعیت کل روستا فاقد رابطه معنادار بود. یافته های کیفی نیز دلالت بر غلبه رویکرد رشدگرایانه و سرمایه محور در توسعه گردشگری منطقه دارند؛ الگویی که به حاشیه رانی فقرا و نادیده انگاری ابعاد زیست محیطی منجر شده است.
۱۶۲۶.

تحلیل راهبردی جایگاه محصولات باغداری در ارتقاء توسعه پایدار روستایی، مطالعه موردی: منطقه مردق چای مراغه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۳
در دهه های اخیر، مفهوم توسعه پایدار به عنوان رویکردی کلیدی در برنامه ریزی و مدیریت مناطق روستایی، جایگاهی برجسته در ادبیات علمی و سیاست گذاری های کلان کشورها یافته است. این رویکرد به دنبال ایجاد تغییرات مثبت در ابعاد مختلف کالبدی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی جوامع محلی است. مقاله حاضر به تحلیل جایگاه محصولات باغداری در فرآیند توسعه پایدار منطقه مردق مراغه با توجه به ابعاد کالبدی، اقتصادی و اجتماعی پرداخته است. این تحقیق به ویژه بر نقش محصولات باغداری به عنوان یک محصول استراتژیک در بهبود شرایط معیشتی و اجتماعی روستاییان منطقه تأکید دارد. با توجه به چالش هایی مانند مهاجرت بی رویه، بیکاری فصلی و ضعف در زیرساخت های فرآوری، این پژوهش به شناسایی ظرفیت های بالقوه و چگونگی استفاده از این محصول برای ارتقاء توسعه پایدار در منطقه می پردازد. روش تحقیق شامل رویکرد ترکیبی داده های کمّی و کیفی است که به تحلیل دقیق تر ابعاد مختلف این فرآیند می پردازد. جامعه آماری این پژوهش شامل ۱۱۳۵۰ نفر از بهره برداران باغات سیب منطقه مردق مراغه است که به طور مستقیم یا غیرمستقیم در فرآیند تولید، نگهداری یا فروش سیب مشارکت دارند، و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری طبقه ای متناسب برابر ۳۸۴ نفر تعیین شد. یافته ها نشان می دهند که سیب، با وجود چالش هایی همچون کمبود زیرساخت های فرآوری، ضعف در بازاریابی و تغییرات اقلیمی، می تواند با اتکا بر بهبود روش های کشاورزی پایدار، ایجاد خوشه های فرآوری محلی و استفاده از برند سیب مردق به عنوان عاملی مؤثر در توسعه پایدار منطقه با تأکید بر بهبود زیرساخت ها، فرآیندهای فرآوری و افزایش شناخته شدگی در بازارهای داخلی و خارجی مورداستفاده قرار گیرد. نتایج این تحقیق می تواند به عنوان مبنای سیاست گذاری های محلی برای بهبود وضعیت معیشتی کشاورزان و روستاییان منطقه مردق مراغه استفاده شود و همچنین الگویی برای سایر مناطق مشابه در کشور به منظور ارتقاء توسعه پایدار از طریق بهره برداری مؤثر از منابع کشاورزی باشد.
۱۶۲۷.

ارزیابی عملکرد مدیریت آب شهری بر اساس اصول حکمروایی شایسته، مطالعه موردی: شهرستان رباط کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۳
مدیریت منابع آب شهری در بسیاری از مناطق جهان به ویژه در کشورهای درحال توسعه، با چالش های قابل توجهی روبه رو است. این چالش ها به ویژه در شهرهایی با ویژگی های جغرافیایی خاص که با بحران های آبی مواجه اند، ملموس تر است. شهرستان رباط کریم به دلیل افزایش جمعیت، توسعه سریع شهری و مشکلات محیط زیستی با چالش های اساسی در زمینه مدیریت منابع آب مواجه است. هدف این پژوهش، ارزیابی عملکرد مدیریت آب شهری در این شهرستان بر اساس اصول حکمروایی شایسته است. پژوهش از نوع کاربردی و به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است و داده ها از طریق پرسشنامه گردآوری و با استفاده از روش های آماری ناپارامتریک در نرم افزار آماری جسپ (JASP) تحلیل شدند. در ابتدا، ارزیابی انطباق وضعیت موجود مدیریت آب شهری در سه مؤلفه تأمین، توزیع و تقاضا نشان داد که در تمامی ابعاد حکمروایی شایسته، از جمله شفافیت، پاسخگویی، اثربخشی و کارایی، وضعیت موجود در شهرستان رباط کریم به طور معناداری پایین تر از حد مطلوب قرار دارد. مقایسه میان سه شهر رباط کریم، نصیرشهر و پرند نیز نشان داد که در بیشتر شاخص ها، شهر رباط کریم عملکرد بهتری دارد. در نهایت، نتایج تأکید می کنند که بهبود عملکرد مدیریت آب در شهرستان رباط کریم مستلزم اصلاحات ساختاری در زمینه های شفافیت (به ویژه در فرآیندهای تخصیص و مصرف منابع)، مشارکت عمومی، و پاسخگویی نهادهای مسئول است. این پژوهش پیشنهاد می کند که برای حل پایدار چالش های آبی، تدوین یک مدل جامع مدیریت آب شهری مبتنی بر ویژگی های بوم شناختی و اجتماعی-اقتصادی مناطق، نه تنها برای این شهرستان، بلکه برای سایر مناطق مشابه در ایران، یک ضرورت اساسی است.
۱۶۲۸.

مروری سیستماتیک بر ابعاد و مؤلفه های تأثیر تغییر کاربری زمین بر هویت شهرها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۵
هویت شهرها در حال تغییر است، این تغییرات به تقویت شهرها کمک می کند. یکی از عواملی که در این تغییرات نقش دارد، تغییرات در کاربری های شهری است. تنوع کاربری های شهرها سبب ارتقا هویت در شهرها شده که در نتیجه رشد سریع شهری به مرور تغییر کرده است. مطالعات بسیاری به بررسی ابعاد و مؤلفه های این پدیده پرداخته اند، اما تاکنون تحلیلی جامع از تحقیقات پیشین برای استخراج نتایج آن ها انجام نشده است. به همین دلیل، این مقاله با هدف بررسی مطالعات موجود درباره تأثیر تغییرات کاربری زمین بر هویت شهرها و نتایج آنان در دو حوزه ابعاد و مؤلفه ها، به صورت یک مرور سیستماتیک انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی و بر مبنای 64 پژوهش منتخب موجود است که منابع انگلیسی از پایگاه اطلاعاتی Scopus و Scholar Google و Sience Direct و منابع فارسی پایگاه سیویلیکا، پرتال جامع علوم انسانی، نورمگز و SID انتخاب شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد 4۰٪ پژوهش های داخلی در سال های 1395 و 1397 و 20٪ پژوهش های خارجی در سال 2023 به چاپ رسیده و قاره های آسیا، اروپا، آفریقا و استرالیا به ترتیب پیش گام این مطالعات هستند. همچنین، 10٪ پژوهش های انگلیسی در مجله Environmental Sciences و 20٪ پژوهش های داخلی در مجله نگرش های نو در جغرافیای انسانی و برنامه ریزی فضایی به چاپ رسیده است. نتایج حاصل از بررسی ابعاد و مؤلفه های این پدیده از منظر پژوهش های پیشین نشان داد بعد طبیعی-مصنوع، انسانی-محیطی کاربری زمین به ترتیب بیشترین تأثیر را بر هویت شهرها دارند و مؤلفه های ساختاری، توده ای و نقطه ای کاربری زمین از مهم ترین مؤلفه های تغییر کاربری زمین بر هویت شهرها محسوب می شوند.
۱۶۲۹.

تبیین چارچوب فلسفی - کارکردی کاربست شهر هوشمند در مطالعات بازآفرینی بافت مرکزی شهری براساس رویکرد تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۸
بافت های مرکزی کلان شهرها، به عنوان هسته های هویتی و اقتصادی، با چالش های چندبعدی مواجه هستند. پارادایم شهر هوشمند، ظرفیت تحول در بازآفرینی این بافت ها را دارد؛ بااین حال، فقدان یک چارچوب نظری یکپارچه که هم زمان ابعاد فلسفی (چرایی) و کارکردی (چگونگی) را تبیین کند، مانعی اساسی است. این پژوهش با هدف تدوین چارچوبی فلسفی کارکردی و زمینه آگاه برای این منظور انجام شد. روش شناسی ترکیبی مبتنی بر پراگماتیسم به کار گرفته شد. جامعه آماری، ۲۰۰ مقاله معتبر بین المللی بود که بر اساس پروتکل PRISMA انتخاب و با تلفیق تحلیل کمی (الگوریتم LDA و K-Means در پایتون) و کیفی (تحلیل مضمون) بررسی شدند. اعتبار با رویکرد مثلث سازی و پایایی با ضریب کاپای ۰٫۸۷ تأیید گردید. یافته های کمی، ۶ خوشه مفهومی اصلی را شناسایی کرد: فناوری و زیرساخت هوشمند (%26٫۴)، ابعاد اجتماعی فرهنگی (%2۲٫۱)، حکمرانی و سیاست گذاری (%1۸٫۷)، پایداری و تاب آوری محیطی (%1۵٫۹)، بازآفرینی اقتصادی (%1۲٫۵) و چالش ها (%4٫۴). یافته های کیفی منجر به استخراج ۵۵ مضمون اصلی و ۱۹۵ مضمون فرعی و سازمان دهی آن ها در یک چارچوب سه لایه (فلسفی، کارکردی، زمینه ای) شد. چارچوب نهایی نشان می دهد موفقیت درگرو گذر از نگرش صرفاً فناورانه و اتخاذ رویکردی تکوین گراست که فناوری را در بافت اجتماعی فضایی تنیده و سه قید کلیدی «حکمرانی داده شفاف»، «پیوست اجتماعی ضد جابه جایی» و «معماری مالی چند منبعی» را لحاظ می کند. دستاورد پژوهش، ارائه نقشه راهی اجرایی و بومی پذیر برای تبدیل این بافت ها به فضاهای هوشمند، عادلانه، تاب آور و پایدار است.
۱۶۳۰.

مکان یابی بهینه ایستگاه های پایش در حوضه های آبریز با استفاده از روش تصمیم گیری چندمعیاره CRITIC، مطالعه موردی حوضه آبریز قلعه چای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۲۸
امروزه با توجه به افزایش چالش های محیط زیستی و تغییرات اقلیمی، ایجاد شبکه ای از پایگاه های پایش در سطح حوضه های آبریز به عنوان یکی از الزامات اساسی در مدیریت بهینه منابع آب و پیشگیری از مخاطرات طبیعی شناخته می شود. این پایگاه ها با جمع آوری داده های دقیق و به هنگام، امکان تحلیل روند تغییرات هیدرولوژیکی، ارزیابی مخاطراتی نظیر سیلاب، و برنامه ریزی راهبردی برای کاهش آسیب پذیری را فراهم می کنند. در همین راستا هدف اصلی این پژوهش مکان یابی احداث پایگاه پایش در سطح حوضه آبریز قلعه چای واقع در استان آذربایجان شرقی می باشد. جهت نیل به این هدف از 10 پارامتر مؤثر در انتخاب مکان های بهینه به منظور احداث پایگاه پایش استفاده گردید. پارامترهای مورد استفاده عبارت بودند از: ارتفاع، شیب، جهت شیب، فاصله از آبراهه، فاصله از روستا، فاصله از شهر، فاصله از جاده، فاصله از گسل، لیتولوژی و کاربری اراضی. در ادامه جهت وزن دهی پارامترها از روش تصمیم گیری چندمعیاره CRITIC استفاده شد. نتایج وزن دهی نشان داد که پارامترهای فاصله از رودخانه، فاصله از جاده، فاصله از روستا و فاصله از شهر نقش مهمی در مکان یابی پایگاه پایش داشته اند. نقشه نهایی از حاصل ضرب وزن پارامترها در لایه های اطلاعاتی آن ها در محیط نرم افزار ArcGIS به دست آمد. این نقشه به 5 کلاس کاملاً مناسب، مناسب، نسبتاً مناسب، نامناسب و کاملاً نامناسب از نظر مکان یابی پایگاه پایش تقسیم شد. نقشه نهایی نشان داد مناطق واقع در خروجی حوضه (به ویژه دشت های کم شیب مجاور رودخانه و جاده های اصلی) به عنوان پهنه های ایده آل شناسایی شدند.
۱۶۳۱.

نقش جشنواره های محلی در بازنمایی هویت و بازتولید گردشگری (جشنواره طبخ ماهی شهرستان ماهنشان)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۰
مقدمه: برونداد گردشگری خوراک، ارائه محصول قابل خوردن با طعم انحصاری است که بر ساختار ذائقه ای گردشگران تأثیر گذاشته و حس انحصار محلی در آنان ایجاد می نماید. به همین دلیل نام های مختلفی از خوراک مانند کباب بناب، باقلاقاتوق و کدو بره شمال، قلیه ماهی جنوب، کوفته تبریزی، ترخینه کردستان، بلغور پلو خراسان، کشک زرد سیستان، شانی کوو لرستان، خورشت خلال کرمانشاه، قیمه نثار قزوین، بریانی اصفهان، جغوربغور زنجان و بسیاری خوراکی های دیگر انحصار مکانی داشته و در مکان های مختلف کشور طبخ می شود. یکی از جشنواره های خوراک ایرانی، جشنواره طبخ ماهی قزل آلا شهرستان ماهنشان استان زنجان است که هرساله در مجاورت رودخانه قزل اوزن و منطقه باستانی قلعه بهستان برگزار می گردد. ماهیت اصلی جشنواره مبتنی بر برگزاری مراسم طبخ ماهی قزل آلا و عرضه آن به گردشگران توسط جامعه محلی است که همراه با مراسم و برنامه های متنوع و برپایی بازارچه های محلی همراه می شود. این پژوهش بر این هدف استوار است که نقش و اثر جشنواره های گردشگری مبتنی بر خوراک در بازنمایی هویتی و بازتولید گردشگری را تبیین نماید. نوآوری پژوهش در شناخت ساختارها و عناصر پشتیبان جشنواره های محلی است که اثر آن در بازتولید گردشگری را سبب ساز می شود. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی - تبیینی است. روش گردآوری داده ها بر مبنای پرسش نامه، مشاهده و مصاحبه موردی از بازدیدکنندگان (گردشگران) جشنواره طبخ ماهی ماهنشان می باشد. حجم نمونه بر اساس نمونه گیری در دسترس، 75 گردشگر بوده است. متغیرهای پژوهش شامل اطلاع رسانی، برنامه های ارتباطی و فرهنگی، جاذبه های محیطی، خدمات پشتیبان، تجربه که در قالب 35 گویه مورد سنجش قرار گرفت. روایی متغیرهای پژوهش حاصل مطالعات نظری بر مبنای نظریه ها و پژوهش های هال (2013)، میرزایی (1399)، فیروزی (1401)، اکشوی (2019)، وُلی (2024)، اورت (2019) و یانگ (2017) بوده است که برای بومی سازی آن، پرسش نامه در اختیار 15 نفر از کارشناسان و متخصصان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و اساتید دانشگاهی (در رشته های جغرافیا، علوم اجتماعی، گردشگری) قرار گرفت تا نسبت به متغیرها و گویه های پژوهش ضریب اهمیت از یک تا 9 ارائه دهند. سطح پایه حداقل امتیاز میانگین 5 در نظر گرفته شده و سؤال هایی که میانگین نظرات کمتر از 5 بوده است از فرایند بررسی کنار گذاشته شد. در نتیجه ارزیابی نظرات متخصصان، میانگین ضرایب حاصل برابر با 3/8 به دست آمد که نشان دهنده مطلوبیت اعتبار پژوهش می باشد. داده های گردآوری شده در نرم افزار Spss27.1 پیاده شده و از الگوی تجزیه وتحلیل داده منطبق بر روش آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردید. شاخص های تمرکز و پراکندگی، مدل ارتباطی کندال تاو و رگرسیون چندمتغیره گام به گام برای سنجش ارتباط بین عوامل بازنمایی و بازتولید گردشگری ساختار تحلیل داده ها را شکل داده است. پایایی ابزار حاصل آماره آلفای کرونباخ 76/0 به دست آمده که نشان دهنده شرایط نسبتاً مطلوب پایایی است. نتایج و بحث: یافته ها نشان می دهد شاخص های بازنمایی هویت محلی به واسطه برگزاری جشنواره محلی (طبخ ماهی قزل آلا) از حد نرمال بالاتر بوده و به سمت شرایط مطلوب حرکت می کند. اثر شاخص های تبیین کننده بازنمایی هویتی در سطح اطمینان 95 درصد با مدل رگرسیون چندمتغیره گام به گام نشان می دهد نقش جاذبه های محیطی و برنامه های ارتباطی با مقدار (693/0: R2) بیشترین اثرگذاری را در بازنمایی هویتی دارند. از طرفی اثر شاخص های بازنمایی در بازتولید گردشگری به طور نسبی یکسان بوده که دراین بین نقش برنامه های ارتباطی و خدمات پشتیبان ملموس تر است. نتیجه گیری: برگزاری جشنواره طبخ ماهی در شهرستان ماهنشان در ترکیب با سایر عناصر گردشگری مانند قلعه تاریخی بهستان، رودخانه قزل اوزون، کوه ها و مراتع طبیعی نه تنها ماهیت اصلی جشنواره را کم رنگ نکرده است، بلکه با متنوع سازی جاذبه های محیطی، محوریت جشنواره طبخ ماهی را تقویت کرده است. حضور فعال و حرفه ای جامعه محلی، منجر به شناساندن محیط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ماهنشان شده و بازنمایی هویت محلی را می نماید. نتیجه این عملکرد بازتولید گردشگری است.
۱۶۳۲.

تحلیل الگوهای زمانی و مکانی پراکنش آئروسل های جوی در استان خوزستان با استفاده از داده های AOD سنجنده MODIS در سامانه Google Earth Engine (۲۰۱۸–۲۰۲۳)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۲۵
آلودگی هوا یکی از مهم ترین چالش های زیست محیطی در دهه های اخیر است که تهدیدی جدی برای سلامت انسان، تغییرات اقلیمی و تخریب اکوسیستم ها محسوب می شود. آئروسل ها و ذرات معلق، به عنوان مؤلفه های اصلی این آلودگی، می توانند از منابع طبیعی یا انسانی ناشی شوند و تأثیر چشمگیری بر کیفیت هوا داشته باشند. این پژوهش با هدف بررسی الگوهای مکانی و زمانی پراکنش آئروسل ها در استان خوزستان و تحلیل تغییرات عمق اپتیکی آن ها طی دوره ی جولای ۲۰۱۸ تا جولای ۲۰۲۳ انجام شد. برای این منظور از داده های ماهواره ای سنجنده MODIS و نقشه های عمق اپتیکی آئروسل (AOD) که با استفاده از زبان برنامه نویسی جاوا در بستر Google Earth Engine استخراج شدند، بهره گرفته شد. تحلیل ها در مقیاس های ماهانه، فصلی و سالانه انجام گرفت. روند تغییرات زمانی با رگرسیون غیرخطی چندجمله ای درجه دوم بررسی شد که با ضریب تعیین ۰٫۸۲ و ضریب تعیین تعدیل شده ۰٫۷۸، الگوی U وارونه ای را در توزیع سالانه AOD نشان داد. بیشترین مقادیر AOD در فصول گرم، به ویژه ژوئن ۲۰۲۳ با مقدار ۸٫۵ و آگوست ۲۰۲۰ با مقدار ۷٫۹ در شهرهای جنوبی استان ثبت شد، در حالی که کمترین مقادیر در فصل زمستان، به ویژه دسامبر ۲۰۱۸ و ۲۰۲۰، با بازه ۰ تا ۰٫۱۴ مشاهده گردید. میانگین ماهانه نیز نشان داد بیشترین مقدار در می ۲۰۲۲ با ۰٫۷ و کمترین در فوریه ۲۰۲۱ با ۰٫۱۶ ثبت شده است. نتایج بیانگر آن است که اگرچه تمامی نواحی استان تحت تأثیر آئروسل ها قرار دارند، مناطق جنوبی به دلیل مجاورت با نواحی خشک، کاهش پوشش گیاهی و خشکی تالاب ها بیشترین تأثیرپذیری را نشان می دهند. این یافته ها ظرفیت بالای داده های MODIS را در پایش پدیده های گردوغبار و اهمیت بهره گیری از سنجش ازدور در مدیریت محیط زیست نمایان کرده و بر ضرورت سیاست های هدفمند شامل تقویت پوشش گیاهی، احیای منابع آبی و کنترل آلودگی هوا در جنوب استان تأکید دارد.
۱۶۳۳.

ارزیابی سیاست های صیانت و توسعه پایدار حریم منطقه شهری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۶
حریم منطقه شهری تهران، محدوده ای با وسعت 5920 کیلومتر مربع، به عنوان ضربه گیر گسترش بی رویه شهر، نقشی حیاتی در حفظ تعادل اکولوژیکی، امنیت زیستی، منابع آبی، و پایداری محیطی ایفا می کند. سیاست های صیانت و توسعه پایدار حریم تهران با هدف مدیریت توسعه کالبدی، کنترل مهاجرت، حفاظت از منابع طبیعی، و جلوگیری از گسترش سکونتگاه های غیررسمی تدوین شده اند. این سیاست ها شامل ایجاد کمربند سبز، محدودیت ساخت وساز در مناطق کشاورزی و کوهستانی، توسعه شهرهای جدید، و تقویت حمل ونقل عمومی برای کاهش تمرکزگرایی است. با این حال، چالش هایی نظیر نبود هماهنگی نهادی، سوداگری زمین، و فشار تقاضای سکونت، اجرای این سیاست ها را با مشکل مواجه کرده است. این پژوهش با هدف ارزیابی کارآمدی 33 سیاست صیانتی و توسعه ای حریم تهران، بر اساس 96 معیار در پنج دسته (ماهیت سیاست، مجریان، ساختار اجرایی، شرایط محیطی، و منابع) انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که این سیاست ها عمدتاً در حد اسناد باقی مانده و به دلیل ضعف در انسجام نهادی، نظارت میدانی، و شفافیت اطلاعات، اثربخشی محدودی داشته اند. برای بهبود، ایجاد نظام حکمرانی یکپارچه، تشدید نظارت هوشمند با استفاده از فناوری هایی مانند GIS، و ارائه مشوق هایی برای حفظ کاربری های مجاز ضروری است. بدون این اصلاحات، خطر فروپاشی زیست محیطی و از دست رفتن کنترل توسعه پیرامونی تهران جدی خواهد بود. این پژوهش بر ضرورت بازنگری سیاست ها با رویکردی آینده نگر، مشارکتی، و مبتنی بر عدالت فضایی تأکید دارد.
۱۶۳۴.

تحلیل فضایی توسعه بوم گردی کارآفرینی محور در سکونتگاه های روستایی استان کهگیلویه و بویراحمد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۷
هدف: امروزه بوم گردی مبتنی بر کارآفرینی به عنوان راهکاری پایدار برای توسعه اقتصادی-اجتماعی و حفظ محیط زیست، با تأکید بر مشارکت جوامع محلی مطرح است. مناطق روستایی استان کهگیلویه و بویراحمد با چالش هایی نظیر بیکاری، فقر، مهاجرت، نابرابری در توزیع منابع، ناپایداری محیطی و ... مواجه اند. لذا این پژوهش با هدف تحلیل فضایی شاخص های بوم گردی کارآفرینی محور در سکونتگاههای روستایی انجام شده است. روش پژوهش: پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی و همبستگی است. از بین کلیه روستاهای گردشگری و بوم گردی استان (30 روستا) باتوجه به شاخص های بوم گردی پژوهش (معماری بومی، میراث طبیعی، میراث معنوی، میراث تاریخی، امکانات و خدمات، مزیت ها-فرصت ها و قابلیت های بوم گردی) و با روش نمونه گیری هدفمند، 14 روستای دارای قابلیت بوم گردی انتخاب شدند و بر اساس فرمول کوکران از بین کلیه خانوارهای روستاهای دارای قابلیت بوم گردی (2167 خانوار) به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای (به نسبت تعداد خانوار هر روستا) تعداد 281 خانوار به طور تصادفی انتخاب شدند. تحلیل داده ها با مدل های تصمیم گیری چندمعیاره (MARCOS و MEREC) و سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) انجام شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد میانگین تمام ابعاد و شاخص های بوم گردی (اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، زیست محیطی، نهادی-مدیریتی، زیرساختی-فنی و فردی-روان شناختی) پایین تر از حد متوسط نظری (۳) است. بیشترین ضعف در شاخص های «حمایت نهادهای دولتی» (۲.۶۸) و «زیرساخت های فنی» (۲.۶۲) مشاهده شد. نتایج تحلیل فضایی تفاوت های چشمگیری را بین روستاها نشان داد: روستای دره شهنیز به دلیل دسترسی به مرکز استان، زیرساخت های مناسب و مشارکت نهادی، بالاترین امتیاز را کسب کرد؛ درحالی که روستای میمند به دلیل انزوای جغرافیایی و کمبود حمایت ها، کمترین امتیاز را داشت. نتیجه گیری: در مجموع لزوم برنامه ریزی مبتنی بر عدالت فضایی، تقویت نهادهای محلی، سرمایه گذاری در آموزش و زیرساخت ها، و توسعه مشارکت جامعه محلی برای تبدیل پتانسیل های طبیعی و فرهنگی به فرصت های اقتصادی پایدار نمایان است. کلیدواژه ها: بوم گردی، تحلیل فضایی، کارآفرینی، کهگیلویه و بویر احمد، مدل مارکوس و مرک.
۱۶۳۵.

ارزیابی فضاهای شهری برای کودکان براساس اصول شهر دوستدار کودک (مطالعه موردی: شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۷
کودکان به عنوان بخشی از جامعه بشری نسل آینده هر کشوری را شکل داده اند و تعامل کودک با محیط پیرامون نیازمند رشد جسمانی و ذهنی اوست. ایجاد شهرهای دوستدار کودک کلیدی دربرنامه ریزی استراتژیک شهری است.با این حال ایجاداین شهرها با چالش هایی روبرو است که برای رفع آنها و ایجادشهرهای دوستدار کودک لازم است عوامل کلیدی مؤثر بر ایجاد فضاهای عمومی دوستدارکودک بررسی و شناسایی شوند. درپژوهش حاضر به ارزیابی فضاهای شهری برای کودکان براساس اصول شهر دوستدار کودک در کلان شهر اهواز پرداخته شد.پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش ترکیبی (کمی و کیفی) است. جامعه آماری کارشناسان/خبرگان و مدیران شهری درکلان شهر اهواز بوده است.با استفاده از روش نمونه-گیری غیراحتمالی و به صوت هدفمند و با اشباع نظری 30 کارشناس انتخاب شد. برای گردآوری داده ها و اطلاعات از پرسش نامه و مصاحبه ساختاریافته استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تعقیبی (Post Hoc) و آزمون توکی (Tukey HSD)، و تحلیل کیفی با استفاده از روش گروند تئوری استفاده شد. نتایج پژوهش گویای آن بود که از نظر شاخص های دوستدار کودک در مناطق 8 گانه شهر اهواز تفاوت معنی داری وجود دارد.به طوری که وضعیت منطقه ۶، منطقه ۷ و منطقه ۸ از نظر شاخص های دوستدار کودک در حد نامطلوب، وضعیت مناطق ۳ و منطقه ۵ شهر اهواز در سطح متوسط و مناطق ۱، منطقه ۲ ومنطقه ۴ نسبت به سایر مناطق اهواز در وضعیت بهتری بوده است.نتایج در زمینه عوامل کلیدی مؤثر بر ایجاد فضاهای عمومی دوستدار کودک نشان داد که 8 عامل 1) امنیت و ایمنی فضاهای مخصوص کودکان، 2) دسترسی فراگیر کودکان به فضاها، 3) وجود فضاهای سبز و باز برای کودکان، 4) وجود فضای بازی و اوقات فراغت کودکان، 5) مشارکت و ارتباط کودکان در جامعه، 6) پایداری و نگهداری فضاهای کودکان، 7) آموزش و فرهنگ سازی در جامعه، 8) انعطاف پذیری فضاها و حریم خصوصی کودکان هستند
۱۶۳۶.

بررسی اهمیت- عملکرد شاخص های بازآفرینی شهری با تأکید بر مولفه های زیست محیطی (نمونه موردی: منطقه 11 کلان شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۹
هدف اصلی این پژوهش بررسی اهمیت- عملکرد شاخص های بازآفرینی شهری با تأکید بر مولفه های زیست محیطی در منطقه 11 کلان شهر تهران می باشد. پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی بوده و دارای هدفی کاربردی می باشد که جمع آوری اطلاعات به دو صورت میدانی و کتابخانه ای صورت گرفته است. جامعه آماری این پژوهش ساکنین منطقه 11 کلان شهر تهران می باشد که مطابق آمار دارای جمعیتی معادل 308176 نفر می باشد که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران مقدار 384 عدد برآورد شده است که به صورت تصادفی ساده در محدوده توزیع شده است. روایی پرسشنامه توسط 15 نفر از متخصصین حوزه شهری (برنامه ریزان شهری، شهرسازان و طراحان شهری) و پایایی پرسشنامه ها با مقدار ضریب آلفای کرونباخ 737/0 مورد تأیید قرارگرفته است. تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده به صورت کمی و با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS و EXCEL صورت گرفته است؛ به طوری که جهت احصا وضعیت کلی شاخص های بازآفرینی شهری با تأکید بر مولفه های زیست محیطی از آزمون آماری تی تک نمونه ای و در جهت ارزیابی میزان اهمیت- عملکرد شاخص های بازآفرینی شهری با تأکید بر مولفه های زیست محیطی از تکنیک IPA استفاده شده است. در نهایت پس از اولویت بندی شاخص بر اساس مدل IPA به بررسی ارتباط درونی این شاخص ها از طریق مدل تصمیم گیری چندمعیاره DEMATEL پرداخته شده است تا ارتباط درونی این شاخص ها با یکدیگر مشخص گردد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که بر اساس نتایج آزمون تی تک نمونه ای، شاخص های مربوط به وضعیت بهداشت آب و دسترسی مناسب به آن و مدیریت پسماند و جمع آوری بهینه آن، در مقایسه با سایر شاخص ها در وضعیت مطلوب تری قرار دارند. در ادامه، تحلیل مدل IPA نیز نشان داد که شاخص هایی نظیر کاهش آلاینده های محیطی، مبارزه با آلودگی صوتی و بهبود شرایط زندگی و آسایش، بهره وری از انرژی و استفاده از انرژی های تجدیدپذیر و محافظت و مدیریت مؤثر از فضای سبز و درختان، به دلیل برخورداری از سطح اهمیت بالا و عملکرد پایین، باید در اولویت سیاست گذاری ها و اقدامات مدیریتی قرار گیرند. علاوه بر این، نتایج مدل DEMATEL نشان داد که شاخص کاهش آلاینده های محیطی، بیشترین نقش را به عنوان شاخصی هم تأثیرگذار و هم تأثیرپذیر در میان سایر شاخص های مورد بررسی ایفا می کند. به دلیل تأثیرات گسترده این مؤلفه و پیوند عمیق آن با سایر ابعاد زیست محیطی، این شاخص باید به عنوان محور اصلی در برنامه ریزی ها و سیاست گذاری های مرتبط با بازآفرینی شهری در منطقه ۱۱ مدنظر قرار گیرد.
۱۶۳۷.

قابلیت سنجی مناطق جهت شکل گیری خوشه های فناوری (نمونه موردی: استان فارس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۳
خوشه های علم و فناوری قادرند بخشی از لوازم ایجاد جریان های نوآوری و ابداع را فراهم سازند. خوشه ها به مجموعه ای از شرکت ها و سازمان ها اطلاق می شوند که در یک منطقه جغرافیایی خاص قرار دارند و از طریق وابستگی های درونی، ارتباطات و تعاملات متقابلی را در زمینه محصولات و خدمات ایجاد می کنند. هدف اصلی این پژوهش، قابلیت سنجی مناطق استان فارس جهت شکل گیری خوشه های فناوری است. مسئله این پژوهش این است که به نظر می رسد کل مناطق ظرفیت یکسانی در شکل گیری خوشه های فناوری ندارد. در این مطالعه، با استفاده از 48 شاخص، قابلیت های مناطق استان فارس در زمینه تشکیل خوشه های فناوری موردبررسی قرار گرفته است. این تحلیل با بهره گیری از روش آنالیز تاکسونومی عددی انجام شده است. روش این پژوهش، توصیفی- تحلیلی است و با اس تفاده از منابع اسنادی و تحلیل محتوا و بهره گیری از تکنیک تاکسونومی عددی و تحلیل خوشه ای، تحلیل ها صورت گرفته است. جامعه آماری تحقیق حاضر همه شهرستان های استان فارس است. در این قابلیت سنجی، شهرستان مرودشت برخوردارترین شهرستان و شهرستان سرچهان بر اساس مدل تاکسونومی عددی محروم ترین شهرستان استان شناسایی شده است. نتایج پژوهش، نشان می دهد حد پایین و بالا به ترتیب معادل 4.34 و 7.61 است و همه شهرستان های استان در این دامنه قرار گرفته اند و خارج از آن نیستند و با توجه به تحلیل ها شهرستان مرودشت از میان بقیه شهرستان ها دارای ci کمتری است و معادل 15.01 است که این خود نشان بالا بودن مزیت نسبی آن است می و همچنین شهرستان سرچهان دارای ci بیشتری و معادل 23.89 است که نشان از عدم برخورداری آن است.
۱۶۳۸.

طراحی مدل برندسازی هوشمند شهرهای گردشگرپذیر با رویکرد آینده پژوهی مبتنی بر سناریونویسی (مورد مطالعه: شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۰
در دنیای پیچیده و پویای امروز، شهرها به عنوان مقصدهای گردشگری در جستجوی راهبردهای نوین برای افزایش جذابیت برند خود هستند. برندسازی شهری به فرآیند طراحی و مدیریت هویت شهری اشاره دارد که می تواند در جذب گردشگران داخلی و خارجی نقش مؤثری ایفا کند. هدف اصلی این پژوهش، ارائه و تبیین مدل هوشمند برندسازی شهرهای گردشگری با رویکرد آینده پژوهی و توسعه پایدار است. مطالعه حاضر به صورت آمیخته اکتشافی انجام شده است. در بخش کیفی، با بهره گیری از روش نظام مند نظریه داده بنیاد، داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۸ نفر از صاحب نظران حوزه های گردشگری، برند شهری و حکمرانی دیجیتال گردآوری شد. در طراحی پروتکل مصاحبه، تأکید ویژه ای بر استفاده از رویکرد سناریونویسی به عنوان یکی از رهیافت های کلیدی آینده پژوهی صورت گرفت. بر این اساس، سه سناریوی آینده نگر شامل «تحول فراگیر دیجیتال»، «پیشروی تدریجی و غیرمتوازن» و «تداوم وضعیت موجود» به عنوان مسیرهای محتمل برند گردشگری تهران تدوین گردید. در مرحله کمی، جهت ارزیابی برازندگی مدل مفهومی، از مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزار SmartPLS استفاده شد و داده ها از طریق پرسش نامه محقق ساخته از میان ۳۸۴ نفر از ذی نفعان شهری گردآوری شد. یافته ها نشان داد سه مؤلفه اصلی شامل عوامل ساختاری (زیرساخت های فناورانه، پیشران های نوآوری، هم افزایی نهادی) عوامل مدیریتی (حکمرانی مشارکتی، چابکی سازمانی، افق نگری) و عوامل محتوایی (هویت شهری، تصویر ادراکی، تجربه کاربر) به عنوان ستون های بنیادین برند هوشمند گردشگری ایفای نقش می کنند. همچنین، متغیرهای زمینه ای (ویژگی های اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، سیاسی و محیطی) و عوامل مداخله گر (سرمایه انسانی، مالی، فرهنگی و دیجیتال) به صورت غیرمستقیم راهبردهای سه گانه برند سازی را تحت تأثیر قرار می دهند. مدل نهایی، با تکیه بر تحلیل سناریوها و پیوند نظام مند میان متغیرها، ابزاری کارآمد برای برنامه ریزی هوشمند، منعطف و آینده نگر در عرصه گردشگری شهری فراهم می آورد.
۱۶۳۹.

تاثیر عناصر و المان های فرهنگی در ساماندهی ورودی شهر، نمونه موردی: ورودی خوی-قطور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۶
پژوهش حاضر با هدف تحلیل تأثیر عناصر فرهنگی-هویتی بر ساماندهی ورودی خوی-قطور و ارائه راهکارهای بهبود آن انجام شد. این مطالعه کاربردی با رویکرد توصیفی-تحلیلی، داده های گردآوری شده از طریق پیمایش (۳۸۰ پرسشنامه معتبر از مردم و کارشناسان) را با استفاده از آزمون تی تک نمونه ای و تکنیک دیمتل تحلیل کرده است. نتایج آزمون تی تک نمونه ای نشان داد که تمامی شاخص های ساماندهی، به ویژه «نمادین بودن»، از دیدگاه هر دو گروه اهمیت بالایی دارند. در میان نمادهای فرهنگی، «شمس»، «آفتاب گردان» و «آیت الله خویی» به عنوان برجسته ترین و مورد پذیرش ترین عناصر هویتی شناسایی شدند، در حالی که نمادهایی مانند «زنبورعسل» و «مساجد مهم» از اقبال کمتری برخوردار بودند. تحلیل دیمتل آشکار ساخت که «نمادین بودن»، «نقش انگیزی» و «حضور عناصر طبیعی» متغیرهای علّی و محرک اصلی سیستم هستند که بر شاخص های معلول مانند «زیبایی شناسی»، «ارتقای کیفیت منظر» و «نظم فضایی» تأثیر مستقیم می گذارند. در سطح نمادها نیز، «شمس» و «آیت الله خویی» ماهیت علّی و محوری دارند. این یافته ها مؤید آن است که تقویت مؤلفه های نمادین، پیش نیاز اصلی ارتقای کیفیت بصری و عملکردی ورودی شهر است و ساماندهی کالبدی صرف، بدون توجه به لایه های معنایی و فرهنگی مورد پذیرش جامعه، به ایجاد فضایی پایدار و هویت بخش منجر نخواهد شد.
۱۶۴۰.

ارزیابی مقایسه ایی کیفیت مورفولوژیکی رودخانه های دامنه شمالی و جنوبی البرز ، مطالعه موردی رودخانه واز و حاجی ماهرود (چمستان نور)، حبله رود (گرمسار) و شاهرود ( رجایی دشت الموت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۲۲
مورفولوژی رودخانه در چند دهه اخیر به طور مکرر به دلیل تغییرات آب و هوا و عوامل انسانی تغییر کرده است. در ایران رودخانه ها به واسطه ی مداخلات گسترده انسانی نظیر برداشت شن و ماسه، ساخت سدها، تغییرات مسیر، تثبیت سواحل و بهره برداری از منابع آب، تحت فشارهای شدید قرار گرفته اند. یکی از ابزارهای مهم در این حوزه، شاخص کیفیت مورفولوژیکی اصلاح شده (rMQI) است که با هدف تحلیل دقیق تر فرآیندهای فیزیکی رودخانه ها توسعه یافته است. هدف این مطالعه درک فرآیندهای پویا شکل دهنده کانال و تغییرات مورفولوژی رودخانه های واز، حاجی ماهرود، حبله رود و شاهرود در طول زمان است. در این پژوهش از روش شاخص کیفیت مورفولوژیک بازبینی شده(rMQI) به منظور ارزیابی از کیفیت مورفولوژیکی رودخانه های مورد مطالعه استفاده گردید. این روش با به کارگیری شاخص های فشار(PI) و تعدیل کانال و عملکرد کانال (AI) به بررسی وضعیت کیفی رودخانه می پردازد. بررسی کیفیت مورفولوژیکی رودخانه های مورد مطالعه با استفاده از روش rMQIنشان داد که بازه های مورد مطالعه در رودخانه واز و حاجی ماهرود دارای کیفیت متوسط است. این وضعیت نتیجه وجود سه فشار شدید و یک فشار متوسط انسانی همچنین شرایط نامناسب در تغییرات مورفولوژیک و عملکرد کانال است. در بازه های مورد مطالعه در رودخانه حبله رود نیز شرایط مشابه رودخانه واز حاکم بوده و باعث شده این بازه ها در وضعیت کیفیت مورفولوژیک متوسط باشند. بازه های مورد مطالعه در رودخانه شاهرود به دلیل وجود فشارهای انسانی جزئی و شرایط مناسب در عملکرد و تغییرات پلانفرم کانال در طول زمان دارای کیفیت مورفولوژیک خوب است. نتایج بررسی رودخانه های واز، حبله رود و شاهرود نشان داد که مداخلات انسانی مانند برداشت شن و ماسه، دیوار کشی و برداشت های نامناسب آب تاثیرات منفی زیادی بر وضعیت هیدورژئومورفولوژیکی رودخانه ها برجای می گذارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان