بافت فرسوده مرکزی شهر اهواز نیز به عنوان نخستین هسته شکل گرفته و شهر اهواز، با مشکلاتی چون افول کیفیت کالبدی، مشکلات دسترسی و ترافیکی، تراکم و تمرکز بیش از حد جمعیت به علت ماهیت تجاری آن و سایر عوامل، همچنین با دارا بودن ارزش های تاریخی به لحاظ داشتن بناهای تاریخی مهم در این محدوده و ارزش های فرهنگی و مهم تر از همه به عنوان قلب تپنده تجاری شهر، بحث مطالعه و برنامه ریزی های درست و با رویکرد پایدار را بیش از پیش طلب می کند. بنابراین، در این پژوهش سعی شد تا از رویکرد بازآفرینی در جهت شناسایی اولویت برنامه ریزی بافت های فرسوده مرکزی شهر اهواز بهره گرفته شود. این پژوهش از لحاظ روش شناسی به صورت توصیفی- تحلیلی است. برای گردآوری داده های توصیفی از اسناد کتابخانه ای و برای گردآوری داده های تحلیلی پژوهش به روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه از نظرات 40 نفر از کارشناسان و متخصصان حوزه برنامه ریزی امور شهری اهواز استفاده شده است. جهت تحلیل داده های پژوهش نیز از مدل تحلیل سلسله مراتبی دلفی فازی FDAHp و همچنین رگرسیون خطی در محیط نرم افزارSPSS استفاده شده است. براساس یافته های پژوهش مشخص شد در وزن گذاری فازی نسبی برای ابعاد پژوهش، مؤلفه بازآفرینی اقتصادی بافت فرسوده مرکزی شهر اهواز حائز بیشترین وزن نسبی در این مرحله شده است و بازآفرینی فرهنگی نیز در رتبه دوم قرار دارد. در این مرحله مؤلفه بازآفرینی زیست محیطی از سوی کارشناسان با اولویت کمتری ارزیابی شده است. بنابراین از نظر کارشناسان شهر اهواز، بازآفرینی اقتصادی دغدغه اصلی برای اقدام به بازآفرینی در این بافت است.
اقامتگاه های بوم گردی به عنوان یکی از مهمترین کسب و کارهای گردشگری روستایی به شمار می رود و تاثیرات بالایی در توسعه روستاها دارد. یکی از چالش های مهم بین برنامه ریزان گردشگری، وجود دیدگاه ها و نگرش های مختلف در ارتباط با تاثیرات احداث اقامتگاه های بوم گردی است که منجر به شکل گیری الگوهای فکری متفاوت می شود. شناسایی و تبیین این الگوهای فکری، کاربرد مهمی برای برنامه ریزان گردشگری در زمینه اتخاذ بهترین برنامه ها دارد. روستاهای بخش موران در شهرستان گرمی استان اردبیل از فضاهای مهم بوم گردی استان به شمار می رود. هدف اصلی پژوهش، شناسایی و تحلیل الگوهای فکری حاکم بر تاثیرات ایجاد اقامتگاه های بوم گردی بر ابعاد توسعه روستایی موران است. برای این منظور از طریق روش های میدانی و کتابخانه ای داده های لازم گردآوری شد. برای تعیین و تحلیل الگوهای فکری حاکم بر پژوهش از مدل تحلیلی کیو استفاده شده است. بر اساس نتایج این مدل چهار الگوی فکری حاکم بر تاثیرات اقامتگاه های بوم گردی بر توسعه پایدار روستایی در موران شناسایی شد که الگوی فکری اول نسبت به دیگر الگوها دارای اهمیت بسیار بالایی است. بر اساس الگوی فکری اول اقامتگاه های بوم گردی در مجموع دارای تاثیرات مثبت و بالایی بر بخش های متعدد توسعه روستایی بخش موران داشته است. همچنین الگوهای دیگر از منظر ارزیابی تاثیرات دارای تفاوت با الگوی اول بوده و اساسا نگرش نسبتا متقاوتی به تاثیرات احداث اقامتگاه های بوم گردی بر توسعه روستایی موران دارند.
تغییر روند سامانه های کلان مقیاس جوی همچون پرفشار جنب حاره ای، نقش بسزایی در تغییر اقلیم سطح زمین دارد. در این پژوهش برای نیل به این هدف، از داده های ارتفاع ژئوپتانسیل جو تراز میانی (تراز 500 ه.پ) از پایگاه داده وابسته به مرکز اروپایی پیش بینی میان مدت جو استفاده شده است. این داده ها داری تفکیک مکانی 1*1 درجه قوسی و به صورت میانگین روزانه برداشت گردیده است. دوره آماری این پژوهش از سال 1980 تا 2019 میلادی برای کشور ایران بوده و شامل 155 یاخته است. جهت بررسی روند ارتفاع ژئوپتانسیل بر روی ایران از آزمون روند من-کندال استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد که ارتفاع ژئوپتانسیل جو بر روی ایران در ماه های ژوئن، جولای و آگوست دارای روند افزایشی (مثبت) در سطح معنی داری 1.96 است. البته روند کاهشی ارتفاع ژئوپتانسیل در مناطق شرق و جنوب شرق ایران قابل تأمل است. همچنین در تمام ماه های موردبررسی، ارتفاع جو ایران در مناطق مرکز، غرب و شمال غرب روند افزایشی داشته که عموماً این روند افزایشی متأثر سطح گستره پرفشار جنب حاره است. این تغییرات باعث ناهنجاری در الگوهای آب و هوایی مناطق می گردد.
Nowadays, due to the growing process of global warming, increase of greenhouse gases and reduction of natural resources, environmental crises are more than ever before, therefore one of the topics that has attracted a lot of attention in educational systems is to present new attitudes of conservation. Environment is in education, which is considered one of the important tasks of the educational system and is applied in educational books. Considering the importance of the environment, the purpose of this research is to analyze the content of fourth grade textbooks based on the level of attention paid to green management components. The research method is descriptive and qualitative and quantitative content analysis, which analyzed the data using Shannon's entropy technique. The statistical population of the research includes social studies, Farsi and experimental science books of the fourth grade of elementary school, which due to the nature of the subject, sampling was not done and all the statistical population was examined. and the research tool in this research is a checklist and based on the report of the technical and research office of the "Green Management Steering Center", the indicators of green management in several main areas including energy management, water and wastewater management, benefit from renewable energy, waste management, pollution control Sound, transportation and the spread of culture and strengthening of social responsibilities in the field of environment, the selected books were studied according to these components. The obtained results showed that the highest coefficient of indicators related to green management for the fourth grade social studies course was for the index of energy management and use of renewable energy, respectively. For the Persian course, water and sewage management had an importance coefficient of 0.26, and for the experimental science course, water and sewage management, use of renewable energy, noise pollution control and transportation, energy management and promotion of culture and environment had an importance coefficient of was 0.17.
از پدیده های مهم و قابل توجه در امر زمین شناسی میتوان به تشکیلات تبخیری از جمله گنبدهای نمکی اشاره کرد. تشکیلات تبخیری از جمله سازندهای زمین شناسی هستند که از نظر جغرافیایی دارای گسترش چشمگیری میباشند. گنبدهای نمکی و رسوبات مجاور آن نمونه ای از یک محیط زمین شناسی پیچیده است. مطالعه آنها به خاطر ویژگیهای منحصر به فرد نمک از لحاظ تکتونیکی و سنگ شناسی، برهم کنش های قوی میان جریان های حرکتی و حرارتی، وجود منابع مهم از لحاظ جنبه اقتصادی و تأثیرگذاری این حوزه های تبخیری در کیفیت منابع مناطق پیرامون گنبد های نمکی از اهمیت شایانی در زمین شناسی، مدیریت و برنامه ریزی منابع انسانی برخوردار است. فناوری سنجش از دور در سالهای اخیر نقش پررنگی در کسب اطلاعات از این پدیده های منحصر به فرد بر عهده دارد. هدف از پژوهش استفاده از روش شبکه عصبی مصنوعی و تحلیل مؤلفه های اصلی(PCA) برای طبقه بندی و تهیه نقشه گنبد نمکی جهانی و مناطق متأثر از گنبد نمکی با استفاده از تصاویر سنجنده های OLI ماهواره لندست8، جهت تحلیل و بررسی از لحاظ پوشش و نوع کانی های تشکیل دهنده آن می باشد. نتایج در هشت کلاس مجزا طبقه بندی شده نشان داده شد که کلاس ماسه-نمک با 100 درصد صحت، رس، 05/96 درصد، گچ- نمک 03/99 درصد، سنگ آهک 100 درصد، گیاهان 73/96 درصد، ماسه سنگ 67/94 درصد، صخره های نمکی 09/96 درصد، خاک های گچی 58/93 درصد، شیل 73/86 طبقه بندی شدند. در این پژوهش روش شبکه عصبی به ترتیب با صحت کل 3501/95 درصد و ضریب کاپا 37/94 درصد عملکرد مناسبی در طبقه بندی، تهیه نقشه محدوده مورد مطالعه داشته است.
رشد و گسترش انفجار گونه جمعیت شهرنشین شهرها مشکلات اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی فراوانی را پدید می آورد. در نتیجه این مشکلات، تحلیل گران مسائل شهری و منطقه ای، توجه خود را به توسعه شهرهای کوچک و متوسط، به عنوان راه حل مقابله با عدم تعادل ناشی از توسعه شهرهای بزرگ، معطوف کرده اند. به عقیده برنامه ریزان راهبرد توسعه روستا- شهرها و شهرهای کوچک از جمله راهبردهایی است که قادر است ضمن ایجاد تعادل در نظام استقرار سکونتگاه ها و فعالیت های اقتصادی نقش مهمی را در تحرک بخشی نواحی روستایی ایجاد و اشتغال زایی و متنوع سازی فعالیت ها داشته باشد. هدف این مقاله تبیین اثرات تبدیل روستاها به شهر در نظام پایداری ناحیه ای شهرستان ری و روستاهای پیرامون است. سوال اصلی مقاله این است که تبدیل روستاها به شهر در نظام پایداری ناحیه ای شهرستان ری و روستاهای پیرامون چه تاثیراتی را به همراه داشته است؟ پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه ای و داده های میدانی (مشاهده، مصاحبه، پرسشنامه) انجام شده است و برای تحلیل داده ها از مدل تحلیلی سوآت استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که تبدیل روستاها به شهر ابعاد ساختار جغرافیایی، ساختار اجتماعی، ساختار اقتصادی و ساختار کالبدی نظام پایداری ناحیه ای را در شهرستان ری و روستاهای پیرامون تحت تاثیر قرار داده است.
ارزیابی و واسنجی داده های سنجش از دور به عنوان منبع جدید برآورد بهتر و دقیق تر بارش در مناطق مختلف امری ضروری است. بر همین اساس در پژوهش حاضر، داده های ماهانه بارش 15 ایستگاه سینوپتیک در 5 اقلیم ایران (خشک، نیمه خشک، مدیترانه ای، مرطوب و بسیارمرطوب) به عنوان مبنا در دوره زمانی 20 ساله 1998 تا 2017 انتخاب گردید. داده های بارش ماهانه ماهواره ای (TMPA(3B43_V7 مورد ارزیابی قرار گرفته و با کمک مدل حاصل ضربی واسنجی شدند. ارزیابی نتایج با کمک شاخص های R2،MBE،MAE وRSME انجام پذیرفت. بر اساس نتایج مقادیر تصحیح نشده، شاخص R2از 0.6 برای ایستگاه آبعلی تا 0.89 برای ایستگاه کوهرنگ متغیر بود. در مناطق خشک داده های ماهواره ای بیش برآورد و در مناطق مرطوب کم برآورد داشتند. پس از اعمال تبدیل لگاریتمی و مدل حاصل ضربی بر داده ها، پارامتر ماهانه C جهت تصحیح داده های ماهواره ای برای اقلیم های مختلف به دست آمد. پس از تصحیح، شاخص های ارزیابی به ویژه در معیار MBE کاهش قابل ملاحظه ای یافت. به طوری که مقادیر این خطا در پیکسل های متناظر ایستگاه های بم، شهرضا، بجنورد و اراک ( با اقلیم های خشک و نیمه خشک ) به ترتیب به 0.3- ، 0.6، 0.3- و 0.5- میلی متر کاهش یافت و در ایستگاه نیشابور به صفر رسید. درصد کاهش انحراف خطا در اقلیم های خشک، نیمه خشک، مدیترانه ای، مرطوب و خیلی مرطوب به ترتیب 88.7، 95.3، 68.4، 38.4 و 63.9 درصد به دست آمد. بر اساس نتایج، مدل تصحیح به ویژه در مناطق خشک قابلیت استفاده را دارد.
این پژوهش، با رویکرد آینده پژوهی، به شناسایی مهمترین عوامل مؤثر بر وضعیت آینده توسعه پایدار منظومه روستایی شهربابک و بررسی میزان و چگونگی تاثیرگذاری این عوامل بر یکدیگر می پردازد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش ترکیبی از روش های اسنادی – پیمایشی و از نظر ماهیت، بر اساس روش های جدید علم آینده پژوهی ، تحلیلی و اکتشافی است که با به کارگیری ترکیبی از مدل های کمی و کیفی انجام گرفته است. با توجه به ماهیت پژوهش، از روش تحلیل ساختاری میک مک و تکنیک دلفی بهره گرفته شده است. در این راستا پس از برگزاری جلسات اولیه بحث با بیست نفر از کارشناسان و خبرگان در حیطه برنامه ریزی روستایی و منطقه ای شهرستان شهربابک، به عنوان جامعه آماری پژوهش، پنجاه متغیر اولیه در قالب شش بعد کلی شناسایی گردید. در ادامه، عوامل اولیه در چارچوب ماتریس اثرات متقاطع در نرم افزار آینده نگار میک مک تعریف شد. آنچه از وضعیت صفحه پراکندگی عوامل می توان دریافت الگوی پراکندگی متغیرهای مؤثر حاکی از ناپایداری سیستم است. با توجه به امتیاز بالای تاثیرگذاری مستقیم و غیرمستقیم، 15 عامل کلیدی در توسعه پایدار منظومه شهربابک تاثیرگذارند. فاکتورهای کلیدی مهم در بعد کالبدی؛ فاصله روستا از شهر اصلی، ایجاد زیرساخت ها، توسعه شبکه حمل و نقل ناحیه ای، در بعد مدیریتی؛ افزایش افزایش اعتماد، برنامه باوری و برنامه محوری منظومه ،مسئولیت پذیری، در بعد اقتصادی؛ وضعیت امنیت و ثبات شغلی روستاییان، توسعه گردشگری در منظومه، عوامل تاثیرگذار بر آینده توسعه پایدار منظومه شهربابک هستند.
مهاجرت روزافزون به حاشیه شهرها ، منجر به شکل گیری مناطق حاشیه نشین در شهرهای بزرگ گردیده، لذا مدیران شهری را در یافتن راهکاری جهت سروسامان وضعیت ایجاد شده، مصمم تر می سازد. پژوهش پیش روی با روش توصیفی-تحلیلی در منطقه حاشیه نشین شهرک شهید باهنر مشهد انجام شده است. روش گردآوری اطلاعات به صورت میدانی ( مشاهده و مصاحبه) و پرسشنامه می باشد. پرسشنامه ها به روش ضریب آلفای کرونباخ روایی و پایایی آنها تایید گردیده لذا در بین جامعه آماری که حجم آن 33937 نفر می باشد، بر اساس فرمول کوکران 380 پرسشنامه ، به شیوه تصادفی در میان ساکنین و 30 پرسشنامه در بین کارشناسان حوزه برنامه ریزی شهری توزیع شده است. پس از انجام آزمون آماری t-student فرضیه اول " به نظر می رسد رویکرد مشارکتی و توجه به نیازهای ساکنین در بخش مطالعات شناخت محدوده ی تهیه طرح در شهرک شهید باهنر مشهد پایین تر از حد متوسط می باشد " و فرضیه دوم " به نظر می رسد شکاف عمیق بین مولفه های بررسی شده توسط مشاور و مولفه های مد نظر متخصصین ( صاحب نظران حوزه برنامه ریزی شهری در مناطق حاشیه نشین ) نیز از دلایل عدم تحقق طرح تفصیلی شهرک شهید باهنر مشهد می باشد" مورد تایید قرار گرفت .
امروزه ساخت خانه های دوم در سکونتگاه های روستایی، معماری های متنوعی را در معرض دید روستاییان قرار داده است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی رضایت مندی روستاییان از سبک معماری رایج در احداث خانه های دوم روستایی در شهرستان کلاردشت انجام شده است. پژوهش حاضر، از حیث هدف «کاربردی» و به لحاظ روش و ماهیت «توصیفی - تحلیلی» است. جامعه آماری پژوهش، 9 سکونتگاه روستایی شهرستان کلاردشت می باشد که در آنها ساخت خانه های دوم چشم گیر بوده است. حجم جامعه نمونه 200 خانوار بوده است، که به صورت تصادفی ساده از بین ساکنان روستایی نمونه انتخاب شده اند. با مطالعه شاخص های تحقیق می توان عنوان کرد که در منطقه مورد مطالعه، میانگین شاخص های رضایتمندی، کمتر یا مساوی 3 می باشد که رضایتمندی پایین ساکنین از سبک معماری خانه های دوم را نشان می دهد. همچنین در بررسی میزان رضایت مندی بین روستاهای مورد مطالعه مشخص شد که ساکنین روستای اویجدان (2.53) به دلیل اتکا به درآمد بخش کشاورزی و بافت اجتماعی سنتی، کمترین میزان رضایت و ساکنین روستای عثمان کلا (3.40) به دلیل فقدان ارضای کشاورزی مناسب و نزدیکی به شهر حسن کیف(مرکز شهرستان)، بیشترین رضایتمندی از سبک معماری رایج در احداث خانه های دوم را ابراز داشته اند. در ادامه پژوهش به منظور مقایسه میانگین شاخص های پژوهش در روستاهای نمونه، نتایج آنالیز واریانس یک طرفه، وجود تفاوت معنی دار در روستاهای نمونه را نشان داد. به طوریکه در روستای لش سر و عثمان کلا نسبت به رضایتمندی روستاییان در روستای اویجدان تفاوت معنی دار وجود داشت.
هدف این پژوهش شناسایی و واکاوی الگوهای همدید – پویشی رخداد بارش های اَبَرسنگین فراگیر تابستانه در جنوب شرق ایران است. برای نیل به هدف ذکر شده، داده های بارش 14 ایستگاه همدید و 126 ایستگاه باران سنجی در دوره آماری 26 ساله (2014-1989) مورد بررسی قرار گرفت. در این پژوهش، معیار بارش اَبَرسنگین فراگیر تابستانه، بارشی است که طی 24 ساعت میزان آن صدک 99 و بالاتر و از نظر مکانی 50 درصد و بیشتر از پهنه مورد بررسی را پوشش دهد. با توجه به شرایط مورد نظر 22 روز بارش اَبَرسنگین در جنوب شرق ایران شناسایی گردید. در ادامه به منظور استخراج الگوهای همدید مؤثر در رخداد بارش های اَبَرسنگین داده های 75/0×75/0 درجه شامل فشار تراز دریا؛ ارتفاع ژئوپتانسیل ترازهای 850، 700، 500 و 200 هکتوپاسکال؛ مؤلفه زناری و نصف النهاری شارش باد در ترازهای 850، 700، 500 و 200 هکتوپاسکال و نم ویژه ترازهای 1000، 850، 700 و 500 هکتوپاسکال از مرکز اروپایی پیش بینی های جوّی میان مدت برای هر روز بارشی دریافت و در محیط برنامه GrADS ترسیم گردید. در نهایت، واکاوی نقشه ها ی همدید در ترازهای یادشده نشان داد که سه الگوی همدید شامل؛ الگوهای ناوه، پرارتفاع و کم فشار موسمی نقش اصلی را در رخداد بارش های اَبَرسنگین تابستانه جنوب شرق ایران به عهده دارند. نکته دارای اهمیت در الگوهای شناسایی شده مقدار نم بین 10 تا 20 گرم در کیلوگرم در ترازهای دریا و 850 هکتوپاسکالی است که در صورت مهیایی شرایط فرازش (گرمایی یا پویشی) امکان رخداد بارش های اَبَرسنگین را فراهم می سازد.
در رویکرد توسعه پایدار، برای کنترل رشد افقی شهرها که موجب مشکلات کالبدی و اجتماعی، شکل گیری بافت های فرسوده و عدم تعادل در سیستم خدمات رسانی شهری می شود، بهتر است به جای زیرِ ساخت بردن زمین های حاشیه ای شهرها، اراضی خالی مانده درون شهری، بالاخص بافت های فرسوده توسعه یابند، مشروط به اینکه با افزایش سرانه ی خدمات شهری نیز همراه گردند. پژوهش حاضر ابعاد اجتماعی–اقتصادی توسعه میان افزا و تاثیر آن بر پایداری شهری را مطابق با آموزه هایی که برای بافت تاریخی شهر تهران استخراج شده؛ تحلیل کرده و راهبردها و سیاست هایی برای توسعه میان افزای محله عودلاجان تهران ارائه می کند. با مرور ادبیات این رویکرد در ایران و جهان و بازخوانی مفهوم توسعه مجدد اراضی رها شده و قهوه ای، اهمیت این موضوع در توسعه شهری تبیین شده است، سپس با مستندسازی تجارب داخلی و خارجی و بررسی نقاط ضعف و قوت برنامه های اجرا شده، زمینه ارتقاء دانش نظری در عرصه توسعه درونی و توسعه مجدد این اراضی فراهم آمده تا بتوان سیاست های کارآمدتری را اتخاذ کرد. روش تحقیق، از نوع تحلیلی- تفسیری بر پایه مطالعات و ارزیابی نمونه های موردی است و نتایج آن نشان دهنده اهمیت توسعه مجدد اراضی رها شده درون شهری است که علاوه بر کیفیت-بخشی در عرصه پروژه، در بافت پیرامونی به عنوان محرک برنامه های بازآفرینی شهری عمل می کنند. هدف اصلی این پژوهش شناخت و بررسی پهنه های توسعه میان افزای محله عودلاجان تهران و اولویت ها و ظرفیت های آن و پاسخ به پرسش اصلی تدوین شده است: محله عودلاجان تهران چه فرصت هایی برای توسعه میان افزا دارد؟
This paper seeks to draw scenarios for the future of the Middle East regional system, and considers the actors in the Middle East regional system as: 1. regional powers; 2. failed states in the region; in this paper the three failed states are mentioned: Iraq, Syria and Yemen, 3. active groups inside the failed states, and 4. interventionist powers, such as the United States and Russia, which intervene from an international level in the regional system of the Middle East. In this regard, the constructive variables of the regional system of the Middle East has been studied which include: the problematic, the boundary, the pole, the anarchy, the interaction pattern, the individual and the structure of the international system. The paper argues that every regional system has the problematic and based on the data obtained, the current problematic at the regional level is the existence of the failed states of Yemen, Iraq and Syria. Hence, it is about examining and identifying other variables surrounding the problematic, and ultimately on whether the objectives and actions of the poles of power in the region on the one hand, and the goals and actions of the superpowers on the international level are in line with the resolution of the problematic or conflicting and contradictory to the problematic, provides scenarios for the variables that shape the regional system, and in particular the regional interaction pattern. Based on these scenarios, the future of Iran's foreign policy can be explained.
در طول پیگیری های پایداری زیست محیطی توجه به مسئولیت دولت ها برای کاهش تخریب محیط زیست به طور مداوم کاهش یافته و به جای آن بر رفتارهای محیط زیستی شهروندان تمرکز شده است. این توجه روزافزون به فرد بر نقش کلیدی، که شهروندان در ایجاد و توسعه یک جامعه پایدار دارند، تأکید دارد. تاکنون محققان اشکالی از شهروندی را، که نشان دهنده تلاش برای پایداری زیست محیطی است، ارائه داد ه اند. هدف از این پژوهش نیز استفاده از شاخص های شهر بیوفیلیک برای معرفی یک شیوه جدید از شهروندی زیست محیطی تحت عنوان «شهروند بیوفیلیک» است که در آن رفتارها و فعالیت های بیوفیلیکی شهروندان مناطق 9 و 10 کلان شهر تهران به عنوان نمونه تحقیق می شود. روش پژوهش توصیفی- پیمایشی و از نوع کاربردی است. جامعه آماری ساکنان این دو منطقه و نمونه آماری براساس فرمول کوکران برابر با 350 نفر از ساکنان این دو منطقه است. برای سنجش اعتبار محتوایی پرسش نامه، از اعتبار صوری (مراجعه به متخصصان) استفاده شد و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 824/0 برآورد شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز، علاوه بر آزمون های توصیفی، از آزمون های استنباطی نظیر کولموگروف- اسمیرنوف، Tتک نمونه ای، و طیف نانلی استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون اسمیرنوف حاکی از نرمال بودن آزمون است و نتایج آزمون Tتک نمونه ای نشان می دهد اگرچه هیچ یک از پاسخ دهندگان به گروه و مؤسسه خاصی تعلق ندارند، رفتارها و نگرش های شناسایی شده نشان می دهد رفتارهای شهروندان و میزان اهمیت محیط برای آن ها در وضعیت مطلوبی قرار دارد، اما به دلیل فراهم نبودن شرایط و کمبود زیرساخت های بیوفیلیکی فعالیت ها و آگاهی های بیوفیلیکی شهروندان نامطلوب ارزیابی شده است. زیرا رفتار بیوفیلیکی شهروندان متأثر از محیط محل است و توسعه هنجارها و زیرساخت ها با یک گرایش طرفدارانه زیست محیطی بر ماهیت چندوجهی شهروندی تأثیرگذار خواهد بود.
برای رسیدن به اهدافی همچون زیبایی بصری،هارمونی فضایی،کارکرد مناسب،تأثیر محیطی و روانی مثبت در برنامه ریزی،مستلزم استفاده هماهنگ،منسجم،معنی داروزیبا از عنصررنگ است. نوشتار حاضر سعی درارائه راهکارهایی جهت چگونگی تهیه وتدوین ضوابط هم نشینی رنگ ها باتوجه به اقلیم،فرهنگ وهویت محله ای دارد.در این پژوهش برای دست یافتن به هدف موردنظر با استفاده از روش لنکلوز تجزیه وتحلیل رنگهای موجود انجام و با استفاده از ماتریس کیل هونگ، ضوابط و راهکارهایی به منظور برنامه ریزی در راستای بهره گیری صحیح از رنگ در منظر شهری ارائه شده است.همچنین به منظور روشن تر شدن موضوع و ارائه یک نمونه عملی، محله خلجا به عنوان محدوده مطالعه موردی انتخاب و نقش رنگ در منظر شهری آن تحلیل شده است. روش تحقیق در این مقاله توصیفی- تحلیلی و مطالعات انجام شده به صورت کتابخانه ای- میدانی است.جامعه آماری در این تحقیق شامل 200 نفر از ساکنین و رهگذران محله می باشد. پرسشنامه ای درباره وضعیت کیفیت رنگی محله و استخراج تصاویر ذهنی مردم بین شهروندان توزیع شد. تحلیل حاصل از آن نشان از شناخت ناصحیح عنصر رنگ و ترکیب و نحوه بکارگیری نادرست عناصر رنگی در کنار یکدیگر دارد. محله خلجا به دلیل عدم هارمونی مناسب رنگی،دچار نوعی آلودگی بصری در منظر شهری شده که با انسجام، هماهنگی عملکردی و زیباشناختی میتوان منظر آن را ساماندهی نمود. نتایج پژوهش حاکی از آن است که رنگ های مناسب،باتوجه به شرایط اقلیمی مکان، استانداردهای بین المللی و ویژگیهای فرهنگی،تاریخی،بومی و کاربریهای غالب هر محله باید تعریف شود تا تصویر ذهنی ماندگاری بجا گذارد.
یکی از راهه ای مهم شناخت وضعیت مسکن، مطالعه و آگاهی از رضایتمندی ساکنین روستایی از کیفیت محیط در بافت های مختلف روستا با توجه به شرایط اقتصادی، اجتماعی و کالبدی آن است. هدف از پژوهش حاضر بررسی میزان رضایتمندی روستاییان ازمسکن وارتباط آن باپایداری سکونتگاه های روستایی در شهرستان برخوار می باشد. نوع مطالعه توصیفی- تحلیلی و به لحاظ هدف کاربردی می باشد. جامعه آماري مورد پژوهش در اين تحقيق شامل جمعیت خانوار 7 روستای دارای جمعیت شهرستان برخوار به تعداد 1767 نفر می باشد. تعداد نمونه برابر 316 نفر بر اساس فرمول کوکران تعیین شدند و این 316 نفر بر حسب میزان جمعیت خانوار بین روستاها توزیع شد. داده ها بر اساس پرسشنامه در دو بخش رضایتمندی از مسکن با 15 سوال و پایداری سکونتگاه های روستایی (اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی و محیطی) با 35 سوال گردآوری شد. داده های گردآوری شده با نرم افزار SPSS22 و آزمون تی تست و رگرسیون جهت مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج بیانگر آن بود که بر مبنای آزمون رگرسیون به طور کلی رضایتمندی روستاییان از مسکن بر پایداری سکونتگاه های روستایی، رضایتمندی روستاییان از مسکن بر پایداری اقتصادی سکونتگاه های روستایی، رضایتمندی روستاییان از مسکن بر پایداری اجتماعی-فرهنگی و رضایتمندی روستاییان از مسکن بر پایداری محیطی تاثیرگذار بوده است. همچنین بر اساس آزمون تی تست رضایتمندی روستائیان از مسکن روستایی در وضعیت مطلوب قرار ندارد که با توجه به مقدار معناداری نامناسب آن می تواند دریافت که از دیدگاه سؤال شوندگان به شاخص رضایتمندی روستائیان از مسکن روستایی توجه کافی صورت نگرفته است.
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل علی روابط ادراک از حمایت اجتماعی و مسئولیت پذیری محیط زیستی با توجه به نقش واسطه ای سرمایه های روان شناختی در میان دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهرستان لارستان به روش تحلیل مسیر انجام شد. روش: برای این منظور 341 نفر (181 نفر دختر و 160 نفر پسر) از دانش آموزان مقطع متوسطه دوم به روش نمونه گیری طبقه ای نسبی انتخاب و به پرسش نامه ای خود گزارشی متشکل از مقیاس های حمایت اجتماعی واکس (1999)، سرمایه های روان شناختی لوتانز (2007)، مسئولیت پذیری محیط زیستی هوی سائوس (2005) پاسخ دادند. جهت اطمینان از پایایی خرده مقیاس ها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید. به طورکلی نتایج پژوهش نشان داد که حمایت اجتماعی (حمایت خانواده، معلمان، همسالان) از طریق واسطه گری سرمایه های روان شناختی (تاب آوری، امیدواری، خودکارآمدی، خوش بینی) بر مسئولیت پذیری محیط زیستی دارای اثر غیرمستقیم و مثبت می باشد. از میان مؤلفه های سرمایه روان شناختی، خوش بینی و امیدواری دارای بیشترین اثر مستقیم بر مسئولیت پذیری محیط زیستی می باشد. در بین ابعاد حمایت اجتماعی، حمایت خانواده بیشترین اثر غیرمستقیم را بر مسئولیت پذیری محیط زیستی دارد.
رویکرد معیشت پایدار یکی از رویکردهای نوین در زمینه توسعه روستایی است که با توجه به ناکارآمدی رویکردهای کلاسیک به منظور توسعه روستایی و کاهش فقر جامعه روستایی مطرح شده است. از جمله راهبردهای معیشتی، گردشگری روستایی و نمود آن ساخت خانه های دوم برای گردشگری در این نواحی می باشد. با توجه به اینکه خانه های دوم خود جنبه کالبدی داشته و به صورت فیزیکی بر روستا تاثیر می گذارند لذا منظره آن ها در نواحی روستایی در نخستین نگاه، توجه انسان را به خود جلب می کند. هدف کلی پژوهش حاضر بررسی نقش خانه های دوم در توسعه کالبدی - فضایی سکونتگاه های روستایی بر مبنای رویکرد معیشت پایدار در نواحی روستایی کوهستانی دهستان استرآباد شهرستان علی آباد کتول می باشد. تحقیق حاضر از نوع کاربردی بوده و بدین منظور برای دستیابی به اهداف پژوهش از دو روش کتابخانه ای و میدانی استفاده گردید. جامعه آماری شامل 6 روستا با جمعیت 815 خانوار که در قالب 158 پرسشنامه مورد مطالعه و سنجش قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گرفته است. بر اساس فرضیات این پژوهش در قالب مولفه های کالبدی - زیست محیطی، آزمون های ناپارامتریک کروسکال والیس، فریدمن، مان وایتنی، فای/کرامر و آزمون پارامتریک f مستقل انجام گرفت که نتایج حاصل از آزمون ها، بیانگر آن است که آثار کالبدی - فیزیکی خانه های دوم در نواحی روستایی از دید جامعه محلی مثبت و مناسب است. همچنین میل به مشارکت در میان روستاییان در حد مطلوبی است. از طرفی دیگر گسترش گردشگری، زمینه های آسیب پذیری جدیدی هم در روستاها ایجاد نموده است که مهم ترین آنها تضاد و ناهمگونی در بافت قدیمی روستا و بافت جدید خانه های دوم، افزایش میزان ساخت و سازهای کنترل نشده و بی رویه در سطح روستاهای گردشگرپذیر منطقه و تخریب محیط طبیعی و حرکت به سمت شهری شدن چشم انداز روستایی به ویژه در ساخت و ساز خانه های دوم می باشد.
کاهش منابع آب در طی سال های اخیر به صورت تهدیدی جدی برای تاک داران مطرح شده است. این مقاله با هدف بررسی نقش کاهش منابع بر فرایند تولید و عملکرد انگور در استفاده بهینه از آب انجام گرفته است. جامعه، آماری شامل کارشناسان، متخصصان جهاد کشاورزی و باغداران منطقه، که در حدود 20000نفر گزارش شده است. N=20000i ) ). حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران n=243 برآورد شد. میزان پایایی پرسش نامه ها به کمک ضریب آلفای کرونباخ سنجیده شده است. در ادامه بر اساس روش تحلیل عاملی به بررسی متغیرهای مورد اشاره در مقاله و ارتباط آنها در زمینه کاهش منابع آب بر راندمان محصول پرداخته شد. در این پژوهش، پنج عامل « کاهش دبی چاه های سنتی و افزایش دوره، آبرسانی به گیاه به بیش از یک ماه تا 45روز، کاهش کیفیت آب چاه ها به دلیل افت شدید سطح آب های زیر زمینی، افزایش دما و تبخیرآب پس از تشکیل گل دهی به ویژه در تابستان ها، دیدگاه سنتی و نادرست کشاورزان در مورد میزان آب مورد نیاز گیاه و نهایتا بروز تنش خشکی و شوری در مراحل حساسی از رشد گیاه به عنوان عوامل برتر در تحلیل عاملی به دست آمدند. تحلیل عاملی یافته ها نشان داد که پنج مولفه فوق در کل 415/64 درصد، از واریانس کاهش منابع آب در تولید انگور را تبیین کرده اند. با توجه به وضعیت آبیاری باغات منطقه مورد مطالعه که عمدتا از طریق غرقابی و بدون توجه به نیاز واقعی تاک، انجام می گیرد، با اصلاح روش مزبور، می توان آب مصرفی را به حدود نصف کاهش داد. تاک داران، معمولا با کاهش تعداد دفعات آبیاری با مشکل کم آبی، مبارزه می کنند.