ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰٬۴۴۱ تا ۳۰٬۴۶۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۳۰۴۴۱.

پایش تغییرات کاربری اراضی و تأثیر آن بر روند تخریب زمین و بیابان زایی با استفاده از تصاویر ماهواره ای لندست (مطالعه ی موردی: شرق ایران، دریاچه ی هامون)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۲۳۱
امروزه فنّاوری های سنجش ازدور و سامانه ی اطلاعات جغرافیایی به عنوان دو عنصر اصلی در پایش کاربری اراضی و تغییرات پوشش گیاهی مورد استفاده قرار می گیرد. به کارگیری این روش به عنوان یکی از منابع مهم دریافت اطلاعات مربوط به تغییرات سطح زمین، نقش مهمی را در مدیریت زیست بوم ها ایفا می کند. تحقیق حاضر باهدف بررسی روند تغییرات کاربری اراضی، پویایی پوشش گیاهی و گرایش زیست بوم تالاب های هامون هیرمند و هامون صابری در یک دوره ی هفت ساله صورت گرفته است. بدین منظور از تصاویر ماهواره ای لندست 7 در سال 2006 میلادی و لندست 8 در سال 2013 میلادی و در ماه آوریل استفاده شده است. پس از انجام تصحیحات لازم، با استفاده از روش طبقه بندی نظارت نشده و با تکیه بر خصوصیات طیفی پدیده ها در باندهای مختلف نقشه ی کاربری اراضی منطقه ی تهیه شد. به منظور بررسی درصد تغییرات کاربری اراضی، هر کدام از کاربری های به دست آمده در سال 2006 به طور جداگانه بر روی نتایج طبقه بندی سال 2013 قرار داده شد و مقدار تغییرات هر کلاس در دوره ی موردنظر به دست آمد. صحت روش به کار گرفته شده با تکیه بر پژوهش های میدانی انجام شده در سال 2010 میلادی که شاخص تعدیل کننده ی خاک (SAVI) را به عنوان شاخصی با بالاترین ضریب همبستگی با ویژگی های منطقه ی معرفی می کند، مورد بازبینی قرار گرفت. نتایج بیانگر این است که استفاده از خصوصیات طیفی پدیده ها در این نوع طبقه بندی صحت قابل اعتمادی را ارائه می دهد. با توجه به نتایج به دست آمده، کلاس های پوشش گیاهی و آب کاهش چشم گیری را در دوره ی موردمطالعه داشتند و بر مساحت کلاس اراضی بایر افزوده شده است که نشان از گرایش منطقه ی موردمطالعه به سمت بیابانی شدن دارد. سیر قهقرایی زیست بوم هامون سبب چالش های زیست محیطی متعددی من جمله آلودگی ناشی از گردوغبار، از دست رفتن مشاغل وابسته به دریاچه هم چون ماهیگیری و دامداری و نیز افزایش مهاجرت از این منطقه ی شده است.
۳۰۴۴۲.

مطالعه شرایط آب و هوایی مؤثر بر گردشگری استان خوزستان با استفاده از شاخص اقلیم گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۴ تعداد دانلود : ۲۳۴
امروزه مطالعات بیوکلیماتیک انسانی پایه و اساس بسیاری از برنامه ریزی های عمران ناحیه ای، بویژه در زمینه مسائل شهری و سکونتگاهی، معماری و گردشگری است. این پژوهش با استفاده از شاخص اقلیم گردشگری (TCI)، عناصر اقلیمی مؤثر بر فعالیتهای گردشگری در استان خوزستان را مورد ارزیابی قرار می دهد. پژوهش حاضر از جمله پژوهش های کاربردی است که با روش توصیفی- تحلیلی انجام می شود، در این تحقیق از داده های 12 ایستگاه سینوپتیک استان خوزستان طی دوره آماری 1993-2012 استفاده شده است. سپس نتایج حاصل وارد محیط GIS شد و پهنه بندی اقلیم گردشگری برای استان به صورت فصلی انجام شد و در نهایت تقویم گردشگری برای استان استخراج گردید. در پژوهش حاضر نتایج بدست آمده نشان می دهد که پتانسیل های اقلیمی خوزستان برای گردشگران در ماه های سرد سال بسیار مطلوبتراست و با نزدیک شدن به فصول گرم، شرایط نامطلوب می شود و عدم آسایش مشاهده می شود. به عبارتی، بهترین شرایط بیوکلیمایی برای گردشگران در این استان فصل زمستان و پاییز است و فصل های گرم سال به علت تغییرات بالای دما و رطوبت نسبی نامطلوب هستند و شرایط آسایش اقلیمی مشاهده نمی گردد. در فصل بهار با ایجاد هتل ها، متل ها و کمپ های همساز با اقلیم می توان شرایط میکروکلیمایی را بوجود آورد، تا گردشگران احساس آرامش داشته باشند، اما در فصل تابستان به علت تغییرات شدید اقلیمی با رکود گردشگری و شرایط نامساعد آسایش اقلیمی روبرو می باشد.    
۳۰۴۴۳.

شناسایی ظرفیت های ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی روستاهای هدف گردشگری شهرستان نمین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۲ تعداد دانلود : ۱۵۴
زمینه و هدف: ژئوتوریسم به عنوان یکی از شاخه های نوین و در حال توسعه گردشگری، به بررسی و استفاده از ویژگی های زمین شناسی و ژئومورفولوژیکی مناطق طبیعی می پردازد تا بتواند گردشگران را به سمت خود جذب کند. روستاهای هدف گردشگری به دلیل داشتن مناظر طبیعی زیبا، ویژگی های جغرافیایی خاص، و فرهنگ غنی، می توانند به عنوان مقاصد جذاب برای گردشگران داخلی و خارجی شناخته شوند. هدف از پژوهش حاضر شناسایی ظرفیت های ژئوتوریستی و ژئومورفولوژی روستاهای هدف گردشگری شهرستان نمین در سطح استان اردبیل است.روش شناسی: روش پژوهش حاضر استفاده از مدل جدید کمی کوبالیکوا و فیولت (پارک ملی) است. در روش کوبالیکوا که بیش تر بر معیارهای علمی، آموزشی، اقتصادی، حفاظتی و افزوده تأکید دارد و با مقایسه زیرمعیارها به ارزیابی مناطق مورد مطالعه میپردازد. در مدل پارک ملی مناطق ژئوتوریستی را بر اساس چهار معیار منشأ شکل گیری، پراکندگی جغرافیایی، گردشگری و وضعیت دسترسی موردبررسی قرار می دهد. روستاهای هدف گردشگری در این پژوهش، عنبران، گلشن و سوها در شهرستان نمین است.نتایج و یافته ها: نتایج حاصله از ارزیابی مدل ژئوتوریستی کوبالیکوا نشان داد که روستایی هدف گردشگری عنبران با کسب امتیاز مقدار 25/10 بیش ترین امتیاز را در بین مناطق مورد بررسی به خود اختصاص داده است و در رده دوم و سوم نیز به ترتیب سوها و گلشن با امتیازات 5/9 و 25/8 قرار دارند که این نشان از آن دارد که روستایی عنبران پتانسیل بالای برای شناساندن شهرستان نمین در سطح ملی و بین المللی دارد. نتایج حاصله از مدل پارک ملی نیز نشان داد که منطقه عنبران با کسب بیشترین امتیاز با مقدار 25/11 نسبت به مناطق مورد بررسی دیگر قابلیت مناسب دارد. بر اساس نتایج در این مدل نیز نرخ مدیرتی و گردشگری عنبران بسیار عالی برآورد شد. بنابراین نتیجه گیری می گردد روستای عنبران یک روستایی تاریخی، فرهنگی، اقتصادی و در نهایت ژئوتوریستی است که می تواند در سطح ملی و بین المللی شناخته شود. درنهایت پیشنهاد می گردد در مطالعات کاربردی آتی برای ارزیابی بهتر از سایر مدل های ارزیابی و تلفیق عوامل طبیعی و انسانی نیز استفاده گردد.
۳۰۴۴۴.

بررسی تطبیقی معماری اماکن مذهبی و شهرسازی دوره بیزانس در ترکیه با دوره سلجوقی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۴ تعداد دانلود : ۲۶۱
همزمانی دوره های تاریخی از یک طرف و مناسبات بین فرهنگی در هر دوره تاریخی، باعث تاثیر و تاثرات فرهنگی و هنری و بالاخص در حوزه معماری می شود که بازنمودهای ویژه ای در هر مقطع زمانی داشته است. این امر در مقایسه تطبیقی دوره بیزانس در ترکیه و دوره سلجوقی ایران دارای اهمیت بیشتری است که دلیل آن را می توان در غنای معماری و شهرسازی دوره سلجوقی جستجو کرد. در این مقاله با روش تحلیلی و مقایسه ای به بررسی تطبیقی معماری دوره بیزانس با دوره سلجوقی در ایران پرداخته شود. در این مقاله در یک دیدگاه تطبیقی مقایسه ای بین معماری ابنیه دوره سلجوقی و بیزانس ترکیه صورت گرفته و نتایجی چند در این رابطه مورد اشاره قرار می گیرد. در پایان به نتایج تحقیق در قالب بیان تفاوتها و شباهتهای احتمالی و تاثیر و تاثر این دوره های زمانی اشاره شده است.
۳۰۴۴۵.

تحلیل و اولویت بندی امنیت محیطی فضاهای شهر زابل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۲۰۵
پژوهش حاضر با هدف اولویّت بندی و تعیین راهبردهای امنیّت محیطی فضاهای شهر زابل با استفاده از مدل "فرآیند تحلیل شبکه" (ANP) تدوین شده است. روش تحقیق به کار گرفته شده، توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعات اسنادی و بررسی های میدانی می-باشد. محدوده مورد مطالعه شامل پنج فضای شهری در شش محلّه شهر زابل است. مهم ترین مسایل مرتبط با شاخص های کالبدی و کارکردی فضاهای شهر مطابق شاخص ها و تئوری پیش گیری از جرم از طریق طراحی محیط CPTED از طریق بررسی های پیماشی در شهر زابل استخراج گردید. مدل ANP مبتنی بر امنیّت محیطی فضاهای شهر زابل شامل 3 خوشه (معیار/گروه) و 15 گزینه (نود/زیرگروه) با استفاده از نرم افزار Super Decisions تولید شد. نتایج نشان می دهد؛ بیشترین و بالاترین اولویّت جهت توجّه به مسایل امنیّت محیطی فضاهای شهر زابل مربوط به نودهای "کارکرد فرهنگی-اجتماعی" (با امتیاز نرمال شده 0.539 در خوشه شاخص عملکردی/کارکردی مؤثّر بر امنیّت فضاهای شهری)، "فشردگی بافت" با امتیاز نرمال شده 0.353 در خوشه شاخص مکانی/کالبدی و گزینه "بازار مرکزی شهر" با امتیاز نرمال شده 0.349 در خوشه فضاهای عمومی شهر در خوشه های پانزده گانه دارای رتبه و امتیاز بیشتری نسبت به سایر گزینه ها در هر خوشه است. در این راستا، اولویّت های توسعه فضاهای شهری برای هر کدام از محدوده های مورد بررسی تعیین گردید.
۳۰۴۴۶.

تحلیل اثرات مشارکت مردمی و توسعه شهری بانه (مطالعه موردی شهر بانه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۴ تعداد دانلود : ۲۲۳
زمینه و هدف: حضور در محیط های اجتماعی و مشارکت شهروندان در شهرها، یکی از عوامل اصلی دستیابی به رشد اجتماعی در شهرها و در نهایت رسیدن به توسعه پایدار شهری می باشد. امروزه سیاست گذاران و مدیران شهری، جذب حداکثری مشارکت مردم را یکی از استراتژی های مدیریت خوب شهری برمی شمرند. با وجود تمامی تلاش های انجام گرفته در ایران، تاکنون فرآیند مشارکت به عنوان یک فرهنگ عمومی در اندیشه و عمل شهروندان، دارای جایگاه مناسبی نبوده است. با توجه به اهمیت و نقش مشارکت در توسعه شهری در این تحقیق با هدف بررسی رابطه بین دو شاخص مذکور، در پی تبیین و ارزیابی دو شاخص مشارکت و توسعه شهری از دیدگاه شهروندان در شهر بانه و بررسی رابطه مشارکت و توسعه کالبدی، اجتماعی-فرهنگی و اقتصادی بوده است. روش بررسی: روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و با استفاده از ابزار مشاهده میدانی و پرسشنامه نظرات شهروندان گردآوری و در محیط نرم افزار spss با آزمون های مختلف توصیفی و استنباطی ازجمله آزمون همبستگی پیرسون مورد تحقیق قرار گرفته است. یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نحقیق نشان داده است که ارزیابی شهروندان از دو شاخص مشارکت و توسعه شهری در سطح قابل قبولی نمی باشد. همچنین نتایج همبستگی دو شاخص مذکور نشان داد که رابطه معناداری در سطح 95 درصد بین دو شاخص مشارکت مردمی و توسعه شهری در تمامی زیرشاخص های مربوط به توسعه در شهر بانه وجود دارد.
۳۰۴۴۷.

بررسی پهنه های متاثر از سیل خوزستان در بازه زمانی 16 اسفند 1397 تا 4 اردیبهشت 1398 با استفاده از شاخص های NDVI، NDBaI و NDWI و تحلیل روند تخریب تالاب هورالعظیم از سال 2000 تا 2022 با بهره گیری از مدل جنگل تصادفی (RTC)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۶ تعداد دانلود : ۲۴۸
پهنه آبی تالاب هورالعظیم یکی از منابع آبی مرزی ایران و عراق است که در سالهای اخیر شاهد وقوع سیل های شدید و کاهش شدید سطح آب بوده و بحران های زیست محیطی را به شکل خشکسالی، نابودی مزارع و طوفان های گرد و غبار تجربه کرده است. در این تحقیق برای بررسی روند تغییرات تالاب هورالعظیم در سال 2000 تا 2023 از الگوریتم جنگل تصادفی استفاده شده و در کنار آن برای بررسی گسترش پهنه های آبی ناشی از سیل فروردین 1398 از شاخص های طیفی NDWI، NDVI و NDBaI در بازه زمانی 7 مارس، 8 آوریل و 24 آوریل 2019 بهره گرفته شد. با کاهش سطح تالاب، دمای 77 درجه سانتیگراد در ماه می 2023 در برخی نقاط شمال شرق تالاب به ثبت رسید. شاخص LST با شاخص NDBaI بیشترین همبستگی مثبت را به میزان 72/0 در 7 مارس 2019 نشان داده و بیشترین همبستگی منفی بین شاخص NDVI و LST به میزان 73/0- در سال 2000 به دست آمد. سطح تالاب هورالعظیم در سال 2000 معادل 256 کیلومتر مربع بوده و این میزان در سال 2023 به 780 کیلومتر مربع افزایش یافت. با این وجود در زمان وقوع سیل فروردین 1398 در بیشترین شدت سیل، سطح آب تالاب به همراه آب خروجی رودخانه کرخه به 3200 کیلومتر مربع افزایش یافته است. در زمان وقوع سیل، پوشش گیاهی کمترین میزان خود را تجربه کرده و بیشترین مساحت که به میزان 11843 کیلومتر مربع اختصاص به زمین های بایر داشته است. نتایج نشان می دهد که مدل جنگل تصادفی با دقت بالایی انواع مختلف کاربری ها را تشخیص داده است.
۳۰۴۴۸.

بررسی توسعه فضای شهری در راستای مواجهه با مخاطرات محیطی (مطالعه موردی: شهرستان نور)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۴ تعداد دانلود : ۲۵۰
امروزه سکونتگاه های انسانی، در نقاط مختلف دنیا به دلایل متعدد در معرض آسیب ناشی از مخاطرات طبیعی قرار دارند. این مخاطرات که آسیب های جانی و مالی فراوانی را با خود به همراه دارند نیازمند اقدامات پیشگیرانه می باشند. هدف از پژوهش حاضر نیز بررسی توسعه فضای شهری در راستای مواجهه با مخاطرات محیطی در شهرستان نور می باشد. روش انجام این تحقیق نیز توصیفی می باشد. جمع آوری داده ها با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و اسنادی و پرسشنامه ای می باشد.جهت تحلیل پرسشنامه ها از روش ANP و روش منطق فازی به ارزش گذاری هریک از معیارها و تعیین ضرایب اهمیت آنها پرداخته شود و براساس نتایج آن، ارزیابی فضایی با استفاده از نرم افزار ArcGis صورت گرفت و پهنه های مخاطره مشخص گردید. با توجه به نتایج پهنه بندی پتانسیل خطر، نواحی شمالی و جنوبی شهرستان،دارای بیشترین پتانسیل مخاطرات می باشد. جهت پیش بینی میزان توسعه مناطق مسکونی نیز از مدل ترکیبی زنجیره مارکوف و اتوماتوی سلولی استفاده گردید. نتایج نشان داد که گسترش مداوم مناطق ساخته شده در دهه های گذشته باعث تغییرات سریع کاربری زمین شده و مناطق ساخته شده این شهرستان از 43/2% کل مساحت در سال 2010 به 68/3% در سال 2019 افزایش یافته است. نتایج همچنین نشان داد که بدون توجه به مخاطرات طبیعی، مناطق ساخته شده افزایش خواهند یافت و در نتیجه شهرنشینی، مناطق ساخته شده بیشتر به سمت اراضی پر خطر سوق پیدا خواهند کرد. با این حال اگر سیاست های توسعه پایدار به طور کامل اجرا شوند، شهرها و مناطق ساخته شده قادر خواهند بود فضاهای توسعه خود را به خاطر منافع خود شهر و ساکنان آن از مناطق پرخطر حفظ کند.
۳۰۴۵۰.

تئوری و مدل های نمادین تعیین مکان مرکزی و حوزه نفوذ(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۲۶۹
در کشورهای در حال توسعه، روستاها عموماً از یک عقب ماندگی مضاعف رنج می برند، و امکان دادن خدمات برای تمام روستاها با مشکلات عدیده ای روبرو است، لذا مکان های مرکزی برای خدمات رسانی از اهمیت خاصی برخوردارند. در این مقاله روش های تعیین مکان هندسی مطلوب برای مکان های مرکزی مورد بحث قرار گرفته و مدل خاصی برای این منظور ارائه شده است . از طرف دیگر حوزه نفوذ محلی که مخصوص هر سکونتگاه محسوب می شود و نقطه صفر کشش و یا انتشار که در آن نقطه توان نفوذ به صفر تقلیل می یابد و همچنین حوزه نفوذ فرامحلی که از برآیند حوزه های نفوذ حاصل می گردد از روش هایی است که به وسیله مدل های خاص خود ارائه گردیده و در نهایت لکه حوزه نفوذ در یک منظومه روستایی یا یک مکان مرکزی نتیجه و ره آورد این مقاله به حساب می آید.
۳۰۴۵۱.

تحول در کارکرد مرز سیاسی و تاثیر آن بر فضای کالبدی استان گیلان (شهرستان آستارا) طی دو دهه گذشته(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۴ تعداد دانلود : ۳۸۹
مرزهای شمالی ایران در مورخه ی 26/11/1368 براساس تفاهم صورت گرفته مابین جمهوری اسلامی ایران و اتحاد جماهیر شوروی بازگشایی و آمد و رفت اتباع دو کشوری پس از سال ها از سرگرفته شد. مرز آستارا در استان گیلان از جمله ی این نقاط مرزی بود که به دنبال فروپاشی شوروی و استقلال جمهوری آذربایجان بازگشایی و آمد و رفت اتباع دو کشور و صادرات و واردات کالا رونق گرفت. مقاله ی حاضر در صدد است تا نشان دهد طی دو دهه، تحول کارکرد مرز سیاسی چه تاثیری بر فضای کالبدی شهرستان آستارا داشته است. روش تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی بوده و اطلاعات به روش کتابخانه ای و میدانی (مشاهده) گردآوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج به دست آمده نشان می دهد از زمان بازگشایی مرز سیاسی؛ مبادلات مرزی، آمد و رفت اتباع دو کشور، ترانزیت کالا و تجارت چمدانی، احداث اماکن خدماتی و تجاری نظیر هتل و پاساژ، توسعه ی زیر ساخت ها نظیر  شبکه های ارتباطی موجبات دگرگونی در فضای کالبدی شهرستان آستارا شده و در صورت به بهره رسیدن برخی از طرح ها و پروژه های در حال اجرا و در دست مطالعه نظیر بندر چند منظوره، راه آهن قزوین- رشت- آستارا و... شاهد یک جهش اقتصادی دراین شهرستان و منطقه خواهیم بود.
۳۰۴۵۲.

عوامل مؤثر بر خلق ارزش جهت تعیین نقش و عملکردهای محرک توسعه در بافت های تاریخی با تأکید بر بازآفرینی شهری موردمطالعه: محدوده تاریخی منطقه 11 شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۴ تعداد دانلود : ۲۳۷
از زمانی که توجه متخصصان و مدیران شهری به سمت حفظ و احیای بافت های مرکزی و تاریخی شهرها منعطف گردیده، نظریات و رویکردهای متعددی در این راستا، تبیین شده است. از مهم ترین این رویکردها که امروزه در اقصی نقاط جهان مورد استفاده قرار می گیرد، بازآفرینی شهری است. در مورد بازآفرینی شهری و نحوه تحقق آن نیز پژوهش های متعددی صورت گرفته است، اما به نظر می رسد یکی از مهم ترین مسائل در رابطه با احیای بافت های تاریخی این است که شاید تنها قدمت یک بافت به عنوان محرک توسعه برای بازآفرینی کافی نبوده و خلق ارزش جهت ایجاد نقش های مکمل برای این بافت ها از طریق سایر پتانسیل های موجود و مزیت های مکانی محدوده باید مدنظر قرار گیرد. لذا این پژوهش، به دنبال پاسخ این سؤال است که، در کنار تاریخی بودن محدوده موردمطالعه (منطقه 11 شهرداری تهران) برای نقش دهی مکانی چه ارزش های نهفته ای در بافت وجود دارد. بدین منظور این تحقیق پس از معرفی رویکردهای بازآفرینی، سعی در تلفیق اصول بازآفرینی با مؤلفه های خلق ارزش در بافت شهری در قالب چارچوب نظری تحقیق داشته و سپس توسط پرسشنامه های تکمیلی از ساکنان و متصرفان فضا، نسبت به ارزیابی مدل نظری خلق ارزش در سطح محدوده بافت تاریخی منطقه 11 اقدام شده است. نتایج به دست آمده با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی، حاکی از وجود پتانسیل های کالبدی و عملکردی در راستای خلق ارزش در محدوده موردمطالعه است. همچنین، نتایج تحلیل معادلات ساختاری در مورد شاخص های خلق ارزش افزوده در بافت تاریخی منطقه 11 نشان دهنده تأثیر قوی و معنادار ابعاد عملکردی و کالبدی به عنوان ابزارهای تأثیرگذار در ایجاد ارزش افزوده در بافت می باشد. در سنجه های بعد عملکردی بار عاملی شاخص تمرکز و تقویت نقش مرکزیت سیاسی پایتخت در محدوده و در بعد کالبدی بار عاملی ایجاد مسیرهای گردشگری جذاب به علت وجود اماکن تاریخی، جهت سیاست گذاری های شهری آتی قابل توجه است.
۳۰۴۵۳.

بررسی تحلیلی پیرامون بحران معماری و شهرسازی و پدیده شناسی گونه های خانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۲۲۳
توسعه پایدار، معماری سبز، هویت اسلامی- ایرانی و معماری همسان با اقلیم ترکیب بندی جملاتی هستند که امروزه در هر شهری از ایران بر روی بیلبوردهای تبلیغاتی در مورد همایش ها و یا طراحی بافت و ساختمان خودنمایی می کنند. جالب این جاست که هر شهروندی بی دیدگاه مسلح به اندیشه و فلسفه معماری اوضاع نابسامان و آشفته ساختمان ها و نحوه ساخت آن ها را با پوست و گوشت خود درک می کند و شاید از خود بپرسد ریشه این تناقض ها در کجاست؟ چه اندیشه هایی پشت این بناها پنهان شده اند؟ آیا ادامه معماری گذشته و یا فرم های مدرن شده ی آن ها و روش آموزش های آکادمیک این شهرها را شکل داده اند؟ آیا معماران هنوز از ابزارهایی که شالوده معماری هستند مانند: نور، صدا، دسترسی، جهت ها، حد و مرزها و غیره در طراحی فضا کمک می گیرند؟ محور اصلی این پژوهش به نحوه پیدایش و علل توسعه معماری بر اساس کمیت هایی مانند ابعاد و اندازه، مصالح صنعتی و به صورت کلی قالب شدن ریاضی و فیزیک در ساخت فضا، به جای استفاده از کیفیت هایی که رابطه ی فضا با تن، نحوه زندگی و فرهنگ های انسانی را ارج می نهد می پردازد. برای این مهم، اشاره ای به پیشرفت های علوم در قرن 17 و برتری اندیشه های دکارت در فضا خواهد شد و با نقد ذهنیت مهندسی به بحران علم اروپایی و چالش های پیش روی آن و همچنین یافتن راه حل هایی مانند پدیده شناسی نو برای رویارویی با این بحران پرداخته می شود. پیگیری این اندیشه ها و تاثیرات آن ها در ایران و نحوه مهندسی شدن معماری ایران، توضیحات و نمونه هایی آورده خواهد شد. در این تحقیق از روش های کیفی به منظور شناخت و تحلیل این تاثیرات با مقایسه عملکردهای مختلف ساختمان های مسکونی از دوره قاجار، پهلوی اول و در پهلوی دوم از مجتمع مسکونی نارمک به عنوان نماینده از معماری مهندسی استفاده خواهد شد تا روند این دگرگونی ها مورد ارزیابی قرار گیرد.
۳۰۴۵۴.

Determinants of Entrepreneurial Orientation of Rural Women Who Are Members of Microcredit Funds, Case Study: Western Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۰ تعداد دانلود : ۲۱۴
Purpose- Existing literature shows that women, especially rural women, play a prominent role in the development of small and medium-sized businesses; however, few studies have explored factors affecting the perceptions and entrepreneurial tendencies of rural women in developing countries, especially in Iran. The present study was conducted to investigate the determinants of entrepreneurial tendencies of rural women, who are members of microcredit funds, in western Iran (Kermanshah province).Design/methodology/approach- This is an applied study of a correlational-descriptive nature with a quantitative approach that uses a survey method for data collection. The study population consists of all female members of microcredit funds in Kermanshah city (n = 626 people). Using Bartlett et al.'s table, 201 people were chosen as the research sample using a stratified random sampling method. They were selected by proportional assignment. The main data collection instrument was a questionnaire whose validity and reliability were confirmed using content validity, convergent validity, combined reliability and Cronbach's alpha. Data analysis was conducted using SPSS and Smart PLS software.Findings- According to the results, the latent variables of social capital, recognition of opportunities and entrepreneurial skills had a positive and significant effect on the entrepreneurial tendency of rural women who are members of the microcredit fund; however, the positive and significant effect of entrepreneurial education on the entrepreneurial tendency of rural women was not confirmed. In addition, the findings showed that social capital has a positive and significant effect on entrepreneurial tendency through opportunity recognition.Originality/value- The findings of this research have theoretical and practical implications for the development of entrepreneurship among rural women. That is while enriching literature on the subject, it helps policy makers focus on communication and social interactions, strengthen entrepreneurial skills and introduce entrepreneurial opportunities to develop entrepreneurship among rural women.
۳۰۴۵۵.

تحلیل حکمروایی شهری با تأکید بر اهداف جمعیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۱۷۵
یکی از چالش های اساسی هزاره سوم که بسیاری از جوامع را درگیر ساخته و کشور ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست، مسئله جمعیت، سیاست های جوانی جمعیت و به طور کلی اهداف جمعیتی است که نیل به راه های حل آن در گرو مجموعه اقداماتی است و به نظر می رسد الگوی حکمروایی شهری نقشی بی بدیل در آن ایفا می کند. بر همین اساس، این پژوهش با هدف بررسی الگوی حکمروایی توسعه شهری و تاثیر آن بر اهداف جمعیتی درصدد شناسایی الگوهای مطلوب و نامطلوب است. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی و ماهیت آن کاربردی است و داده ها و اطلاعات به شیوه کتابحانه ای و میدانی گردآوری شده است. نتایج پژوهش با استفاده از آزمون t-test تک نمونه ای مستقل و بر پایه نظرات کارشناسانی که به صورت غیرتصادفی - هدفمند انتخاب شده اند، نشان می دهد که توسعه مالکانه، افقی، متصل، بزرگ مقیاس و غیرمتراکم به عنوان الگوی حکمروایی توسعه شهری مطلوب با توجه به اهداف جمعیتی شناسایی می شوند که بالاترین مطلوبیت مربوط به شاخص توسعه بزرگ مقیاس با میانگین 37/4 است. الگوهایی نظیر توسعه غیرمالکانه با میانگین 80/1 و توسعه کوچک مقیاس با میانگین 92/1 نیز نامطلوب ترین الگوهای حکمروایی توسعه شهری محسوب می شوند. در نهایت پیشنهاداتی همچون بازنگری در طرح های آمایشی، جامع، تفصیلی و هادی با توجه به رویکردهای جمعیتی کشور به خصوص قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت و سیاست های کلی جمعیت مطرح شده است.
۳۰۴۵۶.

بررسی عوامل موثر بر میزان رضایتمندی کاربران از مسیرهای دوچرخه سواری درون شهری؛ مورد مطالعاتی: مسیرهای دوچرخه سواری شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۲۴۹
طرح مسأله: رشد شتابان کلان شهرها در جهان، باعث افزایش جمعیت و تمایل به استفاده هرچه بیشتر از خودروها شده است. کلان شهر تهران نیز از این امر مستثنا نیست. استفاده و ترویج دوچرخه سواری به عنوان یکی از پاک ترین شیوه های حمل ونقلی همواره مورد توجه بوده است که موانع و عوامل زیادی بر این موضوع اثرگذار بوده است. هدف:  هدف از پژوهش پیش رو بررسی عوامل مؤثر بر میزان رضایتمندی از مسیرهای دوچرخه در شهر تهران براساس نظرات و ترجیحات شهروندان است که از این مسیرها استفاده می کنند. روش:  پژوهش به لحاظ نوع کاربردی و با روش ترکیبی  (کمی-کیفی) انجام شده است. پس از استخراج شاخص ها از طریق مرور منابع، تعداد 138 پرسش نامه توسط شهروندان تهرانی که از این مسیرها استفاده می کنند، تکمیل شده است. روش تحلیل عاملی جهت استخراج عوامل و رگرسیون چند متغیره جهت بررسی میزان همبستگی بین رضایت شهروندان از مسیرهای دوچرخه و عوامل ذکرشده، به کار گرفته شده است. یافته ها:  پس از 44 چرخش واریماکس در مجموع تعداد 14 عامل با واریانس تجمعی بالاتر از 60 درصد استخراج شده است. 2 عامل از عوامل فوق تنها دربرگیرنده یک شاخص بوده است و حذف شده و میان 12 عامل باقی مانده به عنوان متغیر مستقل و میزان رضایت شهروندان به عنوان متغیر وابسته. رگرسیون چندمتغیره برقرار شده است. نتایج: میان رضایت شهروندان و عوامل وضعیت مسیر، عوامل بصری، تأسیسات و تجهیزات، عوامل نهادی، وضعیت ساماندهی، عوامل اجتماعی، مدیریت و برنامه ریزی ترافیک و عوامل زمانی ارتباط مستقیم و معناداری برقرار است، به گونه ای که با افزایش یکی دیگری نیز افزایش می یابد. بنابراین پیشنهاد می شود مدیران، برنامه ریزان، طراحان و تمامی عوامل مؤثر بر برنامه ریزی شهری، عوامل ذکرشده را به عنوان عوامل مؤثر بر میزان رضایت شهروندان از مسیرهای دوچرخه سواری مورد توجه قرار دهند.
۳۰۴۵۷.

مؤلفه های کیفیت محیطی و تأثیر آن بر انحرافات اجتماعی در مناطق حاشیه نشین، مطالعه موردی: شهر مراغه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۱۸۴
مقدمه طی چند دهه اخیر، تحولات صنعتی، اقتصادی، اجتماعی و مهاجرت از روستاها به شهرها، رشد و گسترش مناطق حاشیه نشین، انواع انحرافات و آسیب های اجتماعی را به دنبال داشته است. سکونتگاه های غیر رسمی در ایران همانند بسیاری از کشورهای در حال توسعه، نمودی از روند رو به رشد نابرابری های فضایی و افزایش فقر در شهرها است. احساس امنیت به عنوان یکی از نیازهای ضروری انسان، نقش بسزایی در تکوین حس تعلق مکانی و سرزندگی شهروندان دارد، به طوری که برخورداری از مؤلفه امنیت، از جمله متغیرهای مهم در تقویت شهر انسانی و هویت شهرها محسوب می شود. امروزه آسیب های اجتماعی از مهم ترین عوامل تهدیدکننده در شهرها محسوب می شوند. حاشیه نشینی به عنوان یکی از بسترهای مهم بروز آسیب های اجتماعی است که همواره با گسترش آن، افزایش ناامنی اجتماعی اقتصادی افزایش می یابد. انحرافات اجتماعی و جرم خیزی، تبدیل به بِرند نواحی حاشیه نشین شده و این امر، باعث تسهیل وقوع جرم در این مناطق شده است. ازدحام و تراکم بیش از حد در مناطق حاشیه نشین از یک طرف و از سوی دیگر، فرهنگ نامتعالی حاشیه نشینان پتانسیل جرم خیزی در محلات حاشیه نشین مناطق کلان شهری را افزایش می دهد. نبود فرهنگ سازی و سطح پایین آموزش شهروندان این مناطق و مقاومت در برابر نوآوری و عجین شدن با فرهنگ متعالی مادرشهر بر عقب ماندگی تاریخی این مناطق دامن زده است، به طوری که با گذشت چندین دهه از پدیده حاشیه نشینی و عوض شدن چندین نسل، همچنان فرهنگ غالب حاشیه نشینی در این محلات حاکم است. خلاقیت این پژوهش، بررسی ارتباط انحرافات اجتماعی و کیفیت محیطی و مشخص کردن تأثیر مؤلفه های طراحی محیطی در کاهش جرم خیزی محلات حاشیه نشین است. هدف پژوهش حاضر، بررسی مؤلفه های کیفیت محیطی و تأثیر آن بر کاهش انحرافات اجتماعی در نواحی حاشیه نشین در شهر مراغه است. مواد و روش هاروش تحقیق حاضر، توصیفی تحلیلی و ماهیت تحقیق، کاربردی است. در گردآوری اطلاعات از روش های کتابخانه ای و مشاهدات میدانی (پرسشنامه) استفاده شده است. جامعه آماری، کل حاشیه نشینان شهر مراغه است که با استفاده از روش نمونه گیری کوکران، حجم نمونه 320 نفر برآورد شد. در انتخاب نمونه ها، از نمونه گیری احتمالی طبقه بندی شده استفاده شد. از هجده متغیر برای ارزیابی نقش کیفیت محیطی در انحرافات اجتماعی استفاده شده است. محدوده مورد مطالعه در این پژوهش، مناطق حاشیه نشین شهر مراغه است. از جمله محلات حاشیه نشین شهر مراغه، محلات انزاب، میکائیل آباد، زینال آباد و پهرآباد هستند. در تجزیه و تحلیل این پژوهش، از نرم افزار SPSS و از آزمون مربع کای ( x2 hi-squared test) و همچنین آزمون رگرسیونی تک متغیره ساده (Simple Linear Regression) استفاده شده است. در رگرسیونی تک متغیره، تغییرات یک متغیر مستقل بر متغیر وابسته مورد بررسی و ارزیابی قرار می گیرد. با توجه به اینکه در این مقاله، یک متغیر مستقل (کیفیت محیطی) و یک متغیر وابسته (انحرافات اجتماعی) وجود دارد، از آزمون رگرسیون تک متغیره (ساده) استفاده شده است. برای تعیین تعداد عامل های پرسشنامه کیفیت محیطی و خلاصه سازی عوامل اصلی بروز ارتکاب جرم، از مدل تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شده است.  یافته هاتجزیه و تحلیل یافته های میدانی نشان می دهد وضعیت مؤلفه کیفیت محیطی در مناطق حاشیه نشین شهر مراغه، مناسب نیست و تا حد زیادی پایین تر از سطح متوسط (یعنی عدد 3) قرار دارد. برای آزمون تأثیر کیفیت محیطی بر انحرافات اجتماعی در مناطق حاشیه نشین از آزمون رگرسیون تک متغیره استفاده شده است. سطح معناداری 0/000 و ضریب بتای (B) 0/32 به دست آمد؛ به این معنا که با هر واحد افزایش در وضعیت نامناسب (نامناسب تر شدن)کیفیت محیطی، انحرافات اجتماعی 0/32 افزایش می یابد. نتایج آزمون رگرسیون تک متغیره بیانگر آن است که با هر واحد افزایش در وضعیت نامناسب تر شدن کیفیت محیطی، انحرافات اجتماعی 32/ واحد (درصد) افزایش می یابد. با توجه به نتایج تحلیل عاملی اکتشافی از متغیرکیفیت محیطی، 3 عامل پس از انجام چرخش واریمکس (Varimax) استخراج شد. در این مطالعه، تأثیر کیفیت محیطی بر انحرافات اجتماعی در مناطق حاشیه نشین مورد تأیید قرار گرفت، اما بین سن و انحرافات اجتماعی در مناطق حاشیه نشین رابطه معنادار به دست نیامد و انحرافات اجتماعی در مناطق حاشیه نشین بر حسب جنسیت تفاوت معناداری به دست نیامد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که کیفیت محیطی بر انحرافات اجتماعی ساکنان تأثیر نسبتاً برابری دارد و نمی توان جنسیت و یا سن و احتمالاً سایر عوامل را با وجود کیفیت محیط زندگی نامناسب در انحرافات اجتماعی ساکنان مناطق حاشیه نشین، دخیل دانست و لازم است برای بهبود کیفیت محیط مناطق حاشیه نشین و افزایش امکانات لازم و کاهش عوامل آسیب زا چاره اندیشی کرد. نتیجه گیریبا توجه به نتایج تحلیل عاملی، سه عامل عملکردی خدماتی، تراکم و حضورپذیری فضا و کالبدی کاربری در کاهش ارتکاب به جرم در مناطق حاشیه نشین تأثیر دارند. نتایج آزمون رگرسیون تک متغیره بیانگر آن است که با هر واحد افزایش در وضعیت نامناسب تر شدن کیفیت محیطی، انحرافات اجتماعی 32/ واحد (درصد) افزایش می یابد. در محلات حاشیه نشین مراغه، عواملی مانند بیکاری، خشونت و ارتکاب انواع جرائم از جمله قتل، فقر و اعتیاد، میزان بالایی را نشان می دهند. نتایج تحقیق نشان می دهد با برنامه ریزی و طراحی شهری از قبیل توسعه فضاهای جمعی و عمومی، نوسازی مساکن، تعریض معابر، خدمات رسانی، نورپردازی های شبانه، استقرار بعضی از اداره های دولتی در این مناطق، توسعه حمل و نقل عمومی و مناسب سازی مبلمان شهری، باعث تشویق حضورپذیری ساکنان در فضاهای عمومی شود و به تأمین امنیت این نواحی کمک شایانی کند.
۳۰۴۵۸.

تبیین بسترهای بنیادین توسعه مشاغل خانگی روستایی با رویکرد تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۴ تعداد دانلود : ۲۱۴
در این پژوهش با استفاده از روش تحلیل مضمون، بسترهای توسعه مشاغل خانگی روستایی شناسایی شدند. اطلاعات بر اساس مصاحبه های نیمه ساخت یافته و مطالعه منابع و اسناد جمع آوری شده اند. یافته ها نشان می دهد از میان 126 کد باز 34 مفهوم پایه ای شناسایی شد که در 11 دسته مضامین سازمان دهنده قابل تقسیم بندی هستند. . این مفاهیم در 11 دسته شامل: عوامل انگیزشی، ساختاری و زیر بنایی، بازار یابی، سیاستگذاری، آموزشی و ترویجی، مدیریتی، مشارکت، منابع مالی و اعتباری، نظام اطلاعاتی، نگرشی و حمایتی به عنوان مضامین سازمان دهنده موضوع پژوهش تقسیم بندی شدند. نتایج تحلیل ها حاکی از این است که باید به مشارکت اعضا ، توانمند سازی ذینفعان، تغییر نگرش روستاییان، ارتقا منابع اعتباری و مالی روستاییان، بهبود زیرساختها و سیاستگذاری جامع و کامل در جهت توسعه مشاغل خانگی توجه نمود.اشتغال و بیکاری که از موضوعات بسیار مهمی در نواحی روستایی می باشد از طریق مشاغل خانگی و توسعه آن می تواند به طور کلی حل گردد.
۳۰۴۵۹.

تحلیل الگوی توسعه ی کالبدی-فضایی شهری از منظر توسعه ی پایدار (مطالعه ی موردی: شهر کاشان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۶ تعداد دانلود : ۲۳۶
یکی از موضوعات حیاتی قرن بیست و یکم در ارتباط با پایداری شهر، الگوی رشد شهری است و امروزه اکثر محققان معتقدند ارتباط معنا داری میان الگوی توسعه ی کالبدی شهر (فرم شهر) و پایداری شهری وجود دارد؛ بنابراین ازآنجاکه سامان دهی کالبد شهرها بر اساس چارچوب توسعه ی پایدار امری ضروری است؛ لذا هدف اصلی پژوهش شناخت الگوی توسعه ی کالبدی- فضایی شهر کاشان و میزان انطباق آن با الگوی توسعه ی پایدار است. نوع پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر شیوه ی انجام، توصیفی- تحلیلی است و تلاش بر آن است با درنظر گرفتن شاخص های جمعی ت، مساحت، سرانه و تراکم، در چارچوب مدل های کمی همچون درجه ی توزیع متعادل شامل (مدل آنتروپی شانون، ضریب جینی)، درجه ی تجمع (شامل ضریب موران) و مدل هلدرن به این پرسش پاسخ داده شود که: الف) آیا رشد فیزیکی شهر کاشان طی سه و نیم دهه ی اخیر (سال های 1355 تا 1390) از الگوی توسعه ی پایدار تبعیت نموده است؟ نتایج حاصل از بررسی الگوی فیزیکی شهر کاشان با مدل های سنجش فرم شهری نشان می دهد ضمن توزیع نابرابر و نامتعادل جمعیت در سطح شهر و عدم هماهنگی آن با توسعه ی فیزیکی طی دهه های اخیر، الگوی رشد کالبدی – فضایی شهر کاشان از الگوی پراکنده ی شهری تبعیت نموده که به دنبال آن پیامدهای منفی رشد پراکنده را برای شهر کاشان به وجود آورده؛ لذا نیازمن د به کارگیری راهبردهای رشد هوشمند است.
۳۰۴۶۰.

ارزیابی شاخص های نوشهرگرایی در پایداری نواحی شهری ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۲۲۱
نوشهرگرایی مهم ترین جنبش طرح ریزی در قرن اخیر است. یک حرکت بین المللی برای اصلاح محیط انسان ساخت و ارتقای کیفیت معیارهای زندگی و ایجاد مکانی بهتر برای آن می باشد. بااین حال ارائه یک روش و شناسایی مؤلفه های مؤثر جهت میزان برخورداری محله های شهری از الگوی نوشهرگرایی و ارائه راهکارهای مداخله ای مناسب در جهت تحقق بخشی این رویکرد که تابه حال کمتر موردبحث قرار گرفته، ضروری است. هدف از انجام این تحقیق ارزیابی تحقق پذیری معیارهای نوشهرگرایی در پایداری نواحی شهری نمونه موردی محله مرکزی شهر ایلام می-باشد. روش تحقیق، توصیفی-  تحلیلی است و ابزار اصلی گردآوری داده ها پرسشنامه می باشد. جامعه آماری را در این پژوهش مدیران شهری و متخصصین دانشگاهی در حوزه شهرسازی و برنامه ریزی شهری در شهر ایلام تشکیل داد که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند (100 نفر) انتخاب شده است. در این تحقیق، 26 شاخص موردنظر در قالب چهار عامل اصلی پیاده مداری، مسکن، سنت، مدیریت با استفاده از آزمون T تک نمونه ای و دیگر آزمون های آماری در نرم افزار Spss و نیز مدل معادلات ساختاری در نرم افزار (Smart Pls) استفاده شده است.  نتایج نشان می دهد شاخص های بررسی شده نه تنها در وضعیت خوبی قرار ندارند؛ بلکه بعضی از مؤلفه ها پایین تر از حد متوسط و در شرایط ضعیف قرار دارند که بیانگر آن است در مدیریت شهری به این شاخص ها توجهی نشده است؛ شاخص پیاده مداری با میانگین 1/3 نسبت به  سایر شاخص ها بیشترین میانگین را دارد. میانگین دیگر شاخص ها؛ یعنی مدیریت با 5/2، مسکن با 6/2 کمترین میانگین را دارا بوده اند. یافته های حاصل از مدل معادلات ساختاری نشان می دهد که چهار مؤلفه ی این پژوهش، پایداری وضعیت نوشهرگرایی نواحی شهری ایلام را 45 درصد تبیین می کنند که در بین متغیرهای پژوهش بیشترین تأثیرگذاری بر توسعه ی درون زا عبارت از قرارگیری مراکز خدماتی در نزدیکی ایستگاه ها، کیفیت پیاده روها، ترکیبی از اقشار مختلف مردم در کنار هم به ترتیب باارزش 934/0 و 813/0، 754/0 می باشد. در این تحقیق، 26 شاخص موردنظر در قالب چهار عامل اصلی پیاده مداری، مسکن، سنت، مدیریت با استفاده از آزمون T تک-نمونه ای و دیگر آزمون های آماری در نرم افزار Spss و نیز مدل معادلات ساختاری در نرم افزار (Smart Pls) استفاده شده است. نتایج نشان می دهد شاخص های بررسی شده نه تنها در وضعیت خوبی قرار ندارند؛ بلکه بعضی از مؤلفه ها پایین تر از حد متوسط و در شرایط ضعیف قرار دارند که بیانگر آن است در مدیریت شهری به این شاخص ها توجهی نشده است؛ شاخص پیاده مداری با میانگین 1/3 نسبت به سایر شاخص ها بیشترین میانگین را دارد. میانگین دیگر شاخص ها؛ یعنی مدیریت با 5/2، مسکن با 6/2 کمترین میانگین را دارا بوده اند. یافته های حاصل از مدل معادلات ساختاری نشان می دهد که چهار مؤلفه ی این پژوهش، پایداری وضعیت نوشهرگرایی نواحی شهری ایلام را 45 درصد تبیین می کنند که در بین متغیرهای پژوهش بیشترین تأثیرگذاری بر توسعه ی درون زا عبارت از قرارگیری مراکزخدماتی در نزدیکی ایستگاه ها، کیفیت پیاده روها، ترکیبی از اقشار مختلف مردم در کنارهم به ترتیب باارزش 934/0 و 813/0، 754/0 می باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان