آسیا در حدود 69 درصد از کل ذخایر نفت خام جهان و در حدود 49 دصد از کل ذخایر اثبات شده گاز طبیعی جهان را در اختیار دارد . تقاضای انرژی در این منطقه طی سالهای 1973 تا 2003 بیش از 230 درصد رشد داشته ، اما متوسط رشد تقاضای انرژی جهان در این مدت 75 درصد بوده است . مصرف انرژی اولیه جهان از 1/9 میلیارد تن معادل نفت در سال 2000 به 6/13 میلیارد تن معادل نفت در سال 2020 می رسد که 50 درصد از این افزایش مربوط به آسیا می شود
این مقاله که ترجمهای از نوشتار «تأثیر و جایگاه کانون اندیشه در آینده» است، ضمن اشاره به پیشینه و انواع این کانونها، اهم فعالیتها و علل گسترش این کانونها را بیان میکند.
سئوال اصلی مقاله حاضر این است که آیا بحران مربوط به جزایر سه گانه در سال 1971، همزمان با خروج نیروهای بریتانیا از خلیج فارس، از مولفه های تئوری پختگی بحران زارتمن برای حل نهایی برخوردار بود و در صورت مثبت بودن پاسخ، شروع مجدد بحران در سال 1992 چگونه ارزیابی می شود؟ فرضیه مقاله این است که بحران مربوط به جزایر از تمامی ویژگی ها و مولفه های لازم برای پختگی شامل پختگی بحران، رسیدن زمان، وجود فرمول حل کننده و وجود میانجی صادق و حل آن در سال 1971 بهره مند است؛ منتهی خلل در مولفه چهارم این نظریه یعنی وجود میانجی صادق (بریتانیا)، موجب حل نشدن کامل بحران و باقی ماندن زمینه های ظهور مجدد بحران شد.
وضعیت سیاسی ـ اجتماعی جهان اسلام در دوران میانی در شرایطی قرار گرفت که در خلال آن امنیت به اصلی ترین مفهوم در توجیه سیاست تغلب و استیلا تبدیل شد. در این دوره و بنا بر نیازهای سیاسی ـ اجتماعی، جریان های فکری متفاوتی ظهور کردند که در یک محور اساسی با هم اشتراک داشتند و آن توجیه گری حکومت مطلقه بر اساس مفهوم امنیت و ضرورت دوری از هرج و مرج بود. چنین دریافتی از سیاست و حکومت به حدی در مسیر افراط قرار گرفت که اصول اساسی مورد تأکید اسلام در سیاست یعنی عدالت، برابری و اخلاق کاملاً به حاشیه رانده شد. اندیشمندان متعددی از نحله های فکری مختلف نماینده چنین تفکر سیاسی بودند. در این مقاله، ضمن بررسی زمینه ها و علل ظهور این وضعیت، ویژگی های اساسی برداشت غالب از امنیت بررسی شده و آراء برخی از اندیشمندان همچون امام محمدغزالی، ابن ولید طرطوشی و خواجه نظام الملک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. بر اساس استدلال نویسنده، اندیشه اسلامی در دوره میانه چه در قالب سیاست نامه و چه در قالب شریعت نامه، با هدف برقراری نظم، اقتداری مطلق به سلطان می بخشید و حفظ دیانت را به عنوان یکی از وجوه مهم تأمین امنیت، در سایه این اقتدار میسر می دانست. بنابراین سلطان گرچه بنابر نص دین مشروع نبود؛ اما به واسطه حفظ دین، از سوی علما لازم الاتباع قلمداد می شد.