موضوع قصیده وصف، مدح، رثاء، پند و اندرز و موعظه است. نویسنده در این مقاله نیز به بررسی قصاید سعدی میپردازد و بیان میدارد: سعدی نیز همانند دیگر شاعران قصاید مدحیه دارد؛ اما مدح او سرشار از سخنان اخلاقی و پند و اندرز و هشدار به ممدوح است؛ ثانیا نه تنها عاری از ستایشهای مبالغهآمیز است، بلکه سعدی با جرئت و شهامت به پادشاهان و امرا و دولتمردان پندهای پدرانه داده و از ظلم و تعدی و سستی در ایفای حقوق مردم بیمشان داده است. وی در کل قصاید سعدی را مدیحه نمیداند.
این مقاله نیز از کتاب تاریخ ادبیات ایران نوشته رضا رضازاده شفق استخراج شده و حاوی مطالبی در رابطه با زندگی و آثار شیخ مصلحالدین سعدی شیرازی و همچنین سبک و افکار و ممدوحین وی میباشد.
این مقاله سعی دارد تا شهرت شاعری سعدی را در زمان حیاتش مقارن با تالیف بوستان و گلستان بررسی نماید. نویسنده با استناد به منابعی که در آن دوره که احتمال میداده سعدی آثار خود را تالیف کرده باشد همچون المعجم فی معاییر اشعارالعجم، جهانگشای جوینی و معیارالاشعار بررسی نموده و در آنها هیچ اثری از نام سعدی و آثار وی نمییابد و این احتمال را در نظر میگیرد که سعدی در زمان حیاتش اشتهاری نداشته و یک شاعر معروف بنا به گفته خود در گلستان، نبوده است.
هدف این مقاله تبیین اندیشه های ملامتی و جوانمردانة سعدی و بازتاب این اندیشه ها در غزلیّات اوست. بر این مبنا، کوشش نگارنده بر این بوده است تا به این پرسش اصلی پاسخ دهد که «آیا سعدی اساساً اهل ملامت و فتوّت بوده است یا خیر؟» و پس از این مقدّمه با بررسی غزلیّات وی به این نتیجه می توان رسید که وی با توجّه به فرضیّات مطرح شده، از سقّایان زمان خود بوده است. برای پاسخگویی به این پرسش، نخست مقایسه ای مختصر بین دو آیین «فتوّت» و «ملامت» صورت گرفت. سپس با تکیه بر اصول عام مربوط به این آیین ها در کُتُب معتبر و با استناد به شماری از غزلیّات سعدی، کوشش شد دیدگاه های او در باب آیین های یاد شده تشریح گردد. آنگاه با ارائة آماری از برخی واژه ها و اصطلاحات کلیدی مطرح در میان اهل فتوّت و ملامت در غزلیّات شیخ اجل، تلاش شد تا مستنداتی برای صحّت برداشت نگارنده ارائه گردد.
چیرهدستی سعدی در سخن در هر کلام او پیداست و نکتهای نیست که نیازمند تکرار و تأکید باشد، اما رسیدن به ژرفای اندیشهء سعدی به تعمق بیشتر نیاز دارد. فکر سعدی نیز مانند هر هنرمند و متفکر بزرگ دیگر ابعاد و لایههای متعدد و مختلف دارد. مهمترین آثار سعدی که آوازهء جهانگیر او مرهون آنهاست، بوستان و گلستان و قصاید و غزلهاست که در همهء آنها، جای جای و به مناسبت، سعدی زبان به نصحیت میگشاید. محور توجه سعدی نیز مانند بسیاری از دیگر صاحبان اندرزنامهها، سه موضوع است: سیاست، خانواده و تهذیب نفس. سعدی مردی حکیم است. دارای تجربهء دنیاست و این تجربه را در تنهایی و درویشی خود کسب کرده است و بنابراین در سیاست و اخلاق از هر فرد دیگر برتر است. بزرگترین خصیصهء اخلاق سعدی، واقعنگری است، اما آنچه به اخلاق سعدی ژرفا و والایی میبخشد، درآمیختگی آن، در عین التفات تام به واقعیت، با تصوف است. سعدی همانطور که خداوند سخن است، مانند سقراط استاد عشق نیز هست. همانگونه که در اندرزگویی هیچگاه سخن او مایهء ملال نیست، در وصف عشق و عاشقی نیز کسی به پای او نمیرسد. بنابراین چنانکه گذشت، ستایش سعدی مقولههای گوناگونی را در برمیگیرد، که در این مقاله سعی شده به آنان اشاره شود.
نویسنده کوشیده است تا به معرفی بوستان سعدی به عنوان شاهکار و یکی از سه حادثة بینظیر ادب فارسی بپردازد و آنرا اثری یکدست، پخته، فصیح و نمونة عالی بلاغت معرفی نماید. او بوستان را از استواری یکنواخت برخوردار میداند و عواملی چون لفظ، پختگی بیان، ترکیبات منسجم، استحکام جملهبندی و روانی را مهمترین شاخص برتری این اثر بر دیگر آثار میداند. در ادامه نیز به بررسی محتوایی اشعار بوستان میپردازد و بر آن است که بوستان به طور مطلق به پند و نصحیت روی نمیآورد، بلکه در هدایت مردم به نیکی، به آنها نشان میدهد که خیر و مصلحت آنها در رفتار خوب آنهاست.
در این مقاله با تکیه بر این نکته که سخن با گوینده اش شباهت دارد و به اعتباری عین گوینده آن است؛ نویسنده زیبایی پاره ای از سخنان را به پیرایه های آن هم چون صنایع بدیعی و لفظی آن نسبت داده و پاره ای دیگر را بی هیچ پیرایه ای زیبا دانسته و زیبایی آن ها را ذاتی می داند. و براساس رابطه لفظ و معنا در کلام سعدی؛ به اثبات این امر می پردازد و معتقد است که موج سخن سعدی در برگیرنده دو مسیر محوری: نخست سیر باطنی در جغرافیای ملکوتی وجود و دوم آینه داری در پیشگاه ذوق و لذت های روحانی است.
در این مقاله، با توجه به کارنامه تنک مایه سعدیپژوهی و نیز ضرورت پرداختن دقیق به زندگی، آثار و احوال شیخ، پیشنهاد دهه سعدیشناسی در فاصله سال های 1385 تا 1395 را ارائه نموده که طی آن در هر سال محققان به یکی از مبانی اصلی پیرامون دوران شناسی سعدی، زندگی، اندیشه، زبان و شخصیت سعدی، گلستان (نسخه شناسی، تحلیل معنوی، فرم و زبان، صنایع ادبی، زیباییشناسی و ...) و ... بپردازند.
سعدی با وجود این که اصل آزادی و اختیار انسان را هرگز به طور کامل نفی نکرده، به شدت تحت تأثیر اندیشه های جبرگرایانه و تقدیرگرایی ناشی از آن بوده است. اغلب سعدی پژوهان در ریشه یابی جبرگرایی وی، اندیشه های اشعری را مهم ترین عامل دانسته اند؛ در حالی که این رویکرد ریشه ها و سرچشمه های کهن تری دارد و چنان که یافته های این پژوهش نشان می دهد، سعدی جدا از اقتضای اوضاع سیاسی و مذهبی و اجتماعی خاص روزگار خود، و در عین اثر پذیری از اندیشه های اشعری با اندیشه های زروانی نیز آشنا بوده است. این جستار به منظور راه یابی به اصالت اندیشه های سعدی در این زمینه و همسو با تبیین هر چه بیشتر این موضوع انجام گرفته و در آن به بیان مهم ترین اصول این نوع تفکر، یعنی اهمیت و نقش مؤثر آسمان و ستارگان، قدرت دهر و روزگار و به ویژه اهمیت تقدیر و بخت در زندگی انسان از دیدگاه سعدی و تطبیق آن با یکی از منابع اصلی اندیشه های زروانی مینوی خرد پرداخته شده است.