در این پژوهش به دنبال پاسخ گویی به این پرسش بودیم که آیا روان شناسی اگزیستانسیال (به روایت ارنستو اسپینلی) چارچوب مفهومی مناسبی برای فهم مسئله ی ادبیات نوجوان و پژوهش در این حوزه ارایه می دهد یا نه. بدین منظور، ابتدا مسئله ی ادبیات نوجوان را در چارچوب های نظری موجود تحلیل کردیم و دیدیم که همه ی آن ها درنهایت، مسئله ی ادبیات نوجوان را نمود نوعی دوراهی و تقابل میان خود و دیگری/جهان می دانند. پس از معرفی مختصر روان شناسی اگزیستانسیال نشان دادیم که می توان با تکیه بر اصل هم پیوستگی و مفاهیمی چون دیمونیک، انتخاب، آزادی و مسئولیت اصیل و غیراصیل، مسئله ی اصلی ادبیات نوجوان را صورت بندی کرد. در ادامه، الزامات خاصِ روش کاربرد این نظریه (کیفی، سوژه محور ومبتنی بر توصیف) و زمینه های مناسب نظریه پردازی و نقد در این حوزه را بر مبنای روان شناسی اگزیستانسیال پیشنهاد کردیم.
هدف مقاله ی حاضر بررسی و تحلیل داستان بازنویسی شده ی «بیژن و منیژه» است. داستان «بیژن و منیژه» از داستان های عاشقانه و جذاب شاهنامه است که بازنویسی خلاق آن، مخاطب کودک و نوجوان را با مقوله ی عشق و حماسه آشنا می کند. روش پژوهش به صورت تحلیل کیفی محتوای آثار و روش گردآوری اطلاعات به صورت اسنادی و کتابخانه ای است. داستان بازنویسی شده ی «بیژن و منیژه»، یکی از روایت های تازه از متن کهن (شاهنامه) است که به صورت خلاقانه برای مخاطب کودک و نوجوان بازنویسی شده است. نتایج پژوهش نشان داد که داستان بازنویسی شده ی شاهنامه به روایت آتوسا صالحی، اگرچه بیشتر به فضاسازی غنایی پرداخته، اما فضا و لحن حماسی متن کهن را نیز به مخاطب انتقال داده و روایت تازه و جذابی برای خواننده خلق کرده است. همچنین استفاده از ویژگی هایی چون؛ تغییر در عناصر ثابت متن، بازنمایی ذهن شخصیت ها، سپیدخوانی و مشارکت خواننده در داستان، خلاقیت در شروع و پایان داستان، ایجاد فضاهای داستانی جدید و برجسته سازی درون مایه، داستان «بیژن و منیژه» را به یک روایت و بازنویسی خلاق تبدیل کرده است.