موپاسان ، نویسنده شهیر قصه ها و داستانهای کوتاه در ادبیات فرانسه ، فعالیت ادبی خود را در دوره ای آغاز کرد که در قلمرو نثر ، مکتبهای رئالیسم و ناتورالیسم در اوج رونق بودند . او به رغم آنکه از چهره های شاخص این مکاتب ، بویژه گوستاوفلویر و امیل زولا بسیار الهام پذیرفت ، توانست در نگارش قصه ها و داستانهای کوتاه و بلند خود مستقل عمل کند و شکل جدیدی از قصه نویسی را به وجود آورد . سبک و سیاق و تار و پود نوشته های موپاسان که منحصر به خود اوست از جهات مختلف قابل توجه و بررسی است ...
هدف از این مقاله ، ترسیم عوامل مختلفی است که در روند بازگشت به ماجرا پردازی در ادبیات پسامدرن فرانسه نقش بسزایی داشته اند . پردازش ماجرا که همواره محور اصلی رمان سنتی در قبل از 1950 بوده است بعد از سال 1950 در دوره رمان نویسان نو دستخوش تحولات متعددی شده است . امروزه در ادبیات پسامدرن اهمیت ماجرا پردازی مشهود است ، از این رو در اینجا سعی شده چگونگی و شیوه های بازگشت به ماجرا پردازی در ادبیات پسامدرن فرانسه نشان داده شود .