علی احمد باکثیر (1328 ـ 1389ق) در اندونزی متولد شد. تحصیلات ابتدایی خود را از مکتب خانه و مدرسه دینی آغاز نمود و به فراگیری علوم اسلامی و اصول زبان عربی پرداخت. وی در همان کودکی به مطالعه کتاب های ادبی نیز علاقه مند بود. باکثیر برای ادامه تحصیلات به مصر رفت و رشته زبان انگلیسی را در دانشکده ملک فؤاد قاهره ادامه داد. وی پس از چهارده سال تدریس، به وزارت ارشاد ملی منتقل و در شورای عالی هنر و ادبیات این وزارت خانه مشغول به کار شد. باکثیر اشعار، نمایشنامه ها و رمان های فراوانی را خلق کرد. وی بر وحدت اسلامی بسیار تأکید می کرد، به طوری که این مهم در کلام و اشعارش نمود یافته است و عدم تعصب وی به مذهب تسنن، نشان دهنده تأکید بیشتر او بر وحدت اسلامی است. وی در مورد فلسطین و غصب شدن سرزمینشان توسط صهیونیست ها اشعار و متون فراوانی از خود به جای گذاشت و این مسئله را مشکل تمام ملت اسلام دانسته و عرب ها را به خاطر صبرشان بر این قضیه شماتت می کرد.
مساله محوری این جستار، بررسی و تبیین جایگاه زنان در جریان مقاومت فلسطین از طریق واکاوی نمادهای مربوط به آنها در شعر فدوی طوقان است. او به عنوان نماینده و الگوی شعر پایداری بانوان شناخته می شود و اشتهارش تا حدی در سایه شخصیت ادبی برادرش، ابراهیم طوقان ، قرار گرفته است. فدوی، نقش مهمی در ترسیم مجاهدات های زنان فلسطینی در مبارزه علیه اشغالگران صهیونیست دارد. در این نوشتار، سعی بر آن است تا نمادهای پایداری زنان در سه بخش در شعر وی بررسی و تحلیل شود:
اتحاد نمادین زن و وطن
حضور نمادین دختران مبارز فلسطینی
بازتاب داستان های تاریخی و اساطیر
افسانه شهرزاد، مشهورترین افسانه هزار و یک شب ، الهام بخش آثار ادبی فراوانی در ادبیات عرب گشته است. توفیق الحکیم با الهام از این اثر، نمایشنامه زیبای خود را با نام شهرزاد آفرید که ارزیابان ادبی آن را شاهکاری در نمایشنامه نویسی دانسته اند. تحلیل این نمایشنامه و مقایسه آن با افسانه شهرزاد هزار و یک شب براساس روش ادبیات تطبیقی، بیانگر آن است که حکیم شخصیت شهرزاد را ژرف ساخت نمایشنامه خود قرار داده است و با تصرفی ادیبانه در آن، به نمایشنامه خود صورت نمادین و عرفانی بخشیده است و هزار و یک شب را در حد اعتلای عظمت فکری نشان داده است. مقایسه این دو نوع رویداد ادبی و فرهنگی، نه تنها تاثیر فرهنگ ایرانی بر ادبیات جهان را نشان می دهد، بلکه برخی تشابه ها و تفاوت های فرهنگی ایران و عرب را نیز آشکار می نماید. برای روشن شدن این موضوع، در این مقاله به روش تطبیقی و تحلیل مضامین، مشابهت ها و تفاوت های محتوایی و ساختاری دو اثر نشان داده می شود.
در اکثر متدهای آموزش زبان فرانسه بعد از آموزش و یادگیری کامل زبان به مطالعه ادبیات پرداخته می شود. همچنین بخش اندکی ازمتدها، کتاب های زبان آموزان و کتابهای راهنمای معلمان به متون ادبی اختصاص داده می شود. مقاله حاضر بر آنست اهمیت و فایده به کارگیری متون ادبی را در متدهای آموزش زبان از آغاز اولین سطوح متدها مورد بررسی قرار دهد. بخشی از مقاله نیز به مطالعه مشکلات زبان آموزان هنگام آموزش متون ادبی خواهد پرداخت و راهکارهایی در جهت حل این مشکلات ارائه خواهد داد.
احمد مطر از شاعران برجسته عراقی است که در جهان معاصر عرب شهرت بسیار دارد. از آنجا که قرآن کریم و متون دینی مرجع اصلی الهام همه شاعران است، احمد مطر نیز از این قاعده مستثنی نیست. وامگیری قرآنی در شعر او که برخاسته از درک و خرد هوشمندانه اوست، شیوه ای منحصر به فرد دارد. این مقاله بر آن است تا به سؤالهای زیر پاسخ دهد:
1. آیا نظریه تناص (بینامتنی) در رابطه با اشعار وی قابل توجیه است؟ 2. وامگیری احمد مطر از قرآن کریم، آشکار است یا پنهان؟ 3. آیا همه اقتباسهای او مقبول است؟ 4. آیا «حل یا تحلیل استهزایی» با تقلید از ساختار فواصل آیات قرآن در اشعار او دیده می شود؟ 5. آیا «وامگیری تلمیحی» در شعر وی نمودی دارد؟
ژرژ برنانوس ازجمله نویسندگان کاتولیک بود که اندیشه های مذهبی رادرون مایه رمان های خود کرد؛عنوان رمان نویس دینی به معنای واقعی کلمه زیبند? اوست.پرداختن به مسئله خیر و شر وتوجه به جایگاه انسان،همواره یکی از دل مشغولی های عمد? نویسندگان مذهبی به شمار می رود.تلاش این گروه ازنویسندگان معطوف به سنجش توانایی انسان در رویارویی با وسوسه است.از خلال آثار برنانوس که درزمر? ادبیات متعهدقرار می گیرد،می توان به مضامینی چون:تمایل به تنزیه و قداست،حقانیت،ستیزبا ناباوران،فیوضات الهی و تأثیر ایمان مذهبی در هدایت بشر به سمت جایگاه متعالی پی برد.دراین میان،مضامین معنوی که درونمایه نوشته های اوست،دستمایه پرداختن به هویت انسانی،برخورد میان نیروهای خدایی و اهریمنی، و مسایل پدید آمده از این دو واقعیت ماورایی می شود. محرک اصلی داستان در کتاب های اولیه وی کشمکش میان قدیس و گناهکار است. هر چه بیشتر در آثار او پیش می رویم، شاهد تحول شخصیت های مختلف ایم، به نحوی که در بسیاری از رمان های برنانوس، در انتهای داستان، شاهد مرگ توأم با آرامش گنهکارانی هستیم که تابش نور ایمان و حرارت عشق مقدسین موجب دگرگونی دل های سرد و ظلمت زده شان گشته و بازگشت به سوی سرچشمه پاکی ها را نزد اینان به ارمغان می آورد. در آثار این نویسنده قرن بیستم، زهد و تقوا بر ظلمت پیروز می گردد و تمنای خداجویی و نجات و رستگاری روحانی انسان نموداراست. در این مقاله سعی بر آن است تا به سیر این زندگی روحانی (گذر از وسوسه های شیطانی در مسیر سعادت) وتأثیر عشق و ایمان بر هر یک از شخصیت های داستانی آثار ژرژ برنانوس، به ویژه در رمان های زیر آفتاب اهریمن و خاطرات یک کشیش دهکده، بپردازد.
پژوهش بر اساس نظریه های بنیادی ادبیات تطبیقی- گستر? پژوهش در پیوندها و داد و ستد های ادبی ملل– نشان می دهد که گنجین? فرهنگ و ادبیات فارسی نقش بسزایی در الهام بخشی و آفرینش شاهکارهای متعدد در ادبیات جهان داشته است. آندره ژید، نویسند? مشهور فرانسوی، از کسانی است که تحت تأثیر این میراث غنی به خلق آثار منحصر به فرد دست یافته اند. او کتاب مائده های زمینی خود را به گونه ای در پیوند با ادبیات شرق، به ویژه ادبیات فارسی آفریده است. ژید با ذکر مصراعی از حافظ و آیه ای از قرآن کریم در آغاز کتابش، توجه ویژ? خود را به این آثار نشان داده است. در حالی که ژید نام خیام را تنها یک بار در کتاب مائده های زمینی آورده است، گمان می رود که این کتاب نمایانگر برخی تأثیرپذیری های آندره ژید از خیام نیشابوری نیز باشد و شاید بتوان گفت، تأثیر اندیشه خیام در این اثر بیش از اندیشه حافظ است؛ از این رو در این نوشتار ضمن بررسی شیوه و میزان آشنایی ژید با رباعیات خیام، با تحلیل تطبیقی مفاهیم مشترک رباعیات خیام و مائده های زمینی آندره ژید، نقش رباعیات در آفرینش مائده ها آشکار شده است.
این مقاله به بررسی کارکرد اصلی مهم در تحلیل گفتگو می پردازد که به فیلسوف معاصر پل گرایس تعلق دارد. او معتقد است مکالمه میان افراد، علاوه بر رد و بدل کردن اطلاعات، بر پایه همکاری میان آنها است و در همین راستا اصلی به نام «اصل همکاری» را مطرح می کند که شامل قواعدی درباره زیربافت متون است. از آنجا که اصل همکاری گرایس در رابطه با گفت وگو مطرح شده، می توان آن را در تحلیل متون نمایشی به کار برد. در این مقاله، «اصل همکاری» گرایس در نمایشنامه سالارزنان اثر کاریل چرچیل مورد کاوش قرار می گیرد و تلاش می شود که در راستای این بررسی، به رویکردهای سیاسی - فمینیستی موجود در متن پرداخته شود، چرا که بی گمان گفت وگوها بخش عمده ای از این رویکردها را نشان می دهند. هدف این مقاله این است که نشان داده شود چطور بهره گیری از رویکردهای زبان شناختی و استفاده از امکانات گفت وگو می تواند به نمایشنامه نویس در روند خلق اثر یاری رساند.
قرون وسطی دوره ای مبهم و متناقض است . در این فضای مبهم ، مفاهیم ب ه وضوح قابل تعریف نیستند، چرا که تحوّلات عظیم و تغییرات در ابعاد اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و تاریخی ، یک نوع احساس بی ثباتی در مورد مسائل مربوط زندگی انسان به وجود می آورد ، که یکی ازاین تعریف های مبهم زن و حضور او است. در تصویر شناسی از زنان و زنانگی ، به نظر می رسد به یک تصویر کاملاً بی نظم و آمیخته از هر گونه جزئیات می رسیم . در مقاله ما این ابهام را از طریق دو جلد رمان گل سرخ ، که توسط دو نویسنده با عقاید و افکار کاملا ً متفاوت نوشته شده است، بر خواهیم داشت. یکی آداب دان و عاشق و دیگری پدر روحانی سخت گیری که احترام و عشق به زن را به سخره می گیرد . در این مقاله عقیده مخالف دو نویسنده که منعکس کننده افکار جامعه آن روز است را بررسی و تحلیل می کنیم.
یادداشت های روزانهء کشیش دهکده، اثر ژرژ برنانوس، نویسندة فرانسوی است که در 1936 منتشر شد. از میان تمامی آثار برنانوس یادداشت های روزانه از همه مردمی تر و شاید در اولین برخورد، از همه متاثرکننده تر است. بافت رمان بسیار ساده است و طرح و توطئه ای در داستان آن نبوده و به صورت جملاتی قاطع و از دیدگاه کاملاً مذهبی بیان گردیده است.
کشیشی جوان که به تازگی پیش نماز ""آمبریکور"" شده است، سرشاری درونش را در یادداشت های روزانه اش بیان می کند. از آنجا که عشقش به روح انسانها و شور خارق العاده اش همواره با مانع بی تفاوتی و ابتذال برخورد میکند، در این اعتراف آرامشی می یابد. این کار در ابتدا با کمی تردید صورت می گیرد؛ اما به سبب شناخت بسیار روشنی که کشیش در پی آن از خود پیدا می کند، به امری لازم تبدیل می شود.
در این پژوهش، به تحلیل جایگاه گناه و مرگ نزد برنانوس می پردازیم و نقش مذهب را در هدایت بشریت به سمت جایگاه متعالی واکاوی می کنیم.