در این گفتار اندیشه و آثار أدونیس فقد نامى معاصر عرب بازگو شده است. أدونیس نقد خود را منحصر به حوزه ادب ننموده است بلکه معتقد است براى نقد صحیح بایستى به عرصه هاى دیگرکه به نوعى در این حوزه مؤثر بوده اند نیز پر د ا خت. آموزه هاى دینى- ادبى أدونیس (على أحمد سعید) و آموزه هاى جدید ادب غرب و مکاتب آن، ایشان را ناقدى جهانگیر ساخت. آثار على أحمد سعید به 14 زبان و از جمله فارسى ترجمه شده است. آثار و اندیشه أدونیس ناقدان زیادى را بر آن داشت در دفاع و یا به نقد از ایشان قلم فرسایى نمایند. آثار أدونیس و مجله شعر بازگو کننده اندیشه و مبانى فکرى عمده أحمد سعیداست.
عقل و عشق در ادبیات ایران و در اشعار عرفانی همواره دو سلطان مقتدر بوده و همیشه رو در روی یکدیگر قرار گرفته اند. پذیرفتن فرمان یکی از این دو سلطان ‘ عزل و طرد دیگری را در پی دارد ؛بنابراین در طریق عشق که عاشق دلباخته ‘ عالمان عاقل را ابجد خوانان عشق می شناسند به بیتی از حدیقه سنایی برمی خوریم: برگزیده دو مرغ بهر دو کار عقل طوطی وعشق بوتیمار و با استناد به آن می توان گفت که سنایی‘ طوطی را برگزیده عقل و بوتیمار را مرغ مورد توجه عشق میداند. طوطی این سبز پوش خوش نوا با داشتن ویژگی هایی چون: 1- پیروی از هوا وهوس2-سخنگویی مقلّد بودن 3-فرّ و شکوه داشتن4-در جستجوی آب حیات گشتن برای زندگی جاوید5-خواهان و هواخواه سلطنت بودن‘قابلیت نداشتن خود را در مکتب عشق به اثبات می رساند. در مقابل بوتیمار باداشتن ویژگیهای خاص شایستگی این را می یابد که در حدیقه سنایی مرغ برگزیده عشق شود: چون شدی در راه حق مرغی تمام تو نمانی ‘ حق بماند والسّلام منطق الطیر /ص99
حجت لقبی بود در سلسله مراتب عقاید اسماعیلی و ناصرخسرو شاعر معروف ایرانی ، بنا به اعتقاد بیشتر پژوهشگران ایرانی و غیر ایرانی ، به منصب (حجت) ناحیه خراسان برگزیده شده بود. اما این لقب فقط در آثار منظوم او دیده می شود و در هیچ یک از آثار منثورش چنین لقبی به ناصرخسرو نسبت داده نشده است. از سوی دیگر ، ناصرخسرو همواره خود را با نام (ابومعین ناصر خسرو قبادیانی) معرفی کرده است و در هیچ یک از آثار وی عنوان "حجت" دیده نمی شود. آیا ناصرخسرو لقب "حجت" را به عنوان (تخلص شعری) به کار برده است ؟