خرافه و باور عامیانه که یک پدیده روحی ـ اجتماعی است، معلول زندگی آدمی و عکس العمل او در مقابله و جدال با طبیعت و محیط اسرارآمیز پیرامون وی است. آدمی آنگاه که نمی توانست رابطه منطقی بین حوادث و پدیده های خارق العاده بیابد، برای رهایی از آن به ذکر اوراد و نجواها می پرداخت تا بدین ترتیب مصیبتها را کاهش دهد و نتایج دلخواه را از آن به دست آورد و همین امر سبب شد تا به تدریج باورها و عقاید خرافی در ذهن او شکل بگیرد.
نظامی، استاد مسلم داستانسرایی، به دلیل تداول داستانهای عامیانه در میان مردم و اینکه عامه مردم از داستانهای غول و جن و پری و... و اعمال محیرالعقول لذت می بردند و آنها را باور داشتند، به داستانهای عامیانه توجه خاصی داشته است. این باورها و عقاید خرافی در این مقاله در چهار قسمت بررسی گردیده است:
1. باورها و عقاید خرافی به افسون و جادو و طلسم؛
2. اعتقاد به چشم زخم و راههای دفع آن؛
3. اعتقاد به جهیدن و پریدن دل، چشم و ابرو؛
4. باورها و عقاید مربوط به موجودات و اشیاء موهوم و متافیزیکی.
ابوالعلاء معری(363ـ 449 هـ) شاعر، فیلسوف، ادیب و زبان شناس یکیاز نوابغ فکر بشریاست. شخصیت ذو ابعاد او در ده قرن گذشته پیوسته یکیاز موضوعات بحث برانگیز و دل نشین در میان صاحب نظران حوزه هایفوق بوده است، اما درباره شخصیت فلسفیاو اتفاق نظر وجود ندارد. بعضیاو را حکیم و بعضیفیلسوف میدانند. استاد برجسته طه حسین در این مقاله کوشیده است تا از معریبه عنوان یک فیلسوف دفاع کند. او در بحث خود از رشته ایظریف سخن بمیان میآورد که فلسفه و هنر را به هم پیوند میدهد. از این رو فیلسوفان را هنرمند و هنرمندان را فیلسوف دانسته و در نهایت لقب شاعر فیلسوفان و فیلسوف شاعران را به معریارزانیداشته است.