فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۱ تا ۳۰۰ مورد از کل ۴۹۵ مورد.
اعجاز قطره (نشانه هایی از اسطوره ی ایزد نباتی در قصه های عامیانه ی فارسی) (به استاد تورج دریایی)
حوزههای تخصصی:
افیون در شراب
پنج پنجره به جهان اساطیری
حوزههای تخصصی:
اَژدَها نماد کدام خشک سالی؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اَژدَها در داستان های اسطوره ای ایران، نماد گجستگی بویژه نماد خشک سالی است. پژوهش گران، نبرد پهلوان و اَژدَها را نماد نبردِ ترسالی با خشک سالی می دانند. در این جستار انگاره ای دیگر درباره سرشت برخی اَژدَهایان در داستان های اساطیری به پیش کشیده می شود. چکیده سخن این است که اگرچه اَژدَها در اساطیر، نماد خشکی است؛ در برخی داستان هایِ اَژدَهااوژنی، گزاره هایی است که نشان می دهد اَژدَها نمادِ خشکیِ سرمایی است نه خشکیِ گرمایی؛ زیرا در آن داستان ها، اَژدَها با زندانی کردن آب، بر آن چنبره می زند. با کشته شدن اَژدَها، آب روان می شود و گیاهان سربرمی آورند و این می تواند نماد شکستِ کوه های یخینِ باستانی و آب شدن یخ ها باشد. گزارش های فردوسی با یافته های زمین شناسان و پژوهندگان گروه جغرافیای طبیعی، بسیار هم خوان است و نشان می دهد که اَژدَها با یخبندان های دوره کواترنری پیوندی استوار دارد.
دگردیسی اسطورة آفرینشِ مهری در عرفانِ ایرانی- اسلامی (با تکیه بر اشعارِ مولوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از اصلی ترین جایگاه های بازتولید اسطوره ها، نحله های فرهنگی اعتقادی در بسترِ دین و فرهنگِ جدید است. در این گرایش های فرهنگی نو، بازتولیدِ اسطوره گاه آگاهانه است و گاه ناآگاهانه؛ گاه به صورت مستقیم و با همان شکل است و گاه با جرح و تعدیل و به شکل های مختلف که معمولاً برای ادامة حیاتِ خود به لایه های ژرف ترِ فرهنگِ جدید پناه می برد. این پژوهش با روشِ تطبیقی تحلیلی بر آن است تا چگونگی دگردیسی و بازتولیدِ اسطورة آفرینشِ مهری (میتراییسم) را در عرفانِ ایرانی اسلامی نشان دهد. به نظر می رسد اسطورة آفرینشِ مهری از طریق لایه های نهانِ فرهنگی، در عرفانِ ایرانی اسلامی تبلور یافته است و به شکلِ کشتنِ گاوِ نفس و گاوِ تن در عرصة عرفان حیاتِ خود را در کالبَدی جدید ادامه می دهد.
هنر و اندیشه: اسطوره جمشید، ضحاک و کاوه نمادی است از مردم سالاری و استبداد
منبع:
گزارش تیر ۱۳۷۹ شماره ۱۱۳
حوزههای تخصصی:
نگاهی دیگر به ناسازواری میان اژدهاکشی رستم و اژدهاپیکری درفش وی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بررسی کردارهای رستم، پهلوانِ پهلوانان شاهنامه، یک ناسازواری (تناقض) دیده میشود؛ بدینگونه که تهمتن در خوان سوم، اژدهایی را به یاری رخش می کشد؛ اما از دیگر سوی، نگارهی درفش او، اژدهاپیکر است و در داستان نبرد با اسفندیار به نیای مادری خود، دهاک (اژیدهاک)، میبالد. از آن جا که در اساطیر ایران، اژدها نماد گجستگی بویژه نماد خشکسالی است، بالیدن رستم به دهاک و اژدهاپیکری درفش وی، بسیار شگفتانگیز است. در این پژوهش راز این چیستان بازکاوی شده است. آن چه به دست آمد بدینگونه است که اژدهاپیکری درفش رستم و اژدهاکشی وی، هر دو بنمایهای آریایی دارند و ناسازواری میان آنها یک ناسازواری بنیادین و اساسی نیست؛ زیرا هر کدام، جداگانه نماد و نمایان گر آیینی ویژه است: 1) اژدهاپیکری درفش رستم، در بنیان، میراثی است که او از نیای خود، گرشاسپ، به ارث میبرد؛ بدینگونه که گرشاسپ در آغاز، اژدهایی را می کشد و به یادگاری این دلاوری، نشان اژدها را بر درفش خود حک میکند. پس از وی برخی دیگر از پهلوانان خاندان رستم چنین درفشی برمیگزینند. هم زمان، درفش اژدهاپیکر نشانهی «جهانپهلوانی» نیز دانسته میشود؛ چراکه بر اساس گزارشهای فردوسی و اسدی طوسی، این درفش تنها شایستهی جهان پهلوانان است. گفتنی است که اژدهای درفش جهانپهلوان نهتنها گجسته نیست، بلکه نشانهای همایون است؛ زیرا در بنیان، نماد پیروزی پهلوان بر اژدهاست. 2) اژدهاکشی تهمتن، نماد نبرد با پتیارگی بویژه نماد نبرد با خشک سالی است.
درباره حماسه زریر
درباره پیوند اسطوره و زبان
حوزههای تخصصی:
اسطوره کاووس در گذر زمان
منبع:
فرهنگ پاییز ۱۳۶۹ شماره ۷
حوزههای تخصصی:
پیشینه اساطیری فیروزه در ادبیات فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی: