زبان بازنمای قواعد عام تر اجتماع است که در آن طبقات و دسته های مختلفی زندگی می کنند از این رو با شناخت خصوصیات زبان دوجنس، می توان آن دو را از هم تمییز داد. لالایی ها، یکی از انواع ادبیات منظوم عامه اند که درواقع آن ها را باید متونی کاملاً زنانه به حساب آورد. بررسی سبکی متون زنانه با روش های زبان شناسی برای حصول خصوصیات و شاخصه های گونه زبانی زنانه و درنتیجه نقد علمی این آثار، اهداف اصلی سبک شناسی زنانه را تشکیل می دهند. این جستار در چارچوب تحلیل فمینیستی قصد داشته تا سطوح مختلف زبانی و فکری لالایی های عامیانه را سبک شناسی کند. در این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی _ تحلیلی دریافتیم که لالایی های عامه سرشار از وجه عاطفی و احساسی مادرانه اند که این مهم در سطوح مختلف آوایی، واژگانی، نحوی و کاربردی نمایان است. زبان ساده و روان لالایی ها تجلی گاه تفکرات ساده زنان قدیم است که موجد نحوی شاخص شده است. عامل قدرت مردان در طول تاریخ باعث شده تا زنان نسبت به جنس مؤنث، تفکری مردانه داشته باشند و هویت خود را وابسته به مردان بدانند. این نوع نگرش در گفتمان لالایی های سنتی منعکس شده است.
نظریه کنش اجتماعی ِ ماکس وبر، جامعه شناس نامدار آلمانی، زمینه بررسی عقلانیت را در رفتارهای اجتماعی فراهم می کند. وبر و پس از او پیروان و هم فکرانش با تعیین کنش های چهارگانه اجتماعی و دسته بندی آن، میزان عقلانیت موجود در این کنش ها را بررسی کردند. اکبر رادی نمایش نامه نویس ایرانی، یک بخش از این نظریه را به نام کنش معطوف به هدف در نمایش نامه پلکان، بررسی می کند. نظریه تحرک اجتماعی یا فرا رفتن فرد از یک لایه اجتماعی به لایه بالاتر هم با نمایش زندگی بلبل، میوه فروش دوره گرد تشریح می شود. در این نمایش نامه، بلبل با روی آوردن به دزدی، دروغ، عهدشکنی، تشکیل گروه فشار، رشوه دادن و حتی قتل غیر عمد به یک مقاطعه کار ساختمانی ثروتمند تبدیل می شود. در روند این تحرک اجتماعی ابتدا عناصری مانند فرهنگ، بیگانگی و میل به ارتقا، مبارزه و رقابت بررسی می گردد و پس از آن از پدیده هایی همچون خودکشی، خودکامگی، مهاجرت و اعتصاب کارگران هم سخن به میان می آید. قهرمان نمایش اکبر رادی، گرچه موفق به بهبود جایگاه اقتصادی خود می شود اما به دلیل رفتارهای ناهنجار اجتماعی، نمی تواند جایگاه فرهنگی خویش را تغییر دهد.
هر زبان داری ویژگی ها، ظرافت ها و لطافت هایی است که مختص همان زبان می باشد و چه بسا در حین ترجمه این لطافت ها و ظرافت ها ناپدید شود؛ اما به نظر می رسد در عین حال هر زبان دارای ابزارها و وسایلی است که می تواند بسیاری از لطافت ها و ظرایف زبان مبدأ را منعکس کند.
این امر یعنی انتقال ظرافت ها و لطافت های یک متن از زبان مبدأ به زبان مقصد درباره ی قرآن ضرورت و اهمیت صد چندان و بلکه بی نهایت می یابد؛ زیرا قرآن کلام خداوند و نقشه ی راه است برای انسان در همه ی عصرها و دوره ها که همین ویژگی قرآن را بر هر متن بشری برتری داده و ترجمه ی آن را نیز حساس و دشوار ساخته است. این متن مقدس دارای بیانی زیبا است که بسیار هنرمندانه و حکیمانه ساخته و پرداخته شده است و ظرافت ها و لطافت های ادبی و زبانی به کار رفته در آن در راستای معانی رفیع آن می باشد.