امیری فیروزکوهی ‘متخلص به ((امیر)) شاعر قصیده سرا و غزل پرداز معاصر‘از خاندانی است صاحب نام. او درمیان سخنوران معاصر چهره ای دارد شناخته شده با تمام ویژگیهای یک شاعر طراز اول. امیری نه تنها در حوزه غزل و قصیده ‘بلکه در میدان انواع دیگر شعر ‘ طبعی دارد به روانی آب ‘ زلال و صاف. اگر چه غزلش در نازک خیالی غزل صائب را به یاد می آورد ‘ اما شهرتش در پیروی از سبک هندی بیشتر به جهت دفاع توأم با هواداری و مهرورزی از صائب و سخنوران سبک هندی است ‘وگرنه شعرش از سبک عراقی ملاحتی دارد خوش .
اساسی ترین زمینه های تحول در زبان و ادب ایران پس از اسلام، در قرن ششم با قدرت یافتن سلجوقیان شکل گرفته است. از جمله پیامدهای تحولات سیاسی- اجتماعی عصر یاد شده، گسترش جغرافیایی شعر، تحول در زبان، فکر و صور خیال و در یک کلمه، تغییر و تحول در سبک بوده است. دشواری و دیریابی شعر قرن ششم از جمله ویژگی های سبکی این دوره به شمار می رود.شعر انوری، نمونه ای از دشوارگویی در آن دوره است. شروح کهنی چون شرح شادی آبادی، شرح ابوالحسن فراهانی و کوشش های اخیر و مرحوم مدرس رضوی و استاد ارجمند شهیدی، شواهدی بر این مدعاست.نگارنده برآن است تا در این مقاله، نکته ای را از دیوان این شاعر خراسانی شرح کند قرن ششم هجری به دلایل بسیار، از جمله قدرت یافتن سلجوقیان، مطرح شدن عراق در برابر خراسان، راه یابی زبان دری به عراق و آذربایجان و درآمیختن با دیگر لهجه ها، انتقال مجالس و محافل ادبی به این منطقه و ... در تاریخ ادبیات ایران قابل توجه و بررسی است.
شاعران و نویسندگان برجسته صاحب سبک خاصی هستند که در تاریخ ادبیات به نام آنها ثبت است. در این مقاله سبک شاعر ایرانی، طالب آملی (ف 1036 ه ق) مورد تحلیل قرار گرفته است. سبک طالب در حد وسط دو جریان عمده شعر فارسی عصر صفوی، یعنی شاخه هندوستانی و شاخه ایرانی آن قرار دارد. در این نوشتار مشخصه های سبکی شعر طالب در دو بخش زبان (واژگان و نحو) و بیان (عناصر بلاغی) شناسایی و با ذکر نمونه هایی معرفی شده است.
هدف از تحریر مقاله حاضر، باور نگارنده نسبت به گویای واقعیت زیر است. به نظر می رسد ،آنچه را تاکنون در منابع دستور زبان فارسی تحت عناوین اصطلاحاتی چون(( بند وابسته قیدی )) و یا (( حرف ربط مرکب )) مورد بررسی قرار گرفته است ‘ براساس تحلیل زبان شناختی استوار نیست . در سطور نوشته حاضر‘ سعی می شود تا از یک طرف آن دسته از بندهای وابسته قیدی که دارای عنصر ((که )) هستند به صورت بند وابسته موصولی تحلیل شود‘ و از طرف دیگر هر حرف ربط مرکب ‘ به صورت مجموعه ای متشکل از گروه اسمی و حرف ربط استدلال گردد. بدین منظور در وهله اول تجزیه جملات مرکب مورد بحث قرار میگیرد و سپس نشان داده می شود که تا چه حد رویارویی تحلیل سنتی از این پدیده با ملاک های ارائه شده در مقاله حاضر تعارض دارد .