شعر فارسی،از اوائل سدة سوم هجری، در قالب عروض عربی سر برآورد، و در ترکیبهایی ساده و نسبتاً ابتدایی، و مضامینی گاه بسیار ناپخته این سو و آن سو پراکنده شد. مقاومت و سپس پویایی اینی شعر نو پا، در برابر شعر استوار و دیرپای عربی که از آبشخور شعر جاهلی و بخصوص قرآن کریم سیراب می شد، خود پدیده ای ست شگفت آور. پیداست که سخن سرایان ایرانی- تقریباً همه بدون استثناء – بر زبان و شعر عربی آگاهی تمام داشتند و لاجرم در سروده های خویش از آن تأثیر می پذیرفتند. اما شعر فارسی به سرعت نضج یافت و شاعران اندک اندک دست به نوآوری زدند و نکته هایی یافتند که گاه در شعر عرب، مانند نداشت. پس آنگاه این سؤال مطرح می شود که آیا شعر عربی در این هنگام از فارسی تأثیری پذیرفته است یا نه. ما در منابع خود تعدادی شعر یافته ایم که بنا بر تصریح مؤلفان، ترجمة اشعار فارسی بوده است. از این میان، آن دسته از اشعار را که معادل فارسی شان یافته شده (به استثنای یک مورد) برگزیده در اینجا نقل کرده ایم.
سیمای ابراهیم در مثنوی علاوه بر مقام نبوت ‘ سیمای عارف کاملی است که در مبارزه با بت نفس ‘ الگوی سالکان و مریدان بحر صفا گشته است . مولوی در داستان ابراهیم با توجه کامل به اشارات و دقایق قرآنی ‘ به ذکر سرگذشت شیخ کاملی می پردازد که در میدان نظر و عمل سربلند و پیروز ‘ مراحل فنای فی الله را پشت سر می گذارد و با اطمینان کامل به مرحله شهود بقا نایل گردیده و به مقام خلیل اللهی می رسد . ابراهیم از نگاه مولانا بیانگر سیر تخلی و تحلی و تجلی عارف است .
ضیاء نخشبی یا ضیاء الدین نخشبی در گذشته به سال 751 هجری یکی از ادبا و شعرا و مترجمان و صوفیان معروف شبه قاره است که در اواخر قرن هشتم هجری در بدایون هندوستان می زیسته است . وی برای امرار معاش ‘ طبابت را به عنوان پیشه خود برگزیده بود . به لحاظ اختیار زاویه عبادت و تمایل به خمول و گمنامی متأسفانه شرح حال و اطلاع کاملی از او در دست نیست ‘ چنانکه خود او گوید : نخشبی با خمول خود می ساز گوشه دیگر دکان دگر باشد وی دارای چند اثر فارسی است از قبیل : طوطی نامه ‘ سلک السلوک ‘ جزئیات و کلیات (چهل ناموس) ‘ گلریز ‘ شرح دعای سریانی و... جزئیات و کلیات او مجموعه ای است از مقالات آمیخته از نظم و نثر فارسی درباره جسم آدمی . این کتاب به چهل بخش (ناموس) تقسیم شده است و نویسنده درهریک از ناموس ها یکی از اعضای رئیسه بدن آدمی را با نثر موزون ادبی و عرفانی شرح می دهد و دانسته های پزشکی خود را در همان ناموس فرایاد مخاطبان می آورد .وی سخن خود را در هر یک از ناموس ها (اعضاء) با غزلی در ردیف همان ناموس به پایان می برد و بنابراین علاوه بر مطالب پراهمیتی که در این کتاب است ‘ چهل غزل با ردیفهای : موی ‘سر‘پیشانی‘رخسار‘چشم ‘... و پای را شامل است .