فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۹۴۱ تا ۵٬۹۶۰ مورد از کل ۱۷٬۰۲۸ مورد.
سخنهای دیرینه یادآوریم
حوزههای تخصصی:
آسیب شناسی کارنامه سعدی پژوهی
حوزههای تخصصی:
نویسنده این مقاله با بررسی کارنامه سعدی پژوهی در سالهای مختلف، آن را شایسته نقد میداند و نکاتی از قبیل توجه به موضوعات تکراری و عدم توجه به موضوعات جدید در پژوهش، عدم استقبال از متنشناسی آثار سعدی ـ که بسیار حائز اهمیت است ـ را مورد نقد و بررسی قرار میدهد. وی همچنین توجه به پژوهش در متن آثار سعدی از دیدگاه ساختارگرایی و پساساختارگرایی، نقد فرمالیستی، تحلیل زبانشناسی و بررسی عوامل زیباییشناسی را توصیه می نماید.
خیام یا شاعر ریاضی دان
حوزههای تخصصی:
«رند» حافظ و «بائول» تاگور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«بائول» یعنن مجذوب الحال و شیفته، این واژه، از ریشه «بایو» / bayu و در سانسکریت «وایو» / vayu گرفته شده است و به گروهی از درویشان وارسته که اعتنایی به دنیا و قیود آن ندارند، اطلاق می شود. درویشان بائول، حاصل تلفیق تعالیم صوفیان، اوپانیشادها (کتاب مقدس هندوان) و تفکر بودایی می باشند. این درویشان که بیشترشان هندو و برخی از آنها مسلمانند، از تمامی قید و بندها، رها هستند. به عبارت دیگر، این «از رنگ تعلق آزادگان»، به هیچ رسم و قراری در این جهان، پای بند نیستند و از هیچ سازمان خاصی نیز، اطاعت نمی کنند، اگر از «بائولی» پرسیده شود که چرا از هیچ دستور، قانون و قیدی، پیروی نمی کنند، در پاسخ خواهد گفت: «مگر ما سگیم که پس مانده دیگران را برگیریم؟ مردان شجاع از یافته های خود بهره می برند. ترسوها، قدرت دریافت مستقیم ندارند و از آن دیگران استفاده می نمایند.».«بائول ها» به همه انسان ها، از هر طبقه، نژاد، ملیت و مذهب، احترام می گذارند و با تفرقه، تعصب و سنتهای جدایی افکن که چون حجابی سخت، دل ها را از هم دور می کند، موافقتی ندارند. صلای بی رنگی و وحدت مذاهب، عصاره اعتقاد و منش آنان است، اشعارزیر که یادآور وسعت بینش عرفانی بزرگانی چون مولی، حافظ و...» می باشد – نمودار صفا و یک رنگی «بائول ها» است ...
بررسی تطبیقی مفاهیم مقاومت و پایداری در اشعار فدوی طوقان و طاهره صفارزاده(مقاله علمی وزارت علوم)
شاهنامه در سفینه تبریز
حوزههای تخصصی:
بررسی تطبیقی ژرف اندیشی در شعر محمود درویش و قیصر امین پور
حوزههای تخصصی:
شعر مقاومت علاوه بر اینکه سلاحی مبارز است، گاهی رنگ نجوا یی به خود می گیرد که در قالب تأمّلات شعری به تعالی انسانی می اندیشد؛ این ژرف اندیشی ها در شعر مقاومت عربی و فارسی به خوبی جلوه گر است. با توجه به تأثیر و تأثرمتقابل دو ادبیات مقاومت فلسطین و انقلاب اسلامی ایران، مضامین تأملی همسانی را در شعر شاعرانی همچون؛ محمود درویش - شاعر مقاومت فلسطینی - و قیصر امین پور - شاعر انقلابی ایرانی - مشاهده می کنیم؛ از جمله این مضامین، پدیده مرگ و زندگی و درون اندیشی یا ذات شناسی است. این تحقیق با روش توصیفی- تحلیلی به دنبال جلوه های ژرف اندیشی در شعر این دو شاعر فارسی و عربی است.
نتیجه تحقیق حاکی از آن است که پدیده مرگ و زندگی در اشعار هردو شاعر به دو گونه پدیدار می شود: زندگی و مرگ های روزمره و همیشگی بدون هیچ فلسفه ای و دیگری مرگی که در عقیده آنها زیبا و دوست داشتنی است و دریچه ای است به سوی جهانی بدون قفس و آزاد و رسیدن به زندگی حقیقی جاودانه، و تأمّلات درونی در اشعار این دو شاعر با ویژگی انسان مداری همراه شده است که به این طریق حیرت و پرسشهای خود را درباره جایگاه انسان معاصر در جهان امروز بیان می کنند؛ دغدغه دیگر قیصر در تأمّلات درونی، بازگشت به خویشتن و دغدغه درویش، هستی شناسی است که بتواند شک وتردید خود را درباره وجود خویش، از بین برد. پرسش های حیرت انگیز و بی پاسخ درباره هستی در تأمّلات امین پور بیشتر است؛ اما در اشعار تأمّلی درویش، بیشتر شاهد زورآزمایی با مرگ و سؤال از ذات هستیم.
الألفاظ الفارسیة فی آثار الجاحظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یعدّ العصر العباسی فترة ذهبیة للأدب والعلم فی التاریخ الإسلامی وقد تسربت الثقافة الفارسیة فی المجتمع العباسی وتبلورت ملامحها فی طیّات کتب الأدب وأضابیرها واعتبر البعض ذلک سیطرة الأثر الفارسی ونفوذه الغالب ولکن هل هم مصیبون فیه؟ لقد حاولنا الإجابة عن هذا السؤال ولقد تراءت بین حین وآخر وقد اتسمت الثقافة فی هذا العصر بطابع فارسی واستمدّ المجتمع العباسی فی عصره الأول بعض العناصر الثقافیة من الثقافة الفارسیة وتبلور بذلک الأثر الفارسی فی تکوین الثقافة الإسلامیة. لقد تواردت الألفاظ الفارسیة ذات دلالات مختلفة لتکشف ظاهرة التفاعل والتمازج الثقافی الذی مهّد الأرضیّة لتشیید صرح الثقافة الإسلامیة الراقیّة بما تداخل فیها من الأثر الفارسی.
وقد قمنا بضبط ألفاظ الثقافة العباسیّة مصنّفة فی مجالات الحیاة المختلفة، وموثقة فی ضوء نصوص کتب الجاحظ، مع دراسة دلالتها بدقّة فی ضوء معاجم التراث العربی وتأصیل الدخیل من الفارسیة . وتعدّ أعمال الجاحظ من خیر النماذج التطبیقیة للحضور الفارسی فی الثفافة الإسلامیة .
وقد توصّلنا إلی أنّ هذا الأثر الفارسی ینمّ عن ظروف مهّدت الأرضیة للتواصل والتفاعل بین الثقافات الوافدة فی العصر العباسی ما نتجت عنه الحضارة الإسلامیة وطلیعة التطور فی جمیع المجالات العلمیة والثقافیة وصوّرنا بذلک جانباً من هذا التواصل.
فرایندهای معادل یابی فرهنگستان در حوزه رایانه و فنّاوریِ اطّلاعات و پذیرش معادل ها در کُتب آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حوزه رایانه و فناوریِ اطلاعات یکی از حوزه هایی است که متخصّصان فرهنگستان زبان و ادب فارسی را بر آن داشته تا به منظور رعایت اصول موضوعهحفظ زبان فارسی و در جهت بقای زبان فارسی به عنوان زبان علم، به واژه گزینی سازمان یافته و روشمند مبادرت ورزند. تحقیق حاضر شامل دو بخش می باشد. بخش اول به بررسی فرایندهای معادل یابی فرهنگستان در حوزه رایانه و فناوری اطلاعات می پردازد که از جمله این فرایندها: واژه قرضی، ترجمه قرضی، تعبیر قرضی، ترجمه و تعبیر قرضی ، تغییر قرضی و واژه سازی می باشد. در این میان فرایندهای معادل یابی بر اساس ترجمه و تعبیر قرضی و همچنین واژه سازی از فراوانی بیشتری نسبت به دیگر فرایندها برخوردار بوده است. در بخش دوم تحقیق واژه ها و اصطلاحات تخصّصی کاربردی در آموزش رایانه و فناوری اطلاعات مصّوب فرهنگستان با واژه ها واصطلاحات به کار برده شده در کتب آموزش رایانه و فناوریِ اطلاعات مقایسه شدند. میزان پذیرش مطلق معادل هایِ مصّوب فرهنگستان در این حوزه کمتر از یک سوم واژگان و میزان پذیرش نسبی واژگان مصّوب بسیار کم است، امّا بیش از نیمی از معادل های مصّوب حتی یک بار نیز در این کتب به کارنرفته اند.
نقد انگاره بی بهرگی فرشته از عشق در شعر حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی سال دهم بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱۸
133 - 162
حوزههای تخصصی:
معنای انگاره فرشته در اندیشه حافظ، در تطبیق اثر با سایر متون صوفیه، دستخوش تحولی جدی شده است. غالب حافظ پژوهان بر این باورند که حافظ عشق را همان بار امانت الهی تلقی می کند که منحصراً به انسان سپرده شده است و در مقابل، فرشتگان را از عشق بی نصیب می داند. با وجود این، مقایسه نشانگان موجود در شعر حافظ، با صورت بندی های مفهومی موجود در تألیفات سایر صوفیه، صحت این گزاره را مورد تردید قرار می دهد. ادعای حافظ مبنی بر بی بهرگی فرشتگان از عشق، از آنجا که با رویکرد کلی عرفای اسلامی یعنی سیطره عام عشق در جهان خلقت تضاد دارد، شایسته بازنگری است. به نظر می رسد که حافظ در این میانه بیش از همه از عطار نیشابوری تأثیر پذیرفته و با وجود اعتقاد به سیطره عام عشق در جهان خلقت، نقطه کمال عشق را که همان دَرد عشق است، مخصوص انسان می داند. این در حالی است که حافظ پژوهان عمدتاً این دیدگاه حافظ را به گونه دیگری تفسیر کرده اند. در خلال این تفاسیر، بسیاری از مفاهیم و مضامین شعر حافظ از دسترس فهم مخاطب خارج خواهد شد. این مقاله با تبیین یکی از استعاره های بنیادین موجود در متون تصوف، یعنی «دُردی دَرد»، و مقایسه گزاره های مرتبط با آن در شعر حافظ و سایر تألیفات اهل تصوف به بازخوانی انگاره فرشته و بهره آنان از عشق در متن اندیشه حافظ می پردازد.
بازگشت به شیراز
حوزههای تخصصی:
داستان های تاریخی
حوزههای تخصصی:
نقش دانش فرامتنی در ترجمه متون ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله قصد بر این است که نقش دانش فرامتنی که به آن دانش پیشینه نیز می توان گفت، در ترجمه ادبی مورد بررسی قرار گیرد. یک ترجمه می تواند به دو شیوه انجام پذیرد، روش میان زبانی و روش درون زبانی. در ترجمه میان زبانی، اثری از زبان مبدا به زبان دیگر بر گردانده می شود، یعنی ترجمه میان دو زبان صورت می گیرد، در حالی که در روش درون زبانی، یک اثر از شکلی در زبان مبدا به شکلی دیگر در همان زبان انتقال می یابد.
این مقاله نشان خواهد داد که ترجمه متون ادبی اعم از این که ترجمه میان زبانی یا درون زبانی بحساب آید نباید منحصراً به برگرداندن مؤلفه های ظاهری متن اکتفا کند، لازم است تا آنجایی که ضرورت دارد بر تصاویر ذهنی فرامتنی که در ترکیب بیرونی متن بیان نشده است استوار باشد.