فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۵۶۱ تا ۷٬۵۸۰ مورد از کل ۱۷٬۰۲۸ مورد.
پاره های ایران شناسی
حوزههای تخصصی:
داستان زال و رودابه
حوزههای تخصصی:
شیخ چغندر فضیل عیاض ایرانی
منبع:
حافظ اسفند ۱۳۸۶ شماره ۴۸
حوزههای تخصصی:
ترجمه متون دینی: بحران اصطلاح شناسی (مشکلات ترجمه متون دینی به فارسی)
حوزههای تخصصی:
فراتر از کلمه (چند ملاحظه در باب آسیب شناسی ترجمه متون دینی)
حوزههای تخصصی:
هو الظاهر و الباطن علم ظاهر و باطن یا ظاهر و باطن علم (پیرامون علم و معرفت در مثنوی معنوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی ادبیات حوزه های ویژه مولانا پژوهی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و..]
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی عرفان ادبی
- حوزههای تخصصی ادبیات حوزه های ویژه عرفان و تصوف در ادبیات بررسی مفاهیم عرفانی و اصطلاحات تصوف در ادبیات
قوتِ اصلیِ بشر، نور خداست
مولانا و گیر و دار جبر و اختیار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسالهی جبر و اختیار یا آزاد بودن و یا آزاد نبودن انسان در انجام کارها و افعال موضوعی است که همراه با خردگرایی و خردوری انسان و بارمند بودن به آن اگرچه از هنگام ظهور فلاسفه در یونان بوده است؛ اما در تمدن و فرهنگ خاورمیانه، بویژه در ایران پس از ظهور اسلام و گرویدن ایرانیان به آیین تازه و آشنایی آنان با فلاسفه های ارسطو افلاطون و نو افلاطونیان از راه ترجمه های عربی مورد توجه قرار گرفت، و این باور اگرچه وسیله فرقهی خردگرای اسلامی به نام معتزله در تمدن اسلامی رواج پیدا کرد اما فرقهی اشعریه یا اشاعره به مبارزه با آن پرداخت، و پس از مدتها همین باور خردمندی انسان وسیلهی فرقهی دیگر اسلامی نشر و تبلیغ شد چنانکه دیوان شاعران در سده های پنجم و ششم از همین باور پر است.مولانا جلال الدین را که می توان در سیر ادبیات منظوم ایران «متمم» شعر و نظم عارفانه به شمار آورد با توجه به عقلمند بودن انسان در اثر عرفانی خود – مثنوی- در ضمن داستانها و تمثیل ها خواسته است انسان را مختار و آزاد معرفی کند، اما باید گفت در این داستانها با توجه به مسایل جبری که برای اثبات مختار بودن انسان به نظم کشیده باز هم در اثبات اختیار آنچنان که به جبر استناد کرده و خود نیز طبق روش افتنانی در مثنوی نتوانسته است از کمند جبر رها شود و گویی در میان این دو نیروی حاکم بر سرنوشت انسان غربت زده در پهنهی گیتی درگیر بوده است در این نوشته مواردی را از مثنوی با توجه به این دو موضوع فراهم کرده و از نظر می گذراند.
نفوذ معنوی مولانا در ادبیات غرب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مولانا جلال الدین محمّد بلخی ،عارف وارسته ای است که آیین او عشق و کلامش دعوت به یگانگی است. در میان شاعران ایرانی ، هیچ یک از لحاظ وسعت دامنة تأثیر در خارج از ایران با مولانا برابری نمی کند. سالها پس از درگذشت مولانا، دامنة این تأثیر گسترش بسیاری پیدا کرده و به ادبیات کشورهای غربی راه یافته است. از نخستین کسانی که در ادبیات غرب از مولانا تأثیر پذیرفته اند ، می توان ادوارد براون ، نیکلسون ، آربری و دیگر خاورشناسان انگلیسی را نام برد. در میان پژوهشگران و خاورشناسان آلمانی ، دووالنبرگ ، روکرت، ریتر، شیمل و جز آنان آثار ارزشمندی دربارة مولانا نوشته اند. خاورشناسان اتریشی نظیر فون هامر پورگشتال و شوانا، خاورشناسان و ادبای فرانسوی از جمله هوار، ماسینیون، بارس و خاورشناسان ایتالیایی چون بوزانی و اسکارچیا هم در تأثیر پذیری از مولانا بی بهره نبوده اند. در سوئیس ، اسپانیا، چک و اسلواکی ، سوئد ، مجارستان ، نروژ و حتی هلند نیز آثاری توسط خاورشناسان دربارة مولانا پدید آمده است. درژاوین و عادل اف از خاورشناسان روسی و امرسون ، جکسون ، بارکس و لوئیس شاعران و خاورشناسان امریکایی هم از جمله مولانا پژوهان در کشورهای خود بوده اند.
جهان تشنه ی پیام مولاناست
حوزههای تخصصی:
صدای سخن عشق در دیوان شمس
حوزههای تخصصی:
پرتو عشق در کلام مولانا
حوزههای تخصصی:
دعا در مثنوی
ادبیات کودکان وسانسور(اهمیت زبان مادری با تاکید بر زبان کردی، گویش کردی جنوب}کلهری، فیلی، لکی)
حوزههای تخصصی:
موضوعی که در این مقاله مورد بحث و بررسی قرار می گیرد ادبیات کودکان است . پر واضح است که در این منطقه زبانی از کشور نمی توان از ادبیاتی به اسم ادبیات کودکان سخن گفت. واقعیت این است که با وجود محدودیت های کمی و کیفی در عرصه تولید آثاری از قبیل شعر و داستان در این زمینه(جدای از بحث فولکلور) اساس وجود ادبیات کودکان در حوزه ی زبانی کُردی جنوب زیر سئوال می رود.لذا این مطلب به علل و عواملی که باعث ایجاد ضعف ساختاری و عدم شکل گیری ادبیات کودکان در این منطقه شده است خواهد پرداخت. پاره ای از این عوامل ریشه اجتماعی دارد که هم به عنوان محرک و مشوق افراد برای ورود به این عرصه و هم به عنوان بستر زبانی مهیا برای تولید آثار در این زمینه نقش ایفاء می کند. پاره ای دیگر از این عوامل نیز به نظام فرهنگی ما برمی گردد به طوری که حتی اگر جامعه را پذیرا و مهیای این موضوع بدانیم در صورت عدم وجود یک برنامه منسجم فرهنگی و حمایت درست اقتصادی در این حوزه همچنان با مشکل مواجه خواهیم بود. این مقاله به تمامی دغدغه های ذهنی جامعه ما در این حوزه نمی پردازد، بلکه صرفاً به گوشه ای از آن ها اشاره ای گذرا داشته و بیشتر با هدف ایجاد سوال و طرح موضوع در این زمینه نگاشته شده است.
شاهنامه و نجوم
حوزههای تخصصی:
در دنیای پُر از راز و رمز شاهنامة فردوسی، و در کنار شگفتی های ادبی و هنری که این اثر حماسی و ملّی را در ردیف بزرگ ترین شاهکارهای حماسی جهان قرار می دهد، آن چه کمتر مورد توجّه قرار گرفته است، آشنایی این حکیم بزرگ با علوم و فنون روز و بازتاب دانش ها و اطلاعات خود در شاهنامه است. آشنایی و حتی دانایی بسیارِ او در علم نجوم نیز امری است که نباید از آن به سادگی گذشت. پژوهش حاضر بر آن است تا از این منظر به این اثر بزرگ بپردازد.
آموزش دستور زبان فارسی در دانشگاه، چالش ها و راهکارها
حوزههای تخصصی:
بررسی مشکلات آموزش واحد درسی «دستور زبان فارسی 1» در دانشکده های گوناگون بیانگر وجود معضلاتی در تدریس این واحد درسی است که می توان آن را در دو سطحِ منابع انسانی و منابع درسی بررسی کرد. بحث منابع انسانی به دو متغیّر یعنی مدرس و دانشجو اختصاص می یابد. بدیهی است که پاسخ معضلات این حوزه را باید خارج از واحد درسی دستور زبان بررسی کرد. بحث منابع درسی، متضمّن بررسی معضلات متون درسی دانشگاهی است که به باور نگارنده، ایراد اساسی آن، اختلاف اصطلاحات درسی و شیوة آموزش در این متون در مقایسه با منابع درسی دورة متوسطة عمومی است.
نگارش این مقاله کوششی است در پاسخ به معضلات متون درسی «دستور زبان فارسی» در دانشگاه ها که در حیطة واحد درسی «دستور زبان فارسی» قابل بررسی و اصلاح است. این معضل از راه های بررسی مشکلات کتاب های درسی دورة متوسطة عمومی و کتاب های دانشگاهی، پیدا کردن موارد اختلاف و ارایه شیوة واحد، حل شدنی است. از این رو، هدف این مقاله، دستیابی به طرحی برای هماهنگ سازی اصطلاحات دستوری و ارایة شیوه ای واحد در تبیین مفاهیم دستور زبان فارسی با تکیه بر کاربرد در فراگیری متون ادب فارسی است.
تحلیل نوع ادبی سمک عیار
حوزههای تخصصی:
سمک عیار، ازآثار ادبی قرن ششم است که فرامرز بن خداداد الارجانی آن را از زبان یکی از قصه پردازان زمان ـ صدقه بن ابی القاسم شیرازی ـ تحریر کرده است. محققان ادبیات، دربارة نوع ادبی سمک عیار، نظر واحدی ندارند؛ گروهی آن را حماسه می دانند و برخی دیگر رمان و عده ای نیز آن را رمانس به شمار می آورند. در این پژوهش، افزون بر تعریف حماسه، رمان، رمانس و قصه و برشمردن ویژگی های این انواع و سنجش تطابق سمک عیار با هر کدام از آنها، مشخص خواهد شد که اطلاق حماسه، رمانس و رمان بر سمک عیار نادرست است و باید آن را قصه پهلوانی ـ تخیلی نامید که با آرمان ها و آرزوهای بشر پیوند خورده است.