فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۹۶۱ تا ۲٬۹۸۰ مورد از کل ۱۱٬۱۸۳ مورد.
منبع:
International Journal of Language Testing, Volume ۱۱, Issue ۲, Summer and Autumn ۲۰۲۱
122 - 141
حوزههای تخصصی:
The present study aims at scrutinizing the inference complexity level (henceforth ICL) of test items of the Iranian State University TEFL Ph.D. entrance exam (ISUTPEE) from 2010 to 2017 through the lens of Kintsch's construction-integration theory (C-I) (Kintsch, 1988, 1998). Though there is ample research on inferencing in the field of reading comprehension, the existing literature reveals a serious gap in relation to inferencing complexity of test items in high-stakes exams that exert profound effects on the academic achievements of the individuals. Inferencing is examined in this study to explore the ICL of the test items of the Special Knowledge Test (SKT) according to three levels of memory representations of Kintsch's model: the surface model, the textbase, and the situation model. To this end, the test items for eight consecutive years of the ISUTPEE were examined in relation to the three distinct kinds of mental representations. To ensure the reliability of coding by the researchers, two other specialist coders assessed the ICL of 33% of the items. The intraclass correlation among the three sets of codes was 0.91. The results of the study showed that a large number of questions, accounting for more than 80% of the items, merely activate the surface and the textbase model of information representations in memory. Furthermore, the ICL for each of the four parts of SKT was examined. This analytical study carries a stark warning regarding a deficiency of systematic attention to ICL in the development of test items.
بررسی و تحلیل کارکردهای مشترک دوگان سازی در چند زبان و گویش رایج در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش فرایند دوگان سازی بر پایه داده های چند زبان و گویش رایج در ایران (و همچنین به اقتضای تحلیل ها و بحث های مقاله، شماری از زبان های خارج از ایران) در چارچوب دیدگاه های اینکلاس و زول (2005) بررسی و تحلیل می شوند. هدف اصلی پژوهش، پاسخ دادن به این دو پرسش است: 1. کارکردهای اصلی دوگان سازی در زبان ها و گویش های رایج در ایران، کدام هستند؟ 2. چه تبیینی می توان برای کارکردهای مشترک دوگان سازی در زبان های مختلف ارائه کرد؟ با هدف پاسخ دادن به این پرسش ها، پس از طرح مسئله و بیان روش شناسی پژوهش، نخست پژوهش های پیشین مرور، سپس داده های پژوهش بررسی و تحلیل و سرانجام مجموعه ای از بحث ها و نتیجه گیری ها در پیوند با تحلیل های مقاله ارائه می شوند. تحلیل ها و بحث های پژوهش نشان می دهند که در زبان ها و گویش های بررسی شده، از دوگان سازی برای افزودن معناهای گوناگونی به پایه بهره گرفته می شود. بررسی های پژوهش همچنین نشان دهنده آن است که اسم سازی یکی از کارکردهای دوگان سازی در زبان ها و گویش های رایج در ایران است. افزون بر این ها، در بخش تحلیل داده ها، استدلال می شود که در چارچوب انگاره اینکلاس و زول، نمی توان تبیین رضایت بخشی برای برخی از داده ها ارائه کرد و بنابراین لازم است که سامان دیگری بر این انگاره حاکم شود تا توان تبیین انواع بیش تری از دوگان سازی را داشته باشد. در تبیین پدیده دوگان سازی نیز استدلال می شود که توجه به رابطه صورت و معنا در دوگان سازی بسیار راه گشا است. همچنین، از رهگذر ارائه برخی داده ها و تحلیل آن ها، گفته می شود که ساخت های دوتایی مبتنی بر نام آواها را نیز می توان گونه ای دوگان سازی دانست.
Leading with Blindfolds? An Exploration of ESL Teachers’ Awareness of Semantic Differences
حوزههای تخصصی:
Teachers of English to Speakers of Other Languages (TESOL) assume different roles amongst which is leadership. To lead effectively, they need to possess some significant awareness of the language in order to adequately respond to learners’ needs. One domain of awareness is the ability to distinguish between structurally similar, yet semantically different structures. This study set out to assess ESL teachers’ level of semantic awareness in view of establishing their readiness to meet learners’ needs within their Zone of Proximal Development (ZPD). The Follow-up Explanatory Research Design was used. Data on the cognitions of ESL teachers were elicited from a questionnaire survey while a test was used to quantify ESL teachers’ language awareness levels in the domain of semantics. The quantitative data from the test were analyzed using frequencies and simple percentages while the qualitative data were analyzed using the framework of Content Analyses. The findings reveal that though ESL teachers overestimate the level of their knowledge base in components that have a bearing on semantics awareness, a majority of them do not wield beyond a fundamental level of awareness as concerns applying that knowledge to differentiate the meanings of structurally similar pairs of sentences. It is therefore crucial for English language pre-service and in-service teacher training to seek ways of enhancing the professional knowledge base of ESL teachers especially in domains that are critical to establishing differences between pairs of sentences that tend to be similar.
مقایسه توان شبیه سازی ادراکی در کودکان مبتلا به اختلال ویژه خواندن و کودکان طبیعی از دیدگاه شناخت جسمی شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طبق رویکرد زبان شناسی شناختی، ساختار مفهومی ما ذاتاً جسمی شده است و موضوع مهمی که در شناخت جسمی شده مطرح می شود این است که سیستم های ادراکی و حرکتی نقش بسیار مهمی بر روی عملکردهای عالی شناختی نظیر حافظه، تشخیص اشیاء، درک زبان و تصویرسازی ادراکی و حرکتی ایفاء می کنند. در همین راستا، طبق اطلاعات به دست آمده از مطالعات رفتاری و عصب شناختی مشخص شده است که یادآوری تجارب ادراکی منجر به فعال سازی ساختارهای ادراکی مشابه در مغز می شود. با این توضیح، پرسش مهمی که پیش می آید این است که آیا نقص در مهارت ادراک دیداری بر شبیه سازی ادراکی حین پردازش زبان اثرگذار است یا خیر. پژوهش حاضر سعی دارد تا با استفاده از آزمون جفت کردن تصویر با جمله، پاسخ این پرسش را پیدا کند و به بررسی این موضوع بپردازد که تا چه میزان کودکان مبتلا به اختلال ویژه خواندن قادرند مفاهیم ادراکی (شکل و جهت) که به صورت ضمنی در جمله مطرح شده اند را شبیه سازی کنند. بدین منظور 17 کودک 8 تا 13 ساله مبتلا به اختلال ویژه خواندن و 17 کودک 8 تا 13 ساله طبیعی در شهر شیراز مورد مقایسه قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان می دهد تفاوت معناداری در آزمون شبیه سازی ادراکی میان دو گروه وجود دارد و کودکان مبتلا به اختلال خواندن کمتر قادر به فعال سازی شبیه سازی ادراکی هستند و به درستی نمی توانند تفاوت میان تصاویر همخوان با ناهمخوان را تشخیص دهند. نتایج به دست آمده بیانگر آن است که تجارب جسمی شده نقش بسیار مهمی در پردازش زبان ایفا می کند و نقص در مهارت ادراک دیداری می تواند تاثیر منفی بر فعال سازی شبیه سازی ادراکی داشته باشد که این موضوع تأییدکننده ماهیت جسمی شده زبان و ارتباط میان زبان با دیگر مهارت های شناختی است.
L'intelligence émotionnelle, modérateur de l'effet de l'intelligence multiple sur l'apprentissage du français. Cas d'étude : étudiants en licence de l'Université de Tabriz(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Nous nous intéressons dans cette recherche à la portée de l’effet modérateur de l’intelligence émotionnelle dans la relation de l’intelligence multiple avec l’apprentissage du FLE. Nous nous occupons, en particulier, de la façon dont cette intelligence affecte le processus d’apprentissage en gérant les émotions des apprenants et leur motivation à apprendre. En nous appuyant sur le modèle de l’intelligence multiple de Gardner (1997) ainsi que les théories de Goleman (2000) concernant l'intelligence émotionnelle, nous nous proposons comme hypothèse que l’intelligence émotionnelle pourrait modifier l’impact des composantes de l’intelligence multiple sur l’apprentissage du français. Notre objectif est donc d'abord de mesurer le niveau de l'importance des intelligences multiples dans l'apprentissage du français et puis d'étudier la façon dont l’intelligence émotionnelle soutient ces dernières dans leur tâche. Une enquête de nature descriptive où la collecte des données suivait la méthodologie du sondage était menée au sein d'une université iranienne. Elle nous a permis d'affirmer que les intelligences interpersonnelle, visuelle-spatiale et musicale des apprenants iraniens du FLE contribuent à un meilleur apprentissage.
Mise en scène de la violence chez Tahar Djaout(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Tahar Djaout, auteur, poète et journaliste algérien, aborde dans ses écrits la violence qui persiste dans son pays dans la période allant de l’arrivée du Colonisateur à l’époque postcoloniale. Chez Djaout, la question qui se pose c'est que l'œuvre qui est naturellement polyphonique, à la croisée du fictif et factuel, d'une diversité de domaines, de langues et d'expressions (orale/écrite), à quel point pourrait éclaircir les problèmes de violence, d'identité, d'interculturel et de linguistique et à la fois a ttirer son interlocuteur. Pour pouvoir arriver à une synthèse de la mise en scène de la violence dans son œuvre, nous nous sommes essentiellement penchée sur trois de ses écrits : L es Vigiles , L'Exproprié et Le Dernier été de la raison qui se situent plutôt dans le cadre du roman, chevauchant entre le factuel et le fictif. En analysant les discours dans les romans précités, nous allons déduire qu’en associant le fond à la forme, Djaout parvient à montrer la violence qui secoue son pays .
Hypocritical Language and the Empire’s Double Lies: Pragmatic Study of the Selected Novels of George Orwell(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۹, Issue ۳۹, Winter ۲۰۲۱
91 - 105
حوزههای تخصصی:
World literature is replete with many texts that depict the imperialists using hypocritical language as an oppressive device for intimidating their subjects. The oppressors pretended to be the civilizers by inculcating the idea of “Benevolent Colonization” into the minds of the oppressed. In this paper, the researchers investigate how situational and linguistic contexts affect the meanings of utterances in George Orwell’s selected novels. It is aimed to remove the gaps in the multicultural world by scrutinizing the power of language pragmatically. The methodology is qualitative based on Grice’s theory of implicature. The novels under investigation both violate and adhere to the four maxims of Grice’s theory of Conversational Implicature. The findings of the paper indicate that language can be used as a suppressive weapon for supporting imperialist objectives or hamper satisfactory human relations, and that positive gifts of imperialism come with the caveat that they are being achieved at the cost of exploiting the oppressed.
بررسی فرایند ترکیب و دسته بندی آن از نظر معنایی و رابطه بین عناصر سازنده آن در زبان مازندرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر کلمات مرکب مازندرانی برگرفته از فرهنگ تبری (نصری اشرفی، 1381)، از نظر معنایی و رابطه بین عناصر سازنده بررسی شده است. برمبنای دسته بندی بیستو و اسکالیز (2005)، به عنوان چارچوب نظری پژوهش، ترکیب سه دسته اصلی همپایگی، اسنادی/ توصیفی و وابستگی را در بر می گیرد. این دسته بندی مبتنی بر روابط دستوری ممکن بین دو سازه در ساختارهای نحوی است. از نظر رابطه بین عناصر سازنده، ترکیب دو دسته فعلی و غیرفعلی را شامل می شود. تأکید مقاله حاضر عمدتا بر ترکیب فعلی و دسته بندی آن است. ترکیب فعلی نوعی ترکیب وابسته است که در ساختار آن سازه غیرفعلی، متمم سازه فعلی است. ترکیب های فعلی از نظر معنایی به چهار دسته موضوعی، غیرموضوعی، گروهی و مکرر تقسیم بندی می شوند. شواهد نشان می دهدکه انطباق نسبتا کاملی بین مازندرانی و دسته بندی بیستو و اسکالیز وجود دارد.
واکاوی کاربرد آرایه های «علم بدیع» در زبان های فارسی و انگلیسی با رویکرد تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به رغم تمام مشابهاتی که بین دو حوزه بلاغت ایرانی‑اسلامی و بلاغت انگلیسی‑اروپایی وجود دارد، توجّه بیشتر حوزه بلاغت ایرانی‑اسلامی به مباحث سه علم بیان، بدیع و معانی و درعین حال، گاه دقّت ورزی بیشتر در بلاغت انگلیسی‑اروپایی و توجّه بیشتر به بلاغت نوشتاری در گستره جغرافیایی ایران و بلاغت گفتاری در اروپا، از وجوهی است که این حوزه های بلاغی را از یکدیگر متمایز می کند. رویکرد تطبیقی به بلاغت در دو زبان فارسی و انگلیسی، به ویژه در طبقه بندی صِناعات مطرح بدیع که موضوعی اصلی این پژوهش است، به پژوهشگر در تحلیل جنبه های زیبایی شناسی سخن کمک می کند و موجب غنای بلاغت در هر دو حوزه زبانی می شود. ازاین رو، طرح پرسش هایی مانند چگونگی روش شناسی طبقه بندی بلاغت در زبان های فارسی و انگلیسی، میزان شباهت ها و تفاوت ها در چارچوب طبقه بندی بلاغت و چگونگی زیبایی شناسی بلاغت در این دو زبان، از پرسش های اساسی در چنین پژوهشی است که می کوشیم با روش تحلیل کیفی‑کمّی گرایانه و روش گردآوری کتابخانه ای اطّلاعات، به این پرسش ها پاسخ دهیم. دستاورد این پژوهش این است که در زبان های فارسی و انگلیسی، بیشتر می توان به بررسی تطبیقی علم بدیع در مقایسه با دو علم معانی و بیان پرداخت. علم بدیع، در بلاغت فارسی به عنوان یک دانش مستقل شناخته می شود، بسیار گسترده تر از بلاغت انگلیسی است که به عنوان علم خاصّی مطرح نیست و اصطلاحات و مفاهیم بدیعی در زبان انگلیسی، گاه با صِناعات علم معانی و بیان درهم آمیخته است و نیز مرزهای آرایه های لفظی و معنوی برخلاف زبان فارسی در زبان انگلیسی از یکدیگر چندان تفکیک نشده است.
واکاوی تغییر گفتمان در شعر دهه 1380 با تحلیل تقابل های زبان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از شیوه های مطالعه اشعار دهه 1380، واکاوی تقابل های دوگانه است که بخش هایی از معنا را نشان می دهد، زیرا اگر شاعری ارزش گذاری تاریخی تقابل ها را بپذیرد، هم سویی خود را با باورهای کلاسیک نشان داده است و اگر آن را نقد کند، تغییرات فکری و فرهنگی را در سطح فردی یا اجتماعی نمایان ساخته است. در تحلیل تقابل های متن، یکی از موارد بررسی، نوع رابطه ای است که نویسنده یا شاعر میان دو سوی تقابل برقرار می کند و از این حیث، شاعران دهه 1380 نشان داده اند، بسیاری از زیربناهای فکری و نوع ارزش گذاری ها در نزد آنان تغییر کرده است. هفت شاعر؛ یعنی ساره دستاران، مجید رفعتی، گروس عبدالملکیان، عباس صفاری، سارا محمدی اردهالی، شهاب مقربین و حافظ موسوی، آشکارا خوب و بدِ دو سوی تقابل، و به عبارت بهتر وجه مثبت و منفی یا ارزش و ضدارزش طرفین تقابل را بی اعتبار دانسته اند؛ و درواقع، بی اعتباری ارزش/ ضدارزش ها را در جامعه خود نقد کرده اند. روش تحقیق، توصیفی است و سطح مطالعه تقابل ها، بیشتر واژگانی و مفهومی است. یافته های پژوهش نشان می دهد این شاعران، هم درباره تقابل های عام و شناخته شده تشکیک می کنند؛ هم حوزه های تصویری جدیدی را متناسب با زبان و زمان، برای بی اعتبار دانستن سویه های ارزشی و ضدارزشی تقابل ها خلق می کنند.
واژه بست های ضمیری در گویش قاینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واژه بست ها واحدهای زبانی هستند که هم برخی از ویژگی های رفتاری واژه ها را دارند و هم دارای برخی از خصوصیات تکواژهای وابسته هستند. ازاین رو، شناسایی و بررسی آن ها در زبان های مختلف یکی از جالب ترین ویژگی های زبان شناختی از نظر زبان شناسان است. زبان فارسی نیز از این قاعده مستثنی نیست. بدین ترتیب، هدف پژوهش حاضر، تعیین و توصیف واژه بست های ضمیری در گویش قاینی بر اساس معیارهای آیخن والد (2003) است. داده های این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی، با مراجعه به منابع مختلف گویش قاینی و ضبط گفتار آزاد 20 گویشور بومی ساکن شهرستان قاین و همچنین شم زبانی یکی از نگارندگان گردآوری شده است. واژه بست های ضمیری در این گویش عبارتند از واژه بست مفعولی و فاعلی -(d)e و همچنین ضمایر متصل شخصی سوم شخص. نتایج داده ها حاکی از آن است که واژه بست مفعولی تنها به مفعول مفرد غیرجاندار اشاره دارد و در زمانی که مفعول حضور ندارد به فعل متعدی در همه شخص ها و زمان ها اضافه می شود. واژه بست فاعلی به فاعل سوم شخص مفرد (عمدتاً جاندار) اشاره دارد و در زمان عدم حضور فاعل، به فعل سوم شخص مفرد در تمام زمان ها اضافه می شود. درباب نظام مطابقه، تنها زمانی در این گویش حالت کنایی حاکم است که در جمله دارای فعل سوم شخص مفرد، (d)e- نقش مفعولی داشته باشد؛ در این صورت نشانه یکسان با فاعل فعل لازم و نشانه متفاوت با فاعل فعل متعدی دارد. ضمایر شخصی واژه بستی هم در این گویش تنها شامل ضمایر سوم شخص می شوند. واژه بست های ضمیری پس از بررسی براساس معیارهای 15 گانه آیخن والد از نظر واژه بست بودن مورد تأیید قرار گرفت.
Vision 3 vis-à-vis Learning to Read: A Taxonomy-Based and Teacher-Oriented Evaluation of Reading Comprehension Skill(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۴, No.۲۹, Fall & Winter ۲۰۲۱
80 - 99
حوزههای تخصصی:
Reading passages act as the locus of comprehensible input in the English language teaching materials and are mostly followed by a host of activities to ensure the learners’ comprehension. The current study aimed to carry out a comparative evaluation of Vision 3 and Learning to Read (i.e., English for Pre-university Students) in terms of the reading sections. To this end, Freeman’s taxonomy of reading comprehension questions was used. To enrich the quantitative data, thirty-two English teachers were also interviewed. The results revealed the prevalence of Language questions in both textbooks. However, the least common types of questions were Affect and Content in the old and new textbook, respectively. The results of Chi-square tests unfolded a significant difference between the two textbooks in terms of three categories of questions. The analysis of the teachers’ responses corroborated the findings of the quantitative phase. The teachers seemed satisfied with the inclusion of more Affect questions in Vision 3; nevertheless, they believed that the new English textbook needed to be revised in terms of the quantity and quality of reading texts and tasks in order to shape and expand the students’ reading comprehension skills. The findings carry pedagogical implications for the materials developers and English teachers.
A Brain-Friendly Teaching Inventory: A Rasch-based Model Validation(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۴, No.۲۹, Fall & Winter ۲۰۲۱
100 - 120
حوزههای تخصصی:
Teachers usually teach according to how brains naturally learn. In this way, not only do their learners learn, retain, and recall quickly, but also the teaching becomes more joyful. Increased attention to the worthwhile role of the mind in learning/teaching in recent times Due to the lack of a valid scale for estimating teachers' awareness of brain-friendly teaching, the current study intended to construct and validate a 54-item brain-friendly teaching inventory by the implementation of the Rasch model. The test was administered to 200 Iranian EFL teachers from different educational contexts. The results revealed that all the 54 items of the scale had a good fit to the Rasch model. Infit and outfit values were within the acceptable range which indicates unidimensionality of the scale. Furthermore, it is asserted that the inventory enjoyed suitable reliability. This demonstrates that the Brain-Friendly Teaching Inventory is valid and can be applied as a scale for assessing the teachers' awareness of brain-friendly teaching.
تحلیلی نقشی-رده شناختی از شیوه های تصغیرسازی در گونه لری خرم آبادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصغیرسازی (کوچک سازی) فرآیندی شناختی- مفهومی است که در همه زبان ها وجود دارد و از رهگذر آن معنای اصلی کوچک بودن در ابعاد و معانی ضمنی دیگر به یک صورت زبانی افزوده می شود. هدف از پژوهش حاضر تحلیل رده شناختی عناصر مصغرساز و راهکارهای تصغیرسازی در گونه لری خرم آبادی است. در راستای این هدف بر مبنای آرای اشنایدر (2003) و اشتکائور و همکاران (2012) به تحلیل کارکردهای معنایی و کاربردشناسی این عناصر پرداخته می شود. همچنین با نگاهی به شیوه های مختلف تصغیرسازی در زبان های دنیا، رده زبانی مناسب را برای این عناصر مشخص و برخی تفاوت ها و شباهت های این گونه با زبان فارسی برشمرده می شود. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و داده های پژوهش از طریق مصاحبه و گفت وگو با گویشوران بومی و همچنین متون گفتاری و نوشتاری موجود استخراج شده اند. یافته ها نشان می دهند که گونه لری خرم آبادی علاوه بر راهکارهای تصغیرسازی نحوی و معنایی، از چهار پسوند مصغرساز “-ula”، “-ila”، “-ak”، “-ča”، دو پیشوند” “tila- و “kola-” و همچنین از سه راهکار ساخت واژی «ترکیب»، «تصغیرسازی مضاعف» و «تکرار» بهره می گیرد. نتیجه این که در این گونه زبانی عامل «سلسله مراتب جانداری» بر افزودن انواع عناصر مصغرساز به پایه های مختلف و معنای واژه حاصل، از جمله تصغیر/ کوچک بودن، شباهت، همراهی، نسبت/ رابطه و غیره و همچنین سایر معانی ضمنی و کاربردشناختی مانند تحبیب، تحقیر و دلسوزی کاملاً مؤثر است. به سخن دیگر، سلسله مراتب جانداری به صورت متوازی با پیوستار میزان به کارگیری شیوه ها و راهکارهای مختلف تصغیرسازی مرتبط است.
تَکوک (ریتون) در شاهنامه؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مصرع از شاهنامه، «یکی بورِ ترکی چو گوری به تن» در اواخر پادشاهی بهرام پسرِ اورمَزدِ (Urmazd) ساسانی از جامِ مَیِ بزرگی سخن رفته است که نام آن به صورت های «بورِ ترکی» bur-e torki، «پور ترکی» pur-e torki و «تورِ ترکی» tur-e torki تصحیف شده اند. در این جستار نشان داده شده است که در پشتِ این صورت های تصحیف شده، واژه دشوارِ تَکوک takuk (Pah. takōk; Av. gaō-dana)، به معنی «ریتون» (rhyton)، جامِ باده به اشکالِ حیواناتی چون اسب و شیر و جز آنها، به کار رفته است که کاتبان آن را نشناخته و به صورت های بالا ساده کرده اند. در این جستار به جای این صورت های تصحیف شده، سه فرض پیشنهاد شده است: «بُورْ تکوکی» bur (bōr?)-takuki (تکوکی به شکل اسبِ بور)، «زَرْ تکوکی» zar-takuki (تکوکی زرّین) و «پُرْ تکوکی» por-takuki (تکوکی پر از مَی) که فرض سوم محتمل تر است.
بررسی رابطه بین خودکارآمدی،خودانگاره و فرسودگی شغلی معلمان زبان انگلیسی ایرانی: رویکرد مدل معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال سیزدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳۹
33 - 55
حوزههای تخصصی:
در فرایند آموزشِ زبان در دوره جدید، آموزگاران به عنوان بخش اصلی و مهم نظام های آموزشی قلمداد شده اند و از نقش بسیار بااهمیتی برخوردارند. زیرا آن ها مسئولیت پیش برد آموزش را بر عهده دارند. لازم به گفتن است که آموزگاران نقش تأثیرگذاری در برنامه ریزی و ارائه یک برنامه آموزشی کارا و معتبر نیز دارند. در زمینه های گوناگونِ آموزشی، به طور گسترده به نقش بااهمیت متغیرهای مرتبط با آموزگاران، در تأثیرگذاری بر عملکرد آن ها و پیامدهای یادگیری دانش آموزان گواهی شده است. با این وجود، پژوهش های تا اندازه محدودی در پیوند با متغیرهای معلمان در زمینه آموزش زبان انگلیسی به عنوان یک زبان خارجی انجام گرفته است. به منظور از بین بردن این کمبود، پژوهش حاضر با هدف مطالعه نقش خودانگاره و خودکارآمدی در پیش بینی فرسودگی شغلی آموزگاران زبان انگلیسی ایرانی انجام گردید. به این منظور، سه پرسش نامه اعتبارسنجی شده برای اندازه گیری این متغیرها در میان 184 معلم به عنوان شرکت کننده به کار گرفته شد. این شرکت کننده ها شامل آموزگاران مرد و زن با میزان تحصیلات گوناگون دانشگاهی بودند. همچنین برای تحلیل داده ها از رویکرد مدل معادلات ساختاری برای بررسی مدل ساختاری مفروض بهره گرفته شد. یافته های به دست آمده نشان داد که خودانگاره معلم 5/14 درصد واریانس، و خودکارآمدی معلم 6/22 درصد واریانس فرسودگی شغلی را تبیین می کند. همچنین یافته ها بیان گر این بود که با وجود تأثیر یکتای هر دو متغیر بر فرسودگی شغلی، خودکارآمدی معلمان پیش بینی کننده قوی تری برای فرسودگی شغلی آن ها بود. در پایان، دستاوردها و پیامدهای یافته ها مورد بحث قرار گرفت.
بررسی تطبیقی فنّ بیان سیاسی در سخنرانی رؤسای جمهور ایران و آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان سیاسی، زبان پیچیده و مملو از راهبردهای گوناگون در جهت متقاعد کردن آرای عمومی است. از جمله عمده ترین راهبردهای زبانشناسی که در زبان سیاسی مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد، بحث فن ّبیان سیاسی است. لذا هدف اصلی پژوهش حاضر تحلیل مقوله فن ّبیان در بستر گفتمان سیاسی دو جامعه زبانی متفاوت از دیدگاه برد (2000) است. مسئله اصلی پژوهش، تبیین شباهت ها و تفاوت های راهبردهای فن ّبیان سیاسی به کار رفته توسط دو رئیس جمهور ایران و آمریکا در جهت تلاش برای کسب قدرت، اقناع سازی و جلب موافقت مخاطبانشان است. بدین منظور داده ها، به شیوه کتابخانه ای گردآوری و به روش تحلیلی مورد بررسی قرار داده ایم تا به این پرسش ها پاسخ دهیم که هر دو رئیس جمهور در جهت تلاش برای جلب موافقت شنوندگان و اقناع آنان چگونه از زبان استفاده می کنند؟ شباهت ها و تفاوت های فن ّبیانی دو رئیس جمهور چگونه است؟ نتایج پژوهش حاکی از آن است هر دو رئیس جمهور از راهبردهای جفت متقابل، تکرار و لیست سه گانه، نقش های گوناگون ضمایر، نمود افعال و نکته گزینی بهره می برند. عمده ترین راهبردی که روحانی به کار می برد کاربرد ضمایر به طرق مختلف و رایج ترین راهبرد ترامپ به کارگیری تکرار است. استفاده و پرهیز از قیاس نیز دیگر جنبه افتراق در کلام سخنرانان یادشده است. به طور کلی پژوهش حاضر گویا و مبیّن این حقیقت است که از رهگذر بررسی ابزارهای فن ّبیان برد (2000) می توان به راهکارهای زبانی متفاوت سیاستمداران و مشخصاً بالاترین مقامات اجرایی جهت اقناع مخاطب، جذاب تر کردن سخنرانی و ارائه چهره ای مثبت تر و مردمی تر پی برد.
«گفتمان میان فرهنگی مینی مالیسم بی روح غرب با مینی مالیسم تغزلی ایران»
منبع:
رخسار زبان سال پنجم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱۸
68-93
حوزههای تخصصی:
Storytelling and Story Reading Impacts on Pre-intermediate English Language Learners’ Oral Language Production and Comprehension(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Issues in Language Teaching (ILT), Vol. ۱۰, No. ۱, June ۲۰۲۱
335 - 354
حوزههای تخصصی:
The use of storytelling on students’ first language literacy and development were extended to foreign/second language learning, and a large number of researchers interested in the field attempted to use storytelling and story reading strategies in teaching oral language skills to foreign/second language learners. Despite the existence of a number of studies on the impact of storytelling on English language skills, the number of studies on the impact of storytelling and story reading approaches on pre- intermediate EFL learners’ oral language production and comprehension seems to be scanty. To do so, a quasi- experimental study was employed. Ninety Iranian language learners, from 6 intact classes (each consisting of 15), were divided to three sub-groups: storytelling, story reading and conventional groups. To one group, stories were told, one group only read the stories, and the third group received no stories. The data were collected through researcher developed oral language production and comprehension tests. One-way-ANOVA test and three independent samples-tests based on Bonferroni test were employed to analyze the data and locate the sources of the differences. Findings revealed that storytelling outperformed story reading groups on both production and comprehension tests. Story reading group outperformed the conventional group. It can be concluded telling and reading stories are effective techniques for improving EFL learners’ oral language production and recognition.
Culture-specific Items: Khaled Hosseini’s The Kite Runner in Machine and Human Persian Translation(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۹, Issue ۳۹, Winter ۲۰۲۱
81 - 90
حوزههای تخصصی:
The present descriptive study aimed at investigating the human and machine Persian translations of The Kite Runner by Khalid Hosseini, and comparing the applied translation strategies in the translated texts for culture-specific items (CSI). To this end, based on Newmark’s (1988) category, the applied strategies were identified in the two translations and compared. The obtained results showed that Naturalization and Transposition strategies were the most frequently-used strategies by both human translators and machine translation. The results also showed that machine translation could not present a comprehensible translation due to overuse of these strategies (75%). It was further revealed that the spirit of the original text was not lost in the translated versions due to the closeness of Iranian and Afghan cultures. In fact, the translated versions kept the real beauty and creativity of the original work. However, the remorseful theme of the source text was kept intact to a great extent in the human translation of the novel, while machine translation lost it. Thus, the general impression is that culture-specific terms make it difficult for the machine translation to achieve complete word-for-word and semantic equivalence, and that the human translator must have a broad knowledge of the literature and traditions of both the source and target languages.