فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۹۴۱ تا ۲٬۹۶۰ مورد از کل ۱۱٬۱۸۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
Despite a great number of studies exploring Schmidt’s noticing hypothesis in the cognitive perspective of language learning, the investigations focused on noticing in the ecological perspective are rather rare in number. The present study was an attempt to examine how noticing second language recast could affect the learners’ achievements of grammatical structures through these two perspectives (i.e., cognitive and ecological). To do so, one hundred and twenty first-year college students at Islamic Azad University and Applied Science University in Tehran took part in this study. The students were divided into two cognitive and ecological groups and received two different treatments. During the treatment, the learners in all groups received recast and their noticing was assessed through learners’ raising hands and underlining. In the end, a posttest was conducted to measure the effectiveness of the treatment. Data analysis revealed that the ecological perspective of language learning was more conducive to noticing and subsequent language learning. The study also made contributions by actualizing the ecological project-based meaningful activities, shedding light on the importance of affordance and interaction in the context of language learning.
اصطلاحات خویشاوندی و خطاب واژه های تالشی مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تالشی مرکزی ازنظر جغرافیایی، شامل بخش اسالم شهرستان تالش و بخش پره سر شهرستان رضوانشهر است که بین حوضه رودهای ناورود در شمال، و شفارود در جنوب قرار گرفته است. در پژوهش حاضر، کاربرد اصطلاحات خویشاوندی و خطاب واژه های تالشیِ گونه مرکزی بررسی و تحلیل شده است. داده های پژوهش به روش میدانی و در گفت وگو با گویشورانِ منطقه گردآوری، و در چهار بخش تحلیل شده اند: اصطلاحات خویشاوندی نَسبی، اصطلاحات خویشاوندی سَببی، اصطلاحات خویشاوندی رضاعی و پیمان دوستی، و خطاب واژه های مربوط به غیرخویشاوندان. این تحقیق نشان می دهد که اصطلاحات خویشاوندی و خطاب واژه های گویش تالشیِ مرکزی ضمن تنوع و گستردگی، بر اثر تحوّل در مناسبات و ارتباطات خانوادگی و اجتماعی، مهاجرت به شهرها، و دو یا چندزبانگیِ نسل جدید، کاربرد اندک پیدا کرده و احیاناً فروپاشیده اند و در مواردی معادل های رایج فارسی جایگزین آنها شده که این رخداد، از تحول زبان ها و گویش های ایرانی به سوی همسان سازی با زبان رسمی و غالب حکایت می کند.
گفتمان کاوی آیات 83 تا 98 سوره کهف با استناد بر تحلیل انتقادی گفتمان فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال هشتم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۴
119 - 140
حوزههای تخصصی:
سؤالی که از دیرباز تا کنون مورّخان و عالمان دینی نتوانستند درباره مصداق آن به پاسخ قانع کننده ای برسند، ماجرای ذوالقرنین است که هم در تورات، انجیل، و هم در قرآن از آن سخن به میان آمده است. برخی او را پادشاه یمنی، بعضی اسکندر مقدونی و بسیاری معتقدند او کوروش، پادشاه ایرانی است. نام «ذوالقرنین» سه بار در هجدهمین سوره قرآن (کهف، آیات 83 تا 98) آورده شده است که همواره ماجرا و هویت ایشان محل سؤال است. این مقاله با هدف شناسایی «ذوالقرنین» کوشید با روش توصیفی تحلیلی و با استناد بر رویکرد سه سطحی انتقادی فرکلاف (توصیف، تفسیر و تبیین)، به تحلیل و تبیین سازه های گفتمانیِ آیات فوق الذکر (واژه ها و جملات) بپردازد. رویکرد تحلیل انتقادی گفتمان فرکلاف بر لزوم توجه به حفظ و رعایت تمام جوانب زبانی، بافتی و گفتمانی تأکید دارد. پژوهش حاضر در فرایند تحلیل انتقادی گفتمان آیات مربوط به سرگذشت ذوالقرنین به این نتیجه دست یافت که ذوالقرنین پادشاه یمنی، اسکندر مقدونی و کوروش پادشاه ایرانی که همگی کشورگشا بوده اند، نیست. ذوالقرنین، پیامبری است از جانب خداوند متعال با رسالتی برای اصلاحگری و یاری رساندن به بندگان خدا که در عصر آهن قبل از تولد حضرت موسی، حضرت عیسی و حضرت محمد (ص) می زیسته است.
دسته بندی انواع بند متمم در ساختهای کنترلی زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال سیزدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۳۸
127 - 156
حوزههای تخصصی:
پژوهش در رفتار نحوی و معناشناختی ساخت های کنترلی، به ویژه پیش از آغاز برنامه کمینگی، فقط محدود به بررسی متمم های ناخودایستای مصدری می شد که بیشتر در زبان هایی مانند زبان انگلیسی یافت می شوند. در آن زمان، نبود بندهای مصدری و وجود بندهای دیگری مانند بندهای خودایستای التزامی در زبان هایی مانند زبان فارسی، که دارای این وجه دستوری هستند، کار توصیف ساخت های کنترلی را به عنوان یک پدیده جامع و زبان گذر دشوار می نمود. در توصیف های پیش از این دوران، یک ساخت کنترلی بیشتر می توانست فقط در ساخت مصدری (و اسم مصدری) بروز یابد که فاقد ویژگی های شخص، شمار، زمان، وجه، و متمم نما است. بررسی ساختاری انواع دیگری از بندهای متمم کنترلی، شامل انواع بندهای التزامی، بندهای اسم مصدری، و نیز بندهای غیرشخصی بیشتر هنگام بررسی این تنوع ساختاری در زبان های دیگری به جز زبان انگلیسی فراهم شد. از آن جایی که زبان فارسی دارای این گونه تنوع ساختاری در بندهای متممی کنترلی خود است، نیاز به بررسی، توصیف و رده بندی این ساخت ها در این زبان بایسته می نماید. بر این پایه، جستار کنونی بر آن است تا دریابد در زبان فارسی بندهای متممی کنترلی در چه نوع بندهای متممی بروز می یابند. دستاوردِ این کاوش، ایجاد دسته بندی های نحوی و معناشناختی از انواع بندهای متممی کنترلی در این زبان است.
پژوهشی در تعدّد موضوعی و محتوایی اسلوب معادله های کلیم کاشانی
منبع:
رخسار زبان سال پنجم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱۶
89-61
حوزههای تخصصی:
طبقه بندیِ موضوعیِ دوبیتی های لای زنگان
منبع:
رخسار زبان سال پنجم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱۶
121-90
حوزههای تخصصی:
استعاره های دستوری گذرایی در بخش شنیداری کتاب های آزمون زبان تافل: رویکرد زبان شناسی نقش گرای نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل استعاره های گذرایی در بخش شنیداری کتاب های آموزش زبان تافل می پردازد. در این راستا سه کتاب رسمی آموزش تافل (مجموعاً چهارده آزمون، هرکدام شامل شش متن مکالمه و سخنرانی) با رویکرد توصیفی و تحلیل محتوا بررسی شد. ابتدا بندهای این 84 متن استخراج و سپس استعاره های گذرایی در آنها شناسایی و به لحاظ نوع و بسامد مقایسه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد: 1) استعاره گذرایی در متن های سخنرانی (با 68% فراوانی) بسامد بالاتری از متن های مکالمه دارد؛ 2) دو فرایند مادی (با فراوانی 38%) و رابطه ای (با فراوانی 28%) به ترتیب دارای بیشترین بسامد نسبت به سایر فرایندها در معنای استعاری هستند. نتایج آزمون من-ویتنی نشان داد تعداد استعاره گذرایی در بخش سخنرانی از بخش مکالمه به طور معنادار فراوانی بیشتری دارد. لذا استفاده بیشتر از متن سخنرانی در بخش شنیداری تافل آن را در سنجش توانش ارتباطی و استعاری داوطلبان کارآمدتر می نماید.
همبستگی تکیه وزنی و مشخصه های صوت شناختی دیرش، شدت و زیروبمی در اشعار عامیانه زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال هشتم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۴
37 - 52
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی همبستگی بین تکیه وزنی و مشخصه های صوت شناختی دیرش، شدت و زیروبمی واکه ها در اشعار عامیانه زبان فارسی است. به این منظور، 51 مصراع از اشعار عامیانه زبان فارسی بررسی شده اند. این اشعار متشکل از 139 هجا در جایگاه های دارای تکیه وزنی و 139 هجا در جایگاه های فاقد تکیه وزنی بودند. هر مصرع از این اشعار به هجاها، پایه ها و شطرهای تشکیل دهنده تقطیع شد. در گام بعدی، مشخصه های صوت شناختی زیروبمی، شدت و دیرش واکه ها در هجاهای دارای تکیه وزنی و هجاهای فاقد آن به صورت دستی اندازه گیری شد. به منظور مقایسه این مشخصه ها آزمون تی دونمونه زوجی اجرا شده است. نتایج این پژوهش عبارتند از: الف) دیرش واکه های دارای تکیه وزنی بیشتر از مقادیر آن در واکه های فاقد تکیه وزنی است و تأثیر تکیه وزنی بر دیرش واکه ها معنادار است؛ ب) شدت واکه ها در هجای دارای تکیه وزنی کمتر از مقادیر آن در هجای فاقد تکیه وزنی است و تأثیر تکیه وزنی بر شدت واکه ها نیز معنادار است؛ پ) زیروبمی واکه ها در جایگاه دارای تکیه وزنی بیشتر از مقادیر آن در جایگاه فاقد تکیه وزنی است، امّا تفاوت بین زیروبمی واکه ها در این دو جایگاه معنادار نیست.
بررسی و تحلیل کارکردهای مشترک دوگان سازی در چند زبان و گویش رایج در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش فرایند دوگان سازی بر پایه داده های چند زبان و گویش رایج در ایران (و همچنین به اقتضای تحلیل ها و بحث های مقاله، شماری از زبان های خارج از ایران) در چارچوب دیدگاه های اینکلاس و زول (2005) بررسی و تحلیل می شوند. هدف اصلی پژوهش، پاسخ دادن به این دو پرسش است: 1. کارکردهای اصلی دوگان سازی در زبان ها و گویش های رایج در ایران، کدام هستند؟ 2. چه تبیینی می توان برای کارکردهای مشترک دوگان سازی در زبان های مختلف ارائه کرد؟ با هدف پاسخ دادن به این پرسش ها، پس از طرح مسئله و بیان روش شناسی پژوهش، نخست پژوهش های پیشین مرور، سپس داده های پژوهش بررسی و تحلیل و سرانجام مجموعه ای از بحث ها و نتیجه گیری ها در پیوند با تحلیل های مقاله ارائه می شوند. تحلیل ها و بحث های پژوهش نشان می دهند که در زبان ها و گویش های بررسی شده، از دوگان سازی برای افزودن معناهای گوناگونی به پایه بهره گرفته می شود. بررسی های پژوهش همچنین نشان دهنده آن است که اسم سازی یکی از کارکردهای دوگان سازی در زبان ها و گویش های رایج در ایران است. افزون بر این ها، در بخش تحلیل داده ها، استدلال می شود که در چارچوب انگاره اینکلاس و زول، نمی توان تبیین رضایت بخشی برای برخی از داده ها ارائه کرد و بنابراین لازم است که سامان دیگری بر این انگاره حاکم شود تا توان تبیین انواع بیش تری از دوگان سازی را داشته باشد. در تبیین پدیده دوگان سازی نیز استدلال می شود که توجه به رابطه صورت و معنا در دوگان سازی بسیار راه گشا است. همچنین، از رهگذر ارائه برخی داده ها و تحلیل آن ها، گفته می شود که ساخت های دوتایی مبتنی بر نام آواها را نیز می توان گونه ای دوگان سازی دانست.
L'intelligence émotionnelle, modérateur de l'effet de l'intelligence multiple sur l'apprentissage du français. Cas d'étude : étudiants en licence de l'Université de Tabriz(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Nous nous intéressons dans cette recherche à la portée de l’effet modérateur de l’intelligence émotionnelle dans la relation de l’intelligence multiple avec l’apprentissage du FLE. Nous nous occupons, en particulier, de la façon dont cette intelligence affecte le processus d’apprentissage en gérant les émotions des apprenants et leur motivation à apprendre. En nous appuyant sur le modèle de l’intelligence multiple de Gardner (1997) ainsi que les théories de Goleman (2000) concernant l'intelligence émotionnelle, nous nous proposons comme hypothèse que l’intelligence émotionnelle pourrait modifier l’impact des composantes de l’intelligence multiple sur l’apprentissage du français. Notre objectif est donc d'abord de mesurer le niveau de l'importance des intelligences multiples dans l'apprentissage du français et puis d'étudier la façon dont l’intelligence émotionnelle soutient ces dernières dans leur tâche. Une enquête de nature descriptive où la collecte des données suivait la méthodologie du sondage était menée au sein d'une université iranienne. Elle nous a permis d'affirmer que les intelligences interpersonnelle, visuelle-spatiale et musicale des apprenants iraniens du FLE contribuent à un meilleur apprentissage.
Mise en scène de la violence chez Tahar Djaout(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Tahar Djaout, auteur, poète et journaliste algérien, aborde dans ses écrits la violence qui persiste dans son pays dans la période allant de l’arrivée du Colonisateur à l’époque postcoloniale. Chez Djaout, la question qui se pose c'est que l'œuvre qui est naturellement polyphonique, à la croisée du fictif et factuel, d'une diversité de domaines, de langues et d'expressions (orale/écrite), à quel point pourrait éclaircir les problèmes de violence, d'identité, d'interculturel et de linguistique et à la fois a ttirer son interlocuteur. Pour pouvoir arriver à une synthèse de la mise en scène de la violence dans son œuvre, nous nous sommes essentiellement penchée sur trois de ses écrits : L es Vigiles , L'Exproprié et Le Dernier été de la raison qui se situent plutôt dans le cadre du roman, chevauchant entre le factuel et le fictif. En analysant les discours dans les romans précités, nous allons déduire qu’en associant le fond à la forme, Djaout parvient à montrer la violence qui secoue son pays .
Hypocritical Language and the Empire’s Double Lies: Pragmatic Study of the Selected Novels of George Orwell(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۹, Issue ۳۹, Winter ۲۰۲۱
91 - 105
حوزههای تخصصی:
World literature is replete with many texts that depict the imperialists using hypocritical language as an oppressive device for intimidating their subjects. The oppressors pretended to be the civilizers by inculcating the idea of “Benevolent Colonization” into the minds of the oppressed. In this paper, the researchers investigate how situational and linguistic contexts affect the meanings of utterances in George Orwell’s selected novels. It is aimed to remove the gaps in the multicultural world by scrutinizing the power of language pragmatically. The methodology is qualitative based on Grice’s theory of implicature. The novels under investigation both violate and adhere to the four maxims of Grice’s theory of Conversational Implicature. The findings of the paper indicate that language can be used as a suppressive weapon for supporting imperialist objectives or hamper satisfactory human relations, and that positive gifts of imperialism come with the caveat that they are being achieved at the cost of exploiting the oppressed.
واکاوی کاربرد آرایه های «علم بدیع» در زبان های فارسی و انگلیسی با رویکرد تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به رغم تمام مشابهاتی که بین دو حوزه بلاغت ایرانی‑اسلامی و بلاغت انگلیسی‑اروپایی وجود دارد، توجّه بیشتر حوزه بلاغت ایرانی‑اسلامی به مباحث سه علم بیان، بدیع و معانی و درعین حال، گاه دقّت ورزی بیشتر در بلاغت انگلیسی‑اروپایی و توجّه بیشتر به بلاغت نوشتاری در گستره جغرافیایی ایران و بلاغت گفتاری در اروپا، از وجوهی است که این حوزه های بلاغی را از یکدیگر متمایز می کند. رویکرد تطبیقی به بلاغت در دو زبان فارسی و انگلیسی، به ویژه در طبقه بندی صِناعات مطرح بدیع که موضوعی اصلی این پژوهش است، به پژوهشگر در تحلیل جنبه های زیبایی شناسی سخن کمک می کند و موجب غنای بلاغت در هر دو حوزه زبانی می شود. ازاین رو، طرح پرسش هایی مانند چگونگی روش شناسی طبقه بندی بلاغت در زبان های فارسی و انگلیسی، میزان شباهت ها و تفاوت ها در چارچوب طبقه بندی بلاغت و چگونگی زیبایی شناسی بلاغت در این دو زبان، از پرسش های اساسی در چنین پژوهشی است که می کوشیم با روش تحلیل کیفی‑کمّی گرایانه و روش گردآوری کتابخانه ای اطّلاعات، به این پرسش ها پاسخ دهیم. دستاورد این پژوهش این است که در زبان های فارسی و انگلیسی، بیشتر می توان به بررسی تطبیقی علم بدیع در مقایسه با دو علم معانی و بیان پرداخت. علم بدیع، در بلاغت فارسی به عنوان یک دانش مستقل شناخته می شود، بسیار گسترده تر از بلاغت انگلیسی است که به عنوان علم خاصّی مطرح نیست و اصطلاحات و مفاهیم بدیعی در زبان انگلیسی، گاه با صِناعات علم معانی و بیان درهم آمیخته است و نیز مرزهای آرایه های لفظی و معنوی برخلاف زبان فارسی در زبان انگلیسی از یکدیگر چندان تفکیک نشده است.
واکاوی تغییر گفتمان در شعر دهه 1380 با تحلیل تقابل های زبان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از شیوه های مطالعه اشعار دهه 1380، واکاوی تقابل های دوگانه است که بخش هایی از معنا را نشان می دهد، زیرا اگر شاعری ارزش گذاری تاریخی تقابل ها را بپذیرد، هم سویی خود را با باورهای کلاسیک نشان داده است و اگر آن را نقد کند، تغییرات فکری و فرهنگی را در سطح فردی یا اجتماعی نمایان ساخته است. در تحلیل تقابل های متن، یکی از موارد بررسی، نوع رابطه ای است که نویسنده یا شاعر میان دو سوی تقابل برقرار می کند و از این حیث، شاعران دهه 1380 نشان داده اند، بسیاری از زیربناهای فکری و نوع ارزش گذاری ها در نزد آنان تغییر کرده است. هفت شاعر؛ یعنی ساره دستاران، مجید رفعتی، گروس عبدالملکیان، عباس صفاری، سارا محمدی اردهالی، شهاب مقربین و حافظ موسوی، آشکارا خوب و بدِ دو سوی تقابل، و به عبارت بهتر وجه مثبت و منفی یا ارزش و ضدارزش طرفین تقابل را بی اعتبار دانسته اند؛ و درواقع، بی اعتباری ارزش/ ضدارزش ها را در جامعه خود نقد کرده اند. روش تحقیق، توصیفی است و سطح مطالعه تقابل ها، بیشتر واژگانی و مفهومی است. یافته های پژوهش نشان می دهد این شاعران، هم درباره تقابل های عام و شناخته شده تشکیک می کنند؛ هم حوزه های تصویری جدیدی را متناسب با زبان و زمان، برای بی اعتبار دانستن سویه های ارزشی و ضدارزشی تقابل ها خلق می کنند.
Vision 3 vis-à-vis Learning to Read: A Taxonomy-Based and Teacher-Oriented Evaluation of Reading Comprehension Skill(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۴, No.۲۹, Fall & Winter ۲۰۲۱
80 - 99
حوزههای تخصصی:
Reading passages act as the locus of comprehensible input in the English language teaching materials and are mostly followed by a host of activities to ensure the learners’ comprehension. The current study aimed to carry out a comparative evaluation of Vision 3 and Learning to Read (i.e., English for Pre-university Students) in terms of the reading sections. To this end, Freeman’s taxonomy of reading comprehension questions was used. To enrich the quantitative data, thirty-two English teachers were also interviewed. The results revealed the prevalence of Language questions in both textbooks. However, the least common types of questions were Affect and Content in the old and new textbook, respectively. The results of Chi-square tests unfolded a significant difference between the two textbooks in terms of three categories of questions. The analysis of the teachers’ responses corroborated the findings of the quantitative phase. The teachers seemed satisfied with the inclusion of more Affect questions in Vision 3; nevertheless, they believed that the new English textbook needed to be revised in terms of the quantity and quality of reading texts and tasks in order to shape and expand the students’ reading comprehension skills. The findings carry pedagogical implications for the materials developers and English teachers.
A Brain-Friendly Teaching Inventory: A Rasch-based Model Validation(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۴, No.۲۹, Fall & Winter ۲۰۲۱
100 - 120
حوزههای تخصصی:
Teachers usually teach according to how brains naturally learn. In this way, not only do their learners learn, retain, and recall quickly, but also the teaching becomes more joyful. Increased attention to the worthwhile role of the mind in learning/teaching in recent times Due to the lack of a valid scale for estimating teachers' awareness of brain-friendly teaching, the current study intended to construct and validate a 54-item brain-friendly teaching inventory by the implementation of the Rasch model. The test was administered to 200 Iranian EFL teachers from different educational contexts. The results revealed that all the 54 items of the scale had a good fit to the Rasch model. Infit and outfit values were within the acceptable range which indicates unidimensionality of the scale. Furthermore, it is asserted that the inventory enjoyed suitable reliability. This demonstrates that the Brain-Friendly Teaching Inventory is valid and can be applied as a scale for assessing the teachers' awareness of brain-friendly teaching.
تحلیلی نقشی-رده شناختی از شیوه های تصغیرسازی در گونه لری خرم آبادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصغیرسازی (کوچک سازی) فرآیندی شناختی- مفهومی است که در همه زبان ها وجود دارد و از رهگذر آن معنای اصلی کوچک بودن در ابعاد و معانی ضمنی دیگر به یک صورت زبانی افزوده می شود. هدف از پژوهش حاضر تحلیل رده شناختی عناصر مصغرساز و راهکارهای تصغیرسازی در گونه لری خرم آبادی است. در راستای این هدف بر مبنای آرای اشنایدر (2003) و اشتکائور و همکاران (2012) به تحلیل کارکردهای معنایی و کاربردشناسی این عناصر پرداخته می شود. همچنین با نگاهی به شیوه های مختلف تصغیرسازی در زبان های دنیا، رده زبانی مناسب را برای این عناصر مشخص و برخی تفاوت ها و شباهت های این گونه با زبان فارسی برشمرده می شود. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و داده های پژوهش از طریق مصاحبه و گفت وگو با گویشوران بومی و همچنین متون گفتاری و نوشتاری موجود استخراج شده اند. یافته ها نشان می دهند که گونه لری خرم آبادی علاوه بر راهکارهای تصغیرسازی نحوی و معنایی، از چهار پسوند مصغرساز “-ula”، “-ila”، “-ak”، “-ča”، دو پیشوند” “tila- و “kola-” و همچنین از سه راهکار ساخت واژی «ترکیب»، «تصغیرسازی مضاعف» و «تکرار» بهره می گیرد. نتیجه این که در این گونه زبانی عامل «سلسله مراتب جانداری» بر افزودن انواع عناصر مصغرساز به پایه های مختلف و معنای واژه حاصل، از جمله تصغیر/ کوچک بودن، شباهت، همراهی، نسبت/ رابطه و غیره و همچنین سایر معانی ضمنی و کاربردشناختی مانند تحبیب، تحقیر و دلسوزی کاملاً مؤثر است. به سخن دیگر، سلسله مراتب جانداری به صورت متوازی با پیوستار میزان به کارگیری شیوه ها و راهکارهای مختلف تصغیرسازی مرتبط است.
تَکوک (ریتون) در شاهنامه؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مصرع از شاهنامه، «یکی بورِ ترکی چو گوری به تن» در اواخر پادشاهی بهرام پسرِ اورمَزدِ (Urmazd) ساسانی از جامِ مَیِ بزرگی سخن رفته است که نام آن به صورت های «بورِ ترکی» bur-e torki، «پور ترکی» pur-e torki و «تورِ ترکی» tur-e torki تصحیف شده اند. در این جستار نشان داده شده است که در پشتِ این صورت های تصحیف شده، واژه دشوارِ تَکوک takuk (Pah. takōk; Av. gaō-dana)، به معنی «ریتون» (rhyton)، جامِ باده به اشکالِ حیواناتی چون اسب و شیر و جز آنها، به کار رفته است که کاتبان آن را نشناخته و به صورت های بالا ساده کرده اند. در این جستار به جای این صورت های تصحیف شده، سه فرض پیشنهاد شده است: «بُورْ تکوکی» bur (bōr?)-takuki (تکوکی به شکل اسبِ بور)، «زَرْ تکوکی» zar-takuki (تکوکی زرّین) و «پُرْ تکوکی» por-takuki (تکوکی پر از مَی) که فرض سوم محتمل تر است.
بررسی رابطه بین خودکارآمدی،خودانگاره و فرسودگی شغلی معلمان زبان انگلیسی ایرانی: رویکرد مدل معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال سیزدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳۹
33 - 55
حوزههای تخصصی:
در فرایند آموزشِ زبان در دوره جدید، آموزگاران به عنوان بخش اصلی و مهم نظام های آموزشی قلمداد شده اند و از نقش بسیار بااهمیتی برخوردارند. زیرا آن ها مسئولیت پیش برد آموزش را بر عهده دارند. لازم به گفتن است که آموزگاران نقش تأثیرگذاری در برنامه ریزی و ارائه یک برنامه آموزشی کارا و معتبر نیز دارند. در زمینه های گوناگونِ آموزشی، به طور گسترده به نقش بااهمیت متغیرهای مرتبط با آموزگاران، در تأثیرگذاری بر عملکرد آن ها و پیامدهای یادگیری دانش آموزان گواهی شده است. با این وجود، پژوهش های تا اندازه محدودی در پیوند با متغیرهای معلمان در زمینه آموزش زبان انگلیسی به عنوان یک زبان خارجی انجام گرفته است. به منظور از بین بردن این کمبود، پژوهش حاضر با هدف مطالعه نقش خودانگاره و خودکارآمدی در پیش بینی فرسودگی شغلی آموزگاران زبان انگلیسی ایرانی انجام گردید. به این منظور، سه پرسش نامه اعتبارسنجی شده برای اندازه گیری این متغیرها در میان 184 معلم به عنوان شرکت کننده به کار گرفته شد. این شرکت کننده ها شامل آموزگاران مرد و زن با میزان تحصیلات گوناگون دانشگاهی بودند. همچنین برای تحلیل داده ها از رویکرد مدل معادلات ساختاری برای بررسی مدل ساختاری مفروض بهره گرفته شد. یافته های به دست آمده نشان داد که خودانگاره معلم 5/14 درصد واریانس، و خودکارآمدی معلم 6/22 درصد واریانس فرسودگی شغلی را تبیین می کند. همچنین یافته ها بیان گر این بود که با وجود تأثیر یکتای هر دو متغیر بر فرسودگی شغلی، خودکارآمدی معلمان پیش بینی کننده قوی تری برای فرسودگی شغلی آن ها بود. در پایان، دستاوردها و پیامدهای یافته ها مورد بحث قرار گرفت.
بررسی تطبیقی فنّ بیان سیاسی در سخنرانی رؤسای جمهور ایران و آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان سیاسی، زبان پیچیده و مملو از راهبردهای گوناگون در جهت متقاعد کردن آرای عمومی است. از جمله عمده ترین راهبردهای زبانشناسی که در زبان سیاسی مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد، بحث فن ّبیان سیاسی است. لذا هدف اصلی پژوهش حاضر تحلیل مقوله فن ّبیان در بستر گفتمان سیاسی دو جامعه زبانی متفاوت از دیدگاه برد (2000) است. مسئله اصلی پژوهش، تبیین شباهت ها و تفاوت های راهبردهای فن ّبیان سیاسی به کار رفته توسط دو رئیس جمهور ایران و آمریکا در جهت تلاش برای کسب قدرت، اقناع سازی و جلب موافقت مخاطبانشان است. بدین منظور داده ها، به شیوه کتابخانه ای گردآوری و به روش تحلیلی مورد بررسی قرار داده ایم تا به این پرسش ها پاسخ دهیم که هر دو رئیس جمهور در جهت تلاش برای جلب موافقت شنوندگان و اقناع آنان چگونه از زبان استفاده می کنند؟ شباهت ها و تفاوت های فن ّبیانی دو رئیس جمهور چگونه است؟ نتایج پژوهش حاکی از آن است هر دو رئیس جمهور از راهبردهای جفت متقابل، تکرار و لیست سه گانه، نقش های گوناگون ضمایر، نمود افعال و نکته گزینی بهره می برند. عمده ترین راهبردی که روحانی به کار می برد کاربرد ضمایر به طرق مختلف و رایج ترین راهبرد ترامپ به کارگیری تکرار است. استفاده و پرهیز از قیاس نیز دیگر جنبه افتراق در کلام سخنرانان یادشده است. به طور کلی پژوهش حاضر گویا و مبیّن این حقیقت است که از رهگذر بررسی ابزارهای فن ّبیان برد (2000) می توان به راهکارهای زبانی متفاوت سیاستمداران و مشخصاً بالاترین مقامات اجرایی جهت اقناع مخاطب، جذاب تر کردن سخنرانی و ارائه چهره ای مثبت تر و مردمی تر پی برد.