Reading motivation is a well-researched topic in relation to first language literacy development due to its influence on both reading processes and outcomes. In second language reading, the role of motivation has not been as thoroughly explored. The aim of this review of literature is to highlight established studies as well as recent explorations in some recurring areas of first and second language reading motivation research. Focusing on reading in the English language, it provides an overview of the underlying components of reading motivation, and discusses internal and external factors that relate to students’ motivation to read. The article concludes by suggesting directions for further research in second language reading motivation, including conducting more qualitative studies, and exploring sociocultural influences and instructional practices that motivate or demotivate readers. The review is mainly intended for potential second language reading researchers and practitioners who are relatively new to the topic.
In spite of the significant role of teachers in the efficacy of classroom management particularly in teaching English as a Foreign Language, the issue has not been addressed sufficiently especially in relation with other individual variables. Hence, this study made an attempt to investigate the association between Iranian EFL teachers’ classroom management, reflective thinking and transformational leadership style. 247 English Foreign Language teachers took part in the study. To measure the variables of the study, Teachers Sense of Efficacy Scale (Tschannen-Moran & Woolfolk Hoy, 2001), Reflective Thinking Scale (Choy & Oo, 2012) and Multifactor Leadership Questionnaire(Avolio, Bass & Jung, 1995) were used. Structural Equation Modeling (SEM) was applied to test the hypothesized model of associations. After confirming the hypothesized model (= 1.275; RMSEA=.02; RMR =.03; GFI =.97; AGFI =.93; NFI =.97; CFI =.99; IFI =.99), the results revealed significant internal correlations among the main as well as the sub-scales of the study. Multiple regression analysis further confirmed the direction of the path model proposed for the study. Generally, it was concluded that reflective thinking and transformational leadership improve teachers' efficacy of classroom management which, in turn, facilitates teaching processes. Implications are discussed.
انسجام به سازوکار درون متنی زبان گفته می شود که سخنور را در ایجاد و برقراری ارتباط در هر جمله یا بین جملات یاری می دهد؛ به عبارت دیگر، انسجام به روابط ساختاری-واژگانی متن اطلاق می شود. در پژوهش حاضر به بررسی انسجام متن بر اساس الگوی هلیدی (1976) و نظریّه مکمل حسن (1984) با هدف بررسی میزان هماهنگی انسجام در سوره مبارکه «مزَّمِّل» و ترجمه آن از موسوی گرمارودی پرداخته شده است. از نتایج این پژوهش استنباط می شود که در این سوره و ترجمه آن، انواع عوامل انسجامی در سطح غیر ساختاری وجود دارد: «انسجام واژگانی» که شامل تکرار، هم معنایی، تضاد، شمول معنای، جزء و کل و هم چنین عوامل موردی ازجمله برابری و نام گذاری است و «انسجام دستوری» که شامل انواع ارجاع، جانشینی و حذف است. از رهگذر این پژوهش هم می توان به پیوند منسجم میان اجزای سوره و ترجمه منتخب پی برد که هم راهی برای شناخت اعجاز قرآن است و هم از درصد بالای مشابهت متن مقصد با متن مبدأ در نحوه کاربست عوامل انسجام می توان دریافت که مترجم در انتقال مفاهیم ترجمه موفق بوده است.
یکی از موضوعات مهمی که درباره تاریخ بیهقی می توان بررسی کرد، بررسی زیبایی ها و ویژگی های زبانی است که سبب شده است، تاریخ بیهقی علاوه بر جنبه های تاریخی از نظر مسائل زبانی نیز دارای اهمیت باشد. با مطالعه تاریخ بیهقی از این منظر شاهد شاخصه های زبانی پربسامدی هستیم که در ایجاد ادبیت این کتاب نقش مهمی دارند و برجستگی زبانی پدید می آورند. منظور از برجسته سازی، برهم زدن قواعد مرسوم زبان است که به آشنایی زدایی منجر می شود و یکی از عوامل ایجاد متن ادبی است. زبان شناسان دو عامل هنجارگریزی (قاعده کاهی) و قاعده افزایی را سبب برجسته سازی زبان می دانند. در این مقاله بر اساس نظریه جفری لیچ ، برجستگی های زبانی تاریخ بیهقی در هفت حوزه واژگانی، نحوی، سبکی، معنایی، زمانی، آوایی و گویشی بررسی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که هنجارگریزی های نحوی در گسترده ترین شکل ممکن، ساخت ترکیبات جدید، استفاده از ساخت های کهن افعال، تصویرپردازی و استفاده از صور خیال، کاربرد شواهد قرآنی و ادبی و استفاده از انواع توازن، سبب برجسته سازی زبانی در تاریخ بیهقی شده و این متن را به نثری ادبی تبدیل کرده است.
ترجمه طنز کلامی در محیط دیداری شنیداری چالشی جدی برای مترجمان است. هدف از این پژوهش، بررسی ماهیت چالش هایی است که ترجمه طنز را تحت تأثیر خود قرار می دهند. بدین منظور، عبارت های طنزآمیز چهارده قسمت از انیمیشن سریالی طنز بچه رئیس توسط پنج مترجم حرفه ای شناسایی شده و سپس ترجمه آن ها در دو کانال تلویزیونی نهال و جم جونیور مقایسه شدند. هدف از این مقایسه، شناسایی استراتژی های به کار رفته در ترجمه عبارات طنزآمیز بود. نتایج حاکی از آن است که بین هر پنج مترجم در زمینه شناسایی جوک ها، معماها، طنزهای زبانی، ادات سبکی، دست انداختن، تحقیر و تمسخر و نیز خودکوچک شماری توافق وجود داشته است. مرحله دوم تحقیق نشان داد که «ترجمه تحت اللفظی» پربسامدترین استراتژی در دوبله کانال جم جونیور و «جایگزینی» و «حذف» استراتژی های غالب کانال نهال بودند. همچنین نتایج نشان داد که کانال نهال، دیالوگ ها را به گونه ای ترجمه کرده که به فرهنگ کودکان ایرانی نزدیک باشد. به عبارت دیگر، ترجمه در این کانال مقصدمدار بوده است. این در حالی است که ترجمه کانال جم جونیور چیزی بین بومی سازی و بیگانه سازی است.
This paper analyzed three middle grade novels and a short story from two cultures using the journey motif as the vehicle for the analysis. The three novels are Bud Not Buddy and The Watsons Go to Birmingham both by Paul Curtis (1995, 1999) and Journey to Jo’burg by Naidoo (1985). The short story is My Two Dads by Lee (2000). The three novels and a short story were chosen because these novels are on the reading list for students in many school districts in the USA at the middle grade level. The analysis showed that for the three novels and a short story in the study, each text adhered to some elements/ parts of the journey motif. The paper then suggested 10 literacy strategies that can be used by English Language Arts teachers to engage learners, make the instructional process more interesting and hopefully improve achievement for all learners.
مطالعه حاضر به بررسی ارزشیابی پویا در آسیب شناسی و بهبود توانایی ادراکی واژگان زبان آموزان سطح پیشرفته می پردازد. تعداد 50 نفر از زبان آموزانی که دارای اولین مدرک سطح متوسط دانشگاه کمبریج (FCE) بودند در آزمون سطح بندی دانش واژگان شرکت کردند. از میان این 50 نفر، 10 زبان آموز که دارای شرایط مشابه زبانی بودند و با واژگان جدید آشنایی نداشتند به صورت داوطلبانه در کلاس های انفرادی و خصوصی شرکت کردند. به منظور آشنایی زبان آموزان با واژگان جدید، متون خواندنی مورد استفاده قرار گرفت و برای ارزیابی واژگان ادراکی آنها متن پاسخ بسته به کار گرفته شد. تدریس بر مبنای رویکرد کنش متقابل در ارزیابی پویا انجام شد، و میزان پاسخگویی فراگیران بر اساس رویکرد میکروژنتیک مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این بررسی نشان داد که برای دستیابی به تصویر کلی از توانایی های فراگیران صرفا نمره های کسب شده توسط آنها کافی نیستند. نمره های داده شده در ارزیابی حین تدریس برای عملکردهای تشخیصی و شناسایی حیطه های دشوار و بهبود دانش واژگان ادراکی زبان آموزان نقش بسزایی دارد. همچنین بررسی نمرات نشان داد که یادگیری همراه با نمره گذاری (LPS) می تواند واکنش احتمالی فراگیران نسبت به آموزش آینده را نیز پیش بینی کند. نتایج نشان می دهد که ارزیابی پویا نه تنها در ارائه شناخت دقیق پیشرفت واژگان ادراکی فراگیران موثر است بلکه می تواند اطلاعاتی را نیز در مورد آموزش و یادگیری آتی ارائه کند.
هدف پژوهش حاضر آن است که انواع مؤلفه های سبک شناسی روایت را در چند حکایت بررسی کند. این پژوهش بر روی سه حکایت منظوم عرفانی از عطار با محوریت شخصیت حلاج انجام شده است. پرسش های بنیادین پژوهش این است: الف) مؤلفه های سبکی روایی مبتنی بر کدام سازو کارهای سبک شناسی روایت تبیین می شود؟ و ب) این مؤلفه ها چگونه در گفتمان روایی نمود پیدا می کند؟ این پژوهش به روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و به شیوه تحلیلی است و از متدلوژی سیمپسون در کتاب سبک شناسی بهره گرفته است. نتایج پژوهش نشان داد که با تحلیل فرایندها، میزان مشارکت شخصیت های داستان مشخص می شود. درخصوص زاوی ه دید زمانی نیز چون هر سه حکایت حول محور شخصیت حلاج است، به زمان خاصی اشاره نمی شود. درنگ توصیفی مثال دیگری از این زاویه دید است و تداوم متن در حکایات طولانی تر از تداوم داستان است. البته، در حکایت دوم روایت خلاصه و فشرده بیان می شود. طبیعتاً از منظر زاویه دید مکانی و روانی اشاره به مکان چندان موضوعیت ندارد؛ چون تبیین جایگاه و مقام حلاج مدنظر نویسنده است. وجهیت در حکایات حلاج چند ویژگی دارد: اول، چون راوی با گفتار مستقیم احساسات و حالات حلاج و شخصیت عاشق را روایت می کند، وجهیت مثبت است. این موضوع را می توان با الگوی فالر آسپنسکی تبیین کرد. درخصوص گویش فردی، واژگان به کار رفته عکس العمل عاشق بعد از رویارویی با خاکستر معشوق (حلاج) و یافتن نشانی از او را بیان می کند که بسیار با بافت عارفانه داستان هم خوانی دارد. هر سه حکایت حلاج در قالب «ساختار متنی» لباو قابل بررسی است. درخصوص بینامتنیت نیز دو حکایت «حلاج بر سر دار» و «حلاج با سر بریده در خواب» در متون دیگر نقل شده اند.
کاربردشناسی در مرحله تکامل خویش شاهد وجود بزرگ دانشمندانی چون آستین و سرل بود، به خصوص جان سرل که با بهره گیری از عناصر تحلیل گفتمان و تکمیل نظریه کنشهای گفتاری آستین رویکرد تطبیقی کاملی را ارائه کرد. این جستار به بررسی خطبه جهاد نهج البلاغه از طریق تعیین کنشهای گفتاری پنج گانه وامور مانند میزان تکرار، و مفاهیم مستقیم و غیر مستقیم آنها، بافت خطبه می پردازد. پس از ارائه آماری در موارد مذکور با در نظر گرفتن دو طرف گفتمان خطبه تحلیل هایی را ارائه می دهد. در میان آمار به دست آمده، میزان کنشهای گفتاری با مفهوم غیر مستقیم رقم بالای 93 درصد را نشان می دهد. این امر بیانگر یکی از ویژگی های اهل ادب است، به گونه ای که به طور مستقیم از ما فی ضمیر خود سخن نمی گویند، بلکه روشی را برمی گزینند که به تفکر مخاطب بیانجامد. در این میان، بالاترین درصد متعلق به کنش عاطفی است، با توجه به بافت خطبه درمی یابیم امام از کوفیان به سبب سستی، عصیان امر مولای خویش، عدم شرکت در جهاد و جنگ با دشمن گله و شکایت می کنند. کنش تعهدی و اعلامی در آخرین رتبه قرار می گیرند، به گونه ای که حتی یک بار در خطبه به کارنرفته اند، زیرا امام علی (ع) در این خطبه به دنبال بیان تعهد خویش به موضوعی در برابر مردم نیست، همان طور که هدف ایشان از ایراد این خطبه بیان شرایط جدیدی نیست.
مقالات علمی قسمت قابل توجهی از نوشته های علمی در طول چند دهه گذشته بوده اند. با این حال، هویت نویسندگان مقالات، به ویژه در علوم انسانی مانند زبانشناسی کاربردی، توجه زیادی را به خود معطوف نکرده است. مطالعه ی حاضر تجزیه و تحلیلی از استفاده ی نویسندگان ایرانی از نشانگرهای حضور نویسنده در مقالات علمی در زمینه زبانشناسی کاربردی ارایه می دهد. در این پژوهش 30 مقاله ی علمی- پژوهشی از سه مجله منتشر شده در ایران بررسی شده است. مطالعه ی حاضر در دو مرحله انجام شده است. در مرحله ی اول، محتوای مجموعه مقالات برای یافتن نشانگرهای حضور نویسنده تجزیه و تحلیل و سپس فراوانی هر یک آنها محاسبه شده است. بررسی محتوا نشان داد که محققان ایرانی انواع مختلفی از نشانگرهای حضور نویسنده را بکار میبرند، به عنوان مثال، ضمایر شخصی، خوداستنادی، و دیگرکلماتی که به خودشخص اشاره دارند. نشانگرهای حضور نویسنده از نظر فراوانی در مقالات تک نویسنده و چند نویسنده باهم متفاوتند. برجسته ترین نشانگر حضور نویسنده ضمایر شخصی است. همچنین نویسندگان مقالات نشانگرهای حضور نویسنده را برای مقاصد مختلفی همانند نشان دادن منحصربه فرد بودن مطالعات خود و شناساندن خود به عنوان چهره ای برجسته در یک زمینه ی مطالعاتی بکار می برند. نتایج این مطالعه بر تحقیقات بیشتر در زمینه ی هویت های اتخاذ شده توسط نویسندگان در آثار خود و چرایی استفاده از نشانگرهای خاص تاکید دارد. این مطالعه برای نویسندگان و استادان دوره های نگارش علمی مفید است زیرا به آنها در تشخیص گزینه های زبانی قابل استفاده برای غیرانگلیسی زبانان کمک می کند. این گزینه های زبانی به آنها در شناساندن خود در نوشته هایشان و به دست آوردن پذیرش از سوی جامعه علمی کمک می کنند.