در بررسی برخی از شیوه های معنی شناسی نخست سخن از شناخت وحدت و انسجام معنی است ‘ و اینکه اجزای سخن‘گاه از واحدهای بسیط‘تشکیل می شوند‘وگاه از واحدهای مرکب. امام بلاغت((عبدالقاهر)) ‘ نخستین کسی است که از این نوع سخن یاد کرده‘و میگوید: (( نوعی سخن داریم که ساختار جمله ها و بافت داخلی آنها و شبکه های فرعی به گونه ای است که نشان از انسجام معنی ترکیبی واحد است.)) آنگاه سه نمونه ارائه میدهد که از آنها میتوان نتیجه گرفت که ساختار درونی و بافت مشبک فرعی جمله ها سبکهای متفاوت دارد. 1- سبک عطف –یک یا چند جمله – اصلی یا فرعی – شرطی یا غیر شرطی .2- سبک صله و موصول‘تداخل مفرد یا جمله فرعی دیگر در صله.مقاله در سبک دوم به تحلیل نمونه هایی از آیات پایانی سوره مبارکه ((فرقان))‘پرداخته و 13‘آیه را درباره یک ساختار یعنی ((شناخت عبادالرحمن)) ونخبگان امت می آورد. ساختاری که نهادش ‘ فقط عبدالرحمن است. وسنگهای زیربنای آن از گزاره های متداخل ومشبک تشکیل می گردد‘و 8 گزاره را با یک متد‘-متد صله و موصول- برای یک نهاد ارائه میدهد‘و نهاد را چنان مشخص وممتاز می گرداند که جای هیچ شک و تردیدی باقی نمی گزارد.
در این مقاله شخصهای رده شناسی یا کوف مالکییل 2 درباره فرهنگهای ریشه شناسی، برای بررسی فرهنگ تاریخی و ریشه شناسی آبایف به کار گرفته شده است.این فرهنگ به منزله نمونه جالبی از اعمال روش مطالعه زبانهایی است که منابع مکتوب (1).این مقاله قرار بود در سال 1991 در سالنامه Lexicographica ، نشریه انجمن اروپایی فرهنگ نگاری، چاپ شود که مؤلف آن نسخه اولیه را پیش از انتشار برای مترجم ارسال داشت.بدین وسیله از لطف ایشان و نیز استاد بزرگوارم آقای دکتر محمد دبیر مقدمأ که امکان آشنایی مترجم را با او فراهم ساخت، سپاسگزاری میشود.-م