"معمولترین مقولههاى دستورى در زبانهاى دنیا جملههاى خبرى، پرسشى، امرى و تعجبى است، که عمدتا به ترتیب براى بیان مقولههاى معنایى-منظورى خبر، سؤال، فرمان و شگفتى به کار مىروند. با این وجود، مطالعات نوعشناسى زبان حاکى از آن است که رابطه میان مقولههاى نحوى و معنایى- منظورى رابطهاى مستقیم نیست.بسیار اتفاق مىافتد که از جمله خبرى براى صدور فرمان، و از جمله پرسشى براى بیان شگفتى استفاده مىشود.
تحقیق حاضر در پى کشف نقشهاى معنایى-منظورى جملههاى پرسشى در شعر حافظ است. استفاده هنرمندانه شاعر از جملههاى پرسشى براى بیان مقولههاى گوناگون معنایى-منظورى تأثیر کلام وى را دو چندان و خواننده را مسحور مىسازد.
تحقیق حاضر نشان مىدهد که از 366 بیت، 255 بیت، یعنى تقریبا 70%از ابیات، براى بیان پنج مقوله معنایى-منظورى شگفتى، نفى، انکار، تمنا(آرزو)و نهى به کار رفته است.30%باقیمانده براى بیان 15 مقوله معنایى-منظورى استفاده شده است.یکى از نتایج بسیار جالب توجه تحقیق این است که بیان حافظ براى بیان سؤال از جملات پرسشى کمترین استفاده را مىبرد."
مقاله حاضر کنش زبانی دو زبانه های آذری زبان و تک زبانه های فارسی زبان را در فرایند یادگیری زبان سوم مورد بررسی قرار می دهد. پژوهش های موجود درباره توانایی های فرازبانی و شناختی زبان آموزان کودک حاکی از این است که دو زبانه ها با توجه به کسب تجارب قبلی در یادگیری زبان دوم، در فراگیری زبان سوم موفق تر بوده و کنش زبانی آنها متفاوت تر از تک زبانه ها خواهد بود.در این تحقیق کنش زبانی دو گروه ده نفری از دو زبانه های آذری زبان و تک زبانه های فارسی زبان پس از آموزش های لازم مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج بدست آمده و تجزیه و تحلیل آماری داده ها نشان می دهد که دو زبانه ها به کمک آگاهی های فرازبانی و تجارب قبلی و با استفاده از تشابهات و تفاوت های بین دو زبان، در فراگیری زبان سوم موفق تر هستند.
تقطیع و برچسب دهی نحوی – معنایی داده های نوشتاری یکی از فعالیتهای اصلی در طراحی و ساخت هر دادگان زبانی برای استخراج مدل زبانی است . در این مقاله مشکلاتی که نگارند ه در انجام این فعالیت برای طرح امکان سنجی برای طرح مدل سازی زبان فارسی داشته ‘ توضیح داده شد ه‘همچنین برای حل مشکلات از معیارهای زبان شناختی و مهندسی استفاده شده است . در نهایت برای استخراج مدل زبان فارسی یک بسته نرم افزاری نوشته شده ‘ که در چارچوب فرآیند مارکف صفر تا سه مرحله ای ‘ توزیع احتمال مشروط کلمات فارسی را در چهار حالت به طور مستقل ازو وابسته به مقوله نحوی معنایی به دست می دهد .
عوامل عدیده ای در شکل گیری دیوان غربی- شرقی گوته نقش تعیین کننده ای داشته اند، و در این میان نقش حافظ و عشق عرفانی این نویسنده نامدار آلمانی به ماریانه فون ویلمر (Mariane von Willmer) بسیار چشمگیرترند. در این که اندیشه حافظ و دیوان وی منبع الهام گوته برای خلق این شاهکار ادبیات غنایی آلمان شد و ارادت خاص گوته به حافظ انگیزه اصلی او برای پی ریزی این اثر و هجرتی روحانی و عرفانی از دنیای پرآشوب غرب به شرق بود، هیچ شک و تردیدی وجود ندارد، اما نباید از نظر نیز دور داشت که بدون آشنایی گوته با ماریانه و بالطبع تاثیرپذیری او از این عشق، آفرینش دیوان غربی- شرقی به گونه ای که در سال 1819 منتشر شده است، ممکن نبود و این اثر جلوه دیگری می یافت. عشق افلاطونی گوته به ماریانه، زلیخای دیوان غربی-شرقی، برای او محملی شد تا با سیر وسلوک در ادبیات شرق و بخصوص دیوان حافظ و سفر خیالی خود به مشرق زمین به مفهوم عشق عرفانی دست یابد و عشق شرقی خمیر مایه دیوان او شود.
"هدف از نگارش این مقاله توصیفی- تحلیلی، ارتباط ایده ها و عقاید کاسیرر با نورتروپ فرای در زمینه اسطوره است. فرای کوشید تا نظریات خود را درباره تاثیر اسطوره بر ادبیات، با کمک نظریه پردازان قبل از خود بیان کند. با توجه به آرای نظریه پردازان معروف اسطوره، نظیر فریزر، فروید ، یونگ ، اشپنگلر و کاسیرر ، به نظر می رسد که فلسفه، آرا و باورهای کاسیرر، تاثیرات بیشتری بر اندیشه هـای فرای داشته اند. ساختار فکری کاسیـرر درباره قالب های نمادین و چندین قانون او در ارتباط با اسطوره که در این مقاله مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته اند، باعث تجلی اندیشه های فرای در مهم ترین اثر او «تشریح نقد» شد. هر چند وی با نظریه پردازان اسطوره سر و کار دارد، اما تلاش می کند تا به نظریات بنیادین موروثی رونقی دوباره ببخشد، فرض این مقاله بر این است که یکی از جدیدترین قالب های نمادین در صحنه ادبیات، نقد ادبی است که با بررسی مجدد نقش اطلاع رسانی اسطوره، نقد جدید ظهور می یابد.
"
مقالهء حاضر به معرفى نقش نماهاى گفتمان و سپس مقایسهء کارکردهاى نقش نماهاى but در زبان انگلیسى و اما در زبان فارسى اختصاص دارد. پس از بحث کوتاه نظرى دربارهء تحلیل گفتمان و تبیین و توصیف جایگاه نقش نماهاى گفتمان در زبان و نیز معرفى یکى از رویکردهاى موجود، به مطالعه کارکردهاى نقش نماهاى یادشده د ر دو زبان انگلیسى و فارسى مى پردازیم. در ادامهء بحث روشن خواهد شد که کارکردهاىbut در زبان انگلیسى و همتاى آن در زبان فارسى یعنى اما به میزان زیادى بر یکدیگر هم پوشى دارند، هرچندکه تفاوت هایى هم مشاهده مى شود. این تفاوت ها نیز مورد بحث و بررسى قرار خواهد گرفت.
یونگ به وجدان ناخودآگاه فرو ید بعدى تازه افزودو آن را "ناخودآگاه همگانى " نامید. در "و جدان ناخودآگاه همگانى " همهء آرزو ها و امیال بشرى انبار شده، ادبیات که خاستگاهش همین امیال نهفته است،و سیله اى است براى گفتگوى تمدنها، چرا که بررسى جدى ادبیات نشان مى دهد که همهء نویسندگان، هنرمندان در همهء دوران هاى تاریخى سخن مشابه مى گفتند. به همین دلیل مى توان از مضامین مشترک در ادبیات سود جست، براى اثبات این نکته که انسان در همهء دو ران هاى تاریخى یک سخن را تکرار مى کرده است، چون این سخن در مورد ادیان، ادبیات همهء ملت ها صادق است، بنابراین، براى نزدیک کردن ملت ها و تمدن هاى جهان به یکدیگر، مى توان از ادبیات استفاده کرد. در این مقاله ضمن بحث دربارهء آراء منتقدانى چون کلود لوى استرو س،وو لاد یمیر پراپ ثابت شده که اساطیر و ادبیات ساخته و پرداختهء ذهن آدمى است، چون کارکرد ذهن آدمیان یکى است، بنابراین مضامین مشترک در ادبیات کلیهء ملت ها ظاهر مى شود.