توسعه همه جانبه و تعمیق بازار سرمایه به عنوان موتور محرکه توسعه اقتصادی نیازمند اعتماد عموم مشارکت کنندگان به کارایی و درستی آن ، در تعیین قیمت عادلانه اوراق بهادار است . مسلما شناسایی الگوی رفتاری دستکاری قیمت و طراحی یک الگوی (مدل) کمی برای پیش بینی احتمال وقوع دستکاری قیمت در بورس اوراق بهادار تهران ، نقش موثری در راستای شفافیت بازار ، قیمتگذاری منصفانه داراییهای سرمایه ای ، ارتقای کارایی بازار و نهایتا تخصیص بهینه منابع مالی به حوزه های اقتصادی خواهد داشت . ...
"طراحی و استقرار مدل اندازهگیری ریسک اعتباری در نظام بانکی نقش کارآمدی در راستای بالا بردن بهرهوری بانکهای کشور در تخصیص بهینه منابع خواهد داشت.در این مقاله تلاش شد تا کارآیی مدلهای احتمالی، خطی، لجستیک و شبکههای عصبی مصنوعی برای پیشبینی ریسک اعتباری مشتریان نظام بانکی کشور، مورد بررسی قرار گیرد.متغیرهای پیشبینیکننده در این مدلها، نسبتهای مالی وامگیرندگان بوده که معنیداری ارتباط آنها با ریسک اعتباری از آزمونهای آماری مناسب تأیید شد.با استفاده از دادههای مالی و اعتباری 316 نفر از مشتریان حقوقی بانکهای کشور مدلهای یاد شده طراحی و مورد آزمون کارآیی قرار گرفت.نتیجههای به دست آمده بیانگر این است که ارتباط بین متغیرها در مدل پیشبینی ریسک اعتباری به صورت خطی نبوده و تابعهای نمایی و سیگموئید مناسبترین مدلهای پیشبینی ریسک اعتباری محسوب میشوند.بیشترین کارآیی برای پیشبینی ریسک اعتباری به ترتیب مربوط به شبکههای عصبی مصنوعی و مدل لجستیک میباشد.
"
"پژوهش حاضر بررسی اثر روزهای هفته بر بازده شاخص کل قیمتهای بازار سهام در بورس اوراق بهادار تهران است.با استفاده از رگرسیون خطی کلاسیک و خود رگرسیون ناهمسان واریانس شرطی نشان داده شده است که الگوی نامتعارف بازده سهام در بورس اوراق بهادار تهران وجود دارد.و این اثر در سالها و دورههای گوناگون متفاوت است؛به این معنی که روزهای شنبه دارای بازده کل مثبت و معنادار و روزهای یکشنبه دارای بازده کل منفی و معنادار است و رد سایر روزهای هفته بازده معناداری وجود ندارد.بنابراین فروش سهام در روزهای شنبه و خرید آنها در روزهای یکشنبه پیشنهاد میشود همچنین مقایسهی این یافتهها با سایر بازارهای نوظهور نیز نشان میدهد که اثر روزهای هفته بر بورس اوراق بهادار تهران متفاوت با سابر بازارهای نوظهور است.
"
موضوع این تحقیق، ارزیابی واکنش بیش از اندازه سهامداران عادی در بورس اوراق بهادار تهران است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. اطلاعات مورد نیاز از گزارش های روزانه، هفتگی و ماهانه بورس اوراق بهادار جمع آوری شده است. تجزیه و تحلیل نتایج از طریق آزمون آماری t استیودنت صورت گرفته است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که واکنش بیش از اندازه سهامداران عادی در بورس اوراق بهادار تهران وجود داشته است
به رغم اتفاق نظر در مورد ضرورت ارزیابی اطلاعات ارایه شده از سوی مدیریت توسط افراد صلاحیت دار مستقل، همواره طی سالیان متمادی درباره تاثیر گزارش حسابرسی بر فرآیند تصمیم گیری استفاده کنندگان بحث بوده است. در این پژوهش، بر مبنای طرح و آزمون چهار فرضیه، محتوای اطلاعاتی کسری ذخایر مورد اشاره در گزارش حسابرسی و تاثیر افشای مبلغ آن بر تصمیم گیری سرمایه گذاران و کارشناسان بررسی شده است. جامعه آماری مورد مطالعه در این پژوهش، برای آزمون فرضیه های اول و دوم، محدود به شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و برای آزمون فرضیه های سوم و چهارم، در بر گیرنده سه گروه کارشناسان سازمان بورس اوراق بهادار تهران، کارشناسان شرکت های کارگزاری، و سرمایه گذاران در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است.
موضوع جهانی شدن و افزایش پیچیدگی های تجاری، به همراه پیشرفت چشم گیر در فناوری، منجر به توسعه مفاهیم و روش های حسابداری مدیریت شده است. با ظهور مفاهیم و روش های جدید، توجه جامعه دانشگاهی به این موضوع معطوف می شود که چگونه این مباحث جدید را در آموزش حسابداری مدیریت وارد کنند. هدف از انجام این تحقیق، پاسخ به این سوال است که آیا در مورد نیازها و اولویت های آموزشی حسابدرای مدیریت در ایران، فاصله ای بین دیدگاه دانشگاهیان و شاغلین این حرفه وجود دارد یا نه. این تحقیق که از نوع پیمایشی -کاربردی است، از طریق ارسال پرسش نامه به دو گروه دانشگاهیان و افراد شاغل در حرفه حسابداری و سپس تجزیه و تحلیل نتایج به دست آمده از این اطلاعات انجام شده است. ابزار انداره گیری در این تحقیق پرسش نامه بوده و جامعه مورد مطالعه نمایندگان دو طیف دانشگاهیان و افراد شاغل در حرفه حسابداری مدیریت و نیز برخی مهارت ها و ویژگی های مورد نیاز برای فارغ التحصیلان حسابداری که قصد ورود به مشاغل حسابداری مدیریت را دارند، است. راه حل عملی برای پوشش این فاصله، در ابتدا درک آن توسط دانشگاهیان و شاغلین در حرفه و سپس تعامل دو گروه یاد شده برای آگاهی از تازه های علمی از سوی شاغلین در حرفه، و آشنایی با مشکلات موجود در عمل از سوی دانشگاهیان است.
ضریب قیمت بر درآمد به خاطر سهولت محاسبه و سادگی روابط به صورت گسترده ای در ارزشیابی سهام شرکت ها در بورس اوراق بهادار مورد استفاده قرار می گیرد اما هنوزهم بحث در مورد کفایت ضریب قیمت بر درآمد وکاربردهای آن با ابهامات زیادی مواجه است . تحقیقات چندی در مورد روابط بین ضریب قیمت بر درآمد وبازده سهام انجام گرفته اما شمار مطالعات در مورد متغیرهای تاثیر گذار بر روی ضریب قیمت بر درآمد بسیار کم است دربعد نظری تفاوت بین ضریب قیمت بردرآمد شرکت ها توسط سودآوری وریسک توضیح داده میشود .ارتباط بین ضریب قیمت بردرآمد با سود آوری ، رشد سود آوری مستقیم وریسک معکوس میباشد. پژوهش حاضر بر اساس نیازهای بازار و سرمایه گذاران ، به دنبال بررسی عوامل اثرگذاربر روی نسبت ضریب قیمت بر درآمد در بورس اوراق بهادار تهران است. دراین راستا به بررسی وجود یا فقدان ارتباط بین سه متغیر اساسی رشد کوتاه مدت، رشد بلند مدت وریسک با نسبت ضریب قیمت بردرآمد پرداخته شده است. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که متغیرهای ریسک و رشد سود توانایی توضیح تفاوتهای ضرایب قیمت بر درآمد را دارند . اثررشد درآمدهای کوتاه مدت بیشتر از ریسک می باشد.
هدف اصلی این مقاله بررسی تاثیر ساختار سرمایه بر سودآوری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در صنایع مختلف است. در راستای این هدف، کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران که صورت های مالی (ترازنامه و صورت حساب سود و زیان) و اطلاعات مورد نیاز را در سال های 1379-1375 ارایه داده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. در مجموع 108 شرکت از صنایع مختلف انتخاب شدند. سپس، اطلاعات مربوط به میانگین نسبت بدهی ها به دارایی ها و حقوق صاحبان سهام طی دوره 5 ساله مطالعه به صورت متمرکز و هم چنان به صورت سالانه جمع آوری و مورد آزمون قرار گرفت. به دنبال آن، اطلاعات مربوط به میانگین نسبت بدهی ها به دارایی ها و نسبت بازده دارایی ها (ROI) طی همان دوره 5 ساله به صورت متمرکز و هم چنین سالانه جمع آوری و آزمون شد. به منظور آزمون فرضیه ها از رگرسیون ساده و ضریب همبستگی استفاده شد و معنی دار بودن آن ها با استفاده از آماره t و Z صورت گرفت. نتایج به دست آمده حاکی از این است که: به طور کلی، بین ساختار سرمایه و سودآوری شرکت رابطه مثبتی وجود دارد، اما این رابطه از نظر آماری در حد ضعیف است؛ رابطه بین ساختار سرمایه و سودآوری بستگی به صنعت نیز دارد، و ساختار بهینه سرمایه را می توان در صنایع گوناگون تعیین کرد، و رابطه بین ساختار سرمایه و سودآوری در صنایع مختلف بستگی به تعریف سودآوری نیز دارد.
صورت سود و زیان جامع ابزاری برای ارزیابی عملکرد شرکت است. در این تحقیق از سود جامع و سود خالص استفاده شده تا توانایی نسبی سود جامع برای ارایه خلاصه نتایج عملکرد شرکت (بر مبنای بازده) مورد بررسی قرار گیرد. هم چنین بررسی شده که کدام یک از تمایلات سود و زیان جامع توانایی سود را برای انعکاس خلاصه عملکرد شرکت بهبود می بخشد. در این تحقیق در پی بررسی این ادعا هستیم که سود اندازه گیری شده بر مبنای سود جامع نسبت به سایر معیارها، اندازه گیری بهتری از عملکرد شرکت ارایه می دهد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که سود جامع برای ارزیابی عملکرد شرکت بر مبنای بازده سهام و قیمت سهام، بر سود خالص برتری ندارد. در مورد شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، به غیر از صنعت سرمایه گذاری مشاهده نمی شود که گزارش گری سود جامع برای ارزیابیی عملکرد شرکت بر مبنای پیش بینی جریانات نقدی عملیاتی، بر سود خالص برتری داشته باشد. در مورد شرکت های دولتی نیز فقط در سطح سایر شرکت ها وضعیت بهتری را می توان مشاهده کرد و نتایج نشان می دهد که برای ارزیابی عملکرد شرکت بر مبنای پیش بینی جریانات نقدی عملیاتی، سود جامع بر سود خالص برتری دارد. در مجموع نتایج این تحقیق شواهدی را فراهم می آورد که نشان می دهد تعدیلات سود و زیان جامع توانایی سود را برای انعکاس عملکرد شرکت بهبود می دهد هر چند ابهاماتی نیز در نتایج به دست آمده مشاهده می شود.
این مقاله به بررسی موانع به کارگیری سیستم هزینه یابی هدف در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. این موانع در قالب فقدان عناصر هزینه یابی هدف تعریف شده است. نتایج حاصله از این تحقیق، نشان داد که در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران هیچ یک از عناصر هزینه یابی هدف اجرا نمی شود.
این مطالعه محتوای اطلاعاتی سود خالص و ارزش دفتری شرکت را از طریق میزان ارتباط سود هر سهم و ارزش دفتری هر سهم با قیمت هر سهم شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بین سال های 1375 تا پایان 1383 بررسی می کند. انگیزه انجام این مطالعه تحقیقات اخیر درباره ارتباط سود هر سهم و ارزش دفتری هر سهم با ارزش شرکت و اهمیت این دو قلم اطلاعاتی در تعیین ارزش شرکت است. نتایج تحقیق نشان داد که اولا، بخش قابل توجهی از تغییرات ارزش شرکت به وسیله سود تبیین می شود. ثانیا، عمده قدرت توضیح دهندگی مجموع سود و ارزش دفتری شرکت به خاطر سود است. ثالثا، ارزش دفتری شرکت از قدرت توضیح دهندگی مناسبی در مقایسه با سود هر سهم برخوردار نبوده و ضریب تعیین حساب شده برای این متغیر، به ویژه ضریب تعیین تفاضلی بیان گر قدرت توضیح دهندگی ضعیف این متغیر در توضیح نوسان ارزش شرکت است.