آنچه عصر ما را از دیگر اعصار متمایز کرده است، سرعت تغییرات و پیچیدگی آنها می باشد. عمده این تغییرات خود را تغییر خواسته ها و نیازهای مشتریان نشان می دهد. از طرفی یکی از اساسی ترین عوامل موفقیت مدیران در این عصر، سرعت پاسخگویی به این تغییرات می باشد. از آنجا که مشتریان و رضایت آنها، حیات و دوام شرکت را تضمین می کند، لذا مدیران می بایست تمامی فعالیتها و سرمایه گذاریهای خود را در این راستا به کار بندند. مدیران با تکیه بر نیروی انسانی به عنوان ارزشمند ترین منبع در اختیار خود می بایست به این تغییرات درمحیط پاسخ داده و رضایت مشتریان خود را بدست آورند.این مقاله سعی در شناخت نیازهای آموزشی کارکنان شرکت ستکام براساس خواسته های خدمت گیرندگان این شرکت دارند. در این راستا از یکی از تکنیکهای مطرح در بهبود و بهره وری باعنوان گسترش کیفیت عملکرد (QFD) استفاده کرده است. از نتایج این تحقیق می توان به استخراج دوره های آموزشی، رتبه بندی آنها، و همراستا سازی دوره های آموزشی با الزامات و فرایندهای شرکت اشاره نمود که می تواند به عنوان مبنای طرح ریزی برنامه آموزشی شرکت باشد. از دیگر نتایج تحقیق، می توان به همراستا سازی فرایندها و ویژگیهای خدمات شرکت با خواسته ها و نیازهای مشتریان اشاره نمود.
اطلاعات سودمند مبنای تصمیم گیری اشخاصی است که در بازار سرمایه مشارکت دارند. تدوین کنندگان استانداردهای حسابداری تلاش می کنند تا گزارشگری مالی و سیستم حسابداری نیازهای اطلاعاتی بازار سرمایه را تامین کند. بنابراین ارزیابی سودمندی اطلاعات حسابداری در ارزشیابی سهام یا مربوط بودن اطلاعات حسابداری به ارزش شرکت که در تحقیقات اخیر مورد توجه زیادی قرار گرفته، به عنوان یک الگوی اصلی در تحقیقات حسابداری مالی مطرح شده است.سود حسابداری گزارش شده در صورت های مالی، به دو جزء نقدی و تعهدی قابل تفکیک است. در این تحقیق جریان های نقدی عملیاتی به عنوان جزء نقدی سود و تغییرات حساب های دریافتنی، تغییرات موجودی کالا و تغییرات حساب های پرداختنی به عنوان سه جزء اصلی تشکیل دهنده بخش تعهدی سود در نظر گرفته شده است. ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام و بازده حقوق صاحبان سهام به عنوان متغیری که تعامل بین صورت های مالی را نشان می دهد متغیرهای کنترلی تحقیق هستند. برای آزمون فرضیه های تحقیق، از دو روش آماری داده های ترکیبی و مقطعی با بکارگیری اطلاعات مالی 102 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در سال های 1377 تا 1382 استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد اجزای نقدی سود حسابداری توان پیش بینی و قدرت توضیحی ارزش بازار شرکت را دارند، ولی سه جزء تعهدی سود حسابداری یعنی تغییرات حساب های دریافتنی، تغییرات موجودی کالا و تغییرات حساب های پرداختنی که در این تحقیق مورد مطالعه قرار گرفته اند، توان پیش بینی و توضیح ارزش بازار شرکت را ندارند. از اینرو اجزای نقدی سود حسابداری به ارزش بازار شرکت مربوط است و نسبت به اجزای تعهدی از سودمندی بیشتری برخوردار است.
تحقیق حاضر به بررسی نقش سود و ارزش دفتری در ارزشیابی حق مالکانه می پردازد و در تحلیل ها از داده های 226 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در فاصله زمانی 1370 تا 1383 استفاده می کند. با استفاده از سود بعد از مالیات و ارزش دفتری سهم در ابتدای دوره، که هر دو بر مبنای هر سهم اندازه گیری و با شاخص عمومی بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ایران تورم زدایی شده اند، این تحقیق شواهدی درباره رابطه منفی بین قیمت سهم و سود، و درباره نقش ارزش دفتری حق مالکانه، به عنوان معرف ارزش اختیار واگذاری برای شرکت های گزارش کننده زیان فراهم می کند. این نتایج در برابر تجزیه و تحلیل های حساسیت پایدار هستند.این تحقیق از دو جنبه در ادبیات حسابداری مشارکت می کند: اول، شواهدی درباره رابطه منفی بین قیمت سهم و سود در یک بازار نوظهور فراهم می کند؛ و دوم، توانسته است با به کارگیری معیاری برای تعیین ارزش اختیار واگذاری در تحلیل ها، نقش اختیار واگذاری را برای متغیر ارزش دفتری سهم تشخیص دهد.
«هدف مقاله حاضر، تعیین کمی سیاستهای مالی و بررسی اثرات آنها بر متغیرهای کلان کشور در غیاب ابزار پولی فعال در سالهای 1383-1379 می باشد. برای این منظور از الگوریتم کنترل بهینه تصادفی OPTCON استفاده شده است: در این روش با استفاده از برنامه ریزی پویا و معادلات بلمن، مجذور انحراف متغیرهای رشد اقتصادی، نرخ تورم، نرخ بیکاری، نسبت کسری بودجه دولت به تولید ناخالص داخلی و تراز حساب جاری از مقادیر هدف گذاری شده این متغیرها در برنامه سوم با توجه به یک سیستم پویای کلان سنجی حداقل گردیده است. نتایج حاصل از بهینه سازی نشان می دهند که در شرایط نظام نرخ ثابت و میخکوب خزنده ارز که در آنها سیاست های پولی درون زا و غیرفعالند، سیاستهای مالی بهینه انباتی تر از مقادیر مصوب برنامه سوم می باشند. همچنین در غیاب سیاستهای پولی همراهی کننده، نرخ بیکاری، کسری بودجه دولت و نرخ تورم از شرایط نامطلوبی برخوردار می شوند. بنابراین با توجه به نتایج به دست آمده پیشنهاد شده است که در برنامه چهارم توسعه تمهیدات لازم به منظور اسقرار نظام ارزی انعطاف پذیر و استفاده کارآمد از سیاستهای پولی فراهم شود».
بورس اوراق بهادار بازار شگفتانگیزی است. در این بازار، به عینه میتوان تعامل و کنش، ریسک و بازده را مشاهده کرد و به بازده پر ثمری دست یافت. بدون شک ارزشمندترین کالای موجود در بورس اوراق بهادار، اطلاعات است. دسترسی به اطلاعات، کلید سودآوری و استفاده از فرصتهای سودآور بازار سرمایه بهشمار میرود، اما اطلاعات بهعنوان گرانبهاترین عنصر بازار سرمایه، باید به طور یکسان در اختیار سرمایهگذاران قرار گیرد. در این تحقیق علاوه بر اطلاعات حسابداری، به ارزیابی میزان اتکاء سرمایهگذاران بورس اوراق بهادار تهران، به اطلاعات غیرحسابداری در تصمیمات سرمایهگذاری پرداخته شده است. جامعه آماری تحقیق عبارتست از سرمایهگذاران جزء بورس اوراق بهادار تهران، این تحقیق از نوع پیمایشی- کاربردی است که در آن سعی شده با مطالعه پاسخهای دریافتی از طریق پرسشنامههای توزیع شده بین سرمایهگذاران، میزان اتکاء آنان به اطلاعات حسابداری و غیرحسابدارای در تصمیمات سرمایهگذاری ارزیابی شود، به منظور تایید یا رد فرضیههای تحقیق از آزمون T استیودنت و برای رتبهبندی و تعیین میزان اهمیت هر کدام از اطلاعات حسابداری و غیرحسابداری در تصمیمات سرمایهگذاری، از آزمون فریدمن استفاده شده است. نتایج آزمون نشان میدهد که اطلاعات غیرحسابداری مانند نوع مدیریت، مسائل سیاسی و اقتصادی داخلی و بینالمللی، حجم فروش و نوع صنعت تأثیر بیشتری از اطلاعات حسابداری، برتصمیمات سرمایهگذاران دارد و توجه به اطلاعات حسابداری در رتبه پایینتری قرار دارد.
سرمایه گذاری از جمله مباحث اقتصادی ـ مالی است که هم از دیدگاه کلان و هم به صورت خرد حایز اهمیت بسیار است. اگر سرمایه گذاری را به تعویق انداختن مصرف فعلی برای دستیابی به امکان مصرف بیشتر در آینده تعریف نماییم، شناسایی فرصت هایی که بتوان از طریق آن ها وجوه بیشتری را برای مصرف در آینده به دست آورد اهمیتی دو چندان پیدا می کند. در این مقاله با اجرای یک مطالعه بر روی داده های تاریخی (ماهانه)، بازده و ریسک چهار فرصت سرمایه گذاری (سرمایه گذاری در سهام، طلا، ارز و سپرده گذاری در بانک) مورد بررسی واقع شده و بر پایه معیارهای بده - بستان ریسک و بازده، هر یک از آن ها با یکدیگر مورد مقایسه قرار گرفته اند. برآیند این پژوهش نشان می دهد که در میان فرصت های جایگزین، در دوره مورد بررسی سرمایه گذاری در سهام بازده بیشتری را نصیب سرمایه گذاران کرده است. ضمن آن که ریسک نسبی سهام (به ازا بازده) نیز در قیاس با فرصت های ریسکی سرمایه گذاری (طلا و ارز) برای سرمایه گذاران دارای مطلوبیت است
در این مطالعه رابطه بین کیفیت سود و برخی از جنبه های اصول راهبری شامل درصد مالکیت اعضای هیات مدیره و تعداد مدیران غیرموظف در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار با توجه به آیین نامه اصول راهبری (در حال تصویب) و پیشینه تحقیق بررسی شده است. از این رو تعداد 135 شرکت در طی دوره زمانی 1383-1381 بررسی گردیدند. رویکرد انتخابی برای آزمون فرضیات، با استفاده از داده های تلفیقی می باشد. روش رگرسیون حداقل مربعات ادغام شده در این تحقیق استفاده شده است. در این تحقیق کیفیت سود از جنبه تداوم سودآوری سنجیده می شود، از این کیفیت سود بالاتر به معنای بالا بودن تداوم سودآوری است. از طرفی اقلام تعهدی کمتر منجر به تداوم سودآوری بالاتر و در نتیجه کیفیت سود بیشتر می شود. در نتیجه کیفیت سود با استفاده از معیار اقلام تعهدی مورد آزمون قرار گرفته است. آزمون به تفکیک صنایع نیز انجام گرفته است. نتایج نشان می دهد که در سطح اطمینان 95 درصد، بین کیفیت سود و درصد مالکیت اعضای هیات مدیره و تعداد اعضای غیرموظف هیات مدیره رابطه ای وجود ندارد. اما رابطه ای غیرخطی بین اقلام تعهدی و درصد مالکیت اعضای هیات مدیره مشاهده گردید. به طور کلی آزمون فرض های تحقیق نشان داد تعداد مدیران غیرموظف و درصد مالکیت اعضای هیات مدیره که از سازو کارهای اصول راهبری شرکت محسوب می شوند، در ارتقای کیفیت سود شرکت های پذیرفته شده در بورس نقش با اهمیتی ندارند.
این مقاله نتایج تحقیقی را نشان می دهد که تحقیق مزبور بر اساس اطلاعات واقعی ، رابطه بین نسبت های سودآوری و بازده سهام مورد آزمون قرار گرفته است . تحقیق در نمونه ای متشکل از 47 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و فعال در زمینه شیمیایی و در دوره زمانی 1378 لغایت 1382 انجام شد . هدف تحقیق عبارت بود از آنکه سرمایه گذاران و سایر استفاده کنندگان از صورتهای مالی به این موضوع مهم پی ببرند که نسبت های مالی به عنوان یکی از روشهای تجزیه و تحلیل گزارشات مالی شرکتها ، دارای بار اطلاعاتی بوده و می تواند در تصمیم گیری آنها در خصوص خرید یا فروش سهام نقش موثری داشته باشد ...
در دستاوردهای علمی جدید، هموارسازی سود، «مدیریت سود» نامیده می شود که شامل اقداماتی برای کاهش نوسان های سودهای گزارش شده ی حسابداری است.هدف اصلی این تحقیق بررسی عوامل انگیزشی هموارسازی سود با استفاده از اعداد و ارقام حسابداری است. به همین دلیل سه فرضیه ی اولیه در این تحقیق مطرح شده است . در فرضیه ی اول، رابطه ی مستقیم میان رقابت بازار و هموارسازی سود و در فرضیه ی دوم رابطه ی مستقیم میان میزان حساسیت سرمایه و هموارسازی سود و در فرضیه ی سوم، رابطه ی مستقیم میان تولید کالاهای بادوام و هموارسازی سود فرض شده است که در نهایت با توجه به سه فرضیه ی اولیه، فرضیه ی نهایی مبنی بر رابطه ی مستقیم میان امنیت شغلی و هموارسازی سود بررسی شده است. نتایج فرضیه ی اول و سوم نشان داد مدیرانی که در صنایع رقابتی فعالیت دارند و یا شرکت تحت سرپرستی آن ها کالای بادوام تولید می کند، بیشتر تمایل به هموارسازی سود دارند. اما نتایج فرضیه ی دوم یعنی رابطه ی مستقیم میان میزان حساسیت سرمایه و هموارسازی سود کمی متفاوت بود. نتایج فرضیه ی دوم نشان داد هرچه حساسیت سرمایه بیشتر باشد، باعث ذخیره ی بیشتر درآمد برای سال های آتی می شود (زمانی که سود شرکت در سال جاری بیشتر از متوسط صنعت است)؛ ولی وقتی که سود شرکت در سال جاری کمتر از متوسط صنعت است، حساسیت سرمایه قرض گرفتن از سود سال های آتی نخواهد شد.
در اکثر کشورهای دنیا صورت جریان وجوه نقد، دارای سه بخش بوده، در حالی که این گزارش در ایران پنج بخشی می باشد. افزون بر این، مدل چهار بخشی صورت جریان وجوه نقد نیز برای اولین بار توسط مولفان همراه با استدلالات آن ارایه شده است. این مقاله نتایج یک طرح پس آزمون چند گروهی، برای تعیین تاثیر نحوه ی ارایه ی صورت جریان وجوه نقد بر قضاوت های سرمایه گذاران حرفه ای را ارایه می نماید. نتایج آزمون کروسکال- والیس نشان داد که نحوه ارایه صورت جریان وجوه نقد بر قضاوت های سرمایه گذاران حرفه ای تاثیر دارد. افزون بر این، بر طبق نتایج آزمون یو مان- ویتنی مشخص شد که، بین قضاوت های سرمایه گذاران مبتنی بر مدل های سه بخشی و پنج بخشی از یک سو و مبتنی بر مدل های پنج بخشی و چهاربخشی از سوی دیگر تفاوت معناداری وجود ندارد. این در حالی است که بین قضاوت های سرمایه گذاران مبتنی بر مدل های سه بخشی و چهار بخشی تفاوت معناداری وجود دارد
این تحقیق به بررسی کاربرد معیارهای مالی مبتنی بر ارزش نظیر بازده سرمایه، بازده دارایی ها، ارزش افزوده بازار و ارزش افزوده اقتصادی بر شاخص صنعت داوجونز، حمل و نقل و قیمت سهام شرکتهای عام المنفعه می پردازد. ضمنا رضایت ذی نفعان از عملکرد شرکت نیز با علایم مالی مختلف مورد بررسی قرار می گیرد. با استفاده از اطلاعات مقطعی و تحلیل رگرسیون، نتایج از آن حکایت دارد که تمام معیارهای عملکرد مبتنی بر ارزش دارای رابطه معنادار با قیمت هستند. همچنین نتایج این تحقیق نشان می دهد رضایت مشتری که با استفاده از حجم فروش اندازه گیری شده با حجم فروش، دارای رابطه ای قوی و مستقیم با قیمت سهام است. با این وجود، رابطه بین رضایت دارنده اوراق قرضه که با استفاده از نسبت دفعات پوشش بهره و قیمت اندازه گیری می شود، منفی و غیرمعنادار می باشد. تاثیر مالیات به عنوان نماینده مسوولیت های اجتماعی شرکت، معنادار نیست. به طور کلی، نتایج نشان می دهد حداکثر کردن قیمت سهم به عنوان هدف اصلی شرکت می تواند به رضایت سهامداران و مشتریان منجر شود. با این وجود، رابطه بین استراتژی حداکثر کردن قیمت و دارندگان اوراق قرضه رضایت جامعه نیازمند بررسی بیشتر است
این تحقیق به دنبال شواهدی درباره دیدگاه حسابرسان، حسابداران، سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان (بانک ها) از خدمات غیر حسابرسی و تاثیر آن بر استقلال حسابرس می باشد که آیا استقلال موسسات حسابرسی از طریق ارایه خدمات غیر حسابرسی آسیب می بیند یا خیر و اگر آسیب می بیند چه نوع خدماتی باعث مخدوش شدن استقلال حسابرس می شوند. هم چنین میزان حق الزحمه های غیر حسابرسی و اثر آن بر استقلال حسابرس مورد بررسی قرار گرفته است. سرانجام این تحقیق با در نظر گرفتن آیین رفتار حرفه ای جامعه حسابداران رسمی ایران به دنبال این موضوع است که به استاندارد گذاران در ممنوعیت یا محدودیت برخی خدمات غیر حسابرسی و میزان حق الزحمه های غیر حسابرسی راهنمایی لازم را انجام دهد