ایمان زکریایی کرمانی

ایمان زکریایی کرمانی

مدرک تحصیلی: استادیار دانشکده هنرهای تجسمی، دانشگاه هنر اصفهان

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۵ مورد از کل ۴۵ مورد.
۴۲.

مطالعه تطبیقی نقوش سفالینه های کلپورگان با نقوش سوزن دوزی بلوچ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نقوش سفال کلپورگان سراوان سوزندوزی بلوچ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۴ تعداد دانلود : ۳۰۲
تأثیرپذیری و رابطه هنرهای گوناگون یک سرزمین، میتواند موضوع ارزشمندی برای تحقیقات پژوهشگران باشد. سفالینه های تولیدشده در روستای کلپورگان واقع در شهرستان سراوان و سوزندوزیهای مناطق مختلف سیستان و بلوچستان، در دوره معاصر با نقوشی تزئین میشوند که با تکیه بر اصالت گذشته هنر این سرزمین، از ساختاری هندسی و منحصر به فرد بهره میگیرند. این نقوش که در هر دو هنر نام برده، به دست زنان ترسیم میگردد، جزء جداییناپذیر هنر بلوچ محسوب میشود. بر این اساس، در مقاله پیشرو با هدف بررسی رابطه میان نقوش هنر سفالگری کلپورگان و سوزندوزی بلوچ که از یک بافت فرهنگی مشترک بهره میگیرد، اشتراکات و وجوه افتراق احتمالی این دو هنر مدنظر قرار خواهد گرفت. سؤال عمده این است چه ارتباطی میان نقوش سفالینه های کلپورگان و سوزندوزی بلوچ وجود دارد. این ارتباط چه حوزه هایی را شامل میشود. در این مقاله با بهکارگیری روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی نقوش دو هنر قوم بلوچ مطالعه تطبیقی شده است. در جمعآوری اطلاعات هم از روش کتابخانهای، مشاهده میدانی و مصاحبه با هنرمندان پیشکسوت استفاده شده است.با پژوهش انجامشده روشن شد، الهامگیری نقوش سفال کلپورگان از طبیعت، باورها و اعتقادات بلوچ درکنار نقوش سوزندوزی که با الهامگیری از طبیعت، فرهنگ و باورهای قوم بلوچ شکل میگیرد، زمینهساز اشتراکاتی در نقوش این هنرها شدهاند. از جمله وجوه مشترک این دو هنر، وجود نقوش هندسی با بیانی انتزاعی و نمادین برگرفته از طبیعت و باورهای قوم بلوچ، نقوش ساده و ترکیبی، ساختار مشابه در نامگذاری و انتخاب نقوش برمبنای پدیده های طبیعی بلوچستان است. همچنین با مطالعه نقوش سفالگری کلپورگان و سوزندوزی بلوچ به وجود عناصر بصری مشترک مانند تکرار، ریتم، حرکت، نظم و ترکیببندیهای متقارن برمیخوریم که در قالب فرمهای هندسی و ساختار مشابه، ارتباط میان نقوش این دو هنر را پر رنگتر خواهد کرد. در مسیر پژوهش حاضر نظر به گستردگی و تنوع نقوش سوزندوزی، با دستهبندی نقوش در قالب ساده و ترکیبی، نمونه هایی از نقوش گزینش شده است که بیشترین کاربرد را در سوزندوزی مناطق مختلف سیستان و بلوچستان دارند و از بررسی نمونه های مشابه خودداری شده است.
۴۳.

تحلیل نشانه-معناشناختی ساز و کار روابط بینافرهنگی در نظام گفتمانی فرش کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هویت روابط بینافرهنگی نشانه - معناشناسی نظام گفتمانی فرش کرمان گوبلن فرانسه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۷ تعداد دانلود : ۲۹۴
امروزه، تحول در نوع نگرش به حوزه فرش بسیار جدیتر احساسمیشود زیرا این حوزه درحال تجربه تحولات در نظام ارزشی خود است و از یک شئ صرفاً کاربردی به یک رسانهمعنادار و چند بعدی تغییر کردهاست. نظام گفتمانی فرش کرمان با پیشینهای درخشان میتواند بهعنوان یکی از مراکز مهم تولید گفتمان و معنا در نظام فرش ایران مطرحشود. این نظام، دارای ابعاد مختلفی است که شاید بتوان فرایند بینافرهنگی را یکی از زمینه های فعال گفتمانی در آن دانست. تعدادی از فرشهای قاجاری کرمان که متعلق به گونه تصویری بوده و روابط بینامتنی عمیقی را با گوبلنهای تصویری فرانسوی بهنمایشمیگذارند، در جریان ترجمهای مبتنیبر نظامهای دیداری، روایتی اسطورهای را در قالب متون دیداری فرش ارائهنمودهاند. این ترجمه دیداری میتواند در یک کنش گفتمانی، بر معناهای عمیق روابط بینافرهنگی دلالتکند. بنابر آنچه بیانشد، این پژوهش با رویکردی نشانه-معناشناختی و با بهرهگیری از روش تطبیقی- تحلیلی بهدنبال پاسخگویی به این پرسش است که فرایند روابط بینافرهنگی در حوزه مطالعات گفتمانی فرش کرمان، از چه سازوکاری پیرویمیکند و چه عناصر گفتمانی میتوانند در تحلیل نشانه- معناشناختی این فرایند مؤثرباشند. ازینرو، تلاش نگارندگان مقاله حاضر برآن است تا با مطالعهگفتمانی روابط بینافرهنگی در دو متن فرش کرمان و گوبلنهای فرانسوی، سازوکار روابط بینافرهنگی را در این دو رسانه متفاوت از دو فرهنگ مختلف بررسیکنند. برای دستیابی به این هدف کلی، معنا یا معناهایی که در این فرایند ارتباطی قابل جستجوست، ارزیابیمیشود.
۴۴.

بررسی تأثیر تغییرات قدرت سیاسی بر تحولات فرش کرمان در عصر قاجار، با تأکید بر عصر نوزایی در فرش کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرش کرمان گفتمان قدرت فرش قاجار دوره نوزایی فرش کرمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۰ تعداد دانلود : ۲۸۶
فرش یکی از مهمترین هنرهای اصیل و سنتی ایران بهشمار میآید که در طول تاریخ هنر این سرزمین یکی از پویاترین نظامهای گفتمانی را شکل داده است. در جغرافیای فرش ایران منطقه کرمان همانند ستارهای درخشان میدرخشد. از مهمترین ویژگیهای فرش کرمان این است که بهخوبی توانسته است با تحولات فرهنگی و سیاسی ایران همراه شود و به شایستگی صورتبندیهای معرفتی و گفتمانهای رایج در فرهنگ ایرانی را بازنمایی کند. نظام گفتمانی فرش کرمان سابقه و پیشینه کهنی دارد و با گذر زمان فرازونشیبهای متعددی را تجربه کرده است. هرچند که نمونه های موجود فرش کرمان نشاندهنده آن است که سابقه این هنر در این منطقه به دوره های قبل از صفویه میرسد، درخشانترین دوره تحولات قالی کرمان پس از عصر صفویه در دوران قاجار روی میدهد و میتوان تأثیر مؤلفه های قدرت سیاسی و اقتصادی را در نظام گفتمانی فرش کرمان در عصر قاجار بهخوبی مشاهده کرد. در این پژوهش با رویکردی تاریخی و تطبیقی سعی داریم به این پرسش اصلی پاسخ دهیم که مؤلفه های قدرت بهویژه قدرتهای سیاسی- اقتصادی حاکمان محلی چه نقشی در تحولات فرش کرمان داشتهاند؟ در این مقاله با تکیه بر مبانی نظری گفتمان قدرت میشل فوکو، تحولات فرش کرمان در عصر رونق که با توجه به تحولات تاریخی فرش کرمان آن را عصر نوزایی نام نهادهایم، بررسی میشود و نتیجه قابل تأمل در این مقاله این است که قدرتهای سیاسی و اقتصادی مهمترین عوامل شکلدهنده نظام گفتمانی فرش کرمان بهشمار میروند.
۴۵.

جست و جوی هفت وادی عشق عطار در بنای خانه های خدا

کلیدواژه‌ها: عرفان مسجد تصوف عشق فتوت هفت وادی عطار - ک‍ش‍ورهمعماری

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه عرفان و تصوف در ادبیات
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای هنر
تعداد بازدید : ۳۷۷۶ تعداد دانلود : ۱۴۵۱
تصوف و عرفان از مهم ترین جریانان های فکری و معنوی اثرگذار بر هنر ایران بوده است. در طریق صوفیه جهت رسیدن به کمال مطلوب، مراتب و مقاماتی وجود دارد که هر یک از عرفا با توجه به مقام معنوی و میزان دریافت خود از طریقت آنها را برشمرده و نامگذاری کرده اند. تصوف از طریق آیین فتوت و جوانمردی به هنر ها و صنایع راه پیدا کرده و از این طریق نفوذ خود را در معماری و به خصوص معماری مساجد نمایان ساخت. یکی از جلوه های ظهور عرفان در معماری مسجد وجود مراتب عرفان در آن است که با مدد از خصوصیت تاویل پذیری معماری می توان هفت شهر عشق عطار را (طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، فقر) با هفت ساختار مسجد (جلوخان، سردر، هشتی، دالان، صحن، گنبدخانه، محراب) که به نوعی حرکت نمازگزار را تا رسیدن به محراب به نمایش می گذارد تطبیق داد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان