ایمان زکریایی کرمانی

ایمان زکریایی کرمانی

مدرک تحصیلی: استادیار دانشکده هنرهای تجسمی، دانشگاه هنر اصفهان

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۷ مورد از کل ۴۷ مورد.
۴۱.

مطالعه تطبیقی سفالینه های مراکز سفالگری مِند گناباد و شَهرِضای اصفهان

کلیدواژه‌ها: گناباد اصفهان سفالگری سفالگری در مِند گناباد سفالگری در شهرضای اصفهان دوره معاصر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۱ تعداد دانلود : ۷۵۳
 مطالعه و بررسی سفالگری در روستای «مِند گناباد» و شهرستان «شهرضای اصفهان» به عنوان مراکز سنتی فعال سفالگری در شرق و مرکز ایران دارای اهمیت است. بهره گیری از شیوه های سنتی تولید و نقش اندازی، حضور سفالگران پیش کسوت در کنار سفالگران جوان و تکیه بر اصالت های فرهنگی این مناطق، امکان بررسی تطبیقی سفالینه های این دو مرکز را فراهم کرده است که دارای وجوه مشترک و گاه افتراق در تولید محصولات و نقش اندازی بر روی آن می باشد. با هدف شناخت بهتر سفالینه های این مراکز سفالگری و همچنین مقایسه سفالینه های آن، پژوهش پیش رو به طرح سوال های زیر پرداخته است. 1- سفالینه های دو مرکز سفالگری «مِند گناباد» و «شهرضای اصفهان» دارای چه ویژگی هایی است؟ 2- در مطالعه تطبیقی سفالینه های «مِند گناباد» و «شهرضای اصفهان» وجوه اشتراک و افتراق کدام است ؟ این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با جمع آوری داده ها به شیوه میدانی و کتابخانه ای صورت گرفته است و در تحلیل داده ها، مصاحبه های سفالگران پیش کسوت دو مرکز سفالگری، طبیعت مناطق و باورهای سفالگران مورد توجه قرار گرفته است. با پژوهش صورت گرفته معلوم شد، وجوه اشتراک زیادی در شیوه تولید، اعمال لعاب و نقش اندازی بر روی سفالینه های دو مرکز وجود دارد، تلاش در جهت دست یابی به نوعی بدنه های معروف به «خمیر سنگی» و موفقیت در زمینه تولید آن، رواج نقاشی زیر لعابی و انواع لعاب تک رنگ شفاف و  قهوه ای و بکارگیری نقوشی مانند ماهی، پرنده و انواع نقوش گیاهی و هندسی متناسب با وضعیت فرهنگی و اقلیمی این مناطق سفالگری  از جمله جنبه های مشترک هنر آنان می باشد. همچنین وجود افتراق  در شیوه نقش اندازی مانند ترسیم دقیق و ظریف نقوش در سفالینه های شهرضا که به نوعی تداعی کننده قلمگیری های نقاشی ایرانی است و کاربرد آزادنه و خلاقانه نقش و رنگ گذاری های خارج از چهارچوب طرح در مند گناباد بر ویژگی های منحصر به فرد سفالگری این مراکز افزوده است و در جایی تفاوت در ساختار آرایه های بکار رفته و رواج لعاب سبز آبی در شهرضا و بکارگیری مستمر لعاب شفاف بی رنگ در مند گناباد به عنوان وجوه تمایز سفالینه های این دو مرکز نشان می دهد، این مراکز سفالگری در عین شباهت های موجود، اصالت های منطقه ای و فرهنگی خویش را حفظ کرده و دارای هویت و شاخصه های منحصر به فردی می باشد که دارای تأمل است.
۴۲.

تبیین اهمیت شناخت مفاخر برای اعتلای هویت فرهنگی معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هویت مفاخر مفخره شناسی مفاخر فرهنگی مفاخر هنری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۹۰ تعداد دانلود : ۸۹۴
امروزه و در مواجهه با فرهنگ جهانی سازی، اهمیت هویت های قومی و ملی در عرصه های خرد و کلان فرهنگی حائز اهمیت بیشتری می شود. مفاخر یک ملت رابطه ای مستقیم با هویت و خودباوری فرهنگی آن ملت در فرایند جهانی سازی دارند. مفاخر افراد یا پدیده هایی هستند که می توان به آنها افتخار کرد و به عبارتی مایة فخر و مباهات هستند. در مورد مفاخر در فرهنگ ها و تمدن های گوناگون مطالعات و تحقیق هایی انجام گرفته که بیشتر این تحقیق ها مربوط به افراد یا اشخاصی است که در یک حوزه نخبه بوده و برای فرهنگ میزبان نوعی افتخار به حساب می آمدند. این تحقیق ها را می توان در یک دایرة شناختی با عنوان مفخره شناسی قرار داد. اما نکته ای که باید به آن اشاره کرد این است که اصولاً معنا و گسترة مفاخر چیست و آیا معیارها و شاخصه هایی برای شناسایی این مفاخر وجود دارد یا خیر و اگر وجود دارد این شاخصه ها کدامند. پس از این مفاهیم اساسی، مهم ترین بعد کارکردی شناخت مفاخر بعد هویتی آنهاست. شاید ابعاد تخصصی و حرفه ای یک مفخره تنها برای علاقه مندان و متخصصان آن حوزه قابل اهمیت باشد، اما بعد هویتی آنها می تواند موجب ارتقای فرهنگ عمومی و اعتلای هویت قومی و ملی در گستره ای فراخ تر باشد. بنابراین به نظر می رسد شناخت مفاخر فرهنگی و هنری یک ملت و تلاش برای الگوسازی آنها تا حد قابل توجهی در اعتلای هویت فردی، اجتماعی و ملی آن ملت مؤثر خواهد بود. بنابراین این تحقیق بر مبنای روشی اکتشافی تبیینی به دنبال طرح بخشی از مبانی نظری مفخره شناسی در حوزة فرهنگ و هنر ایران زمین است تا علاوه بر پاسخگویی به پرسش های طرح شده، زمینة بررسی های تکمیلی در این حوزه را فراهم کند.
۴۴.

مطالعه تطبیقی نقوش سفالینه های کلپورگان با نقوش سوزن دوزی بلوچ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نقوش سفال کلپورگان سراوان سوزندوزی بلوچ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۵ تعداد دانلود : ۳۲۷
تأثیرپذیری و رابطه هنرهای گوناگون یک سرزمین، میتواند موضوع ارزشمندی برای تحقیقات پژوهشگران باشد. سفالینه های تولیدشده در روستای کلپورگان واقع در شهرستان سراوان و سوزندوزیهای مناطق مختلف سیستان و بلوچستان، در دوره معاصر با نقوشی تزئین میشوند که با تکیه بر اصالت گذشته هنر این سرزمین، از ساختاری هندسی و منحصر به فرد بهره میگیرند. این نقوش که در هر دو هنر نام برده، به دست زنان ترسیم میگردد، جزء جداییناپذیر هنر بلوچ محسوب میشود. بر این اساس، در مقاله پیشرو با هدف بررسی رابطه میان نقوش هنر سفالگری کلپورگان و سوزندوزی بلوچ که از یک بافت فرهنگی مشترک بهره میگیرد، اشتراکات و وجوه افتراق احتمالی این دو هنر مدنظر قرار خواهد گرفت. سؤال عمده این است چه ارتباطی میان نقوش سفالینه های کلپورگان و سوزندوزی بلوچ وجود دارد. این ارتباط چه حوزه هایی را شامل میشود. در این مقاله با بهکارگیری روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی نقوش دو هنر قوم بلوچ مطالعه تطبیقی شده است. در جمعآوری اطلاعات هم از روش کتابخانهای، مشاهده میدانی و مصاحبه با هنرمندان پیشکسوت استفاده شده است.با پژوهش انجامشده روشن شد، الهامگیری نقوش سفال کلپورگان از طبیعت، باورها و اعتقادات بلوچ درکنار نقوش سوزندوزی که با الهامگیری از طبیعت، فرهنگ و باورهای قوم بلوچ شکل میگیرد، زمینهساز اشتراکاتی در نقوش این هنرها شدهاند. از جمله وجوه مشترک این دو هنر، وجود نقوش هندسی با بیانی انتزاعی و نمادین برگرفته از طبیعت و باورهای قوم بلوچ، نقوش ساده و ترکیبی، ساختار مشابه در نامگذاری و انتخاب نقوش برمبنای پدیده های طبیعی بلوچستان است. همچنین با مطالعه نقوش سفالگری کلپورگان و سوزندوزی بلوچ به وجود عناصر بصری مشترک مانند تکرار، ریتم، حرکت، نظم و ترکیببندیهای متقارن برمیخوریم که در قالب فرمهای هندسی و ساختار مشابه، ارتباط میان نقوش این دو هنر را پر رنگتر خواهد کرد. در مسیر پژوهش حاضر نظر به گستردگی و تنوع نقوش سوزندوزی، با دستهبندی نقوش در قالب ساده و ترکیبی، نمونه هایی از نقوش گزینش شده است که بیشترین کاربرد را در سوزندوزی مناطق مختلف سیستان و بلوچستان دارند و از بررسی نمونه های مشابه خودداری شده است.
۴۵.

تحلیل نشانه-معناشناختی ساز و کار روابط بینافرهنگی در نظام گفتمانی فرش کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هویت روابط بینافرهنگی نشانه - معناشناسی نظام گفتمانی فرش کرمان گوبلن فرانسه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۰ تعداد دانلود : ۳۱۲
امروزه، تحول در نوع نگرش به حوزه فرش بسیار جدیتر احساسمیشود زیرا این حوزه درحال تجربه تحولات در نظام ارزشی خود است و از یک شئ صرفاً کاربردی به یک رسانهمعنادار و چند بعدی تغییر کردهاست. نظام گفتمانی فرش کرمان با پیشینهای درخشان میتواند بهعنوان یکی از مراکز مهم تولید گفتمان و معنا در نظام فرش ایران مطرحشود. این نظام، دارای ابعاد مختلفی است که شاید بتوان فرایند بینافرهنگی را یکی از زمینه های فعال گفتمانی در آن دانست. تعدادی از فرشهای قاجاری کرمان که متعلق به گونه تصویری بوده و روابط بینامتنی عمیقی را با گوبلنهای تصویری فرانسوی بهنمایشمیگذارند، در جریان ترجمهای مبتنیبر نظامهای دیداری، روایتی اسطورهای را در قالب متون دیداری فرش ارائهنمودهاند. این ترجمه دیداری میتواند در یک کنش گفتمانی، بر معناهای عمیق روابط بینافرهنگی دلالتکند. بنابر آنچه بیانشد، این پژوهش با رویکردی نشانه-معناشناختی و با بهرهگیری از روش تطبیقی- تحلیلی بهدنبال پاسخگویی به این پرسش است که فرایند روابط بینافرهنگی در حوزه مطالعات گفتمانی فرش کرمان، از چه سازوکاری پیرویمیکند و چه عناصر گفتمانی میتوانند در تحلیل نشانه- معناشناختی این فرایند مؤثرباشند. ازینرو، تلاش نگارندگان مقاله حاضر برآن است تا با مطالعهگفتمانی روابط بینافرهنگی در دو متن فرش کرمان و گوبلنهای فرانسوی، سازوکار روابط بینافرهنگی را در این دو رسانه متفاوت از دو فرهنگ مختلف بررسیکنند. برای دستیابی به این هدف کلی، معنا یا معناهایی که در این فرایند ارتباطی قابل جستجوست، ارزیابیمیشود.
۴۶.

بررسی تأثیر تغییرات قدرت سیاسی بر تحولات فرش کرمان در عصر قاجار، با تأکید بر عصر نوزایی در فرش کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرش کرمان گفتمان قدرت فرش قاجار دوره نوزایی فرش کرمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۵ تعداد دانلود : ۳۱۰
فرش یکی از مهمترین هنرهای اصیل و سنتی ایران بهشمار میآید که در طول تاریخ هنر این سرزمین یکی از پویاترین نظامهای گفتمانی را شکل داده است. در جغرافیای فرش ایران منطقه کرمان همانند ستارهای درخشان میدرخشد. از مهمترین ویژگیهای فرش کرمان این است که بهخوبی توانسته است با تحولات فرهنگی و سیاسی ایران همراه شود و به شایستگی صورتبندیهای معرفتی و گفتمانهای رایج در فرهنگ ایرانی را بازنمایی کند. نظام گفتمانی فرش کرمان سابقه و پیشینه کهنی دارد و با گذر زمان فرازونشیبهای متعددی را تجربه کرده است. هرچند که نمونه های موجود فرش کرمان نشاندهنده آن است که سابقه این هنر در این منطقه به دوره های قبل از صفویه میرسد، درخشانترین دوره تحولات قالی کرمان پس از عصر صفویه در دوران قاجار روی میدهد و میتوان تأثیر مؤلفه های قدرت سیاسی و اقتصادی را در نظام گفتمانی فرش کرمان در عصر قاجار بهخوبی مشاهده کرد. در این پژوهش با رویکردی تاریخی و تطبیقی سعی داریم به این پرسش اصلی پاسخ دهیم که مؤلفه های قدرت بهویژه قدرتهای سیاسی- اقتصادی حاکمان محلی چه نقشی در تحولات فرش کرمان داشتهاند؟ در این مقاله با تکیه بر مبانی نظری گفتمان قدرت میشل فوکو، تحولات فرش کرمان در عصر رونق که با توجه به تحولات تاریخی فرش کرمان آن را عصر نوزایی نام نهادهایم، بررسی میشود و نتیجه قابل تأمل در این مقاله این است که قدرتهای سیاسی و اقتصادی مهمترین عوامل شکلدهنده نظام گفتمانی فرش کرمان بهشمار میروند.
۴۷.

جست و جوی هفت وادی عشق عطار در بنای خانه های خدا

کلیدواژه‌ها: عرفان مسجد تصوف عشق فتوت هفت وادی عطار - ک‍ش‍ورهمعماری

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه عرفان و تصوف در ادبیات
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای هنر
تعداد بازدید : ۳۸۰۹ تعداد دانلود : ۱۴۶۶
تصوف و عرفان از مهم ترین جریانان های فکری و معنوی اثرگذار بر هنر ایران بوده است. در طریق صوفیه جهت رسیدن به کمال مطلوب، مراتب و مقاماتی وجود دارد که هر یک از عرفا با توجه به مقام معنوی و میزان دریافت خود از طریقت آنها را برشمرده و نامگذاری کرده اند. تصوف از طریق آیین فتوت و جوانمردی به هنر ها و صنایع راه پیدا کرده و از این طریق نفوذ خود را در معماری و به خصوص معماری مساجد نمایان ساخت. یکی از جلوه های ظهور عرفان در معماری مسجد وجود مراتب عرفان در آن است که با مدد از خصوصیت تاویل پذیری معماری می توان هفت شهر عشق عطار را (طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، فقر) با هفت ساختار مسجد (جلوخان، سردر، هشتی، دالان، صحن، گنبدخانه، محراب) که به نوعی حرکت نمازگزار را تا رسیدن به محراب به نمایش می گذارد تطبیق داد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان