محمد سعیدی مهر

محمد سعیدی مهر

مدرک تحصیلی: استاد دانشگاه تربیت مدرس
پست الکترونیکی: saeedimehr@yahoo.com

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۱ تا ۲۰۰ مورد از کل ۲۰۱ مورد.
۱۸۱.

تفسیر اسکندر افرودیسی از دیدگاه ارسطو درباره عنایت الهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۸ تعداد دانلود : ۴۱۱
اسکندر افرودیسی ارسطو را قائل به عنایت الهی نسبت به امور تحت القمر می داند. این مخالف با فهم سنّت پیش از او در فهم ارسطو است که عنایت الهی را تنها محدود به اجسام سماوی می دانستند و آن را نسبت به تحت القمر بالعرض. اسکندر در فی العنایه درصدد است به گونه ای ارسطو را تفسیر کند که نسبت ضروری امور الهی با وجود امور مادّی تحت القمر نقض نشود؛ و درعین حال این نسبت در چارچوبی غایت شناختی نافی شرافت امور الهی نیز نگردد. در این جستار ضمن اشاره به ریشه های تفسیر اسکندر در درباب کون و فساد و درباب آسمان ارسطو، نشان خواهیم داد که فهم اسکندر از عنایت مبتنی است بر نظریّه ای خاص درباب علّیت که دست آخر اسکندر را برای رهایی از بالعرض نشدن عنایت در تحت القمر با مشکل مواجه می کند.
۱۸۲.

بررسی اشکالات پدیدارشناختی نظریه وجود ذهنی با نگاهی به نظریه داده های حسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۵ تعداد دانلود : ۴۰۸
در فلسفه ادراک حسی معاصر، آزمونهای متعددی از جمله آزمونهای پدیدارشناختی که بر جنبه های آگاهانه تجربه های حسی تمرکز می کند، برای بررسی نظریه های مختلف در این زمینه مطرح شده است. نظریه داده های حسی یکی از نظریاتی است که پدیدارشناسی تجربیات حسی را به درستی نشان نمی دهد و اشکالات متعددی بر آن وارد است. از جمله این اشکالات می توان به ناکارآمدی این نظریه در تبیین برخی از مسائل مانند جنبه شی محوریِ پدیدارشناختی ادراک حسی، بحث پدیدارشناختی مربوط به کیفیات اولیه و بحث عمق اشاره کرد. طرفداران این نظریه با اتخاذ موضع وجودشناختی و معرفت شناختی، پاسخهای مختلفی را به این اشکالات داده اند. با توجه به قرابت بین نظریه وجود ذهنی در سنت فلسفه اسلامی و نظریه داده های حسی می توان این اشکالات را به نظریه وجود ذهنی نیز عرضه کرد. با بهره گیری از برخی مبانی حکمت متعالیه مانند بحث اتحاد ماهوی میان اشیاء خارجی و صور ذهنی آنها، قیام صدوری صور حسی و خیالی به نفس، تفکیک میان حمل اولی و حمل شایع و ویژگیهای علم حضوری می توان از نظریه وجود ذهنی در مقابل اشکالات پدیدارشناختی دفاع کرد.
۱۸۳.

علم بالقوه نزد ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۴ تعداد دانلود : ۵۳۳
ارسطو با ابداع تمایز بالقوه و بالفعل به حل تناقض های فلسفه های پیش از خود پرداخت. ابن سینا برای حل مسائلی در معرفت شناسی، از این تمایز استفاده می کند و از اصطلاح علم بالقوه بهره می برد که مصادیق آن در فلسفه او قابل استخراج است: علم به نتیجه مستتر در مقدمات، علم به برخی قوانین منطق، علم به مقومات ماهیت، علم به بدیهیات، علم به تعقل و خودآگاهی. مصادیق علم بالقوه در دو نکته مشترک هستند. نخست این که آن ها را درون خود داریم و برای بالفعل کردن آن ها التفات ذهنی یا التفات ذهنی همراه با تأمل کفایت می کند؛ و دوم این که همه آن ها لوازمِ نهفته در یک علم کلی هستند. علم بالقوه حقیقتی تشکیکی است زیرا علم به تعقل و خودآگاهی برای آن که بالفعل شود فقط به التفات نیاز دارد و به همین سبب از بقیه موارد علم بالقوه، بالفعل تر است.
۱۸۴.

تبیین مایکل آلمیدا درباره تقریر پاسخ داده نشده مسئله منطقی شر در دفاع اختیارگرایانه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۳۳ تعداد دانلود : ۴۸۳
مشهورترین و مقبول ترین دفاع فلسفی در مقابل مسئله منطقی شر دفاع اختیارگرایانه آلوین پلنتینگا است. مایکل آلمیدا، در مقام یکی از منتقدان این دفاعیه، معتقد است که گرچه دفاع اختیارگرایانه پاسخ مناسبی به بسیاری از تقریرهای مسئله منطقی شر داده است، جان مکی قرائت هایی مطرح کرده که با توضیحی خاص می تواند مسئله منطقی شرِ احیاشده نام بگیرد. انتقاد آلمیدا، که مانند پلنتینگا خداباور و قائل به ناسازگاری جبر علّی معلولی با اختیار خدا و انسان هاست، به طور مشخص متوجه یکی از مقدمات بحث برانگیز این دفاعیه، یعنی انگاره «شرارت فراجهانی همگانی»، است که به ادعای پلنتینگا احتمال دارد ویژگی ذاتی همه فاعل ها بین مخلوقات باشد. از نظر آلمیدا، این انگاره ناممکن است. زیرا علم مطلقِ پیشین الهی، بر اساس دیدگاهی نزدیک به مولینیزم، امکان فعلیت بخشی به جهان کامل اخلاقی را برای خداوند مهیا می کند، بدون اینکه منجر به نفی اختیار انسان ها شود. از نظر آلمیدا می توان به این مسئله پاسخ داد و از وجود خداوند دفاع کرد. البته، بیان راه حل او از اهداف این نوشتار نیست.
۱۸۵.

The Standard Metre: Has It Anything to Do With The Contingent A Priori

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۱ تعداد دانلود : ۲۴۴
kripke bas proposed a number of counteretxamples to the classic thesis, which ays that the class of necmary fropositions roincidn with the cla1ss of a priori ones. These counteretxamples involve some necessary a posten'ori trutbs as well as contingent a priori ones. Om cfbis exmnplu far the loller is the 1ta11dard metre example. In thi1 paper, after presenting a brief sketch of Kripke'1 proposal, I'll exan,ine the main ohjution1 to it and argue !hat all of them co,t!d be replied to. At the end, ho,vever,argue that the standard metre example enjoy1 much Im philosopbical significance than it appears to,and,considering the sprit,it of the clauic tbesis, it faill to rif,1tt tbiI tbesis.
۱۸۶.

اصالت وجود یا اصالت ماهیت؛ نزاعی لفظی یا معنوی؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۲ تعداد دانلود : ۳۷۷
با مطرح شدن مسئله تمایز وجود و ماهیّت و تا پیش از میرداماد، موضع تلویحی و حتّی تصریحی فیلسوفان مسلمان را در باب اصیل دانستن یکی از این دو یا هر دو، و حتّی عباراتی حاکی از لفظی بودن نزاع نزد برخی از آنان در آثارشان دیده می شود. از زمانی که ملّاصدرا وجود را اصیل دانست، و مبحث مستقلّی درباره اصالت وجود گشود، مسئله لفظی دانستن نزاع در برخی آثار لاهیجی، شاگرد وی، دیده می شود، که تا به امروز هم قائلانی داشته است. در این نوشتار نشان داده ایم که طبق برخی از تفاسیر اصالت وجود- که برای ماهیّت و وجود تحقّق عینی قائلند- امکان لفظی دانستن نزاع اساساً منتفی است. در برخی از تفاسیر که تنها وجود مابه ازای عینی دارد و ویژگی هایی چون بساطت دارد، چون این ویژگی ها در تنافی با ویژگی های ماهیّت است، بی گمان نزاع معنوی است. در این نوشتار هم چنین به رابطه بدیهی دانستن مسئله و لفظی بودن نزاع پرداخته ایم؛ نیز به این مسئله که از ادلّه اصالت وجود- با لحاظ تقریرهای مختلف آن ها- لفظی بودن نزاع مستفاد می شود یا معنوی بودن آن؟ 
۱۸۷.

دیدگاه معرفت شناختی فخررازی و خواجه نصیرالدین طوسی در باب کلی ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۸ تعداد دانلود : ۴۲۲
با وجود اختلاف فخر رازی و خواجه نصیرالدین طوسی در بسیاری از مسائل، دیدگاه آن ها در باب مسئله کلی ها مشابهت و همگرایی زیادی دارد، هرچند تفاوت های مهمی نیز در میان هست. در این مقاله موضع آنان رادر قبال مسئله کلی ها از منظر معرفت شناختی بررسی کرده ایم. در این زمینه نیز پیامدهای آن را در عرصه آگاهی بخشی و معرفت زایی هدف قرار داده ایم. برای رسیدن به این هدف چگونگی و چرایی معرفت بخشی کلی ها، اقسام کلی ها، تعقل کلی، کلی یا جزئی بودن صورت های عقلی، تجرد مفاهیم کلی و تجرید آن ها بررسی شده است. مجموع این مباحث نشان می دهد که هر دو اندیشمند یادشده قائل به عقل گرایی حداکثری هستند که جا را برای دیگر انواع معرفت تنگ می کند. یکی از پیامدهای این بینش بی توجهی به علوم طبیعی و دانش های تجربی است. از این رو، برای شکل گیری علوم جدید و اقبال به آن ها و جدی گرفتن شان لازم است که در مسئله کلی ها تجدید نظر شود.
۱۸۸.

دیدگاه فخررازی و خواجه نصیرالدین طوسی درباب هستی شناسی کلی ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۲ تعداد دانلود : ۳۶۴
مبحث کلی ها از دو جنبه هستی شناسی (نحوه وجود کلی) و معرفت شناسی (نحوه ادراک کلی) قابل بررسی است. در این مقاله جنبه هستی شناسی بحث کلی ها مورد نظر است. فخررازی و خواجه طوسی نظریات بدیعی در این زمینه به یادگار گذاشته اند که به رغم اهمّیّت، کمتر به وضوح مورد گفتگو، بازشناسی و تحلیل قرار گرفته اند. دراین جستار با استقصای آرای این دو متکلم صاحب نام، درصدد پاسخی درخور به صورت مقایسه ای به این پرسش هستیم که آنها چه تبیینی از نحوه وجود کلی دارند؟ نتیجه اجمالی پژوهش این است که اگر چه این دو متکلم در تقریر متداول سه معنای متفاوت برای کلی و سه نحوه متعارف اعتبار ماهیت، رویکرد تقریباً مشابهی اتخاذ کرده اند، در مقام تشریح و تنقیح نحوه وجود اقسام سه گانه کلی با هم اختلاف نظر فراوانی دارند. همچنین دیدگاه فخررازی درباره کلی عقلی و دیدگاه خواجه نصیر در باره کلی طبیعی متزلزل به نظر می رسد.
۱۸۹.

تحقیقی در سازمان نوافلاطونی اندیشه ابن سینا در اخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۸۹ تعداد دانلود : ۳۴۱
در این مقاله سعی بر این است که به سازمان فکری ابن سینا در اخلاق پرداخته و نشان داده شود که نظام اخلاق ابن سینا در قالبی کاملاً نوافلاطونی بروز پیدا می کند. علاوه براین، به استفاده او از بسیاری از مفاهیم نوافلاطونی نیز در درون این سازمان فکری پرداخته خواهد شد. برای نشان دادن سازمانِ نوافلاطونیِ فکر ابن سینا در اخلاق، در مهم ترین قدم تلاش بر این است نشان داده شود که اخلاق ابن سینا در تمام ابعاد آن، از جایی که ابن سینا بحث اخلاق را آغاز می کند تا آنجا که صحبت از غایت نهایی انسان از عمل اخلاقی می کند، دارای مراتب است که مهم ترین خصیصه متافیزیکی سازمان فکر نوافلاطونی است. در قدم بعد، به مفاهیمی می پردازیم که او از اندیشه نوافلاطونیان استفاده کرده و در سازمان فکری خود پذیرفته و به کار گرفته است. مفاهیمی چون لحاظ مراتبی سه گانه برای اخلاق شامل اخلاق عامیانه، عالمانه و عاقلانه یا درنظرگرفتنِ عمل اخلاقی انسان به عنوانِ تکمیل کننده خلقت خداوند یا درنظرگرفتنِ مفهوم تشبه به مبادی عالیه یا خداوند به عنوانِ غایت اخلاق از جمله این مفاهیم اند. علاوه بر لحاظ مراتب، وجود بسیاری از این دست مفاهیم نوافلاطونی در شکل دهی به این سازمان فکری نقش داشته است. 
۱۹۰.

خوانش توصیفی-تحلیلی جایگاه عقل از دیدگاه ملاصدرا و ابن عربی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۷ تعداد دانلود : ۳۳۴
ابن عربی با رویکردی عرفانی و ملاصدرا به مثابه یک حکیم متأله در آثار خود به بررسی عقل، خواه به عنوان موجودی مستقل از انسان و خواه به مثابه قوه ای ادراکی در انسان پرداخته اند. مقاله حاضر در صدد تحلیل و مقایسه این دو دیدگاه است. از نظر ابن عربی، عقل اول، نخستین مخلوق روحانی و اولین مفعول ابداعی است که همه معلومات علوی و سفلی است که بدون واسطه از خداوند دریافت می کند. وی عقل نظری را در معرفت به حق، ناتوان می شمارد و معتقد است عقل در شناخت حق تعالی، دو مقام دارد: مقام ادراک و مقام قبول و پذیرش. عقل از ادراک و شناخت ذات حق و بعضی از مراتب تعینات و تجلیات حق، ناتوان است، اما در مقام پذیرش و قبول، قادر به شناخت حق بوده و محدودیتی ندارد. ملاصدرا در برخی آثار خود، عقل را صادر  نخستین به شمار می آورد، ولی در برخی آثار دیگر به پیروی از دیدگاه عرفا، وجود منبسط را صادر نخست می پندارد. وی هرچند برای عقل، جایگاه رفیع معرفت شناسی درنظر می گیرد، اما با پذیرش محدودیت های آن و ردّ حجیت مطلق برای عقل، مدعی است فرد می تواند با شناخت های عقلانی به سوی استکمال نفسانی خویش پیش رفته و زمینه را برای دریافت هایی فراتر از عقل فراهم آورد.
۱۹۱.

معناشناسی اراده از منظر ابن سینا مشترک لفظی یا مشترک معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۵ تعداد دانلود : ۳۳۲
در آثار ابن سینا، عبارت های ناظر به بحث اراده به گونه ای است که امکان دو تفسیر را از آن فراهم می کند. عده ای از محققان معتقدند که ابن سینا صفت اراده را بین واجب تعالی و انسان مشترک لفظی می داند. در مقابل، عده ای معتقدند که او این صفت را مشترک معنوی می داند. توجه به آثار ابن سینا نشان می دهد که عبارت های ابن سینا در مواردی همچون موارد زیر، زمینه خوانش اشتراک لفظی را ایجاد کرده است: (1) عدم مغایرت مفهومی صفات الهی به خصوص صفت علم و اراده؛ (2) تمایز اراده در واجب تعالی و انسان. از سوی دیگر عبارت های او درباره تقسیم اراده و مقایسه اراده در انسان و واجب تعالی، زمینه برداشت اشتراک معنوی را فراهم نموده است. به نظر می رسد می توان نظریه ابن سینا را اشتراک معنوی دانست و با استناد به عبارت های او درباره اراده و صفات الهی تفسیری از شواهد ناظر به اشتراک لفظی ارائه کرد. توجه به آثار ابن سینا اجازه می دهد که اراده را به «حیثیتی در فاعل عالم که سبب وجوب صدور فعل از او می گردد» تعریف کنیم. در این صورت، اراده میان خدا و انسان مشترک معنوی خواهد بود. در چهارچوب چنین تعریفی، تمایز اراده خداوند و اراده انسان، صرفاً تمایزی مصداقی خواهد بود.
۱۹۲.

رابطه خدا با آفرینش نخستین؛ تحلیل مفهومی مؤلفه های خوانش ابن سینا از قاعده الواحد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۴ تعداد دانلود : ۳۲۳
قاعده ی الواحد را می توان یکی از مهم ترین و پر چالش ترین قواعد فلسفی به حساب آورد. ابن سینا یکی از فیلسوفانی است که به این قاعده پرداخته است. او در عینِ اقامه ی ادله برای اثبات قاعده ی الواحد، آن را در نمط پنجم الاشارات ذیل عنوان "تنبیه" مطرح کرده است. خواجه نصیرالدین بر این اعتقاد است که چون ابن سینا این قاعده را بدیهی می داند، آن را ذیل عنوان "تنبیه" آورده است. بر این اساس با تصور صحیح و دقیق مولفه های قاعده، به تصدیق قاعده می رسیم، بی آن که نیاز به استدلالی له مدعا یا استدلالی علیه دلالیل مخالفان داشته باشیم. در این مقاله، سعی می شود به روش تحلیل مفهومی، یکایک مولفه های قاعده مورد مداقه قرار گیرد و پس از آن، سازگاری هیات تالیفی این مولفه ها بررسی گردد. در نهایت، به دلیل عدم سازگاری برخی از این مولفه ها با یکدیگر، در می یابیم که از تصور مولفه ها نمی توان به تصدیق آن راه یافت و تنبیهی بودن آن رد می شود
۱۹۳.

سلوک عملی در پرتو عرفان فلسفی،قرائت امام خمینی(ره) از منازل سلوکی فرغانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۵ تعداد دانلود : ۲۷۱
مفتاح الغیب قونوی مهم ترین اثری است که در علم عرفان نظری نگاشته شد و مصباح الانس فناری نیز چونان شرحی تفصیلی بر مفتاح الغیب در استدلالی کردن مباحث عرفانی سهم بسزایی دارد. اما فصل پایانی بخش فاتحه مصباح الانس، اختصاص به مباحث سیر و سلوک دارد که فناری در این فصل، طریقه خواجه عبدالله انصاری را در منازل السائرین مطرح می کند که در واقع بازنویسی طرح فرغانی در منتهی المدارک است، زیرا فرغانی منازل سیر و سلوک خواجه عبدالله انصاری را بر وفق مبانی مکتب استادش قونوی، تقریر و عرفان عملی را از منظر عرفان فلسفی مورد بررسی قرار داده است. امام خمینی(ره) نیز در تعلیقات خود بر این فصل از مصباح الانس، برخی از منازل سلوکی خواجه عبدالله را با تقریر فرغانی مد نظر قرار می دهد و نکات بدیعی را، خصوصاً از منظر عرفان نظری، گوشزد می کند. این تعلیقات را به واقع می توان قرائت امام از منازل سلوکی فرغانی خواند که در مجموع، همدلانه نگاشته شده است.
۱۹۴.

بررسی جایگاه تأویل در تأملات قرآنی ملاصدرا با تأکید بر اصول تفسیری و مبانی فلسفی وی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۲ تعداد دانلود : ۲۷۶
صدرالمتألّهین شیرازی رویکرد خاصی به فهم قرآن به عنوان یک متن مقدس و منبع وحیانی دارد. وی تدبر در آیات قرآن را مرتبط با تدبر در عالم هستی می داند و قرآن را نوری معرفی می کند که از طریق آن حقایق اشیاء مشاهده می شود. او معتقد است اکثر مفسرانی که نظر به جنبه های ظاهری و لسانی قرآن داشته اند، از توجه به معانی و بطون آیات غافل مانده اند. و مانع اصلی این مفسران از فهم معانی و حقایق قرآن را فریفته شدن ایشان با ظاهر آیات می داند. شرط بهره مند شدن از حقیقت و بطون قرآن را استفاده از نیروی تعقل می داند و بر این اساس، تأویل در تفسیر قرآن را امری ضروری تلقی می کند و میدان درک معانی قرآن را بر ای تحقیق اهل فهم و تأمل و تعمق وسیع می داند. با آنکه برای قرآن، مراتب و بطون قائل است اما بر این باور است که هیچ کس جز ذات باری تعالی نمی تواند به نهایت و ژرفای اسرار و معانی قرآن، دست یازد. در این نوشتار سعی شده تا ضمن بررسی اصول و مبانی تفسیری قرآن در اندیشه ملاصدرا به ضرورت تأویل و شیوه به کارگیری آن توسط ملاصدرا در تفسیر آیات قرآن بپردازیم.
۱۹۵.

مقایسه برداشت های ملاصدرا در حرکت جوهری نفس با آرای علامه طباطبایی و طبرسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۶ تعداد دانلود : ۲۳۰
ملاصدرا در نظریه حرکت جوهری نفس از آیات قرآنی متعدد استفاده می کند؛ امّا فلسفه وی همواره با این انتقاد روبرو بوده است که آیا استفاده وی از آیات قرآنی به خاطر تأیید فلسفه خویش است یا خیر؟ ما در این واکاوی بعد از مقایسه آرای دو مفسر قرآن - علامه طباطبایی و طبرسی - با برداشت های قرانی  ملاصدرا به این نتیجه رسیده ایم: برداشت های ملاصدرا از آیات  قرآن در کتاب مفاتیح الغیب برای مبحث حرکت جوهری نفس غالباً با برداشت های علامه طباطبایی در المیزان و طبرسی در مجمع البیان جز در موارد اندک همسو نیست و البته باید به این نکته اذعان کرد ملاصدرا  در این بحث از ذهن فعال و مستدل و فلسفی خویش در توجه به آیات نمی تواند فارغ شود و برخی برداشت های قرانی ملاصدر از آیات با عدول از جنبه تفسیری همراه است که علامه طباطبایی و طبرسی در دو تفسیر المیزان و مجمع البیان دارند و نتیجه گیری که در معنای آیات در این دو تفسیر موجود است؛ معنای حرکت عموماً حاکم نیست، برخلاف آنچه که شاهد ملاصدرا درحرکت جوهری نفس است  و اگر معنایی بر حرکت در المیزان و مجمع البیان از آیات  قابل استنباط باشد بر حرکت جوهری نفس به سختی قابل انطباق است و به نظر می رسد در این آیات تفکر فلسفی و یا عرفانی ملاصدرا بر برداشت های قرآنی ایشان سایه افکنده است و در این رابطه بی تأثیر از تفکر فلسفی و عرفانی خویش نبوده است و با نگاه عرفانی یا فلسفی به تأویل آیه ای نزدیک می شود و در این برداشت از استنادات روایی مدد نمی گیرد. لذا در آن هنگام کلام ایشان تفاوت و فاصله اش را با دیگر تفاسیر نشان می دهد.
۱۹۶.

جایگاه عقل و نقل در تفکر ابن رشد و خواجه نصیرالدین طوسی در تفکر دینانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۸ تعداد دانلود : ۲۹۱
هدف: هدف این نوشتار، تحلیل و مقایسه جایگاه عقل و نقل در دیدگاه ابن رشد و خواجه طوسی در تفکر دینانی بود. این نوشتار در صدد پاسخگویی به این مهم بوده است، آیا اندیشمندانی که قائل به برتری عقل بوده اند، مفهومی واحد از عقل ارائه کرده اند؟ روش: اطلاعات این پژوهش بنیادی به روش کتابخانه ای گردآوری و به شیوه توصیفی- تحلیلی پردازش شده است. یافته ها: ابن رشد، با طرح مسئله اتصال میان دین و حکمت همان چیزی را مطرح می کرد که در نظر فلاسفه یونان رابطه فلسفه و سیاست خوانده می شد. خواجه طوسی اصول عقلی را بر نقل حاکم می شناخت. ایشان با تلاش فراوان از طریق نقل به احیای عقل می پرداخت. وی اصول عقاید دینی را بر پایه یقین استوار می دانست و یقین از روی استدلال عقلی و برهان محکم منطقی تحقق می پذیرفت. وی عقاید دینی را معتبر می دانست که بر اساس استدلال دقیق و برهان منطقی باشد در غیر اینصورت یقینی نیست و از اعتبار خارج است. نتیجه: در اثنای تحلیل این دو رویکرد در تفکر دینانی، محرز شد وقتی اندیشمندان از عقل صحبت به میان می آوردند، با توجه به مقتضیات زمان خویش بر اساس اصول و مبادی اندیشه فلسفی خود به اظهار نظر پرداخته اند.
۱۹۷.

جنبه های صوفیانه سازمان نو افلاطونی اندیشه ابن سینا در اخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۵ تعداد دانلود : ۲۳۳
اخلاق صوفیانه از مراتب سه گانه سازمان فکر نوافلاطونی ابن سینا در اخلاق است. ابن سینا، همچون دیگر بخش های کار خود درباره تصوف، اخلاق صوفیانه را در قالب فکری ای طرح کرده است که در خودِ اندیشه صوفیانه می یابیم. به عبارتِ دیگر، بحث ابن سینا در اخلاق تصوف را بدون رجوع به فرهنگ فکری خود صوفیه نمی شود درک کرد. بااین حال، حجم مطالب ابن سینا درباره اخلاق صوفیانه، به دلیلِ جایگاه خاص اخلاق علمی در کار او، بسیار ناچیز است. به همین دلیل در این مقاله، برای بیان برخی جنبه های صوفیانه اخلاق او، از دیگر متون ارائه شده در این قالب فکری نیز استفاده می کنیم و ضمن ارائه توضیحاتی بیشتر از خلال چنین متونی، می کوشیم عبارات مختصر ابن سینا را تفصیل دهیم. از طرف دیگر، اخلاق مطرح در متون صوفیانه گستره ای وسیع از مفاهیم را در بر می گیرد که اخلاق صوفیانه ابن سینا نیز به طورِ مختصر به کثیری از آنها اشاره دارد. در این مقاله، تلاش بر این است که از این گستره وسیع صرفاً به مفاهیمی بپردازیم که بین اخلاق نوافلاطونی و اخلاق صوفیانه مشترک است. این تحقیق نشان خواهد داد که منبع این گونه مفاهیم تفکر اخلاقی صوفیه است، هرچند ابن سینا در بررسیِ آنها، تعارضی نیز با سازمان نوافلاطونی اندیشه خود در اخلاق ندیده است.
۱۹۸.

وجودشناسی دلایلِ انگیزشی عمل(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۱۹۷
در مباحث جاری درباره دلایل عمل، یکی از سؤالات راجع به وجودشناسی دلایل است و این که دلایل چگونه چیزهایی هستند. اگر چه این بحث مستقیماً و صرفاً درباره عمل اخلاقی نیست، مبنای بعضی بحث های دیگری است و لوازم مهمی برای نظریه اخلاقی دارد. یکی از دیدگاه ها در این باره امرِ واقع گرایی (factualism) است. طبق این دیدگاه، دلایلِ عمل از مقوله امرِ واقع (fact) هستند. در مقابل، کسانی به روان شناسی گرایی قائل هستند که طبق آن دلایل عمل از مقوله امورِ روان شناختی اند. در این جا بعضی نقدها به امرِ واقع گرایی را معرفی و ارزیابی می کنیم. از نظر منتقدان، امرِ واقع گرایی به این دو لازمه ناپذیرفتنی متعهد است: 1) تبیین ناظر به واقع نیست؛ 2) دلایل نقش عِلّی در عمل ندارند. در مقابل، از این پیشنهاد دفاع می کنیم که در نقدها به امرِ واقع گرایی، تفکیکی میان دلایل (انگیزشی و تبیینی) نادیده گرفته شده است. برای تقویت این پاسخ، توضیح می دهیم که تفکیک دلایل انگیزشی از دلایل تبیینی بنا به ملاحظاتی مستقل از نزاع وجودشناسی دلایل طرح می شود و از این رو، توسل امرِ واقع گرایی به تفکیک راهکاری موضعی (ad hoc) نیست. بدین ترتیب، هم از امرِ واقع گرایی در مقابل بعضی نقدها دفاع می کنیم و هم به اهمیت تفکیک دلایل انگیزشی از دلایل تبیینی توجه می دهیم.
۱۹۹.

تحلیل انتقادی رویکرد سیّد صدرالدین دشتکی در تعریف وجود ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۳۹
نظریه ی وجود ذهنی از ارکان فلسفه ی اسلامی است. سیّد صدرالدین محمد دشتکی از فلاسفه ی نام دار مکتب شیراز، در این زمینه، دیدگاه های بدیع و متمایزی دارد. هرچند شهرت او در این باب بیشتر به نظریه ی «انقلاب ذات» بازمی گردد، تحلیلش از انقسام وجود و انکار وجود ذهنی – با پذیرش صورت ذهنی – از نوآوری های کمتر شناخته شده ا ی است که تاکنون پژوهش مستقلی درخصوص آن انجام نشده است. بررسی این دیدگاه ها، افزون بر اهمیت تاریخی، زمینه ی درک دقیق تری از نگره ی انقلاب ذات در نظام فکری دشتکی را فراهم می آورد. این پژوهه با روش تحلیلی - انتقادی و برپایه ی مطالعه ی مستقیم آثار دشتکی، به ویژه حاشیه هایش بر شرح تجرید قوشچی، به واکاوی این آرا می پردازد. بر مبنای یافته ها، دشتکی وجود ذهنی به مثابه ی «صورت مقید به حیث حکایت» را انکار می کند، که به نظر می رسد با نظریه ی انقلاب سازگار است. طبعاً وجود ذهنی در این معنا فاقد ذاتیات، صفات و معلول های وجود خارجی است، اما صورتی که حکایت ندارد می تواند برخوردار از ویژگی های خاص خود باشد.
۲۰۰.

واکنشی صدرایی به ایده بازگشت الهیاتی با تأکید بر مسئله فعل خاص الهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۴۹
از آنجا که تلاش اندیشمندان حوزه الهیات طبیعت در مساله فاعلیت خاص خداوند، همچنان به ارائه تبیین رضایت بخش توفیق نیافته است، برخی خواستار توجه به عناصر فلسفی الهیات طبیعی شده اند و ایده بازگشت از الهیات طبیعت به الهیات طبیعی را مد نظر قرار داده اند. پذیرش نوعی عدم تعین ریشه ای در بنیان همه تغییرات طبیعی، اساس اندیشه سیلوا یکی از مدافعان ایده بازگشت الهیاتی، در مقابل تبیینات مبتنی بر نظریات علمی (نظریات الهیات طبیعت همچون تئوری کوانتوم و نظریه آشوب) در پاسخ به مساله فعل خاص الهی است. او با بهره گیری از مفهوم علت مادی و پذیرش ماده به عنوان یکی از اجزاء هستی شناسانه ی اشیاء طبیعی، معتقد است این امکان، برای شیء وجود دارد که نسبت به پذیرش صور از مبادی گوناگون، منفعل باشد. وجود فاعل های طبیعی هیچ گاه مانع از آن نیستند که فاعل فراطبیعی، صورتی جدید در طبیعت، محقق کند. این امر که به فعل ابداعی و بی قاعده خداوند در عالم طبیعت، منجر می شود، در اندیشه صدرایی، با توجه به مسائلی چون، رابطه اتحادی ماده و صورت و نفی کون و فساد و نیز حرکت جوهری، جایگاهی ندارد. علاوه بر آن، با نفی فاعلیت خاص از خداوند و مجردات تام، فاعلیت نفس کلیه در عالم طبیعت، مبنای اندیشه صدرا و واکنشی در پاسخ به این مسئله می شود. علی رغم برخی وجوه مثبت، همچون رفع مشکل ارتباط زمانی فراطبیعت با طبیعت و رفع شکاف متافیزیکی میان آن دو و نیز بی نیازی از نظریه افلاک در توجیه تغییرات طبیعی، ابهام در ساز و کار فاعلیت نفس کلیه، روشن نبودن رابطه فعل این نفس با ماده پیشین حوادث، و تعارض آن با بحث صفات الهی، دلایل عدم ارائه تبیینی رضایت بخش در این خصوص می باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان