محمد نریمانی

محمد نریمانی

سمت: دکترا
مدرک تحصیلی: استاد ممتاز و عضو هیأت علمی گروه روانشناسی دانشگاه محقق اردبیلی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶۱ تا ۲۷۶ مورد از کل ۲۷۶ مورد.
۲۶۱.

ارزیابی و مقایسه ابعاد سلامت روانی کارکنان یک واحد نظامی و انتظامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۳ تعداد دانلود : ۱۹۷
مقدمه: هدف تحقیق حاضر ارزیابی و مقایس ه وضعیت سلامت روانی نظامیان پایور و وظیفه در یک واحد نظامی بوده است. روش: روش تحقی ق زمین ه یاب ی از ن وع مقطع ی و علی مقایسه ای اس ت. با اس تفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چن د مرحله ای نمونهای به حجم 892 نفر از بین کلیه کارکنان نظامی مشغول به خدمت انتخاب شدند. در جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه سلامت روانی (GHQ-28) و پرسش نامه محقق ساخته استفاده شده است. نتایج: نتایج نشان داد که 38/9 درصد از کارکنان پایور و 51/6 درصد از کارکنان وظیفه مش کوک به اختالل روانی ش ناخته شدند. نتایج تحلیل واریانس چند متغیره (MANOVA) نشان داد ک ه بین نیروهای نظامی و انتظامی در همه ابعاد سلامت روانی تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین بین نیروهای نظامی پایور و وظیفه نیز در همه ابعاد سلامت روانی به جز اختالل در عملکرد اجتماعی، تفاوت معنادار است. بحث: این تحقیق نشان داد که کارکنان نیروهایی که بیشترین ارتباط را با مردم داش تند و کارکنان وظیفه از سلامت روانی پایین تری برخوردار هستند
۲۶۲.

ارائه مدل تاب آوری تحصیلی براساس سیستم های مغزی رفتاری و کمال گرایی تحصیلی با نقش میانجی ناگویی هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۷ تعداد دانلود : ۱۷۸
هدف ازمطالعه حاضر بررسی مدل معادلات ساختاری بین سیستم های مغزی رفتاری و کمال گرایی با تاب آوری تحصیلی با نقش میانجی ناگویی هیجانی بود. روش تحقیق مطالعه همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه دانش آموزان دختر- پسر مدارس دوره دوم متوسطه شهر ارومیه در سال 1402 بودند که نمونه ای به حجم 200 نفر از طریق روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایی چند مرحله ایی انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها ازپرسشنامه استاندارد تاب آوری تحصیلی مارتین ومارش(2003)، مقیاس سیستم های بازداری و فعال سازی رفتاری(BIS/BAS)، پرسشنامه کمال گرایی تحصیلی رسولی وبهرامی(1395) وپرسشنامه ناگویی خلقی تورنتو(TAS-20) استفاده شده است. نتایج تحلیل آزمون ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین ناگویی هیجانی(متغیرمیانجی) با سیستم های مغزی رفتاری(473/0-R=)، کمال گرایی(481/0R=)، تاب آوری(485/0-R=) وهمچنین بین تاب آوری با سیستم های مغزی رفتاری(488/0R=) و کمال گرایی(460/0-R=) روابط متقابل معناداری وجود دارد. همچنین تمامی شاخص های برازش مدل، برازش مدل را تأیید کردند. به طوری که ضرایب استاندارد مسیرها نشان داد مسیرهای مستقیم سیستم های مغزی رفتاری به تاب آوری(49/0=β)؛ کمال گرایی به تاب آوری(35/0-=β)؛ سیستم های مغزی رفتاری به ناگویی هیجانی(38/0-=β)؛ و کمال گرایی به ناگویی هیجانی(40/0=β) معنی دار می باشد. ه براساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که رابطه سیستم های مغزی رفتاری وکمال گرایی با تاب آوری یک رابطه خطی ساده نیست، بلکه متغیرهای دیگرمانند ناگویی هیجانی دراین رابطه نقش تعدیل کننده دارند
۲۶۳.

مقایسه اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی ، طرحواره درمانی وروان درمانگری شناختی- تحلیلی بر کاهش علایم در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۲۵۷
اختلال شخصیت مرزی شایع ترین اختلال در محیط های بالینی است. این مطالعه به دلیل ماهیت پیچیده اختلال مذکور وضرورت بکارگیری درمانهای جدید ، با هدف مقایسه اثر بخشی سه روش درمانی برکاهش علایم در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی اجرا شد. در یک پژوهش شبه آزمایشی، درقالب طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل همراه با پیگیری دوماهه، 60نفر بر مبنای مصاحبه بالینی و آزمون چند محوری میلون سه (MCMI-III) ، (افراد با نمره 84 <BR) به روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب و به صورت تصادفی در چهار گروه (45 نفر درسه گروه آزمایش و 15نفر گروه کنترل) گمارده شدند و به مقیاس شخصیت مرزی(STB)، بعنوان ابزارتشخیص و پرسشنامه های دشواری تنظیم هیجان گراتزوروئمر(2004)، تکانشگری بارات (BIS)، امیدواری اشنایدر بعنوان ابزارپژوهش قبل و بعد از برنامه مداخله درمانی پاسخ دادند. مداخله ها به مدت چهارماه با جلسات 90 دقیقه ای در هفته، به شیوه گروهی اجرا شد. نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیره MANCOVA و آزمون تعقیبی بن فرونی نشان داد در مرحله پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری درعلایم مرتبط با اختلال تفاوت معنادار وجود دارد(05/0<P). هم چنین تفاوت میانگین در متغیر کژتنظیمی هیجان به نفع روش CAT در متغیر تکانشگری ابن تفاوت به نفع رویکردDBTودر متغیر احساس پوچی مزمن نیز نتایج حاکی از عدم وجود تفاوت معنادار بود
۲۶۴.

بررسی رابطه هوش معنوی با میزان استرس شغلی و رضایت شغلی در پرستاران با تکیه بر پرسش نامه هوش معنوی کینگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۱۹۸
استرس و رضایت شغلی پرستاران از مسائل در خور توجه است. منابع و ظرفیت های معنوی به افراد کمک می کند در مقابله با مسائل و ناسازگاری های زندگی قدرت بیشتری داشته باشند. اخیراً هوش معنوی به عنوان عامل مهم تأثیرگذار بر جنبه های مختلف زندگی افراد معرفی شده است. پژوهش حاضر، رابطه هوش معنوی با استرس شغلی و رضایت شغلی پرستاران را بررسی می کند. در این پژوهش، پرستاران بیمارستان های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی زاهدان و بیمارستان تأمین اجتماعی شرکت کردند. جامعه استفاده شده در تحقیق ۵۲۳ نفر محاسبه شد که بر اساس فرمول نمونه گیری ۱۰۳ نفر از پرستاران به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش عبارت است از: پرسش نامه هوش معنوی کینگ، پرسش نامه رضایت شغلی سینک و مقیاس استرس پرستاری گری تافت و اندرسون. داده ها با استفاده از نرم افزار  SPSS-۱۶و آزمون های آماری تحلیل واریانس، همبستگی پیرسون تحلیل شد. بین هوش معنوی و خرده مقیاس هایش، با استرس شغلی و خرده مقیاس هایش رابطه منفی وجود داشت، ولی این رابطه معنادار نبود. فقط بین خرده مقیاس مشکلات مرتبط با بیماران و خانواده های آنان و خرده مقیاس تفکر وجودی ارتباط منفی و معنادار مشاهده شد. همچنین، بین هوش معنوی و خرده مقیاس هایش با رضایت شغلی رابطه مثبت معنادار مشاهده نشد. به نظر می رسد خرده مقیاس های هوش معنوی مرتبط با شغل، با خرده مقیاس های هوش معنوی مرتبط با سلامت روانی و بهزیستی روان شناختی متفاوت است. همچنین، به نظر می رسد هوش معنوی با اینکه در متغیرهای سلامت روان به طور مستقیم نقش دارد ممکن است در مسائل مربوط به شغل نقش مستقیمی نداشته باشد. این احتمال هم وجود دارد که پرسش نامه کینگ برای مسائلی از این دست مناسب نباشد.
۲۶۵.

مقایسه ی هوش هیجانی و مؤلفه های آن در دانش آموزان نابینا و بینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۱۹۲
تحقیق حاضر به منظور مقایسه مؤلفه های هوش هیجانی در دانش آموزان نابینا و بینا انجام شده است. جامعه ی آماری پژوهش حاضر، شامل کلیه ی دانش آموزان نابینا و بینای پسر و دختر در دامنه ی سنی 13-20 ساله بود که در سال تحصیلی 88-1387 مشغول به تحصیل در مدارس راهنمایی و دبیرستان شهر اردبیل بودند. تعداد 60 نفر (30 پسر و 30 دختر) نابینا و60 نفر (30 پسر و 30 دختر) بینا از میان دانش آموزان انتخاب شدند. پرسشنامه ی هوش هیجانی بار-آن به عنوان ابزار جمع آوری داده ها به صورت انفرادی و در محل آموزشگاه بر روی آنها اجرا شد. ضمن آن که روش تحقیق مطالعه ی حاضر با توجه به موضوع آن، از نوع علّی- مقایسه یی بوده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس چندمتغیری (MANOVA) استفاده شده است. نتیجه ی مطالعه نشان داد که بین دانش آموزان نابینا و بینا در مؤلفه های همدلی، عزت نفس، کنترل تکانه، انعطاف پذیری، مسئولیت پذیری، تحمل فشار روانی، خوش بینی، شادکامی، خودابرازی، واقع گرایی، خودشکوفایی و استقلال هوش هیجانی تفاوت معنی دار وجود دارد ولی در مؤلفه های حل مسأله، روابط بین فردی و خودآگاهی هیجانی تفاوت معنی دار نبود.
۲۶۶.

مقایسه تأثیر تحریک الکتریکی مستقیم مغز از روی جمجمه و روان نمایشگری بر آشفتگی روان شناختی در نوجوانان دارای ضربه های مغزی خفیف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۲۰۹
مقدمه: ضربه مغزی آسیب زا با شیوع بالا از مهم ترین علل ناتوانی های طولانی مدت محسوب می شود. هدف این مطالعه مقایسه اثربخشی تحریک الکتریکی مستقیم مغز از روی جمجمه(tDCS) و روان نمایشگری بر آشفتگی روان شناختی در نوجوانان دارای ضربه های مغزی خفیف (mTBI) بود. روش کار: روش این پژوهش از نوع آزمایشی و با طرح پیش آزمون_پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. از بین تمامی نوجوانان دارای آسیب مغزی خفیف که در نیمه دوم سال 1401 به بیمارستان فاطمی شهر اردبیل مراجعه کرده بودند، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 45 نفر که در مقیاس کمای گلاسکو نمره 15-13 کسب کرده بودند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه 15 نفره ( دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS-21) Lovibond و Lovibond (1995) استفاده شد. داده های به دست آمده با استفاده از تحلیل کواریانس چندمتغیری (مانکوا) در فضای نرم افزار SPSS نسخه 25 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته های به دست آمده از تحلیل کوواریانس حاکی از تفاوت معنادار بین گروه ها در مراحل پس آزمون وپیش آزمون بود. هر دو روش مداخله موجب کاهش آشفتگی روان شناختی نوجوانان شدند. هم چنین بین میزان نمرات آشفتگی روان شناختی گروه آزمایش تحریک فرا جمجمه ای مغز با گروه روان نمایشگری تفاوت معنا دار وجود نداشت. نتیجه گیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر، مداخله های درمانی تحریک الکتریکی مستقیم مغز از روی جمجمه و روان نمایشگری به عنوان شیوه های مکمل در درمان نوجوانان دارای آسیب های مغزی خفیف توصیه می شود.
۲۶۷.

بررسی اختلالات اعتیادی ناشنوایان و کم شنوایان: یک مرور سیستماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۱۵۳
در جامعه ناشنوایان و کم شنوایان باتوجه به محدودیت های ارتباطی، احتمال ابتلا به اختلالات سلامت روان بیشتر است، این محدودیت ارتباطی و انزوا احتمال ابتلا به اختلالات اعتیادی را بیشتر می کند، همچنین منابع پژوهشی اختلالات اعتیادی در افراد با آسیب شنوایی بسیار محدود و کمبود آن احساس می شود؛ بنابراین هدف اصلی این پژوهش بررسی مرور سیستماتیک انواع اختلالات اعتیادی در جامعه کم شنوایان و ناشنوایان بود. جامعه آماری، انواع اختلالات اعتیادی در افراد با آسیب شنوایی که طی 11 سال اخیر (1390-1401) در منابع فارسی و 18 سال اخیر (2005-2023) در منابع انگلیسی، در قالب مقالات چاپ شده در مجلات علمی - پژوهشی انجام شد. به منظور یافتن مقالات فارسی جستجوی اینترنتی کلیدواژه های: اعتیاد و ناشنوایان، الکل و ناشنوایان، مصرف مواد و ناشنوایان، سیگار و ناشنوایان، شبکه های اجتماعی و ناشنوایان در پایگاه های داخلی: بانک اطلاعات نشریات کشور مگ ایران، سیلویکا، پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی و پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران، صورت گرفت. برای مقالات انگلیسی پایگاه های خارجی، ساینس دایرکت، IEEE PubMed، Springer، PsychInfo و Web of Science موردبررسی قرار گرفت. پس از بررسی مقالات 100 مقاله انگلیسی و فارسی انتخاب شد. نتایج بررسی نشان داد، بیشترین فراوانی اختلالات اعتیادی در افراد با آسیب شنوایی مربوط به مصرف مواد (66/41 درصد)، مصرف سیگار (25 درصد) و مصرف الکل (83/20 درصد) است. دراین بین اعتیاد به شبکه های مجازی (5/12 درصد) کمترین فراوانی به خود اختصاص داده است. باتوجه به نتایج این پژوهش ضرورت پیشگیری و آموزش فراگیر مهارت های ارتباطی برای جامعه ناشنوایان و کم شنوایان ضروری است.
۲۶۸.

رابطه ی پردازش اطلاعات اجتماعی و علائم زیر بالینی اُتیسم در نوجوانان: نقش تعدیل کنندگی حافظه کاری، انعطاف پذیری شناختی و ذهنی سازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۳۱
بالا بودن صفات اُتیستیک در نوجوانان با طیف وسیعی از پیامدهای مخرب آموزشی و اجتماعی همراه است. بدین جهت، شناسایی عوامل تأثیرگذار بر آن حائز اهمیت است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش پردازش اطلاعات اجتماعی در علائم زیر بالینی اُتیسم با تعدیل کنندگی حافظه کاری، انعطاف پذیری شناختی و ذهنی سازی انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی - همبستگی بود و به روش مدل یابی معادلات ساختاری صورت گرفت. جامعه ی آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پایه دوازدهم مدارس دولتی پسرانه و دخترانه شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بود که تعداد 260 نفر (141 دختر، 119 پسر) با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های پردازش اطلاعات اجتماعی - اسناد و پاسخ هیجانی (SIP-AEQ)، اُتیسم بهر (AQ)، عملکرد بازتابی (RFQ) و نسخه ی کامپیوتری آزمون های حافظه کاری دانیمن و کارپنتر و دسته بندی کارت های ویسکانسین (WCST) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار Smart PLS 3 انجام شد. نتایج مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که سوگیری اسنادی خصمانه (2/534 t=،0/322=β) و پاسخ های هیجانی منفی (2/001 t=،0/275=β) بر علائم زیر بالینی اُتیسم تأثیر مستقیم، مثبت و معناداری دارند. ذهنی سازی در رابطه ی بین متغیرهای سوگیری اسنادی خصمانه (2/549 t=،0/507-=β) و پاسخ های هیجانی منفی (3/164 t=،0/632-=β) با علائم زیر بالینی اُتیسم اثر تعدیل کننده دارد. همچنین، نقش تعدیل کنندگی حافظه کاری در ارتباط بین سوگیری اسنادی خصمانه با علائم زیر بالینی اُتیسم تأیید شد (4/389 t=،0/394-=β). با توجه به نتایج پژوهش، استفاده از درمان مبتنی بر ذهنی سازی، آموزش حافظه کاری و برنامه های مداخله مبتنی بر آموزش مهارت های SIP، به درمانگران پیشنهاد می شود.
۲۶۹.

مدل یابی علی علائم اختلال شخصیت مرزی بر اساس حساسیت به طرد: نقش میانجی کنترل بازداری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۸۲
مقدمه: اختلال شخصیت مرزی با ناپایداری هیجانی، تکانشگری و مشکلات بین فردی همراه است. حساسیت به طرد و ضعف کنترل بازداری از عوامل اصلی تداوم این علائم اند و بررسی آن ها به درک مکانیزم های زمینه ساز و طراحی مداخلات مؤثر کمک می کند. هدف: پژوهش حاضر با هدف مدل یابی علی علائم شخصیت مرزی بر اساس حساسیت به طرد و با نقش میانجی کنترل بازداری انجام گرفت. روش: این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۰ بود. نمونه ای به حجم ۱۵۳ نفر به روش خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد. (طبق قاعده کلاین، نمونه ۱۵۳ نفری کفایت لازم برای انجام مدل یابی معادلات ساختاری را داراست). ابزارهای پژوهش شامل مقیاس شخصیت مرزی (STB)، مقیاس حساسیت به طرد و آزمون برو/نرو بودند. داده ها با رگرسیون و مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS 28 و SmartPLS 3 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد مدل کلی از برازش مطلوبی برخوردار است. حساسیت به طرد اثر مثبت و معناداری بر علائم مرزی داشت (β = 0.36)، در حالی که کنترل بازداری اثر منفی و معناداری بر این علائم نشان داد (β = −0.33). همچنین نقش میانجی گری کنترل بازداری در رابطه حساسیت به طرد و علائم مرزی تأیید شد (β = 0.12). نتیجه گیری: این یافته ها نشان می دهد حساسیت به طرد در بروز و تداوم علائم شخصیت مرزی نقش دارد و کنترل بازداری به عنوان میانجی این ارتباط عمل می کند. بنابراین، کاهش حساسیت به طرد و تقویت بازداری شناختی می تواند از مؤلفه های اساسی در طراحی مداخلات درمانی برای بهبود علائم این اختلال باشد.
۲۷۰.

اثربخشی برنامه کاهش وزن تلفیقی بر سوگیری توجه و بازداری رفتاری زنان مبتلا به چاقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۸۴
مقدمه: چاقی یکی از معضلات رو به رشد سلامت عمومی است که نه تنها با پیامدهای جسمانی، بلکه با تغییرات شناختی مانند سوگیری توجه و ضعف در بازداری رفتاری همراه است. هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی برنامه کاهش وزن تلفیقی بر سوگیری توجه و بازداری رفتاری زنان مبتلا به چاقی صورت گرفت. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان چاق مراجعه کننده به مرکز سلامت دانشگاه محقق اردبیلی در سال 1402 بود. با توجه به اینکه حداقل 15 نمونه در تحقیقات تجربی در نظر گرفته شده است، در نتیجه 30 زن چاق (15 نفر در موقعیت درمان با برنامه کاهش وزن تلفیقی به عنوان گروه آزمایش و 15 نفر در موقعیت بدون درمان به عنوان گروه کنترل) به روش نمونه گیری هدف مند انتخاب و به صورت تصادفی با قرعه کشی در گروه آزمایش و کنترل جای گذاری شدند. گروه آزمایش به تفکیک روزانه به مدت 50 دقیقه و با تعداد جلسات 15 جلسه تحت برنامه کاهش وزن قرار گرفتند و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. اعضای گروه با استفاده از نرم افزار رایانه ای دات پروب و برو/نرو در مرحله پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تجزیه تحلیل داده ها از نرم افزارSPSS نسخه 22 و روش تحلیل واریانس چندمتغیری برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها: براساس نتایج بدست آمده، بعد از انجام مداخله اثربخشی برنامه کاهش وزن تلفیقی بر سوگیری توجه و بازداری رفتاری معنادار بوده و موجب کاهش آنها شده بود (p<0/05). همچنین مقدار اندازه اثر در سوگیری توجه و بازداری رفتاری به ترتیب برابر 875/0 و 773/0 بود. نتیجه گیری: براساس نتایج این مطالعه، به نظر می رسد از روش فوق می توان در برنامه های کاهش وزن و تغییر سبک زندگی و ارتقاء سلامت جامعه استفاده کرد.
۲۷۱.

پیامدهای روانشناختی و تحصیلی ایام کرونا بر روی دانش آموزان و راهکارهای آن (روش آمیخته)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۹
زمینه و هدف: همه گیری ویروس کرونا به تغییراتی در سراسر جهان و به خصوص در نظام تعلیم و تربیت منجر شد که این تغییرات در دوران پساکرونا، کشاکش ها و فرصت های متنوعی را برای نظام تعلیم و تربیت ایجاد کرد. بنابراین این پژوهش با هدف پیامدهای روان شناختی و تحصیلی ایام کرونا بر روی دانش آموزان و راهکارهای آن انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر از نوع آمیخته (کمّی_ کیفی) بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان، معلمان، و والدین پایه ششم دبستان های استان اردبیل در سال تحصیلی1403-1402 بودند که در دو مرحله نمونه گیری انجام شد؛ در مرحله یکم 45 نفر از جامعه آماری مذکور (هر گروه 15 نفر) به صورت هدفمند انتخاب و داده های کیفی با روش مصاحبه نیمه ساختار یافته جمع آوری شد. در مرحله دوم 90 دانش آموز از سه منطقه (نمین، خلخال، و پارس آباد) با روش نمونه گیری خوشه ای به عنوان نمونه کمّی انتخاب شدند و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه جمعیت شناختی و آزمون تشخیص مشکلات رفتاری کودکان ایرانی (معتمدین و همکاران، 1400) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه به روش تحلیل مضمون و با نرم افزار MAXQDA- 20 و داده های کمّی با استفاده از تحلیل واریانس دوعاملی و آزمون خی دو با نرم افزار SPSS-23 انجام شد. یافته ها: در بخش کیفی نتایج نشان داد شش مضمون اصلی تحت عناوین آموزش و درمان، محیط اجتماعی و خانوادگی سالم، استفاده از آموزش الکترونیکی، پیشگیری از ویروس کرونا، توانمندسازی والدین و معلمان، و بالابردن کیفیت آموزشی به عنوان راهکارهای مؤثر در جهت کاهش پیامدهای روان شناختی و تحصیلی ایام کرونا است و در بخش کمّی، یافته ها نشان داد که شدّت مشکلات رفتاری دانش آموزان بعد از همه گیری ویروس کرونا افزایش یافته است. همچنین بین جنسیت و ابتلا به ویروس کرونا در مشکلات هیجانی_ رفتاری دانش آموزان تعامل وجود ندارد (485/2 χ²= ، 289/0=p) و بین وضعیت تحصیلی (301/6 χ²= ، 178/0=p) و روان شناختی (038/2 χ²= ، 729/0=p) دانش آموزان بعد از ایام کرونا در تعامل با جنسیت تفاوت معناداری وجود ندارد. همچنین نتایج تحلیل واریانس دوعاملی نشان داد اثرات متقابل جنسیت و ابتلا به ویروس کرونا بر مشکلات هیجانی- رفتاری دانش آموزان پس از ایام کرونا معنادار نبود (688/0= (54, 1)F، 411/0= p، 013/0= η2). نتیجه گیری: نتایج به دست آمده، ضرورت طراحی و اجرای مداخلات آموزشی و توانمندسازی معلمان را متناسب با نیازهای دانش آموزان در دوران پساکرونا نشان می دهد. همچنین نتایج این مطالعه می تواند به عنوان یک چارچوب نظری و عملی، راهنمای متخصصان تعلیم و تربیت، مشاوران، و درمانگران در ارائه خدمات بهینه به دانش آموزان قرار گیرد.
۲۷۲.

تدوین و اثربخشی درمان مبتنی بر تکثیر انبوه عصبی بر شاخص های تحولی و علائم کودکان با اختلال طیف اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۷۵
تدوین مدل درمانی مبتنی بر رشد عصب محور جهت درمان حداکثری اختلالات عصب-تحولی ضروری به نظر می رسد. این پژوهش با هدف تدوین و بررسی اثربخشی روش نوآورانه ی درمان مبتنی بر تکثیر انبوه عصبی بر شاخص های تحولی و علائم اوتیسم کودکان طیف اوتیسم انجام شده است. روش پژوهش از نوع کیفی و کمی است. در بخش پژوهش کیفی از روش تحلیل محتوای کیفی از نوع استقرایی و سپس روش دلفی برای طراحی مبانی نظری و طرح عملیاتی درمان استفاده شد. پس از آن با استفاده از روش آزمایشی با طرح پیش آزمون -پس آزمون با گروه کنترل، تعداد 30 آزمودنی ۳ تا ۵ سال دارای اختلال طیف اُتیسم از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل جای دهی شدند. مداخله به میزان 36 جلسه، طی 3 ماه و در قالب جلسات 45 دقیقه ای اجرا شد. ابزار سنجش آزمون گارس 3 و ASQ II بود. داده ها با روش مانکووا تحلیل شد. یافته ها حاکی از نتایج مثبت در حیطه ی حل مسئله؛ حرکات درشت؛ برقراری ارتباط و علائم اتیستیک (0.01>P) بود، اما این تغییرات در متغیرهای حرکات ظریف و رفتارهای شخصی- اجتماعی؛ دیده نشد. این چنین استنباط می شود که روش درمان مبتنی بر تکثیر انبوه عصبی موجب رشد و گسترش کارکردهای رشد محور و پایه ای (کلان) می شود، اما تأثیر مستقیم آن در بازه ی زمانی 3 ماهه بر کارکردهای خرد که غالباً نیازمند آموختن از محیط هستند قابل مشاهده نیست.
۲۷۳.

بررسی رابطه بازشناسی هیجان چهره ای و علائم زیربالینی اُتیسم در نوجوانان: ارائه مدل با آزمون نقش تعدیل کنندگی کارکردهای اجرایی (انعطاف پذیری شناختی، بازداری، حافظه کاری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۳۹
مقدمه: سطح بالای صفات اُتیستیک در نوجوانان، پیامدهای منفی آموزشی و اجتماعی را به همراه دارد؛ بنابراین شناسایی عوامل مؤثر بر آن ضروری است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بازشناسی هیجان چهره ای و علائم زیر بالینی اُتیسم با نقش تعدیل کنندگی کارکردهای اجرایی (انعطاف پذیری شناختی، بازداری، حافظه کاری) انجام شد. روش کار: این پژوهش از نوع توصیفی_همبستگی بود و به روش مدل یابی معادلات ساختاری صورت گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پایه دوازدهم مدارس دولتی شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بود. از میان آنها به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای، تعداد 280 نفر (151 دختر و 129 پسر) انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس اُتیسم بهر، آزمون 60 چهره Ekman و نسخه رایانه ای آزمون های دسته بندی کارت های ویسکانسین، استروپ و حافظه کاری Daneman و Carpenter بود. داده ها با استفاده از روش پیشرفته آماری مدل یابی معادلات ساختاری، در نرم افزار Smart PLS 3 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بازشناسی هیجان چهره ای بر علائم زیر بالینی اُتیسم تأثیر معناداری دارد (211/2 t=،324/0-=β). از کارکردهای اجرایی، فقط انعطاف پذیری شناختی بر علائم زیر بالینی اُتیسم تأثیر معناداری داشت (958/2 t=،367/0=β). همچنین، نتایج در مورد نقش تعدیل کنندگی کارکردهای اجرایی حاکی از آن بود که انعطاف پذیری شناختی (174/2 t=،317/0=β) و بازداری (975/1 t=،212/0=β) در رابطه بین بازشناسی هیجان چهره ای با علائم زیر بالینی اُتیسم اثر تعدیل کننده داشتند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد مؤلفه هایی از کارکردهای اجرایی (انعطاف پذیری شناختی و بازداری) نقش تعدیل گر نسبی در رابطه بین بازشناسی هیجان چهره ای و علائم زیر بالینی اُتیسم دارند. بر این اساس، به روان درمانگران توصیه می شود نقش کارکردهای شناختی را در مداخلات آموزشی و درمانی نوجوانان با علائم زیر بالینی اُتیسم مدنظر قرار دهند.
۲۷۴.

اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر نشخوار فکری و پریشانی روان شناختی مرتبط با نقش مادری در زنان مبتلا به افسردگی پس از زایمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۲۶۰
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر نشخوار فکری و پریشانی روان شناختی مرتبط با نقش مادری در زنان مبتلا به افسردگی پس از زایمان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری 3 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره بهداشت شهر ارومیه در سال 1403 بود که از بین آنها تعداد 32 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه (هر گروه 16 نفر) قرار گرفتند. داده ها با استفاده از مقیاس نشخوار فکری (RRS، نولن-هوکسما و مارو، ۱۹۹۱) و پرسشنامه پریشانی روان شناختی کسلر (DTQ، 2002) جمع آوری شد. مداخله درمان شناختی رفتاری در 8 جلسه 90 دقیقه ای (هر هفته یک جلسه) در دو ماه برگزار شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد تفاوت معناداری بین مرحله پیش آزمون و پس آزمون در متغیرهای نشخوار فکری و پریشانی روان شناختی وجود دارد (05/0>p). همچنین بین مرحله پیش آزمون و پیگیری نیز تفاوت معنادار وجود داشت (05/0>p). نتایج پژوهش نشان داد که مداخله درمان شناختی رفتاری به طور معنادار و پایدار موجب کاهش نشخوار فکری و پریشانی روان شناختی شده است.
۲۷۵.

دانش آموزان و داوطلبان پشت دیوار کنکور، از ناامیدی شغلی تا جستجوی آینده در رویای مهاجرت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۳
هدف: این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین انگیزه تحصیلی، ارزیابی سیستم آموزشی، خودکارآمدی، تجربه پشت کنکوری ها، نگرش پاسخگویان در مورد بیکاری تحصیلکردگان و تمایل به مهاجرت در میان دانش آموزان و داوطلبان پشت کنکور انجام شد.  روش : تحقیق توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری شامل دانش آموزان پایه دوازدهم و داوطلبانی بود که حداقل یک بار در کنکور شرکت کرده اند. نمونه گیری به روش در دسترس و با حجم ۳۰۰ نفر انجام شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری و با نرم افزار SPSS تحلیل شدند. روایی پرسشنامه با نظر متخصصان و تحلیل عاملی اکتشافی تأیید شد و پایایی آن با آلفای کرونباخ (بین 81/0 تا 89/0) بررسی گردید.    یافته ها:  نتایج  پژوهش نشان داد که انگیزه تحصیلی و ارزیابی پاسخگویان از سیستم آموزشی رابطه مثبت و قوی دارند (85/0r = ). همچنین، نگرش نسبت به بیکاری تحصیلکردگان بیشترین تأثیر را بر تمایل به مهاجرت داشت (60/0 - r =  ). تجربه چالش های روانی پشت کنکوری ها و ارزیابی پاسخگویان از سیستم آموزشی نیز تأثیر مثبت و معناداری بر تمایل به مهاجرت نشان دادند(35/0  r = ). و (25/0  r = ). نتایج رگرسیون خطی نشان داد که بیکاری تحصیلکردگان ((55/0  β = ) و تجربه پشت کنکوری ها (30/0  β = ) بیشترین تأثیر را بر تمایل به مهاجرت دارند. نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که برای کاهش تمایل به مهاجرت و افزایش انگیزه تحصیلی بهبود سیستم آموزشی، کاهش فشار کنکور و ایجاد فرصت های شغلی با توجه به تخصص و رشته تحصیلی دانش آموختگان، ضروری هستند. پیشنهاد می شود سیاست گذاران با اصلاح سیستم آموزشی و ایجاد فرصت های شغلی مناسب،  ایجاد کارگاه های کوچک درآمدزا همراه با آموزش حرفه ای درمدارس و دانشگاه ها، به کاهش نگرانی های نسل جوان کمک کنند.
۲۷۶.

اثربخشی برنامه ذهن آگاهی مبتنی بر یادگیری تنفس در مؤلفه های روان شناختی نوجوانان؛ مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۲
زمینه و هدف: نوجوانی یکی از کشاکش برانگیزترین دوران زندگی شناخته می شود و نیاز به اجرای مداخلات مؤثر در این گروه بیش ازپیش احساس می شود. برنامه یادگیری تنفس یکی از مداخلات مدرسه محور جدید و نویدبخش برای نوجوانان است؛ اما تابه حال مروری جامع بر مطالعات کارآزمایی تصادفی کنترل شده این مداخله انجام نشده است. بدین ترتیب این مطالعه با هدف مرور نظام مند کارآزمایی های تصادفی کنترل شده در حوزه اثربخشی برنامه یادگیری تنفس بر پیامدهای روان شناختی نوجوانان ۱۲ تا ۱۹ ساله از جمله افسردگی، اضطراب، تنش، هیجان، شفقت، تاب آوری، کنش های شناختی، حمایت اجتماعی، و رضایت از زندگی انجام شد. روش: پژوهش حاضر، مروری نظام مند بود که با استفاده از کلمات کلیدی «Learning to BREATHE»، «mindfulness»، «adolescen*»، «randomized controlled trial»، «depression»، «anxiety»، «stress»، «emotion»، «compassion»، «resilience»، «cognitive functions»،«social support» ، و «life satisfaction» در پایگاه های اطلاعاتیPubMed, PsycInfo, Google Scholar, ProQuest و Scopus انجام شد (از ژانویه 2009 تا جولای 2025). در ابتدا بر اساس معیارهای ورود، 490 پژوهش به دست آمد که پس از اعمال معیارهای خروج و ارزیابی کیفیت طبق دستورالعمل پریزما، 14 پژوهش جهت تحلیل کامل باقی ماندند. به دلیل ناهمگونی مطالعات، داده ها با استفاده از روش ترکیب روایی، تلفیق و توصیف شدند. یافته ها: مرور نظام مند بر ۱۴ کارآزمایی تصادفی کنترل شده شامل 1314 نوجوان ۱۲ تا ۱۹ ساله نشان داد که برنامه یادگیری تنفس در برخی حوزه ها اثربخشی مطلوبی دارد. برنامه یادگیری تنفس به طور معناداری (05/0 > p) در کاهش علائم افسردگی و اضطراب اثربخش بوده (با اندازه اثر 34/0- = g تا 26/1- = g) و همچنین اثربخشی مناسبی در تنش ادراک شده نشان داده است (80/0- = g). در مقابل نتایج در متغیرهایی نظیر شفقت به خود، تاب آوری، کنش های اجرایی، و حمایت اجتماعی، متناقض گزارش شد. شایان ذکر است که با وجود ماهیت مداخله، اثربخشی معناداری در متغیرهای ذهن آگاهی و پذیرش، و همچنین شاخص های عملکرد تحصیلی (نمرات و حضور در مدرسه) مشاهده نشد (05/0 < p). نتیجه گیری: نتایج این مرور نشان داد که برنامه آموزشی یادگیری تنفس می تواند در بهبود برخی از مؤلفه های کلیدی سلامت روان نوجوانان مانند افسردگی، اضطراب، و تنش مؤثر باشد؛ اما در ارتباط با متغیرهایی مانند ذهن آگاهی به مثابه بنیاد اصلی این مداخله، لازم است پژوهش های بیشتری انجام شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان