مجتبی پالوج

مجتبی پالوج

مدرک تحصیلی: استادیار و معاون مؤسسه پژوهش های برنامه ریزی، اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی و عضو هیئت رئیسه انجمن علمی توسعه روستایی ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۵ مورد از کل ۲۵ مورد.
۲۱.

ارزیابی اقتصادی عملکرد و خصوصیات زراعی گیاهان دارویی در مناطق روستایی سیستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: محصولات کم آب بر روستا اقتصا مهندسی گیاهان دارویی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۹۷
با توجه به محدودیت منابع آبی و تداوم کم بارشی و خشکسالی های اخیر در منطقه سیستان، توسعه کشت گیاهان اقتصادی و کم آب بر و نیز تقویت صنایع تبدیلی با هدف افزایش درآمد کشاورزان و حفظ ماندگاری در منطقه بسیار حیاتی و ضروری است. این پژوهش با هدف ارزیابی اقتصادی عملکرد و خصوصیات زراعی گیاهان دارویی در مناطق روستایی سیستان انجام شد. اطلاعات تحقیق از طرح های پژوهشی در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی سیستان در دو روستای ده بلند و زهک به دست آمد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از روش های اقتصاد مهندسی و معیارهای ارزش فعلی خالص و نسبت منفعت به هزینه انجام شد. همچنین برای تصمیم گیری در اولویت بندی گیاهان دارویی بر اساس نقطه نظر بهره برداران از روش خاکستری به عنوان یکی از روش های تصمیم گیری چند شاخصه استفاده شد. نتایج نشان داد نسبت منفعت به هزینه گیاهان دارویی اسفرزه، سیاه دانه و زنیان به ترتیب 5/37، 4/7 و 4/6 بود. ازاین رو با توجه به مثبت بودن این نسبت در منطقه کلیه گیاهان دارویی مورد بررسی ازنظر اقتصادی مقرون به صرفه هستند و می توانند در ایجاد تنوع کشت و افزایش درآمد مؤثر باشند. علاوه بر این گیاه دارویی اسفرزه با نسبت منفعت به هزینه 5/37 اقتصادی ترین محصول انتخاب شد. همچنین نتایج نشان داد مهمترین اولویت بندی گیاهان دارویی از دید بهره برداران به گزینه های مناسب بر اساس شاخص آنتروپی، افزایش بهره وری و راندمان آبیاری، کم آب بر، افزایش درآمد، امید به زندگی، ماندن در روستا و افزایش اشتغال است. ازاین رو در صورت فراهمی آب مطمئن در طول دوره، بازاریابی و بسته بندی مناسب برای ارائه در بازار و فراهمی بستر مناسب فراوری، گیاهان دارویی در ایجاد اشتغال مولد از طریق ایجاد صنایع وابسته می توانند تحولی بزرگ در منطقه رقم زنند. بر این اساس ضمن پیشنهاد برنامه ریزی ترویجی برای آموزش مستمر کشاورزان در افزایش بهره وری این محصولات، با توجه به سودآوری آن ها، برنامه ریزی برای احداث واحدهای فراوری محصولات یاد شده در منطقه توصیه می شود.
۲۲.

نقش اعتبارات کشاورزی در پایداری اقتصادی جوامع محلی: مطالعه موردی روستاهای بخش قلعه نو در شهرستان ری

کلیدواژه‌ها: اعتبارات کشاورزی تسهیلات بانکی پایداری اقتصادی جوامع محلی ری (شهرستان) مدل بهترین- بدترین (BWM) فازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۶۳
اعتبارات کشاورزی، به عنوان یکی از ابزارهای کلیدی در توسعه و پایداری اقتصادی جوامع محلی، نقش حیاتی ایفا می کند. با بهره گیری از این اعتبارات، کشاورزان و تولیدکنندگان محلی می توانند به بهبود شیوه های کاشت، افزایش تولید و تنوع محصولات بپردازند و در نتیجه، درآمد و معیشت خود را بهبود بخشند. همچنین، دسترسی به منابع مالی می تواند منجر به ایجاد فرصت های شغلی جدید و تقویت ساختارهای اقتصادی محلی شود. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش اعتبارات کشاورزی در پایداری اقتصادی جوامع محلی و با رویکردی توصیفی- تحلیلی در سال 1403، در روستاهای قلعه نو شهرستان ری انجام شد و از این نظر، از نوع پژوهش های کاربردی و پیمایشی یا جامعه آماری شامل دو بخش بود: بخش اول خانوارهای ساکن روستاهای بالای دویست خانوار بودند که از آن میان، بر اساس میزان جمعیت، با بهره گیری از نمونه گیری تصادفی، 366 خانوار به عنوان نمونه تعیین شدند؛ و بخش دوم شامل مدیران و نخبگان کشاورزی و روستایی در منطقه مورد مطالعه بود که از آن میان، بر اساس نمونه گیری هدفمند، سی نفر از افراد دارای ویژگی لازم به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور تجزیه وتحلیل اطلاعات، از آزمون تی (t) تک نمونه ای و مدل بهترین- بدترین (BWM) فازی استفاده شد. نتایج آزمون تی تک نمونه ای بیانگر وضعیت پایدار اقتصادی جوامع محلی در روستاهای شهرستان قلعه نو بود؛ و افزون بر این، بر اساس نتایج آزمون همبستگی پیرسون، به لحاظ باپایداری اقتصادی جوامع محلی، متغیرتسهیلات بانکی با متغیرهای بهره پایین، کاهش دیوان سالاری و دریافت تسهیلات، در اولویت قرار دادن کشاورزی، متناسب بودن میزان وام برای راه اندازی کسب وکار، کمک به بازسازی تجهیزات، تأمین سرمایه در گردش، مطلوبیت وام از نظر وثیقه، مطلوبیت وام از نظر انعطاف پذیری، زمان مناسب برای بازپرداخت اقساط و کمک به افزایش ظرفیت کمی و کیفی واحد اقتصادی، در سطح معنی داری کمتر از 0/50، رابطه معنی دار و مثبت دارد. در نهایت نیز نتایج رتبه بندی نشان داد که مؤلفه درآمد با وزن 0/175 و تنوع شغلی با وزن 0/174 بیشترین تأثیرپذیری را از اعتبارات کشاورزی دارند و در نقطه مقابل، تنوع تولید و فروش با وزن 0/169، بازاریابی با وزن 0/163 و سرمایه گذاری با وزن 0/133 از اعتبارات کشاورزی کمترین تأثیر را می پذیرند.
۲۳.

روستای هوشمند راهی برای دستیابی به توسعه یکپارچه روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توسعه روستایی روستای هوشمند فناوری نوین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۷۵
امروزه مفهوم روستای هوشمند به عنوان راهبردی برای توسعه یکپارچه روستایی به صورت فزاینده مورد توجه قرار گرفته است. در همین راستا، به منظور تجزیه وتحلیل جامع مبانی نظری ویژگی های روستای هوشمند، از روش مرور نظام مند بهره گرفته شد و پس از تعیین سؤال پژوهش، مقالات، کتاب ها، گزارش ها و اسناد مرتبط با مفاهیم کلیدی مانند «روستای هوشمند»، «روستای دیجیتال»، «توسعه همه-جانبه روستایی»، «فناوری های نوین» و «فناوری اطلاعات و ارتباطات» در روستا جستجو شدند که پس از انجام سه مرحله غربالگری در نهایت 53 مطالعه وارد تحلیل شدند. برای اعتباریابی کدهای استخراج شده از داده های پژوهش از دو روش کدگذاری مجدد و کدگذاری مستقل استفاده شد. مرور نظام مند منابع نشان داد عنصر کلیدی مدل روستای هوشمند، مشارکت جامعه است. هرچند روستای هوشمند به دنبال ایجاد مزایای اقتصادی برای ساکنان محلی است، اما تأکید اصلی بر بهبود حکمرانی از طریق شفافیت در فرایندهای اداری و توسعه اجتماعی از طریق مشارکت ساکنان در برنامه ریزی است. این رویکرد مشارکتی می تواند به نتایج اجتماعی مطلوب از جمله ایجاد فرصت های شغلی، کاهش مهاجرت و افزایش تعاملات با نواحی هم جوار منجر شود. از نظر اقتصادی، روستای هوشمند می تواند رقابت پذیری را افزایش دهد، دسترسی مستقیم به بازارهای محلی را فراهم کند و درآمد ساکنان را بالا ببرد. علاوه بر این، این روستاها می توانند مزایای زیست محیطی مانند بهبود کارایی و استفاده بهینه از منابع و ترویج شیوه های کشاورزی پایدار را نیز ارائه دهند. با اولویت دادن به مشارکت جامعه و حکمرانی شفاف، روستای هوشمند نه تنها کیفیت زندگی ساکنان را بهبود می بخشد؛ بلکه به پایداری کلی مناطق روستایی نیز کمک می کنند.
۲۴.

تحلیلی بر نابرابری فضایی توسعه کشاورزی مناطق روستایی منطقه سیستان و عوامل مؤثر بر آن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نابرابری فضایی توسعه کشاورزی مناطق روستایی سیستان (منطقه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۲
طی سال های اخیر، مطالعه نابرابری و وجود آن در محدوده های جغرافیایی مختلف به ویژه در کانون توجه برنامه ریزان و سیاست گذاران بوده است. با توجه به موقعیت جغرافیایی و ویژگی های زیست شناختی منحصربه فرد استان های کشور، نابرابری فضایی در حوزه کشاورزی در ایران، هم در سطح درون منطقه ای و هم در سطح بین منطقه ای، به طور گسترده مشاهده می شود. در این میان، منطقه سیستان از اهمیت ویژه برخوردار است، زیرا الگوهای توسعه کشاورزی به ویژه در نواحی روستایی این منطقه به گونه ای متفاوت شکل گرفته اند، که منجر به ایجاد شکاف های قابل توجه در بهره وری، دسترسی به منابع و فرصت های اقتصادی شده است. بنابراین، پرداختن به موضوع نابرابری فضایی در بخش کشاورزی روستاهای این منطقه بسیار اهمیت دارد. بر این اساس، پژوهش حاضر، با هدف تحلیل نابرابری فضایی در توسعه کشاورزی روستاهای منطقه سیستان و بررسی عوامل مؤثر بر آن، از نوع کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی و اکتشافی بود؛ و نتایج مطالعه نشان داد که توسعه کشاورزی در روستاهای منطقه سیستان در وضعیت نامطلوب قرار دارد. بر اساس یافته های بخش کیفی پژوهش، عوامل علی نابرابری فضایی در توسعه کشاورزی نواحی روستایی منطقه سیستان عبارت اند از تغییرات اقلیمی، جایگاه نامشخص عدالت فضایی در نظام اداری و اجرایی، رویکرد متمرکز، نگاه بخشی و تک بعدی به توسعه؛ همچنین، عدم توجه به قابلیت های فیزیکی- محیطی موجود در روستاهای منطقه سیستان، توزیع نامتوازن زیرساخت ها و خدمات کشاورزی در سیاست گذاری های منطقه ای، حکمروایی نامطلوب روستایی، عدم مشارکت مردم در فرآیند توسعه کشاورزی و نبود سازوکارهای مقابله با پدیده خشکسالی به عنوان عوامل زمین ه ای نابرابری فضایی شناسایی شدند. علاوه بر این، بر اساس نتایج مطالعه، عوامل مداخله گر مؤثر در نابرابری های فضایی توسعه کشاورزی در روستاهای منطقه سیستان شامل عدم تسریع انتقال آب به سیستان، سیاسی کاری در مسئله تقسیم آب رودخانه هیرمند بین ایران و افغانستان، اتخاذ سیاست قطبی، مدیریت نامنسجم در بین سازمان ها، عدم حمایت مؤثر نظام بانکی از بخش کشاورزی روستاهای سیستان و ناکارآمدی اسناد بالادستی در زمینه توسعه متوازن و محرومیت زدایی ارزیابی شدند.
۲۵.

بررسی ابعاد دانش مدیریت پروژه های مشارکتی توسعه کشاورزی و روستایی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دانش مدیریت پروژه پروژه مشارکتی توسعه کشاورزی و روستایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۶
زمینه و هدف : دانش، لازمه مدیریت صحیح پروژه های توسعه ای و به ویژه پروژه های مشارکتی می باشد. بنابراین تحقیق حاضر، با هدف بررسی ابعاد دانش مدیریت پروژه های مشارکتی توسعه کشاورزی و روستایی در ایران انجام شده است. روش شناسی/رهیافت : روش تحقیق، کیفی از نوع تحلیل مضمون می باشد. جامعه آماری که با استفاده از روش گلوله برفی انتخاب شدند، شامل صاحبنظرانی می باشند که در سطح ملی، تجربه فعالیت در پروژه های مشارکتی توسعه کشاورزی و روستایی را داشتند (تعداد: 18 نفر). یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد دانش مدیریت پروژه های مشارکتی توسعه کشاورزی و روستایی را می توان در 8 بُعد اصلی طبقه بندی کرد که شامل مدیریت زمان، مدیریت پایداری، مدیریت منابع انسانی، مدیریت ذینفعان، مدیریت ارتباطات، مدیریت کیفیت، مدیریت هزینه ها و مدیریت ریسک می باشد و مهمترین آنها «مدیریت زمان» است. موضوع پایداری در رتبه دوم و موضوع مدیریت منابع انسانی در رتبه سوم قرار دارد. پیشنهادات تحقیق برای هر یک از ابعاد هشت گانه دانش مدیریت پروژه های مشارکتی توسعه کشاورزی و روستایی در ایران در پایان ارائه شده است. اصالت/نوآوری: مطالعات پیشین در خصوص پیکره مدیریت دانش (PMBOK)، تا کنون در بستر پروژه های مشارکتی و در زمینه روستایی انجام نشده اند. این مطالعه برای اولین بار به بررسی اهمیت اجزای پیکره مدیریت دانش در پروژه های مشارکتی توسعه کشاورزی و روستایی می پردازد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان